688
یادداشتهای محمدمهدی حاتمی (دانشآموختهی دکتری فلسفه) @Mohammad_Mehdi_Hatami
دکتر مهدی ماحوزی (استاد زبان و ادبیات فارسی) درگذشت. آخرین بار در کنفرانس بینالمللی شمس و مولانا او را دیدم. بعد از سخنرانیام دربارهی شمس تبریزی تفقد و تحسینی کردند و گفتوگویی دربارهی مرحوم علی دشتی و روزهای آخر حیاتش بینمان رد و بدل شد. مرد متشخص، شریف و فاضلی بود. خدای بیامرزدش.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 پس مُشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند
... آواز دادند که سنگ دهید، هیچ کس دست به سنگ نمیکرد [...] پس مُشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند [...] او رفت و این قوم که این مکر ساخته بودند نیز برفتند [...] و این افسانهای است با بسیار عبرت. و این همه اسباب منازعت و مکاوحت از بهر حُطام دنیا به یک سوی نهادند. احمق مردا که دل درین جهان بندد که نعمتی بدهد و زشت بازستاند.
– ابوالفضل بیهقی، بر دار کردن حسنک
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رند: فرومایه، سفله، رذل، ناکس، بیسروپا.
منازعت: خصومت، کشمکش، جدال، ستیزه.
مکاوحت: معادل منازعت.
حطام: ریزه و شکستهی هر چیز خشک، مال اندک فناپذیر، متاع دنیا.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
امروز، یکم آبانماه، روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی و روز نثر فارسی است. تاریخ او، علاوه بر ارزش ادبی و تاریخی، ارزش جامعهشناختی دارد. آن را بخوانید و ببینید سعایت و دروغزنی و عمل بیتدبیر چه بر سر این ملک و ملت آورده است و چگونه بزرگان و دلسوزانش، با تهمت و تحقیر حذف شدهاند و حقیران و نان به نرخ روز خورانش باقی ماندهاند و ترکتازی کردهاند!
خدا ایران را حفظ کند و توفیق دهد بزرگانش را دریابیم و دیگر بار بهشایستگی بسازیمش.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 چهار قاعدهی آیزاک نیوتن برای پژوهش در فلسفهی طبیعی در کتاب اصول ریاضی فلسفهی طبیعی
۱. قاعدهی بسندگی علل (سادگی طبیعت): برای تبیین پدیدههای طبیعی، نباید عللی بیش از آنچه برای توضیح پدیدهها کافی است پذیرفت.
۲.قاعدهی وحدت علل طبیعی: باید تا حد امکان، علل یکسانی را به پدیدههای طبیعی یکسان نسبت داد؛ بهویژه هنگامی که پدیدهها از یک نوعاند.
۳. قاعدهی تعمیم بر پایهی تجربه:
کیفیاتی که در همهی اجسام در دسترس آزمایش یافت میشوند و نه قابل افزایشاند و نه قابل کاهش، باید کیفیات عمومی همهی اجسام دانسته شوند.
۴. قاعدهی استقرا و بازنگری در نظریهها:
گزارههایی که از پدیدهها بهوسیلهی استقرا استخراج شدهاند، باید تا زمانی که پدیدههای دیگری خلاف آنها را نشان ندادهاند، درست یا تقریباً درست تلقی شوند؛ حتی اگر فرضیههای مخالفی قابل تصور باشند.
توضیح: نیوتن این قاعدهها را برای راهبردن پژوهش علمی و استدلال دربارهی طبیعت مطرح میکند. هدف آنها پرهیز از فرضیههای بیدلیل و تکیه بر تجربه و استقرا در شناخت عالم طبیعت است.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
یاد ِ بعضی نفرات
روشنم میدارد:
اعتصام يوسف،
حسن رشديه.
قوّتم میبخشد،
راه میاندازد،
و اجاق ِ کهن ِ سرد ِ سرایم
گرم میآید از گرمی ِ عالی دَمشان.
نام بعضی نفرات
رزقِ روحم شدهاست.
وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جرأتم میبخشد
روشنم میدارد.
✍ نیما یوشیج
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
🧠 چرا «رفع مقدم» و «وضع تالی» مغالطهاند؟
توضیح: در پاسخ خود به این نکته دقت کنید که رابطهی شرطی فقط میگوید اگر مقدم برقرار باشد، تالی هم برقرار است؛ اما نمیگوید تالی فقط در صورت برقراری مقدّم اتفاق میافتد.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
تو را از کودکی
با کلمه
چه عنادی است
که سنگ در مشت به آسمان مینگری؟
تصویر ماه را
با کلوخی
خُرد نتوان کرد
که ماه آینهای ابدی است
سنگی
که پیشانی برکه را میخراشد
نخست
تصویر کلوخانداز را میشکند
بیهوده مشت بر زلالی مکوب
دریا همان دریاست
و سنگانداز را از اعجاز
دست کوتاه است
کین تو
آسمان را چرکین چگونه تواند کرد؟
جمعه، ۲۴ مهر ۱۴۰۵
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
🧠 لئو اشتراوس بر اساس تعارض بین «زندگی فلسفی» و «زیست شهروندی» رسالهی جمهوری افلاطون را چگونه تفسیر میکند؟ و چرا اشتراوس معتقد این اثر، نه بر ضرورت یا امکان حکومت فیلسوفان، که بر ناممکن بودن حکومت فیلسوفان دلالت دارد؟
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌از خوابی که دیدم
خواب دیدم با دوستی که دکتری زبان و ادبیات فارسی دارد، مشغول صحبت هستم. به زبان کردی جملهای گفت که ترجمهی آن به فارسی چنین میشد:
«دیوار را ترساندهای وگرنه، گربه همان گربه است.»
به نظرم قابلیت ضربالمثل شدن دارد. تحقیقی کردم و معادلی برای آن نیافتم. اگر دربارهی آن، اطلاعات بیشتری دارید، بیاطلاعم نگذارید. میخواهم بدانم ساختهی خیال خودم است یا از حافظهی ناآگاهم آمده است.
چهارشنبه، ۲۲ مهر ۱۴۰۵
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
امروز بیستم مهر روز بزرگداشت حافظ است. او را بیشتر از هر شاعر دیگری دوست دارم. تفألی به دیوان او زدم و شعر زیر آمد. شما نیز بخوانید و از نبوغ او حظ ببرید.
دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
به خط و خال گدایان مده خزینه دل
به دست شاهوشی ده که محترم دارد
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروم که این قدم دارد
رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست
نهد به پای قدح هر که شش درم دارد
زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار
که عقل کل به صدت عیب متهم دارد
ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان
کدام محرم دل ره در این حرم دارد
دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل
به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد
مراد دل ز که پرسم که نیست دلداری
که جلوه نظر و شیوه کرم دارد
ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست
که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
که مقصود از جهان عشق است و باقی سربهسر بازی
– اوحدی مراغهای
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 پانزده پرسش که کمک میکند رسالهی لیزیس [=رسالهی دوستی] افلاطون را بهتر بفهمیم.
در وقت خواندنِ رسالهی لیزیس[=دوستی] به پرسشهای زیر دقت کنید و سعی کنید پاسخ آنها را بیابید. این پرسشها طرح سقراط برای تحلیل «ماهیت دوستی» را بهتر آشکار میکند.
✔️ سؤال مربوط به بند ۲۰۳ تا بند ۲۰۶:
۱.اگر هیپوتالس عاشق لیزیس است آیا لیزیس هم عاشق هیپوتالس است؟ [آیا دوستداشتن رابطهای دو طرفه است؟ دوستی چطور؟]
✔️ سؤالهای مربوط به بند ۲۰۷ تا بند ۲۱۰:
۲. اگر در کاری صاحب معرفت نباشی آیا دیگران در آن کار به تو اعتماد خواهند کرد؟ [چه رابطهای بین معرفت داشتن به موضوعی و اعتماد کردن دیگران به شخص صاحب معرفت وجود دارد؟]
۳. اگر کسی برای دیگری مفید نباشد آیا دیگری او را دوست خواهد داشت؟ [چه رابطهای بین مفید بودن و دوست داشتن وجود دارد؟]
✔️ سؤال مربوط به بند ۲۱۱ تا بند ۲۱۳:
۴. آیا اگر الف عاشق ب باشد آنگاه میتوان ب را دوست الف خواند در حالی که ممکن است ب الف را دوست نداشته باشد یا حتی از او متنفر باشد؟
۵. آیا میتوانیم معشوق را دوست عاشق بدانیم درحالیکه ممکن است معشوق دشمن عاشق باشد؟ [آیا معقول است کسی را دوست دشمن خود بدانیم؟]
✔️ سؤالهای مربوط به بند ۲۱۴ تا بند ۲۲۰:
۶. اگر فرض بگیریم که همانند دوست همانند میشود [انسان نیکو با انسان نیکو دوست میشود و انسان شریر با شریر] آنگاه آیا انسانهای شریر اساساً میتوانند دوست یکدیگر باشند؟ [از آنجا که شریر به دیگری آسیب میزند آیا معقول است فرض کنیم کسی برای دوست خود شر بخواهد و به او آسیب بزند؟]
۷. اگر فرض بگیریم که همانند دوست همانند میشود و این فرض را منحصر به اشخاص نیک بدانیم آنگاه آیا شخص مطلقاً نیک میتواند دوست دیگری باشد [آیا معقول است که شخصی را مطلقاً نیک و کامل و کاملاً بینیاز از غیر بدانیم، و در عین حال او را نیازمند دوست بدانیم؟]
٨. آیا معقول است فرض کنیم که نه همانندها، بلکه متضادها دوست یکدیگر میشوند؟ [با توجه به اینکه دوستی و دشمنی متضاد یکدیگرنند آیا معقول است بین دوستی و دشمنی به رابطهی دوستی قائل شویم؟!]
۹. آیا معقول است فرض کنیم که نه همانندها و نه متضادها، بلکه چیزی که نه خوب است و نه بد، و بالقوه میتواند بد یا خوب شود، به دلیل سودمندی چیزی با او دوست میشود؟ [شبیه دوستی فرد بیمار با پزشک]
۱۰. آیا رابطهی فیلسوف [دوستدار دانش] با دانش از جنس رابطهی دوستی در سؤال ۹ است؟ [شخص کاملاً دانا و شخص مطلقاً نادان بینیاز از طلب دانشاند؛ در حالیکه فیلسوف نه کاملاً داناست و نه کاملاً نادان، بنابراین دوست دارد دانش را طلب کند.]
۱۱. اگر ما چیزی را به خاطر چیز دیگر دوست داریم و آن چیز دوم را به خاطر چیز سوم، آنگاه این سلسله نمیتواند تا بینهایت پیش برود و باید چیزی موضوع داشتن نهایی باشد؛ آن موضوع دوست داشتن نهایی چیست و دوستدارندهی غایی کیست؟
۱۲. اگر شر (بیماری، جهل و...) در جهان وجود نداشته باشد آیا دوستی وجود خواهد داشت؟ [در حالیکه در سؤال ۹ فرض کردیم وجود نقص و سودمندی دلیل دوستی است!]
✔️ سؤال مربوط به بندهای ۲۲۱ و ۲۲۲:
۱۳. اگر فرضهای بالا برای یافتن ماهیت دوستی درست نباشند معقول است فرض کنیم میل دلیل دوستی است؟ (از آنجا که منشاء میل نقص و کمبود است، آیا مجدداً مشکلات سؤالها ۹ تا ۱۲ در برابر ما ظاهر نمیشوند؟)
۱۴. اگر فرض کنیم دوستی نوعی رابطهی خویشاوندی است آیا میتوانیم به پاسخ رضایتبخش دربارهی تحلیل ماهیت دوستی برسیم؟ [از آنجا که خویشاوندی نوعی همانندی است آیا مشکلات سؤالهای ۷ و ٨ در برابر ما ظاهر نمیشود؟]
✔️ سؤال مربوط به بند ۲۲۳:
۱۵. اگر هیچکدام از گزینههای همانند، غیرهمانند، خوب، بد، نه خوب و نه بد، خویشاوندی و تناسب، برای تحلیل دوستی مشکلسازند آیا نباید دچار حیرت شویم و اعتراف کنیم که دربارهی دوستی چیز زیادی نمیدانیم؟
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
تصور میکردم این تکنیک قدیمی شده است که جاسوسی را با زنکی همراه کنند و به مراکز فرهنگی بفرستند و برای افراد پرونده بسازند. اما گویا هنوز کار میکند. زنک، لوندی میکند و دام میاندازد و جاسوس، اطلاعات جمع میکند. البته، این قدر هست که باهوشترها و باتجربهترها مراقبت میکنند و تن به بازی نمیدهند. کمتجربهترها، کمی دیر متوجه میشوند ولی بالاخره میفهمند که وقتی جاسوس، با اجازه و نظارت بالادستیها، زنک را به خلوت میبرد و به آغوش میکشد و تمتعی میبرد، ماجرایی پشت پرده هست. بهویژه آنکه جاسوس مذکور، نشاندار است و قبلاً، به گواهی چند انسان قابلاعتماد، برای لو دادن چند نفر بیگناه حسابی بیآبرو شدهاست. اینکه چرا خبط کردهاند و او را برای جلو بردن پروژه انتخاب کردهاند نشان میدهد کفگیر بدجور ته دیگ خورده است. و اینکه چه از جان جلسات فرهنگی میخواهند خدا میداند!
تفصیل ماجرا بماند برای وقتی که پردهها کنار رفت. آنوقت دربارهاش با شواهد دقیق چیزی خواهم نوشت. اما خُب اهل نظر دقت کنند و دُم به تله ندهند!
[... آغاز داستان!]
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 هستی از پنجرهی دانشکده
درس امروز: فلسفهی ابر و منطق کوه
۱۳ مهر ۱۴۰۵
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 انواع قالبهای نوشتار فلسفی
۱. نوشتن به صورت گفتوگو (افلاطون، بارکلی، هیوم و...)؛
۲. نوشتن به صورت شرححال (آگوستین، روسو، مکگین و...)؛
۳. نوشتن به صورت شعر (لوکرتیوس، هولدرلین، ملاهادی سبزواری و...)
۴. نوشتن به صورت داستان (کامو، سارتر، شیخ اشراق و...)؛
۵. نوشتن صورت نمایشنامه (کامو، مارسل، سارتر)؛
۶. نوشتن به صورت جملات قصار (نیچه، ویتگنشتاین، اونامونو و...)؛
۷. نوشتن بهصورت کتاب (ارسطو، ابنسینا، هگل و...)؛
۸. نوشتن به صورت مقاله (کارنپ، کواین، چرچلند و...).
پ.ن. امروزه، نوشتن مطالب فلسفی در قالب مقاله، رایجتر است.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
غمناک نباید بود از طعنِ حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیرِ تو در این باشد
– حافظ
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 تابلویی از تصویر ارسطو (فیلسوف یونانی)
بسیار سپاسگزارم از هنرمند محترم سرکار خانم محمودی بابت هدیهی ارزشمندشان.
حضور دوستان هنرمند، فهمیده، دانشور، بااخلاق و محترم در زندگی موهبتی بزرگ است که میکوشم قدردان آن باشم.🌹
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 منابع درس منطق برای دانشجویان کارشناسی ارشد
۱. منطق ارسطو (اُرگانون)، ارسطو، ترجمهی میرشمسالدین ادیب سلطانی؛
۲. اشارات و تنبیهات، بخش منطق، ابن سینا، ترجمهی احسان یارشاطر یا ترجمهی حسن ملکشاهی.
توضیح: در ترم جاری، منطق به صورت تطبیقی تدریس خواهد شد و اندیشهی منطقی ارسطو و ابنسینا مقایسه میشود.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 تبریک به دوست عزیز جناب سرهنگ دکتر علیرضا پناهی برای انتشار کتابشان و تشکر از ایشان برای هدیه ارزشمندشان. امید که سالها زنده باشند و با سلامت کامل قلم بزنند.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
فارغ از تعریفها، که بیتعارف خود را لایق آنها نمیدانم، اینکه مخاطبانم کلاسهایم را مفید میدانند برایم لذتبخش است. امید که بتوانم با شوق و امید بیشتر جلو بروم و بتوانم تفکر منطقی–فلسفی را بیشتر گسترش دهم. سختیهای راه کم نیستند اما هستند کسانی که آدمی را دلگرم کنند. همینها کافیاند.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 برخی از مهمترین شارحان فلسفهی افلاطون از قرن هجدهم تا امروز
۱. ویلهلم گاتلیب تنمان؛
۲. فریدریش شلایرماخر؛
۳. آگوست بک؛
۴. جرج گروت؛
۵. ادوارد تسلر؛
۶. هرمان بونیتس؛
۷. پل شوری؛
٨. جان برنت؛
۹. آلفرد ادوارد تیلور؛
۱۰. فرانسیس مکدونالد کورنفورد؛
۱۱. پل فریدلندر؛
۱۲. یولیوس اشتنسل؛
۱۳. هارولد چرنیس؛
۱٤. هانس گئورگ گادامر؛
۱۵. ریچارد رابینسون؛
۱۶. اریک هولوک؛
۱۷. لئو اشتراوس؛
۱۸. گرگوری ولاستوس؛
۱۹. ویلیام کیث چمبرز گاتری؛
۲۰. کنراد گایزر؛
۲۱. هانس کرامر؛
۲۲. مایلز برنییت؛
۲۳. چارلز کان؛
۲۴. جولیا آناس؛
۲۵. الکساندر نهاماس؛
۲۶. ترنس اروین؛
۲۷. جان ام. کوپر؛
۲۸. کریستوفر رو؛
۲۹. گیل فاین؛
۳۰. سی. دی. سی. ریو؛
۳۱. مری مارگارت مککیب؛
۳۲. لو بریسون.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
اگر دوستان عزیز پرستار در کانال هستند، که حضوراً افتخار شناختنشان را ندارم، روز پرستار را به محضرشان تبریک میگویم. میدانم زحمت فراوان میبرید و الطاف بیکران میکنید. بدانید مردمِ شکرگزار، قدردان زحمات شما هستند. خدای بزرگ نگهدارتان. 🌹🌹
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
🧠 گرگوری ولاستوس ده معیار برای تمایز فلسفهی سقراط تاریخی و فلسفهی افلاطون بر اساس محاورات سقراطی افلاطون ارائه میدهد. آن معیارها را بیابید و بنویسید. سپس نقدهای چارلز اچ کان بر معیارهای ولاستوس را بیان کنید.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 مهمترین رسالههای افلاطون برای شناخت سقراط تاریخی
آپولوژی، کریتون، اوثیفرون و منون، مهمترین منابع افلاطونی برای شناخت منش و شخصیت سقراط تاریخیاند.
چهار رسالهی فوق، بهعلاوهی لاخس، خارمیدس، گورگیاس و پروتاگوراس مهمترین منابع افلاطونی برای شناخت سبک، روش، هدف و آموزههای سقراط تاریخیاند.
سایر رسالهها بازتابدهندهی اندیشهی افلاطوناند؛ و از سقراط فاصلههای قابل اعتنایی دارند و نباید آنها را بیاحتیاط بر منش و نگرش سقراطی حمل کرد.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
... کاش روحش هم به زیبایی تنش بود.😢
– سقراط
بس نکته غیرِ حُسن بباید که تا کسی
مقبولِ طبعِ مردم صاحب نظر شود
– حافظ
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 دو پوستر از جنگ جهانی دوم مربوط به عملیات تلهگذاری با طعمهی جنسی (Hony trapping)
این عملیات در ایران با نام «پرستو» شناخته میشود. تلهی جنسی روشی برای جذب افراد و جمعآوری اطلاعات از آنان است. سازمانهای اطلاعاتی، بعضاً تنفروشانی را آموزش میدهند تا از مشتریان خود جاسوسی کنند. پرستوها، گاهی مأمورانی زبدهاند و گاهی فقط زنانی اغواگرند که توسط یک نیروی امنیتی بهکارگرفته میشود. مواردی از استفاده از پرستوها در آمریکا، شوروی و بریتانیا گزارش شده است.
یوری کروتکوف (فیلمنامهنویس) معترف است وظیفه داشته زنان جذاب را بیابد و به عنوان طعمهی جنسی در عملیاتهای جاسوسی استفاده کند. او، زنان را با پیشنهاد لباس، پول و موقعیت شغلی استخدام میکرده است.
در شوروی سابق، سوئیتهای دو اتاقهای وجود داشتهاند که در یک اتاق آن، پرستو هدف خود را اغفال میکرده است و در اتاق دیگر مأموران کا.گ.ب فیلم و صدا را ضبط میکردهاند.
فیلم گنجشک سرخ اثر فرانسیس لارنس، داستان یکی از این پرستوهاست: رقاصهای که به جاسوس شوروی تبدیل میشود. فیلم بر اساس جاسوسیهای جنسی واقعی ساخته شده است
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 معرفی چند رابطهی منطقی
۱. رابطهی متقارن: اگر aRb آنگاه bRa
مثال. رابطهی دوستی اگر الف دوست ب است آنگاه ب دوست الف است
۲. رابطهی نامتقارن: اگر aRb آنگاه چنین نیست که bRa
مثال. رابطهی پدری. اگر الف پدرِ ب است آنگاه چنین نیست که ب پدرِ الف باشد.
۳. رابطهی پادمتقارن: اگر aRb و bRa آنگاه a=b
مثال. رابطهی کوچکتر یا مساوی. اگر الف کوچکتر یا مساوی ب و ب کوچکتر یا مساوی الف آنگاه الف مساوی ب
۴. رابطهی انعکاسی. اگر aRa آنگاه aRa
مثال. رابطهی برابری. هر عدد الف با الف برابر است.
۵. رابطهی ضدانعکاسی. چنین نیست که aRa
مثال. رابطهی کوچکتری عدد از خودش. اگر هیچ عددی از خودش کوچکتر نیست، آنگاه چنین نیست که الف از الف کوچکتر باشد.
۶. رابطهی تعدی: اگر aRb و bRc آنگاه aRc.
مثال. رابطهی بزرگتری. اگر الف از ب بزرگتر و ب از ج بزرگتر باشد آنگاه الف از ج بزرگتر است.
۷. رابطهی نامتعدی: اگر aRb و bRc آنگاه لزوماً چنین نیست که aRc
مثال. رابطهی دوستی. اگر الف با ب دوست است و ب با ج دوست است آنگاه چنین نیست که الف با ج دوست باشد.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 گزارشی تصویری از جلسهی افلاطونخوانی
... میخواهم انسانی زندگی کنم.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
#قرابت
یارِ رقیب دیده، سزایش ندیدن است
دندان کِرمخورده، علاجش کشیدن است
‒ صابر همدانی
(۱۲۸۲ – ۱۳۳۵ ه. ش)
از خَزَف کمتر بود لعلی که گه بوسد رقیب
بفکن آن جامی که اندر وی مگس افتاده است
– سید عباس معارف
(۱۳۳۳ – ۱۳٨۱ ه. ش)
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 مهمترین خطاهای تفسیرِ متون فلسفی و ادبی
[فرستهی یک]
✔️ خطاهای تفسیری مربوط به زمینه
– زمانپریشی: نسبت دادن ارزشها و مفاهیم امروزی به نویسندهای در دورهای دیگر.
– عدم توجه به زمینهی تاریخی: نادیدهگرفتن شرایط فکری، اجتماعی، فرهنگی، و اجتماعی که متن در آن پدید آمدهاست.
– عدم توجه به زمینهی درون متن: جدا کردن بخشی از متن برای تفسیر بدون توجه به آنچه کل متن میگوید.
– جعل زمینه: اطلاعاتی تاریخیای به متن نسبت داده شود که یا درست نیست یا شواهد و قرائن کافی برای درستی آن در دست نداریم.
✔️ خطاهای تفسیری مربوط به نیت مؤلف
– مؤلفمحوری: تصور اینکه تنها یک تفسیر معتبر از متن وجود دارد و این تفسیر چیزی نیست جز معنای مورد نظر مؤلف
– نیتخوانی: نسبت دادن نیت خاصی به مؤلف متن بدون داشتن شواهد و قرائن کافی
– زندگینامهگرایی: تفسیر یک اثر براساس زندگینامهی مؤلف یا تفسیر اثر بهگونهای که انگار مؤلف در اثر زندگی خود را بیان کردهاست.
– روانشناسیگرایی: تفسیر یک اثر به عنوان کاشف روان نویسنده و ویژگیهای شخصی غالباً پنهان او.
✔️ خطاهای تفسیری مربوط به زبان و معنا
– تفسیر تکمعنایی: این فرض که هر متن فقط و فقط یک معنای واحد دارد و هر تفسیر دومی از متن خطا است.
– ابهامزداییبیقرینه: انتخاب یک معنا و عدم توجه به معانی دیگر بدون توجه به شواهد متنی
– مغالطهی ریشهشناختی: این تصور که معنای واقعی هر واژه، تنها معنای تاریخی است و آن معنای تاریخی را مبنای تفسیر قراردادن.
– لغتنامهمحوری: این تصور که معنای مندرج در لغتنامه، بهتنهایی معنای مفاهیم مندرج در متن را روشن میکند و میتواند مبنای تفسیر قرار گیرد.
– تعمیم معنای واژه: یکی از معانی واژه را به تمام موارد کاربرد آن تعمیم دادن و تفسیر تمامی موارد کاربرد تنها با آن معنای خاص.
– تحمیل معنا: معنای مد نظر خود را بر متن فرافکندن و در نظر نگرفتن سایر امکانهای تفسیری معقول.
– تفسیر بر مبنای ترجمهی غلط: تفسیر یک متن بر اساس ترجمهای غلط یا غیرقابل اعتماد.
✔️ خطاهای منطقی در تفسیر
– مصادره به مطلوب: ابتدا معنا را در نظر بگیریم و سپس در تفسیر خود آن معنا را از متن استخراج کنیم.
– استدلال از سکوت: از این مقدمه که چون مؤلف دربارهی الف چیزی نگفته است پس موافق است است. [دقت کنید که لزوماً سکوت علامت رضا نیست.]
– تعمیم شتابزده: یک بخش از متن را نمایندهی کل نظام فکری مؤلف بدانیم و به سایر شواهد متنی بیاعتنا باشیم.
– دوگانهسازی جعلی: این تصور که اگر تفسیر متن الف نیست پس تفسیر درست آن چیزی متضاد یا متناقض با الف است.
– هر تفسیری امکانپذیر است: امکان تفاسیر متعدد معقول را دلیلی بر این امر دانستن که هر تفسیری ممکن است. [دقت کنید که کثرت تفاسیر دلیل خوبی بر عدم محدودیت تفاسیر نیست.]
✔️ خطاهای تفسیری مربوط به جزء و کل
– کلسازی ازجزء: یک جملهی منفرد را نمایندهی کل اثر قرار دادن و بیتوجهی به کلیت فکری نویسنده در تفسیر جملههای منفرد
– تعمیم یک اثر به کل سیر فکری نویسنده: یک اثر را نمایندهی کل فکر مؤلف قرار دادن و بیتوجهی به آثار قبلی و بعدی او.
– نادیدهگرفتن تحول فکری نویسنده: بیتوجهی به اینکه مولف ممکن است تغییرات فکری داشته باشد و چیزی را که در متن گفته بعداً بسط یا بهبود داشته باشد، و حتی تعدیل یا نهایتاً نقض کرده باشد.
نیز ببینید:
۱. روششناسی تفسیر متون فلسفی یک
۲. روششناسی تفسیر متون فلسفی دو
۳. روششناسی تفسیر متون فلسفی سه
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh