522
https://t.me/+7icPsq5KYp84NmQ0 راه ارتباط: @Naderiii_za
🍃
🎼 آهنگ یامُر Yamore
🗣 با صدای سالیف کِیتا و سزاریا اِوُرا
📝 بخشهای اصلی سالیف کیتا علاوه بر هوسایی، عمدتاً به زبان بامبارا (Bambara) یا مالینکه (زبانهای ماندینگ آفریقای غربی) و احتمالاً دیگر زبانهای محلی است.*
🖇ترانه درباره عشق عمیق، شور و شوق، وفاداری و اعتراف به احساسات است. گوینده عشقش را «ملکه» و «همه چیز» زندگیاش میداند و میگوید این عشق او را دیوانه کرده («too much»). بخشهایی هم امید به آینده، آرامش بعد از طوفان زندگی و عشق بیپروا را بیان میکند.
* سالیف کیتا: عمدتاً بامبارا (Bambara) و مالینکه (زبانهای ماندینگ آفریقای غربی) + کمی فرانسوی.
سزاریا اوورا: کریول کیپ وردی (مخلوطی از پرتغالی و زبانهای آفریقایی).
#موسیقی
@ba_dastan_nevisan
🍃
«#نیچه نیز معتقد است که پذیرش نقشهای سودمند اجتماعی و تلاش برای همرنگی با جماعت مانع از شکوفایی اراده معطوف به قدرت و نیروی آفرینشگر تنانه و روانی انسان میگردد؛ از این رو یگانه راه رهایی از این بیگانگی گردن نهادن به فرمان سترگ بشو آن که هستی است که میطلبد فرد با نفی شجاعانه ی هنجارهای گله و گسستن از نیاز به تاییدو دیگران زندگی و خویشتن اصیل خود را نه به عنوان یک ذات از پیش موجود بلکه همچون یک پروژه ی پویای هنری و با تکیه بر خود بیانگری ناب مستمر و فارغ از قضاوت بیرون خلق نماید.»
🖇 در این ویدئو #اسکار_وایلد خطاب به هنرمندان میگوید: «مارکت را رها کنید، خطر مارکت این است که شما را به یک اجرا کننده بدل میکند... و شما را به کاریکاتوری از خودتان بدل خواهد کرد.»
🔖 منبع: علی سلیمانی
# فلسفه
🍃
🖇 روش ایرانیان باستان که یونانیان از آن تقلید کردند.
«لیوانهای شراب روزمره را فراموش کنید. امپراتوری هخامنشی، شکوه نخبگان را به رخ میکشد و بازی نوشانوشی دیرینهشان را به ما یادآوری میکندـ
در تصویر ریتونی هخامنشی را میبینید - ظرفی مخروطیشکل برای ریختن شراب که آن را شبیه حیوانات قدرتمند میساختند. نخبگان ایرانی به جای نوشیدن از لبه، شراب را از بالا داخل ظرف میریختند و اجازه میدادند از یک سوراخ کوچک در پایین آن جاری شود. نوشیدن شاهانهٔ با این ظرف به دقت و مهارتی تمام و کمال نیاز داشت!
وقتی یونانیان این ظروف را در ضیافتهای ایرانی دیدند، چنان از آن تأثیر گرفتند که شروع کردند به ساخت نسخههای شخصیشان برای مهمانیهای آتنی.»
📽 ویدئو: جیمی فریزر در حالی که در مورد روش ایرانی نوشیدن شراب شما را با سازوکارِ ریتونی هخامنشی آشنا میکند، شرح میدهد چگونه این شرقینوشی، چگونه به سمپوزیوم آتنی راه پیدا کرد. (البته با ظاهر فیزیکی متفاوت.)
#تاریخ
@ba_dastan_nevisan
🍃
«Ο ύπνος σου — μια ήσυχη λίμνη.
Ένα ελάφι σκύβει να πιει — εγώ.»
«خوابیدن تو ـــ دریاچهای آرام
گوزنی خم میشود که آب بنوشد – من»
🖋 #یانیس_ریتسوس
📷 Nick Brandt – (عکاس آفریقایی)
@ba_dastan_nevisan
🍃
🎙 گفتگو با شهرنوش پارسی پور
📌 دشواریِ زن بودن و نویسندگی
@ba_dastan_nevisan
🍃
«مهدخت با تمام وجود میخواست درخت شود... باغی پر از درختان مهدخت! جنگلی پر از مهدخت!... مجبور میشدند تمام درختان آلبالو و گیلاس را ببرند تا مهدخت بروید. مهدخت میرویید.»
🖋 شهرنوش پارسیپور
📘 زنان بدون مردان*
🖇 نشر نقره، ۱۳۶.
* کتاب به دلیل محتوای فمینیستی و جسورانه در ایران توقیف شد اما در خارج بارها منتشر و ترجمه شده (مثلاً ترجمه انگلیسی Faridoun Farrokh، نامزد جایزه بوکر ۲٠۲۶)
@ba_dastan_nevisan
🍃
«چون بازگشتند وزیر بونصر (مُشکان) را گفت:
"بسیار خاموش بودی و چون بگفتی سنگ منجنیق بود که در آبگینه انداختی."
گفت:
"چه کنم؟ مردیام درشتسخن و با صفرای خود بس نیایم."»
📝 تاریخ بیهقی، خطیب رهبر، ۱۳۹٠، ص ۷٠۹.
🖋 ابوالفضل بیهقی
@ba_dastan_nevisan
🍃
حقالتألیفم را از همهٔ نشرها میگیرم، آتش به کل پولم میزنم. بعد عدسیهای عینکم را به سمت عرش میگیرم و فغان برمیآورم که:
«ای پروردگار ابراهیم، اسحاق و يعقوب! ای قاهر جالوت! ای پروردگاری که پنجهزار تن را با پنج نان روزی دادی و سیر گردانیدی! به زمین بفرما دهان بگشاید و تمام طلبکاران من را فرو برد! همانا که شایستهٔ جلال و عزت و پرستشی! پدر پسر روح القدس، آمین!»
🔖 بریده ای از نامهٔ آنتون چخوف به آ. ن. پلشيف
🗓 ۱۴ می ۱۸۸۹ شهر سومی
📝 ترجمهٔ بابک شهاب
@ba_dastan_nevisan
🍃
🎞 مستند «نویسندگان دنیای مدرن»
🔖 #جویس، رمان«#اولیس» و دیگر آثار او.
📝 مترجم: آراز بارسقیان
@ba_dastan_nevisan
🍃
اشتباه يک پزشک، زيرخاک دفن می شود.
اشتباه يک مهندس، روی خاک سقوط می کند.
اشتباه يک معلم، روی خاک راه میرود و جهانی را به نابودی میکشد.
«ضربالمثل انگليسی»
عجب مسئوليت خطير و دشواری است معلم بودن، با آن حقوق ناچيزش در ایران
به قول دکتر #حمیدی_شيرازی:
«دو مرگ بود آنچه مرا پیر کرد و کُشت
بیداد عشق بود و بلای معلّمی
نفرین بر آن کسی که در این ره چو من برد
زجری بدین گرانی و اجری بدین کمی!»
#پیرایه_یغمایی
@ba_dastan_nevisan
🍃
#محمد_چرمشیر:
#چخوف در نمایشنامه «باغ آلبالو» با مضمون «زوال اشرافیت» و «روی کار آمدن بورژوا» باغ آلبالو را نماد طبقه در حال زوال اشراف قرار داده است و در وجه فراگیرتر نماد روسیه آن دوران که در معرض تغییرات ناگزیر بر مبنای اقتضائات روز جهانی بوده است.
@ba_dastan_nevisan
🍃
«هر وقت نگاه میکنم که چطور شده که من نقاش شدهام، میبینم تصادفهایی بوده، امکاناتی در کنار من بوده که چه بسا دست خود من هم نبوده، یعنی اتفاق افتاده و من شدهام نقاش.»
#هانیبال_الخاص
@ba_dastan_nevisan
🍃
«خیلی دوست داشتم به قیافه و نگاه آدمها فکر کنم و عمق عواطف، اندوه، تکبر، خودخواهی، مهربانی آنها را دریابم.»
🎙 #هانیبال_الخاص
@ba_dastan_nevisan
🍃
#هانيبال_الخاص:
«من راوی تصاویر هستم و راوی تصاویر مجبور میشود که به گذشته، امروز و فردا فکر کند. در کارهای خودم از همهٔ مکاتب استفاده میکنم؛ میپرسند در چه مکتبی کار میکنی؟ به شوخی میگویم مکتب الخاصيسم. تمام مکاتب را به کار میگیرم ولی خب یک چسبی دارم که کارهام را یکدست میکند، کار آسانی نیست آدم چند سبک کار را با هم قاطی کند.»
به نقل از آرتچارت از سال ۱۳۹۲ تاکنون ۲۱ اثر از هانیبال الخاص در حراجهای مختلف ارائه شده و بیشتر از ۹۵ درصد از آثار او در این حراجها به فروش رسیده است.
🖇 برشی از مجموعه مستندهای فریور حمزئی به مناسبت زادروز هانیبال الخاص.
@ba_dastan_nevisan
🍃
از مهمترین توصیههای #آن_لاموت نویسندهٔ آمریکایی به نویسندگان جوان این است که منتظر کامل بودن نمانند. از نظر او، هیچ متن خوبی از همان ابتدا بینقص نیست و بسیاری از آثار ارزشمند با پیشنویسهایی خام و نامرتب آغاز میشوند. بنابراین، اولین وظیفه نویسنده نوشتن است، نه قضاوت کردنِ نوشته.
لاموت همچنین پیشنهاد میکند که پروژههای بزرگ را به بخشهای کوچک تقسیم کنیم. او با استعارهی مشهور «پرنده به پرنده» یادآوری میکند که اگر فقط روی گام بعدی تمرکز کنیم، اضطراب جای خود را به پیشرفت میدهد و نوشتن به کاری شدنی تبدیل میشود.
در نگاه او، مهارت نویسندگی بیش از آنکه حاصل استعداد باشد، پیامدِ تمرین مداوم، مشاهدهٔ دقیق و بازنویسی است. نویسندهای که هر روز چند خط مینویسد و از اصلاح نوشتههایش نمیترسد، بهتدریج صدای شخصی خود را پیدا میکند و مسیر رشد را طی میکند.
🖇 بازنویسی و خلاصه از:
Anne Lamott, Bird by Bird: Some Instructions on Writing and Life. Pantheon Books, 1994.
@ba_dastan_nevisan
🍃🎼
📝 Chorus:
Je t’aime, mi amore
N bɛ nin bɛɛ f’i ye
E ne le jarabi l’i la, too much
Je t’aime, mi amore
N bɛ nin bɛɛ f’i ye
E ne le jarabi l’i la, too much
Verse 1 (Salif Keita):
Na, n b’a f’i ye
Na, n b’a f’i ye, dennin yɛlɛlaba
Na, n b’a f’i ye
Ne yɛrɛ na nin fɔ
N diyanyemɔgɔ f’i ye
Ne tun silen dɔnkilida la i la ko la, ah ah ah
I le ne la muluku muso
N diyanyemɔgɔ f’i ye
So dun falen musow ɲuman na
O si ko tɛ, no no no
Ne kɔnɔna ne y’i le le fɛ
Bridge / Cesária Évora:
N ten fê, sin, N ten fê
Ke no ta ben vivê sen mede y konfiante
Nun éra más rizonhe
Olhar di nos kriansa ta torná brilhá d’inusénsa
Y na mei de-ses gritaiada
Tenporal talvês ta mainá
Na brandura y kalmaria
Nos amor ta ben diskansá
Di se luta y rezisténsia
Pa-l sobrevivê nes torménta
Chorus + Outro (Salif Keita):
Chérie, t’en va pas
N’a lu kun ye mɔbili ko di, o fɔ n ye, ah haha
I le ne la muluku muso
N débrouiller k’o dɔ ɲini
Sans, n kanu, i kana wa ka n to
I le ne la muluku muso
Yo! N sakɛnɛ muso
رفراین:
دوستت دارم، عشق من
این حرفها را به تو میگویم
این شور و شوق دیوانهام کرده. بیاندازه!
بخش اول (سالیف کیتا):
بیا، تا به تو بگویم
بیا به تو بگویم، ای دختری که همیشه لبخند بر لب داری!
بیا، تا به تو بگویم
حالا خودم هرآنچه باید را به تو میگویم
تو همه چیز من هستی
تمام شب بیدار بودهام و برایت آواز میخوندهام...
تو ملکهٔ منی
تو همهچیز منی
زنهای دیگر اگر مرا بخواهند، برایم تو نیستند
نه، نه، نه
در قلبم تنها جای توست
بخش سزاریا اوورا:
من ایمان دارم، بله ایمان دارم
که بیترس و با یقین به هم عشق بورزیم
دوباره لبخند خواهیم زد
چشمان فرزندانمان از معصومیت باز خواهد درخشید
و در میان فریاد و بازیهایشان
طوفان شاید آرام بگیرد
در شیرینی و آرامش
عشقمان سرانجام از مقاومت و جنگ خواهد آسود
تا این طوفان را پشت سر بگذارد
پایان:
عزیزم نرو
هر کار بشود، میکنم (حتی برایت ماشین میخرم.)
تو ملکهی منی
بدون تو نمیتوانم زندگی کنم
تو ملکهی منی
تو مرد منی!
#متن_ترانه
#موسیقی
@ba_dastan_nevisan
🍃
زوال تدریجی توانایی خواندن: چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمیتوانند کتاب بخوانند
🔹 آمارهای جدید نشاندهنده یک بحران عمیق، خاموش و نسلشناختی در سیستم آموزشی و توانایی ذهنی جوانان است. گزارش بزرگ کتابخوانی سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که بخش بزرگی از پسران نوجوان در مقطع دبیرستان، هنوز توانایی خواندن کتابهایی دشوارتر از کتابهای دوره ابتدایی را ندارند. این بحران به مدارس محدود نمانده و اکنون استادان دانشگاه شکایت دارند که دانشجویان جدید حتی از پس خواندن یک مقاله علمی ۲۰ صفحهای هم برنمیآیند.
🔹 طبق گزارش سالانه رنسانس که ۲۳ میلیون فعالیت خواندنِ بیش از یک میلیون دانشآموز را تحلیل کرده، پسران ۱۱ تا ۱۴ ساله تقریباً به طور انحصاری به خواندن کتابهای بسیار ساده و مصور نظیر خاطرات یک بچه چلمن محدود شدهاند و طعم چالشهای ادبی بزرگتر را نمیچشند. دختران هم سن آنها گرچه انتخابهای متنوعتری دارند، اما همچنان با معیارهای رشد شناختی فاصله دارند. بررسیها نشان میدهد کمتر از ۱۰ درصد پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله روزانه برای لذت مطالعه میکنند و نمرات خواندن دانشآموزان سال آخر دبیرستان به پایینترین حد خود از سال ۱۹۹۲ رسیده است.
❕ تحلیل عصبشناختی زوال تمرکز: مغز به عنوان یک عضله
سیستم عصبی انسان بر اساس اصل استفاده کن یا از دست بده کار میکند. مسیرهای عصبی مغز که وظیفه حفظ توجه مستمر و طولانیمدت را بر عهده دارند، تنها در صورت تمرین مداوم و مواجهه با متون طولانی ساخته و تقویت میشوند؛ در غیر این صورت، این مسیرها دچار آتروفی یا تحلیل رفتن میشوند. وقتی ذهن نوجوانان روزانه با ویدیوهای چند ثانیهای شبکههای اجتماعی و اسکرول بیانتها بمباران میشود، توانایی بیولوژیکی مغز برای تمرکز روی یک متن خطی طولانی فرو میپاشد. جالب اینکه طبق تحقیقات، حتی حضور فیزیکی یک گوشی تلفن همراه روی میز (حتی به صورت خاموش و رو به پایین)، بخشی از ظرفیت پردازش شناختی مغز را برای نادیده گرفتن آن اشغال کرده و عملکرد ذهن را تضعیف میکند.
🔹 در کنار گوشیهای هوشمند، ورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد نیز به این تنبلی بیولوژیکی دامن زده است. دانشآموزان و دانشجویان به جای تلاش برای خواندن متون سخت، از چتباتها میخواهند تا متون را برای آنها خلاصه کنند یا مقالاتشان را بنویسند؛ فرآیندی که مغز را از مواجهه با چالش و مقاومت فکری محروم میکند.
❕ پژوهش دانشگاه MIT: هوش مصنوعی چگونه مغز را تنبل میکند؟
مطالعه اخیر دانشمندان دانشگاه امآیتی بر روی داوطلبانی که از چتباتها برای کارهای شناختی نظیر نوشتن مقالات استفاده میکردند، حقایق تکاندهندهای را فاش کرد. تصاویر مغزی نشان دادند که در زمان استفاده از هوش مصنوعی، فعالیت نواحی مرتبط با خلاقیت در مغز به شدت کاهش مییابد. بدتر از آن، حدود ۸۳ درصد از کاربرانی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از پایان کار حتی نتوانستند یک خط از مطلبی که خودشان با کمک ابزار تولید کرده بودند را به یاد بیاورند. این تحقیق نشان داد که واگذاری تلاشهای ذهنی به چتباتها، مغز را از انجام کارهای فکری عمیق محروم کرده و مانع از یادگیری واقعی میشود.
🔹 نظام آموزشی امروزی با کاهش زمانهای مطالعه کلاسی و حذف مواجهههای فکری دشوار، عملاً به این عقبگرد شناختی دامن زده است. کارشناسان هشدار میدهند که برای نجات تمرکز و تفکر انتقادی نسلهای آینده، بازگرداندن فضاهای بدون فناوری و اختصاص زمانهای مطالعه مستمر در طول روز، یک ضرورت حیاتی و غیرقابل چشمپوشی است.
🖇 منبع
#علمی
@ba_dastan_nevisan
@Science_Focus
🍃
در دفتر زمانه فتد نامش از قلم
هر ملّتی که مردم صاحبقلم نداشت
📝 #فرخی_یزدی
روز قلم گرامی باد 🍃
@ba_dastan_nevisan
🍃
🎙 شهرنوش پارسیپور
🖇 دربارهٔ زندانی شدن
@ba_dastan_nevisan
🍃
🖋 شهرنوش پارسیپور
📕 خاطرات زندان
🖇 نشر باران، لسآنجلس، ۱۹۹۵.
@ba_dastan_nevisan
🍃
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم، تهیهکننده و فعال اجتماعی ایرانی، امروز در بیمارستانی در حومه سانفرانسیسکو درگذشت.
خانم پارسیپور که از دهه ۷۰ خورشیدی در شمال کالیفرنیا زندگی میکرد، از هفته گذشته به علت سکته قلبی در بیمارستان بستری شده بود.
او در سال ۱۳۲۴ در تهران به دنیا آمد و اوایل دهه ۵۰ خورشیدی از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. نخستین داستان بلندش، «سگ و زمستان بلند»، را نیز در تهران منتشر کرد.
خانم پارسیپور در دهه ۵۰ برای مدتی در تلویزیون ملی ایران کار کرد و سپس برای ادامه تحصیل ایران را ترک کرد، اما در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
او مدت کوتاهی پس از بازگشت به ایران بازداشت شد و چهار سال را در زندان گذراند. پس از آزادی به ترجمه و کتابفروشی پرداخت، اما فشارها ادامه یافت و سرانجام به آمریکا مهاجرت کرد.
خانم پارسیپور در سالهای اقامت در آمریکا نیز چند داستان بلند و ترجمه منتشر کرد.
شناختهشدهترین آثار او در ایران «طوبا و معنای شب» و در خارج از ایران «زنان بدون مردان» است.
منبع: وحید آنلاین
@ba_dastan_nevisan
🍃
مستند آنتوان_چخوف:
🖇 «یک زندگی»
🔸 با زیرنویس پارسی
📽 ساختهٔ سهراب شهید ثالث
@ba_dastan_nevisan
🍃
عاریت کس نپذیرفتهام
آنچه دلم گفت بگو گفتهام
«نظامی»
@ba_dastan_nevisan
🍃
توتالیتر یعنی چه؟
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@ba_dastan_nevisan
🍃
باد بازیگوش
بادبادک را
بادبادک
دست کودک را
هر طرف میبُرد
کودکیهایم
با نخی نازک به دست باد
آویزان!
#قیصر_امینپور
#شعر
@ba_dastan_nevisan
🍃
«تِم» یا «درونمایه» و «مضمون» یک اثر در حقیقت همان درس یا پیام اصلی و فراگیری است که سراسر روایت برای انتقال آن نگاشته شده است. این پیام در درام نه به شکل مستقیم و شعارگونه، بلکه به واسطهٔ «نمادها» و موتیفهایی که در سراسر اثر حضور دارند تعریف میشود.
بهطور کلی چخوف در تمامی آثارش بر خلاف رویهای که در آن دوران مرسوم بوده، از تشریح صریح و مستقیم فضاهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی جامعهاش دوری میکند؛ او هیچ اعلان و بیانیهای را بر
روی آثارش الصاق نمیکند.
ما داستان مینویسیم تا در مرتبه نخست هنری را خلق کنیم و آنگاه در زیبایی آن جهانبینی خود را هم به مخاطبهایمان نشان دهیم. فراموش نکنید که داستان جای نطق کردن نیست؛ اگر میخواهیم مستقیم و شسته و رفته حرف بزنیم، میتوانیم در قالب یک مقاله یا درسنامه یا جُستار هر آنچه لازم است را بگوییم؛ اما اگر داستان و درام را انتخاب کردیم، باید در برابر این وسوسهها مقاومت کنیم، شما به عنوان یک نویسنده فقط داستان خود را بگویید و بگذارید مخاطب خود موضوع را تحلیل و بررسی کند و درون مایهٔ آن را کشف نماید.
#محمد_چرمشیر
@ba_dastan_nevisan
🍃
«در دانشگاه، از کلاس کشیدن اندام انسانها لذت میبردم. بیشتر دوست داشتم بروم در کلاسهای مدل زنده، نقاشی کنم. در همان کلاس بود که برای اولین بار کارهای ذهنی کردم. آن کار ذهنی پر از صورتهای آدم بود. تخیلات بیشتر روی کارهایی بود که در آن اندام انسان و چهرهٔ انسان بود، ولی اولین باری که در کارهایم موضوعی را نگه داشتم و تکرارش کردم و بعدها به صورت امضاء کارهای من شد، وفور آدم بود.»
#هانیبال_الخاص
@ba_dastan_nevisan
🍃
هانیبال الخاص (۲۶ خرداد ۱۳۰۹ کرمانشاه – ۲۳ شهریور ۱۳۸۹ کالیفرنیا)، نقاش، منتقد و مدرس هنری، مترجم و نویسنده آشوریتبار اهل ایران بود.
هانیبال الخاص از نقاشان نوگرای ایران بود که بیش از سی و پنج سال از زندگیش را در آموزش سپری کرد اما همواره نقاشی بر کارهای دیگرش سایه افکنده بود. وی از نقاشان فیگوراتیو ایران به شمار میآید و هنرمندی تأثیرگذار بر جریان هنر نوگرای نقاشی ایران بود.
در چهارده سالگی برای اولین بار توسط جوانی به نام آلکسی گیورگیز که نقاشی را در روسیه فرا گرفته بود، با رنگ و روغن آشنا شد. هانیبال با اشتیاق به نزد او میرفت و پالت (تخته رنگ) او را پاک میکرد. رنگها را برایش میچید و به نقاشیهایش نگاه میکرد؛ و به گفتهٔ خودش:
«گاهی هم کاغذ و رنگ به من میداد و میگفت نقاشی کن.»
بعدها او نقاشی را به صورت جدی نزد استاد جعفر پتگر دنبال کرد. وی دو سال و نیم در کلاس پتگر آموزش کلاسیک نقاشی دید و سپس به آمریکا رفت. در آنجا به تحصیل در رشتهٔ طب سرگرم شد، اما این رشته را رها کرد؛ ابتدا فلسفه و سپس نقاشی خواند و در رشته ایلستراسیون (تصویرسازی) لیسانس و فوق لیسانس گرفت. در سال ۱۹۵۶ میلادی لیسانس هنرهای تجسمی و در سال ۱۹۵۸ فوق لیسانس همین رشته را از مؤسسه هنر شیکاگو(ایلینوی) گرفت.
نقاشیهای فیگوراتیو هانیبال الخاص بخش مهمی از تجربیات هنر مدرن ایران را شکل میدهد. این هنرمند آشوریتبار، در طول زندگی هنری خود به خوبی توانست روایتگری هنر ایرانی را با تمثیلهای اسطورهای درآمیزد و با بهرهگیری از فضاسازیهای مذهبی ال گرکو و اکسپرسیونیسم مارک شاگال، سبکی را شکل دهد که کاملاً شخصی و در عین حال ایرانی و مدرن است.
با آنکه هنرمند سالهای زیادی را در غرب به سر برد، اما هیچگاه دستاوردهای سرزمین مادری خود را رها نکرد و با پشتکاری چشمگیر تلاش کرد سنتهای ایرانی در روایتگری، اسطوره، تمثیلسازی و قصهسرایی را در بستری کاملاً مدرن بازآفرینی کند. با وجود رواج سبکهای تجریدی در دوران حیات هنرمند در غرب، نقاشیهای الخاص را میتوان طراحیهای رنگیای دانست که در فضایی غریب، روایتی نو از قصهنگاری را تجسم میبخشند.
@ba_dastan_nevisan
🍃
«کسی که به بیرون مینگرد رؤیا میبیند.
آن کس که به درون مینگرد آگاهی مییابد.»
🖊 #کارل_یونگ
📘 نامهها، جلد اول
@ba_dasran_nevisan
🍃
🖇 کارور: #نویسنده به حقّه یا تقلب نیاز ندارد و حتی لازم نیست باهوشترین آدم باشد تا چیزی بنویسد. نویسنده گاهی حتی به این بها هم که او را احمق بدانند، لازم است بلند شود و در شگفتی ساده و محض، به چیزها خیره شود: به طلوع خورشید یا به یک لنگه کفش کهنه.
📰 دربارهٔ #نوشتن
🎙#ریموند_کارور
🖊 شاپور بهیان
@ba_dastan_nevisan