تفاوت آیت الله سیستانی با آیت الله ما
عدنان الزرفیه، از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ چند دوره استاندار نجف بوده است.
میگوید: (آیت الله) سید سیستانی برای جمع آوری سلاحها مجبورم کرد که اول خانه خودش را بگردیم و بعد خانه سایرین را!
در تمام دوران استانداری، هیچگاه به من توصیهٔ دینی و یا امر بمعروف نکرد.
همیشه فقط سه چیز مشخص را از من میخواست:
حفظ امنیت،
خدمات اجتماعی،
رسیدگی به فقرا.
#فرهیختگان
انتخاب سوتیتر از جامعه مدنی
@civilizers
🔷💢 ادبار تدبیر و امید
در روز عید مبعث
🖋احسان شریعتی
🔸درخواست «انحلال» جمعیت دانشجویی امام علی توسط وزارت کشور دولت «تدبیر و امید»، هرچند مثل خبر یک «اعدام» تکاندهنده بود، دستکم دو خدمت کرد:
🔹نخست، معنای «تدبیر» را در نزد دولتهای «کارگزار» بهروشنی تعریف کرد و مصداق آنرا به نمایش گذاشت. منظور از تدبیر در اینجا همان تمهید اجماع و آشتی و مماشات میان حاکمان و مدیران در برابر جامعه و فعالین اجتماعی و مدنی است. در غیراینصورت، حکمت جلوگیری ازنضج و قوامیابی و منع شکلگیری فعالیتها و تلاشهای مدنی و صنفی، اعم از مددکاری اجتماعی، دفاع از محیطزیست، حقوق بشر، حقوق کارگران، اقلیتهای مذهبی و قومی، زنان، و..، چه میتواند باشد و چرا «تدبیر برادران برخلاف تقدیر رحمان» رقم میخورد؟
🔸این میزان از حساسیت نسبت به رشد و گسترش یک نهاد مدنی مستقل البته نشانگر درستی و موفقیت چنین خطمشی و روش کار اجتماعی است که در مرحلهای از رشد با سد انسداد و ایست استبداد مواجه میشود. و از آنجا که این رخداد مکرر و مزمن از سوی دیگر نشان میدهد که هرگونه فعالیت اجتماعی غیرسیاسی، اعم از فرهنگی، حقوقی، اقتصادی، و حتی انساندوستانه و خیریهای هم میتواند در معرض این تهدید و تدبیرهای سیاسی-امنیتی قرار گیرد، فرقی نمیکند که در کدام عرصه فعّال هستید. در همه حال با کار شما برخورد سیاسی میشود!
خدمت بزرگتر دیگر اما، نقطهی پایان گذاردن بر «امید»های واهی است. درست بههمان معنا که فیلسوفان وجودی زمانی میگفتند که «نومید شو!» تا به امکانات واقعی خود تکیه کنی. برخی از جوانان زیادامیدوار نسبت به توفیق اصلاحات و آن بخش از اقشار مردم که در انتخاباتهای قبلی به نامزدان این جبهه رأی دادهاند، ممکن است از این پس با مشاهدهی این اوضاع و اینگونه مواضع «مدیرومدبرانه»، آنهم درآستانهی انتخابات آتی مجریه، از اصلاحات حکومتمحور نومید شوند و پیام اینگونه اقدامها را بیفایده یافتن بازی مشارکت در انتخاب میان «بد و بدتر» تلقی کنند. روش و مشیای که برغم کسب دستآوردهایی تاکنون در مجموع ناکام مانده و به تغییروتحول موردنظر مردم و مصلحان، یعنی تغییرات اساسی و ساختاری، نیانجامیده است و از اینرو میبایست از این پس شیوهی دیگر و سومی میان دوگانهی اصلاح و انقلاب، به معنی رایج کلمات، را برگزید.
امروز، در عید مبعث، میبایست و میشایست که به این راه سوم («بعثت»، خودبرانگیختگی بنیادین اصلاحی-انقلابی) بیشتر اندیشید که همان کار آگاهیبخش ریشهای بینشی-منشی است و از دیگرسو، مقاومت خشونتپرهیز مدنی، با طرح مطالبات مشخص و ممکن الوصول برای بنبستشکنی و یافتن راه برونرفتی از بحرانهای تودرتوی پیشرو در جامعه، و البته پیگیری این مهم، نه تکرار کلامهای بارها شنیدهشده و نه تجربههای ناکام گذشته، که ابتکار و خلاقیتی دیگر میطلبد.
@civilizers
میراث احمدی نژاد برای اقتصاد ایران
《سال ۱۳۸۳ (سال هفتم دوره خاتمی) از نظر نرخ تورم و رشد اقتصادی بهترین سال در کل سالهای پس از انقلاب و سال ۱۳۹۱ (سال هفتم دوره احمدی نژاد) از این منظر بدترین سال بوده است. احمدی نژاد اقتصاد را در بهترین شرایط تحویل گرفت و در بدترین شرایط به دولت بعد تحویل داد.》
پوپولیسم ایرانی، دکتر علی سرزعیم
@civilizers
در باب چرخه معیوب انقلاب_استبداد_انقلاب در تاریخ ایران و پرهیز از تکرار آن
🔹 » ...خطری که امروز در جامعه وجود دارد این است که واکنشگری در صفوف ملت و منتقدین و روشنفکران به حد و شکلی غیراصولی بروز پیدا کند که نقضغرض شود و زمینهساز بازتولید وضع و نظم گذشته و همیشگی شود و به تعبیری «همه چیز زیر-و-رو شود تا هیچ چیز تغییر نکند»!...
احسان شریعتی
@Civilizers
سایر مشکلات مسکن مهر احمدی نژاد
⛔️یکی از مهمترین آموزه های جهانی این است که نباید در یک محل و منطقه و حتی یک ساختمان تمرکز فقرا صورت گیرد زیرا تمرکز فقر موجب ایجاد مراکز بزهکاری خواهد شد. در حالی که توزیع فقرا در مناطق مختلف شهر موجب ایجاد روابط اجتماعی میان طبقات مختلف جامعه می شود، امری که به کاهش فقر کمک می کند. تمرکز بخشهای ضعیف جامعه در ساختمانهای مسکن مهر زمینه بزهکاری و تشدید فقر را افزایش می دهد و خود عوارض اجتماعی متعددی ایجاد می کند که حل آنها، اگر اصولاً قابل حل باشند، هزینه و زمانی طولانی طلب خواهد کرد.
⛔️اگر از زاویه زیباییشناسی هم به این طرح بنگریم در خواهیم یافت که زشتی و پلشتی خانه های مسکن مهر تا چه حد آزار دهنده اند. خانه های مسکن مهر تا سالها باقی خواهد ماند و نماد بی سلیقگی در شهرسازی، طراحی شهری و معماری قلمداد خواهد شد و سهم قابل توجهی در نازیبا ماندن بافت شهری ایران ایفا خواهد کرد.... نازیبایی مسکن مهر قطعاً سهمی در فقدان آرامش ساکنان خواهد داشت.
از کتاب پوپولیسم ایرانی، علی سرزعیم
@Civilizers
باور نداشتم که زنی بتواند
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن
دارم از یک شهر حرف میزنم!
تو سرزمین منی!
صورت و دستهای کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شدهام
و همانجا میمیرم!
نزار_قبانی
روز زن بر تمامی زنان فداکار سرزمینم مبارک 🌹🌹🌹
@civilizers
دکتر علی سرزعیم در کتاب پوپولیسم ایرانی درباره یکی از مشکلات مسکن مهر چنین می گوید:
فقدان امکانات عمومی: فرق خانه با انبار در این است که زیستن در خانه منوط به بهره مندی از امکانات عمومی نظیر نزدیکی به مدرسه، وجود امنیت به واسطه وجود مراکز پلیس، وجود آتشنشانی، دسترسی به پزشک و بیمارستان، دسترسی به مراکز خرید و سهولت دسترسی به مراکز تفریحی و ورزشی است. دولت در حال حاضر منابع مالی برای تکمیل واحدهای مسکن مهر را به سختی تامین می کند چه برسد به اینکه بخواهد امکانات یادشده را نیز تامین کند. طبیعی است که ساکنان این خانه ها مطالبات خود را در سال های آینده نیز ادامه خواهند داد و دولت در آینده مجبور خواهد شد بارمالی تامین این امکانات را بر دوش بگیرد. اینکه تا چه زمان این امر طول بکشد یک موضوع است و اینکه منابع صرف شده در این کار به هزینه اجرا نشدن طرح های مفید عمرانی برای کل جامعه فراهم خواهد شد موضوعی دیگر. اگر مقایسهای میان شهرک اکباتان که قبل از انقلاب ساخته شده و مسکن مهر که اخیراً ساخته شده است صورت دهیم متوجه می شویم که چگونه طراحی شهرک اکباتان که چهل سال پیش صورت گرفته از طراحی مجتمع های مسکن مهر به مراتب بهتر و پیشرفته تر است. طراحی مناسب شهرک اکباتان آن را هنوز به مکانی جذاب برای زندگی نسبتاً همراه با آسایش بدل کرده است، اما مسکن مهر فاقد کلیه عوامل ایجاد آرامش و آسایش است. جالب اینجاست که خود احمدینژاد هم به مناسب نبودن این خانهها اذعان داشته و مسکن مهر را کاری فوری و ضربتی عنوان کرده است.
@Civilizers
دکتر علی سرزعیم در خصوص بحران هسته ای و تحریم های سخت شورای امنیت که احمدی نژاد در دوره ریاست جمهوری خود ایجاد کرده بود چنین می نویسد:
«ظاهرا آخرین تلاش احمدی نژاد برای حل بحران هسته ای و جلوگیری از تشدید بحران در مذاکراتی بود که با میانجی گری ترکیه و برزیل انجام گرفت. در آن مقطع، احمدی نژاد تمام تلاش خود را کرد تا با اعطای برخی امتیازات، بحران هسته ای را مهار کند. اما دو عامل موجب شد این تفاهم در نهایت اجرایی نشود. از یک سو، آمریکا، چون در مذاکره نبود، کوشید توافق پیشنهادی را وتو کند. این امر بار دیگر نشان داد که احمدی نژاد درک درستی از مناسبات قدرت در نظام بین الملل نداشته و به اشتباه تصور می کرده است که می تواند از طریق توافق با قدرت های متوسط مسئله را حل کند. از سوی دیگر، در داخل کشور نیز با تشدید شکاف میان احمدی نژاد و اصول گرایان ایده ی پیشنهادی او برای توافق پذیرفته نشد و اجماع روی این راهکار ایجاد نشد. به این ترتیب، معضل تحریم پیچیده تر و محاصره اقتصادی ایران تنگ تر شد.»
پوپولیسم ایرانی، ص ۲۶۱
@civilizers
جامعه روشنفکریِ حال حاضر از دُرون پوک است، نسلی ژلهای که تنها توزیع میکند نه تولید، متحّول نمیکند بلکه منتظر تحّول است.
تحّول اگر "بجوشد" و بخواهد بالا بیاید کسی نمیتواند صدايش را خفه كند. حال در درون جوششی نیست. سماوری "غُل غُل" نمیکند. جنّمى، جدّیتی، تفکّری، ایدهای، تمرکزی، آغازی و در نهایت "دستاورد کیفی ای" که از غُل خوردن شرایط "شیرابه ای" به شمادست آید وجود ندارد.
دوران دوران بی دستاوردی است و نیروها خودشان را در ویترین روزگار جای دادهاند و در تيپيكِ نوستالژيک خودشان غرق شدهاند و از مردم هم فرسنگها فاصله گرفتهاند. در حقيقت اين جامعه، جامعهای خرده خاكِ شيرى است و متشكل از پرگارى است كه خودِ فرد مدارش است و جالب است كه به تعداد افراد هم پروژهِ فردى تعريف شده است...″
سخنرانى شادروان هدى صابر از سلسله نشستهاى«باب بگشا»
@Tafakkor
@civilizers
مهمّترین فصلِ تاریخِ فکرِ یک قوم، فکرِ معترض است، یعنی فکری که رام یا مرعوبِ قدرت نیست، و میکوشد تا خود را از جریانِ بادِ موافق که همواره از جانب دستگاهِ قدرت وزانده میشود مستقل و بینیاز نگه دارد.
آواها و ایماها
دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
@Tafakkor
حتی خود جباران نیز منکر این نیستند که آزادی چیز باشکوهی است.منتها آنان آزادی را فقط برای خود می خواهند و مدعی اند دیگران به هیچ وجه لیاقت آزادی را ندارند.
پس، تفاوت بر سر اعتقاد یا بی اعتقادی به آزادی نیست،تفاوت بر سر احترام به انسان هاست.
تمایل هر کس به حکومت استبدادی با میزان تحقیر کشور و هموطنانش رابطه ای دقیق دارد.
الکسی دو توکویل
@Tafakkor
@civilizers
💢 وَظیفه حکومت یک کشور
به بهشت بُردن مردم نیست...
بلکه استفاده صَحیح
از منابعِ کشور
جهت رفع فَقر و ایجاد رفاه
برای شَهروندانش است...
#دکتر_مصدق
@civilizers
#برگی_از_تاریخ
فضای بعد از شهریور 1320 و بعد از تبعید رضا خان آبستن تحولات بسیار زیادی بود; دکتر محمد مصدق پس از 16 سال تبعید ناخواسته بدست رضاخان از سیاست, با اصرار هواداران خود تصمیم به بازگشت به سیاست گرفت, او در بخشی از نطق دردناک خود از تریبون مجلس در زمان تایید اعتبارنامه سید ضیا الدین طباطبایی دور 14 مجلس شورای ملی چنین گفت:
بخش سوم:
در آخر دوره ششم که انتخابات دوره شروع شده بود و دولت مداخله میکرد توسط مرحوم تیمورتاش از شاه(رضا شاه) وقت ملاقات خواستم و اظهار نمودم که اگر دولت میخواهد برخلاف مصالح مملکت اقدام کند و قراردادی منعقد نماید مثل اینکه وثوق الدوله از نظر گذشتن قرارداد(برای تصویب قرار داد) در انتخابات دوره چهارم مداخله کرد. البته انتخابات دوره هفتم هم باید آزاد نباشد. ولی اگر شاه مقصودی غیر از صلاح مملکت ندارند خوب است که در انتخابات مداخله نکنند تا نمایندگان حقیقی مملکت به مجلس وارد شوند و از مصالح عمومی دفاع نمایند. شاه، تیمورتاش را خواست و از او سؤال کرد که مگر در انتخابات مداخله میکند! جواب داد نه. پس از آن گفت: «دکتر مصدق را قانع کنید که جعلیات را تکذیب کند». در اتاق تیمورتاش از انتخابات تهران که دخالت دولت اظهر منالشمس بود مذاکره شد، چنین اظهار نمود که در حضور اعلیحضرت غیر از آنچه گفتم چیز دیگری نمیتوانستم بگویم، بیایید با هم صلح [سازش] کنیم و پست مشترکی که شش نفر از دولت و شش نفر از ملّت باشند (مدرس، مشیرالدوله، مستوفی الممالک، مؤتمن الملک، تقیزاده، دکتر مصدق) ترتیب دهیم و قضیه را به این طریق حل نماییم. چون راه حلی که مرحوم تیمورتاش پیشنهاد نمود با نظر من که آزادی انتخابات بود تطبیق نمی کرد، انتخابات به همان طوری که دولت میخواست جریان خود را طی کرد. معروف است که بعد از خاتمه انتخابات مرحوم مدرس از رئیس شهربانی وقت پرسید که در دوره ششم من قریب ۱۴ هزار رأی داشتم در این دوره اگر از ترس شما کسی به من رأی نداد پس آن رأیی که من به خودم دادم، کجا رفت؟ این است مختصری از تفصیل انتخابات آن دوره و ادوار بعد، طرز ورود آقا بعد از ۲۲ سال به ایران و اینکه فوراً از یزد انتخاب شدند. ثابت میکند که آقا(سید ضیا الدین طباطبایی) برای کاری مأمور هستند. بسیار جای تأسف است که وعده های سهیلی و تدین راجع به عدم دخالت در انتخابات لباس عمل نپوشید. در هر کجا هم که تحت نفوذ واقع نشدند(پستی نگرفتند), انتقادات بسیار نمودند و ناموس مملکت را به باد دادند.
@civilizers
#برگی_از_تاریخ
فضای بعد از شهریور 1320 و بعد از تبعید رضا خان آبستن تحولات بسیار زیادی بود; دکتر محمد مصدق پس از 16 سال تبعید ناخواسته بدست رضاخان از سیاست, با اصرار هواداران خود تصمیم به بازگشت به سیاست گرفت, او در بخشی از نطق دردناک خود از تریبون مجلس در زمان تایید اعتبارنامه سید ضیا الدین طباطبایی دور 14 مجلس شورای ملی چنین گفت:
بخش اول:
از دوره هفتم تقنینیه(مجلس) که من از سیاست دور شدم، قریب ۱۶ سال میگذرد که اغلب در احمدآباد از دهستان ساوجبلاغ به فلاحت مشغول و خیالم ناراحت و از آتیه خود بینهایت نگران بودم و گاه میخواستم که با پای خود به زندان قصر بروم و در آنحا روحاً و جسما هر دو مقید(دربند) بمانم تا اینکه در پنجم تیرماه ۱۳۱۹ بدون جهت و دلیل مرا چند روز در زندان موقت تهران محبوس و از آنحا به زندان بیرجند انتقالم دادند. در عرض راه و در زندان دو مرتبه اقدام به خودکشی نمودم و پس از شش ماه تحمل سختی و مشقت از آنحا مرا به احمدآباد آوردند و تحت نظر مأمور شهربانی بودم تا شهریور ۱۳۲۰ که تمام مقصرین سیاسی(زندانیان سیاسی) خلاص شدند. حکم آزادی من هم رسید و تصمیم گرفتم که در همانحا بمانم و در سیاست مداخله ننمایم. انتخابات این دوره که شروع شد به من نوشتند که دوری از اوضاع صلاح نیست، اگر اهل تهران در هفت دوره اخیر نتوانستند به من رأی بدهند در عقیده خود باقی هستند و چون میگویند انتخاب دوره ۱۴ تقنینیه(مجلس) آزاد است، میتوانند اعتماد خود را به من اظهار نمایند. درد این است که از خدمت سرباز زنم و باز در کنج عزلت و انزوا بمانم. اگر امور اجتماعی خوب نباشد امور انفرادی هم بد میشود، پس لازم است که اول هر کس در اصلاح جامعه بکوشد و بعد امور انفرادی را اصلاح نماید. در مقابل این منطق، نتوانستم جوابی بدهم و مردد بودم که چه تصمیمی اتخاذ کنم. چنانچه قبول نمیکردم، میگفتند همه چیز این اشخاص از این مملکت و از این مردم است و امروز که موقع خدمت است خودخواهی مانع است که قبول خدمت کنند، حالا هم که قبول کرده ام نمیدانم که با این اوضاع چه خدمتی میتوانم بکنم. اگر حرف حساب در این مجلس اثر نکند و اگر ما در سیاست عالیه مملکت آزاد نباشیم چون(چرا) من عرض خود را ببرم و زحمت آقایان را فراهم نمایم.؟
@civilizers
انالله و اناالیه راجعون
پیامی از آیت الله محمود امجد
متاسفانه در این ایام محنت بار که بر مردم بیپناه ایران میگذرد اخبار تلخی به گوش میرسد که اگر ذره ای انسانیت و غیرت در وجود ما باشد، جا دارد از شنیدن آن جان دهیم و اینجانب در عجبم از کسانی که لباس روحانیت شیعه به تن دارند و در مقابل این مظالم و معاصی آشکار، سکوت اختیار کردهاند و بلکه با قول و فعل خود، تشویق و تأیید میکنند.
آقایان علما !
آیا جریانات پرونده مرحومه زهرا اسماعیلی و از آن شرم آورتر نحوه اجرای حکم ایشان براي هیچیک از شما شبههای هم ایجاد نکرد؟! خبری که وکیل ایشان با به خطر انداختن جان و حیثیت خود ما را از آن مطلع کرد، هیچ قابل اعتنای شما هم نبود؟!
آیا مرگ یک جوان درویش که سالم به زندانهای این نظام رفته و به آن وضع فجیع، بدون حق ملاقات برای مادر و همسر بیپناهش، و فشار و دسترسی نداشتن به درمان، کارش از زندان به مرگ کشیده شد، قابل یک استیضاح و تذکر و یا حتی همدردی شما هم نبود؟!
چگونه است که آقایان خود را خادم امام زمان عجل الله تعالی فرجه میدانند و چشم خود را بر کشته شدن کولبران بینواى کردستان و سوخت بران مستمند سیستان میبندند ؟! آیا اینها برادران ما نیستند که از فرط فقر و بیکاری و تبعیض برای تأمین معاش عائله خود تن به این قبیل کارهای پرخطر دادهاند ؟!
آیا استغاثه مولوی عبدالحمید که یک عالم محترم اهل سنت است، سزاوار پاسخ نیست؟!
آیا با این بی آبرویی ها و اشتباهات و هوی پرستیها جا ندارد لااقل خواهان الغای مجازات اعدام باشیم؟ آیا مردم حق ندارند از ما بپرسند این چگونه دین و مذهبی است که جان انسان و ستم بر او این همه بیارزش است ؟!
آقایان ! گویا باور کردهایم و بلکه یقین داریم که خدایی و قیامتی درکار نیست وگرنه فکری میکردیم که در پیشگاه خداوند و روز حساب پاسخی برای این سکوتها و توجیهگریها و عافیت طلبیهای ذلیلانه نداریم و همانگونه که امروز شرمسار خلق خدا هستیم فردای قیامت نصیبی جز سرافکندگی نزد خدا و رسول نخواهیم داشت.
والسلام
محمود امجد
استراسبورگ
ششم اسفندماه یکهزاروسیصدونودونه
🖍شیخ اجل، سعدی می گوید:
📌من جرّب المجرّب حلّت به النّدامه📌
آن کس که بخواهد امور تجربه شده را باز تجربه کند، پشیمان خواهد بود.
گویا در انتخابات ریاست جمهوری سال هزار و چهارصد، حاکمیت قصد کرده یک انقلابی جوان چون محمود احمدی نژاد را بر تخت ریاست جمهوری بنشاند.
تکرار مصرانه تجربیات غلط گذشته تا سر حد مرگ و ویرانی، بخشی از تاریخ انکار ناپذیر ماست.
@civilizers
دولتی ضعیف یا دولتی با مقامات فاسد نظیر دولتهایی که در آنها فرد نمیتواند امید چندانی به حفاظت از حقوقش از سوی مسئولین داشته باشد، تاثیر بسیار ویرانگری بر اعتماد کلی در آن کشور دارد.
و همین نوع از اعتماد است که بر تنهایی میتواند تاثیر چشمگیری داشته باشد.
آرنت به درستی میگوید که رژیمهای توتالیتر تنهایی را در سطح جمعیت به وجود میآورند. توتالیتاریسم فضای اجتماعی و معاشرتی را ویران میکند.
ارسطو میگوید: در جوامع استبدادی دوستی فقط به میزان بسیار کوچکی میتواند وجود داشته باشد حال آنکه در دموکراسیها دوستیها دامنه بسیار گستردهتری دارند.
فلسفه تنهایی، لارس اسونسن
@civilizers
مقایسه مهم آمار اشتغال دولتی در پایان دولت خاتمی با پایان دوره احمدی نژاد.
تنها در وزارت نفت تعداد کارکنان از ۶۰ هزار نفر در سال ۱۳۸۴ به حدود ۱۲۰ هزار نفر در ۱۳۹۲ رسید....و در نهاد ریاست جمهوری تعداد کارکنان ۱۶۲۴ نفر در سال ۱۳۸۴ به ۳۹۲۳ نفر در سال ۱۳۹۲ افزایش یافت. اینگونه افزایش غیر منطقی تعداد کارکنان باعث تحمیل بار مالی سنگینی بر کشور می گردد که تنها راه تامین آن کم کردن از بودجه های عمرانی برای تامین بودجه جاری کشور است. در نتیجه در چنین شرایطی دولت منابع کافی مالی برای استخدام پیمانکاران برای تکمیل طرح های عمرانی مانند جاده سازی، پل سازی، ساخت بیمارستان و غیره نخواهد داشت و در نتیجه کسانیکه با اجرای این طرح ها می توانستند کار بیابند، از یافتن کار محروم شده و بی کار خواهند ماند. حال باید قضاوت کرد که کدام اشتغال در جامعه بهتر است؟
اشتغال ناشی از افزودن کارمندان دولت یا اشتغال ناشی از تعریف طرح های ملی؟
بسیاری از کسانیکه هم اکنون در استخدام دولت هستند در واقع هیچ کاری برای انجام دادن ندارند اما حقوق و مزایا دریافت می کنند که اصطلاحا به آن پدیده بیکاری پنهان می گویند.
@civilizers
🔹ما با اختیار کردن سکوت و امید بستن به اینکه قربانیان بعدی همسایگانمان خواهند بود و نه ما، آسانترین راه را انتخاب کردیم. ما حالا حتی به دشواری میتوانیم تشخیص دهیم در بین ما چه کسانی با سکوت خود در جنایتهای رژیم شریک بودند و چه کسانی صرفا در صدد نجات جان خویش بودند.
امید علیه امید
نادژدا ماندلشتام
مترجم: بیژن اشتری
@Civilizers
آنچه یک رژیم دیکتاتوری را برای مردم خطرناک می کند این است که در یک رژیم دیکتاتوری تمام عمال حکومت، حتی دون پایه ترین آنها دیکتاتور می شوند و دست تعدی بسوی جان و مال مردم دراز می کنند و هیچکس هم نمی تواند جلوی ستمگری دیکتاتورهای کوچک را بگیرد.
@kharmagaas
@Civilizers
مونتسکیو
از روز زن تا روز زن
حدود 110 سال است که روز زن در جهان، هشتم مارس است. در ایران، روز زن زادروز حضرت زهرا(س) است. تفاوت اصلی میان روز زن در جهان و ایران، مناسبت تاریخی آن نیست. تفاوت اصلی در نوع برگزاری آن در ایران و جهان است. روز زن در جهان، فرصتی است برای بازنگری وضعیت زنان در حوزههای حقوق و توسعه(بهداشت زنان، اشتغال زنان، قوانین مدنی مربوط به زنان و...) و آمارهای جهانی دربارۀ زنان کارگر، بیسرپرست، خیابانی و خشونتدیده، و هر مسئلهاي كه به جنسیت ربط دارد. در اکثر کشورهای جهان، در روز هشتم مارس، کارشناسان مینشینند و دربارۀ اين مسائل گفتوگو میکنند و هشدار میدهند و از راهحلها میگویند.
دیشب و امروز که تلویزیون ایران را میدیدم، جز متنهای ادبی و شعر دربارۀ زن و مادر نشنیدم؛ بگذریم که متنها یا تکراری بودند یا سطحی و شعاری. موضوع متنها هم یا عفاف بود یا فداکاری زنان. اگر کسی از خارج به ایران بیاید و رسانههای ما را ببیند، نمیپرسد که مگر زنان ایرانی چه میکنند که رسانههای رسمی کشور، صبحتاشب آنها را به عفت و عفاف دعوت میکنند؟ چه اتفاقی افتاده است که عفت و بیعفتی، مسئلۀ نخست زنان ایران در رسانههای رسمی شده است؟
رضابابایی
@civilizers
ساسی چگونه الکسیس را جای سمیه نشاند؟
مقصر ساسی مانکن نیست. تحلیل تتلو از همه متنهایی که خواندم دقیقتر بود: بچهها اینجا هم یاد نگیرند جای دیگر یاد میگیرند. در جامعه مدرن شما نمیتوانید جلوی تولید چیزی را بگیرید. همه این استراتژیهای سلبی و ملامتگر، ناسزاها و ریپورتکردنها به تبلیغ بیشتر ساسی منجر میشود. در جامعهای که نمیشود کار فرهنگی ایجابی کرد جای خالی اصغر فرهادی ها و جمعیت دانشجویی امام علی ها را ساسیها و مانکنها پر میکنند.
بریده از نوشته مرتضی کریمی
@civilizers
همزیستی در میان مردم سنتی و مدرن چه زمانی میسر می شود؟
تا وقتی که بخش های مدرن جامعه بخش های سنتی را عقب مانده و بخش های سنتی جامعه غیر خود را منحرف بداند و هر دو گروه درصدد تحمیل دیدگاه های خود بر کل جامعه باشند، این همزیستی میسر نخواهد شد. این امر محقق نمی شود مگر آنکه احترام به «دیگران» در همه بخش های جامعه فراگیر شود.
پوپولیسم ایرانی، علی سرزعیم
@civilizers
کارل یاسپرز در مقالهاش موضوع "گناه سیاسی" را مطرح کرد: همه اعضای جامعه مسئول شیوه حکومت جامعهاند و هر کس که از این مسئولیت مدنی شانه خالی کند در «گناه سیاسی» حکومت شریک و مقصر است. هانا آرنت در نهایت به کسانی پرداخت که حتی با وجود خطر مرگ، از همکاری، تسلیم و سکوت در برابر جنایات حکومت خودداری کردند. آرنت تأکید میکند که این افراد ضرورتاً تحصیلکرده نبودند یا بینش فلسفی نداشتند: پیش شرط اینگونه داوری هوش بسیار زیاد یا تجزیه و تحلیل پیچیده مضامین و مفاهیم نیست بلکه صرفاً استعداد رویارویی بی پرده با خویش است یعنی گرایش به درگیر شدن در گفتگویی بی صدا میان من و خودم، گفتگویی که از زمان سقراط و افلاطون معمولاً آن را تفکّر مینامیم. آنان که مستعد اندیشیدناند، اهل تردید و شکاند، در مسایل دقت و ریزبینی دارند و شخصاً تصمیم میگیرند، در چنین هنگامههایی اخلاقی عمل میکنند.
جنون قدرت و قدرت نامشروع
دکتر محمدرضا سرگلزایی
@tafakkor
@civilizers
زنبورها احتیاجی به وکیل ندارند،
چون خطرِ فراموش کردن یا
نقضِ قانون اساسی کندو وجود ندارد...
ملکه غذای نظافتچیان را با دوز و کلک
از چنگشان درنمی آورد و
آنها هم هرگز برای حقوق بیشتر
اعتصاب نمی کنند...
اما اینها، کارِ همیشگی انسان است....
📗 انسان خردمند
🖌یووال نوح هراری
@civilizers
عملکرد نئولیبرالیسم را بشناسیم(1)
نئولیبرالیسم یعنی اینکه دولت برای یک سازمان غیردولتی که متعلق به کارگران و بازنشستگان است (سازمان تامین اجتماعی) مدیر انتخاب کند و صاحبان این سازمان غیردولتی (کارگران و بازنشستگان) را مجبور به پذیرش سیاست های ضدکارگری خود کند. بعد به این مدیران بی عرضه ای که انتخاب کرده است از اندوخته های کارگران و بازنشسته ها حقوق های چند ده میلیونی و پاداش های چند صد میلیونی و وام های میلیاردی بدون بازگشت بدهد. بعد بگوید کارخانه هایی که این مدیران بی عرضه مدیریتش می کنند ضرر می دهد و تامین اجتماعی هم ورشکسته شده است.
از کانال دانش و کارگر
@civilizers
در زمانه ای که بسیاری از روزنامه ها و مجلات و کتابهایی که به اسم فرهنگ و هنر و ادبیات چاپ و روانه دکه روزنامه فروشی ها و کتاب فروشی ها می شود حتی ارزش یکبار تورق کردن هم ندارد و فقط به درد سبزی فروشی های دوره گرد خیابان ها و شیشه پاک کردن خانه تکانی های اسفند ماه می خورد، مجله بخارا حقیقتا از جمله نشریاتی است که در این بیش از دو دهه و صد و چهل شماره از جنس مجله سخن که به مانند آن هر شماره اش کتابی ارزشمند است، بخشی از بار سنگین تکریم و معرفی و شناساندن فرهنگ و ادب و هنر این سرزمین را به دوش کشیده است.
علی دهباشی سردبیر این نشریه حالا به ویروس کرونا مبتلا شده است و در بستر بیماری است. برای علی دهباشی آرزوی سلامتی می کنیم و امیدواریم که به زودی از بستر بیماری برخیزند، چرا که ایران امروز برای پایدار ماندن و بالیدن و شکوفایی خود بسیار بیشتر از هر سیاستمدار و سلبریتی به امثال دهباشی نیاز دارد. دهباشی که فارغ از هوچیگری و حاشیه پردازی با تمام توان و تعهد وظیفه سنگین پاسداشت و حراست از تاریخ هنر و فرهنگ این سرزمین را برعهده گرفته و چندین دهه از حیات پربار خود را صرف آن کرده است.
@kharmagaas
#برگی_از_تاریخ
فضای بعد از شهریور 1320 و بعد از تبعید رضا خان آبستن تحولات بسیار زیادی بود; دکتر محمد مصدق پس از 16 سال تبعید ناخواسته بدست رضاخان از سیاست, با اصرار هواداران خود تصمیم به بازگشت به سیاست گرفت, او در بخشی از نطق دردناک خود از تریبون مجلس در زمان تایید اعتبارنامه سید ضیا الدین طباطبایی دور 14 مجلس شورای ملی چنین گفت:
بخش دوم:
معروف است که در استبداد صغیر مشیرالسلطنه، صدراعظم محمدعلی شاه به مردم گفت: شاه مجلس را مرحمت میکنند(مدارا می کنند) با این شرط که وکلا(نمایندگان) در سیاست دخالت ننمایند، اگر غرض از مجلس آن است که وکیل مانع جریانات شود و با هر چه پیش آید بسازد و دم فرو بندد، نه من تصور میکنم که تمام آقایان همچون وکالتی را نخواهند و قبول ننمایند و اگر وکیل آزاد است و میتواند در مصالح عمومی نظریات خود را اظهار کند وقتی که مصالح عمومی در پیش است از هیچ چیز نباید ملاحظه نماید و باید همه چیز خود را برای خیر و صلاح وطن بخواهد. اگر وطن پرستی بد است چرا دول بزرگ هر چه خوب است برای وطن خود میخواهند و اگر دموکراسی خوب نیست چرا این رژیم را به تمام معنا در ممالک خود اجرا مینمایند. اگر آزادی جراید مضر است، چرا در آن ممالک متعرض جراید نمیشود. اگر اخلاق خوب مستحسن(پسندیده) نیست، چرا در هر کجا که نفوذ دارند برای توسعه نفوذ خود مشوق مردمان بد اخلاقاند. مردمان با اخلاق کسانی نیستند که برخلاف مصالح جامعه قیام کنند. آنها کسانی نیستند که نیک و بد را با هم بسوزانند و از حیثیات هموطنان خود بکاهند. با کسی غرضی ندارند. میگویند آنچه را که باید در نفع جامعه بگویند. امیدوارم که ما نمایندگان دوره ۱۴ پیروی این اصل باشیم و ثابت کنیم که ملت ایران طالب استقلال است و آن را به هیچ قیمتی از دست نمیدهد. ملت میخواهد که خارجی از این مملکت برود و در امور مطلقاً دخالت نکنند و انتظار دارد که لفظاً و معناً استقلال او را محترم شمارند.
استبداد صغیر: دوره استبداد محمد علی شاه قاجار فرزند مظفرالدین شاه
@civilizers
سپیده جدیری
رسانههای فارسی زبان و شبکههای اجتماعی، سالهاست که با مبلّغان این دست سیاستهای نئولیبرالیستی اشباع شدهاند چرا که گردانندگان آنها خود جزء سرمایهدارانی هستند که از همین سیاستها سود برده و به مدد و بر پایهی همین سیاستها نیز رسانه یا شبکهای اجتماعی راه اندازی کردهاند. رویکرد رسانههای جریان اصلی (فرقی نمیکند در ایران مستقر باشند یا خارج از آن)، در قبال دغدغههای کارگران، جز زمانهایی که اعتراضات خیابانی یا اعتصابی در کار باشد، معمولا سکوت بوده است و هدف آنها از این اعتراضها را که لغو خصوصیسازی و جلوگیری از اجرای سیاستهای نئولیبرالیستی بوده است، به ندرت به گوش کسی رساندهاند. شبکههای اجتماعی نیز از آنجا که از ابتدا ساز و کارهای ناعادلانهای را برای خود تعریف کردهاند، طبعا بیشتر، حواشی و جنجالهایی را که خود، تولید سلبریتی میکند یا برساختهی سلبریتیهاست، در معرض دید گذاشتهاند، تا دغدغههای طبقهی کارگر را. اینجاست که صدای کارگری مانند اسماعیل بخشی هرچقدر هم در اعتراض به سیاستهای ضدکارگری گلوی خود را پاره کند و حتی بابت شرکت در اعتراضات کارگران هفتتپه زندانی و شکنجه شود، باز هم کمتر از مجری برنامهای تلویزیونی که عملا در کار تبلیغ همان سیاستهاست، شنیده خواهد شد. فراموش نکنیم که نوآم چامسکی دربارهی نحوهی پیاده کردن این نوع سیاستها در جوامع آسیبپذیرتر چه گفته بود.
@civilizers
کیست مولا آنکه آزادت کُنَد
بندِ رقیّت زِ پایت بر کنَد
▪️ستایشی که مولانا از حضرت مولی المَوالی امام علی بن ابی طالب در مثنوی شریف دارد، علی التَّحقیق بالاترین نمونهٔ مدیح آن حضرت در تاریخِ ادبیاتِ جهانِ اسلام است.
ما غالباً نمیاندیشیم که حجم نود و نُه درصدِ مدایح آن حضرت مقداری وصف چشم و ابروی معشوق خیالی و موهوم است یا اغراقهای آزاردهنده.
مدیح حضرت، بدان زیبایی و ژرفی که مولانا از آن سخن میگوید نه در فارسی و نه در عربی، در هیچ جا، دیده نشده است.
محمدرضا شفيعی كدكنی
غزلیات شمس تبریز، جلد اول، ص ۴۵
فرهیختگان
@civilizers