3396
دارای نمایندگی در شمال /غرب/شرق تهران برگزار کننده دوره مکالمه زبان بدون کتاب به صورت حضوری ومجازی تلفن تماس 02122641523 02188851250 ارتباط با استاد حلاج زاده 👇👇👇👇👇👇👇 @Alihallajzadeh اینستاگرام👇👇👇👇👇👇 book_free_conversation https://www.instagram.co
Sulk /sʌlk/
یعنی با ناراحتی و دلخوری گوشهگیر شدن و عمداً کمحرف یا بیحرف بودن؛ معمولاً حالت کودکانه یا لوسگونه هم میتواند داشته باشد.
He’s sulking.
قهر کرده و توی خودش رفته.
Stop sulking!
بس کن دیگه، قهر نکن!
She’s been sulking all day.
تمام روز قهر کرده و اخمو بوده.
Why are you sulking?
چرا قهر کردی؟
📌 Sulk هم فعل است و هم اسم:
He’s in a sulk.
قهر کرده / توی حالت قهره.
Don’t sulk.
قهر نکن.
@bookfc
1. Prank caller 📞
= کسی که برای شوخی و اذیت تلفن میکند
معمولاً هدفش خنداندن خودش یا دیگران است؛ مثلاً با هویت جعلی تماس میگیرد یا حرف عجیب میزند.
He was a prank caller.
او کسی بود که برای شوخی و اذیت تلفن میکرد.
Someone keeps prank-calling me.
یکی مدام برای شوخی و اذیت به من زنگ میزند.
⸻
2. Crank caller 📞
= مزاحم تلفنی / کسی که تماسهای آزاردهنده یا عجیب میگیرد
تأکید بیشتر روی آزاردهنده، عجیب یا بیدلیل بودن تماس است، نه لزوماً شوخی.
I keep getting calls from a crank caller.
مدام از یک مزاحم تلفنی تماس دریافت میکنم.
@bookfc
مثال مقایسهای
فرض کنید دوستتان در مهمانی نیامده است:
He should have come.
باید میآمد. (اما نیامد.)
He could have come.
میتوانست بیاید. (امکانش را داشت.)
He must have forgotten.
حتماً فراموش کرده است. (حدس قوی)
He may have forgotten.
شاید فراموش کرده باشد. (فقط احتمال
@bookfc
3. May have + V3
معنی: شاید… (احتمال درباره گذشته، اما مطمئن نیستیم)
ساختار:
@BOOKFC
Subject + may have + V3
مثالها:
She may have missed the bus.
شاید اتوبوس را از دست داده باشد.
He may have forgotten my name.
شاید اسمم را فراموش کرده باشد.
They may have gone home.
شاید به خانه رفته باشند.
I may have left my keys at work.
شاید کلیدهایم را سر کار جا گذاشته باشم.
We may have made a mistake.
شاید اشتباه کرده باشیم.
@BOOKFC
@BOOKFC
این ساختارها برای صحبت درباره گذشته به کار میروند؛ اما هر کدام معنی متفاوتی دارند.
1. Should have + V3
معنی: باید کاری را انجام میدادی، اما انجام ندادی. (پشیمانی، انتقاد یا توصیه)
ساختار:
Subject + should have + Past Participle (V3)
مثالها:
You should have called me.
باید به من زنگ میزدی.
I should have studied harder.
باید بیشتر درس میخواندم.
She should have told the truth.
باید حقیقت را میگفت.
We should have left earlier.
باید زودتر راه میافتادیم.
They should have listened to you.
باید به حرفت گوش میدادند.
ماشین روشن نمیشود.
The car won’t start.
(رایجترین حالت در مکالمه)
ماشین خراب است.
The car is broken.
یا
The car is not working.
ماشین استارت نمیخورد.
The car won’t crank.
یا سادهتر:
The engine won’t turn over.
(یعنی موتور نمیچرخد و استارت نمیزند)
ماشین آب و روغن قاطی کرده.
The coolant and oil have mixed together.
یا در اصطلاح مکانیکی:
The engine has a blown head gasket.
(احتمالاً واشر سرسیلندر زده است)
چند جمله کاربردی:
My car won’t start. I think the battery is dead.
ماشینم روشن نمیشود. فکر کنم باتری خوابیده.
My car broke down on the road.
ماشینم وسط راه خراب شد.
I need to take my car to the mechanic.
باید ماشینم را پیش مکانیک ببر
/channel/BOOKFC
مکالمههای طبیعی
A: I won the lottery!
B: Oh my gosh! Congratulations!
A: My car was stolen.
B: Oh my God! I’m so sorry.
A: Look at this view!
B: Wow! It’s incredible!
نکته مهم:
در مکالمه روزمره آمریکایی، Oh my gosh و حتی OMG (Oh my God) بسیار رایج هستند. اگر میخواهید مؤدبانهتر یا خنثیتر صحبت کنید، Oh my gosh انتخاب بهتری است
رنگم پرید در انگلیسی:
I went pale. ✅ (رایجترین؛ رنگ صورتم پرید)
I turned pale. ✅ (ناگهان رنگم پرید)
My face went pale. ✅ (صورتم رنگپریده شد)
مثالها:
I went pale when I heard the news.
وقتی خبر را شنیدم، رنگم پرید.
She turned pale because she was scared.
او از ترس رنگش پرید.
His face went pale after the accident.
بعد از حادثه، صورتش رنگپریده شد.
🌐 Website: novintalkbfc.ir
💬 Telegram: /channel/BOOKF
�✨ خدایا شکرت ✨🤲
🌅 هر روز یک فرصت تازه است برای رشد، یادگیری و ساختن آیندهای بهتر.
💚 با شکرگزاری، آرامش وارد قلبم میشود و امید در زندگیام بیشتر میگردد.
🌟 Thank you, God, for every new day.
🌱 Every day is a new opportunity to grow, learn, and create a better future.
💫 Gratitude fills my heart with peace and my life with hope.
💬 Telegram: @BOOKFC
تحت تأثیر قرار دادن، شگفتزده کردن
Impression (اسم) = برداشت، تأثیر اولیه
Impressions (جمع) = برداشتها، تأثیرات
مثالهای impress
She impressed everyone with her speech.
او با سخنرانیاش همه را تحت تأثیر قرار داد.
Your English really impresses me.
انگلیسی تو واقعاً مرا تحت تأثیر قرار میدهد.
He wants to impress his boss.
او میخواهد رئیسش را تحت تأثیر قرار دهد.
The movie didn’t impress me.
آن فیلم مرا تحت تأثیر قرار نداد.
Try to impress people with your kindness, not your money.
سعی کن مردم را با مهربانیات تحت تأثیر قرار بدهی، نه با پولت.
📘 تلگرام: @BOOKFC
/channel/BOOKFC
💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q
📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
Disgrace someone
تلفظ: /dɪsˈɡreɪs/
معنی: آبروی کسی را بردن، بیآبرو کردن
📌 مثالها:
😔 He disgraced his family by lying.
او با دروغ گفتن آبروی خانوادهاش را برد.
😔 The player disgraced his team by cheating.
آن بازیکن با تقلب، آبروی تیمش را برد.
😔 Don’t disgrace yourself in front of everyone.
جلوی همه خودت را بیآبرو نکن.
😔 His actions disgraced the whole company.
رفتارش آبروی کل شرکت را برد.
😔 She felt he had disgraced her in public.
او احساس کرد که او جلوی مردم آبرویش را بر
@bookfc
@Alihallajzadeh
استاد حلاج زاده
فعل see در بعضی ساختارها به صورت seeing میآید و در بعضی نه.
1. بعد از حروف اضافه (Prepositions) ✅
Thank you for seeing me.
I’m interested in seeing the movie.
2. در زمان آینده قطعی (وقتی معنی «ملاقات کردن» بدهد) ✅
I’m seeing my doctor tomorrow. (قرار ملاقات دارم.)
She is seeing a lawyer.
اما اگر see به معنی «دیدن با چشم» باشد، معمولاً استمراری نمیشود:
❌
✅ I see a bird.
3. بعد از بعضی افعال
I enjoy seeing my friends.
I love seeing you smile.
I don’t mind seeing him again.
4. در ابتدای جمله
Seeing that everyone was tired, we went home.
چون همه خسته بودند، به خانه رفتیم.
نکته مهم
اگر منظورت «میبینم» (با چشم) باشد:
I see. ✅
)
📘 تلگرام: @BOOKFC
/channel/BOOKFC
💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q
📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
rise و increase چه تفاوتی دارند؟
هر دو یعنی افزایش پیدا کردن، اما تفاوت ظریفی دارند.
Rise
بیشتر برای بالا رفتن طبیعی یا تدریجی استفاده میشود.
Prices are rising.
قیمتها در حال بالا رفتن هستند.
The sun rises in the east.
خورشید از شرق طلوع میکند.
The temperature is rising.
دما در حال افزایش است.
خلاصه
📘 تلگرام: @BOOKFC
/channel/BOOKFC
💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q
📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
Rise
Increase
رسمیتر است و هم فعل و هم اسم است.
Sales increased last year.
فروش سال گذشته افزایش یافت.
They increased the price.
آنها قیمت را افزایش دادند.
There has been an increase in crime.
افزایش جرم رخ داده است.
Increase
بیشتر برای بالا رفتن طبیعی
رسمیتر و عمومیتر
معمولاً لازم نیست مفعول داشته باشد
هم لازم و هم متعدی میتواند باشد
The price rose.
They increased the price.
تفاوت end in و end with کمی ظریف است. با چند مثال ساده بهتر مشخص میشود:
⸻
1) End in + نتیجه نهایی
یعنی: آخرش به چه چیزی ختم شد؟ نتیجه چه بود؟
فرمول:
Something ends in + result
مثال:
The marriage ended in divorce.
ازدواج به طلاق ختم شد.
یعنی اول ازدواج بود، اما نتیجه نهایی طلاق شد.
⸻
The argument ended in a fight.
بحث به دعوا ختم شد.
یعنی نتیجه آخر بحث، دعوا شد.
⸻
The story ended in sadness.
داستان به ناراحتی ختم شد.
یعنی پایان داستان، غمگین بود.
⸻
2) End with + چیزی که در پایان وجود دارد
یعنی: با چه چیزی تمام شد؟ آخرش چه چیزی آمد؟
فرمول:
Something ends with + final thing
مثال:
The movie ended with a happy song.
فیلم با یک آهنگ شاد تمام شد.
یعنی آخرین چیزی که شنیدیم یک آهنگ شاد بود.
⸻
The meeting ended with a speech.
جلسه با یک سخنرانی تمام شد.
یعنی آخر جلسه، سخنرانی انجام شد.
⸻
She ended her letter with “Best wishes”.
او نامهاش را با «با بهترین آرزوها» تمام کرد.
⸻
مقایسه خیلی ساده:
The party ended in a fight.
مهمانی به دعوا ختم شد.
(نتیجه بد → دعوا)
The party ended with a song.
مهمانی با یک آهنگ تمام شد.
(آخرین اتفاق → آهنگ)
تفاوت اصلی
end in = تأکید روی نتیجه نهایی یا سرانجام
end with = تأکید روی آخرین اتفاق یا آخرین بخش
مثلاً:
The meeting ended in confusion.
جلسه به سردرگمی ختم شد. (نتیجه)
The meeting ended with a question.
جلسه با یک سؤال تمام شد. (آخرین اتفاق)
قانون ساده برای حفظ کردن
end in = به … ختم شدن (نتیجه نهایی)
end with = با … تمام شدن (آخرین چیز یا رویداد)
پس end in لزوماً منفی نیست، اما در انگلیسی خیلی وقتها برای بیان پیامد یا نتیجه مهم (که اغلب منفی است) استفاده میشود
📘 تلگرام: @BOOKFC
/channel/BOOKFC
💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q
📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
A heart of gold = خوشقلب، بسیار مهربان و دلسوز
My teacher has a heart of gold. He always helps everyone.
معلمم خیلی خوشقلب است. او همیشه به همه کمک میکند.
My mother has a heart of gold. She never lets anyone leave hungry.
مادرم خیلی خوشقلب است. او هیچوقت نمیگذارد کسی گرسنه از خانه برود.
Even when he’s tired, he helps other people. He has a heart of gold.
حتی وقتی خسته است، به دیگران کمک میکند. او بسیار خوشقلب است.
Mr. Hallajzadeh has a heart of gold. He always encourages his students.
استاد حلاجزاده بسیار خوشقلب است. او همیشه زبانآموزانش را تشویق میکند.
People love her because she has a heart of gold.
مردم او را دوست دارند، چون بسیار خوشقلب و مهربان است.
📘 تلگرام: @BOOKFC
/channel/BOOKFC
💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q
📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
عبارت be off to یعنی «راهیِ جایی شدن» یا «رفتن به سمت جایی».
مثالها:
Are you off to work?
داری میری سر کار؟
Are you off to school?
داری میری مدرسه؟
Are you off to the gym?
داری میری باشگاه؟
Are you off to London?
راهی لندن هستی؟
I’m off to bed.
دارم میرم بخوابم. / من دیگه میرم بخوابم.
We’re off to the airport.
داریم میریم فرودگاه.
🔹 where Are you off to…?
@bookfc
Nude color یعنی:
رنگ نود، رنگ پوست یا رنگی نزدیک به رنگ طبیعی پوست (بسته به رنگ پوست هر فرد میتواند بژ، کرم، قهوهای روشن و… باشد)
@bookfc
She wore a nude dress.
او یک لباس به رنگ نود پوشیده بود.
I like nude lipstick.
من رژ لب نود را دوست دارم.
She bought nude high heels.
او کفش پاشنهبلند به رنگ نود خرید.
Nude colors go with almost everything.
رنگهای نود تقریباً با همه چیز ست میشوند.
نکته
در دنیای مد و آرایش، nude معمولاً به معنی رنگی شبیه رنگ طبیعی پوست است، نه برهنه.
اما اگر nude بدون کلمه color به کار برود، ممکن است معنی برهنه یا عریان بدهد.
مثال:
She is wearing a nude-colored shirt.
او یک پیراهن به رنگ نود پوشیده است.
He was nude.
او برهنه بو
بله، Must have + V3 را میتوان اینطور ترجمه کرد:
«احتمال خیلی زیاد دارد که …»
یا
«به احتمال قوی …»
یا در بعضی موقعیتها: «حتماً … کرده است»
اما دقت کنید: این قطعیت ۱۰۰٪ نیست؛ بلکه گوینده بر اساس شواهد یک حدس خیلی قوی میزند.
مثال:
He must have forgotten my name.
= به احتمال خیلی زیاد اسم من را فراموش کرده است.
= حتماً اسم من را فراموش کرده است. (ترجمه محاورهای)
@BOOKFC
She must have been tired.
= به احتمال زیاد خسته بوده است.
They must have left early.
= به احتمال زیاد زود رفتهاند.
@BOOKFC
2. Could have + V3
معنی: میتوانستی، اما انجام ندادی. (فرصت یا امکان از دست رفته)
ساختار:
Subject + could have + V3
مثالها:
@BOOKFC
I could have won the game.
میتوانستم بازی را ببرم.
You could have asked me.
میتوانستی از من بپرسی.
She could have become a doctor.
میتوانست دکتر شود.
We could have taken a taxi.
میتوانستیم تاکسی بگیریم.
They could have helped us.
میتوانستند به ما کمک کنند.
@BOOKFC
🌐 مرکز مکالمه زبان بدون کتاب
Book Free Conversation | BFC Novin Talk
✨ NovinTalk | مرکز تخصصی مکالمه زبان نوین تاک ✨
🌐 Website: novintalkbfc.ir
📸 Instagram: @book_free_conversation
▶️ YouTube: https://youtube.com/shorts/Pt-NWld93Sc?si=5iIPD8AJb3uaDQUK
💬 Telegram: @BOOKFC
🟢 WhatsApp: https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟣 Rubika: @bookfreeconversation
🟡 Eitaa: https://eitaa.com/bookfc
⸻
📞 تماس و مشاوره ثبتنام:
02122641523
02188951250
📍 مناطق برگزاری کلاسها:
شمال تهران | غرب تهران | شرق تهران
⸻
🔥 یادگیری واقعی زمانی شروع میشود که جرأت صحبت کردن داشته باشی.
Came to عبارت فعلی
(phrasal verb) است.
come to = به هوش آمدن / دوباره آگاه شدن
گذشتهاش میشود:
come → came → come
مثال:
I fainted, but I came to a few minutes later.
غش کردم، اما چند دقیقه بعد به هوش آمدم.
When she came to, she was in the hospital.
وقتی به هوش آمد، در بیمارستان بود.
نکته:
come to چند معنی دیگر هم دارد:
به هوش آمدن
He came to after the accident.
او بعد از تصادف به هوش آمد.
به یک نتیجه رسیدن / متوجه شدن
I came to understand the problem.
متوجه مشکل شدم
/channel/BOOKFC
Exchange currency یعنی تبدیل یا تعویض ارز.
مثالها:
I need to exchange some currency before my trip.
من باید قبل از سفر مقداری ارز تبدیل کنم.
Where can I exchange currency in this city?
کجا میتوانم در این شهر ارز تبدیل کنم؟
You can exchange dollars for euros at the airport.
میتوانید دلار را در فرودگاه به یورو تبدیل کنید.
The bank offers a good exchange rate for foreign currency.
بانک نرخ تبدیل خوبی برای ارز خارجی ارائه میدهد.
I exchanged 500 dollars into Japanese yen.
من ۵۰۰ دلار را به ین ژاپن تبدیل کردم.
واژگان مرتبط:
exchange currency = ارز را تبدیل کردن
exchange rate = نرخ ارز / نرخ تبدیل
foreign currency = ارز خارجی
currency exchange = صرافی / خدمات تبدیل ا
@bookfc
😴 Sleep (خواب)
I feel sleepy.
من خوابم میآید / احساس خوابآلودگی میکنم.
I feel sleepy because I didn’t sleep well last night.
من خوابم میآید چون دیشب خوب نخوابیدم.
I feel sleepy after lunch.
بعد از ناهار خوابم میآید.
I was sleepy, so I went to bed early.
خوابم میآمد، بنابراین زود به رختخواب رفتم.
⸻
💤 Fall asleep (خوابم برد)
I fell asleep.
خوابم برد.
I fell asleep while watching TV.
وقتی تلویزیون تماشا میکردم خوابم برد.
I fell asleep on the sofa.
روی مبل خوابم برد.
I was so tired that I fell asleep quickly.
آنقدر خسته بودم که سریع خوابم برد.
⸻
🌟 Remember:
I feel sleepy = خوابم میآید (قبل از خواب)
I fell asleep = خوابم برد (خواب اتفاق افتاده)
💬 Telegram: /channel/BOOKFC
🌐 Website: novintalkbfc.ir
hoity-toity
Pronunciation: /ˌhɔɪti ˈtɔɪti/
English definition
Hoity-toity (adjective) means acting as if you are more important, richer, or better than other people; snobbish and arrogant.
Persian meaning
متکبر، ازخودراضی، اشرافیمآب، خودبرتربین
Examples
She is too hoity-toity to talk to ordinary people.
او آنقدر متکبر است که با مردم عادی صحبت نمیکند.
Don’t be so hoity-toity.
اینقدر ازخودراضی نباش.
He has a hoity-toity attitude.
او رفتار متکبرانهای دارد.
Some rich people can be hoity-toity, but not all of them.
بعضی افراد ثروتمند ممکن است متکبر باشند، اما همه اینطور نیستند.
I don’t like hoity-toity people.
من آدمهای متکبر را دوست ندارم.
Common collocations
hoity-toity attitude = رفتار متکبرانه
hoity-toity people = آدمهای ازخودراضی
hoity-toity restaurant = رستوران اشرافی و متظاهر
hoity-toity neighborhood = محلهٔ اشرافی
📘 تلگرام: @BOOKFC
/channel/BOOKFC
💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q
📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
«سخنرانی کردن» در انگلیسی چند معادل دارد که بسته به موقعیت استفاده میشوند:
give a speech ⭐ (رایجترین)
make a speech (کاملاً درست و رایج)
deliver a speech (رسمیتر)
give a presentation (اگر ارائهٔ آموزشی یا کاری باشد، نه سخنرانی عمومی)
speak in public (سخنرانی یا صحبت کردن در جمع)
مثالها
She gave a speech at the conference.
او در کنفرانس سخنرانی کرد.
He made a speech about beauty.
او درباره زیبایی سخنرانی کرد.
The president delivered a speech yesterday.
رئیسجمهور دیروز سخنرانی کرد.
I have to give a speech tomorrow.
من باید فردا سخنرانی کنم.
I’m nervous about speaking in public.
از سخنرانی در جمع استرس دارم
@bookfc
@Alihallajzadeh
کدامیک از بچهها خوشتیپ/خوشهیکل است؟»،
اگر «فورم» را به معنی خوشاندام یا خوشهیکل میگویی، میتوانی بگویی:
Which one of the kids is in good shape?
= کدامیک از بچهها خوشاندام است؟
get divorced و get a divorce
هر دو درست هستند اما معنی یکسانی ندارند.
get divorced
یعنی طلاق گرفتن / طلاقگرفته شدن (روی تغییر وضعیت تأکید دارد).
مثال:
They got divorced last year.
آنها سال گذشته طلاق گرفتند.
My parents got divorced.
پدر و مادرم طلاق گرفتند.
⸻
get a divorce
یعنی برای طلاق اقدام کردن یا طلاق را گرفتن (از نظر قانونی).
مثال:
She wants to get a divorce.
او میخواهد طلاق بگیرد.
They decided to get a divorce.
آنها تصمیم گرفتند طلاق بگیرند.
⸻
تفاوت
get divorced
روی وضعیت نهایی تأکید دارد.
They got divorced.
یعنی اکنون دیگر زن و شوهر نیستند.
get a divorce
روی فرآیند یا خودِ طلاق تأکید دارد.
They decided to get a divorce.
یعنی تصمیم گرفتند مراحل قانونی طلاق را انجام دهند.
مقایسه
They got divorced in 2022.
آنها در سال ۲۰۲۲ طلاق گرفتند. (نتیجه)
They are getting a divorce.
آنها در حال طلاق گرفتن هستند. (فرآیند)
نکته: در مکالمه روزمره، get divorced رایجتر است، اما get a divorce هم کاملاً طبیعی است و بیشتر زمانی به کار میرود که درباره تصمیم یا روند قانونی طلاق صحبت میکنیم
📘 تلگرام: @BOOKFC
/channel/BOOKFC
💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q
📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
این پروژه سود نمی ده
بیا با هم کار کنیم
This project isn’t profitable. ✅ (رایجترین)
این پروژه سود نمیدهد.
This project doesn’t make a profit. ✅
این پروژه سود ایجاد نمیکند.
This project isn’t making any money. ✅ (محاورهای)
این پروژه اصلاً پولساز نیست.
This project is losing money. ✅
این پروژه ضرر میدهد. (اگر واقعاً زیانده باشد، نه فقط بدون سود)
تفاوت:
doesn’t make a profit = سود نمیدهد (ممکن است سر به سر باشد یا سود نداشته باشد)
isn’t profitable = سودآور نیست (صفت)
is losing money = ضرر میدهد (منفیتر از سود ندادن
📘 تلگرام: @BOOKFC
/channel/BOOKFC
💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q
📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
It’s up to you. (its UP tə yoo)
همهچی به تو بستگی داره.
It depends on you. (it di-PENDZ on yoo)
همهچی به تو بستگی داره.
The choice is yours. (thuh CHOYS iz yorz)
انتخاب با توست.
📘 تلگرام: @BOOKFC
/channel/BOOKFC
💬 واتساپ: کانال مکالمه
https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X
🟢 بله: کانال مکالمه
https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q
📸 اینستاگرام: @book_free_conversation
https://www.instagram.com/book_free_conversation
Turn left at the next intersection.
در تقاطع بعدی به چپ بپیچ.
🚗
There is a traffic light at the intersection.
در تقاطع چراغ راهنمایی وجود دارد.
🚗
Be careful when you enter the intersection.
وقتی وارد تقاطع میشوی، مراقب باش.
🚗
The accident happened at a busy intersection.
تصادف در یک تقاطع شلوغ اتفاق افتاد.
چه چیزهایی در intersection وجود دارد؟
Traffic lights (چراغ راهنمایی)
Stop signs (تابلوی ایست)
Crosswalks (خط عابر پیاده)
Cars from different directions
@bookfc