27645
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید . . . هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند ف.ن
در خوابم گذشت
که آب آتش گرفته است.
و باد آتش گرفته است.
و خاک آتش گرفته است.
و آتش آتش گرفته است.
در خوابم گذشت که در رگهایم؛
خون آتش گرفته است.
سیاوشخوانی/ بهرام بیضایی
🎁 مجموعهای منتخب از برترین کانالها و گروههای؛
🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی
🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب
✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و بهصورت شخصی تأیید شده است }✔️
آنها معذرت میخواهند ولی توماس مرده!
میتوانند دوباره او را زنده کنند؟
میتوانند آن شبی را پاک کنند که همهی موهام سفید شد،
شبی که دیوانه شدم؟
دفتر بزرگ/ آگوتا کریستف
تو تفنگی داری و من گرسنهام،
تو تفنگی داری زیرا که من گرسنهام،
تو تفنگی داری پس من گرسنه هستم.
تو میتوانی تفنگی داشته باشی
تو میتوانی در آن
هزاران گلوله و حتی بیشتر داشته باشی
تو میتوانی
همهی آنها را بر پیکر ناچیز من حرام کنی،
تو میتوانی مرا
یک، دو، سه، دو هزار، هفتهزار بار بکشی
اما باز در پایان
این من خواهم بود که همواره
از تو مسلحتر خواهم بود،
اگر که تو یک تفنگ داشته باشی
و من فقط گرسنگی!
اوتو رنه کاستیلو
اگر تا یک نسل دیگر سرنوشت این مردم بدستِ شماها باشد نابود خواهند شد. اگر دور خودتان دیوارِ چین هم بکشید دنیا بسرعت عوض میشود. شماها کبکوار سر خودتان را زیر برف قایم کردید. بر فرض که ما نشان ندهیم حقِ حیات داریم، دیگران بآسانی جای ما را خواهند گرفت. آنوقت خداحافظ حاجیآقا و بساطش. اما آسوده باش. آنوقت تخم و ترکهات هم تو همین گوری که برای همه میکَنی بهدَرَک واصل خواهند شد. اگر با پولت به خارجه هم فرار بکنی، حالا محضِ مصلحتِ روزگار تو رویَت لبخند میزنند، اما فردا بجز اَخ و تف و اردنگ چیزی عایدت نمیشود و همهجا مجبوری مثل گربهٔ کمرشکسته این ننگ را بدنبالِ خودت و نسلت بکشانی.
حاجی آقا/ صادق هدایت
هیچ چیزی مطلق نیست. همه چیز تغییر میکند، همه چیز حرکت میکند، همه چیز میگردد، همه چیز پر میکشد و از دست میرود.
فریدا کالو
تمام رگ و پیهای من، مسامات من، پر است، نه از الکل یا دود، پر است از درد، درد.
هوشنگ گلشیری
«زمستان مرا خسته میکند. نه بهخاطر سرما، بلکه بهخاطر این احساس مداوم که زندگی در این فصل کندتر، سنگینتر و دورتر میشود. روزها کوتاهاند و ذهن، بیش از حد در خودش فرو میرود. گاهی فکر میکنم زمستان زمانیست که انسان بیش از هر وقت دیگر با تنهاییِ خود روبهرو میشود.»
ویرجینیا وولف
@grayart
😎 لیست VIP بهترین رسانه های خبری مدتی محدود در اختیار شماست. ➡️
🟣 پست به زودی حذف خواهد شد. ➡️
آن هنگام که حکومت لوله تفنگاش را دربرابر مـردمان معترض و مخالف میگیرد که جز فریاد سلاح دیگری ندارند، در حقیقت عجز و ضعفِ قدرت خود را آشکار میکند.
به خشونت پناه میبرد تا بیقدرتیاش جبران شود.
هانا آرنت
@grayart
«حرفهای او را باور نکنید! این دروغ محض است! مریضیِ من فقط این است که ظرف بیست سال در تمام شهر فقط یک آدم عاقل پیدا کردهام که از قضا او هم دیوانه است!»
اتاق شماره شش/ آنتون چخوف
@grayart
به همان چیزی که بودم برگشتم؛ یک سکوت طولانی، اجتناب از گفت و گو و میل به تنهایی.
فئودور داستایفسکی
@grayart
شما باید ادامه بدهید، من نمیتوانم ادامه بدهم، ولی شما باید ادامه بدهید. من ادامه خواهم داد، شما تا وقتی که آنجا هستید باید کلمات را به زبان بیاورید. آنقدر باید به این کار ادامه بدهید تا من را پیدا کنند و به طرفم بیایند. دردی عجیب و گناهی عجیبتر، شما باید ادامه بدهید. شاید حالا آنها به من گفته باشند و شاید من را به ابتدای داستانم برده باشند. درست قبل از شروع داستان. اگر داستان دوباره شروع شود، شگفتزده خواهم شد.
آیا این من خواهم بود؟ آیا جایی که من هستم سکوت برقرار خواهد شد؟ من نمیدانم و هرگز نخواهم دانست؛ در سکوت شما هیچچیز نمیدانید. شما باید ادامه بدهید، من نمیتوانم ادامه بدهم، من ادامه خواهم داد.
نام ناپذیر/ ساموئل بکت
مستند خانه سیاه است در پی دیدار فروغ فرخزاد با آسایشگاه جذامیان (بابا باغی تبریز)، در پاییز سال ۱۳۴۱، به کارگردانی و نویسندگی خود او و تهیهکنندگی ابراهیم گلستان ساخته شد. همچنین این فیلم توانست در همان سال برندهی جایزه بهترین فیلم مستند، در “فستیوال فیلم آلمان غربی شود”.
لازم به ذکر است که جاناتان رزنبام منتقد آمریکایی، این فیلم را بزرگترین فیلم سینمای ایران نامیده.
کارگردان و نویسنده: فروغ فرخزاد
تهیه کننده: ابراهیم گلستان
خانه سیاه است/ فروغ فرخزاد
همیشه از این وحشت داشتم که نکند آدم بی هدفی باشم و مبادا دلیلی درست و حسابی برای زنده ماندن نداشته باشم.
حالا رو در روی این واقعیت ها، به پوچی درونی خودم یقین کرده بودم.
در این محیط که با آن محیطی که منشاء عادت های ناچیزم بود، این همه فرق داشت، انگار که داشتم تکه پاره می شدم.
خیلی راحت حس می کردم که کاملاً آماده ام دیگر نباشم.
سفر به انتهای شب/ لویی فردینان سلین
دیگر سرزنده نبود. بیشتر اوقاتش به دلنگرانی میگذشت. انرژیای که روزگاری صرف عشق ورزیدن به زندگی میکرد، حالا داشت صرف دوام آوردنش میشد.
آوارگان/ ویت تان نوئن
من با خود فکر کرده از خویشتن میپرسیدم:
- در آینده من چطوری خواهم شد؟
و سپس بنظر میآید در همین نزدیکیها در آنطرف پیچوخم کوچه فلاکتی انتظار مرا دارد.
ماکسیم گورکی
در خانه و کتابخانه بوی مرگ میآید، در گلخانه و غسالخانه بوی مرگ میآید، از تمامِ خانهها بیرون میروم اما بوی کافور از مشامم خالی نمیشود، در زندگیام ردِ پای مُردهای جوان، بیقراری میکند...
بکتاش آبتین
کانال تا ۴۸ ساعت آینده تعطیل میباشد و هیچگونه فعالیتی نخواهد داشت، به امید ایرانی آزاد برای همه🌱
Читать полностью…
♨️ پوشش حداکثری اعتراضات و اخبار جنگ ایران و جهان، فیلترشکن و VPN های رایگان و امن برای مدتی محدود.➡️
Читать полностью…
🎁 مجموعهای منتخب از برترین کانالها و گروههای؛
🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی
🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب
✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و بهصورت شخصی تأیید شده است }✔️
قبل از گرون شدن و ارزون شدن هر چیزی تو ایران این کانال خبرشو میده: @dolar_arz
Читать полностью…
همهی دارایی من، اندوهِ من است
و هر روز بدهکارتر میشوم
از درخت چیزی کم میآورم
از آفتاب چیزی
و نمیدانم کجا باید پنهان شوم
کتابها، موسیقی، پنهانم نمیکنند
لباسهایم، صندلیای که در آن گوشه است
لامپِ روشن
هیچکدام حرفی نمیزنند...
شهرام شیدایی
@grayart
مرا به شگفتی وا میداری
وقتی میگویی فراموشت میکنند
مرا صدها بار فراموشم کردهاند
صدها بار در گور آرام گرفتهام
گوری که شاید اکنون در آنم
الهه شعر گور شد و گنگ
و چون دانهای در زمین گندید
تا کی بار دیگر چون ققنوس
از میان خاکستر خود بر بگیرد به سوی آبی اثیری
آنا آخماتووا
@grayart