507
باغ داربانان آتی واقع در تهران - فشم - روستای گرمابدر شماره تماس و آدرس تلگرام جهت ثبت نام و پاسخگویی به پرسشها : +989912487681 @Darbananati_admin
گرچه به قول گری عامل اصلی اضطراب نوجوانان مدرسه است اما همانطور که هایت میگوید ممنوعیت استفاده از گوشی هوشمند نیز حتما میباید تا ۱۴ سالگی اجرا شود
▪️بزرگترین منبع اضطراب بچهها مدرسه است، نه گوشی هوشمند
▫️وقتی در پیمایشها از کودکان و نوجوانان میپرسند بزرگترین منبع نگرانی و اضطرابتان چیست؟ هیچوقت نمیگویند گوشی، بلکه جوابشان همیشه «مدرسه» است. اما چون والدین و فرهنگ عمومی، عموماً با سختگیری در مدارس مخالف نیستند، این موضوع را جدی نمیگیرند.
▫️برگرفته از مطلب «Have We Destroyed Childhood» که در مجلۀ نیویورکر منتشر شده است.
▫️تدوینگر: علی حاجی سالم
▫️گوینده: رضا مداح
▫️کاری از [ترجمان علوم انسانی ]
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇
نتایج مطالعات بینالمللی یادگیری، از جمله تیمز، پرسشهای جدی دربارهٔ وضعیت آموزش ریاضی و علوم دانشآموزان ایرانی پیش روی ما میگذارند. این نتایج تمام حقیقت مدرسه نیستند، اما بخشی از حقیقتاند که نمیتوانیم نادیده بگیریم. البته هیچ نمرهای نیز بهتنهایی نمیتواند کنجکاوی، مهربانی، تخیلیا احساس تعلق یک کودک را اندازه بگیرد.
ما هم به عدد نیاز داریم و هم به روایت؛ هم به پژوهشگرانی که دادهها را تحلیل میکنند و هم به معلمانی که میدانند چرا کودکی در ردیف آخر، چند هفته است دستش را برای پاسخدادن بالا نمیبرد.
دربارهٔ چهار مفهوم اخلاق، مسئولیت، پاسخگویی و سودمندی که در یادداشتتان مطرح کردهاید نیز پرسشهایی دارم.
اینها افقهای ارزشمندی برای اندیشیدن به تربیتاند، اما چگونه میتوانیم آنها را به تصمیمهای واقعی مدرسه پیوند بزنیم؟ اگر میان کارآمدی و عدالت تعارض پیش آمد، کدام را باید مقدم بدانیم؟ اگر آنچه برای میانگین دانشآموزان مفید است، به زیان کودکانی تمام شود که بیشترین نیاز را به حمایت دارند، چه باید کرد؟
شاید پیش از جستوجوی تعادل میان این مفاهیم، لازم باشد تعارضهایشان را جدی بگیریم. مدرسه همیشه محل هماهنگی ارزشها نیست؛ گاهی جایی است که ارزشهای عزیز ما در برابر یکدیگر قرار میگیرند و تازه آنجا دشواری تربیت آغاز میشود.
آقای دکتر عزیز،
در یادداشتتان نوشتهاید که باید بهجای ترسیم نقشهای تازه برای مقصدی دوردست، شجاعت کشیدن کروکی جایی را داشته باشیم که اکنون در آن ایستادهایم.
این بخش از نوشتهتان را بسیار دوست داشتم.
فقط دلم میخواهد هنگام کشیدن آن کروکی، از خود کودکان هم کمک بگیریم. از دختری در روستایی دورافتاده، از پسری که هر روز با اضطراب به مدرسه میرود، از آموزگاری که با کمترین امکانات درس میدهد و از خانوادهای که میان هزینههای زندگی و آیندهٔ فرزندش گرفتار است.
مدرسه برای همهٔ این آدمها یک معنا ندارد. حتی دو کودک که کنار یکدیگر مینشینند، لزوماً تجربهٔ یکسانی از آن ندارند.
و شاید به همین دلیل، هیچ نسخهٔ واحدی نتواند تمام مشکلات مدرسه را درمان کند.
من نیز مانند شما آرزو دارم مدرسه جایی برای گفتوگو، یادگیری و تجربهٔ زندگی مشترک باشد. جایی که کودک در آن فقط برای امتحان آماده نشود؛ فرصت پیدا کند جهان را بشناسد، دیگران را بفهمد و گاهی حتی آنچه را ما بزرگترها بدیهی میدانیم، با یک پرسش ساده به تردید بیندازد.
اما برای نزدیکشدن به چنین مدرسهای، به چیزی بیش از آرزوهای مشترک نیاز داریم: به تعریف دقیق مسئله، به شنیدن صداهای متفاوت، به شواهد قابل اعتماد و به شجاعت آزمودن و اصلاحکردن راهحلهایمان.
اجازه بدهیم پژوهشها گاهی خلاف آرزوهایمان سخن بگویند. اجازه بدهیم معلمان از طرحهایی که نتیجه ندادهاند انتقاد کنند و کودکان از مدرسهای که دوستش ندارند حرف بزنند، بیآنکه احساس کنند کسی را ناامید کردهاند.
شاید یکی از نشانههای بلوغ یک نظام آموزشی همین باشد که بتواند حقیقتهای ناخوشایند را بشنود، بدون آنکه امیدش را از دست بدهد.
و اما فردا، اول مهر...
دوباره درهای مدرسه باز میشوند. دوباره کودکانی با کیفهایی بزرگتر از شانههایشان راهی کلاس درس میشوند. بعضی مشتاقاند، بعضی نگران، بعضی خسته و بعضی هنوز نمیدانند چرا باید صبح به این زودی از خواب بیدار شوند.
ما بزرگترها باز هم از آیندهٔ آنها سخن خواهیم گفت.
شاید امسال، پیش از آنکه زنگ اول را بزنیم، بد نباشد از خودشان بپرسیم چه آیندهای میخواهند. شاید هم بهتر باشد برای یک بار، بهجای آنکه مدرسه را برای کودکان تعریف کنیم، از آنها بخواهیم مدرسه را برای ما تعریف کنند.
چه میدانیم؛ شاید پاسخ یکی از همان کودکان، نقطهٔ آغاز بهسازی واقعی آموزش باشد.
با مهر و احترام،
محمدعلی شامانی
باز آمــد بویِ مـــاهِ مدرسه
«اجتماعی که نخواهد به ورشکستگی معنوی و اساسی دچار شود باید عالیترین کوشش خود را صرف تربیت فرزندان کند»
محمود صناعی
مطمئنیم
آب
خونه زندگی و لباسهامون را میتونه تمیز کنه،
پس از عهده
بازی
هم بر مییاد!
#کودک_بازی_طبیعت
عصر سهشنبههای بخارا
شصت و ششمین نشست از سلسله نشستهای عصر سهشنبههای بخارا به نقد و بررسی کتاب «امپراتوری کودکی» (جلوههایی از زندگی و اندیشههای عبدالحسین وهابزاده) که از سوی انتشارات اندیشهورزان تربیت منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر سهشنبه بیستم مرداد ١۴٠۵ با سخنرانی: عبدالحسین وهابزاده، سیدمحسن گلدانساز، هادی صمدی، بهاره کیانی، مانیا شفاهی، محمدرضا سرکارآرائی (پیام تصویری) و علی دهباشی در شهر کتاب نیاوران برگزار خواهد شد.
این کتاب تلاشی است برای واکاوی زندگی، اندیشهها و تجربههای عبدالحسین وهابزاده؛ استاد دانشگاه، مترجم، اندیشمند و فعال برجستهٔ حوزههای بومشناسی، زیستشناسی و رفتارشناسی و محیط زیست ایران که در دههٔ گذشته، بیش از همه، به عنوان ایدهپرداز و بنیانگذار مدرسهٔ طبیعت در ایران شناخته میشود.
نام وهابزاده با مدرسهٔ طبیعت گره خورده و اندیشهٔ او چشماندازی متفاوت را برای درک دوران کودکی نمایان کرده است. وی در یک دههٔ اخیر، با تکیه بر دانش بومشناسی، زیستشناسی، تجربههای شخصی و حرفهای خود و با همراهی جمعی علاقهمند، گفتمانی جدید را در حوزهٔ کودکی و مدرسه شکل داده و نگاه به کودکی را تعریف کرده است.
خیابان باهنر (نیاوران). روبهروی کامرانیهٔ شمالی، شمارهٔ ۱۳۷ و ۱۳۵، شهر کتاب نیاوران
@senobarmag
چه فاصلهی نجومیست بین درک مدرسه از کودک و آنچه نیاز و خواست واقعی اوست:
دیدگاههای یک فرهنگی باریک بین،جناب موسوی،در این مورد و در ارتباط با دو کتاب "رقابت یا همکاری" و "امپراتوری کودکی"👇
بهترین خاطرات کودکی
در حقیقت هزینه زیادی ندارد!
#کودک_بازی_طبیعت
وقتی بزرگ شدید میخواهید چه کاره شوید؟ پزشک؟!
توصیه میشود نوجوانان و والدین این متن را بخوانند.
چند سالیست که از «دگرگونیهای بزرگ بازار کار» و «تغییر مشاغل به واسطه هوش مصنوعی و اتوماسیون» میشنویم. با این حال، هنوز بسیاری با آرامش پاسخ میدهند که این اتفاق تازهای نیست؛ در گذشته نیز با انقلاب صنعتی چنین ترسی مشاهده میشد و تاریخ گواه آن بود که ترسی بیمورد بوده است. (کارگران نساجی در بریتانیا، از ترس بیکاری، ماشینهای جدید نساجی را تخریب کردند. اما ترس کارگران بیمورد بود زیرا شغلها بیشتر شدند و نه کمتر.)
این سخن از نظر تاریخی نادرست نیست، اما تفاوت مهمی را نادیده میگیرد. آنچه امروز در حال وقوع است، صرفاً جابهجایی چند شغل نیست، بلکه تغییری کیفی در ماهیت بسیاری از حرفهها و کلاً در ماهیت مفهوم «شغل» است. (استخراج رمزارزها باید نشان داده باشد که ماهیت «پول» و «شغل» درحال تغییرات اساسیست هر چند که از منظر مخالفان تغییر، هیچ چیز جدیدی در ماهیت پول نیز رخ نداده است.)
حرفههایی که تا همین چند سال پیش تصور میشد به دلیل پیچیدگی، خلاقیت یا تخصص بالا از دسترس ماشینها دور هستند اکنون در حال برونسپاری به هوش مصنوعی هستند. نادیده گرفتن این تفاوت چیزی بیش از یک خطای تحلیلی ساده است و ریشهای روانشناختی نیز دارد. انسانها به طور طبیعی از ابهام گریزاناند و دوست دارند آینده را در قالب مسیری روشن و قابل پیشبینی ببینند. برای بسیاری از والدین نیز پذیرفتن اینکه شاید دیگر هیچ مسیر شغلی از پیش تضمینشدهای وجود نداشته باشد، دشوار است. از همین رو، همچنان ترجیح میدهند فرزندانشان را در جادهای به ظاهر مستقیم و امن، مانند پزشکی یا چند حرفهی سنتی دیگر، هدایت کنند؛ غافل از آنکه این نقشهی راه در حال تغییر است.
تصویر رایج این است که پزشکی حرفهای است که نه با رکود اقتصادی آسیب میبیند و نه با پیشرفت فناوری جایگاهش متزلزل میشود. اما مقالهای که بهتازگی در نیچر منتشر شده، تصویری متفاوت از آینده ترسیم میکند که شاید بسیاری از باورهای سنتی دربارهی انتخاب شغل را دگرگون کند. پژوهشگران در این مطالعه سامانهای به نام «میرا» را معرفی کردهاند که یک عامل هوش مصنوعیست که میتواند مانند پزشک، از لحظه ورود بیمار تا تصمیمگیری دربارهی درمان، بسیاری از وظایف بالینی را بهصورت مستقل انجام دهد. در محیط شبیهسازیشده با هزاران پرونده واقعی بیماران، میرا از بیمار شرح حال میگیرد، بر اساس پاسخها آزمایش یا تصویربرداری درخواست میکند، نتایج را تفسیر میکند، تشخیص میدهد، درمان مناسب پیشنهاد میکند و حتی دربارهی بستری یا ترخیص بیمار تصمیم میگیرد. نکتهی مهم آن است که عملکرد این سامانه در بسیاری از موارد با پزشکان باتجربه برابری میکند و در برخی شاخصها حتی نتایج بهتری نیز نشان داده است. نویسندگان مقاله، البته با احتیاطی که شرط چاپ چنین مقالاتی است، تأکید میکنند که این فناوری هنوز جایگزین پزشکان نیست و پیش از ورود به محیط واقعی بیمارستانها باید آزمونهای فراوانی را پشت سر بگذارد،
این مقاله نشان میدهد حتی یکی از تخصصیترین و کهنترین حرفههای جهان نیز از تحول ناشی از هوش مصنوعی مصون نخواهد بود. اگر سامانهای بتواند بخش قابلتوجهی از فرایند تشخیص و درمان را انجام دهد، دیگر نمیتوان تنها با تکیه بر امنیت سنتی یک حرفه، آینده شغلی را تضمینشده دانست.
بزرگترین درس این مقاله برای والدین این است که دنیای آینده دیگر با معیارهای گذشته قابل پیشبینی نیست. اگر هوش مصنوعی میتواند در یکی از دشوارترین رشتههای دانشگاهی چنین نقشی ایفا کند، چه کسی میتواند با اطمینان بگوید که بیست سال دیگر کدام شغل بیشترین درآمد یا امنیت را خواهد داشت؟ به همین دلیل، هدایت اجباری کودکان به سمت پزشکی صرفاً به این دلیل که «آینده خوبی دارد» دیگر استدلال محکمی نیست. آینده متعلق به کسانی خواهد بود که توانایی یادگیری مداوم، سازگاری با تغییر و خلق ارزشهای جدید را داشته باشند؛ ویژگیهایی که بیش از هر چیز از علاقه و انگیزه درونی سرچشمه میگیرند. کودک اگر فرصت پیدا کند در مسیری رشد کند که خودش میسازد، با اشتیاق بیشتری میآموزد و خلاقتر میشود و در برابر دشواریها استقامت بیشتری نشان میدهد.
این به معنای آن نیست که والدین هیچ نقشی در انتخاب مسیر فرزندان ندارند. اما تفاوت بزرگیست میان «حمایت از ایجاد علاقه توسط خود نوجوانان» و «تحمیل یک علاقه به آنها».
والدینی که اجازه میدهند کودک استعدادهای واقعی را خود را کشف کند، مهمترین هدیه را به او میدهند زیرا آینده از آن کسانیست که امروز لذت خودتحققبخشی را درک کردهاند.
بهخلاف تصور رایج، وظیفهی والدین جهت دادن به نوجوان نیست بلکه نظارت بر ساختن و انتخاب هدف توسط خود اوست؛ که البته زحمت بیشتری دارد.
هادی صمدی
@evophilosophy
درسهایی از مدرسه طبیعت
کودکی معبری برای گذر شتابان و ناگزیرنیست که باید هرچه زودتر از آن عبور کرد.کودکی یعنی نبوغ،حس شگفتی، خلاقیت،پژوهندگی،شور بالندگی،کشف و شهود . کودکی یعنی حیرت از آنچه یک لحظه در پیرامون خویش میبینی و لحظهیی دیگر در اوج فلک .کودکی یعنی یگانگی با عالم هستی.
جامعهی سعادتمند جامعهییست که قدر کودکی میداند و آنرا همچون گوهری گرانبها تا بزرگسالی حفظ میکند.اگر تا به آخر کودک بمانیم سعاتمندیم و الا که زندگی جز تکرار مکررات چه میتواند باشد؟
از آن زمان که خصائص کودکی را ترک میکنیم تباهی آغاز میشود:تباهی خود و پیرامونمان.دیگر طبیعت آنطور که در کودکی بود ،بخشی جداییناپذیر از وجود ما نیست.چیزیست بیرون از ما ،بیگانه و ناشناخته ؛ کالاییست برای مصرف، چیزیست که باید برآن چیره شد .
از دیدگاه تکاملی انسان شدن ما محصول تداوم کودکی در بزرگسالی بود ،آنچه زیستشناسان از آن به عنوان کودکیبودگی (نئوتنی ) یاد میکنند .اما از جایی به بعد و بخصوص پس از انقلاب صنعتی ما بر کودکی شوریدیم و کودک را بزرگسالی خواستیم که هرچه زودتر از آن "بطالت و بیهودگی" گذر کند ودر فرایند تولید مشارکت داشته باشد.و بدینسان بود که کم کم زندگی جدی و عبوس و از شور وسرور تهی شد.
جامعهی امروزی ما کودکی را ترک گفته و از آنروست که هرچه بیشتر شاهد تباهیهای انسان وطبیعتیم.راه برونرفتی اگر باشد به رسمیت شناختن و بازگشت به کودکی و قدرشناسی از آنست.
لوازم و تجهیزات ضروری در زمان فورس ماژور
🔴 خیلی ضروری
🟢 مهم
🔵 در صورت تمایل
⛺️ در شرایط حضور در طبیعت
📜💶💵🪙💰💳💸🗞
کیف اسناد و مدارک و
اشیائ باارزش
🔴مدارک شناسایی ، کارتهای بانکی و پول نقد
🟢 اسناد و اشیا با ارزش
⚠️ همه اسناد کاغذی در کیف یا کاور ضد آب باشند
💾📲📷📠📷📟🔌
کیف لوازم الکترونیکی
🔴⛺️ گوشی موبایل ، رادیو و چراغ قوه باطری خور و یا شارژی ، سولار پرتابل ، شارژر باطری، باطری اضافی ، پاوربانک ، شارژر ها ، ساعت مچی هدلمپ ،چراغ قوه لیزری
🟢 سه راهی ، سیم رابط بلند ، سوزن سیمکارت ، کیف ضدآب گوشی
🍴🥄🔪🫗🍽🫙🍶🥣🍳
سبد لوازم آشپزی
و پک ظروف غذاخوری
🔴⛺️ قاشق و چنگال، کارد میوه خوری تیز ، تابه و قابلمه و کتری و قوری ، بشقاب و کاسه ، لیوان ، دستمال پارچه ای ، سفره ، سیخ، دربازکن کنسرو ، سینی ، کفگیر و ملاقه ، قاشق تابه ، نمکپاش ، پارچ بزرگ ، دبه آب و تلمبه ، سبد و لگن شستشو ، چاقوی آشپزخانه ، گاز پیکنیکی با کپسول یدک ، فندک و کبریت
🟢 ظروف چهار قفل ، ادویه ، قمقمه ، فلاسک ، رنده و پوستکن ، تخته چاقو ، گوشتکوب
⛔️ ظروف غذاخوری نباید سنگین و شکستنی و یکبار مصرف باشند ، ظروف پخت و پز ،قابل استفاده بر روی آتش هم باشند
🖌🖍✒️📂📐💼✉️🗃📅
کیف لوازم تحریر
🔴 مداد و دفترچه یا کاغذ سفید ، چسب پهن ،چسب قطره ای ، کتابچه نقشه ، برگه شماره های ضروری امدادی و تلفن و آدرس نزدیکان و دوستان
🟢 خودکار ، تقویم ، چسب نواری و چسب مایع ، ذره بین ،وسایل بازی و سرگرمی ،کتاب
🔵 ماژیک ،منگنه و سوزن منگنه ، خطکش ، برچسب ، قیچی
⚠️ کاور ضدآب برای وسایل کاغذی
📌🧷🧵🪡🧶🪢🧵🪡🧶
کیف خیاطی
🔴 چند سایز سوزن ، چند رنگ و قطر نخ ، قیچی،سنجاق،تعدادی دکمه، کش، بند کفش ، متر ، بند محکم
🔵 چند متر تور پارچه ای،کیسه پارچه ای ، مارک،
سوزن نخکن ،بشکاف ، سوزن ته گرد ، نوار چسب پارچه ای ، چسب نر و ماده
⛺️🏡🚲🛴🛶⛵️⚓️🎒🏖
کیف کمپ
و لوازم اقامت در طبیعت
🔴 لامپ شارژی کمپ،چاقو چند کاره،آینه کوچک،اره تاشو ، طناب، آتش زنه،قلاب و نخ و لوازم ماهیگیری ، زیر باسنی ، قطب نما
🟢 الکل جامد و اجاقش ، اجاق گاز سفری و کپسول اضافی ، ظروف سفری ، نی تسویه آب ، کارابین ، تیرکمان ، کبریت طوفان،چخماخ، شمع ،ژل آتش
🔵 دستگاه دورکننده حشرات و خزندگان،لوله دمیدن،کارت یا وسایل چندکاره،اره سیمی،یخ خشک، لایت استیک،منور،بطری گیر کمری،گداجوش،اینورتر
⛺️ کوله پشتی ، چادر و زیرانداز ، کیسه خواب ، زیر کیسه خوابی ، تبر ، بیل و کلنگ،چادر حمام توالت،میزو صندلیرسفری
🟪 توضیح اینکه: لوازم مکمل کمپ که در قسمتهای دیگر ذکر شده اینجا تکرار نشده
🧦🧥🧤👚👙🩲👢👕👖
ساک پوشاک و لوازم شخصی
🔴 لباس خواب و راحتی و بیرون برای همه فصول ، لباس زیر، لباس گرم و ضدآب ،کلاه و جوراب و دستکش گرم ، ملحفه و پتو ،حوله دستی و تنی، عینک طبی و آفتابی ،کلاه لبه دار ،کمربند، کفش کتانی و کفش طبیعتگردی و کفش زمستانی،دمپایی
🟢 بالش،بادگیر و پانچو ،کمربند ضخیم ،کلاه و لباس بیس،ساک و کوله اضافی،کیف کمری
🔵 لوازم آرایش و بهداشت شخصی،چتر،اسکارف یا شماق،برس و شانه،سشوار و اتوی مسافرتی
🧯🚑🚔🚨💊🚧⛑️🩺🩹
کیف کمکهای اولیه
🔴 دفترچه راهنمای پزشکی،چسب زخم،باند،گاز استریل،چسب پانسمان،بتادین، پنبه،بانداژ و گیره، قیچی،پنس،پد الکلی،سرنگ،پماد سوختگی،دستکش لاتکس،ماسک، انواع قرص و داروی شخصی و عمومی ( تب بر،ضد درد،ضد اسهال،آنتی بیوتیک)،کپی سوابق پزشکی و نسخه ها و گروه خونی
🟢 پودر انعقاد خون،سوت،پتوی نجات ،باند فشار،باند مثلثی،سوزن و نخ بخیه،تیغ جراحی،سرم قندی-نمکی و آنژوکت،آتل،بانداژ پروانه ای،درجه تب سنج،پد چشمی،اسپری قبل و بعد نیش حشرات،اشک مصنوعی،الکل طبی
🔵 کپسول اکسیژن،اسپری بی حس کننده،ساشه منیزیم،وازلین،کرم ضد آفتاب،بالم لب،پماد و چسب التیام درد،پماد التیام زخم،اسپری بیحس کننده و ضد درد،قرص و مکملهای ویتامین و تقویتی،جلیقه شبرنگ، فشارسنج،منور
🫧🧼🪣🧻🧺🧹🧴🚿🚽
کیف لوازم بهداشتی
🔴 دستمال مرطوب،دستمال کاغذی، نوار بهداشتی،پوشک ،دستمال پارچه ای،الکل یا ژل ضد عفونی،صابون، شامپو،اسکاچ و مایع و سیم ظرفشویی،پودر رختشویی،مسواک وخمیر دندان،ناخنگیر ،تیغ اصلاح،گوش پاک کن،قرص تصفیه آب،کیسه فریزر، زیپ کیپ،کیسه زباله،دستکش یکبار مصرف
🟢 اسپری حشره کش،لگن،ظرف بزرگ آب،فویل،ضدعفونی کننده سبزیجات،آفتابه یا سر بطری آفتابه شو،شلنگ
⚒️🪓🛠🔧🪛🔩⚙️🗜🪚
کیف ابزار
🔴 پیچ گوشتی چند سر،آچار فرانسه،انبردست،آچار قفلی،چسب برق،تیغ اره آهنبر،دستکش کار
🟢 ست آچار،کاتر،میخ فولادی،پیچ کابینتی،چکش،مفتول،فازمتر،سیم برق
🔵 ست آچار آلن،ست واشر لاستیکی،یکدست قفل و کلید،میخ بزرگ،سوهان تخت و گرد آهن،چسب آکواریوم،نایلون ضخیم عرض۶متر
⚠️ مقدار و تعداد اقلام بسته به شرایط متغیر است
🪵 آرش کرمانشاهی
https://www.instagram.com/johnstone_products?igsh=bGtrcDVqYnhndjhz
بر خلاف این که زمان، پای صفحه نمایشها هدر میرود،
در طبیعت زمان بیشتر میشود!
#کودک_بازی_طبیعت
کمی حضور در طبیعت، حتی شده قدم زدنی در پارک محله، خود و کودکتان را مهمان کنید💭
هر کودکی یک معجزه است، یک موجود بهشتی، یک انسان با حقوق کامل،
هر کودکی میخواهد در قلبی برقصد.
کتاب با من در قلبم برقص
از پنی برانلی
Dance With Me in the Heart
Pennie Brownlee
او در قلبت میرقصد، پس دل قوی دار💭
👇
به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید:
مدرسه، گریز فیشری و انسانِ مطیع
مدرسه را معمولاً نهادی برای انتقال دانش میدانیم؛ اما مدرسه کاری بس فراتر از آموزش اطلاعات انجام میدهد: رفتارها را نیز انتخاب و تقویت میکند.
کودک در مدرسه بهتدریج میآموزد چه چیزی موفقیت محسوب میشود، چه رفتاری پاداش میگیرد، چگونه باید با اقتدار برخورد کند و برای دریافت تأیید بزرگسالان چه رفتاری داشته باشد. کودکی که آرامتر، منضبطتر، فرمانبردارتر و سازگارتر است، معمولاً در چنین محیطی پاداش بیشتری دریافت میکند و یاد میگیرد چگونه خود را با معیارهای از پیش تعیینشده تطبیق دهد.
همزمان، از منظر محیط مدرسه نیز اطاعت بهعنوان یک ویژگی مطلوب مورد تأکید قرار میگیرد: دانشآموز منضبط نمره و تأیید میگیرد و دانشآموزی که از قواعد فاصله میگیرد، بیشتر با اصلاح و کنترل مواجه میشود. این سازوکار لزوماً در ابتدا مشکلزا نبوده است زیرا جوامع صنعتی و بوروکراتیک به افرادی نیاز داشتند که بتوانند نظم را رعایت کنند، زمانبندی داشته باشند، دستورالعملها را اجرا کنند و در ساختارهای بزرگ با دیگران همکاری کنند.
بنابراین، تقویت اطاعت و انطباق احتمالاً در بسیاری از شرایط تاریخی کارکردهای واقعی داشته است. اما اگر یک ویژگی، بهطور مداوم در محیط اجتماعی پاداش دریافت کند، مسئله از سطح یک رفتار فردی فراتر میرود.
در اینجا نیز میتوان از مفهوم گریز فیشری، بهعنوان یک استعاره یا چارچوب تحلیلی برای فهم این فرایند استفاده کرد. در گریز فیشری، یک ترجیح و یک ویژگی مطلوب میتوانند یکدیگر را تقویت کنند و یک چرخهی بازخوردی ایجاد کنند: هرچه یک ویژگی مطلوبتر شود، انتخاب برای آن بیشتر میشود؛ و هرچه بیشتر انتخاب شود، اهمیت و فراوانی آن نیز افزایش مییابد. اگر این منطق را، البته به صورت استعاری و با احتیاط، به فرهنگ و آموزش تعمیم دهیم، میتوان فهمید که وقتی از یکسو کودکِ مطیعتر پاداش بیشتری دریافت کند، و از سوی دیگر مدرسه نیز اطاعت را بیشتر ارزشگذاری کند، نسل بعدی در محیطی رشد میکند که در آن اطاعت دوباره مزیت محسوب شود. طی چند دههی گذشته، چنین چرخهای ویژگیهایی را که در ابتدا صرفاً برای سازگاری با یک محیط خاص مفید بودهاند، به هنجارهای عمیق فرهنگی تبدیل کردند تا جاییکه کمتر کسی حتی جرأت به پرسش گرفتن و نقد آن را داشته است.
اما اکنون محیط تغییر کرده و تغییرات بزرگتر در راهند. آیا ویژگیای که در گذشته مرتباً پاداش گرفته، همچنان مطلوب است؟ امروزه دیگر همگان جرات طرح این پرسش را دارند.
امروزه همه میپرسند کودکی که سالها آموخته پاسخ مورد انتظار بزرگسال را بدهد، خطا نکند، از چارچوب خارج نشود، و برای دریافت تأیید، خود را با معیارهای بیرونی تطبیق دهد، آیا لزوما در مسیر نیکزیستیست؟! همه میپرسند حساسیت شدید به قضاوت دیگران، ترس از اشتباه، کمالگرایی، نیاز مداوم به تأیید, و دشواری در تصمیمگیری مستقل، چه مشکلاتی برای کودکان آنها در جهان مبهم پیش رو ایجاد خواهد کرد؟!
البته این به معنای آن نیست که مدرسه یا اطاعت، یگانه علت مشکلات رفتاری و روانشناختی انساناند زیرا قطعا اختلالات و مشکلات سلامت روان علل متعدد و پیچیدهای دارند و نمیتوان آنها را به یک عامل تقلیل داد.
اما پرسش دقیقتری که عاجلانه باید دربارهی آن بیاندیشیم این است که به چه میزان محیطهای آموزشی و اجتماعی طی دهههای اخیر برخی گرایشهای روانشناختی آسیبزا را تقویت کردهاند و چگونه میتوانیم با تغییر در ساختار مدرسه گرایشهای رفتاری مثبت را جایگزین کنیم؟
اگر میخواهیم استقلال، کنجکاوی، ابتکار، تحمل خطا و توانایی تصمیمگیری رشد پیدا کنند باید کمتر به اطاعت محض و انطباق پاداش بدهیم. در غیر اینصورت نباید تعجب کنیم اگر نسلهای بعدی نیز به سمت همان ویژگیهای نامطلوب سوق پیدا کنند. بنابراین، مدرسه را میتوان نوعی محیط انتخاب فرهنگی دانست که هم تقویت کنندهی مشکلات انسان است و هم میتواند با ایجاد تغییراتی در خود راه را برای حل مشکلات بگشاید.
از منظر بومشناسی آموزش و پرورش، پیش از آنکه صرفاً رفتار کودکان را اصلاح کنیم، باید به محیطی نگاه کنیم که این رفتارها را انتخاب میکند.
زیرا گاهی مشکل نه در کودک است و نه در معلم؛ بلکه در چرخهی بازخوردی است که به ما دیکتهذمیکند چه چیزی را ارزشمند بدانیم.
اگر چشم به اضطراب و افسردگی فزایندهای کودکان نبندیم، اگر طبیعت هراسی کودکان را کماهمیت نشماریم و خود را در مقابله با ضعف بدنی کودکان به جهالت نزنیم، باید سازوکار ادارهی مدارس را عوض کنیم.
این کار کمترین هزینهها را میطلبد. کافیست به سرشت انسان اعتماد کنیم و به ویژه در دبستانها ساعات بازی ازاد را افزایش دهیم. به واقع کار سادهای است. صرفا مدیران و معلمان شجاعی را میطلبد که اقدام کنند.
هادی صمدی
@evophilosophy
به مناسبت شروع سال تحصیلی سه دیدگاه در مورد مدرسه و کودکی در خور تاملاند
https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-65/1129627-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7
مدرسه را از چشم کودکان هم ببینیم
یادداشتی دوستانه در پاسخ به دکتر محمدرضا سرکارآرانی، به بهانهٔ آغاز سال تحصیلی
جناب آقای دکتر سرکارآرانی عزیز،
یادداشت مهرماه شما را خواندم. در میان سطرهایش، دغدغهٔ آشنای کسی را دیدم که هنوز به مدرسه دل بسته است؛ به معلم، به گفتوگو و به آن اتفاق کوچک و شگفتانگیزی که گاهی میان یک پرسش و یک پاسخ، در گوشهای از کلاس درس رخ میدهد.
من هم مدرسه را دوست دارم. شاید به همین دلیل است که دلم میخواهد کمی بیشتر با شما گفتوگو کنم؛ نه برای مخالفت با آرزوهایتان، بلکه برای آنکه ببینیم چگونه میتوانیم این آرزوهای زیبا را به زندگی واقعی کودکان نزدیکتر کنیم.
شما از بازگشت به معلمی، اعتماد به آموزگاران و بهسازی آموزش سخن گفتهاید. من نیز با بسیاری از این دغدغهها همراهم. اما در تمام مدتی که یادداشتتان را میخواندم، پرسشی کوچک رهایم نمیکرد: در این گفتوگوی بزرگ دربارهٔ مدرسه، خودِ کودک کجاست؟
ما سالها دربارهٔ معلم، مدیر، کتاب درسی، امتحان، بودجه و اصلاح ساختار حرف زدهایم. شاید بد نباشد این بار از پشت یکی از همان نیمکتهای چوبی به مدرسه نگاه کنیم.
کودکی که دوازده سال از زندگیاش را به مدرسه میسپاریم، در پایان این سفر چه چیزی با خود به خانه میبرد؟ آیا بهتر میاندیشد؟ میتواند آنچه را میخواند بفهمد؟ جرئت پرسیدن دارد؟ میتواند با کسی که شبیه او فکر نمیکند زندگی کند؟ آیا مدرسه چیزی به کنجکاوی نخستین او افزوده، یا فقط به او آموخته است چگونه پاسخهایی را به خاطر بسپارد که بزرگترها از پیش برایش آماده کردهاند؟
و مهمتر از همه، آیا از این دوازده سال، سهمی هم برای زندگیکردن برایش باقی گذاشتهایم؟
به گمانم هر طرح ملی برای بهسازی آموزش، پیش از آنکه دربارهٔ شیوهٔ تدریس سخن بگوید، باید پاسخ روشنی برای چنین پرسشهایی داشته باشد.
شما بهدرستی بر اهمیت آن پنجاه دقیقهٔ کلاس درس تأکید کردهاید. اما من کمی نگرانم که مبادا بار دیگر، تمام مسئولیت نجات مدرسه را بر شانههای معلم بگذاریم.
معلم مهم است، بسیار هم مهم است؛ اما معلم در خلأ زندگی نمیکند. آموزگاری که نگران اجارهٔ خانه است، در کلاسی شلوغ درس میدهد، با بخشنامههای متناقض روبهروست و فرصت کافی برای مطالعه و بازاندیشی ندارد، چگونه میتواند تمام توان و خلاقیت خود را به شاگردانش هدیه کند؟
نمیتوانیم از معلم بخواهیم پنجرههای کلاس را به روی جهان باز کند، اما دربارهٔ دیوارهایی که پیرامون او ساختهایم سکوت کنیم.
از همین رو، با تعبیر پایانی شما دربارهٔ تغییر گفتمان معیشت معلم به بهسازی معلمی، کمی فاصله دارم. به نظرم معیشت و بهسازی حرفهای دو سوی یک انتخاب نیستند. کرامت معلم، هم در احترام به اندیشه و استقلال حرفهای او معنا پیدا میکند و هم در امنیت اقتصادی، فرصت یادگیری و شرایط انسانی کارش.
البته افزایش حقوق بهتنهایی معلم بهتری نمیسازد؛ همانطور که هیچ دورهٔ آموزشی و هیچ کارگاه درسپژوهی نمیتواند بهتنهایی مشکلات معیشتی و ساختاری مدرسه را حل کند.
شاید بهتر باشد بهجای عبور از گفتمان معیشت، آن را در کنار بهسازی حرفهای بنشانیم و رابطهٔ این دو را جدیتر بررسی کنیم.
دربارهٔ درسپژوهی نیز با شما همدلم. چه چیزی دلپذیرتر از آنکه چند معلم کنار هم بنشینند، از تجربههایشان بگویند و بدون ترس از قضاوت، دربارهٔ اشتباهات و آموختههایشان گفتوگو کنند؟
اما حتی این تصویر دوستداشتنی نیز به پرسشی دشوار نیاز دارد: از کجا میفهمیم چنین گفتوگوهایی واقعاً به یادگیری بهتر کودکان انجامیده است؟
ممکن است معلمان از یک برنامهٔ حرفهای بسیار راضی باشند، بیآنکه تغییر معناداری در یادگیری دانشآموزان رخ داده باشد. پژوهشهای آموزشی نیز نشان میدهند که اثربخشی برنامههای توسعهٔ حرفهای یکسان نیست و به طراحی، کیفیت اجرا و شرایط مدرسه بستگی دارد.
این پرسش، بیاعتمادی به معلم نیست؛ برعکس، به رسمیت شناختن پیچیدگی کار اوست.
اصلاً گمان میکنم یکی از مشکلات قدیمی ما همین است که اندیشههای تربیتی را خیلی زود به نسخههای اجرایی تبدیل میکنیم. هنوز بهدرستی نمیدانیم مسئله چیست که برایش راهحل مینویسیم. هنوز نپرسیدهایم کودکان در کدام مهارتها عقب ماندهاند، چرا فرصتهای یادگیری نابرابرند و کدام مداخله واقعاً مؤثر بوده است که از تحول سخن میگوییم.
من دوست دارم پیش از هر طرح ملی تازهای، یک بار با شجاعت به وضع موجود نگاه کنیم؛ بیآنکه از اعداد نامطلوب بترسیم یا پشت واژههای امیدوارکننده پنهان شویم.
✨️
دوره آنلاین و مقالهمحور
"بعد از آزادی:"
زندگی فارغالتحصیلان مدارس دموکراتیک و خودراهبر
📌 چه اتفاقی برای کودکانی میافتد که سالها اختیار یادگیری خود را بر عهده دارند؟
🔶️موضوعات جلسات:
1️⃣ آیا این مدل آموزشی به دانشگاه و شغل لطمه میزند؟
2️⃣ آیا تجربهی مدرسه (از آزادی و گفتگوهای دموکراتیک و...) برای فارغالتحصیلان ارزشمند بوده است؟
3️⃣ آیا فارغالتحصیلی از مدرسهی دموکراتیک واقعاً "آزادی" ایجاد میکند؟
4️⃣ "فارغالتحصیل موفق" یعنی چه؟ موفقیت را چه کسی و چه چیزی تعریف میکند؟
در این قسمت از مجموعه گفتوگوهای علمی شهر کتاب مرکزی، عرفان خسروی میزبان دکتر عبدالحسین وهابزاده، بومشناس، مترجم و بنیانگذار «مدرسه طبیعت» است.
به مناسبت انتشار کتاب «امپراتوری کودکی».
در این گفتگو خواهید شنید:
• امپراتوری کودکی یعنی چه؟
• چرا کودک باید آزاد باشد؟
• مدرسه طبیعت دقیقاً چه تفاوتی با مدرسه کلاسیک دارد؟
• تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
• چرا بازی مهمترین کار کودک است؟
• آیا کنترل بیش از حد، خطرناکتر از تنبیه بدنی است؟
• چرا رابطه عاطفی با طبیعت باید پیش از آموزش شکل بگیرد؟
• مفهوم نئوتونی (Neoteny) چیست؟
• آیا بزرگسالان هم میتوانند دوباره کودک شوند؟
این گفتگو علاوه بر معرفی کتاب امپراتوری کودکی، تصویری جامع از اندیشههای دکتر وهابزاده درباره آموزش، رشد کودک، طبیعت و فلسفه یادگیری ارائه میکند.
تماشای نسخه باکیفیتتر:
https://youtu.be/5ii3y4mK3oY?si=aIAVBuhMwU_JRzoX
بهترین کلاس
و غنیترین بستر آموزشی
سقفاش آسمان است💭
#کودک_بازی_طبیعت
معادله فداکاری اثر آلن دوگاتکین آخرین اثر ترجمهیی کآوه فیض اللهی عزیز مترجم پرکار متون زیست شناسی تکاملی است که تقریبا یک تنه باری را بر دوش میکشد که دوستان دانشگاهی ما دیریست آنرا از شانه وانهادهاند.
این کتاب که یکی از مجموعهی پرو پیمان کارهای فیضاللهی با نام " کتابخانه طبیعت انسان" به انتشار فرهنگ نشر نو است، شرح گسترده یکی از داغترین مباحث تکاملی،یعنی مسیر تکامل رفتار جانوران و به تبع آن انسان است.اینکه آیا جهان عرصهی چنگ و دندان خونالود در رقابت است یا همکاری و فداکاری وجه غالب تعامل را تشکیل میدهد؟چه شرایطی به این و کدام بدان میانجامد؟
آیا بزرگان و صاحب نظران عرصه تکامل هرکدام در این مورد چه گفته و کردهاند و سیر تاریخی این بحث تا کنون به کجا انجامیده است؟
تفاوت همکاری و فداکاری در چیست؟آیا فرد در قبال خانواده و بستگان فداکار است یا فداکاری به دیگران نیزتسری مییابد و واحد انتخاب آیا فرد است یا گروه یا ژن و فهم امروزی ما از این پدیده کدام است و آنرا مرهون چه کسانی هستیم.
کتاب حاوی بحثهای جذاب و پرمحتوا در مورد یکی از بنیادترین مباحث تکاملی است و خواندن آنرا به همهی علاقمندان مباحث تکامل توصیه میکنم.
در آستانه آینده؛ چگونه نوجوانان برای شکوفایی در جهان در حال تغییر آماده میشوند؟
با گسترش هوش مصنوعی، جهان با تغییرات بزرگی روبهروست؛ شغلها دگرگون میشوند، افسردگی و اضطراب نوجوانان افزایش یافته، توان جسمانی کاهش پیدا کرده و بحران معنا پررنگتر شده است.
اما این به معنای ناتوانی ما نیست. راهکارهایی ساده و عملی وجود دارد که بدون حذف کامل صفحهنمایشها، میتواند به رشد جسمی، شناختی و هیجانی کودکان و نوجوانان کمک کند.
در این سخنرانی، دکتر هادی صمدی از جمله به این موضوعات میپردازد: • بازیهای گروهی در طبیعت برای تقویت جسم، ذهن و هیجان • نقش روایتگری، تاریخ علم، زندگینامهها و داستانها در معنا بخشیدن به زندگی • مشارکت کودکان در پروژههای علمی واقعی برای پرورش کنجکاوی و فهم جهان • اهمیت کار با دست و ساختن در یادگیری بدنمند ریاضیات و فیزیک
🎥 فیلم کامل سخنرانی را در سایت چهارراه ببینید:
مبانی فلسفی پشتیبان مدارس طبیعت به روایت هادی صمدی
https://chaharrah.tv/samadi-1405-05-10/
@evophilosophy
مدرسه طبیعت، نقد طبیعت مدرسه
https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-100/1116857-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87
🌿 کودکان، تجربه طبیعت و آینده حفاظت از آب
آیا تجربه مستقیم طبیعت در دوران کودکی میتواند نسل آینده را به حافظان آب و محیطزیست تبدیل کند؟
در چهارمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی حوزه آب، به بررسی نقش تجربههای طبیعتمحور در شکلگیری نگرش، ارزشها و رفتارهای مسئولانه کودکان نسبت به آب و محیطزیست خواهیم پرداخت.
🎙 سخنران: مهندس مژگان احمدیه
عضو هیئت مدیره بنیاد کودک و طبیعت و انجمن حمایت از حقوق کودکان
فعال حوزهی کودک، توسعه، فرهنگ و صلح و عضو کمیته ملی موزه های ایران و مادران صلح ایران
📅 زمان: سهشنبه ۲۳ تیر، ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰
📍 مکان: سعدی شمالی، برادران قائدی (هدایت)، نرسیده به صفیعلیشاه، شماره ۱۴۹
💻 امکان حضور حضوری و مجازی فراهم است.
🔗 لینک ورود به نشست:
https://meet.google.com/grr-xkax-ufr
📱 جهت دریافت اطلاعات بیشتر از طریق واتساپ:
0905 299 0580
منتظر دیدار شما هستیم. 🌱💧
#موسسه_زنان
#آب
#حفاظت_از_آب
#کودک_و_طبیعت
#آموزش_محیط_زیست
#توسعه_پایدار
#نسل_آینده
#فرهنگ_آب
بزودی...
▪️پابرهنه و متعادل
چگونه بازی آزاد بدون محدودیت در فضای باز کودکان را نیرومند، لایق و خودبسنده میکند
▫️آنجلا هانسکام
▫️ترجمهی مهدی غلامی و محمد عظیمی
▫️نقاشیهای علی نورپور
▪️بنیاد کودک و طبیعت
📍مطالعه صفحههای اولیه کتاب👇
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
⚠️قابل توجه
دوستان عزیز
در مورد تجهیزات زمان فورس ماژور که در بالا فهرست شده، لازم به توضیح است که تمامی این لوازم برای همه افراد و تمامی شرایط ضروری نیست .
🔺️شرایط فورس ماژور شامل : حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله و طوفان و یا حوادثی از قبیل جنگ و شورش و بیماری همه گیر و یا حوادثی نظیر آنها میباشد.
🔸️ پس بسته به شرایط مختلف زیر لوازم و تجهیزات مورد نیاز هم از نظر نوع و هم از نظر مقدار متفاوت است.
▪️شما در خانه هستید یا دور از خانه
▪️داخل شهر هستید یا خارج از شهر
▪️فروشگاهها و داروخانه ها باز هستند یا خیر
▪️آب و برق و گاز و تلفن و اینترنت قطع هست یا خیر
▪️در خانه و سرپناه هستید یا در طبیعت
✅️ در فهرست بالا، آب و خوراک و لوازم ضروری خودرو و غیره گنجانده نشده است.
🪧 نشستِ در جستجوی چالش
گاه زخمی که به پا داشتهام زیروبمهای زمین را به من آموخته است.
❓ اگر مدرسه جایی برای زندگی باشد کودکان چگونه رشد میکنند؟
در این نشستها تجربیات عملی از روند رشد و یادگیری کودکان در بستر زندگی را با شما در میان میگذاریم.
🗓 پنجشنبه ۱۴ اسفند
📌 باغ سوهانک
🪡 این نشستها مناسب والدین و مربیان کودکان ۰ تا ۱۲ سال میباشد.
📋 برای ثبتنام میتوانید تا دوشنبه ۱۱ اسفند از طریق ارسال پیام به @koochar_contact در تلگرام اقدام نمایید.
چهل روز گذشت. اما داغ هنوز تازه است. نه زمان میتواند اندوه را کم کند، نه سکوت میتواند حقیقت را کتمان کند. چهل روز است که نامهایتان در دل ما تکرار میشود. شما بیدفاع بودید، اما بیصدا نبودید. صدای شما امروز در قلبهای ما طنین افکنده و نامتان تا ابد در دل ما زنده است.
یادتان گرامی و نامتان جاوید.
☘️
فرزندپروری مشارکتی در مسیر یادگیری آزاد
گفتوگوی آنلاین با حضور:
بریا بلوم (مدیر اجرایی انجمن بینالمللی آموزش خودراهبر)
شیما ترحمی (پژوهشگر یادگیری خودراهبر)
🗓 پنجشنبه، ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
⏰️ ساعت ۲۰:۱۵
📍آنلاین
💰 ۱۰۰،۰۰۰ تومان
🔶️ بریا بلوم، اولین فردی است که توسط پیتر گری، نویسنده کتاب یادگیری آزاد به عنوان مهمان دومین گفتگوی آنلاین انگلیسی پیشنهاد داده شد.
بریا در دوران کودکی خود به مدرسه نرفته و از همان زمان تجربیات مستقیمی با آموزش خودراهبر داشته است. او هماکنون مادر دو فرزند، نویسنده، مدرس و تسهیلگر دورههای فرزندپروری مشارکتی، و برنامههای ماجراجویی شهری برای نوجوانان است. بریا مدرک کارشناسیارشد خود را در رشته آموزش دوران کودکی و آموزشهای فراگیر گرفته است.
او به عنوان مدیراجرایی انجمن بینالمللی آموزش خودراهبر، تلاشهای زیادی در زمینه تولیدمحتوا، برنامهریزی هدفمند و جامعهسازی در زمینه حقوق کودکان، آموزش والدین و تسهیلگران یادگیری خودراهبر، کودکان بدون مدرسه و... انجام میدهد.