ashaarmolana | Unsorted

Telegram-канал ashaarmolana - اشعار حضرت مولانا

-

🔹️﷽🔹️ یک دست جام باده و یک دست جعد یار رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست! ''حضرت مولانا '' ↫ڪپے ونشــــرحلال

Subscribe to a channel

اشعار حضرت مولانا


#شمس #شعر #مولانا

🕊🍃🕊🍃🕊🍃
🕊

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

,
آن ها که اهل صُلحَند
بردند زندگی را
وین ناکسان بمانند
در جنگِ زندگانی


💜#مولانا


@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

صد شهر خبر رفته کای مردم آشفته
بیدار شد آن خفته تا روز مشین از پا

#بیدار شد آن فتنه کو چون بزند طعنه
در کوه کند رخنه تا روز مشین از پا

#مولانای_جان




@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمی دانم

نه تـرسا و یهودیـم نه گبرم نه مسلمانم

نه شـرقیّم نه غـربیّم نه بـریّم نه بـحریّم

نه ارکـان طبـیعیّم نه از افـلاک گـردانم

نه از خاکم نه از بادم نه از آبم نه از آتش

نه از عرشم نه از فرشم نه از کونم نه از کانم

نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقسینم

نه از مـلک عراقـینم نه از خـاک خراسانم

نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ

نه از آدم نه از حوا نه از فـردوس رضـوانم

مـکانم لامـکان بـاشد نشانم بی نشـان باشد

نه تن باشد نه جان باشد که من از جان جانانم
دوئی از خود برون کردم یکی دیدم دو عالم را

یـکی جویم یکی کویم یکی دانم یکی خوانم

هو الاول هو الآخـر هو الظاهـر هو البـاطن

بـغیر از هو و یـا من هو دگر چیزی نمی دانم

زجان عشق سر مستم دو عالم رفت از دستم

بـجـز رندی و قـلاشی نبـاشد هیـچ سامانم

اگر در عمر خود روزی دمی بی او بر آوردم

از آن وقت و از آن ساعت زعمر خود پشیمانم

اگر دستم دهد روزی دمی با دوست در خلوت

دو عالـم زیـر پـا آرم دگـر دستـی بـرافشانم

عجب یاران چه مرغم من که اندر بیضه پرّانم

درون جـسم آب و گل همـه عشقم همـه جانم

الا ای شمس تبریزی چنان مستم در این عالم

کـه جـز مـستی و قـلاشی نبـاشد هیچ درمانم

نه تـرسا و یهودیـم نه گبرم نه مسلمانم

نه شـرقیّم نه غـربیّم نه بـریّم نه بـحریّم

نه ارکـان طبـیعیّم نه از افـلاک گـردانم

نه از خاکم نه از بادم نه از آبم نه از آتش

نه از عرشم نه از فرشم نه از کونم نه از کانم

نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقسینم

نه از مـلک عراقـینم نه از خـاک خراسانم

نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ

نه از آدم نه از حوا نه از فـردوس رضـوانم

مـکانم لامـکان بـاشد نشانم بی نشـان باشد

نه تن باشد نه جان باشد که من از جان جانانم

دوئی از خود برون کردم یکی دیدم دو عالم را

یـکی جویم یکی کویم یکی دانم یکی خوانم

هو الاول هو الآخـر هو الظاهـر هو البـاطن

بـغیر از هو و یـا من هو دگر چیزی نمی دانم

زجان عشق سر مستم دو عالم رفت از دستم

بـجـز رندی و قـلاشی نبـاشد هیـچ سامانم

اگر در عمر خود روزی دمی بی او بر آوردم

از آن وقت و از آن ساعت زعمر خود پشیمانم

اگر دستم دهد روزی دمی با دوست در خلوت

دو عالـم زیـر پـا آرم دگـر دستـی بـرافشانم

عجب یاران چه مرغم من که اندر بیضه پرّانم

درون جـسم آب و گل همـه عشقم همـه جانم
الا ای شمس تبریزی چنان مستم در این عالم

کـه جـز مـستی و قـلاشی نبـاشد هیچ درمانم

مولانا

@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

ایها العشاق آتش گشته چون استاره‌ایم
لاجرم رقصان همه شب گرد آن مه پاره‌ایم


تا بود خورشید حاضر هست استاره ستیر
بی‌رخ خورشید ما می دانک ما آواره‌ایم


الصلا ای عاشقان‌هان الصلا این کاریان
باده کاری است این جا زانک ما این کاره‌ایم


هر سحر پیغام آن پیغامبر خوبان رسد
کالصلا بیچارگان ما عاشقان را چاره‌ایم


نعره لبیک لبیک از همه برخاسته
مصحف معنی توی ما هر یکی سی پاره‌ایم


خونبهای کشتگان چون غمزه خونی اوست
در میان خون خود چون طفلک خون خواره‌ایم


کوه طور از باده‌اش بیخود شد و بدمست شد
ما چه کوه آهنیم آخر چه سنگ خاره‌ایم


یک جو از سرش نگوییم ار همه جو جو شویم

گرد خرمنگاه چرخ ار چه که ما سیاره‌ایم


همچو مریم حامله نور خدایی گشته‌ایم
گر چو عیسی بسته این جسم چون گهواره‌ایم


از درون باره این عقل خود ما را مجو
زانک در صحرای عشقش ما برون باره‌ایم


عشق دیوانه‌ست و ما دیوانه دیوانه‌ایم
نفس اماره‌ست و ما اماره اماره‌ایم


مفخر تبریز شمس الدین تو بازآ زین سفر
بهر حق یک بارگی ما عاشق یک باره‌ایم

مولانای جان


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

باز گردد عاقبت این در؟ بلی
رو نماید یار سیمین‌بر؟ بلی


ساقی ما یاد این مستان کند
بار دیگر با می و ساغر؟ بلی


نوبهار حُسن آید سوی باغ؟
بشکفد آن شاخه‌های تر؟ بلی


طاق‌های سبز چون بندد چمن
جفت گردد ورد و نیلوفر؟ بلی


دامن پُر خاک و خاشاکِ زمین
پُر شود از مشک و از عنبر؟ بلی


آن بر سیمین و این روی چو زر
اندرآمیزند سیم و زر؟ بلی


این سر مخمورِ اندیشه‌پرست
مست گردد زان میِ احمر؟ بلی


این دو چشم اشکبارِ نوحه‌گر
روشنی یابد از آن منظر؟ بلی


گوش‌ها که حلقه در گوشِ وی است
حلقه‌ها یابند از آن زرگر؟ بلی


شاهدِ جان چون شهادت عرضه کرد
یابد ایمان این دلِ کافر؟ بلی


چون بُراق عشق از گردون رسید
وارهد عیسیِ جان زین خر؟ بلی


جملهٔ خلق جهان در یک کَس است
او بوَد از صد جهان بهتر؟ بلی


من خمش کردم و لیکن در دلم
تا ابد روید نی و شکّر؟ بلی

مولانای جان


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

پاک کن دو چشم را از موی عیب
تا ببینی باغ و سروستان غیب

دفع کن از مغز و از بینی زکام
تا که ریح الله آید در مشام

#مولانای_جان


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

🎧ای ساربان آهسته رو کارام جانم میرود🫀🤍

@Ashaarmolana | آیدی کانال

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد

گوهری کز صدفِ کُون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد

مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوش
کو به تأییدِ نظر حلِّ معما می‌کرد

دیدمش خُرَّم و خندان قدحِ باده به دست
و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد

گفتم این جامِ جهان‌بین به تو کِی داد حکیم؟
گفت آن روز که این گنبدِ مینا می‌کرد

بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد

این همه شعبدهٔ خویش که می‌کرد این جا
سامری پیشِ عصا و یدِ بیضا می‌کرد

گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند
جُرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

فیضِ روحُ القُدُس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد

گفتمش سلسلهٔ زلفِ بُتان از پی چیست
گفت حافظ گله‌ای از دلِ شیدا می‌کرد


#حضرت_حافظ

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

شاعر گمنام

از بیم رقیب جستجویت نکنم
وز طعن حسود گفتگویت نکنم

لب بستم و از پای نشستم اما
این را نتوان که آرزویت نکنم

اثیر اخسیکثی

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

*محبت مادر هیچ‌وقت تمام نمی‌شود، فقط شکل عوض می‌کند. امروز نوبت توست🫵 که مهربانی را پس بدهی.*❤️‍🩹😢

*کلیپ زیبا در مورد مادر*🥹💕🤲🏻

*قلب بزن ♥️و به دوستانت بفرست🕊️*

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.


جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود
گر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بود

چون همه سوی نور تست کیست دورو به عهد تو
چون همه رو گرفته‌ای روی دگر کجا بود

آنک بدید روی تو در نظرش چه سرد شد
گنج که در زمین بود ماه که در سما بود

با تو برهنه خوشترم جامه تن برون کنم
تا که کنار لطف تو جان مرا قبا بود

ذوق تو زاهدی برد جام تو عارفی کشد
وصف تو عالمی کند ذات تو مر مرا بود

هر که حدیث جان کند با رخ تو نمایمش
عشق تو چون زمردی گرچه که اژدها بود

هر که رخش چنین بود شاه غلام او شود
گرچه که بنده‌ای بود خاصه که در هوا بود

این دل پاره پاره را پیش خیال تو نهم
گر سخن وفا کند گویم کاین وفا بود

چون در ماجرا زنم خانه شرع وا شود
شاهد من رخش بود نرگس او گوا بود

از تبریز شمس دین چونک مرا نعم رسد
جز تبریز و شمس دین جمله وجود لا بود


#حضرت_مولانا
#دیوان_شمس


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

از‌ جایگاه بالای بی‌عقلان ناراحت نشید،
به قول عالیجناب
#صائب که میگه:

"گر ببینی ناکسان بالا نِشینند، صبر کن
روی دریا کف نِشیند، قعر دریا گوهر است"




🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

این عشق چو بارانست
ما برگ و گیا
ای جان

باشـد که دمـــی باران
بر برگ و گیا
کوبــد

#مولانا

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

بس بگردید و بگردد روزگار
دل به دنیا درنبندد هوشیار

ای که دستت می‌رسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

اینکه در شهنامه‌ها آورده‌اند
رستم و رویینه‌تن اسفندیار

تا بدانند این خداوندانِ ملک
کز بسی خلق است دنیا یادگار

این همه رفتند و ما ای شوخ‌چشم
هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار

ای که وقتی نطفه بودی بی‌خبر
وقت دیگر طفل بودی شیرخوار

مدتی بالا گرفتی تا بلوغ
سروبالایی شدی سیمین‌عذار



سعدی

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

‌
معشوقه چو آفتاب تابان گردد
عاشق به مثال ذره گردان گردد

چون باد بهار عشق جنبان گردد
هر شاخ که خشک نیست رقصان گردد.


#مولانا



@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

چون قفس در هر رگم چاکی سراسر میرود
دستِ عشقِ لااُبالی را چه‌ سان بندد کسی!

صائب تبریزی






@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان
آمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا بَر دَهان

گفت که سلطان مَنم، جانِ گلستان مَنم
حَضرتِ چون مَن شَهی، وآنگه یادِ فُلان؟

دفِّ مَنی هین مَخور سیلیِ هَر ناکَسی
نایِ مَنی هین مَکُن از دَمِ هَر کَس فَغان

پیشِ چو مَن کِیقُباد، چَشمِ بَدم دور باد!
حیف نَباشَد که تو یاد کُنی از کِهان؟

جُغد بُوَد کو به باغ یادِ خَرابه کند
زاغ بُوَد کو بَهار، یاد کند از خَزان

چَنگ به مَن دَر زدی، چَنگِ مَنی دَر کنار
تار که دَر زَخمه‌ام سُست شَوَد، بُگسَلان

پُشتِ جهان دیده‌ای رویِ جَهان را ببین
پُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهان

ای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ!
چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟

بَس که مَرا دامِ شعر، از دَغَلی بَند کرد
تا که زِ دَستم شکار، جَست سویِ گلسِتان

در پیِ دُزدی بُدَم، دُزد دِگَر بانگ کرد
هِشتم بازآمَدم، گفتم و هین چیست آن؟

گفت که اینک نشان، دُزدِ تو این سوی رَفت
دُزدِ مَرا باد داد آن دَغَلِ کَژنِشان

مولانای جان



@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

🩵چکاپ تخصصی انرژیایی🩵

@ElhamHealiing

💎معرفی برترین کانال‌های تلگرام:

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

تبلیغات مناسب برای کانال گروه وهرنوع کلاس های آموزشی شما با کمترین هزینه در کانال های ذیل پزیرفته میشود
🆔 @PDF_and_audio_library
🆔 @jomalatnab_ENGLISH
🆔 @ashaar_nabb
🆔 @Biow_english ‌‌
🆔 @Ashaarmolana
🆔 @AKSnaweshtae_NAB
🆔 @English_quizEss
🆔 @Pisht_AZ_an
🆔 @sokhanan_bzrgan
🆔 @Ghazal_nabb
🆔 @Learn_4_english
🆔 @Iftlis_library
🆔 @D_bookS0
🆔 @mutaliagaran
🆔 @jomalatnab_angizeshi
🆔 @book_and_roman_library


برای ثبت تبلیغ تان به آیدی زیر پیام بدید
👉
@M_amir8899

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد
و اندر دل دون‌همّت، اسرارِ تو چون باشد؟!


بر هر چه همی‌ لرزی، می‌دان که همان ارزی
زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد


آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد
وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد


آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟!
هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟


سیمرغ دلِ عاشق، در دام کجا گنجد؟!
پرواز چنین مرغی، از کون برون باشد


بر گرد خسان گردد چون چرخ، دل تاری
آن دل که چنین گردد، او را چه سکون باشد؟!


جام میِ موسی کش، شمس الحق تبریزی
تا آب شود پیشت، هر نیل که خون باشد

مولانای جان


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی
تو نه بر آنی که منم، من نه بر آنم که تویی


من همه در حکم توام، تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی


با همه ای رشک پری، چون سوی من برگذری
باش چنین، تیز مران! تا که بدانم که تویی


دوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو من
کرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی


چون همه جان روید و دل، همچو گیا خاک درت
جان و دلی را چه محل، ای دل و جانم که تویی


ای نظرت ناظر ما، ای چو خرد حاضر ما
لیک مرا زهره کجا، تا بجهانم که تویی


چون تو مرا گوش کشان، بردی از آن جا که منم
بر سر آن منظره‌ها، هم بنشانم که تویی


مستم و تو مست ز من، سهو و خطا جست ز من
من نرسم لیک بدان، هم تو رسانم که تویی


زین همه خاموش کنم، صبر و صبَر نوش کنم
عذر گناهی که کنون گفت زبانم که تویی

مولانا

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه‌نشین باده‌مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعهٔ فال به نام منِ دیوانه زدند

جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند

شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
صوفیان رقص‌کنان ساغر شکرانه زدند



حافظ

🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

آمده‌ای که رازِ من
بر همگان بیان کنی

و آن شهِ بی‌نشانه را
جلوه دهی نشان کنی


دوش خیال مست تو
آمد و جام بر کفش

گفتم می نمی‌خورم
گفت مکن زیان کنی


گنج دل زمین منم
سر چه نهی تو بر زمین

قبله‌ی آسمان منم
رو چه به آسمان کنی..



مولانا


🆔
@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

﴿وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا﴾

«و با مردم به نیکی سخن بگویید.» 🤍

📖 سوره بقره، آیه ۸۳

گاهی یک جمله‌ی خوب،
می‌تواند حالِ یک انسان را تغییر دهد.
پس اگر نمی‌توانی باری از دوش کسی برداری،
حداقل با کلامت باری بر دلش نگذار. 🌿

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم

چو رسول آفتابم به طریق ترجمانی
پنهان از او بپرسم به شما جواب گویم

به قدم چو آفتابم به خرابه‌ها بتابم
بگریزم از عمارت سخن خراب گویم

به سر درخت مانم که ز اصل دور گشتم
به میانهٔ قشورم همه از لباب گویم

من اگر چه سیب شیبم ز درخت بس بلندم
من اگر خراب و مستم سخن صواب گویم

چو دلم ز خاک کویش بکشیده است بویش
خجلم ز خاک کویش که حدیث آب گویم

بگشا نقاب از رخ که رخ تو است فرخ
تو روا مبین که با تو ز پس نقاب گویم

چو دلت چو سنگ باشد پر از آتشم چو آهن
تو چو لطف شیشه گیری قدح و شراب گویم

ز جبین زعفرانی کر و فر لاله گویم
به دو چشم ناودانی صفت سحاب گویم

چو ز آفتاب زادم به خدا که کیقبادم
نه به شب طلوع سازم نه ز ماهتاب گویم

اگرم حسود پرسد دل من ز شکر ترسد
به شکایت اندرآیم غم اضطراب گویم

بر رافضی چگونه ز بنی قحافه لافم
بر خارجی چگونه غم بوتراب گویم

چو رباب از او بنالد چو کمانچه رو درافتم
چو خطیب خطبه خواند من از آن خطاب گویم

به زبان خموش کردم که دل کباب دارم
دل تو بسوزد ار من ز دل کباب گویم


مولانا

🆔
@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

نظری به کار من کن
که ز دست رفت کارم

به کسم مکن حواله
که به جز تو کس ندارم

#مولانا




🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

📕هفت هزار سالگان

@abcdef123456_Hafthezarsalegan
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
💎معرفی برترین کانال‌های تلگرام:

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

او
چیز
دگر
داند؛
او
چیز
دگر
سازد!

#مولانا

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

اگر در برادرِ خود عیبی می‌بینی،
آن عیب در توست که در او می‌بینی.

عالَم همچون آینه است،
نقشِ خود را در او می‌بینی ...
آن عیب را از خود جدا کن،
زیرا آن چه از او می‌رنجی،
از خود می‌رنجی.

گفت: پیلی را آوردند بر سرِ چشمه‌ای که آب خورَد. خود را در آب می‌دید و می‌رَمید.
او می‌پنداشت که از دیگری می‌رمد، نمی‌دانست که از خود می‌رمد.

همه اخلاق بد از ظُلم و کین و حَسد و حرص و بی‌رحمی و کِبر چون در توست نمی‌رنجی،
چون آن را در دیگری می‌بینی می‌رمی و می‌رنجی.
پس بدان که از خود می‌رمی و می‌رنجی.


#فیه_ما_فیه
#حضرت_مولانا

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…
Subscribe to a channel