1401
قسمت دوم
فقر نظریه؛ فرانکشتاین سلطنت طلبی نو
سجاد زند
به ما نمیآموزند که پیش از پذیرفتن، جستوجو کنیم و بیندیشیم. در چنین فضایی، جای نظریه را «باور» میگیرد و جای تبیین را ایمان. جامعهای که نیاموخته فکر کند، مجبور میشود باور کند. و باور، وقتی جای اندیشه مینشیند، مستعد اسطورهسازی است.
اینجاست که مفهوم واژه «تحصیلکرده» دچار ابهام میشود. آیا کسی که تحصیلات عالی در رشتهای فنی دارد، اما هیچ مواجهه جدی با تاریخ، جامعه، مردمشناسی یا علوم سیاسی نداشته، لزوماً توان تحلیل اجتماعی دارد؟ این پرسش نه از سر نفی تخصص، بلکه برای روشن کردن مرز میان مهارت فنی و فهم اجتماعی است؛ مرزی که در فضای عمومی ما اغلب محو شده است.
به اینها باید سانسور ساختاری را افزود. سانسور مستمر اندیشه، روایتهای یکجانبه از تاریخ، حذف یا منزوی کردن روشنفکران، و قطع پیوند میان تفکر و جامعه، همه به فرسایش توان تحلیلی انجامیدهاند. حتی جریان روشنفکری، نه همه آن، اما جمع قابل توجهی از آن، در چنین فضایی گاه به رمانتیسیسم، سادهسازی و سیاست احساسی-رمانتیک لغزیده و در جستوجوی «میانبر» است.
حاصل این مجموعه، شکلگیری گفتمانهایی است که نه از دل نظریه، بلکه از تکهدوزی مفاهیم زاده میشوند؛ آمیزهای از اطلاعات درست و نادرست، خاطرههای تحریفشده، خشمهای بهحق و راهحلهای بیریشه. اینجاست که با فرانکشتاینهای سیاسی روبهرو میشویم.
«سلطنتطلبی نو» میتواند یکی از همین فرانکشتاینها باشد. نه بازگشت منسجم به گذشته است و نه پروژهای مبتنی بر فهم تاریخی. مجموعهای است وصلهپینهشده از نوستالژی، نفرت از وضع موجود، سادهسازی تاریخ و وعده نجات فوری. موجودی که از خستگی و استیصال جامعه تغذیه میکند، اما فاقد نظریهای است که بتواند آیندهای قابل دفاع ترسیم کند.
مسئله، افراد یا نیتها نیست. مسئله منطق شکلگیری این گفتمانهاست؛ منطقی که بهجای روند، به مداخله پناه میبرد، بهجای فهم، به احساس، و بهجای نظریه، به اسطوره. همانطور که فرانکشتاین، بیآنکه بداند، هیولایی آفرید که از کنترلش خارج شد، فقر نظریه نیز میتواند موجوداتی بیافریند که بیش از آنکه رهاییبخش باشند، خطرناک خواهند بود.
شاید وقت آن رسیده باشد که پیش از ساختن بدیلهای سیاسی، کمی درنگ کنیم؛ نه برای سکوت، بلکه برای اندیشیدن. تاریخ بارها نشان داده است: راههای میانبُر، اغلب به مقصد نمیرسند و گاهی، هیولا میآفرینند، هرچند نیت در ابتدا چیزی دیگر باشد. مبادا فرانکشتاین دیگری خلق کنیم.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
فرانسیس بیکن
«آدمی در باب چه چیزی دوست دارد بر حق باشد، در باب آن چیزی که می خواهد به آن بها بدهد».
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
اخبار مذاکرات
به گفته مقامات ایرانی و آمریکایی گویا برای دور جدیدی از مذاکرات میان ایران و آمریکا، برنامه ریزی هایی در حال انجام است. موضوعاتی چون میزان متنعابهی مواد غنی شده اورانیوم ۶۰ درصدی، اصل حق غنی سازی، صنایع موشک سازی و مسائل منطقه ای روی میز مذاکرات خواهند بود. افت قیمت اونس طلا و نقره جهانی، کاهش قیمت نفت که پس از افزایش ناگهانی در پی لشکرکشی آمریکا به منطقه رخ داده بود و نزولی شدن روند طلا و ارز در بازار داخلی ایران، از جمله رویدادهای اقتصادی است که با انتشار خبر شروع احتمالی مذاکرات ایران و آمریکا به وقوع پیوسته اند.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
بت های چهارگانه، فرانسیس بیکن
منصور خضاعی
فرانسیس بیکن، فیلسوف انگلیسی قرن شانزده و هفده میلادی نظریاتی در باب این دارد که انسان ها چرا دچار اشتباه می شوند و بعضا نمی توانند حتی تا آخر عمر از دست عقاید اشتباه خود خلاصی بیابند. او معتقد است برخی از پدیده ها در درون و بیرون ذهن انسان هستند که موجب ایجاد این عقاید اشتباه می شوند. او این پدیده ها را تحت عنوان «بت های چهارگانه» دسته بندی می کند. بیکن معتقد است چهار بت وجود دارند که همواره آدمی را به غلط انداخته و موجب فریب و گهراهی ذهن ها می شوند.
1_ بت قبیله: مربوط به ساختارهای عادتی ذهن انسان هستند. نظیر اینکه چون ببینیم که روز و شب در پی هم می آیند، آنگاه نتیجه بگیریم که روز علت آمدن شب است و شب آمدن علت روز، حال آنکه علت وجود شب و روز چیزهای دیگری هستند.
2_ بت غار: مربوط می شود به جهت گیری های تجربیات شخصی، یعنی مربوط می شود به فراوانی امری در اطراف من، نظیر اینکه به اطرافم نگاه کنم و ببینم که همگی یا اکثریت شان از یک شخصیت خاص نام می برند یا به وقوع رویدادی خاص معتقدند، آنگاه همین را به همه تعمیم دهم، یعنی تصور کنم همین که اکنون دارد اطرافم روی می دهد در همه موقعیت های دیگر هم دارد روی می دهد.
3_ بت بازار: مربوط می شود به الفاظ و کلمات و تاثیر مخربی که می توانند بر ذهن آدمی ایجاد نمایند. نظیر اینکه از لفظ ترکیبی «قول مردانه» این نتیجه گیری حاصل شود که مردان در پایبندی به چیزها، پایدارتر هستند حال آنکه ممکن است چنین نباشد. یا نظیر اینکه از شنیدن ترکیب «گذشته شکوهمند» چنین تصور شود که بازگشت به گذشته همراه با شکوه است و لاجرم باید به آن بازگشت.
4_ بت نمایشخانه یا بت تئاتر: مربوط به طرز تفکری می شود که در جامعه یا محیط بیرون بصورت تصور غالب و مسلط درآمده است، به طوریکه مخالف یا منتقد آن ممکن است نزد عامه بیشعور یا بیخرد جلوه کند، نظیر اینکه تصور کنیم اگر فلانی برود یا فلانی بیاید لاجرم و بالضروره همه چیز درست می شود، یا نظیر اینکه بگویی ما همه راههای درونی ممکن را برای رد شدن از فلان مشکل امتحان کردیم و دیگر جوابگو نیست، دیگر هیچ راه دورنی برای امتحان کردن یا اندیشیدن وجود ندارد حال آنکه ممکن است چنین نباشد و راه های ممکن و در عین حال درونی برای عبور از آن مشکل موجود باشد اما نیاندیشیده مانده باشد.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
ضرورت ائتلاف گروههای جمهوریخواه؛ جبهه دموکراتیک ایران
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نشان داد جریان پادشاهیخواه به نیرویی اثرگذار بدل شده، اما «اتحاد از راه سکوت و بیعت» نه تضمین دموکراسی است و نه راه گذار. این مقاله با یادآوری تجربه ۵۷ و نقد حذف صدای مخالف، بر ضرورت ائتلاف مستقل جمهوریخواهان تأکید میکند. سارا یگانه مینویسد بدون شکلگیری یک جبهه دموکراتیک متکثر، امکان چانهزنی، کنترل افراطگرایی و دفاع از حقوق برابر در دوران گذار وجود نخواهد داشت.
https://www.radiozamaneh.com/876016/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
@civilizers
یک فراخوان اعتراضی درست باید استراتژی داشته باشد، تاکتیک داشته باشد، شعار درست داشته باشد، حداکثر خشونت پرهیزی را به کار گیرد، یک فراخوان مدنی باید خواسته مشخصی داشته باشد و هدف معین و دست یافتنی را دنبال کند، یک فراخوان اعتراضی نباید مردم را بشکل فله ای جلوی گلوله بفرستد، باید تمهیداتی به خرج دهد تا کمترین آسیب ممکن به معترضی که به حق اعتراض می کند، وارد گردد، یک فراخوان اعتراضی نباید مروج خشونت باشد و از دشمنی کور و بی حاصل و بی دستاورد پرهیز نماید. نباید خیابان را میدان جنگ خطاب کند و مردم بی سلاح را سرباز جنگی بگوید، نباید وعده دروغین شما پیش روی کنید کمک در راه است بدهد. یک فراخوان دهنده اعتراضی نباید نسبت به جان عزیز شهروندان بی تفاوت و مسئولیت گریز باشد و تقصیر را صرفا به گردن دیگری اندازد. چنین فراخوان دهندگان بی تدبیری به زودی و به حکم خرد به تاریخ خواهند پیوست.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
بحران آلترناتیو در جامعه مضطرب؛ گذار کمهزینه چگونه ممکن است؟
در جامعهای که اضطراب مزمن شده، سیاست قبل از آنکه میدان «برنامه» باشد، میدانِ «امنیت روانی» است. این یادداشت توضیح میدهد چگونه فروپاشیِ اعتماد، نمادهای بزرگ و تاریخی را از ابزارِ همبستگی به محرکِ سوءظن و واگرایی تبدیل میکند؛ و چرا در لحظه گذار، جامعه بهجای انتخابِ بهترین گزینه، به سمت «آشناترین» گزینه عقب مینشیند. نویسنده با مثالهایی مثل مصرِ پس از ۲۰۱۱ نشان میدهد بدون نهادهای میانی و قواعد روشن تصمیمگیری، گذار میتواند به بازتولید اقتدارگرایی ختم شود ـ و در پایان از «نماد کمهزینه» و «آلترناتیو حداقلیِ نهادمند» حرف میزند که بهجای وعده نجات، امکان مشارکت و مهار قدرت بسازد.
https://www.radiozamaneh.com/875419/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
گویی جامعه ما در یک دور باطل به اسارت افتاده است، به تنگ آمدن از شرایط موجود، سرریز شدن صبر جامعه، به خیابان آمدن و مبدل شدن خواست جمعیت به شعارهای رادیکال و تند, و خواست براندازی، کشته دادن در خیابان و سرکوب آهنین، سوگواری بر کشتگان مظلوم، و بازگشت به خانه و تحمل فشارهای طاقت فرسای جدید و به تنگ آمدن و لبریز شدن دوباره و رفتن به خیابان و دوباره و چند باره تکرار همین چرخه باطل و بی هدف توسط مردم بیچاره به جان آمده.
این چرخه باطل تا شکسته نشود راهی به رهایی محال است. این چرخه باطل شکستنی است.
@civilizers
ضرورتِ روانکاوی در تحلیل کنش سیاسیِ دیاسپورا
سیاست صرفاً آنچه گفته میشود نیست، بلکه آن چیزی است که با بدنهای دیگران میکند. علی آشوری در تحلیل پیشرو، با نگاهی روانکاوانه به واکاوی رفتار سیاسی دیاسپورای ایرانی میپردازد. او معتقد است تا زمانی که «میل به انتقام» و «فانتزیِ بازگشت» به خودآگاهی و مسئولیت اخلاقی تبدیل نشود، کنش سیاسی در خارج از کشور در خطرِ سقوط به دامِ قهرمانسازیهای میانتهی و فراخوانهای بیتضمین باقی خواهد ماند.
از تحلیل زمانه
@civilizers
پدر و پدربزرگش را خارجیها سرِ کار آوردند
هنوز خیال میکند دنیا موظف است تخت سلطنت
را مثل بستهی پستی Amazon تحویلش بدهد.
طرف یادش رفته از زمان محمدعلیشاه به این طرف
توی این کشور تاج و تخت بیشتر شبیه صندلیِ پرتاب
بوده تا تخت سلطنت! هرکسی روی تخت شاهی نشست
یا پرت شد بیرون، یا آخرش هم، سر سالم به زمین نگذاشت!
از توئیتر نیک آهنگ
@civilizers
نمی دانم آقای پزشکیان از روی سادگی بیش از اندازه و ندانم کاری ابزار دست اقتصاددانان هواخواه آزادسازی قیمت ها و حذف ارز ترجیحی شد یا اینکه عامدانه و آب زیرکاه با وقوف به پیامدهایش که اکنون در کف خیابان ها مشاهده می کنیم، دست به این اقدام به قول خودش جراحی اقتصادی زد. هر چه که بوده باشد، کاسه صبر مردم را چنان لبریز کرده و به خیابان کشانده که پیامدهایش اکنون از کنترل خارج شده، در حال گسترش، با آینده نامعلوم است.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
مجیدرضا حریری رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین
وقتی میخوای صادرات کنی استالینی، وقتی میخوای ارزش و وارد کنی میشی آدام اسمیت.
حاکمیت ابزاری برای خودش ساخته, شرکت های دولتی، که حالا اون ابزار براش تعیین تکلیف می کنند. وزیر نصب می کنند، عزل می کنند، تو دهن این دولت می زنند.
آقای وزیر تو خیلی نایسی( بچه مثبت) واسه این کار.
از کانال فرهیختگان
@civilizers
یک رویداد مهم در حوزه رسانه
صدای آمریکا در برابر ایران اینترنشنال
منصور خضاعی
با انتصاب علی جوانمردی به سمت نظارت ارشد رسانه ای در رسانه صدای آمریکا VOA طی یک روز گذشته, و دعوت از فعالین جمهوری خواه طی همین ۲۴ ساعت نظیر مهرداد درویش پور، حسین رزاق و نیک آهنگ کوثر، شاهد رویکرد جدید و کاملا متفاوت با گذشته در این رسانه نام آشنا هستیم. چنانچه علی جوانمردی دیروز در اولین حضور خودش در استودیوی صدای آمریکا مانیفست جدید این رسانه را اعلام کرد این رسانه زین پس صدای بخش دیگری از مردم ایران خواهد بود. این بخش همان طبقه متوسط است که تا کنون رسانه آزاد و سراسری نداشته. طبقه متوسط در ایران عموما با طیف نخبگان جمهوری خواه، هم در گزینش نوع حاکمیت سیاسی و هم در علقه های دموکراتیک و لیبرال، همبستگی و پیوند نانوشته ای داشته است و لذا انتظار می رود این شبکه مطابق اظهارات مدیریت نظارت جدیدش بیشتر از گذشته بازتاب دهنده آراء و دیدگاه های طیف نخبگان جمهوری خواه و به تبع آن طبقه متوسط در ایران باشد.
می توان از هم اکنون پیش بینی نمود که سیاست ها و راهبردهای شبکه صدای آمریکا در رقابت و گاهی تقابل با شبکه فارسی زبان دیگر یعنی ایران اینترنشنال قرار گیرد که سویه برنامه هایش حمایت از خاندان پادشاهی پیشین ایران، یعنی خاندان پهلوی بوده است. ایران اینترنشنال طی سال های گذشته به طور مداوم تلاش کرده جریان پهلوی و هواخواهان سلطنت را به طور فزاینده ای تبلیغ و حتی پروپاگاندا کند. ترکیب برنامه ها، گردانندگان، مجریان و بیشتر مهمانان و کارشناسان این رسانه تصویری( اما نه همه آنها زیرا گاهی کارشناسان مستقل مدعو هم حضور می یابند) آشکارا گواهی بر هواخواهی از/و تبلیغ خاندان پهلوی و سفیدشویی از سوابق سیاسی و اجرائی آن ها در گذشته و اکنون به منظور هموار کردن مسیر آن ها به احیاء مجدد قدرت در ایران است. در این روزهای اعتراضات سراسری در ایران، نزد این شبکه، رضا پهلوی اکنون به یگانه شخصیت سیاسی ایران و تنها نماینده مردم ایران بدل شده و تمام صداهای و خواست های دیگر حذف شده اند، کارشناسان سیاسی مستقل این روزها به برنامه دعوت نمی شوند و واضح است که این رسانه دیگر بازتاب دهنده اخبار مستقل نیست، بلکه با خبرها، خبرسازی ها، جعل و صداگذاری ویدئوها و موضع گیری های تند و یکسویه در پی تحمیل خواست گردانندگان پشت صحنه خود بر شرایط ناپایدار ایران است. از نظر این شبکه وسیله هرچند که آلوده باشد هدف را توجیه می کند.
از همینجا برای علی جوانمردی و همکارانش در صدای آمریکا آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم سیاست های شان همینگونه صادق مانده و بازتاب دهنده شرایط واقعی ایران باشد. زین پس تا اطلاع ثانوی صدای آمریکا ببینید.
VOA vs Iran_INTL
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
بهترین چیزها میانه حالان راست،
کاش من نیز از مردم میانه حال بودم.
دعای فوکولیدس، شاعر قرن ۷ پیش از میلاد، اهل ملطیه از یونان باستان.
منصور خضاعی
شعر بالا نقل شده از کتاب سیاست اثر ارسطو، دفتر چهارم، ص ۲۳۵ است و ارسطو این شعر را در ستایش طبقه متوسط از میان طبقات سه گانه جامعه نقل کرده است. ارسطو می گوید هر جامعه ای سه طبقه دارد؛ طبقه ثروتمند، طبقه فقیر و طبقه متوسط که این نوع اخیر اکثریت جمعیتی جامعه را تشکیل می دهد. اگر یک جامعه می خواهد حاکمیت سیاسی پایدار و مقبولی داشته باشد، کارگزارانش باید عمدتا از درون طبقه متوسط برخیزند. زیرا آن ها در خلق و خو، ثروت و دارایی و خرد از دیگران شایسته تر به تدبیر امور یک کشورند. کارگزاران این نوع حکومت ها بصورت انتخابی بر مصدر امور تکیه می زنند. ارسطو این نوع حاکمیت سیاسی را پولیتی یا جمهوری می نامد و آن را بر سایر انواع حکومت برتری و مزیت می بخشد.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
فرار، فرار برای باز يافتن آنچه از عدالت عزيزتر است و آنچه از سيری والاتر: "آزاد" بودن. انسان در گرسنگی ناقص است؛ انسان در استثمار شدن ناقص است؛ انسان در محروم از سواد بودن ناقص است؛ اما انسان است، اما انساني كه از آزادی محروم است، انسان نيست... آن كه آزادی را از من ميگيرد ديگر هيچ چيز ندارد كه عزيزتر از آن به من ارمغان دهد.
انسان بی خود، شریعتی
@dr_alishariati
@civilizers
فقر نظریه؛ فرانکشتاین سلطنت طلبی نو
سجاد زند، روزنامه نگار
مدت زمان مطالعه: پنج دقیقه
قسمت یکم
خوابی که مری شرلی دید، انگار رویای صادقهای است که باید جزء جزء برای ما اتفاق بیفتد. حتی تفسیرها و تحلیلهای آن بخشی از زندگی روزمره ما شده است، رویای مردی که از تکههای بدن مردگان ساخته شده، مردی که تمثال شر و شرارت نیست، اما نمیتواند از آن جدا باشد. او حتی نمیتواند با آفرینندهاش سر کند و دکتر ویکتور فرانکشتاین را تنها میگذارد تا تنهایی خودش را آغاز کند.
دکتر فرانکشتاین از سر شرارت دست به آفرینش نزده بود. او دانشمندی بود شیفته زندگی که میخواست از تکههای بیجان بدن مردگان، موجودی زنده بسازد. نیتش خیر بود، اما روشش مخدوش. او زندگی آفرید، بیآنکه بداند چه آفریده است. مسئله فرانکشتاین نه در میل به خلق، که در ناتوانیاش از فهم پیامدهای خلق بود. هیولا زاده شد؛ نه بهدلیل شرارت سازنده، بلکه بهدلیل دخالت در مسیری که بهطور طبیعی شکل نگرفته بود.
برای من، فرانکشتاین استعاره خلق مسیرهای مصنوعی و غیرطبیعی است؛ مسیرهایی که نه حاصل انباشت تاریخی، نه نتیجه تجربه اجتماعی، بلکه محصول مداخلهاند. مداخلهای شتابزده، بیرونی یا تحمیلی، که میخواهد جای «روند» بنشیند؛ بیآنکه به هزینهها و پیامدهایش بیندیشد. گاه با نیت قبلی و گاه با بیتدبیری.
تاریخ معاصر ایران، متأسفانه، سرشار از اینگونه مداخلات است. کودتای مرداد ۱۳۳۲، با نقش مستقیم سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا، یکی از روشنترین نمونههاست. دولتی که میتوانست، در مسیر تکامل دموکراتیک پیش برود، سرنگون شد تا نظمی جایش بیاید که دخالت مستقیم در یک سیر طبیعی بود و دوران سیاه و ساکتی را درپی داشت. تصویر آن سالها را میتوان در آثار بسیاری از جمله «زمستان» مهدی اخوان ثالث دید. پیامد آن کودتا فقط سقوط یک دولت نبود؛ تغییر مسیر تاریخ سیاسی ایران بود، مسیری که به دهههای اختناق، سرکوب و انباشت نارضایتی انجامید و به بهمن ۵۷ ختم شد.
پیشتر از آن، در دوره موسوم به «استبداد صغیر»، محمدعلی شاه قاجار برای حل بحران سیاسی داخلی، به نیروی خارجی متوسل شد و فرمان به توپ بستن مجلس را به افسر روسی، لیاخوف، سپرد. مسئله در اینجا فقط خشونت نبود؛ جایگزین کردن یک روند سیاسی–اجتماعی با زور عریان و مداخله بیرونی بود. نمونه دیگر، قرارداد ۱۹۰۷ میان روسیه تزاری و بریتانیا است که بدون حضور ایران، این سرزمین را به حوزههای نفوذ تقسیم کرد؛ تلاشی آشکار برای مهندسی آینده کشوری، بدون رضایت جامعه آن.
حتی در مواردی که تغییرات ظاهراً «مثبت» به نظر میرسیدند، چون از مسیر طبیعی نیامده بودند، هزینههای تاریخی سنگینی بر جا گذاشتند. اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم و تبعید رضاشاه پهلوی، گرچه به پایان یک دیکتاتوری انجامید، اما باز هم تاریخ سیاسی ایران را نه از درون، بلکه از بیرون تغییر داد. فراموش نکنیم که ایرانیها، حضور نیروهای متفقین را با جشن و سرور استقبال کردند، اما دخالت خارجی، هرگز ما را به سعادت نرساند.
این مداخلات پیدرپی، جامعهای را شکل داد که مسیر تاریخیاش را خودش شکل نداده است و خرد جمعی در آن غایب است. فرانکشتاینی که از تکههای بدن مردگان، در یک شرایط غیرطبیعی سربرآورده است. شاید نیت سازنده بد نبود، اما قصد همیشه نتیجه را تعیین نمیکند. ندانستن از چیزی که قرار است روی دهد، گرچه در ابتدا بیخطر به نظر میرسد، اما میتواند هیولا خلق کند.
ندانستن و فقدان پیشبینی چیزی که قرار است اتفاق بیفتد، نتیجه «فقر نظریه» است. دانستن کم تاریخ یا برداشت سطحی از آن. نگاه به تاریخ به مثابه جسم مرده، نه روایت زنده و پیشبرنده، دستکم گرفتن جامعهشناسی و علوم سیاسی، فلسفه و روانشناسی، ما را به فقر نظریه میرساند.
… و نکته آنست که فقر نظریه، به معنای «فقدان» نظریه نیست. اتفاقاً جامعه ما سرشار از حرف، موضع، شعار و تحلیلهای فوری است. مسئله، فقر است: فقر در عیق دیدن، فقر در چارچوبها و ساختارها و فقر در تبیین مسیر فکری.
یکی از ریشههای این فقر، ضعف مزمن آموزش علوم انسانی در ایران است. علوم انسانی، هم در نظام آموزشی و هم در فرهنگ عمومی، همواره تحقیر شده است. هنوز هم اگر کسی به سراغ جامعهشناسی، فلسفه یا علوم سیاسی برود، اغلب با این نگاه مواجه میشود که «نتوانسته» در پزشکی یا مهندسی پذیرفته شود. نتیجه، جامعهای است با متخصصان فنی بسیار، اما با ابزارهای تحلیلی اندک برای فهم سیاست و اجتماع.
در کنار آن، فقدان آموزش تفکر انتقادی نقش تعیینکننده دارد. در مدارس و دانشگاههای ایران، کمتر ( و شاید اصلا) به دانشآموز و دانشجو آموخته میشود که چگونه بپرسد، چگونه شک کند، و چگونه چیزی را صرفاً بهدلیل تکرار یا محبوبیت نپذیرد.
ادامه دارد👇
@civilizers
این روزها و پس از فاجعه دی ماه برای اولین بار است که پس از سرکوب یکی از اعتراضات با هر کسی که تماس می گیرم خبر از مرگ یکی از کسانی می دهد که به طور مستقیم یا غیر مستقیم او را می شناخته است. فرد مقتول یا یکی از اقوام، یا آشنایان، یا همسایه یا هم محلی ها بوده اند. اگر با کمی مسامحه همین قضیه در مورد سایر افراد مانند من نیز صادق باشد، آنگاه می توان نتیجه گرفت که ابعاد کشتار بسیار بزرگ بوده، چنانچه به هر سو می نگریم کشته ای را نزدیک به خود می یابیم به نحوی که پیشتر هرگز چنین نبوده است مگر در جنگ ایران و عراق. آن در هشت سال و این در چند روز.
@civilizers
شخصیت پرستی نه کم می شود و نه از بین می رود.
منصور خضاعی
برخی از انسانها به لحاظ زمینه های روانشناختی همواره باید به دیگری که قدرتمند تر است وابسته باشند، دیگری که بتواند بجای شان فکر کند و تصمیم بگیرد. این دسته از افراد در ساحت اندیشه همواره در وضعیت صغارت و کودکی باقی می مانند و حاضر نیستند مسئولیت ناشی از استقلال در حوزه تفکر را خود به عهده گیرند و بیشتر مایلند تا آن را به دیگران حواله دهند. این افراد از اینکه زیر سلطه فرد دیگری رفته و مطیع اوامر دیگران شوند هیچ ابائی ندارند.
در حوزه سیاست و امنیت چنین افرادی معمولا تحت سلطه یک دیکتاتور قرار می گیرند. برای آنها تفاوتی ندارد که این دیکتاتوری مذهبی یا غیر مذهبی یا حتی ضد مذهبی باشد. برای چنین افرادی ضرورت دارد که همواره شخصیتی را که تصور می کنند فرادست و نخبه و متفاوت است مورد پرستش قرار دهند. از نظر مریدان، دیکتاتور یا مستبدی که او را ستایش می کنند دارای صفات و ویژگی های مافوق انسانی است و لذا شایسته است که پرستیده شود. تمام نظریات و اعمال دیکتاتور در نگاه مریدانش، بی نظیر، یگانه و خالی از خطا و اشتباه است و کوچکترین نقد و ایرادی بدان تحمل نشده و با بدترین و رکیک ترین الفاظ و سخت ترین واکنش ها و گاهی تا سرحد مرگ روبرو می شود. مهم ترین کار مریدان همواره توجیه و درست جلوه دادن اعمال دیکتاتور است؛ عملکردهای خطا، فریب کارانه و شنیع دیکتاتور باید به ترتیب صحیح، انسانی و زیبا جلوه داده شده و برای بصیرت و شعور وی مرثیه ها سراییده شود.
انتقال از یک مستبد به مستبد دیگر هم عمل رایجی است و مکررا مشاهده شده، برای مثال کسی که پیشتر زیر بیرق یک دیکتاتور مذهبی سینه زده، پس از مدتی بدلایل معلوم یا نامعلوم ترجیح داده، زان پس شخصیت دیگری با صبغه غیر مذهبی را ستایش و پرستش کند و تمام مرثیه سرایی های پیشکش شده به مراد قبلی را یکجا و با قالبی جدید اما با همان محتوای قبلی تقدیم مستبد دیگر کند. برای این دسته از افراد شخصیت مورد ستایش اهمیتی ندارد بلکه نفس پرستش مهم است. آن ها همواره باید کسی را پرستیده و زیر بیرق او سینه زنند زیرا هویت شان با پرستش پیوند عمیقی خورده و غیر قابل انفکاک است.
شخصیت پرستی نه کم می شود و نه از بین می رود بلکه از شخصی به شخص دیگر منتقل می گردد.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
آیا شعار «جاوید شاه» نماینده اعتراضات ملی ایرانیان است؟
این مقاله میپرسد آیا شعار «جاوید شاه» میتواند نمایندهی اعتراضات ملی ایرانیان باشد یا به مانعی برای آیندهسازی بدل شده است. فرهاد مشکور نشان میدهد چگونه یک شعار، از ابزار بیان اعتراض به ابزار حذف، انحصار و سرکوب درونجنبشی تبدیل میشود. متن با رجوع تاریخی و فلسفی، این شعار را نشانهی چرخش به گذشته و کیش شخصیت میداند، نه زبان گذار و نهادسازی. نقدی صریح بر ازدسترفتن زمان سیاسی و فرصتی تاریخی برای ساختن آیندهای دموکراتیک و همهشمول.
https://www.radiozamaneh.com/876118/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
@civilizers
ایران و مسئلهٔ گذار: بازیگران واقعی، مداخلهٔ خارجی، و مسیر دشوار آزادی و دموکراسی
کاوه رستگار ـ آزادی و دموکراسی در ایران بهاحتمال زیاد نه سریع، نه کامل، و نه بیهزینه به دست خواهند آمد؛ بلکه مسیری دیرهنگام، تدریجی و ناقص خواهد داشت. نه منجی خارجی وجود دارد و نه قهرمان داخلی. مسیر واقعبینانه، فرسایشی و پرهزینه است، اما تنها مسیری است که با مختصات واقعی ایران همخوانی دارد. سیاست، اگر قرار است به آزادی منتهی شود، باید دوباره از دل جامعه ساخته شود؛ نه از طریق توهم، نوستالژی، یا نسخههای سادهانگارانه و احساسی.
کانال رادیو زمانه
@civilizers
جوانان، دانش آموزان، دانشجویان و حتی کسانی که به روایت حکومت تروریست های داخل مردم بودند، و خون شان خیابان ها را رنگین کرد، محصول پرورش در همین نظام پرورشی و تبلیغاتی بودند، پس به جای متهم کردن آنها انگشت اتهام را به سوی خود نشانه روید.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
در ارتباط با ایران
مابین منفعت پرستی نیروهای خارجی و خارج نشینی که بدنبال منافع شخصی و گروهی است از یک سو، و حاکمیت داخلی و منافع آن، از سوی دیگر، یک راه باریک وجود دارد که بطورمداوم از هر دوسو آماج حمله قرار می گیرد و آن راه باریک منافع ایران و مردم ایران است، این راه باریک که مرزهایش دائما با حمله از دوسو مغشوش می گردد اکنون برای اکثریت ما ایرانی ها کدر، گنگ و در پس انبوهی از ابرهای تیره قرار گرفته است، وظیفه هر ایرانی شرافتمندی در وضعیت کنونی، جستجو برای یافتن همین راه باریک، زدودن زنگارهای تیره از آن، مشخص کردن مرزهایش و پایداری و پیمودن آن راه باریک است. این مسیر صرف نظر از هر شخص، دسته، گروه، قوم و نژادی فقط به ایران و پایداری و ماندگاری این پهنه سرزمینی می اندیشد. اکنون و بیش از هر وقت دیگری مخاطرات وجودی در کمین و در پس گوش ما و نزدیک تر از آنچه بدان می اندیشیم قرار گرفته است.
@civilizers
دوستی یاد آور شدند تفائل آقای مسعود پزشکیان را از قرآن، در زمان ورود به ساختمان رییس جمهوری در روز اول شروع به کار . این آیه آمد:
قَالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيهَا جَمِيعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لِأُولَاهُمْ رَبَّنَا هَؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَكِنْ لَا تَعْلَمُونَ .
که در نشریات هم منعکس شد و او هم گفت بسیار بد فالی است. معنی آیه:
« گفت با امتهای جن و انس که پیش از شما بودهاند، وارد آتش شوید، هر زمان که امتی وارد شود، امت دیگر را لعنت میکند، تا هنگامی که همگی در آن گرد آیند، پیروانشان به پیشوایانشان میگویند: «پروردگارا، اینان ما را گمراه کردند، پس عذابی دو چندان در آتش به آنها بده.» خداوند میفرماید: «برای هر یک از شما عذابی دو چندان است، ولی شما نمیدانید.»
به این فکر افتادم که احتمالاً به این مطالب اعتقادی هم ندارند چون آن روز به شوخی گرفتند. حقیقتاً اگر من بودم از همانجا بر میگشتم. از فرهیختگان
محمدطبیبیان
@civilizers
حمله تند مجری سرشناس آمریکایی به سردرگمی پهلوی
نه شغلی، نه مدیریتی، فقط ۴۷ سال وعده؛ تو به دنبال "پول پول پول" هستی!
پاتریک بت دیوید:
مشکل اینجاست که دائماً موضع خود را تغییر میدهید؛ تمام چیزی که به آن توجه داشتید، رفتوآمد به میان خانوادهها و دغدغهات پول، پول پول بود...
@civilizers
تک نرخی کردن ارز و حذف ارز ترجیحی یعنی چه؟
منصور خضاعی
یعنی اختصاص نیافتن ارز ارزان دولتی به نهاده های دامی و انواع دانه های روغنی
یعنی گران شدن ناگهانی تخم مرغ، مرغ، گوشت، انواع روغن های مایع خوراکی.
در مرحله اول قیمت مواد خوراکی اصلی سبد خانوارها بشکل ناگهانی و یک باره افزایش می یابد، این افزایش ها می تواند از حدود بیست درصد تا چندین برابر در بازار رخ دهد. در این مرحله قیمت ها در حالت خوشبینانه خود را با نرخ ارز بازار دوم در بورس تهران تطبیق می دهند که اکنون در هنگام نگارش این مرقومه این نرخ حدود ۱۳۲ هزار تومان است، ولی در حالت کمتر خوش بینانه افزایش قیمت ها بر اساس نرخ دلار بارار آزاد است که اکنون حوالی ۱۴۷ هزار تومان است. لذا هر چه در بازار آزاد نرخ ارز رشد کند در پی آن نرخ ارز بازار دوم که حاصل ارز برگشت از صادرات است نیز افزایش خواهد یافت. این ارز همان است که توسط دولت به واردات نهاده های دامی و دانه های روغنی اختصاص می یابد و قرار است مبنای قیمت مرغ، گوشت، تخم مرغ و روغن در بازار باشد.
اما موضوع اینجا پایان نمی یابد. مشکل اصلی در کشور کمبود ارز است. وقتی ارز کم باشد و تقاضا زیاد باشد، بر اساس قانون عرضه و تقاضا نرخ ارز در بازار آزاد رشد کرده و بدنبال آن نرخ ارز بازار دوم که مبنای قیمت ارزاق اساسی است افزایش یافته و در پی آن قیمت خود این ارزاق مرتبا در بازار افزایش خواهد یافت. پس حد یقفی برای افزایش قیمت ها وجود نخواهد داشت. از سوی دیگر دولت قصد دارد این افزایش قیمت ها را با پرداخت یارانه نقدی یا بن خرید کالا جبران نماید، کمک هزینه ای که ثابت است در برابر قیمت هایی که مستمرأ افزایش می یابند. کمک هزینه ای که ابتدا قرار است هفت دهک یا بیشتر را دربرگیرد اما تجربه دوره احمدی نژاد در حذف یارانه ها و پرداخت مستقیم آنها به مردم پیشتر ثابت کرده است که این کمک ها پایدار نیست و هم در مقدار پرداختی و هم در پوشش کمی دهک های جمعیتی بصورت مستمر کاهش می یابد تا اینکه در نقطه ای بطور کامل قطع خواهد.
نتیجه چنین وضعیتی فقر روزافزون اقشار و طبقات مختلف جامعه در شرایط انفجار قیمت ها خواهد بود. دلیل این وضعیت تحریم های شدید اقتصادی است که دول غربی به سرکردگی آمریکا آن ها را اعمال کرده اند و هر روز بر شدت عمل و سختگیری ها افزوده و روزنه های نفوذ را بشکل نرم افزاری و سخت اقزاری مسدود می کنند. علت تحریم ها نیز خود به سیاست باز می گردد، سیاست های کلی جمهوری اسلامی در منطقه و جهان کشور ما را در برابر قدرت های مسلط جهانی قرار داده و کار را به نقطه رویارویی نهایی کشانده است. اکنون به سیاست تک نرخی کردن ارز برگردیم و بپرسیم آیا این سیاست محقق شده است؟ پاسخ ما خیر است. زیرا تک نرخی کردن ارز وقتی معنی دارد که در برابر هر میزان تقاضا دچار کمبود عرضه نباشیم. بهتر است نام این اقدام دولت را افزایش عامدانه نرخ ارز ناشی از خالی بودن خزانه بنامیم. بیچاره مردم که هم چوب تک نرخی کردن را می خورند و هم پیاز افزایش مستمر قیمت ها را.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
چگونه میتوان کسی را ترساند
که شکمش فریاد گرسنگی میکشد
و رودههای بچههایش از نخوردن
به پیچ و تاب در میآید؟
دیگر چیزی نمیتواند او را بترساند،
زیرا او بدترین ترسها را دیده است.
خوشه های خشم، جان اشتاین بک
فلسفه و جامعه شناسی
@civilizers
بهترین چیزها میانه حالان راست،
کاش من نیز از مردم میانه حال بودم.
دعای فوکولیدس، شاعر قرن ۷ پیش از میلاد، اهل ملطیه از یونان باستان.
منصور خضاعی
شعر بالا نقل شده از کتاب سیاست اثر ارسطو، دفتر چهارم، ص ۲۳۵ است و ارسطو این شعر را در ستایش طبقه متوسط از میان طبقات سه گانه جامعه نقل کرده است. ارسطو می گوید هر جامعه ای سه طبقه دارد؛ طبقه ثروتمند، طبقه فقیر و طبقه متوسط که این نوع اخیر اکثریت جمعیتی جامعه را تشکیل می دهد. اگر یک جامعه می خواهد حاکمیت سیاسی پایدار و مقبولی داشته باشد، کارگزارانش باید عمدتا از درون طبقه متوسط برخیزند. زیرا آن ها در خلق و خو، ثروت و دارایی و خرد از دیگران شایسته تر به تدبیر امور یک کشورند. کارگزاران این نوع حکومت ها بصورت انتخابی بر مصدر امور تکیه می زنند. ارسطو این نوع حاکمیت سیاسی را پولیتی یا جمهوری می نامد و آن را بر سایر انواع حکومت برتری و مزیت می بخشد.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
در ستایش دموکراسی
پس آشکار است که حکومت طبقه متوسط بهترین حکومتهاست زیرا تنها حکومتی است که از آشوب برکنار است. نفاق و انقلاب به کشوری که مردم طبقه متوسط در آن بسیار باشند کمتر راه مییابد، شهرهای بزرگ آرامتر و آسودهتر از شهرهای کوچکاند زیرا مردم متوسط در آنها بیشترند. در شهرهای کوچک مردم به دو گروه توانگر و تهی دست تقسیم میشوند و از طبقه متوسط نشانی نیست، به همین دلیل دموکراسیها امنتر از الیگارشیاند و دیرتر میپایند زیرا مردم میان-حال در آنها پرشمارهترند و از مناسب و احترامات بیشتر برخوردارند. همین که تهی دستان بر دیگران فزونی یابند و هیچ گروهی با آنان همسنگی نکند دموکراسی راه نیستی در پیش میگیرد.
کتاب سیاست، ارسطو، کتاب چهارم، در ستایش طبقه متوسط.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
ما هم رویایی داریم
پاسخ سعید مدنی به آصف بیات
«ما نیازمند گفتوگوی ملی دربارهی مفهوم، مبانی و مدلهای خاص دموکراسی هستیم تا از خلال آنها روایتی ملی دربارهی آیندهی ایران حول دموکراسی شکل گیرد. هرچه ابعاد روایت ملی دربارهی دموکراسی و سازوکارهای آن روشنتر شود، احتمال توافق و در عین حال ترسیم نقشهی راه بیشتر افزایش خواهد یافت.»
نشر آسو
@civilizers
نتانیاهو ایرانی می خواهد چندپاره، بدون دانشگاه و صنعت. با تولیدی در حدّ نفت و آجر. ارتشی در حدّ ژاندارمری. عین عراق و سوریهٔ. پتانسیل ایران بزرگتر از آنست که رها شود تا ازین خاکستر برخیزد. بعد نوبت ترکیه است. رویایِ #ابلیسِ_اورشلیم، تبدیلِ خاورمیانه به شکارگاهی اختصاصیست.
توئیتر محمد حسین کریمی پور
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers