7659
دانشهای زبانی: دستور زبان، لغت، املا و... درس، سؤال، تست، آموزش در سه سطح دبیران،دانشجویان و دانشآموزان عزیز https://telegram.me/joinchat/BhCRBz7zxn0NxzreT-vu7A
پیچیدگی کار زبان
امروز لغاتی چون خلبان، ملوان، ارتش، پرچم، تیمسار، افسر، دامپزشک، دانشگاه، دانشکده، پرونده و بایگانی در زبان فارسی رایج است. همه این واژگان را به کار میبرند. حتی کموبیش وارد شعر و ادبیات شده است. اما همین لغاتی که امروز اینهمه متداول است وقتی ساخته شد و تا سالها پس از ساختهشدن، نزد بسیاری از ادیبان و محققان و دانشمندان منفور و مطرود بود.
مثلاً عباس اقبال آشتیانی ساختن لغات دانشگاه، دانشکده و دبیرخانه را «بدعت» و «جنایت ادبی» و «سیل خانمانبرانداز» وصف میکرد و معلمان مدارس را به عزت و حرمت زبان شیرین پارسی و عشقی که به تعلیم و تربیت اطفال ایرانی دارند سوگند میداد که از استعمال لغاتی که فرهنگستان ساخته و تصویب کرده و به «صحّۀ ملوکانه» رسانده خودداری کنند (۱) و از سوی دیگر دوستش سعید نفیسی به او نهیب میزد که بنیان دانشگاه و دانشکده را ما در این کشور نهادیم و هر کس فرزندی به جهان میآورد، حق طبیعی خداداد اوست که نامی برایش برگزیند و «تا این بنیان[دانشگاه و دانشکده] در جهان خواهد بود، مردم به همان نامی که ما بر آن نهادیم، آن را خواهند خواند» (۲). و میبینیم که گذشت زمانه حق را به نفیسی داده و لغات دانشگاه و دانشکده ماند.
یا بخشی از کتاب هرمزدنامه ابراهیم پورداوود در نقد و جرح برخی لغات فرهنگستان است. پورداوود البته برخی لغات فرهنگستان را می پسندید. او در مقدمۀ این کتاب نوشته :«لغتسازان بیمایه که الفاظی چون افسر و ارتش و پرچم و تیمسار و ملوان و خلبان و جز اینها به بازار آوردند و خریداران کممایهتر از خود یافتند، دیری نخواهد پایید که کالای آنان را جزو مسخرگی این سالها بهشمار آرند .امید است بهزودی جوانان کوشا و دانا... نشان دهند که با داشتن چنین ذخيرۀ هنگفت، نباید مانند جنزدگان ملوان و خلبان و ارتش و تيمسار گفت و زبان فارسی را تا بهاین پایه پست و فرومایه گرفت. این نامه را به نام نوهام هرمزدنامه خواندهام... چون این کودک خردسال جوان شود و این نامه بخواند جز در همین جا نه از تیمسار نشان باشد و نه از تیمسارنشان... گمان میبرم پس از این نامه همه در یابند که فریب خوردند»(۳). و میبینیم آرزوی استاد بزرگ و ایراندوست محقق نشد و آن لغات ماند.
جالب اینکه استاد مجتبی مینوی که در زمینۀ مسائل زبان فارسی با پورداوود اختلاف نظرهای مهمی داشت، در معرفی پرنیش و کنایتی که بر هرمزدنامه نوشت سخن پورداوود را تأیید کرد و لغات ارتش و پرچم و افسر و تیمسار را «سخیف» دانست و دستاورد «جهالی» که مبتلا به «جنون فارسی خالص نوشتن» بودهاند (۴). یا پورداوود امثال تقیزاده را در امر زبان عربیدوست و «آخوندمآب» میخواند اما همین تقیزاده مثل پورداوود با لغت «مندرآوردی» ارتش مخالف بود (۵). و میبینیم که این مخالفتها راه به جایی نبرد و آن لغتها ماند.
اصل سخن پورداوود و تقیزاده و مینوی و اقبال البته معقول بود. میگفتند این لغات برساخته «پدر و مادر» ندارد. برای مردم ناآشنا و نامأنوس است و رواجشان موجب میشود «مردم از تفهیم و تفاهم بازبمانند و دچار پریشانی فکر شوند» (۶) اما دیدیم که این لغات ماند و ماندنشان نیز موجب نشد زبان فارسی از بین برود و مردم از تفهیم و تفاهم بازبمانند.
نمیتوان تمام ماجرا را به تبلیغات و حمایت سیاسی دولت از لغات فرهنگستان اول فروکاست. استبداد رضاشاهی که تقیزاده را بهخاطر نقد علمی شیوۀ لغتسازی فرهنگستان، از وطن آواره کرد(۷) و عباس اقبال را برای اظهارنظر دربارۀ یک لغت به «پروندهسازی» امنیتی تهدید کرد(۸) و فروغی را مجبور ساخت که در کتابش بهجای «مطالعه» بنویسد «بررسی» (۹)، پشتوانه و پشتیبان همۀ لغاتی بود که فرهنگستان مصوّب میکرد. اما دیدیم که خیلی از لغات مصوّب آن فرهنگستان رواج نیافت و شماری دیگر بهرغم مخالفت علمی دانشمندان ماند.
چرا این لغتها ماند؟ نمیدانم. اما اینقدر هست که معلوم نیست سخنان قاطع و قطعی در نقد و نفی لغات برساخته، ولو این که عالمانه و خیرخواهانه باشد، از بوتۀ گذشت ایام کامیاب خارج شود. زبان متعلق به مردم و جامعه است و جامعه به دلایلی که نمیدانم ممکن است لغاتی را که به نظر ادیبان و زبانشناسان مردود و مسخره است، بپذیرد و نگاه بدارد. وقتی هم مردم لغتی را پذیرفتند دیگر آن لغت - گیرم بد و بداصل و غلط باشد - درست و بسامان و ماندنی است. قبول دولتیان کیمیای این مس شد.
در کار زبان باید صبور و آهسته و محتاط و روادار بود.
پانوشت:
۱.«کتب درسی و لغتسازی»، یادگار،س۱،ش۶،بهمن ۱۳۲۳،ص۵ و۶.
۲. ای زبان فارسی، به کوشش میلاد عظیمی،ج۱ ،ص۸۷.
۳. ای زبان فارسی، ج۱ ،صص۳۹-۴۰.
۴.«هرمزدنامه»، یغما،س۵،ش۱۲،اسفند ۱۳۳۱،ص۵۶۱.
۵. ای زبان فارسی، ج۱ ،ص۲۶۰.
۶. «هرمزدنامه»، ص۵۶۲.
۷. ای زبان فارسی ،ج۱ ،پانوشت ص۳.
۸. «کتب درسی و لغتسازی»،همان،ص۴.
۹. ای زبان فارسی ،ج۲ ، ص۹۶۹.
سلام. همهی شما خیلی خوش اومدید.🤍
اینجا ساخته شده تا برای همدیگه
آهنگهای خوب،
تصاویر زیبا،
فیلمهای خوبی که دیدیم و داریم،
پادکستهای تاثیرگذار،
عکسنوشته،
متن زیبا،
بریده کتاب، pdf
ویدیوکلیپ - از خوانندهها یا خوانش نویسندهها -
و وویس از صداهای خودتون یا ساز و... بفرستیم.
در کل هر چیزی که زندگی رو زیباتر میکنه
هر چی که تنهایی ما آدما رو غنیتر میکنه
هر چی که به زعم شما زیباست...
پیام دادن در گپ و صحبتهای معمولی - چت - ممنوعه.
خوشحالیم که هستید که هستیم💟
/channel/+v7ZmWV_JGSRiOWE0
موضوع : رای متممی
فرزاد اسدپور(دژەباو)
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
تصفیۀ حساب:
در دوران اخیر بعضی گمان کردند که تصفیۀ حساب غلط است و به جای آن باید تسویۀ حساب بگویند. بعضی از فضلا (از جمله سعید نفیسی، در مکتب استاد، ص ۶۴) نیز بر این تصوّر غلط صحّه گذاشتهاند.
تصفیه در عربی به معنای پاک کردن و پالوده کردن است و تسویۀ حساب در موردی به کار میرود که حساب پرداخته و پاک شده باشد و دیگر کسی طلبکار نباشد. همین ترکیب مجازاً به هر نوع اقدام عملی برای انتقامجویی و کینهکشی اطلاق میگردد. ولی تسویه یعنی مساوی کردن، یکسان کردن، همسطح کردن (مثلاً زمین ناهموار را) و تسویه حساب به معنای ایجاد تعادل و موازنه در حساب است. این ترکیب به معنای مجازی به کار نمیرود و با تصفیۀ حساب مرادف نیست.
📖کتاب: غلط ننویسیم، صفحه ۱۰۷
🖊نگارنده: ابوالحسن نجفی
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
چگونه «و» عطف را از «و» میانوند تشخیص بدهیم؟
میتوانیم یک مضافالیه یا صفت بعد از کلمه یا ترکیب مورد نظر بیاوریم. اگر آن مضافالیه یا صفت به طور جداگانه به کلمهی اول و دوم مربوط بود، «و» عطف است؛ اما اگر مربوط به کل ترکیب به صورتِ یکجا بود، «و» میانوند است.
مثال ۱:
راست و دروغ ⬅️ راست و دروغِ حرف، یتنی «راست [بودنِ] حرف و دروغ [بودنِ] حرف»؛ پس «و» در اینجا حرف عطف است.
مثال ۲:
خوردوخوراک ⬅️ خوردوخوراکِ انسان. در اینجا «انسان»، مضافالیهِ کل ترکیب است و نمیتوانیم بگوییم «خوردِ انسان و خوراکِ انسان»؛ بنابراین «و» میانوند است.
✍️ کورش بقایی راوری
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
✅گروه دبیران ادبیات کشور در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/96665629C56c9528f28
✅آرشیو گروه در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/1999044610Cd968b94933
✅گروه دبیران ادبیات کشور در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/96665629C56c9528f28
✅کانال گروه در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/1999044610Cd968b94933
درودبرشما عزیزان من به بچه ها نکاتی رادر مورد روی /ازروی میگم:
بجه ها اگر تونستین به جای «ازروی»
«برای» بیارید حرف اضافه مرکب است در غیر این صورت یا اسم است به معنی چهره : از روی تویک بوسه نچیدیم وچه حیف!
یا قید/ متمم قیدی است :ازروی میز کتاب رابردار
روی میز شلوغ است
بااحترام بسیار🌹🙏
3⃣
📕اجزای جمله
📕فعل گذرا و ناگذر
📕بخش سوم
📗حشمت اله پاک طینت
📕برنامه خرداد
📕کانال آموزش دیداری- شنیداری ادبیات
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
1⃣
📕اجزای جمله
📕فعل گذرا و ناگذر
📕بخش نخست
📗حشمت اله پاک طینت
📕برنامه خرداد
📕کانال آموزش دیداری- شنیداری ادبیات
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
«-گذاری» یا «-گزاری»؟
مسئله این است.
اینها را با «ذ» بنویسید:
اثرگذاری، ارزشگذاری، اسمگذاری، اشتراکگذاری، اِعرابگذاری، انگشتگذاری، بارگذاری، بمبگذاری، بنیانگذاری، بیمهگذاری، پایهگذاری، پُستگذاری، تأثیرگذاری، تاجگذاری، تخمکگذاری، تخمگذاری، جایگذاری، جدولگذاری، حرکتگذاری، رمزگذاری، ریلگذاری، زبالهگذاری، سپردهگذاری، سرمایهگذاری، سیاستگذاری، شمارهگذاری، علامتگذاری، عمامهگذاری، فاصلهگذاری، فرستهگذاری، فشنگگذاری، قانونگذاری، قیمتگذاری، کدگذاری، گروگذاری، مینگذاری، نامگذاری، نشانهگذاری، نقطهگذاری، واگذاری، هدفگذاری
اینها را با «ز» بنویسید:
برگزاری، پیغامگزاری، حجگزاری، خبرگزاری، خدمتگزاری، خوابگزاری، سپاسگزاری، سجدهگزاری، شکرگزاری، گِلهگزاری، متنگزاری، نمازگزاری
#املا
گزین گویه ها
#بهروز_صفرزاده
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
نی / نی
این دو کلمه در املا یکسان، ولی در تلفظ و معنی متفاوتند. نِی [ney] (در قدیم به فتح اول تلفظ میشده است) گیاهی از تیرهی گندمیان است که از ساقههای خشک آن سبد و حصیر میبافند و نیز به معنای نوعی ساز است که از همین گیاه ساخته میشود و آن را نیلبک نیز میگویند:
گوشم همه بر قول نی و نغمهی چنگ است
چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است
اما نی [ni] قید نفی است به معنای «نه» که فقط در شعر به کار میرود:
نی من تنها کشم تطاول زلفت
کیست که او داغ آن سیاه ندارد
غالباً نی دوم را مانند نی اول تلفظ میکنند و غلط است.
📗 غلط ننویسیم، ص ۴۰۲
✍ ابوالحسن نجفی
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
عذر احمق بدتر از جرمِـش بود
عذر نادان زهــر هــر دانِش بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹خوانش درستِ شعر فارسی
خب، لابد میگویید چرا «مِـش»؟! و فکر میکنید بهخاطر الزام قافیه است که میخواسته با «دانِـش» قافیه شود، شده «جُرمِش»؛ درحالیکه در قدیم این موارد را مثل خودمان که با کسره میگوییم، با کسره میگفتند؛ یعنی مولانا نمیگفته «جُرمَش»؛ میگفته «جُرمِش» و صورت صحیح و فصیحش همین بوده که با کسره گفته شود. دلیلش را هم اگر بخواهید فراوان پیدا میشود؛ ازجمله بروید توی دیوان حافظ، آخر دیوان حافظ، قطعات هست. آنجا یک قطعه هست که میگوید:
بــر تـو خـوانم ز دفتــر اخـلاق
آیــتـی در وفــــا و در بخشـش
هـر که بخراشـدت جگر به جفا
همچـو کان کـــریم زر بخشِـش
کم مبـاش از درخت سـایهفکن
هـــرکه سنگت زند ثمر بخشِش
از صــدف یـاد دار نکتـهٔ حــلم
هــرکه بُرّد سـرت گُهـر بخشِش
و یک نواری هم هست که مرحوم استاد مجتبی مینُوی مقداری از شعرهای رودکی و مولانا و اینها را خوانده؛ تمام آن ابیاتی که خوانده، به این موارد که رسیده، با کسره تلفظ کرده؛ مثلاً:
نـارِ تـــو ایـــن است نـورِت چون بود
ماتم این تا خود که سورِت چون بود
یعنی بهجای «نورَت»، «نورِت» خوانده.
🗣️: استاد مهدی نوریان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
▪️درسگفتار مثنوی معنوی
ارائهشده برای دانشجویان کارشناسی
دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه اصفهان
۱۴ آبان ۱۳۹۰
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
مرداد یا اَمرداد؟
تلفظ درستِ نام ماه پنجم تقویم کدام است؟
دکتر محمدجعفر محجوب میگوید در زبان فارسی امرداد نداریم.
این صدا بخشی از کلاس درس فارسی ایشان در دانشگاه برکلی آمریکا است.
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
📚ساخت زبان فارسی
✍ دکتراحمد ابومحبوب
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
📎 تصفیهحساب، تسویهحساب
🗝 ما حسابمان را با دیگران صاف میکنیم؛ یعنی با آنان تصفیهحساب میکنیم. اما، در کارهای بانکی و امور مالی و حسابداریها، معمولاً تسویهحساب میکنند. البته فرایندِ تصفیهحساب معمولاً بعد از تسویهحساب صورت میگیرد.
🕯 توضیح بیشتر: «تصفیه»، همریشه با «صاف»، یعنی صاف کردن و پالایش کردن، پالودن، پاک و خالص کردنِ چیزی (از ناخالصیها)، زدودن.
💡 «تسویه»، همریشه با «مساوی» و «مساوات» و «تساوی»، یعنی برابر کردن و مساوی کردن؛ همچنانکه، در حسابداریها، وقتی حسابِ بِستانکاری را با حسابِ بدهکاری برابر میکنند، به آن میگویند تسویه نه تصفیه.
🔑 هر دو واژه یا اصطلاح در حسابداری، حسابهای مالی، و بانکداری بهکار میروند؛ البته هر کدام در جای خود.
در اصطلاح، تسویهحساب را در موازنهٔ مالی و برابر کردن یا مساوی کردنِ حسابِ بِستانکاری و بدهکاری به کار میبرند.
🔧 در امرِ برابریِ مالی میان دو شرکت یا دو فرد در یک دورهٔ زمانی رابطهای است متغیر با دو ردیفِ بِستانکاری و بدهکاری. تسویهحساب وقتی به کار میرود که بین این دو ردیف موازنه برقرار کنند بیآنکه حساب یا رابطه مالی بسته شود یا پایان پذیرد.
اما، وقتی میخواهند حساب مالی را صاف کنند، اصطلاحِ «تصفیهحساب» را به کار میبرند.
🖋 بنابراین، نه «تسویهحساب» نادرست است و نه «تصفیهحساب»؛ بلکه تنها جایگاه کاربردیِ این دو اصطلاح متفاوت است.
🔹 توضیح دستوری: گفتنیست که هر دو اصطلاح، در اصل، ترکیب اضافی بودهاند؛ یعنی «تصفیهٔ حساب» و «تسویهٔ حساب» بودهاند، و بهمرور کسرهشان افتاده و هر کدام به یک واحدِ واژگانی تبدیل شدهاند.
✍️ حمید حسنی
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
موضوع : رای متممی
فرزاد اسدپور(دژەباو)
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
به نام خداوند جان و خرد
گروهها و کانالهای تحت پوشش ابرگروه دبیران ادبیات کشور در تلگرام:
گروهها:
گروه دبیران ادبیات فارسی کشور(متوسطه دو)
لینک گروه:
▶️/channel/+yu8nY3AZ4-g4NmEx
گروه دبیران ادبیات فارسی کشور(متوسطه یک)
لینک گروه:
▶️ /channel/+E6kANg9F2sc3ZmE0
گروه دانشآموزی
لینک گروه:
▶️ /channel/+3mxWOB2kEENmMTY8
گروه تبادلات
لینک گروه:
▶️/channel/+vKWsBQ-E4HIyMWNk
کانالها:
آیدی تعدادی از کانالها که آرشیو گروه نیز محسوب میشوند:
ادبیات متوسطه اول (هفتم، هشتم، نهم)
🆔@adabiatemotevaseteh1
ادبیات متوسطه دوم (دهم، یازدهم، دوازدهم)
🆔@adabiatemotevaseteh2
علوم و فنون ادبی
🆔 @daneshhayeadabi
دانشهای زبانی
🆔@daneshhayezabani
قلمرو فکری ادبیات
🆔@gherabatemanaei
تست ادبیات
🆔@test_adabiat
فارسیونگارش فنی
🆔@adabiatefani
بانک نمونه سوال ادبیات
🆔@bankesoaladabiat
نگارش(دهم، یازدهم، دوازدهم)
🆔@negareshe10
کانال دانشآموزی گروه دبیران ادبیات کشوری
🆔@daneshamoziadabiat
کانال صائب و شاعران سبک هندی
🆔@saeb_e_tabrizi
کانال ادبیات حماسی(فردوسی و شاعران سبک خراسانی)
🆔@adabiatehemasi
کانال حافظپژوهی
🆔@hafezpajohi
کانال سعدی و شاعران سبک عراقی
🆔@saadieshiraz
داستانک
🆔@daastaanak
کتابخانه ادبی
🆔@ketabkhaneadabi
کانال تبادلات فرهنگیان
@FARHANGIAN_TABADOL
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
✅لینک گروه دبیران ادبیات کشور در روبیکا⏬
https://rubika.ir/joing/JCJDIFEH0HROGPLOABTRWRDRLDEBPFGX
✅آرشیو گروه در روبیکا:⏬
🆔@dabiraneadabiat
✅گروه دبیران ادبیات کشور در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/96665629C56c9528f28
✅آرشیو گروه در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/1999044610Cd968b94933
✅گروه دبیران ادبیات فارسی کشور در سروش:⏬
https://splus.ir/dabiraneadabiat
✅آرشیو گروه در سروش:⏬
https://splus.ir/adabiatemotevaseteh2
✅لینک گروه در پیام رسان بله:⏬
https://ble.ir/dabiraneadabiat
✅آرشیو گروه در پیام رسان بله⏬
https://ble.ir/dabiraneadabiatarshiv
سلام. همهی شما خیلی خوش اومدید.🤍
اینجا ساخته شده تا برای همدیگه
آهنگهای خوب،
تصاویر زیبا،
فیلمهای خوبی که دیدیم و داریم،
پادکستهای تاثیرگزار،
عکسنوشته،
متن زیبا،
بریده کتاب، pdf
ویدیوکلیپ - از خوانندهها یا خوانش نویسندهها -
و وویس از صداهای خودتون یا ساز و... بفرستیم.
در کل هر چیزی که زندگی رو زیباتر میکنه
هر چی که تنهایی ما آدما رو غنیتر میکنه
هر چی که به زعم شما زیباست...
پیام دادن در گپ ⛔️
صحبتهای معمولی ، چت ⛔️
خوشحالیم که هستید که هستیم💟
/channel/+MCZsq6eIKxM2YzVk
کمکوشی (اقتصاد در زبان)
نظریهی اقتصاد در زبان را آندره مارتینه زبانشناس فرانسوی عنوان کرد. زبان انسان مانند سایر الگوهای رفتاری او پیرو اصل صرفهجویی است. انسان در کاربرد زبان بنا بر نظریهی اقتصاد در زبان، سعی میکند با صرف حداقلّ انرژی و تلاش، عمل پیامرسانی را انجام دهد. پس کمکوشی و اقتصاد یکی از اصول زندگی آدمی است که میخواهد با کار کمتر، بیشترین فایده را از آن خود سازد. چنانکه ادای «هزار» به نیروی کمتری نیاز دارد تا ادای «هزاردستان». از این رو «دستان» حذف میشود و معنی «هزاردستان» به «هزار» که در عین حال نمایندهی رقمی است انتقال مییابد.
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد/ حافظ
✍️ فاطمه مدرّسی
📔 از واج تا جمله، ص ۳۰۱
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
✳️ حسود لایسود
🔹 همه این جملهٔ معروفِ برگرفته از عربی را شنیدهایم. عامهٔ مردم معمولاً آن را اینطور معنی میکنند: «حسود هرگز سود نمیبَرَد».
🔹 اصلِ این جمله، که بخشی از حدیثی از حضرت علیست، این است: «الحسودُ لایَسود». معنایش این است: حسود سیادت (سروری و بزرگی) نمییابد.
🔸 بنابراین، فعلِ «یَسودُ» با واژهٔ «سودِ» فارسی هیچ ارتباطی ندارد. واژههای «سیادت» (< سیادَة)، «سیّد»، «سادَة» (جمعِ سیّد) و «سادات» (جمعِ سادَة و جمعالجمعِ سَیّد) و «سواد» و «أسوَد» از ریشهای مشترک مشتق شدهاند.
🔹 در فارسی، گاهی تعبیرِ مَثَلیِ «حسود هرگز نیاسود» را بهکار میبرند، و این هم زیباست، ضمن اینکه فعلِ «آسودن» هم در آن خوش نشستهاست.
✍️ حمید حسنی
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
مخاطبان: دبیران، دانشجومعلمان، نویسندگان، شاعران، هنرمندان، ویراستاران و ...
(لطفا نام کاربری مشخص داشته باشید تا محدود نشوید)
مسئول تبلیغ و تبادلات:
@Rahaii_moha
هماهنگی در گروهها:
@MaryamBehvandi
/channel/+yu8nY3AZ4-g4NmEx
سن/ سالگى
عبارت «در سنّ... سالگی» صحیح نیست. باید یا کلمه سن یا کلمه سالگی را از آن حذف کرد. مثلاً باید گفت: «در بیست سالگی» یا«در سنّ بیست»، نه «در سنّ بیست سالگی».
کتاب«#غلط_ننویسیم»
#ابوالحسن_نجفی
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
2⃣
📕اجزای جمله
📕فعل گذرا و ناگذر
📕بخش دوم
📗حشمت اله پاک طینت
📕برنامه خرداد
📕کانال آموزش دیداری- شنیداری ادبیات
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
به نام خداوند جان و خرد
گروهها و کانالهای تحت پوشش ابرگروه دبیران ادبیات کشور در تلگرام:
گروهها:
گروه دبیران ادبیات فارسی کشور(متوسطه دو)
لینک گروه:
▶️/channel/+yu8nY3AZ4-g4NmEx
گروه دبیران ادبیات فارسی کشور(متوسطه یک)
لینک گروه:
▶️ /channel/+E6kANg9F2sc3ZmE0
گروه دانشآموزی
لینک گروه:
▶️ /channel/+3mxWOB2kEENmMTY8
گروه تبادلات
لینک گروه:
▶️/channel/+vKWsBQ-E4HIyMWNk
کانالها:
آیدی تعدادی از کانالها که آرشیو گروه نیز محسوب میشوند:
ادبیات متوسطه اول (هفتم، هشتم، نهم)
🆔@adabiatemotevaseteh1
ادبیات متوسطه دوم (دهم، یازدهم، دوازدهم)
🆔@adabiatemotevaseteh2
علوم و فنون ادبی
🆔 @daneshhayeadabi
دانشهای زبانی
🆔@daneshhayezabani
قلمرو فکری ادبیات
🆔@gherabatemanaei
تست ادبیات
🆔@test_adabiat
فارسیونگارش فنی
🆔@adabiatefani
بانک نمونه سوال ادبیات
🆔@bankesoaladabiat
نگارش(دهم، یازدهم، دوازدهم)
🆔@negareshe10
کانال دانشآموزی گروه دبیران ادبیات کشوری
🆔@daneshamoziadabiat
کانال صائب و شاعران سبک هندی
🆔@saeb_e_tabrizi
کانال ادبیات حماسی(فردوسی و شاعران سبک خراسانی)
🆔@adabiatehemasi
کانال حافظپژوهی
🆔@hafezpajohi
کانال سعدی و شاعران سبک عراقی
🆔@saadieshiraz
داستانک
🆔@daastaanak
کتابخانه ادبی
🆔@ketabkhaneadabi
کانال تبادلات فرهنگیان
@FARHANGIAN_TABADOL
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
✅لینک گروه دبیران ادبیات کشور در روبیکا⏬
https://rubika.ir/joing/JCJDIFEH0HROGPLOABTRWRDRLDEBPFGX
✅آرشیو گروه در روبیکا:⏬
🆔@dabiraneadabiat
✅گروه دبیران ادبیات کشور در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/96665629C56c9528f28
✅آرشیو گروه در ایتا:⏬
https://eitaa.com/joinchat/1999044610Cd968b94933
✅گروه دبیران ادبیات فارسی کشور در سروش:⏬
https://splus.ir/dabiraneadabiat
✅آرشیو گروه در سروش:⏬
https://splus.ir/adabiatemotevaseteh2
✅لینک گروه در پیام رسان بله:⏬
https://ble.ir/dabiraneadabiat
✅آرشیو گروه در پیام رسان بله⏬
https://ble.ir/dabiraneadabiatarshiv
آمدهام که سر نهم، عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
نی: نه، حرفِ نفی، نشان میدهد که در تلفظِ عصرِ مولانا و یا تلفظِ عصرِ رایج در حلقهی یاران او، حرف نفی به همان گونهای تلفظ میشده است که «نی» به معنی قَصَب، نِی در نیشکر. در ادوار مختلف زبان فارسی و در لهجههای متفاوت آن، این کلمه تلفظهای متفاوت داشته است و این نکته را از تأمل در قوافی شعرها میتوان به دست آورد. منوچهری آن را با کلماتی از نوع «هجی» و «ردی» که ممال «هجا» و «ردا» است قافیه کرده است (دیوان منوچهری، ۱۱۳):
گاه توبه کردن آمد از مدایح وز هجی
کز هجی بینم زیان و از مدایح سود نی
و هم او، نی (=قصب) را با «می» و «جُدَی» و «طَی» قافیه کرده است (همان کتاب، ۹۴):
طوطی میانِ باغ دمان و کشیکُنان
چنگش چو برگِ سوسن و بالش چو برگِ نی
✍️ محمدرضا شفیعی کدکنی
📚 گزیدهی غزلیات شمس تبریز، ج ۲، ص ۷۲۷
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
واژهٔ «پسر» در اصل به ضم اوّل یعنی به صورت «پُسَر» تلفظ میشده است. تلفظ این کلمه به کسر اوّل (پِسر)، تحت تأثیر کلمهٔ پدر پدید آمده است.
«پسر» در فارسی میانه pusar بوده است.
پُس مشتق است از هندواروپایی pu-t از pū (در کنار pōu و pau) به معنای کوچک و کم.
رک: فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی، محمد حسندوست، ج۲، چاپ اوّل، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۳، ذیل پُس و پُسر.
برگرفته از کانال آقای دکتر سهیل یاری
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
مرداد
✍️ دکتر احمدرضا قائممقامی
افتادن فتحه از آغاز کلمات، مخصوصاً اگر آن فتحه یک هجای مستقل را بسازد، بعد از تبدیل آن فتحه به یک مصوّت کوتاهِ ربوده، در زبان فارسی در اواخر دورهٔ ساسانی و اوایل دورهٔ اسلامی (اگر علیالعجاله اختلافات گویشی را کنار بگذاریم) تحولی آوایی است و ارتباطی با مسائل صرفی (مورفولوژیک) ندارد. به همین سبب فرقی نمیکند که بلحاظ قواعدِ صرفیِ تاریخی آن فتحه تکواژ مستقل باشد (مانند a ادات نفی)، جزئی از ادات ان نفی باشد، یا جزئی از یک کلمهٔ بسیط یا بسیطشده؛ در هر حال حذف میشود. از این جاست که مثلاً اناب بدل به ناب شده و انوش بدل به نوش (مگر در بعضی کاربردهای "فرمولی")، و با آنکه ادات نفی ان با این حذف عملاً از بین میرود، چیزی مانع از حذف نشده؛ و از همین جاست که ابیدا به معنای گم و ناپیدا بدل به ویدا شده (رجوع فرمایند به لغت فرس) و حذف ادات نفی از آن باعث نشده که معنای ویدا به ضد آن تغییر کند. تکرار کنیم: مسأله آوایی است نه صرفی. این چیزی است که در این یادداشتها چندین بار بیهوده تکرار شده.
همین در مورد امرداد هم صادق است. افتادن فتحه از آغاز این کلمه نیز البته تحولی آوایی است و به این معنی نیست که معنای امرداد با حذف فتحه تبدیل به مرگ و ناپایداری زندگی میشود. وقتی در زبان فارسی دری تکواژ نفی a وجود نداشته باشد، دیگر سخن گفتن از حذف یا اثبات آن معنی ندارد. این امری است بداهةً روشن و بینیاز از استدلال. اما آنچه دربارهٔ امرداد و مرداد در افواه افتاده افسانهای است که از نیمهٔ اول قرن چهاردهم شمسی بعضی ساختهاند و چون در بین زردشتیان تلفظ امرداد هنوز گویا کاربرد داشته، کسانی مانند ارباب کیخسرو و نورسیدگان کمآشنا با زبان فارسی و زبانهای پیش از اسلام زنده کردن کلمهٔ مردهٔ امرداد و از رواج انداختن مرداد را ضروری یافتهاند و با آنکه بعضی استادان از همان زمان مهمل و بیمعنی بودن این سخن را دریافته بودهاند، پند آنان در عوام مؤثر نشده و بازگویی این افسانه ادامه یافته است. چند وقت قبل در همین فضای مجازی دیدم که آقای دکتر کامران کشیری به زبانی روشن نادرستی این پندار را معلوم کرده و در شیرفهم کردن مطلب به زبان ساده هنرمندی نموده، ولی گروهی مقصود روشن، روشنتر از آب، او را درنیافتهاند و اشکالهای خنک کردهاند.
من چون در روشن نوشتن مهارتی ندارم، پاسخی دشوارفهمتر به پندار سازندگان کلمهٔ امرداد در دوران معاصر میدهم.
عوام تصور میکنند که اگر امرداد به معنای جاودانگی است، پس مردادی هم وجود داشته که معنای مرگ یا میرایی داشته یا اگر در زبان اوستایی امرتات (خود از اصل امرتَتات) به معنای جاودانگی بوده، پس فرض مرتات (خود از اصل مرتَتات) به معنای مرگ نیز بیاشکال است. واقع آن است که این تصور naïve، گرچه به ظاهر معقول مینماید، بکلی نادرست است: ملاک اول در شناخت لغت استعمال آن است نه امکان فرض آن.
در زبان هندیوایرانی معادلِ صفتِ ņ-mrto هندیواروپایی به معنای زنده amrta بوده است. اسم معنای (abstract noun) معادلِ این صفت در هندی باستان amrta-tva است و در اوستایی amrta-tāt و در یونانی ambrosia، همه به معنای زندگی و نامردن. در هندیواروپایی یک اسم خنثای ņ-mrto نیز وجود داشته که اثرش در هندی باستان به صورت amrta به معنای زندگی بازمانده و در اوستایی به صورت aməša (در موارد نادر؛ مقصود این جا صفت معروف aməša نیست) به همان معنی. این را میتوان با ambrosios یونانی سنجید.
حال مسأله این جاست: با آنکه اسم معنای (abstract noun) معادلِ صفتِ amrta (به معنای زنده) در هندی باستان amrta-tva و در ایرانی باستان amrta-tāt بوده است، اسم معنایِ معادلِ ضدِ آن، یعنی صفتِ mrta (به معنای مرده)، در هندی باستان mrtyu و در ایرانی باستان mrþyu (برابر با mršyu در فارسی باستان)، هر دو به معنای مرگ، بوده است. پس mrta-tāt هیچ گاه وجود نداشته که معنایش مرگ باشد یا نباشد؛ در هیچ جا، نه در اوستایی نه در فارسی باستان و نه در سنسکریت، این کلمه وجود نداشته و سخن گفتن دربارهٔ آن سخن گفتن دربارهٔ امری عدمی است.
علم لغت هیچ علم مهمی نیست. ولی این امر بیاهمّیّت نیز برای خود اصول و گاه ظرایفی دارد. ظرایف دیگری هم در مورد این کلمه هست که طالبانش میتوانند رجوع فرمایند به رسالهٔ معروف استاد پاول تیمه با عنوان:
Studien zur indogermanischen Wortkunde und Religionsgeschichte.
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
جزوه وخلاصه:
🔰ساخت زبان فارسی
( توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی )
مولف: محمدرضا باطنی
C᭄❁࿇༅══════┅─
@daneshhayezabani
┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
🌴🌴🌴
#دستور_فعل_مجهول
🔴 ➖ فعل مجهول
گفتند یافت می نشود ، جسته ایم ما
گفت: آن که یافت می نشود آنم آرزوست
● - آیا جمله"ب"مجهول شده جمله "الف" است ؟
الف - او پنجره های این ساختمان را بست.
ب - پنجره های این ساختمان بسته شد.
● - جمله های زیر معلوم هستند یا مجهول ؟
👈 الف - هزینه ارسال نامه ها پرداخت شد.
👈 ب - نامه های ارسالی دریافت گردید.
● - از جمله های زیر کدام معلوم وکدام مجهول است ؟
👈 الف - رئیس او را از اداره اخراج کرد .
👈 ب - او از اداره اخراج شد .
👈 الف - گل های باغچه پژمرد .
👈 ب - گل های باغچه پژمرده شد .
⭕️ ➖ فعل مجهول در زبان پهلوی نبوده ودر فارسی دری بسیار کم بوده است، ولی امروزه ( تحت تاثیر ترجمه ) فراوان شده است .
● - در جمله هایی مانند :
👈 الف - او از اداره اخراج شد .
👈 ب - گل های باغچه پژمرد .
👈 ج - گل های باغچه پژمرده شد .
اگر چه مفهوم مجهول وجود دارد ولی فعل و جمله ها مجهول نیست زیرا :
🔵 ۱ - فعل مجهول دارای تعریف ساختاری است ، تنها فعلی که ساختار مجهول داشته باشد می تواند مجهول باشد، یعنی از صفت مفعولی + فعل کمکی مجهول ساز ( شد، گشت، گردید،آمد، افتاد و ... ) ساخته شده باشد .
☆ - صفت مفعولی به یکی از دو شیوه زیر ساخته می شود :
👈 الف - غیر مرخم : بن ماضی + ه
👈 ب - مرخم : بن ماضی
▪ دراین صورت فقط ازفعلهای پیوست ، دریافت ، یافت و پرداخت ساخته می شود مانند :
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آن که یافت می نشود آنم آرزوست
🔵 ۲ - صفت مفعولی به کار رفته در فعل و جمله باید از فعل گذرا به مفعول ساخته شده باشد .
☆ - ساخت صفت مفعولی قیاسی است - بر خلاف صفت فاعلی که سماعی است - یعنی از هر فعلی چه ناگذر وچه گذرا و دو وجهی صفت مفعولی ساخته می شود مانند :
👈 سال گذشته ( از فعل ناگذر )
👈 در گشوده ( از فعل گذرا )
👈 غذای پخته ( از فعل دو وجهی )
🔵 ۳ - صفت مفعولی به کار رفته باید کار برد صفتی نداشته باشد - نتواند به عنوان صفت ، ترکیب وصفی بسازد - چون اگر کار برد صفتی داشته باشد مسند است و استقلال دارد وجزئی از فعل مجهول نیست ، زیرا الزاماً برگردان جمله گذرا به مفعول، مجهول نمی شود و گاه به صورت جمله اسنادی در می آید مانند :
پنجره های این ساختمان بسته شد . ( بسته = مسند )
گل های باغچه پژمرده شد . ( پژمرده = مسند )
ولی ، لباس دوخته شد ، درخت دیده شد و ... مجهول هستند چون دوخته و دیده کاربرد صفتی ندارند ودر فارسی امروز نمی توان گفت لباس دوخته ، درخت دیده و ... اگر ضرورت پیدا شود که به عنوان صفت به کار روند ، به صورت لباس دوخته شده ودرخت دیده شده به کار می روند .
☆ ➖ منبع اصلی : در قلمرو زبان و ادبیات فارسی
دکتر وحیدیان کامیار
☆ ➖ تدوین از :#جهانگیر_عظیمی
🌴🌴🌴