dessere | Unsorted

Telegram-канал dessere - 『 دِزیــره』

3097

دزیره ؛ روایتی عاشقانه از تاریخِ یک فاتح ☕شعـر،موسیقی،کتاب،دکلمه باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته ای، تحویل بدهی خواه با فرزندی خوب یا باغچه ای سرسبز اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده ترنفس کشیدیعنی تو موفق شده ای  

Subscribe to a channel

『 دِزیــره』

☀️

قاصدک،
شعر مرا از بر کن…

برو آن گوشه باغ، سمت آن نرگس مست
و بخوان در گوشش، و بگو باور کن…

یک نفر یاد تو را، دمی از دل نبرد...…


هشت کتاب
#سهراب_سپهری


.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

پناه برده بودم به جنگ
از پیراهن سفید تو
به آرامش قبل از طوفان
از سرخی صورتت
بعد از بوسیدن


پناه برده بودم به دیوار زبر و خاکستری باغ
از انجیرهای بنفش تازه رسیده از داغ آفتاب
روی بلندترین شاخه های سبز
وقتی نگاهت می کردم

امان از چاه نفت چشمهای تو
که دنیا را به جان هم انداخته
پناه از دکمه ی باز و رگ های گردنت
به هرمزگان و اشتیاق هر چه محموله ی ممنوع به عبور
پناه از دست هایم روی شانه هایت
بر لنج های قاچاق و اضطراب مجازاتی سنگین

پناه برده بودم به بزرگترین مسئله ی خاورمیانه
از شقیقه های تو
که بین سفید و سیاه به مذاکره نشسته بودند
وقتی با توافقی نابهنگام غافلگیرم می کردند

و تو در صدر تاریخ توطئه های جهان
در جغرافیای خاطرات من
                          پیر می شدی!

Читать полностью…

『 دِزیــره』

تو انتخاب من نبودی، سرنوشتم بودی. ‏تنها انگیزه‌ ماندنم در این وانفسای شلوغ ‏در این زندگی بی‌اعتبار.

نامه‌های عاشقانه | عباس معروفی 💌

Читать полностью…

『 دِزیــره』

اما هر اتفاقی هم که بیفتد، فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که همیشه و هر لحظه می‌توانی پیش او برگردی، روزی از ته قلبم تمام آنچه دارم و آنچه هستم را به تو بخشیده‌ام، تو قلبم را با خود خواهی داشت تا وقتی که من این جهان غریب را ترک بگویم، جهانی که دارد خسته‌ام می‌کند، تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی چقدر دوستت داشته‌ام.

خطاب به عشق | آلبر کامو

Читать полностью…

『 دِزیــره』

꒱ همـه معتقـدن کـه بایـد چیـزِ خاصـی در رابطـه با حـدود و مـرز‌های جهـان وجـود داشتـه باشـه. و جالـب اینجاسـت که هیـچ حـد و مـرزی نیسـت. و تـلاش انسـان‌ها هم نباید مـرزی داشته باشه. زندگـی هرچقـدر هم بـد بنظـر بیاد، باز هم کـاری هسـت که بتونیـن انجـام بدیـن و در اون موفـق بشین. تـا وقتـی زنـدگی هسـت، امیـد هم هسـت.꒰‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

Читать полностью…

『 دِزیــره』

💚🍀✨🕊

روز از پای صنوبرها،
تا فراترها می‌رفت...
و چنان روشنْ کوه،
که خدا پیدا بود.
دست‌هایت، ساقه‌ی سبز پیامی
را می‌داد به من

و سفالینه‌‌ی اُنس،
با نفس‌هایت آهسته ترک می‌خورْد
و تپش‌هامان می‌ریخت به سنگ.

از شرابی دیرین،
شن تابستان در رگ‌ها...

و لعاب مهتاب، روی رفتارت.
تو شگرف، تو رها...
فرصت سبز حیات،
به هوای خنکِ‌کوهستان می‌پیوست.
و هنوز در سر راه نسیم
پونه‌هایی که تکان می‌خورْد
جذْبه‌هایی که به هم می‌خورد...


  

✍ #سهراب_سپهری
📻#استاد_کلهر

Читать полностью…

『 دِزیــره』

.
همه‌ی دین‌ها…
از طریق ارث به ما می‌رسند
مگر ....؏ﺸــــﻖ.....
زیرا عشق تنها دینی‌ست
که پیامبرانش را خود می‌آفریند… 🥀🕊

#سعاد_الصباح


اصل آیینِ فراموشیِ غم،
آن دَم باشد....
که تو باشی به کنارم..
همه ی غمهـــــــا
                  پـــــــَر........🥃🕊


#مریـــــــــم_نجفی🍂

Читать полностью…

『 دِزیــره』

.

#قشنگیات

.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

تو همون موسیقیه بی کلامی بودی که نمیشد با کلمات توصیفش کرد فقط باید نواخته میشد.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🌤
.
آدم باید یکیو‌ داشته باشه
بهش بگه:

«وقتی در من نگاه میکنی
زخم‌های من آرام می‌گیرند...»
از صدای تو خوشحال می‌شدم
که از گلوی گنجشکِ کوچکی
بیرون می‌پرید،
با آن قهوه‌ام را می‌خوردم
سیگارم را می‌کشیدم
و پرواز میکردم.
..🤍🕊

#نزار_قبانی


تـو
مثل یک فنجان چایِ اولِ صبح
می نشینی به جانم
همین قدر ساده
همین قدر دوست داشتنی… 🌱🕊

صبـح شد، خیـر است….

Читать полностью…

『 دِزیــره』

-/چشماتو ببند و گوش‌کن.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

هایده ، چاوشی، قربانی، طهماسبی

قطعاتی از زیباترین آهنگ‌هایی که میشه شنید.

ماه نگاهِ من است خیره به تو.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

⸙‌۪۫ـ دری بـه زمستـان بـاز کـن‌ ‌ ۫ ˑ‌ ‌ ۫ ‌ ۫ ۫ ‌۫  ˑ
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌تـا سپیـدیِ بـرف‌هـا‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ۫ ‌ ‌ˑ ‌۫ ˑ‌ ˑ‌ ۫ 
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌بـه مـا امیـدِ زنـده‌مانـدن بدهـد.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌مـا گـرما نمـی‌خـواهیـم‌ ‌ ‌ ‌ ۫ ˑ‌ ‌ ۫ ˑ‌ ˑ۫ ۫ 
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌مـا امیـد مـی‌خـواهیـم.༉‌ ‌ ۫ ۫ ‌ ۫ ‌

Читать полностью…

『 دِزیــره』

ای لحظاتِ خوش که هنوز از راه نرسیده‌اید
آیا نمی‌شود راهِ کوتاه‌تری در پیش بگیرید؟
قبل از این‌که دل‌هایمان فرتوت شوند؟


_نزار قبانی

Читать полностью…

『 دِزیــره』

.
برای جیره‌ی روزانه‌ام
به من عشق بده
و قلب غمگینم را سنگین نکن
حتا با ذره‌ای کوچک.

لمسم کن
و گل سرخ را از من دریغ مدار
بر خطاهای من چشم ببند
و رسولانت را بفرست
پیش از آن که پا به جهان من بگذاری.
 
📝#مرام‌المصری


🎬سکانس رُمانتیکی از فیلم غرور و تعصب، که البته فراز و نشیب‌های تجربه‌ی زیسته‌ای از عشق را بازنمایی میکنه.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

قفس، دل من است.
و دلتنگی پرنده ای ست،
كه پر نمی كشد از اين قفس....

#سارا_قبادی

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🌤
.
ز وصل و هجر خود آسایش و عذاب منی

تـویی که مایهٔ تسکین و اضطــراب منی

#فروغی_بسطامی


و سلامِ من…

بر آفتاب چشم‌های تو باد
ڪـه صبح به صبح
صحنه ی  طلوعی سرخ را
در شریان‌هایم
به نمایش درآورده
به صبحــــم‌ ،
به جهانــــم ،
به جانــــــم ،
خوش آمـدی ای جـان
...🤍🕊

#ناهید_غلمانی_خامنه
صبـ🌱ـح شد، خیـر است…

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🌻هیچ می‌دانید گل آفتابگردان، طبق
اسطوره‌های یونان روزگاری یک زن بود؟


افسانه‌ها می‌گویند پیش از آن‌که این گل
طلایی سر از خاک بیرون بیاورد، پری
دریایی زیبایی به نام «کلایتی» زندگی
می‌کرد؛ پری‌ای که دیوانه‌وار عاشق
هلیوس، پسر خورشید، شده بود.

تنها دلخوشی زندگی کلایتی این بود که هر
روز چشم به آسمان بدوزد و ارابه‌ی آتشین
هلیوس را در پهنه‌ی آسمان دنبال کند؛ با
نگاهی سرشار از عشق و انتظار.

هلیوس نیز زمانی کلایتی را دوست داشت،
اما این عشق دوام نیاورد و دل اوگرفتار
زیبایی لئوکوتوئه، دختر اورخاموس پادشاه سرزمین پارس، شد.

کلایتی که از اندوه و حسادت می‌سوخت،
راز عشق آن دو را فاش کرد. پدر لئوکوتوئه،
از شدت خشم دخترش را به مرگی تلخ
محکوم کرد و او را زنده به خاک سپرد.

پس از آن، کلایتی پشیمان و دل شکسته،
روزها و شب‌ها بی‌حرکت نشست و به
خورشید خیره ماند؛ آن‌قدر که پاهایش در
زمین ریشه دواند و به گلی تبدیل شد.

گلی که همیشه رو به خورشید می‌گردد؛
آفتابگردان.و این‌گونه، کلایتی از یک پری
عاشق به نمادی از عشق از دست‌رفته،
حسرتی عمیق و قلبی گرفتار در خاطره
تبدیل شد.🌻

Читать полностью…

『 دِزیــره』

نپرس در هوایِ تو، کدام لحظه گم شدم.

لحظه‌ی‌گرگ‌و‌میش

Читать полностью…

『 دِزیــره』

.
مرا یاد خواهی کرد
روزی که چشمانت خیس
و زیبایت
تنها در شعرهایم
باقی مانده...


حال خوب🤍

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🌤
.
ٺو ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ!
ٺا ڪم ﻧﯿﺎورم!
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ٺاﻓﺮﺍﻣﻮﺵ نڪنم!
؏ﺸــــﻖ ﺭﺍ...
…… .ﺯﻧـﺪڪَﯽ ﺭﺍ
................ﺑــﻮﺩﻥ ﺭﺍ
.. ...🤍🕊

#پل_الوار


بنویس: «می‌آیم»
تا آشیانه
به گام و به دست و سلام
آراسته شود ...🌱🕊


#منوچهر_آتشی
صبـح شد، خیـر است…

Читать полностью…

『 دِزیــره』

نوشته بود: «زیبا دیدن، انعکاسِ عنصرِ زیبایی در درونِ خودِ ماست.» چقدر باهاش موافقم! همیشه هم از آدم‌هایی که بابت زمین و زمان غر می‌زنن و از زندگی شاکی‌ان، فاصله می‌گیرم. زندگی، هرچقدر هم سخت باشه، باز هم ارزش زیستن داره عزیزِ من!

Читать полностью…

『 دِزیــره』


.

از زور تنهایی دارم مثل سگ‌ کار می‌کنم و فراموش میکنم که شماها رفته‌اید و برنمی‌گردید.
زندگی همین است. یا باید خودت را با سعادت‌های زودیاب و معمول مثل بچه و شوهر و خانواده گول بزنی یا با سعادت‌های دیریاب و غیرمعمول مثل شعر و سینما و هنر و از این مزخرفات! اما به‌هرحال همیشه تنها هستی.
تنهایی تو را می‌خورد و خرد می‌کند. من قیافه‌ام خیلی شکسته شده و موهایم سفید شده و فکر آینده‌ام خفه‌ام می‌کند ولی بگذریم... بگذریم... بگذریم...
فروغ از زندگیِ گذشته، به کل بریده. وقتی کامی (پسر فروغ) را در خیابان می‌بینم که حالا قدش تا شانه‌ام می‌رسد، تنم شروع می‌کند به لرزیدن و قلبم به ترکیدن می‌افتد.
اما نمی‌خواهمش، نمی خواهمش. فایده‌ی این علایق و روابط چیست؟
آدم باید دنبال جفت خودش بگردد و هرکس یک جفت دارد. باید جفت خودش را پیدا کند با او همخوابه شود و بمیرد. معنی همخوابگی همین است.
یعنی کامل شدن و مردن. چون زندگی فقط تلاش برای جبران نقص‌هاست.
من خیلی بدبخت هستم فری جانم و هیچکس نمی‌داند. حتی خودم هم نمی‌خواهم بدانم.
چون وقتی با این مساله روبرو می‌شوم تنها کاری که می‌توانم بکنم این است که خودم را از پنجره پایین بیاندازم.
آه... دارم چرت‌و‌پرت می‌نویسم.
پاییز که آمدی با هم صحبت خواهیم کرد. فراموش نکن که زندگی همین است.......


فروغ فرخ‌زاد
نامه‌ای به فریدون فرخ‌زاد

پی‌نوشت تصاویر: این چند قاب زیبا از فروغ فرخ‌زاد از آرشیو ناصر حسینی هستند که برای نخستین بار ترمیم شده و یا منتشر می‌شوند. در فرایند ترمیم تصاویر با احتیاط از هوش مصنوعی استفاده شده است.


.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

بعضی چیزها باید تمام شوند
تا چیزهای بهتر آغاز شوند!

Читать полностью…

『 دِزیــره』

- برایت در غروب‌های بی‌پایان این زندگی نامه خواهم نوشت 🌇📜
نوشتن برایت مرا از قعر تاریکی نجات می‌دهد. ✨🖋️

Читать полностью…

『 دِزیــره』

من همیشه معتقد بوده‌ام که آغوش، در هر
مقیاسی، قله‌ی هر رابطه‌ای است؛ پیش و
پس از آن، هرچه هست، دامنه و کوهپایه
و دشت است.

دلم می‌خواهد استارت‌آپی راه بیندازم به
نام «هاگ فکتوری»؛هزار آدم خوش‌آغوش
استخدام کنم و با آدم‌های خسته قرارداد
ببندم تاهروقت دلشان گرفت، کسی را برای
درآغوش گرفتنشان بفرستم.(هرچند گمان
می‌کنم ژاپنی‌ها پیش از من به فکرش افتاده
باشند!)

حتی فکر می‌کنم باید در نظام آموزشی،
درسی به نام «تعلیمات آغوش»وجود
داشته باشد؛ اینکه چطور یکدیگر را در
آغوش بگیریم.از خیلی درس‌های دیگر
هم ضروری‌تر است؛ چون شاید مدنیت،
از همین‌جا آغاز شود.

کاش کنار آزمایش‌های پیش از ازدواج،
کمی هم یادمان می‌دادند چگونه باآغوش،
امنیت و مهر را به دیگری هدیه کنیم.

همه‌ی احساسات را نمی‌شود با کلمه، نگاه
یا حتی بوسه منتقل کرد. بعضی دوست‌
داشتن‌ها، به گرمای شانه‌ها و حلقه‌ی
دست‌ها نیاز دارند؛ به آن لحظه‌ی بی‌کلام
که دو نفر، اندوه و خستگی را در آغوش
هم گره می‌زنند.

به گمان من،گورِ همه‌ی عرف‌ها و
قانون‌های من‌درآوردی تا دیر نشده،
همدیگر را در آغوش بگیرید.


فهیم عطار

Читать полностью…

『 دِزیــره』

آدم ها همدیگر را
با "
کلمات" به دست می آورند،
و با "
رفتار " از دست می دهند...!

Читать полностью…

『 دِزیــره』

و زخم‌های من همه از عشق است
از عشق، عشق، عشق!


- فروغ فرخزاد.

Читать полностью…

『 دِزیــره』

چقدر این آهنگ حس الان منه.

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞  @dessEre
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

『 دِزیــره』

🌤
.
سلام… ‌

ای‌ خط‌ زده‌
کابوس‌هایم را‌ طلوع تو

از آفاق‌ِ
پر از آشوب‌ خواب‌ من،

… . …سـلام ای عشـق… . … 🤍🕊

#حسين_منزوی


محبوبم ..
از شما ممنونم ،
نگاه شما چه وقاری به من داده
هر روز روی پله ها هستم !
خودم و روزهایم قد می کشیم و
خورشید از روی شانه ی من
طلوع خواهد کرد...🕊


#محمد_صالح_علاء
صبـح شد، خیـر است…

Читать полностью…
Subscribe to a channel