10632
●رادیو توسعه● کانالی برای توسعه فردی و سازمانی برگزارکننده دوره های تخصصی مدیریت، سازمان، بازرگانی، بازاریابی،فروش، رفتارسازمانی،منابع انسانی و ... ♡کانال اصلی دکترعلیرضاعاشوری رودپشتی♡ www.dralirezaashouri.com www.nishapub.com
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#کارشناس_رسمی_دادگستری
#اموراقتصادی_سرمایه_گذاری_بازرگانی
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#حسنک_وزیر
#تاریخ_بیهقی
#تلخیص
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#شعرِدکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
telegram.me/drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
telegram.me/drashourii
1
تراژدی عقلانیت ابزاری: کالبدشکافی زوال در مدیریت کلان جهانی و سراب لیبرالیسم
جهان معاصر، بیش از آنکه درگیر نزاعهای سخت افزاری یا تقابلهای کلاسیک مرزی باشد، در بندِ یک «بحران معنا» در ساحت مدیریت کلان و حاکمیت جهانی است. آنچه امروز تحت لوای «لیبرالیسم جهانی» به عنوان یگانه مسیر رستگاریِ تمدنی بازنمایی میشود، نه یک راهبرد رهاییبخش، که نوعی «جزمندیشی مدرن» است که در آن، عقلانیت به نفع منافعِ الیگارشیهای مالی، مسخ و به «عقلانیت ابزاری» تقلیل یافته است.
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
#جزم_اندیشی_مدرن
#عقلانیت_ابزاری
#لیبرالیسم_جهانی
@drashourii
Www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
4
بخش_چهارم
مدیریتِ کلان جهان، نیازمند یک «چرخشِ استراتژیک» به سوی عقلانیتِ کلنگر است. نمیتوان مدعیِ مدیریتِ جهان بود، اما نسبت به «کیفیتِ زیستِ انسانی» بیتفاوت ماند. بشکههای نفت و گردشِ مالیِ بورسها، هرگز نمیتوانند جایگزینِ «اعتماد عمومی» و «امنیت قضایی و حقوقی» شوند. تا زمانی که حاکمیت جهانی، حقوقِ ملتها را به نفعِ سودِ شرکتهای چندملیتی مصادره میکند، هرگونه ادعای لیبرالیستی، چیزی جز یک «بیانیهی سیاسیِ پرطمطراق» برای پوششِ خلأهایِ مدیریتی نخواهد بود.
فرجامِ سخن آنکه، گذر از این بحران، نه از مسیرِ تکرارِ شعارهایِ فرسوده، بلکه از طریقِ بازتعریفِ نسبتِ «قدرت، اخلاق و مدیریت» میگذرد. جهانِ امروز، تشنهیِ مدیریتی است که در آن «توسعه»، نه یک پروژهیِ تحمیلی، بلکه برآمده از بطنِ عقلانیتِ جمعی و احترام به کرامتِ ذاتیِ بشر باشد. هر تلاشی خارج از این چارچوب، تنها به تعمیقِ تراژدیِ کنونی و فروپاشیِ بیشترِ نظمِ جهانی منجر خواهد شد.
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
@drashourii
Www.dralirezaashouri.com
#توسعه
#قدرت_اخلاق_مدیریت
#نظم_جهانی
2
حاکمیت جهانی در قرن بیست و یکم، مدعی برقراری نظمی است که در آن «آزادی» و «بازار» دو بالِ پرواز به سوی غایت تاریخ محسوب میشوند. اما کالبدشکافی دقیق این جریان نشان میدهد که لیبرالیسم در مقامِ یک نظامِ مدیریتی، دچار نوعی «آنتروپی ساختاری» شده است. در این پارادایم، انسان – که باید والاترین سرمایه و «ضربه قلبِ» هر نظامِ توسعهیافتهای باشد – تنها به عنوان یک «متریک» در ترازنامههای مالی نگریسته میشود. ما با جهانی روبرو هستیم که در آن، مدیریتِ بحران جایگزینِ مدیریتِ استراتژیک شده است. حاکمان جهانی، به جای حل ریشهای تضادهای منافع، به «شعبدهبازی با شاخصها» روی آوردهاند؛ گویی با تغییرِ اعدادِ روی کاغذ، میتوان واقعیتِ گزندهی فقر، نابرابری و فرسایشِ کرامت انسانی را پنهان کرد.
بزرگترین خطای استراتژیک در مدیریتِ کلانِ فعلی، اصرار بر «تزریقِ یکپارچگی» از بالا به پایین است. لیبرالیسمِ حاکم، با نادیده گرفتنِ زیستبومهای فرهنگی و سرمایههای انسانیِ بومی، سعی دارد ردای تکسایزی را بر تنِ تمام جوامع بپوشاند.
@drashourii
www.dralirezaashouri.com
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#آنتروپی_ساختاری
#مدیریت
#تزریق_یکپارچگی
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
#تاب_آوری
#پدیده_استکهلم
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
telegram.me/drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
telegram.me/drashourii
تفاوت در تکنولوژی نیست؛ تفاوت در «فهمِ کرامت انسان» است!
در ویدئو میبینید که در نمایندگی #شیائومی، خودرو مثل یک کالای فناورانه، با احترام و بر اساس حق انتخاب مشتری فروخته میشود.
اما در این سوی مرز، ما با پدیدهای به نام «لاتاری ملی خودرو» روبرو هستیم. جایی که میلیونها نفر برای چند هزار خودروی از پیش قدیمیشده، در صفی از تحقیر و انتظار میایستند تا شاید یک سال بعد، محصولی را تحویل بگیرند که قیمت و کیفیتش هم تضمین شده نیست.
این تفاوت، محصولِ تفاوت در موتور خودروها نیست؛ محصولِ تفاوت در فرهنگ سیاسی و اقتصادی است. در یکجا «رقابت» برای جلب رضایت شهروند است و در جای دیگر «انحصار» برای مدیریتِ نیازِ مردم.
وقتی توسعه از درون و رقابت آزاد حذف شود، «مشتری» به «عریضهنویس» و «تولیدکننده» به «توزیعکننده رانت» تبدیل میشود.
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#اقتصادپویا
#مدیریت
#ایران_امروز
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.nishapub.com
www.iranscienceglobal.org
Telegram.me/drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#عباس_کیارستمی
#بهمن_کیارستمی
#فیلم_کوتاه_زالو
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
ذکر بر دار کردن امیر حسنک وزیر، رحمه الله علیه
فصلی خواهم نبشت در ابتدای این حالِ بر دار کردن این مرد و پس به شرح قصّه شد.
امروز که من این قصّه آغاز میکنم، در ذیالحجّه سنهٔ خمسین و اربعمائه، در فرّخ روزگار سلطان معظم ابو شجاع فرّخزاد بن ناصر دینالله، اطال الله بقاءه، ازین قوم که من سخن خواهم راند، یک دو تن زندهاند در گوشهای افتاده، و خواجه بوسهل زوزنی چند سال است تا گذشته شده است و به پاسخ آن که از وی رفت گرفتار، و ما را با آن کار نیست — هرچند مرا از وی بد آمد — به هیچ حال؛ چه عمر من به شست و پنج آمده و بر اثر وی میبباید رفت. و در تاریخی که میکنم سخن نرانم که آن به تعصّب و تَر بدی کشد و خوانندگان این تصنیف گویند: شرم باد این پیر را. بلکه آن گویم که تا خوانندگان با من اندرین موافقت کنند و طعنی نزنند.
این بوسهل مردی امامزاده و محتشم و فاضل و ادیب بود، اما شرارت و زعارتی در طبع وی مؤکّد شد و با آن شرارت دلسوزی نداشت، و همیشه چشم نهاده بودی تا پادشاهی بزرگ و جبّار...
و از جملهٔ این قوم که بر بوسهل تاختهاند و این مرد را ناستوده کرده، بو نصر مشکان، صاحب دیوان رسالت، بود — رحمه الله — که با این همه حیلت که در باب وی ساخت، با وی نیک نتوانست کرد.
و بوسهل مردی بود که به روزگار جوانی، اگر به راه راست رفتندی، همه فضلای عصر را به مرتبت خود نرسانیدی. اما از آنجا که دو نفس را در وی همه عیب پدید آمد، مردمان از وی دوری کردند.
و بو نصر مردی بود عاقبتنگر، در روزگار امیر محمود، رضی الله عنه، بیآنکه مخدوم خود را خیانتی کرد، دلِ این سلطان مسعود را، رحمه الله علیه، نگاه داشت به همه چیزها، که دانست که تخت مُلک پس از پدر او را خواهد بود.
و حالِ حسنک دیگر بود، که بر هوای امیر محمد و نگاهداشتِ دل و فرمانِ محمود، این خداوندزاده را بیازرد، و چیزها کرد و گفت که اَکفاء آن را احتمال نکنند تا به پادشاه چه رسد؛ همچنان که جعفر برمکی و این طبقه، وزیری کردند به روزگار هارونالرشید و عاقبت کار ایشان همان بود که از آنِ این وزیر آمد.
و امیر (مسعود) به طارم باید نشست که حسنک را آنجا خواهند آورد با قضاه و مزکّیان، تا آنچه خریده آمده است، جمله به نام ما قباله نبشته شود و گواه گیرد بر خویشتن.
و چون حسنک را بیاوردند، و این مرد، مردانه و بآهستگی و وقار، بیهیچ سخنی، بنشست و چشم به زمین دوخته...
بوسهل گفت: «حجّت بزرگتر که مرد قرمطی است و خلعت مصریان ستده تا امیرالمؤمنین القادر بالله بیازرد، و نامه از امیر محمود باز گرفت، و اکنون پیوسته ازین میگوید.»
و خواجه احمد حسن را گفت: «شنیدم که خلعت مصری گرفتی، و در آن حدیثی هست؛ بگو تا چیست.» گفت: «چنین بود که من به حجّ رفته بودم، از راه بادیه بازگشتم؛ چون از مدینه به وادیالقری رسیدم، پس از آن بر راه شام رفتم، و خلعت مصری گرفتم. و ضرورت را از موصل راه گردانیدم و به بغداد بازنگشتم، و خلیفه را بدل آمد که مگر امیر محمود فرموده است.»
امیر گفت: «پس اگر فرمان محمود بودی، چه گناه داشتی؟» گفت: «فرمان نبود، و لیکن من از بیم ضرورت بدین کار اقدام کردم.»
و خواجه احمد، که مردی خردمند و با انصاف بود، در باب حسنک بسیار گفت و از وی دفاع کرد. چنانکه در آن مجلس، خواجه احمد به پای ایستاد و گفت: «اگر مرا سخن باید گفت، بگویم که این مرد را در همه عمر، جز نیکی و خدمت به دین و دولت، کاری دیگر نبوده است.»
و حسنک چون دید که در باب وی چه رفت، هیچ تردیدی نکرد و بآهستگی و وقار تمام گفت که: «هرچه فرمودهاند، بنده سرآنم.»
و آن روز و آن شب، تدبیر بر دار کردن حسنک پیش گرفتند. و دو مردِ پیک راست کردند با جامهٔ پیکان که از بغداد آمدهاند و نامهٔ خلیفه آورده که حسنک قرمطی را بر دار باید کرد و به سنگ بباید کشت، تا بار دیگر بر رغم خلفا هیچ کس خلعت مصری نپوشد و حاجیان را در آن دیار نبرد.
و در آن روز که حسنک را بر دار کردند، استادم بو نصر روزه نگشاد و سخت غمناک و اندیشهمند بود، چنانکه به هیچ وقت او را چنان ندیده بودم. و میگفت: «چه امید ماند؟»
و من در خلوت دیگر روز او را بسیار ملامت کردم. گفت: «ای بو الحسن، تو مردی مرغدلی، سر دشمنان چنین باید.» و این حدیث فاش شد و همگان او را بسیار ملامت کردند بدین حدیث و لعنت کردند.
و بوسهل در آن روز که حسنک را بر دار میکردند، در برابر وی بایستاده بود و به وی طعنه میزد. حسنک گفت: «ای بوسهل، اگر مرا از جهالت و فساد توبتی باشد، تو را هرگز توبت نبود، که مرا بیگناه هلاک میکنی.»
و چون فقیه و قاضی و مزکّیان، بر قرمطی بودن وی گواهی دادند، امیر فرمود که حسنک را بر دار کنند.
و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند، چنانکه پایهایش همه فروتراشید و خشک شد، چنانکه اثری نماند، تا بدستور فرو گرفتند و دفن کردند، چنانکه کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست.
@drashourii
#کانال_کانتینر
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
@drashourii
#شعرِدکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
telegram.me/drashourii
دکترعلیرضاعاشوری رودپشتی
پژوهشگر، نویسنده،کارشناس رسمی دادگستری در امور اقتصادی، سرمایهگذاری و بازرگانی، عضو هيئت علمی دانشگاه
تطبیق مدلهای مدیریت کلان با ساختار بومی و توانمندیهای نیروی انسانی، حیاتیترین گام برای عبور از «توسعهنیافتگی ساختاری» و «تعلیق اقتصادی» است. زمانی که الگوهای مدیریتی وارداتی بدون دستکاری و انطباق بر زیستبوم حقوقی، فرهنگی و اجتماعی پیادهسازی میشوند، حواشی و هزینههای مبادله افزایش یافته و سرمایه انسانی دچار فرسایش میشود.
برای تحقق این تطبیق شایسته، پنج محور استراتژیک زیر باید در دستور کار حکمرانی اقتصادی قرار گیرد:
۱. تغییر مرکز ثقل از «منابعمحوری» به «توسعه انسانمحوری»
- اصل: الگوی مدیریت کلان باید ثروت ملی را نه در «بشکههای نفت» یا ذخایر طبیعی، بلکه در «تخصص، خلاقیت و کیفیت نیروی انسانی» تعریف کند.
- راهکار: رهاسازی ظرفیت نخبگان بومی و جایگزینی نظام تخصیص رانت با نظام پاداشدهی به بهرهوری و نوآوری. وقتی نیروی انسانی حس کند در نظام تصمیمگیری کلان دیده میشود، انگیزه ماندگاری و ارزشآفرینی خرد دوچندان میگردد.
۲. اصلاح و سادهسازی ساختارهای حقوقی و نهادی (کاهش هزینههای مبادله)
- اصل: مدلهای مدیریتی موفق باید بر بستر یک نظام حقوقی شفاف و پیشبینیپذیر پیاده شوند. ابهامات حقوقی، بروکراسی خستهکننده و اطاله دادرسی، بزرگترین دشمنان سرمایهگذاری بومی هستند.
- راهکار: شفافسازی قوانین، ترویج شفافیت در تنظیم قراردادها (مانند تضمین شفافیت تعهدات و خسارات در قراردادهای عمومی و خصوصی) و تقویت امنیت مالکیت. اگر محیط حقوقی امنیت سرمایهگذار و فعال اقتصادی را تضمین کند، الگوی مدیریت بومی به ثمر خواهد نشست.
۳. ایجاد میثاق ملی توسعه و کاهش اختلافات ۱۸۰ درجهای
- اصل: تا زمانی که تضادهای بنیادین میان جریانهای مدیریتی و تصمیمگیر وجود داشته باشد، ثبات لازم برای انطباق الگوهای بومی فراهم نمیشود.
- راهکار: تدوین یک «نقشه راه توسعه غیرقابل تغییر» که با رفتوآمد دولتها یا تغییر مدیران دچار نوسان نشود. این میثاق باید امنیت سرمایه، حرمت قراردادها و صلح با محیط بینالمللی را بهعنوان خطوط قرمزِ تغییرناپذیر ثبت کند.
۴. بومیسازی الگوهای بینالمللی بر اساس ظرفیتهای منطقهای
- اصل: توسعه از بیرون به کشور تزریق نمیشود؛ بلکه باید از درون جوشیده و با زنجیره ارزش جهانی پیوند بخورد.
- راهکار: استفاده از تجارب موفق جهانی (مانند انضباط مالی یا رقابتپذیری) و ترکیب آن با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و حقوقی کشور. بهجای تقلید کورکورانه، باید الگوها را متناسب با «فرهنگ کار» و «نظام بازار بومی» بازطراحی کرد.
۵. تقویت شفافیت و ثبات در تصمیمگیریهای اقتصادی
- اصل: نااطمینانی و تصمیمات خلقالساعه ریسک سیستماتیک را افزایش داده و برنامه ریزی طولانیمدت را غیرممکن میسازد.
- راهکار: ثبات در نرخگذاری، سیاستهای مالیاتی مشخص و شفافسازی فرآیندهای کسبوکار، به فعالان اقتصادی اجازهی برنامهریزی داده و سرمایه انسانی را از حاشیه به متنِ تولید هدایت میکند.
جمعبندی:
تطبیق مدیریت کلان با نیازهای بومی زمانی محقق میشود که «قانونمداریِ شفاف»، «احترام به سرمایه انسانی» و «ثبات اقتصادی» جایگزین تصمیمگیریهای شتابزده و الگوهای تزریقی گردند. تنها در این صورت است که بهشت پنهانِ سرمایهگذاری در ایران به یک واقعیت ملموس تبدیل خواهد شد.
Telegram.me/drashourii
www.dralirezaashouri.com
@drashourii
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
#کانال_کانتینر
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#استادمحمدرضا_شجریان
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
telegram.me/drashourii
3⃣
این رویکرد، نه تنها منجر به توسعه نمیشود، بلکه «مقاومتهای واکنشی» شدیدی را برمیانگیزد که نتیجهی آن، ظهور جریانهای رادیکال و فروپاشیِ امنیتِ سرمایهگذاری در مقیاس جهانی است. وقتی بینِ واقعیتهای زمینیِ ملتها و آرمانهایِ ابریِ اتاقهای فکر در واشینگتن یا بروکسل، شکافی ۱۸۰ درجهای دهان باز میکند، ریسکِ زیستِ تمدنی به شکلی بیسابقه افزایش مییابد.
منتقدِ بیدارِ امروز، نباید در دامِ دوگانههای کاذبِ کلاسیک بیفتد. بحث بر سرِ برتریِ این یا آن «ایسم» نیست؛ بحث بر سرِ «کفایتِ مدیریتی» است. حاکمیت جهانیِ فعلی، در آزمونِ مدیریتِ «تنوع» شکست خورده است. لیبرالیسم، در سودایِ جهانیسازی، عملاً به «انحصارگراییِ معنایی» رسیده است. این جریان، با تکیه بر ابزارهای مالی و تکنولوژیک، فضایی را ایجاد کرده که در آن «رقابت»، تنها پوششی برای «سلطه» است. در چنین فضایی، ثبات و صلح – که پیششرطهای بنیادین برای هرگونه کنش اقتصادی و اجتماعی هستند – به کالاهایی کمیاب تبدیل شدهاند که تنها در خدمتِ بقایِ ساختارِ قدرت قرار دارند.
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
@drashourii
www.dralirezaashouri.com
#انحصارگرایی_معنایی
#رقابت
#مدیریت
#بنان
#دلبر
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
telegram.me/drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
#تاب_آوری
#پدیده_استکهلم
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
telegram.me/drashourii
#دکترعلیرضاعاشوری_رودپشتی
#کانال_کانتینر
www.dralirezaashouri.com
www.iranscienceglobal.org
www.nishapub.com
telegram.me/drashourii
گذار از اقتصاد معیشتی به اقتصاد توسعهمحور؛ نیروی انسانی به جای نفت
توسعه، پیش از آنکه یک پدیده مادی باشد، یک انتخاب ذهنی و ارزشی است. «بشکههای نفت»، متر و معیار دقیقی برای سنجش پیشرفت یک ملت نیستند. نفت، دارایی است، اما نیروی انسانی، «سرمایه» است. تفاوت این دو در اینجاست که دارایی با مصرف تمام میشود، اما سرمایه با بهکارگیری، رشد میکند.
وقتی توسعه بر ارزشهای صرفاً ایدئولوژیک و سیاسی برتری پیدا کند، اولویتهای حاکمیت از «توزیع رانت» به «تسهیل تولید» تغییر مییابد. ایران، در مختصات جغرافیایی و تاریخی خود، همواره میان دو قطب «توسعه از درون» و «تزریق توسعه از بیرون» سرگردان بوده است. اما تجربه جهانی نشان داده است که توسعه، کالایی وارداتی نیست. نمیتوان با خرید تکنولوژی و کارخانه، به کشوری توسعهیافته تبدیل شد؛ بلکه توسعه فرآیندی است که باید در لایههای زیرین جامعه، یعنی در آموزش، در نظام حقوقی و در کیفیت تفکر نیروی انسانی نضج بگیرد.
محک پیشرفت ما زمانی است که نخبگان اقتصادی ما به جای تلاش برای دور زدن تحریمها یا بازی در بازارهای رانتی، بر سر «خلاقیت» و «بهرهوری» رقابت کنند. اینجاست که «کیفیت نیروی انسانی» به موتور محرک تبدیل میشود و نفت تنها به ابزاری برای زیرساختسازی مبدل میگردد.
ایران؛ بهشتِ محصور در حصار نااطمینانی و تضادهای داخلی
ایران به لحاظ پتانسیلهای بکر، دسترسی به آبهای آزاد، معادن غنی و موقعیت استراتژیک، به واقع «بهشت سرمایهگذاری» است. اما چرا این بهشت، سهمی اندک از کیک سرمایهگذاری جهانی دارد؟ دو مانع بزرگ اما بر سر راه است: «صلح با خارج» و «وحدت در داخل».
سرمایهگذاری، بیش از هر چیز به «امنیت»و«پیشبینیپذیری» نیاز دارد. زمانی که تصمیمات بازیگران بزرگ جهانی و کشورهای منطقه به مسیر صلح و تنشزدایی گره میخورد، سرمایهگذار خارجی در حالت «تعلیق» قرار میگیرد. اما مانع بزرگتر، در درون مرزهاست. وقتی بین گروههای ذینفع و جریانهای داخلی، اختلافات ۱۸۰ درجهای در اصول بنیادین اقتصادی و سیاسی وجود دارد، «ریسک سیستماتیک» به شدت بالا میرود.
در چنین فضایی، سرمایهگذار (چه داخلی و چه خارجی) احساس میکند که با تغییر یک دولت یا یک رویکرد سیاسی، ممکن است تمام دارایی و تلاشهایش با خطر مواجه شود. تضادهای داخلی، باعث ایجاد قوانین متناقض، بروکراسیهای خستهکننده و عدم ثبات در رویههای قضایی و اجرایی میشود. برای تبدیل شدن به بهشت واقعی سرمایهگذاری، ما نیازمند یک «میثاق ملی برای توسعه» هستیم؛ پیمانی که در آن، فارغ از رفت و آمدهای سیاسی، امنیت سرمایه و حرمت مالکیت، خط قرمزِ غیرقابل عبور باشد.
در یک محیط اقتصادی پویا، نظام سرمایه گذاری و بازرگانی و ساختار اقتصادی باید «کارآمد»، «سریع» و «قاطع» باشد. اطاله صدور پروانه ها و طرح شکایتهای متعدد بر سر یک موضوع واحد (که منجر به اتلاف وقت میشود)، انرژی و نقدینگی بخش خصوصی را مستهلک میکند. سرمایهگذار باید اطمینان داشته باشد که اگر دچار اختلاف شد، نظام حقوقی به سرعت و بر اساس قوانین ثابت، تکلیف او را روشن میکند.
وجود اختلافات ۱۸۰ درجهای که به آن اشاره کردم، مستقیماً در نظام قضایی نیز سرریز میشود. تزلزل در آراء، تفسیرهای گوناگون از قوانین و عدم ثبات در امنیت قضایی، همان چیزی است که ریسک سرمایهگذاری را «به شدت بالا» میبرد.
نتیجهگیری استراتژیک:
برای عبور از بحرانهای اقتصادی، ایران راهی جز بازگشت به «عقلانیت اقتصادی» و «صلح فراگیر» ندارد. ما باید بپذیریم که توسعه، پیش از آنکه با سیمان و فولاد ساخته شود، با «اعتماد» و «قانون» بنا میشود. زنگ خطری اعلامی من برای سیاستگذاران!:
تا زمانی که انسانِ توانمند بر مصادر ننشینند، تا زمانی که تنشهای خارجی به صلح تبدیل نشود و تا زمانی که بروکراسی و دستگاه دولتی به پناهگاه امن و سریع سرمایهگذار بدل نگردند، پتانسیلهای این «بهشت» همچنان زیر سایه «شک و تردید» باقی خواهد ماند.
توسعه ایران، در گروی یک تصمیم شجاعانه است: اولویت دادن به «ایران» و «رفاه ایرانی» بر هر مصلحت دیگری.
Telegram.me/drashourii