16224
اگه کتابی رو که میخوای توی قفسه نمیبینی، بنویسش!📝 گنجینهی توصیههای نویسندگی، ایده، اصطلاحات داستاننویسی، فراخوان ادبی، نقد و... برای نویسندهها.📚 ✒| تبلیغات: @benevis_s_ads ✒| درباره بنویس:️ @benevis_s_in ✒| ارتباط: @TheAdmin_Here
چطور کتاب ترسناکِ خوبی بنویسیم؟
بخش دوم، پست پایین👇
✏️ @benevis_s
🎵|• #موسیقی
داستانهایی در دل فضا و ستارگان، سیاهیهای بیانتها و نور و پوچی.⭐️
دراماتیک و رویاگون...☄
✏️ @benevis_s
چطور کتاب ترسناکِ خوبی بنویسیم؟
بخش اول، پست پایین👇
✏️ @benevis_s
#کتاب 📚
🌀 نام: سیاحتنامه ابراهیم بیگ
🌀 نویسنده: حاج زین العابدین مراغه ای
این کتاب یک سفرنامه با نگاهی طنزآلود و انتقادی به جامعه و حاکمیت ایرانی است. هنگامی که این کتاب برای نخستینبار منتشر شد، نویسنده از آوردن نامش خودداری کرد تا دچار پیگرد حاکمان قاجار نشود. گفته شده است که این سفرنامه در ایجاد جنبش مشروطه نقش داشته و مطالعهٔ آن در زمان حاضر هم در تصحیح برخی عادات ایرانیان نقش خواهد داشت.
این کتابِ بدون زمان انقضا از جهل مردم، بیقانونی، هراس مسئولین از مدارس جدید، مطبوعات کم و چاپلوس، برخورد غلط با مطبوعات، نبود آزادی مطبوعات، وضعیت تجارت، سرسپردگی به حکام و رشوهگیری، رواج سستی و بیاهمیتی، سفرهای شاه، مذمت شعر مدحی، نبود راهآهن، هوسبازی جنسی و... سخن گفته است.
برخی از صاحبنظران گفتهاند که این سفرنامه، نخستین رمان اصیل اجتماعی از نوع اروپایی در زبان پارسی است که زندگی مردم ایران را همچنان که بوده، تشریح کرده.
✏️ @benevis_s
چند #writing_prompt برای نوشتن قطعههایی شاعرانه و زیبا🌿
1⃣ کرمهای شبتاب در شبهای بیماه.
2⃣ سکوت پرندهها.
3⃣ من و تو در هر جهان.
4⃣ بیسایه.
5⃣ برای شعر بمان.
6⃣ شعری برای نفرینشدگان.
7⃣ کیلومترها فاصله تا فراموشی.
8⃣ زیبایی شب.
9⃣ آخرین خداحافظی.
✏️ @benevis_s
🖌• پل شریدر (فیلمنامهنویس و کارگردان مشهور) در این مصاحبه توضیح میده چطور بفهمید داستانتون به درد فیلم شدن میخوره یا نه!
🖌• البته، چه فیلمنامهنویس باشید چه نه، شنیدن حرفهاش رو پیشنهاد میکنم.
منبع✨
✏️ @benevis_s
[هنر مانا نیستانی]
اثر ظلم محال است به ظالم نرسد
ناله پیش از هدف از پشت کمان میخیزد.
👤| صائب تبریزی
🕊| #شعر
✏️ @benevis_s
🔴واژههای گسستپذیر و واژههای گسستناپذیر🔴
واژههای مرکب را از یک لحاظ میتوان به دو دستۀ کلی تقسیم کرد:
۱. واژههای مرکبِ گسستناپذیر: واژههایی که میانِ اجزای آنها هیچ عنصری نمیتواند حائل شود.
۲. واژههای مرکبِ گسستپذیر: واژههایی که میانِ اجزای آنها عنصر یا عناصری میتواند حائل شود.
چند مثال از واژههای مرکبِ گسستناپذیر:
آب و هوا، آزادراه، احساساتبازی، از کار افتادگی، اعتماد به نفس، بامعرفت، بشقابپرنده، بهجز، بهمحضِ، بهموقع، بی در و پیکر، بیعلاقگی، پا در میانی، پیادهروی، تختخواب، جست و جو، جست و جو گر، سر به زیر، صورتحساب، غیرِقابلِقبول، کسب و کار، گرامیداشت، گیس و گیسکشی، مصرفکننده، ناجوانمردانه.
چند مثال از واژههای مرکبِ گسستپذیر:
الف. حرفِ اضافه و قید: از لحاظِ (از این لحاظ)، با احتیاط (با کمالِ احتیاط)، بر اساسِ (بر چه اساس)، به خاطرِ (به همین خاطر)، به خوبی (به این خوبی)، به سرعت (به این سرعت)، به علتِ (به چه علت)، به وسیلۀ (بدین وسیله)، دربارۀ (در این باره)، در موردِ (در چه موردی).
ب. فعلهای مرکب و پیشوندی و عبارتهای فعلی: از دست دادن (از دستش نده)، برداشتن (برمیدارند)، بر عهده گرفتن (بر عهده میگیرد)، به در بردن (جانِ سالم به در نبُرد)، به درد خوردن (به درد نمیخورَد)، به دست آوردن (به دستش بیاورم)، تصمیم گرفتن (تصمیماتِ مهمی گرفتند)، حرص خوردن (چه حرصی میخورد)، دست از پا خطا کردن، دل به دریا زدن، فراگرفتن (فرا خواهم گرفت)، فرودآمدن (فرودنیامد).
منبع✍
✏️ @benevis_s
چالش کتابی🌝✨
● نزدیکترین کتاب رو بردار و برو صفحهی ۱۷۷. اولین جملهی کامل بچگیت رو توصیف میکنه.
● نزدیکترین کتاب رو بردار و برو صفحهی ۱۸۸. اولین صفتی که میبینی شخصیتت رو توصیف میکنه.
✏️ @benevis_s
رمان: سایلنسر✨🎭
نویسنده: یارانمحمدزاده
آبی یک پیک شبانهس، اما نه یک پیک عادی!
اون با استفاده از یک ایمیل بدون ردیابی و نامشخص سفارش قبول میکنه.
اما نه سفارشات عادی اون با نوشتن مقاله، پایاننامه تا هک اطلاعات زندگیش رو میگذرونه...
حالا با اومدن یک ایمیل ناشناس و پیشنهاد پول هنگفتی وسوسه میشه و با انجام این کار چند سازمان مافیا میفتن دنبالش و حالا آبی باید فرار کنه اما...
برای خواندن رمان سایلنسر به لینک زیر مراجعه کنید
اصطلاحاتی که در کتابها و فیلمهای علمیتخیلی به کار میرن:
1⃣ زره تقویتشده (Powered Armor)
لباسهای مکانیکی محافظ در جنگهای آیندهنگر که باعث میشن مبارزههای قرون وسطایی تو فضای علمیتخیلی امکانپذیر بشه.
2⃣ تفنگ لیزری، بلستر، فیزر، اشعه حرارتی و… (Ray Gun, Blaster, Phaser, Heat-Ray)
اسلحههای دستی جهان علمیتخیلی آینده. کارشون مثل اسلحه معمولیه، ولی میتونن آتیش روشن کنن یا دشمن رو پودر کنن.
3⃣ تکنوکراسی (Technocracy)
تمدنی که تکنولوژی رو میپرسته و همهچیز بر پایهی تکنولوژیه.
✏️ @benevis_s
فکر کنم مشکلم اینه که تلاش میکنم توی یه دنیای غیرخیالی یه شخصیت خیالی باشم.
#توییت📝
✏️ @benevis_s
1🥀| سرم رو تکون دادم. سعی کردم تصویرش رو از مغزم خارج کنم. همهش خواب و خیال بود. امکان نداشت. اونا داستان و افسانه بودن. انسانها وجود نداشتن.
~•~•~•~•~•~•~•~•~•
2🥀| «اونا بهت اعتماد کردن.»
«مشکل من نیست که نمیدونن به آدم درستی اعتماد کنن!»
📚 #Writing_Prompt
✏️ @benevis_s
📚 #چاپ_کتاب
#انتشارات_نسل_روشن با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار میکند: 🎊🎉
فرصت استثنایی فراخوان چاپ آثار شما
👍مشاوره رایگان با کارشناسان✔️🔻
🔹09122649163
02166953926
@pubnasleroshan
#میم📝
#ارسالی💌
خواب عمیق تو جای گرم و نرم.🥰
✏️ @benevis_s
#میم📝
#ارسالی💌
شتر در خواب بیند پنبهدانه😔
✏️ @benevis_s
🟥چطور کتاب ترسناکِ خوبی بنویسیم؟🟥
☂|• فضای دلهرهآور
☂|• کتاب ترسناکِ موفق از همون اول یه حس ترس و ناآرومیِ ملموس میسازه؛ طوری که حتی توی صحنههای بهظاهر آروم هم خواننده مضطربه. فضایی وهمآلود و ناآشنا بیافرینید.
🥏|• شخصیتهای پیچیده و قابلهمذاتپنداری
🥏|• داستانهای ترسناک خوب معمولاً شخصیتهایی دارن که نقص دارن، واقعیان و میشه باهاشون ارتباط گرفت. وقتی خواننده برای شخصیتها اهمیت قائل میشه، خطرهایی که تهدیدشون میکنه خیلی واقعیتر و ترسناکتر به نظر میاد.
🍏|• ریتم درست و تنش حسابشده
🍏|• بعضی لحظهها آروم و ساکت و پر از تعلیقه، بعضی لحظهها هم پر از وحشت. این دو باید به خوبی ترکیب بشن. رمان ترسناک خوب فقط به لحظههای کوچیک ترسناک تکیه نمیکنه؛ بلکه تنش رو کمکم شدید میکنه که خواننده صفحه رو ورق بزنه و منتظر غافلگیری بعدی بمونه.
🌖|• ور رفتن با روان آدمها
🌖|• ترسناکترین داستانها سراغ ترسهای روانی میرن. میزنن توی ذهن شخصیتها، ناامنیهاشون، احساس گناه، تنهایی یا جنون. اینطور ترس توی قلب خواننده لونه میکنه.
🩸|• پیشبینیناپذیری
🩸|• داستان ترسناک خوب نمیذاره خواننده حدس بزنه قراره چی بشه. غافلگیریهای بزرگ، کلیفهنگر، افشاگریهای غیرمنتظره و روایت عجیب کمک میکنن داستان کلیشهای نشه.
✏️ @benevis_s
اگه این جملهها رو به شخصیت اصلیت بگن، چی جواب میده؟!
● نمیتونی همه رو نجات بدی!
● اگه اینبار هم شکست بخوری چی؟
● ارزشش رو داره که ادامه بدی؟
● بعضی جنگها رو نمیشه برد.
✏️ @benevis_s
یک سال میلادی دیگه کنارتون^^🌸
توی کامنتها از دستاوردهاتون بگید!💕
✏️ @benevis_s
آنها تفنگهای پر از باروت را آوردند
آنان دستور این کشتار وحشیانه را صادر کردند
آنها اینجا با خلقی مواجه شدند
گردآمده به حکم عشق و وظیفه
که سرودی میخواندند.
دخترک با پرچمش فرو افتاد
و پسر، خندان، زخمی، در کنارش
مردم وحشتزده، با درد و خشم
دیدند آنان را که بر خاک میافتادند
و همانجا که کشتگان افتاده بودند
مردم پرچمهایشان را در خون زدند
تا آن را رو به دژخیمان دوباره بر پا دارند.
به خاطر این مردگان، به خاطر مردگانمان
مجازات میخواهم!
برای آنها که بر خاک میهن خون ریختند
مجازات میخواهم!
برای جلادی که حکم این کشتار را داد
مجازات میخواهم!
برای خیانتکاری که به قیمت خون دیگران بالا رفت
مجازات میخواهم!
برای آنکه فرمان مرگ داد
مجازات میخواهم!
برای آنان که از این جنایت دفاع کردند
مجازات میخواهم!
نمیخواهم دست خونآلودهشان را به سمتم دراز کنند
من مجازات میخواهم!
نمیخواهم سفیر من باشند،
نمیخواهم حتی در خانهشان راحت بنشینند
مجازات میخواهم!
میخواهم در همین مکان، همین میدان، محاکمه شوند
من مجازات میخواهم!
من مجازات میخواهم!
👤| پابلو نرودا
🕊| #شعر
🕊| #دیالوگ
✏️ @benevis_s
#کتاب 📚
🌀 نام: تهران مخوف
🌀 نویسنده: مرتضی مشفق کاظمی
این اثر را باید از جمله اولین رمانهای اجتماعی ایرانی دانست. داستانی که در کنار نگاه به مسائل اجتماعی ایران بعد از انقلاب مشروطه، عاشقانهای آتشین نیز در دل خود دارد.
این اثر در دو جلد به نامهای تهران مخوف و یادگار یک شب نوشته شده است.
تهران مخوف داستان عشق فرخ و مهین به یکدیگر است. فرخ و مهین که پسردایی و دخترعمه هستند، از کودکی با یکدیگر بزرگ میشوند و همبازیاند. کمکم به همدیگر دل میبندند و عشق میانشان شعله میکشد. اما فرخ که باید درس بخواند، برای مدتی از مهین دور میشود. با کمتر شدن بار درسها، فرخ دوباره نزد خانواده عمهاش برمیگردد تا یارش را ببیند اما هزاران مشکل بر سر راه وصال این دو نفر وجود دارد.
✏️ @benevis_s
بد بنویس بابا! ایرادهای تایپی رو بعداً درست میکنی. طرحت خستهکنندهست؟ خب، عوضش کن. شخصیتها رو دوست نداری؟ تغییرشون بده. نوشتن یعنی تغییر.
یه پیلهی شلوغ و درهم دستته و با زمان و زحمت کمکم تبدیل به یه پروانهی قشنگ میشه. وقتی بفهمی قضیه اونقدرها هم عمیق و ترسناک نیست، خیلی لذتبخشتر میشه. :))🌸✨💕
✏️ @benevis_s
🎵|• #موسیقی
اول آرامش عجیبی بهت میبخشه و بعد هیجانزدهت میکنه:)❤️🔥
مثل سفری در دل احساسات گوناگون.
✏️ @benevis_s
⬛️نوشتن صحنهی مرگ (وقتی شخصیت شاهد مرگه)⬛️
⚡️شوک و ایستِ ناگهانی رو نشون بدید. نذارید نگاه شخصیت فوراً بره سمت قاتل. بذارید ببینه، بفهمه، و لحظه رو خودش هضم کنه.
🔗حرکت دهان رو توصیف کنید.
فکش افتاده؟ دندونهاش رو به هم فشار میده؟
📝بهجاش اینکه بگید «سمت جسد دوید»، بگید چطور دوید. آروم؟ دیوانهوار؟ وحشتزده؟ مردد؟ فقط روی جسد تمرکز نکنید.
📖افکار هم مهماند. شخصیت داره به چی فکر میکنه؟ چطور با این صحنه کنار میاد؟ این بخش برای شخصیتپردازی خیلی مهمه. رفتار شخصیت باعث میشه خواننده خودش شخصیتش رو حدس بزنه.
⚰اگه شخصیت سن کمی داره، موقعیتش رو مشخص کنید. جایی هست که بتونه قایم بشه و قاتل نبینتش؟ یا قاتل میبینتش و شخصیت فرار میکنه؟
🚬جملات «من… من… من…» رو تا حد ممکن کم کنید. خیلی تکراریان و باعث میشن داستان جدی گرفته نشه.
✏️ @benevis_s
من گمان میکنم او دیوانه نبود، بلکه فقط بیش از اندازه رنج کشیده بود و بیماریاش همین بود.
📚| ابله
👤| فئودور داستایوسکی
🔥| #دیالوگ
✏️ @benevis_s
#میم📝
#ارسالی💌
باز خوبه امکانات دیکتاتور شدن دست بعضیا نبود.
✏️ @benevis_s
⬛️نوشتن صحنهی مرگ (وقتی مرگ جلوی چشم شخصیت اتفاق میافته)⬛️
🗡اگه درباره سلاح سرد مینویسید، حس تیغه رو وقتی وارد گوشت میشه توصیف کنید.
🪽اینکه چشمها شیشهای و کمکم خاموش میشن رو نشون بدید.
گفتنِ «چشمهاش خالی به نظر میرسید» هیچ کمکی نمیکنه.
🔫اگه از تفنگ استفاده میکنید، تعداد شلیکها رو بشمرید. جای دستها مهمه.
بگید شخصیت چطور اسلحه رو میگیره، چطور نگهش میداره، انگشتش چطور روی ماشه میره.
🩸حتماً تأثیر شلیک رو روی بدن شخصیت نشون بدید. بعد از شلیک، مخصوصاً اگه طرف بیتجربهست، معمولاً یه قدم عقب میره.
🐾اگه شخصیت کسیه که داره میمیره، تأثیر ضربه رو روی بدنش نشون بدید. گلوله باعث میشه نقش زمین بشه. تیغه باعث میشه بدنش منقبض بشه و از ضربهی ناگهانی شوکه بشه.
✏️ @benevis_s
⬛️نکتههایی برای نوشتن صحنهی مرگِ تأثیرگذار⬛️
🕊کاری کنید خواننده به شخصیت وابسته بشه.
اگه هیچ رابطه، حس راحتی، عشق یا احساس خاصی بین خواننده و شخصیت نسازید، مرگش هیچ اثری نمیذاره. این وابستگی خواننده رو درگیر نگه میداره، شوکهش میکنه و باعث میشه دلش بخواد ادامه بده.
🥀از کلمات توصیفی استفاده کنید!
اینکه بگید «مراسم خاکسپاری سیاه و غمانگیز بود» واقعاً حوصلهسربره.
رنگ سیاه رو توصیف کنید، غم رو، اشک توی چشم مردم رو، صداهای گریه رو، فشاری که فضا داره… جزئیات مهمن.
🩸مرگ باید برای شخصیت (و داستان) معنا داشته باشه.
باید زمانی بعد از مرگ رو هم نشون بدید. اینکه بازماندهها چطور رفتار میکنن، چطور حرف میزنن، چطور راه میرن. همهچیز باید دقیقتر و پررنگتر بشه. این لحظه، لحظهی ضعف آدمهاست.
📓اگه شخصیت قراره جسد رو پیدا کنه، رنگپریدگی جسد رو توصیف کنید.
لبهاش چه شکلیان؟ پوستش چه رنگیه؟ تکونهای بیجونش چطوره؟
⚰اگه شخصیت شما آدم کلهشق و محکمیه، حتماً خشمش رو نشون بدید. این کمک میکنه خواننده بفهمه این آدم کیه و چه جور شخصیتی داره.
✏️ @benevis_s
📝|• #پرسش_شما
سلام
نمیدونم چطور میتونم توضیحش بدم
ولی من نمیتونم ایده پردازی کنم
یعنی یه چیزایی میاد توی ذهنم برای نوشتن
مثل اون دنیایی که قراره شخصیت توش باشه گذشته خود شخصیت و همه چی
ولی نمیدونم در آینده قراره چی کار کنم باهاش
درواقع بخش اصلی داستان رو ندارم
من نمیدونم داستانم درمورد چیه
شخصیت رو دارم
دنیا رو دارم
اما بی هدف
🌈- نظرتون رو در بخش دیدگاهها بنویسید. اگه میخواید ناشناس باشه، این لینک ناشناسه.
✏️ @benevis_s
نوشتن فصل اول🔱
🐙|• معرفی شخصیت(های) اصلی
🐙|• لازم نیست همهشون همون اول بیان، ولی حداقل شخصیت اصلی باید معرفی بشه. هرچی زودتر شخصیتها رو وارد داستان کنید، بهتره. خواننده نمیتونه عاشق شخصیتی بشه که هنوز نمیشناسدش.
🧊|• شکلگیری کشمکش (هم درونی هم بیرونی)
🧊|• یعنی هم کشمکشهای داخل ذهن و احساسات شخصیت اصلی مشخصه، هم مشکلها و فشارهایی که از بیرون بهش وارد میشه.
|• مشخص کردن هدف شخصیت اصلی
|• از خودتون بپرسید: شخصیت اصلی من چی رو میخواد تو وضعیت فعلیش تغییر بده؟ چی میخواد؟ میخواد چطور بهش برسه؟
(بهتره یه جور برنامهی نسبتاً واضح و مرحلهبهمرحله داشته باشید.)
🏵|• تعریف مختصر گذشته
🏵|• سیل اطلاعات سر خواننده آوار نکنید، فقط در حدی که بتونه داستان رو دنبال کنه. هر وقت توضیح یا توصیف میدید، مطمئن بشید در همون نقطهی داستان و برای شخصیتها مهمه.
🔮|• خلق تصویر واضح و جمعوجوری از فضا
🔮|• همهی جزئیات باید برای شخصیتها اهمیت داشته باشه. اگه با زاویهدید اولشخص یا سومِ نزدیک مینویسید، توصیف باید مطابق با نگاه همون شخصیت باشه.
از خودتون بپرسید:
این شخصیت با توجه به شخصیت، دانش، احساسات و گذشتهش، چیها رو متوجه میشه؟
و خودش با چه کلماتی اونها رو توصیف میکنه؟
توی این دام نیفتید که چیزهایی رو به خواننده بگید فقط چون برای خودتون راحتتره.
🌀|• اشارههای ظریف به اتفاقات مهم آینده
🌀|• لازم نیست توی پیشنویس اول نگرانش باشید. ولی اینجور میتونید بذرهایی توی داستان بکارید که بعداً به نتیجه میرسن. خواننده حس میکنه شما از اول میدونستید دارید چی کار میکنید.
🔖|• ایجاد سوال
🔖|• این بخش ضروریه. هر فصل باید سوال جدیدی تو ذهن خواننده ایجاد کنه؛ سوالی که یا چند فصل بعد جواب داده میشه یا نهایتاً تا آخر کتاب.
هیچوقت یه سؤال رو کامل نبندید، بدون اینکه یه سؤال تازه جاش بذارید.
🔗|• ریتم متناسب داستان
🔗|• در این آرشیو دربارهش بخونید:
/channel/benevis_s/17368
✏️ @benevis_s