dr_majd_omid | Unsorted

Telegram-канал dr_majd_omid - کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

557

مطالبی درباره : 📢دستورزبان فارسی 📢📢ویراستاری 📢شعر 📢خط فارسی و نقد آن با عضویت در کانال آموزشی دکتر مجد(دانشیار دانشگاه تهران) بدون هیچ هزینه و زحمتی، دهها مطلب تازه و کاربردی درباره زبان فارسی بیاموزید.

Subscribe to a channel

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@dr_majd_omid

#کوتاهدرس ۱۸۵ ، املای کلماتی که آخر آنها "و" دارد.
چهار دسته از کلمات به حرف و ختم میشوند که این حرف چهار تلفظ دارد:
*  نخست کلماتی که به ُ (o)پایان می‌یابند.اخیرا املاهایی به این صورت در فضای مجازی دیده میشود: "این کتاب توعه"! که املای درست آن به این صورت است: " این کتاب تویه".
توضیح اینکه پس از سه کلمه تو، دو( دوی عددی نه دو از دویدن) و چو، و کلمات فرنگی که به اُ ختم میشوند، حرف ی میانجی میشود:
توی مهربان/ چوی حرف اضافه/ اطاق شماره دوی هتل/ رادیوی قدیمی/ تابلوی نئون/ رونالدوی برزیلی.
رادیویم خراب شد. اکنون برخی به اشتباه مینویسند رادیوام خراب شد، این رادیوعه
* * دسته دوم کلمات فارسی که انتهای آنها و دارد در واقع به ow  ختم میشوند و هنگام پیوستن به کلمه بعدی، کسره میگیرند:
پرتوِ نور/ گندم و جوِ مرغوب/ مسابقات دوِ سرعت/ شعر نو فارسی/ کشوِ میز.
اینگونه کلمات هم امروزه در فضای مجازی و حقیقی به صورتهای اشتباه شعر نوی فارسی و شعر نوعه فارسی! دیده میشوند.
*** برخی کلمات نیز که انتهای آنها و دارد به مصوت او ختم میشوند. این کلمات نیز هنگام پیوستن به کلمه‌ای دیگر ی میگیرند. بوی خوش/ روی زیبا/ جوی آب/ جاروی دستی.
**** دسته چهارم با ایو (iw) پایان می‌یابند مانند دیو. این کلمات نیز هنگام مضاف واقع شدن، کسره میگیرند: دیوِ سپید، گیوِ گودرز
‐-----------
پاورقی: در املای فرهنکستان، رادیویم و امواج رادیویی به صورت رادیوام و امواج رادیوای نوشته شده و از اشتباهات آشکار این سازمان است.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

گروه تلکرامی شاهنامه آسان را دوستداران این کتاب بر مبنای بازنویسی اینجانب از شاهنامه درست کرده و تصمیم دارند اندک اندک همه شاهنامه را به صورت فشرده و نمونه‌هایی که میبینید درآورند. در صورت تمایل میتوانید در آن گروه عضو شوید. توضیح اینکه من در نوشتن مطالب و انتخاب آنها نقشی ندارم.
@shahname_asan

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

🔥 هوشنگ؛ پادشاهی که آتش را کشف کرد
پس از کشته شدن سیامک، فرزند کیومرث، نوه او یعنی هوشنگ به پادشاهی رسید.
هوشنگ در شاهنامه تنها یک پادشاه نیست؛ نماد آغاز تمدن و پیشرفت انسان است.
فردوسی روایت می‌کند که روزی هوشنگ هنگام شکار، سنگی به سوی ماری سیاه پرتاب کرد. سنگ به سنگ دیگری برخورد کرد و جرقه‌ای پدید آمد.
همان جرقه، راز آتش را آشکار کرد.
هوشنگ دریافت که این پدیده می‌تواند به زندگی انسان کمک کند و از آن پس آتش جایگاهی ویژه در زندگی مردم یافت.
به یاد این رویداد، جشن سده برپا شد؛ جشنی که هنوز هم در برخی مناطق ایران برگزار می‌شود.
فردوسی می‌گوید:
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
در شاهنامه، هوشنگ همچنین بنیان‌گذار بسیاری از پیشرفت‌های انسانی شناخته می‌شود؛ از کشاورزی گرفته تا بهره‌گیری از آهن و آبادانی زمین.
📖 شاهنامه فقط داستان جنگ‌ها نیست؛ روایت شکل‌گیری تمدن و زندگی انسان نیز هست.
📚 شاهنامه آسان
بازنویسی ساده شاهنامه به صورت آمیزه‌ای از نظم و نثر
✍️ پروفسور امید مجد
🌐 omidmajd.com
#شاهنامه #شاهنامه_آسان #فردوسی #هوشنگ #جشن_سده #تاریخ_ایران

@shahname_asan

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@dr_majd_omid
#کوتاهدرس ۱۸۳ پرهای سیمرغ
یکی دو سال است در فضای مجازی مطلبی دست بدست میشود که سیمرغ در شاهنامه سه پر به زال داده و زال تا کنون دو پر را آتش زده و پر سوم هنوز باقی مانده است و سرانجام روز رهایی ایران باید آتش زده شود! ولی آنچه در شاهنامه آمده چنین مطلبی را نشان میدهد.
نخستین بار سیمرغ هنگام جدا شدن زال، یک پر بدو میدهد و از او میخواهد هرگاه در تنگنا افتاد آن پر را بسوزاند:
ابا خویشتن بر یکی پر من
همیشه همی باش در فر من
گرت هیچ سختی به روی آورند
ز نیک و ز بد گفتگوی آورند
بر آتش برافکن یکی پر من
ببینی هم اندر زمان فر من
زال هنگام زایمان رودابه لختی از این پر نه همه آن را آتش میزند:
چون آن پر سیمرغ آمدش یاد
بخندید و سيندخت را مژده داد
یکی مجمر آورد و آتش فروخت
وز آن پر سیمرغ لختی بسوخت
هنگام درمان رودابه، سیمرغ یک پر دیگر به زال میدهد تا بر زخمهای رودابه بمالند:
گیایی که گویمت با شیر و مشک
بکوب و بکن هر سه در سایه خشک
بسای و بیالای بر خستگیش
ببینی همان روز پیوستگیش
بر او مال از آن پس یکی پر من
خجسته بود سایه فر من
آخرین بار در نبرد رستم با اسفندیار، پر سیمرغ به کار می آید. زال بخش دیگری از همان پر نخست را آتش میزند:
فسونگر چو بر تیغ بالا رسید
ز دیبا یکی پر بیرون کشید
ز مجمر یکی آتشی برفروخت
ز بالای آن پر لختی بسوخت
سیمرغ می‌آید و نخست خودش پر خودش را بر زخمهای رستم میمالد تا درمان شود:
بر آن خستگیها بمالید پر
هم اندر زمان گشت با زور و فر
سپس به رستم میگوید یک پر من را به شیر آغشته کنید و بر زخمهای خودت و رخش بمالید:
یکی پر من تر بگردان به شیر
بمال اندر این خستگیهای تیر
و سرانجام یک پر دیگر هم میدهد که آن را بر تیز گز بنشانند و بر چشم اسفندیار بزنند:
بنه پر و پیکان بر او برنشان
نمودم ترا از گزندش نشان
این تمام آن چیزیست که درباره پرهای سیمرغ در شاهنامه آمده و داستان پر سوم از شاهنامه نیست. بر اساس آنچه نوشته شد سیمرغ چهار پر به زال داده و همه هم بکار رفته:
یکی موقع جدایی زال( که همین پر را زال دو بار آتش میزند) ، یکی هنگام درمان رودابه، یکی هنگام درمان رستم و رخش و آخرین هم در تیر گز.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@dr_majd_omid
# کوتاهدرس ۱۸۲
این کوتاهدرس استثنائا ادبی نیست و برای ولایتمداران نوشته شده. سفارشهای حضرت علی به سپاه خود پیش از جنگ صفین که در نامه چهاردهم نهج‌البلاغه آمده است:
۱. تا دشمن اسلحه نکشیده شما اسلحه نکشید
۲.خون کسی را که میگریزد نریزید
۳. مجروحان را تعقیب نکنید و نکشید
۴. زنان را نکشید حتی اگر بر من یا شما دشنام دهند
۵. عاجزان را نکشید( شاید بتوان عاجز را به صغیر هم تعمیم داد چون نوعی عجز دارند)
تازه این دستورات برای دشمنانی است که آشکارا با اسلحه برای جنگ آمده‌اند، تکلیف مردم بی‌سلاح و بی‌دفاع که دیگر مشخص است.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@dr_majd_omid
#کوتاهدرس ۱۸۱
تشخیص سخت مسندالیه
در بیت: خر عیسی گرش به مکه برند/ چون بیاید هنوز خر باشد. نقش خر در مصراع اول چیست؟
در چند سال گذشته، پاسخ همه به این پرسش این بوده که مفعول است! در تحلیل آن هم میگویند: چه کسی را به مکه برند؟ خر عیسی را ببرند، پس خر مفعول است.
پاسخ صحیح این است که خر مسندالیه و ش در گرش مفعول است.( مفعول در جمله‌واره پیرو قرار گرفته). اینک توضیح بیشتر:
زیر ساخت بیت این است یعنی ارکان بیت اینها هستند: خر خر است( خر اول مسندالیه، خر دوم مسند یا مکمل فعل ناقص و است فعل جمله). حالا وابسته‌هایی به ارکان اضافه میشوند:
خر عیسی خر است
خر عیسی هنگام بازگشت خر است
خر عیسی هنگام بازگشت خر است حتی اگر او را به مکه برند.
در این جمله مرکب، خر اول که در جمله‌واره پایه قرار دارد مسندالیه و او را ( معادل ش در گرش) مفعول است که در جمله‌واره پیرو قرار گرفته.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@dr_majd_omid
ادامه #کوتاهدرس ۱۷۹ شناخت متن شاهنامه:
ﭘﺴﺮ ﻟﻬﺮاﺳﺐ ﻳﻌﻨﻲ ﮔﺸﺘﺎﺳﺐ، ﻣﺮدي دﻧﻴﺎدوﺳﺖ و ﻗﺪرت ﻃﻠﺒﺴﺖ ﻛﻪ در زﻣﺎنِ ﺣﻴﺎت ﭘﺪر ﺧﻮد، او را از ﭘﺎدﺷﺎﻫﻲ ﺑﺮﻛﻨﺎر ﻣﻴﻜﻨﺪ و ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﺑـﺮ ﺗﺨـﺖ ﻣﻴﻨﺸـﻴﻨﺪ . ﭘﺎدﺷـﺎﻫﻲ ﮔﺸﺘﺎﺳﺐ ﻣﻘﺎرن ﺑﺎ ﻇﻬﻮر زرﺗﺸﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺳﺖ . ﮔﺸﺘﺎﺳـﺐ ﺑـﺎ ﭘـﺬﻳﺮش آﺋـﻴﻦ زرﺗﺸـﺘﻲ ﺑه ﺘﺮوﻳﺞ آن ﻣﻴﭙﺮدازد . ﻳﻌﻨﻲ از اﻳﻦ ﭘﺲ اﻧﮕﻴﺰه ﺟﻨﮕﻬﺎي اﻳﺮاﻧﻴﺎن ﻣﺬﻫﺒﺴﺖ در ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ ﺗﺎ ﭘﻴﺶ از اﻳﻦ ﻣﻠّﻴﺖ ﺑﻮد ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺑه پهلوان ﺟﺪﻳﺪي ﺟﺰ رﺳﺘﻢ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪﺳﺖ و اﻳـﻦ ﭘﻬﻠـﻮان ﻛﺴﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﺟﺰ اﺳﻔﻨﺪﻳﺎر.
در ﭘﺎﻳﺎن ﭘﻴﺮوزﻳﻬﺎي اﺳﻔﻨﺪﻳﺎر، ﮔﺸﺘﺎﺳﺐ ﭘﺴﺮ را ﺑه ﺠﻨﮓ رﺳﺘﻢ ﻣﻴﻔﺮﺳﺘﺪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻛﻪ رﺳﺘﻢ ﺳﺮ ﻃﺎﻋﺖِ ﻣﺎ ﻧﺪارد. ﭘﺎﻳﺎن اﻳﻦ ﻧﺒﺮد ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ و ﻏﻢاﻧﮕﻴﺰ ﻗﺘﻞ اﺳﻔﻨﺪﻳﺎرﺳﺖ. ﭘـﺲ از اﻳﻦ داﺳﺘﺎن، داﺳﺘﺎن رﺳﺘﻢ و ﺷﻐﺎد ﻣﻴآﻳﺪ ﻛﻪ ﻃﻲ آن رﺳﺘﻢ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮادر ﻧـﺎﺗﻨﻲ ﺧـﻮد ﺷﻐﺎد، ﻧﺎﺟﻮاﻧﻤﺮداﻧﻪ ﺑه ﻬﻤﺮاه رَﺧﺶ ﺑﻘﺘﻞ ﻣﻴﺮﺳﺪ و ﺣﻀﻮر دﻟﻨﺸﻴﻦ و ﭘﺮرﻧﮓ اﻳﻦ ﭘﻬﻠﻮان ﻣﻠﻲ در ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ، ﭘﺎﻳﺎﻧﻲ ﻏﻢاﻧﮕﻴﺰ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ.
ﭘﺲ از ﮔﺸﺘﺎﺳﺐ ﻧﻮه‌اش ﺑﻬﻤﻦ (ﻓﺮزﻧﺪ اﺳﻔﻨﺪﻳﺎر) ﺑﺤﻜﻮﻣﺖ ﻣﻴﺮﺳﺪ. ﺳـﭙﺲ ﻫﻤﺴـﺮش ﻫﻤﺎ، آﻧﮕﺎه ﻓﺮزﻧﺪش داراب و ﺳﺮاﻧﺠﺎم دارا ﺑه ﭙﺎدﺷﺎﻫﻲ ﻣﻴﺮﺳﻨﺪ، داﺳـﺘﺎن ﺑـه آب اﻓﻜﻨـﺪه ﺷـﺪن داراب ﺗﻮﺳـﻂ ﻣـﺎدرش و ﭘـﺮورش او ﺑﺪﺳـﺖ زن و ﻣـﺮدي ﮔـﺎزُر (رﺧﺘﺸـﻮر) ﺧﻮاﻧﺪﻧﻴﺴﺖ. ﺿﻤﻨﺎً داراب ﺑﺮ روﻣﻴﺎن ﻏﻠﺒﻪ ﻛﺮده و ﻫﻤﻪ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎج و ﺧﺮاج ﻓﺮاواﻧـﻲ از اﻳﺸﺎن ﻣﻴﺴﺘﺎﻧﺪ.
دارا آﺧﺮﻳﻦ ﭘﺎدﺷﺎه ﻛﻴﺎﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ اﺳﻜﻨﺪر ﻣﻘﺪوﻧﻲ ﺷﻜﺴﺖ ﻣﻴﺨﻮرد و ﭘﺎدﺷـﺎﻫﻲ ﻛﻴﺎﻧﻴﺎن ﭘﺎﻳﺎن ﻣﻴﭙﺬﻳﺮد و ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ دﻳﺪﻳﻢ ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن ﻛﻴﺎﻧﻲ ﻋﺒﺎرت ﺑﻮدﻧﺪ از: ﻛﻴﻘﺒﺎد، ﻛﻴﻜﺎووس، ﻛﻴﺨﺴﺮو، ﻟﻬﺮاﺳﺐ، ﮔﺸﺘﺎﺳﺐ، ﺑﻬﻤﻦ، ﻫﻤﺎ، داراب، و دارا. ﺣﻜﻮﻣﺖ اﺳﻜﻨﺪر در اﻳﺮان- ﺑﺮ ﺧﻼف ﺗﺎرﻳﺦ واﻗﻌﻲ - ﺑﺎ ﻏـﺎرت و ﺧـﻮﻧﺮﻳﺰي ﻫﻤـﺮاه ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎ ﻣﺮدﻣﺪاري و ﻣﺪارا ﻫﻤﺮاﻫﺴﺖ و ﺷﺮح ﻧﺒﺮدﻫﺎي اﺳﻜﻨﺪر در ﻫﻨﺪ، ﭼـﻴﻦ و ﻣﺼﺮ ﺑﺨﺸﻬﺎﺋﻲ از ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ را ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻴﺪﻫﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪﺷﻨﺎﺳﺎن ﺑﺪﻻﺋﻞ ﺗﻔﺎوﺗﻬﺎي زﺑﺎﻧﻲ و ﺑﻼﻏﻲﺑﺨﺶ »اﺳﻜﻨﺪر« ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﺑﺨﺸﻬﺎي ﺷﺎﻫﻨﺎمه آن را اﻟﺤﺎﻗﻲ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ.
ﭘﺲ از ﻣﺮگ اﺳﻜﻨﺪر ﺣﻜﻮﻣﺖ اﻳﺮان »ﻣﻠﻮك اﻟﻄﻮاﻳﻔﻲ« اﺳـﺖ ﻳﻌﻨـﻲ در ﻫـﺮ اﻳـﺎﻟﺘﻲ از اﻳﺮان ﻛﺴﻲ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻳﻜﻲ از اﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ »ﻓﺎرس« و ﺟﻬﺮم اﺴﺖ ﻛﻪ ﺷﺨﺼﻲ ﺑﻨـﺎم ﺑﺎﺑﻚ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواي آﻧﺠﺎﺳﺖ. ﻧﻮه اﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﻳﻌﻨﻲ اردﺷﻴﺮ ﻣﻌﺮوف ﺑﻪ اردﺷﻴﺮ ﺑﺎﺑﻜﺎن ﺑـﺎ ﻏﻠﺒﻪ ﺑﺮ ﺳﺎﻳﺮ ﻣﻠﻮك دﻳﮕﺮ ﻗﺪرت را ﺑﺪﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﭘﺎدﺷﺎﻫﻲ ﺳﺎﺳﺎﻧﻲ را ﺑﻨﻴﺎن ﻣﻴﻨﻬﺪ.
از اﻳﻦ ﭘﺲ ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن ﺳﺎﺳﺎﻧﻲ ﺑه ﺘﺮﺗﻴﺐ ذﻛﺮ ﺷﺪه‌اﻧـﺪ ﻛـﻪ ﺑﺘﺮﺗﻴـﺐ ﻋﺒﺎرﺗﻨـﺪ از: ﺷـﺎﭘﻮر اردﺷﻴﺮ، اورﻣﺰد ﺷﺎﭘﻮر، ﺑﻬﺮام اورﻣﺰد، ﺑﻬﺮام ﺑﻬﺮام، ﺑﻬﺮام ﺑﻬﺮاﻣﻴﺎن، نِرسی، اورﻣﺰد، ﺷﺎﭘﻮر ذواﻻﻛﺘﺎف، اردﺷﻴﺮ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎر، ﺷﺎﭘﻮر ﭘﺴﺮ ﺷﺎﭘﻮر، ﺑﻬﺮام ﭘﺴﺮ ﺷـﺎﭘﻮر، ﻳﺰدﮔـﺮد ﺑﺰﻫﮕﺮ، ﺑﻬﺮام ﮔﻮر، ﻳﺰدﮔﺮد، ﻫﺮﻣﺰ، ﭘﻴـﺮوز، ﺑـﻼش، ﻗﺒـﺎد، اﻧﻮﺷـﻴﺮوان، ﻫﺮﻣـﺰد، ﺧﺴﺮو ﭘﺮوﻳﺰ، ﻗﺒﺎد ﭘﺮوﻳﺰ، اردﺷﻴﺮ، ﻓﺮاﺋﻴﻦ ﮔﺮاز، ﭘﻮراﻧﺪﺧﺖ، آزرمدﺧﺖ، ﻓﺮﺧﺰاد و ﻳﺰدﮔﺮد ﺳﻮم. اﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺷـﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﻧﻴـﺰ زﻳﺒﺎﺋﻴﻬـﺎي ﺧـﺎص ﺧـﻮد را دارد از ﺟﻤﻠـﻪ داﺳﺘﺎن ﻛﺮم ﻫﻔﺘﻮاد، ﻧﺒﺮدﻫﺎي ﺷﺎﭘﻮر ﺑﺎ روﻣﻴﺎن، زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻬﺮام ﮔﻮر و ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻛﺮدن ﺷﺎدي و ﻧﺸﺎط در ﻛﺸﻮر، ﻛﻮدﺗﺎي ﺑﻬﺮام ﭼﻮﺑﻴﻦ ﺑﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺧﺴﺮو ﭘﺮوﻳﺰ، ﺧﺴﺮوﺷﻴﺮﻳﻦ و ... .
ﺷﻜﺴﺖ ﻳﺰدﮔﺮد ﺳﻮم از »ﺳـﻌﺪ ﺑﻦ وﻗـﺎص«، ﻓﺮﻣﺎﻧـﺪه ﻟﺸـﻜﺮ اﺳـﻼم، ﻧﻘﻄـﻪ ﭘﺎﻳـﺎن ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ اﺳﺖ.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@dr_majd_omid
# کوتاهدرس ۱۷۸
استاد زبانشناسی مرحوم محمدرضا باطنی نظری دارد که در ادامه همین مطلب آن را میگذارم و در آن عنوان میکند که زبان فارسی عقیم است( یعنی قادر به واژه‌سازی جدید نیست) و لذا نمیتواند زبان علمی باشد! وی برای این ادعای شگفت خود، یک دلیل می‌آورد و آن اینکه چون افعال بسیط در زبان فارسی کمند و جای آن را گروههای فعلی گرفته‌اند پس نمیتوان از آن افعال مشتق ساخت و زبان عقیم میماند.
برای خوانندگان محترمی که ممکن است آشنایی کمتری با این مبحث داشته باشند توضیحات زیر را مینویسم و سپس به ادامه ادعای باطنی باز خواهیم گشت :
افعال بسیط افعالی هستند  مانند دیدن رفتن خواندن، و گروههای فعلی مانند مشاهده کردن و مطالعه کردن. تعداد افعال بسیط در زبان فارسی کم است حدود ۲۵۰ فعل و بسیاری از آنها هم جای خود را به گروههای فعلی داده اند مانند پسودن که امروزه منسوخ شده و بجای آن از لمس کردن استفاده میکنیم یا نُمودن که نشان دادن، شده.
حال باطنی معتقد است که از این گروهها نمیشود لغت جدید ساخت ولی از فعلهای بسیط میشود لغت جدید ساخت . مثلا از فعل بسیط نمودن میتوانیم مشتقاتی چون نمایش و نمودار و نماینده بسازیم ولی از " نشان دادن " چیزی نمیشود ساخت پس زبان فارسی عقیم است!
ایشان راه حل نهایی را هم حذف گروههای فعلی و ساخت فعلهای بسیط میدانند یعنی مثلا بجای تلفن کردن بگوییم تلفنیدن!
جای شگفتی است که این عقاید طرفدارانی دارد و گویندگانش با القاب استاد پیشکسوت ستایش میشوند!
اولا از گروههای فعلی هم میشود لغت جدید مشتق کرد مثلا از نشان دادن، نشانه و نشانگر و بی‌نشان و ... را داریم یا از تلفن لغاتی چون تلفنچی و تلفنخانه و تلفنبانک و تلفن همراه و ... را داریم.
دوم بفرض اینکه از تلفن کردن نشود لغت جدید ساخت( که میشود) استفاده از تلفنیدن چه کمکی به این امر خواهد کرد؟
سوم: به همین راحتی میشود حکم به عقیم بودن یک زبان داد؟  آخر این چه سخنی است؟ زبان فارسی آنقدر زایا و شکوفا بوده و هست که هر زبان دیگری را در گذر تاریخ در خود حل کرده و هر روز هم شاخ و برگش بیشتر میشود. چطور ممکن است فکر کنیم وجود  گروههای فعلی در زبان یعنی عقیم شدن آن؟! اصلا خود همین گروه فعلی یک دلیل بر توانایی و پویایی زبان فارسی است که در کنار افعال بسیط و مرکب، خودنمایی میکند و بار حجم زیادی از افعال زبان را بر دوش میکشد.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
آداب سلام کردن و دست دادن و احوالپرسی:
قاعده کلی سلام کردن این است که کوچکترها به بزرگترها و آقایان به خانمها سلام کنند اما این قاعده همیشه رایج نیست و در شرایط زیر تغییراتی میکند:
- کوچکتر به بزرگتر فقط در شرایط عادی و روز روشن سلام میکند ولی اگر شرایط خاص بود نباید در سلام کردن پیشدستی کند. مثلا شب است و بزرگتری آنور کوچه راه میرود لازم نیست کوچکتر خودش را جلو بیندازد و سلام بدهد یا بزرگتری در محلی عمومی مانند سینما همراه با کسان دیگری در صف ایستاده، کوچکتر نباید از لابلای صف خودش را  به او برساند و سلام کند.
- کسی که میزبان است به مهمان سلام میکند حتی اگر میزبان بزرگتر باشد.
- کسی که وارد اطاق میشود باید به کسی که قبلا داخل اطاق بوده سلام کند حتی اگر واردشونده بزرگتر باشد.( مثلا معلم هنگام ورود به کلاس باید با صدای بلند سلام کند، اگرچه دانش آموزان به احترام او برخاسته‌اند).
- اگر بین خانم و آقا رابطه خونی باشد، خانم باید در سلام پیشدستی کند مانند پدر و دختر، پدربزرگ و نوه، دایی و عمو با خواهرزاده و برادرزاده.
***
دست دادن و احوالپرسی و روبوسی کردن هم بطور کلی از طرف بزرگتر به کوچکتر و از طرف خانم به آقا صورت میپذیرد. در این حالت هم استثنائاتی وجود دارد:
- چنانچه کسی میزبان باشد میتواند احوال مهمان بزرگتر از خود را بپرسد ولی بهتر است در دست دادن و روبوسی کردن پیشدستی نکند.
- وارد شدن به اطاق در دست دادن و روبوسی و احوالپرسی تاثیری ندارد و همچنان از طرف بزرگتر صورت میپذیرد( فقط در سلام کردن است که وارد شونده باید پیشدستی کند).
- اگر رابطه خونی بین خانم و آقا برقرار باشد، مرد میتواند در دست دادن و روبوسی پیشدستی کند. دقت شود این رابطه فقط خونی است نه مجازی یعنی شامل حال پدر و پدربزرگ و دایی و عمو میشود ولی پدرشوهر بهتر است نسبت به عروس منتظر روبوسی از طرف او بماند.
- وقتی دست طرف مقابل پر است دست خود را به قصد دست دادن دراز نکنید.
- دست طرف مقابل را کامل  و نیمه محکم در دست خود بگیرید نه با دو سه انگشت یا شل و ول
- دست دادن برای زورآزمایی نیست اگر کسی پهلوان است زور خود را جای دیگری نشان دهد نه با فشردن محکم دست مقابل که دستش درد بگیرد!
- دیده شده که گاهی مردان پیشدستی کرده و دست خود را به سمت زنان دراز میکنند! کار پسندیده و مطابق آدابی نیست. اگر هم مردی دست دراز کرد و خانم دست نداد و عذر خواست، عیبی ندارد و آن آقا نباید ناراحت شود.
- اگر دو نفر همجنس بودند و بزرگتر دست دراز کرد کوچکتر حتما باید دست بدهد مگر اینکه عذری داشته باشد مثلا سرماخورده باشد در این حالت میتواند عذرخواهی کرده و دست ندهد.
-چنانچه بزرگتری احوال کوچکتر را پرسید بهتر است کوچکتر هم در همان حد احوال بزرگتر را بپرسد نه بیشتر. مثلا اگر بزرگتر پرسید حالتان خوب است کوچکتر پاسخ دهد من خوبم شما چطورید؟ و نپرسد من خوبم شما چطورید؟ خانواده خوبند؟ مریض بودید بهتر شدید؟ چه خبر؟ و ...
- دست دادن و روبوسی فقط برای جاهایی است که تعداد افراد کم باشد. در مهمانیها و مجالس تعزیه و هر جای شلوغ دیگری، فرد وارد شده باید پس از ورود فقط سلام کند و بنشیند. لازم نیست همه را سرپا نگه دارد و با همه دست بدهد و روبوسی کند حتی اگر جشن نوروز باشد.
- هنگام احوالپرسی پس از هر یک سوال یا حداکثر دو سوال منتظر پاسخ مقابل بمانید و رگباری طرف را پرسش‌باران نکنید.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

درباره هفتسین و سیزده بدر👆👆

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
#کوتاهدرس ۱۷۵
نیم‌فاصله از چه زمانی و با چه استدلالی وارد خط شد؟ و آیا یک راهکار نجات دهنده است یا یک مشکل جدید؟
پیش از این یا کلمات پیوسته نوشته میشدند یا جدا و چیزی به نام نیم‌‎فاصله در خط وجود نداشت. حدودا در اوایل دهۀ هفتاد و رواج عمومی کامپیوتر این اصطلاح وارد املای فارسی شد. تعدادی از زبانشناسان بر این باور بودند که باید از نرم‎افزارهای کامپیوتری برای تحقیقات زبانی بهره برد مثلا اگر بخواهیم بدانیم در یک متن چند فعل مضارع به کار رفته میتوانیم به کامپیوتر دستور بدهیم تعداد "می"های متن را بشمارد اما عیب کار این بود که کامپیوتر در این شمارش لغاتی مانند "مینا" و می در مصراع "مِی نوش دمی که زندگانی این است" را نیز میشمرد. پس قاعده‌ای به خط افزودند به نام نیم‌‎فاصله که چیزی معلق مابین اتصال و انفصال بود و موجب تغییراتی در خط شد. همین استدلال درباره دیگر کلمات مرکب و مشتق نیز وجود دارد مثلا هم را در همکلاس با نیم فاصله بنویسیم که در شمارش "هم" با لغاتی چون "همین "تداخل پیدا نکند! البته ابداع نیم فاصله محاسنی هم دارد بدین صورت که حدود و ثغور کلمات مرکبی را که به هر دلیل جدا نوشته شده‎اند مشخص میکند. مثلا لغت زیست‎شناس یک کلمۀ مرکب است که بواسطۀ دندانه‎های زیاد جدا نوشته میشود و پیش از ابداع نیم‎فاصله، با یک فضای خالی(اسپیس) بین دو لغت، به صورت "زیست شناس" نوشته میشد . در این صورت کامپیوتر  آن را دو لغت میشمرد. در کنار این امتیاز معایبی هم بر نیم فاصله وارد است و آن اینکه کلمات مرکبِ بیش از دو جزء را به صورت شلوغ و در هم تنیده نشان میدهد. مانند "رفت و روب" که تبدیل میشود به " رفت‎وروب" یا "برف پاک کن" که میشود" برف‎پاک‎کن". دیگر اینکه نیم‎فاصله را فقط با تایپ کامپیوتری میتوان رعایت کرد و در نوشتنهای دستی با قلم، کسی آن را به کار نمیبرد و این خود موجب ایجاد نوعی دوگانگی در خط میشود. سوم اینکه بسیاری از گروههای اسمی که ابتدا جدا نوشته میشدند به مرور زمان تبدیل به کلمۀ مرکب شده و قاعدتا اکنون سرهم یا با نیم‎فاصله نوشته میشوند. مانند پسرِ خاله که گروه بوده و جدا نوشته میشده و اکنون به کلمۀ مرکب پسرخاله تغییر یافته و به صورت نیم‎فاصله می‎آید. حال مشکل اینجاست که چگونه توقع داریم همۀ مردم یا حتی ویراستاران تفاوت گروه و ترکیب را درک کنند؟ و در نوشتن املای جدا یا نیم‎فاصله به شک نیفتند؟ مثلا "آینۀ بغل" ماشین، درست است یا "آینه‎بغل" ماشین؟ به عبارت دیگر بین آینه و بغل فاصله هست یا نیست؟ این مشکل در صفتهای پیشین شمارشی و موصوفشان نیز خود را نشان میدهد: "دو‎سه‎شب" پیش مهمانی داشتیم یا "دو سه شب" پیش، یا "دو‎سه شب" پیش؟ روزی که نیم‎فاصله باب نشده بود این مشکلات هم وجود نداشت! و همه مینوشتند: "آینه بغل" و "دو سه شب" پیش. چند نوبت دیده‌ام که ویراستاران در عبارت " در مقاله پیشِ رو به اثبات این موضوع خواهیم پرداخت"، پیش رو را به اشتباه پیش‌رو نوشته‌اند یعنی قادر به  تشخیص فاصله و نیم فاصله نبوده‌اند! و متوجه نشده‌اند که پیش رو، دو لغت است که باید جدا نوشته شوند.تازه اینها ادبیات دانشگاهی و تحصیلات تکمیلی خوانده‌اند، از عموم مردم چه انتظاری است که فرق گروه و ترکیب را بشناسند؟
مجموعا نیم‌فاصله بیشتر یک گرفتاری و معضل تازه در خط است تا یک راهکار نجات دهنده. اگر تا کنون نویسندگان در نوشتن روانشناس یا روان شناس سرگردان بودند حالا در نوشتن "پیشِ رو" هم سردرگم شده‌اند!
پاورقی: برای دیدن موارد درست اتصال و انفصال در املا به #کوتاهدرس۱۵۹ و #کوتاهدرس۵۷ در همین کانال مراجعه شود.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
#کوتاهدرس ۱۷۴
نکته‌ای درباره نامه‌نویسی اداری:
در نامه‌های اداری هنگام خطاب قرار دادن مخاطب باید ابتدا عنوان و سپس لقب و در انتها نام فرد را نوشت. مانند: ریاست محترم دانشگاه تهران جناب آقای دکتر حسین حسینی که در آن "ریاست محترم دانشگاه تهران" عنوان، "جناب آقای دکتر" لقب و "حسین حسینی" هم نام مخاطب است. چند سالی است در نامه‌های اداری به اشتباه، اول نام مخاطب و سپس عنوان و لقبش را مینویسند که در تضاد با رعایت آداب معاشرت و رسم نامه‌نویسی است! یعنی مینویسند جناب آقای دکتر حسینی ریاست محترم دانشگاه تهران. شایسته است این عیب در مکاتبات اداری برطرف شود.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
معرفی کتاب آیین نگارش تحلیلی:
این کتاب تصنیفی در شش فصل نوشته شده که به شرح زیر است:
- فصل نخست بحثی مبسوط در زمینه خط فارسی و نقد دستور خط فرهنگستان
- فصل دوم آیین نگارش و ویرایش و سجاوندی و مکاتبات اداری و الفبای فونتیک و آموزش شیوه نوشتن مقالات علمی
- فصل سوم: شیوه‌های لغتسازی و ترجمه، همراه با نقد لغات معادلی که فرهنگستان برگزیده
- فصل چهارم: تحلیل مبحث درست و غلط در زبان فارسی در چهار حوزه تلفظ، معنا، املا و دستور زبان فارسی
- فصل پنجم: شیوه‌های انشانویسی و مقالات عمومی و آموزش تکنیکهای آن
-فصل ششم: ویژگیهای شاهکارهای ادبی و آموزش شیوه نوشتن متنهای ادبی
این کتاب مناسب چهار واحد درس آیین نگارش ۱و۲ مقطع لیسانس زبان و ادبیات فارسی و خلاصه آن مناسب درس فارسی عمومی است.
کتاب توسط نشر سمت در ۱۳۰ صفحه به قیمت نود و هشت هزار تومان چاپ شده. تلفن مرکز فروش: ۰۲۱۶۶۴۱۸۰۶۹

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
#کوتاهدرس ۱۷۳
فرهنگستان و پندی که نمیشنود:
اخیرا فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مقابل واژه پیکسل، معادل تصدانه را برگزیده! پیکسل واحد اندازه‌گیری تصویر در دوربین است و در زبان انگلیسی آن را از ترکیب picture و element گرفته‌اند. فرهنگستان نیز آن را ترجمه لفظ به لفظ کرده و به تصویردانه رسیده، سپس وسط کلمه را تراش داده و لغت نامفهوم تصدانه را بیرون کشیده!
به ایشان باید یادآور شد: نخست اینکه پیکسل واحد اندازه‌گیری است و واحدها را ترجمه نمیکنند همانطور که متر و کیلوگرم و نیوتن و ریشتر و هرتز را ترجمه نکرده‌اند. دیگر اینکه اگر هم ضرورتی در ترجمه هست که نیست، واحد سازنده تصوير میشود تصویر‌سازه. سوم اینکه اگر هم تصویردانه را برگزیده‌اید چرا لغت را تراش میدهید و به واژه گنگ تصدانه میرسید؟
چرا فرهنگستان علیرغم اینکه مقاومت و تعجب ميليونها فارسی‌زبان را میبیند همچنان راه اشتباه خود را میرود و به ساخت لغات بی‌معنا و مبهم و خوارداشت زبان فارسی میپردازد؟

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
#کوتاهدرس۱۷۱
توضیحی تازه بر یک بیت قدیمی:
یک عمر است در معنای بیت: بهرام که گور میگرفتی همه عمر/ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت، گفته اند که منظور از گور دوم، گورستان است! و در کتابهای بلاغی هم برای جناس تام همین بیت را مثال می آوردند. از شما چه پنهان
بنده هم بر همین باور بودم تا اینکه امروز شرح حال بهرام گور را میخواندم که متوجه شدم مرگش بدین صورت بوده که به دنبال شکار گورخر به درون باتلاق می افتد و غرق میشود یعنی در واقع گور مصراع دوم هم همان گورخر است که باعث در باتلاق فرورفتن و مرگ بهرام شده هرچند ایهام به گورستان هم دارد.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@dr_majd_omid
#کوتاهدرس ۱۸۴
دوش گرفتن:
دیروز دانشجویی با استناد به مطالب مدرسه و کتابهای درست و غلط میگفت دوش گرفتن یعنی دوش را با دو دستت بگیری! یا بروی بازار دوش را بخری! و استفاده از آن بجای حمام رفتن غلطست.
جای شگفتی است که نویسندگان آن مطالب و کتابها با مبحث فعل در زبان فارسی آشنا نیستند! فعلهایی مانند دوش گرفتن، گروههای فعلی شبه مرکب نام دارند. در این گروه‌ها بخش فعلی معنای ثابتی ندارد و بر حسب بخش اسمی فعل، انعطاف معنی پیدا میکند همانطور که در " یاد گرفتن"، یاد را با دو دست نگرفته‌ایم و از بازار هم نخریده‌ایم!  در  "کمک گرفتن"  نیز در جمله از دوستم برای حل مشکل کمک گرفتم، کسی کمک را با دست نمیچسبد و از بازار نمیخرد.
همینگونه است دیگر گروههای فعلی شبه مرکب که بخش فعلی آن معنای متغیر دارد. مانند: کشیدن در درد کشیدن، کش کشیدن، نقاشی کشیدن، سیگار کشیدن و ....
مانند زدن در نقش زدن، گره زدن، ضرب زدن، داد زدن و ....
پس دوش گرفتن درست و منطبق با ساختمان فعلسازی در زبان فارسی است اگر چه از طریق ترجمه وارد زبان فارسی شده.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

👑 طهمورث دیوبند؛ پادشاهی که خط را به مردم آموخت
پس از هوشنگ، نوبت به پادشاهی طهمورث رسید؛ یکی از شخصیت‌های شگفت‌انگیز شاهنامه.
فردوسی او را با لقب دیوبند معرفی می‌کند؛ زیرا توانست دیوان را شکست دهد و بر آنها چیره شود.
اما مهم‌ترین یادگار طهمورث در شاهنامه چیز دیگری است...
📜 «آموختن خط و نوشتن»
فردوسی روایت می‌کند که دیوان در برابر بخشش جان خود، دانش نوشتن را به طهمورث آموختند و او این دانش را در میان مردم گسترش داد.
فردوسی می‌گوید:
نوشتن به خسرو بیاموختند
دلش را به دانش برافروختند
شاهنامه طهمورث را پادشاهی می‌داند که:
🔹 نوشتن را گسترش داد
🔹 پارچه‌بافی و ریسندگی را رونق بخشید
🔹 حیوانات را اهلی کرد
🔹 دانش را ارج نهاد
در نگاه فردوسی، پیشرفت یک کشور تنها با قدرت و جنگ به دست نمی‌آید؛ بلکه دانش، فرهنگ و آموزش نیز پایه‌های تمدن هستند.
📖 به همین دلیل است که شاهنامه فقط کتاب پهلوانان نیست؛ کتاب شکل‌گیری تمدن ایرانی نیز هست.

✍️ پروفسور امید مجد

📱 کانال تلگرام: @shahname_asan
#شاهنامه #شاهنامه_آسان #فردوسی #طهمورث #دیوبند #تمدن_ایران #ادبیات_فارسی
@shahname_asan

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

👑 نخستین پادشاه شاهنامه چه کسی بود؟
وقتی نام شاهنامه را می‌شنویم، بیشتر ما به یاد رستم، سهراب یا ضحاک می‌افتیم.
اما شاهنامه از جایی بسیار دورتر آغاز می‌شود...
از کیومرث؛ نخستین پادشاه جهان در روایت شاهنامه.
فردوسی درباره او می‌گوید:
چنین گفت کآیین تخت و کلاه
کیومرث آورد و او بود شاه
در روزگار کیومرث هنوز خبری از شهرها، کاخ‌ها و تمدن امروزی نبود. انسان‌ها زندگی ساده‌ای داشتند و تازه راه و رسم زندگی اجتماعی را می‌آموختند.
شاهنامه، تاریخ خود را از همین نقطه آغاز می‌کند و گام‌به‌گام شکل‌گیری تمدن، کشاورزی، صنعت، حکومت و فرهنگ ایرانی را روایت می‌کند.
پس از کیومرث، فرزندش سیامک و سپس نوه‌اش هوشنگ به صحنه می‌آیند و داستان ایران وارد فصل‌های تازه‌ای می‌شود.
📖 در شاهنامه آسان، این داستان‌ها با زبانی روان و امروزی روایت شده‌اند تا همه بتوانند از آغاز تا پایان شاهنامه را دنبال کنند.
✍️ پروفسور امید مجد
📚 شاهنامه آسان
بازنویسی ساده شاهنامه به صورت آمیزه‌ای از نظم و نثر
🌐 omidmajd.com
#شاهنامه #شاهنامه_آسان #فردوسی #کیومرث #تاریخ_ایران #فرهنگ_ایرانی

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

دو برگ از تاریخ: خسرو پرویز به یاری قیصر روم به ایران بازگشت و تاج و تخت خود را از بهرام چوبینه بازستاند.
ایرانیان پس از اسلام ششصد سال با خلافت بغداد جنگیدند و پیروزیهایی هم بدست ابومسلم و طاهر و آل بویه و سلجوقیان بدست آوردند ولی هیچگاه خلافت اسلامی ریشه کن نشد تا اینکه هلاکو خان مغول خارجی، این مهم را در سال ۶۵۶ انجام داد.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

با درود و مهر و ابراز خرسندی و شادی به آگاهی میرساند که ماهنامه سبک‌شناسی نظم و نثر فارسی( بهار ادب) به صاحب امتیازی اینجانب، با کسب اعتبار نمایه‌های بین‌المللی و جهانی به رتبه "الف" ارزشیابی نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ارتقا یافت. کسب این جایگاه ارزشمند پس از لطف الهی،حاصل کوشش سردبیر و اعضای هیات تحریریه دانشمند و کوشای مجله و تلاش کارمندان و کارشناسان ما و نیز مقالات گرانسنگ پژوهشگرانی که این مجله را برای چاپ آثار خود برگزیده بودند، بوده است.
اینجانب با تبریک به جامعه ادبی دانشگاهی کشور، آرزومند تداوم این همکاریها و بهبود کیفیتها و افزایش استانداردهای علمی ماهنامه هستم. امید مجد

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@dr_majd_omid
#کوتاهدرس ۱۸۰ "به مناسبت بیست و هشتم اردیبهشت روز بزرگداشت خیام"
- توضيحاتی درباره معادلات سه مجهولی خیام و راه حل آنها:
از دوران نوجوانی که در دبیرستان با مفهوم معادله سه مجهولی آشنا شدم، میشنیدم که خیام شانزده حالت معادلات درجه سوم را حل کرده‌. همان هنگام با خود میگفتم معادله درجه سوم که یک حالت بیشتر ندارد و بصورتaX^3+bX^2+cX+d=0 نوشته میشود پس شانزده حالت چه معنایی دارد؟ چند دهه طول کشید تا با مراجعه مستقیم به کتاب جبر و مقابله خیام دریافتم که‌ برداشتم درست بوده و آن ۱۵ حالت ديگر در واقع تبدیل یافته‌های همان یک حالت اصلیند. مثلا صورتهای زیر:
X^3+ aX^2=bx
X^3+c=aX^2
X^3=bX+c
X^3+aX^2=bX+c
پس در حقیقت گزاره درست این است که خیام معادله درجه سوم را حل کرد نه اینکه شانزده حالت معادلات درجه سوم را حل کرد.
نکته مهم در این راه حلها آن است که خیام نه از راه جبری که از طریق پیچیده هندسی و رسم قطاعهای سهمی و هذلولی بر روی مبدا مختصات، مجهول ایکس را می‌یابد! مثلا در عکس پیوست، خط ب ز، جواب معادله است.
متاسفانه برای فضای گوشی موبایل امکان رسم این سهمیها و هذلولیها و شکلها نیست تا حل آن گام به گام شرح داده شود ولی نویسنده امیدوارست فضای کلی مطلب تشریح شده باشد.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@dr_majd_omid
# کوتاهدرس ۱۷۹
آشنایی با متن شاهنامه( در دو برگه) به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی:
در تاریخ پادشاهی ایران پیش از اسلام سلسله‌های پیشدادیان، کیانیان، مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان حکومت کرده‌اند. در خداینامه و به تبع آن در شاهنامه، حکومتهای پیشدادیان و کیانیان بطور کامل آمده‌اند. از مادها و هخامنشیان نامی نیست. از سلوکیان تنها از اسکندر و زندگی او یاد شده و از اشکانیان فقط نامِ پادشاهان بدون شرحی بر وقایع زندگی آنها آمده است و ساسانیان هم بطور کامل آمده‌اند. پادشاهان پیشدادی به ترتیب زیرند:
کیومرث، هوشنگ، طهمورث، جمشید، ضحاک، فریدون، منوچهر، نوذر، طهماسب، زَو و گرشاسب.
کیومرث نخستین پادشاه است:
چنین گفت کآئین تخت و کلاه
کیومرث آورد و او بود شاه

پادشاهی او هنگامیست که هنوز بسیاری از جنبه‌های تمدن وجود نداشت و جامعه تازه دورانِ یکجانشینی خود را تجربه میکرد.
فرزند کیومرث یعنی سیامک بدست دیوان و حیوانات کشته میشود. هوشنگ فرزند سیامک انتقام پدر را میگیرد و چهل سال نیز حکومت میکند. از مهمترین وقایع زمان او کشف آتش، بنیان جشن سده، استخراج آهن از سنگ و رواج کشاورزیست.
پسر بُد مر او را یکی هوشمند
گرانمایه طهمورث دیوبند

طهمورث فرزند هوشنگ، پادشاه بعدیست که دیوان را به بند کشید و در ازاء نکشتن آنها خط را از ایشان آموخت:
نوشتن به خسرو بیاموختند
دلش را بدانش برافروختند

پنبه‌ریسی، پارچه‌بافی و دست‌آموز کردن حیوانات را نیز به او نسبت داده‌اند. وزیر طهمورث نماز شب و روزه را ابداع کرد.
همان بر دل هر کسی بود دوست
نماز شب و روزه آئین اوست

پادشاهی بعدی پادشاهی جمشید است که هفتصد سال طول میکشد. جمشید ابزار جنگی و لباس را ساخت، جواهرات را شناخت، عطرهای خوش را یافت، کشتی به آب افکند، جشن نوروز را بنیان نهاد و دانش پزشکی را کشف کرد. وی برای نخستن بار طبقات شغلی را بوجود آورد شامل چهار طبقه آموزیان (اهل دین)، نیساریان (سپاهیان)، کشاورزان و پیشه‌وران. جمشید در انتهای پادشاهی خود ادعای برتری کرد لذا مردم از گرد او پراکنده شدند:
بزرگی و دیهیم و شاهی مراست
که گوید که جز من کسی پادشاست؟

مردم ایران به امید یافتن پادشاهی خداپرست بیراهه میروند و حکومت ایران را به ضحاک تازی میسپارند!
داستان خوراندن مغز جوانان به مارهای دوش ضحاک مشهورست. قیام کاوه علیه ضحاک به فرماندهی فریدون به دستگیری ضحاک در بغداد می‎انجامد.
فریدون در زمان پادشاهی خود، حکومت را بین سه فرزند خود ایرج، سلم و تور تقسیم مینماید. مغرب زمین را به سلم، ایران را به ایرج و مشرق زمین را به توران میسپارد. سلم و تور به برادر خود حسد میبرند و او را به قتل میرسانند. فریدون از این غم داغدارست تا هنگامی که نوه دختری ایرج یعنی منوچهر به خونخواهی پدربزرگ خود، از سلم و تور انتقام میگیرد و پس از مرگ فریدون خود به تخت پادشاهی ایران مینشیند. از سام برای نخستین بار در زمانِ منوچهر سخن به میان می‎آید که پدر زال و پدر بزرگ رستم است و سپهسالار لشکر منوچهر میباشد. داستان زال و سیمرغ، زال و رودابه و تولد رستم مربوط به این دوره است. در دوره پادشاهی گرشاسب، ایرانیان از تورانیان شکست میخورند و تاج و تخت پادشاهی ایران بدست افراسیاب تورانی می‌اُفتد تا اینکه با حضور رستم و نبردهای او افراسیاب از ایران میگریزد و حکومت به ایرانیان باز میگردد. کیقباد از نوادگان فریدون توسط رستم از البرز به ایران آورده میشود و بر تخت پادشاهی مینشیند و این آغاز پادشاهی کیانیان است.
پادشاه بعدی کیکاووس پسر کیقبادست. داﺳﺘﺎن ﺑه آﺳﻤﺎن رﻓﺘﻦ ﻛﻴﻜـﺎووس، ﻫﻔﺘﺨـﻮان رﺳﺘﻢ، رﺳﺘﻢ و ﺳﻬﺮاب و داﺳﺘﺎن ﺳﻴﺎوش در اﻳﻦ دوره اﺗﻔﺎق ﻣﻲاﻓﺘﻨﺪ. ﺳﻴﺎوش ﻛﻪ در ﺗﻮران ﺑه دﺳﺖ اﻓﺮاﺳﻴﺎب ﺑه ﻘﺘـﻞ رﺳـﻴﺪه اﺳـﺖ ﭘﺴـﺮي دارد ﺑﻨـﺎم ﻛﻴﺨﺴـﺮو ﻛـﻪ ﺑـﺪﻧﺒﺎل ﻣﺎﺟﺮاﻫﺎﺋﻲ ﺧﻮاﻧﺪﻧﻲ ﺑه ﺎﻳﺮان آﻣﺪه و ﺑﺠﺎي ﻛﻴﻜـﺎووس ﺑـﺮ ﺗﺨـﺖ ﭘﺎدﺷـﺎﻫﻲ ﻣﻴﻨﺸـﻴﻨﺪ . ﺿﻤﻨﺎً ﺑﻌﺪ از ﻗﺘﻞ ﺳﻴﺎوش، رﺳﺘﻢ ﺑﺴﺨﺘﻲ از ﺗﻮراﻧﻴﺎن اﻧﺘﻘﺎم ﻣﻴﮕﻴﺮد و ﺟـﻮي ﺧـﻮن در ﺗﻮران ﺑه راه ﻣﻲاﻧﺪازد . داﺳﺘﺎن ﺑﻴﮋن و ﻣﻨﻴﮋه از ﺟﻤﻠﻪ داﺳﺘﺎﻧﻬﺎي ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻛﻴﺨﺴﺮو اﺳﺖ. اﻳﻦ ﭘﺎدﺷﺎه ﺳﺮاﻧﺠﺎم ﭘﻴﺮوزي ﻧﻬﺎﺋﻲ اﻳﺮاﻧﻴﺎن ﺑﺮ ﺗﻮراﻧﻴـﺎن را رﻗـﻢ ﻣﻴﺰﻧـﺪ . اﻓﺮاﺳـﻴﺎب را دﺳﺘﮕﻴﺮ و ﺣﺒﺲ ﻣﻴﻜﻨﺪ و ﺑه ﻐﺎﺋﻠﻪ ﺻﺪﻫﺎ ﺳﺎﻟﻪ ﭘﺎﻳﺎن ﻣﻴﺪﻫـﺪ . ﺧـﻮد ﻛﻴﺨﺴـﺮو در ﭘﺎﻳـﺎن ﻋﻤﺮ، ﺑﻄﻮر ﻣﺮﻣﻮزي در ﻣﻴﺎن ﺑﺮف و ﻣﻪ ﻧﺎﭘﺪﻳﺪ ﻣﻴﮕﺮدد در ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ ﻣﺮدي ﮔﻤﻨـﺎم ﺑﻨـﺎم ﻟﻬﺮاﺳﺐرا ﺑه جاﻧﺸﻴﻨﻲ ﺧﻮد ﺑﺮﮔﺰﻳﺪه اﺳﺖ.اﻳﻦ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻮاﻓﻖ ﻃﺒﻊ ﺑﺴﻴﺎري ازاﻳﺮاﻧﻴـﺎن از ﺟﻤﻠﻪ رﺳﺘﻢ ﻧﻴﺴﺖ،ﻟﺬا رﺳﺘﻢ ﺑه ﺴﻴﺴﺘﺎن ﺑﺎزﻣﻴﮕﺮدد و به کار ﺧﻮد ﻣﺸﻐﻮل ﻣﻴﺸﻮد.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@dr_majd_omid
# کوتاهدرس ۱۷۷
ریشه سپاس:
مدت زیادیست در فضای مجازی کلیپهایی ساخته میشود که در آن ميگويند سپاس یعنی سه تا پاس! و منظور پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک است! یعنی من به سه شیوه تو را پاس میدارم! برخی هم ميگويند سه پاس یعنی سه نوبت ترا مراقبت میکنم و هر نوبت یک‌سوم شبانه‌روز است و مجموعا یعنی همه شبانه‌روز مراقبم! سپاس هیچ ارتباطی با این برساخته‌های ذهنی گویندگانش ندارد بلکه صورت کهن این لغت در زبان سانسکریت اِسپاس( spas) به معنی مراقبت کردن بوده( لغت spy به معنای جاسوس در انگلیسی از همین ریشه است)، سپس در فارسی میانه به اَسپاس( aspas) به معنای خدمتگزار تغییر تلفظ و معنا داده و در فارسی دری شده سپاس به معنی خدمتگزار و سپاسگزارم یعنی خدمتگزارم. بنابراین سپاس هیچ ارتباطی با عدد ۳ و کردار نیک و ... اوقات شبانه‌روز ندارد.
(منبع: فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی، محمد حسندوست، جلد سوم، ص۱۶۶۴، چاپ فرهنگستان زبان و ادب فارسی)

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
درباره وقایع سال تحویل و ادعای تخلیه آرامگاه خیام پس از آن:
چند روز پیش سخنرانی در نیشابور گفته بود که هدف از ساختن باغ خیام به حاشیه بردن امامزاده محمد محروق بوده و اکنون هم با حکم قضایی باید آنجا را تخلیه کرد. این سخنان را ابتدا به امام جمعه محترم نیشابور نسبت دادند که بلافاصله این انتساب تکذیب شد و گفتند فرد دیگری سخنران آن مجلس بوده. خوشبختانه ادعای آن سخنران مورد استقبال و حمایت مسئولان رسمی حکومت مانند امام جمعه محترم قرار نگرفت و متولیان دولتی مانند فرماندار معزز نیشابور و استاندار ارجمند خراسان رضوی و عموم مردم نیز خلاف این ادعا، به تکریم و تعظیم خیام پرداختند با این حال نوشتن مطالب زیر خالی از فایده نیست:
در حدیثی از پیامبر اکرم( ص) نقل شده که" یوزن مداد العلما و دم الشهدا،یرجح مداد العلما علی دم الشهدا" یعنی جوهر قلم دانشمندان را با خون شهیدان در یک ترازو مینهند و جوهر دانشمندان بر خون شهدا سنگینی میکند.
در جوار باغ خیام دو امامزاده دفنند.یکی امامزاده محمد محروق فرزند امام سجاد( ع) که مشهورتر است و دیگری امامزاده محمد ابراهيم فرزند امام موسی کاظم( ع) که کمتر شهرت دارد. میگویند فقط چهار امامزاده در کل ایران وجود دارند که بیواسطه فرزند امام بوده‌اند و دو نفر از آن چهار نفر همین دو امامزاده مدفون در نیشابورند و این خود میتواند یکی از بزرگترین جاذبه‌های گردشگری برای نیشابور باشد و بخشی از میلیونها شیعه زائر امام رضا( ع) را به نیشابور بکشاند. ظرفیتی که البته در تمام این دهه‌ها مغفول مانده!
مهمترین وجه اعتبار محمد محروق به شهادت ایشان است که گویا در نبرد با خلفای عباسی به شهادت رسیده‌اند.
خیام نیز دانشمندی است که پهنا و ژرفای دانشش نیازی به توضیح ندارد و ملقب به حجت الحق و امام عصر بوده. دانشمندی همه چیزدان در ریاضیات و جبر و فلسفه و منطق و طبیعیات که همه جهان او را میستایند و بدو تعظیم میکنند.
اگر حدیث نبوی را مد نظر قرار دهیم ارزش عقبایی خیام نزد خداوند از امامزاده محمد محروق کمتر نیست اما از نظر دنیوی نیز آنچه تا کنون ما دیده‌ایم اعتباری دو طرفه بین امامزادگان و خیام برقرار بوده است بدین معنا که  اگرچه زائران امامزادگان به زیارت خیام میروند اما از سوی ديگر هزاران زائر خیام نیز همه ساله به نیت و قصد زیارت او به نیشابور آمده‌اند و به تبع آن به زیارت امامزادگان هم رفته‌اند بی آنکه حتی شاید از وجود امامزادگان تا پیش از سفر مطلع باشند پس وجود خیام نه تنها امامزاده محروق و ابراهیم را به حاشیه نکشانده که بر رونقشان افزوده است.
هیچ عقل سلیمی نباید این دو را در مقابل هم قرار دهد که به قول سعدی "هر که با بزرگان ستیزد خون خود ریزد" و خوشحالم که متولیان رسمی حکومتی و دولتی در ابرشهر تاریخی نیشابور به سخنان آن واعظ وقعی ننهادند. با شناختی که صاحب این قلم از همشهریان خردمند و بافرهنگ نیشابوری خود دارد مطمئنم که حتی خود آن سخنران هم، تحت تاثیر هیجانات آنی و غلبه احساسی آن سخنان را گفته و اعتقاد قلبی عمیقی بدان ندارد و بزودی شاهد پوزشخواهی او خواهیم بود.
اگر هنوز هستند کسانی که فکر میکنند خیام امامزاده را به حاشیه برده بهتر است بجای تخریب شخصیت خیام و تخلیه آرامگاه او بر تلاش و کوشش خود بیفزایند و با برنامه‌‌ریزی و تدبیر،میلیونها زائر امام رضا علیه السلام را به نیشابور و زیارت دو امامزاده واقعی و خالی از شبهه که به تعبیری عموهای امام رضا هم محسوب میشوند، بکشانند و از این ظرفیت بالا بهره‌های لازم را ببرند و خیری هم به گردشگری نیشابور برسانند.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
#کوتاهدرس ۱۷۶:
تاریخچه زبان فارسی و رابطه زبانهای دیگر ایرانی با آن👇

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

ترجمه منظوم دعای سحرگاه ماه مبارک رمضان👆

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
کشته‌شدن جانکاه دانشجوی جوان، امیرمحمد خالقی درمیان، زخمی دیگر بر پیکره‌ رنجور دانش و روشنایی در این سرزمین نشاند. او که با امید و شوقی سرشار، رهسپار دیار دانایی بود، در تاریکی بیداد و آشفتگی گرفتار آمد. این فاجعه، نه تنها داغی بر دل خانواده، که نشانی از زخمهای ژرف بر پیکر جامعه‌ایست که دانش‌پژوهانش را در راه دانستن، بی‌پناه می‌یابد.
ای کاش، دانشجو بودن و دانشگاه نه در سایه‌ بیم و واهمه، که در گستره‌ زندگی و شکوفایی معنا می‌یافت. باشد که این اندوه سترگ، زنگ هشداری باشد درین شبهای بیداد.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
معرفی کتاب آموزش گام به گام دستور زبان فارسی:
یکی از کمبودهای کتابهای دستور زبان فارسی نبودن طبقه‌بندی برای آموزش در سطوح مختلف درسی بود. بدین معنا که دانشجوهای مقاطع گوناگون ایرانی و خارجی در رشته‌ها و مقاطع مختلف لیسانس، فوق ليسانس و دکتری در رشته های زبان و ادبیات فارسی، آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان، ایرانشناسی و برخی رشته‌های دیگر نیازهای مختلفی به دستور داشتند و یک کتاب واحد نمیتوانست پاسخگوی رفع آن نیازها باشد.
در کتاب جدید، آموزش دستور به چهار سطح تقسیم شده و در مقدمه کتاب توضیح داده شده که هر سطح برای چه مقطع و چه رشته ای و چه دانشجویانی ( ایرانی یا خارجی)خوبست. بدین ترتیب استاد و دانشجو کار ساده‌تری در آموزش پیش رو خواهند داشت.
کتاب را دانشگاه تهران در ۳۱۰صفحه با قیمت سیصد و ده هزار تومان چاپ کرده و تلفن مرکز فروش آن این است: ۰۲۱۸۸۳۳۸۷۱۲

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
#کوتاهدرس۱۷۲
توضیحی بر یک بیت مشهور:
میازار موری که دانه‌کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است
این بیت را همه شنیده ایم. از مصراع نخست آن معنایی جز همین برداشت ساده نمیشود که مورچه را نیازاریم! اخیرا هنگام مطالعه کتاب پنج جلدی دانشنامه ایران باستان تالیف استاد فقید هاشم رضی، متوجه نکته‌ای تازه در مورد مور دانه‌کش شدم. در ایران باستان مورچه دانه کش را موجودی مزاحم میشمرده‌اند که کشتن آنها ثواب داشته( این موجودات مزاحم مانند مورچه و عقرب و مگس و ... را خَرفَستَرَه مینامیده‌اند). در واقع فردوسی در بیت خود در مخالفت با این "سنت زرتشتی" کشتن مورچه را کاری غیر اخلاقی میداند و تعریضی به اوستا دارد.

Читать полностью…

کارگاههای آموزشی و اشعار امید مجد

@Dr_majd_omid
"روزی که دیدگاهم به محیط کار عوض شد"
امروز دوازدهم شهریور ماه خبر غم انگیز درگذشت استاد پیشکسوت دکتر جلیل تجلیل منتشر شد. چه انسان شریف و وارسته‌ای بود.خدایش بیامرزد و در بهشت برین همنشین صالحان و اولیایش کند.
سال ۸۵ انتخابات مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی بود و ایشان در رایگیری برنده شدند. از همان لحظه اعلام نتایج، کسانی که عاشق میز ریاست بودند دشمنی علیه او را شروع و به دستاویز خدمت همزمانش در دانشگاه آزاد ابتدا مانع صدور حکم مدیریتش شده و سپس او را بازنشسته کردند بلکه دو سالی بیشتر پشت میزی که هیچ ارزشی هم نداشت بنشینند!
***
جلسات گروه همیشه یکشنبه‌ها برگزار میشد. در اولین یکشنبه پس از بازنشستگی، قبل از شروع جلسه، مرحوم دکتر تجلیل در اطاق جلسه حضور  داشت و مشغول جمع کردن کیف و کتاب خود بود که ناگهان یکی از همان افراد کذا با صدای بلند گفت: آقای دکتر زودتر تشریف ببرید میخواهیم جلسه را شروع کنیم! به همین زشتی و زنندگی!
آنجا بود که ناگهان دلم فروریخت و متحیر شدم و از محیط کار دلسرد که چطور کسی که تا هفته پیش " حضرت استاد" بود حالا اینطور غیر مودبانه مورد خطاب قرار میگیرد؟ باری او رفت و دیگران هم بر اثر وی خواهند رفت ولی فکر میکنم آن دلشکستگی در قلب استاد باقی ماند. امید اینکه ادب نفس در محیط کار بیشتر جاری باشد که آن استادان گرانمایه شادروان،همچون تجلیل و حاکمی و شیخ الاسلامی و شهیدی و جوینی و زنجانی همه سرمشق اخلاق بودند.

Читать полностью…
Subscribe to a channel