16224
اگه کتابی رو که میخوای توی قفسه نمیبینی، بنویسش!📝 گنجینهی توصیههای نویسندگی، ایده، اصطلاحات داستاننویسی، فراخوان ادبی، نقد و... برای نویسندهها.📚 ✒| تبلیغات: @benevis_s_ads ✒| درباره بنویس:️ @benevis_s_in ✒| ارتباط: @TheAdmin_Here
چطور جنگ رو بنویسیم؟🥀
🍃۱. چیزهای کوچیک عمق میدن.
🍃جنگ فقط نبردهای عظیم و از دست دادن عزیزان نیست. چیزهای دیگهای هم هست که جنگ رو برای خواننده شخصی و ملموس میکنه و اثرش رو چند برابر میکنه:
بچههایی که تو خونههای سرد بزرگ میشن، با آرزوی رفتن به مدرسه، با یادآوری تولدهای معمولی و شادِ قبل از جنگ، قحطی لباس، نبود دسترسی به خدمات درمانی، زنهایی که توی زیرزمین پنهان شدن و زایمان میکنن، ترس از ترک شهر، منع رفتوآمد، جوونهایی که منع رفتوآمد رو میشکنن و بهشون شلیک میشه، کتابها و آثار هنریِ طرف مقابل که نابود و سوزونده میشن، و کلی چیز دیگه.
📻۲. ارتباطات.
📻امپراتوریها بهخاطر این به اوج میرسن یا سقوط میکنن که ساختارهای ارتباطیشون چقدر خوب کار میکنه: مدیریت منابع، کنترل اقتصاد، فرستادن کمک به جاهایی که لازمه، سازماندهی دفاع و حمله. فرماندههای باهوش سعی میکنن این ساختارها رو نابود کنن: دکلهای رادیویی و ماهوارههای دشمن، پیکها یا پرندههاشون، یا هر سیستمی که برای پیامرسانی دوربرد دارن.
همزمان، تلاش میکنن ساختارهای ارتباطیِ طرف خودشون رو قویتر کنن. روستاها و شهرهای جدا از هم تهدید بزرگی نیستن، ولی وقتی به هم وصل میشن، میتونن خیلی بهتر نیروهاشون رو هماهنگ کنن و تبدیل به یه خطر جدی بشن.
⚰۳. ریشههای جنگ.
⚰معمولاً جنگ نتیجهی انباشت اتفاقاته: اختلافهای مذهبی و فرهنگی، ایدئولوژی رهبران، نیاز به منابع، منافع اقتصادی، میل به تصرف سرزمین، منافع آدمهایی که با هم در تضادن یا به هم سود میرسونن… بد نیست خط زمانی همهی اتفاقات رو بسازید، یا حتی یه نموداری که نشون بده چطور به هم مربوطند.
🚬۴. تأثیرات روانی.
🚬آشوب درونیای که جنگ ایجاد میکنه رو چطور نشون میدید؟
با نشون دادن مردی که هر شب خواب موجهایی از خون رو میبینه که پر از بدنهای غلتخوردهست و مثل سیل قرمز روی سرش میریزه.
با نشون دادن پدر و مادری که دربارهی بچههاشون طوری حرف میزنن انگار هنوز زندهان، تو خونه دنبالشون میگردن و وقتی پیداشون نمیکنن وحشتزده میشن.
با نشون دادن سرباز کهنهکاری که بعد از مرگ یه همرزم قدیمی از کار میافته چون این دیگه تیر خلاص بوده.
اگه میخواید وارد این مسیر بشید، حسابی تحقیق کنید. اگه درست اجرا بشه، این بخش واقعاً مثل یه هشدار جدی عمل میکنه.
📚|• ادامه دارد...
✏️ @benevis_s
چالش کتابی🌝✨
● نزدیکترین کتاب رو بردار و برو صفحهی ۲۰۶. اولین جمله زندگی عاشقانهت رو توصیف میکنه.
● نزدیکترین کتاب رو بردار و برو صفحهی ۴۵. اولین جملهی کامل زندگیت رو توصیف میکنه.
✏️ @benevis_s
پوستر دو نویسنده برجسته معمایینویس با توجه به مضمون و موضوع آثارشون📚
✍|• برای آشنایی با این دو نویسنده روی اسمشون کلیک کنید:
● آگاتا کریستی
● آرتور کانن دویل
✏️ @benevis_s
#میم📝
#ارسالی💌
شخصیت اصلی محبوب خیلی کم هست.😭 شما کیها رو دوست دارید؟
✏️ @benevis_s
⬛️نکتههایی برای نوشتن فلشبک [4/4]
4⃣ گذر از زمان حال به فلشبک را درست بنویسید.
📕|• حالا که فلشبک را نوشته و بازنویسی کردهاید، باید درست در داستان قرارش بدهید. مثل هر صحنهای، باید گذار مناسبی داشته باشد تا خواننده احساس نکند ناگهان پرت شده وسط زمان گذشته.
📙|• نحوهٔ گذار به عوامل مختلفی بستگی دارد: طول و پیچیدگی فلشبک، زمانی که گذار اتفاق میافتد، لحن و فضای فلشبک، و ریتم صحنه. مثلاً اگر شخصیت در حال خاطرهبازی است، گذار میتواند خیلی ساده باشد: «وقتی به چشمانداز آشنا نگاه میکرد، یاد تمام لحظههایی افتاد که با هم اینجا گذرانده بودند.» و بعد فلشبک شروع میشود.
📒|• راه دیگر استفاده از شکست صحنه (scene break) است؛ معمولاً با سه ستاره ***. باید قبلش خواننده را آماده کنید، اما این روش کاملاً مشخص میکند که صحنه در زمان دیگری قرار دارد.
📗|• خواب دیدن هم یکی از موقعیتهایی است که میتوانید به آن وارد شوید. هرچند نوشتن دربارهٔ خواب چالشهای خودش را دارد.
📘|• فقط مطمئن شوید خواننده گم نمیشود. فلشبک مسیر طبیعی داستان را قطع میکند، پس گذار باید طوری باشد که خواننده راحت همراه شود.
✏️ @benevis_s
[تصویر: آگاتا کریستی در صحنهی فیلمبرداری «Witness for the Prosecution» که از نوشتههای خودش اقتباس شد]
•[📚]• امروز ۱۵ دسامبر، #زادروز «آگاتا کریستی»، خالق انگلیسی مشهور داستانهای جنایی و کارآگاهی است.
•[📘]• کتابهای او تاکنون بیشترین ترجمه را به زبانهای مختلف داشته است. به او لقب «ملکهی جنایت» دادهاند. او دو شخصیت هرکول پوآرو و خانم مارپل را با قلم توانایش ماندگار کرد.
•[📒]• بسیاری از قتلهای داستانهایش با خوراندن سم به مقتول انجام شده؛ کریستی اطلاعات لازم دربارهی این سموم را در دوران هردو جنگ جهانی به دست آورد که در بیمارستانهایِ ارتش به پرستاری مشغول بود.
•[📕]• آگاتا کریستی عضو انجمن کارآگاهی لندن بود. آنجا سوگند خورد که هیچوقت سرنخهای مهم را از خوانندگان پنهان نکند و درباره سموم خیالی ننویسد. همچنین به خاطر علایق باستانشناسی همسرش ۶ مرتبه به ایران سفر کرده بود.
💠• کتاب و دیگر هیچکس نماند
💠• کتاب خانهای در شیراز
💠• کتاب الفبا و جنایت
💠• کتاب مرگ راجر آکروید
💠• کتاب شیطان زیر آفتاب
💠• کتاب جسدی در کتابخانه
💠• کتاب قتل در کرانه نیل
💠• کتاب خانه کج
💠• کتاب جنایت در خانه آخر
✏️ @benevis_s
۱✨ وقتی خوابی سایهات چیکار میکنه؟
۲✨ میتونی با قدم گذاشتن در صحنهی جرم معمای قتل رو حل کنی. مشکل اینجاست که کسی حرفت رو باور نمیکنه.
۳✨ همسایهات بدون به جا گذاشتن هیچ ردی ناپدید شده.
۴✨ درباره عکسی که بالای پست فرستاده شد، بنویسید.
🔮• چند کلمه برای نوشتن دربارهشون:
° عشق جوشیدنی
° شکوفهی شکوفا
° اسب خیال
° پریشانموی
✏️ @benevis_s
🎵|• #موسیقی
آواز جهان هستی، پر رمز و راز و عظیم و بینهایت شکوهمند.❤️🔥🪐
✏️ @benevis_s
مطالعه مرا در خلوت خود تسلی میبخشد، مرا از سنگینی بطالت اندوهبار آزاد میکند و در هر زمانی، میتواند مرا از مصاحبتهای کسالتبار خلاص کند...
📓- تسلیبخشهای فلسفه
✍- آلن دوباتن
✨- #دیالوگ
✏️ @benevis_s
#کتاب 📚
🌀 نام: گربههای آدمخوار
🌀 نویسنده: هاروکی موراکامی
گربههای آدمخوار مجموعهای مشتمل از شش داستان است که همگی فضایی خیالی، وهمآلود و گروتسک دارند، مانند جادو.
داستانهای این مجموعه به یکدیگر مرتبط نیستند و کاملاً از یکدیگر مستقلاند اما در انتهای مجموعه حسی از ارتباط و معنی را میتوان از آنها دریافت؛ عنصری که در داستانهای موراکامی وجود دارد و این امکان را به خواننده میدهد تا تحلیلی فرا متنی از اثر داشته باشد. درواقع همین مفاهیم بنیادین متن هستند که ارتباطشان در پایان مجموعه حس اتصال و معنا را به خواننده القا میکند.
✏️ @benevis_s
دهان ما را بستهاند، اعمال ما را تحت نظر گرفتهاند، اوقات ما مطابق دستور است. اما قلبهای ما سکوت را نمیپذیرد. دلهای ما از جدول نامها و دفاتر رسمی، دیوارهای بیپایانی که اطراف ما کشیدهاند و تفنگهایی که به روی ما نشانه رفتهاند بیزار است.
📚| حکومت نظامی
👤| آلبر کامو
🔥| #دیالوگ
✏️ @benevis_s
📝|• #پرسش_شما
سلام و وقت بخیر
دوستان برای انتشار نوشتههاتون کدوم راه رو پیشنهاد میدین، صفحات مجازی یا چاپ کتاب؟
و اینکه من هیچوقت در اینستا و تیک تاک و... فعال نبودم، چطور میشه پیج بیاد بالا و رشد کنه؟!
🌈- نظرتون رو در بخش دیدگاهها بنویسید. اگه میخواید ناشناس باشه، این لینک ناشناسه.
✏️ @benevis_s
⬛️نکتههایی برای نوشتن فلشبک [2/4]
2⃣زمان را مشخص کنید.
📕|• خواننده باید دقیق بداند فلشبک مربوط به چه زمانی است. نمیخواهیم هاج و واج بماند که «این کِی بوده؟» (مگر اینکه عمداً بخواهید زمان مبهم باشد).
📒|• یک روش استفاده از خودِ شخصیتهاست. اگر شخصیت آشناست، ببینید در فلشبک چند ساله است. اگر کودک است، به ویژگیهای کودکانهاش اشاره کنید: قد کوتاه، دندان شیری افتاده، عروسک یا اسباببازی. اگر فلشبک خیلی عقبتر میرود، اسم پدربزرگ یا مادربزرگ شخصیت را بیاورید، یا شخصیتی تاریخی که در آن دوره زنده بوده.
📗|• راه دیگر، استفاده از جزئیات است: موسیقی رادیو، اخبار، نوع تکنولوژی. کسی که آیپاد نانو استفاده میکند، نسبت به کسی که نوار کاست دارد در زمان نزدیکتری زندگی میکند.
📘|• اگر هیچچیز جواب نداد، راحتترین کار این است که مستقیم بنویسید «۲۰ سال پیش» یا «وقتی بچه بودم».
✏️ @benevis_s
وقتی شخصیت درباره کسی که از دست داده حرف میزنه:
● ممکنه خاطرهای یادش بیاد یا شروع کنه یه داستان دربارهی عزیز ازدسترفتهش تعریف کنه؛ این واکنشها طبیعیان.
● ممکنه با فکر کردن به کسی که از دست داده بزنه زیر گریه یا بهشدت آشفته بشه.
● کسی که طرف صحبتشه ممکنه معذب بشه و وقتی اسم اون آدم میاد، نگاهش رو بدزده.
● بعضیها ممکنه مستقیم یا غیرمستقیم از شخصیت شما بخوان دیگه دربارهی اون فرد حرف نزنه.
ممکنه چشمهاشون رو بچرخونن، معذبانه سرف کنن، یا وسط حرف شخصیتتون بپرن تا بحث رو عوض کنن.
● بعضی آدمها هم ممکنه سؤالهای نابجا دربارهی مرگ عزیزِ شخصیت بپرسن. بسته به شخصیت شما، واکنشش به این سؤالها میتونه کاملاً متفاوت باشه.
✏️ @benevis_s
چطور جنگ رو بنویسیم؟🥀
بخش اول، پست پایین👇
✏️ @benevis_s
تا حالا شده فکر کنی بعد از اینکه یه مجموعه کتاب رو تموم کردی، یه شخصیت اوضاع و احوالش چطوره؟ :)
#توییت📝
✏️ @benevis_s
•[📚]• قالببندی (Formatting) فلشبک
•[1⃣]• روشِ اول جدا کردن صحنهی فلشبک از بقیهی صحنههاست (با ستاره و...). اینطور فلشبک رو از نظر بصری جدا میکنیم و برای فلشبکهای طولانیتر خوب جواب میده.
•[2⃣]• روش دوم اینه که کل فلشبک رو ایتالیک کنید. برای فلشبکهای کوتاه بهتره، چون متن زیاد ایتالیک خستهکنندهست. تازه اگر جای دیگری هم از ایتالیک برای تأکید استفاده میکنید، ممکنه خواننده گیج بشه.
•[3⃣]• روش سوم تغییر زمان فعلهاست. اگر داستان در زمان حال نوشته شده، فلشبک رو در گذشته بنویسید. اگر داستان گذشتهست، فلشبک رو در زمان حال بنویسید. این تغییر لحن بهطور طبیعی فلشبک رو متمایز میکنه.
•[4⃣]• روش چهارم تغییر زاویهٔ دیده. اگر داستان اولشخص یا سومشخص محدود است، میتوانید فلشبک رو سومشخص دانای کل بنویسید. یا برعکس.
•[📚]• هدف اینه که کاملاً واضح بشه این صحنه بخشی از خط زمانی اصلی نیست. اگر با کمترین تغییر هم این وضوح ایجاد میشه، همون بهتر. اگر نه، از روشهای قویتر استفاده کنید.
✏️ @benevis_s
کتاب: قدش کوتاه بود-
فیلم: نه.
کتاب: و موهاش به رنگ-
فیلم: امکان نداره.
کتاب: عادت داشت-
فیلم: فکر نکنم.
کتاب: شهری که توش زندگی میکردن-
فیلم: نه. نه نه. بیا اسمشون رو هم عوض کنیم.
#توییت📝
✏️ @benevis_s
#کتاب 📚
🌀 نام: کودک زمان
🌀 نویسنده: آیزاک آسیموف
کودکی را از دور دستهای زمان به دنیای ما آورده اند تا او را باز شناسند اما این همه ماجرا نیست، ماجرا آنگاه آغاز میشود که پرستار کودک به همان کودک زشت و ناصورت دل میبندد و شوری مادرانه در قلب زنی میانگیزد که فرزندش متعلق به سالهای دور است. آسیموف آگاهانه نشان داده است که انسان هر قدر نیز در دنیای تکنولوژی پای گذارد، انسان است با همه عواطف و احساساتش و همین احساسات است که سرانجام از انسان انسان میسازد؛ خواه متعلق به قرن بیست و یکم باشد خواه انسان هزاران سال قبل از میلاد.
✏️ @benevis_s
🟢اگر همیشه رؤیای خلق دنیای مانگای خودت رو داشتی، این لحظهٔ نهاییه!🟢
به مناسبت شب یلدا، فرصت داری دورههای نویسندگی مانگا و طراحی مانگا رو با تخفیفهای بیسابقه تهیه کنی.
✍️ دوره نویسندگی از 990T به 690T
🎨 دوره طراحی از 690T به 590T
🔥 پکیج کامل با 400 هزار تومان تخفیف، فقط 1.280T به جای 1.680T
برای دریافت اطلاعات بیشتر و شرکت در این دوره ها فقط به ایدی زیر پیام بدین 👇
@mangakaadmin
🖌|• در «گرتهسرایی» (Blackout Poetry)، هنرمند با سیاه کردن و نگارگری روی واژههای اضافهی یک صفحه متن، شعری میسازه.
🖍|• چند نمونه گرتهسرایی در این پست.📚✨
✏️ @benevis_s
1🥀| «کمکم دارم به این نتیجه میرسم که اشتباه کردیم.»
«جدی؟ چی شد که به این نتیجه رسیدی؟ بهخاطر نگهبانها یا زنجیر شدنمون یا خنجر خوردنت؟»
~•~•~•~•~•~•~•~•~•
2🥀| «نمیدونم چرا غافلگیر شدی. آدم از دشمنش که خیانت نمیبینه.»
📚 #Writing_Prompt
✏️ @benevis_s
فضای رعب و وحشت، توان تفکر انسان را حتی بیشتر از توان عمل او فلج و عقیم میکند. طلسمی را که جوِ رعب و وحشت بر تفکر آدمی غالب میکند، نه از راه فکر کردن، بلکه صرفاً از راه آزادی میتوان شکست.
📚| انقلاب مجارستان
👤| هانا آرنت
🔥| #دیالوگ
✏️ @benevis_s
⬛️نکتههایی برای نوشتن فلشبک [3/4]
3⃣ مراقب طول فلشبک باشید.
📕|• قرار نیست یک فصل کامل باشد، مگر اینکه فصلهای کتاب دو سه صفحه باشند. فلشبک معمولاً روی یک رویداد، یک تعامل، یا یک موقعیت تمرکز دارد، پس معمولاً چند پاراگراف کافی است. اگر موضوع بسیار پیچیده است (مثلاً توضیح یک جنگ چند دهساله)، ممکن است چند صفحه لازم باشد. فقط مراقب باشید کشش ندهید، وگرنه خواننده خسته میشود.
📒|• اگر فلشبک طولانی شده و میخواهید کوتاهش کنید، به جزئیات نگاه کنید. معمولاً نویسندهها درگیر توصیف بیش از حد صحنه میشوند، بدون اینکه کمکی به هدف فلشبک بکند.
📗|• مقداری جزئیات برای مشخص کردن زمان یا نشان دادن تفاوتهای گذشته و حال لازم است، اما زیاد از حدش مفید نیست.
📘|• مثال: اگر فلشبک نشان بدهد شخصیت قبلاً پر از گلدانهای خانگی بوده و حالا آپارتمانش شلخته و بدون گیاه است، اشارهٔ خوبی است به اینکه انگیزهٔ مراقبت از خودش و دیگران را از دست داده. اما اگر رنگ پردهها، چیدمان دقیق اتاق، یا تعداد دقیق برگههای روی میز را شرح بدهید، احتمالاً زیادی است و باید حذف شود.
✏️ @benevis_s
۱✨ شاهدخت نفرین شده بود که در تولد شانزده سالگیش بمیره. والدینش بهجای زندانی کردنش فرستادنش وسط دنیا که قبل از شانزده سالگی زندگی رو کامل تجربه کرده باشه.
۲✨ ناگهان تمام بچههای سرتاسر دنیا شروع میکنن یک نقاشی رو پشت سر هم بکشن.
۳✨ یه روز میفهمی همهی دوستات مامورهای مخفیان که وظیفهشون زنده نگه داشتن توئه. یه روز کسایی که میخوان بکشنت، بالاخره پیدات میکنن.
۴✨ درباره عکسی که بالای پست فرستاده شد، بنویسید.
🔮• چند کلمه برای نوشتن دربارهشون:
° مستِ تنهایی
° جویبار گلاب
° بیداری با باران
° جهنمی
✏️ @benevis_s
#میم📝
#ارسالی💌
نه بابا داداش حالم خوبه شخصیتهای موازی و اسکیزو کجا بود-
✏️ @benevis_s
📚|• جمال میرصادقی دربارهی صحنهپردازی میگوید:
اغلبِ صحنهپردازیها غیرمستقیم وقوع واقعهای را به خواننده القا میکند یا به صورت تمثیلی و نمادی در ارتباط با شخصیت و عمل داستانی میآید؛ مثلاً در زندگی، ما از ارتباط طبیعت با حالتهای روحی و روانی خودمان آگاه هستیم و روز ابری و گرفته بهنظرمان غمانگیز جلوه میکند، روز آفتابی پرنشاط و روحپرور. اما گاهی هم پیش میآید که خصوصیتی در طبیعت وجود دارد که با حالت روحی ما در تضاد و معاوضه است. در روز آفتابی، ما غمزدهایم، در روز بارانی و ابری، خوشحال. یا آفتاب را دوست نداریم و باران به ما حال نمیدهد و نمنمش نشاطی در ما بیدار میکند. در داستانها بازتاب چنین حالتهای روحی را میتوان دید. گاهی صحنهی داستان با حالتهای روحی شخصیت هماهنگی دارد و گاه سرناسازگاری.