3569
⤵ تاریخ هنر ⤵درسگفتارها ⤵ فلسفة هنر و زیباییشناسی ⤵ مکاتب ادبی و هنری ⤵ مقالهها و کتابهای ارزشمند ⤵ معرفی و تفسیر آثار هنری ⤵ اساطیر انتقاد و پیشنهاد: @am_zalpour آنچه در کانال عرضه میشود برای بهرهمندی مخاطبان است و دیدگاه مدیر کانال نیست.
لرد فردریک لیتون (۱۸۳۰–۱۸۹۶) امروزه بیش از هر چیز بهخاطر نقاشیهایش با موضوع اساطیر کلاسیک شناخته میشود؛ اما دامنۀ موضوعات آثار او بسیار گسترده بود. سفرهای متعددش به سرزمینهای عربی او را به خلق چندین اثر شرقشناسانه سوق داد.
شرقگرایی در هنر اروپای سدۀ ۱۹ موضوعی محبوب بود. این گرایش پس از لشکرکشیهای ناپلئون به مصر (۱۷۹۸–۱۸۰۱) شکل گرفت و با مجموعهای از اکتشافات مهم باستانشناختی و انتشار سفرنامههای سیاحان پیشین، رونق بیشتری یافت. بیشتر هنرمندان، آثار خود را بر پایۀ این منابع دستدوم خلق میکردند؛ اما لیتون از معدود هنرمندانی بود که شخصاً به این مناطق سفر کرد. او در سال ۱۸۵۷ از الجزایر دیدن کرد و خیلی زود شیفتۀ هنر عربی شد. در پی این علاقه، مجموعۀ بزرگی از کاشیها و آثار سفالی گرد آورد. او حتی در خانهاش در لندن، تالاری به سبک عربی بنا کرد.
اجکام استیلی» ترکیببندی اثر را چنین ستوده است:
«درهمتنیدگی استادانۀ دو پیکر زیبا، که هر یک نمادی از زیبایی آرمانیاند، در حالی که کنار هم بر نیمکتی از مرمر سیاهوسفید نشستهاند، با صداقتی عمیق به تصویر کشیده شده است. ظرافت پرداخت دستهای دو پیکر ــ که یک مادر و کودک یا خواهر است ــ به نهایت کمال رسیده است. پاهایشان با وقار و خویشتنداری قرار گرفته و با لطیفترین ضربهها تراش خوردهاند. حالت نشستنشان طبیعی و موزون است. شیوۀ محبتآمیزی که پیکر بزرگتر دستهای کودک را بر روی ساز میگذارد و همزمان با دست دیگر آن را کوک میکند، کاملاً طبیعی و باورپذیر است.
تمام ترکیببندی سرشار از فضایی آکنده از ظرافت و پالودگی است و تجسمی تمامعیار از ریتم به شمار میرود. پارچههای شرقی به شکلی شگفتانگیز چین خوردهاند و هر چین، به تناسب، بر جلوههای نور و سایه میافزاید. لباس ساده و آبی کمرنگ کودک با رنگ لطیف و گلگون پوست او هماهنگی کامل دارد. ردای سفید و زردوزیشده دختر بزرگتر، یا زن جوان، نیز که آزاد و ظریف بر تن او افتاده، از نظر خوشسلیقگی و هماهنگی سنجیدۀ رنگها، کاملاً بجا و متناسب است. جزئیات گلهای انار سرخ ــ که لیتون اغلب از آنها برای ایجاد نقاط اوج رنگی بهره میگرفت ــ به زیبایی تمام پرداخته شدهاند.
اینکه خود هنرمند نیز ارزش فراوانی برای این تابلو قائل بوده، از آنجا پیداست که گروه تندیسگونه ومجسمهوار کوچکی از این دو زن را به یادگار گذاشته است؛ گروهی که هم در آفرینش این اثر و هم در ترکیببندی تابلوی «دافنهفوریا» از آن استفاده کرده بود.»
ارنست ریس زیبایی رنگآمیزی اثر را چنین ستوده است:
«تالاری کلاسیک را تصور کنید با کف و دیوارهای مرمری سیاهوسفید و سرخ، و ستونهایی از مرمر سرخِ تیره. در این تالار، دو دختر موبلوند، با جامههایی فاخر اما پابرهنه، نشستهاند؛ یکی شاگرد است و دیگری آموزگار موسیقی. دختر بزرگتر به کوچکتر نشان میدهد که چگونه انگشتانش را بر سیمهای ساز قرار دهد؛ سازی با طراحی و پرداختی بینهایت ظریف. حالت چهرههای آن دو بهطرزی دلنشین طبیعی است و رنگهایی که به ترکیببندی میافزایند ــ آبی کمرنگ لباس کودک، رنگهای لطیف پوست، زرد کمرنگ موها، سفیدی و زردوزی ردای آزاد دختر بزرگتر و رنگ خرماییِ پرمایۀ موهای او ــ هماهنگی چشمگیری دارند. تکهای از گل سرخِ انار که بر کف مرمرین افتاده، آخرین نتِ درخشان رنگی را به تابلو میافزاید.»
Staley, Edgcumbe (1906). Lord Leighton of Stretton. London: The Walter Scott Publishing Co., Ltd.; New York: Charles Scribner's Sons. pp. 107–108, 110, 112.
مرغ دل را صید جمعیت به دام افتاده بودسیاهمشق نستعلیق
زلف بگشادی و باز از دست شد نخجیر ما
[حافظ]
دارا و گلهبان
نسخه خطی بوستان سعدی
1531-32 م. و حـ . 1620 م.
بخارا، دوره شیبانیان
منسوب به شیخزاده
کاتب: میرعلی الحسینی هروی
نوشته شده برای سلطان عبدالعزیز
موزه هنر هاروارد
دارا و گلهبان
از نسخه بوستان سعدی، مکتب بخارا
حدود ۹۴۶ ق. ۹۱۸ ش. ۱۵۴۰ م.
گواش، مرکب و طلا روی کاغذ
۱۶۳ × ۱۰۱ میلیمتر
موزه فیتزویلیام
بیژن جهانگیری | استاد دانشگاه تهران
گزارش رسمی رتبهبندی دانشگاههای جهان در سال ۲۰۲۴ توسط مؤسسه آموزشی تایمز منتشر شد. طبق این گزارش دانشگاه آکسفورد انگلستان برای نهمین سال متوالی رتبۀ اول دانشگاههای جهان را بهدست آورد. همزمان با انتشار این گزارش خبر داده شد که متعاقب سه دور رأیگيری فشرده آقای ویلیام هیگ به سمت ریاست دانشگاه آکسفورد به مدت یک دورۀ ۱۰ ساله انتخاب شده است. سمتهای پیشین ایشان معاونت نخستوزير و وزارت امور خارجه انگلستان بود.
انشار این دو خبر و تقارن آن با انتصابهای اخیر عدهای از رؤسای دانشگاههای ایران و تغییرات وسیع مدیریت آموزش عالی بهدنبال انتخاب رئیسجمهور (سنتی که با آمدن هر رئيسجمهور جدید تکرار میشود)، موجب بازبینی بعضی مشخصات ده دانشگاه برتر جهان با احتمال درسآموزی از پارهای اختصاصات این دانشگاهها، شد.
اسامی ۱۰ دانشگاه برتر بدین ترتیب میباشد: آکسفورد ـ استانفورد ـ امآیتی ـ هاروارد ـ کمبریج ـ پرینستون ـ کالتک ـ ایمپریالکالج ـ برکلی و یل.
از این ده دانشگاه ۳ عدد در انگلستان و ۷ عدد در امریکا هستند. سال تأسیس قدیمیترین آنها یعنی کمبریج در ۱۲۰۹ میلادی و آکسفورد در ۱۲۵۰ میلادی است. (البته عدهای سال تأسیس آکسفورد را سال ۱۰۹۶ میلادی ذکر کردهاند). سال تأسیس دانشگاههای هفتگانه امریکا بین ۱۶۵۰ تا ۱۸۷۰ میلادی (مصادف با دوران حکومت قاجاریه) میباشد. غالب این دانشگاهها در هر دو کشور انگلیس و امریکا غیردولتی و خصوصی هستند. خصوصیبودن به معنی استقلال تام در تمام امور مربوطه و عدم وابستگی به دولت و آزادی در آموزش و پژوهش با کمترین تأثیر از نوسانات سیاسی کشور است.
ثبات مدیریت از اصول تغییرناپذیر ادارۀ این دانشگاهها است. به این رکوردها توجه بفرمائید: آقای چارلز ویلیام الیوت بمدت چهل (۴۰) سال مداوم ریاست دانشگاه هاروارد را بهعهده داشت. آقای جیمز کارلاهان ۳۱ سال رئیس دانشگاه پرینستون بود.
اخیرأ در دانشگاه آکسفورد آقای ویلیام هیگ جانشین آقای لرد پاتن شد. ایشان نمایندۀ ملکه و فرماندار هنگکنگ بود که با درایت تمام امر انتقال هنگکنگ به چین را با حفظ استقلال نسبی به سرانجامی صلحجویانه و مطلوب رساند. سپس به انگلستان بازگشت و مدیریت «بی بی سی» را بهعهده گرفت. متعاقبا و هنگامیکه به او اختیار دادند بین نخستوزیری انگلستان و ریاست دانشگاه آکسفورد یکی را انتخاب کند که گزینه دوم را ترجیح داد و بهمدت ۲۱ سال در این سمت خدمت کرد.
دانشگاههای برتر، هدف اول حیات علمی خود را «کشف حقیقت» / «وریتاس» میدانند. مشارکت جدی و مؤثر در این مهم و عرضۀ نتایج و دستاوردهای ملموس و معتبر علمی شرط انتصاب و ارتقای هیأت علمی در این دانشگاهها میباشد. دستاوردهای علمی کشوری و جهانی این دانشگاهها قابل ملاحظه است و تحسینبرانگیز است.
دانشگاه هاروارد با دریافت ۱۶۱ جایزه نوبل و کمبریج با دریافت ۱۲۱ جایزه، برترین مقامها را دارا میباشند.
کمبریج افتخار میکند که پذیرای بزرگان و نوابغی از قبیل نیوتن و فرانسیس بیکن و راترفورد و بوهر بوده و آکسفورد محل تحصیل نخستوزیران متعددی از کشورهای پاکستان، هندوستان، کانادا، استرالیا، سریلانکا، غنا، جامائیکا و مقامات بلندپایهای از قبیل پادشاه نروژ، امپراتور ژاپن، ایندیرا گاندی و هابل (ستارهشناس شهیر) بوده است. پنج تن از رؤسایجمهور آمریکا فارغالتحصیل دانشگاه یل بودهاند : هوارد تافت، جرالد فورد، بوش پدر و بوش پسر و بیل کلینتون.
این دانشگاهها از پرورش جسمانی غافل نبوده و در این راه مجاهدت و سرمایهگذاری میکنند. دانشجویان دانشگاه استانفورد تا کنون موفق به کسب ۱۵۲ مدال طلای المپیک شدهاند و بهدنبال آن دانشجویان دانشگاه برکلی قرار دارد با ۱۲۱ مدال طلای المپیک.
بهعلت دارا بودن اعتبار اجتماعی و علمی بالا، دانشگاههای آمریکا ثروتهای هنگفتی دارند. یک سنت پسندیده اینست که ثروتمندان این دو کشور، خصوصاً آنها که از این دانشگاهها فارغالتحصیل شدهاند و حتی آنها که چنین توفیقی بهدست نیاوردهاند، قسمتی از ثروت خود را به این دانشگاهها تقدیم میکنند. بهعنوان نمونه و نتیجه اینکه ثروت هاروارد بالغ بر ۵۰ بیلیون دلار و پرینستون متجاوز از ۳۴ بیلیون دلار میباشد.
در مورد رفتار این دانشگاهها با دانشجویان چند نکته قابل ذکر است: این دانشگاهها مبنا را بر سختگیری و عدم اغماض گذاشتهاند. معدل نمرات امتحانات ورودی دانشجویانی که پذیرفته میشوند بهطور باورنکردنی بالا است و غالبا متجاوز از ۹۵ روی ۱۰۰ میباشد.
از کانال گشتها (هومن پناهنده) | با اندکی ویرایش
دارا و گلهبان: اندر شناختن دوست و دشمن
برگی از نسخۀ بوستان سعدی
کتابت میرعلی الحسینی
بخارا ۹۲۹ ه .ق./۲۳-۱۵۲۲ میلادی
مرکب، آبرنگ مات و طلا روی کاغذ؛
29.2 × 19.7 سانتیمتر
موزه متروپولیتن، نیویورک
گل و مرغ
ایران، قاجار، سده ۱۹ م.
آبرنگ روی کاغذ
۲۱.۵ × ۱۴.۵ سانتیمتر
فروش در مزایدهها
هو
تاريخ تولّد نور چشمی آقا ميرزا محمّد حفظه الله شب سه شنبه پنجم شهر ربيع دوّم مطابق سنۀ يک هزار و دويست و هشتاد و شش ۱۲۸۶
تحریراً شهر ربیع المولود سنۀ ۱۲۹۱
یا علی مدد است
( کلمات پراکنده ) : قند ریزد
( با تشکّر از استاد پوریا خاکپور )
#میرزا_غلام_رضا_اصفهانی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
سیاهمشق نستعلیق تذهیبی
برگی از یک مرقّع شامل آثاری از سدۀ ۱۶ تا ۱۸ م.
گردآورنده: غلامحسینخان و آرچیبالد سوینتون
گواش، مرکب مشکی و طلا روی کاغذ
برگه: ۳۵.۴ × ۲۲ سانتیمتر
موزههای ایالتی برلین
هوالمعز
هرآنکو غافل از حق یکزمانست
در آندم کافرست اما نهانست
اگر آن غافـلی پیـوسته بودی
درِ اسلام بر وی بسته بودی
[کشکول شیخ بهایی]
الفقیر الحقیر المذنب عماد الحسنی غفر ذنوبه و ستر عیوبه
درویش کسی بُوَد که دلریش بوَدچلیپای نستعلیق
سَر تا به قدم شیفتۀ خویش بوَد
سازد به همه بیهمه باشد همهوقت
بیگانه ز خویش و باز با خویش بوَد
🎴 هزار نقاشی که باید پیش از مرگ ببینیم | استفن فارتینگ
۶. شلاقبازی (Snap the Whip)
وینسلو هومر،۱۸۷۲ م.
رنگروغن روی بوم
۵۶ × ۹۱٫۵ سانتیمتر
مؤسسه هنر آمریکایی باتلر، اوهایو
تابلوی شلاقبازی گروهی کودک را نشان میدهد که بیرون از مدرسه کوچک سرخرنگی، بازی قدیمی و دیرپایی را انجام میدهند. پیراهنهای سفید سه پسر در برابر رنگ سرخ چشمگیر ساختمان مدرسه، جلوهای متمایز یافتهاند. پیکرهها، ساختمان و چشمانداز پسزمینه در ترکیبی کاملاً متعادل قرار گرفتهاند.
از یک منظر «شلاقبازی» اثری شاد و سرزنده است که دوران کودکی و بازی را گرامی میدارد. این تابلو شخصیتهای بازیگوش و سرکشِ هنر و ادبیات سدۀ نوزدهم را به یاد میآورد؛ پسرانی همچون هاکلبری فین. بااینحال، در ساختار و محتوای اثر، تنشهای ظریفی نیز وجود دارد: سکون زمین در برابر حرکت کودکان؛ دویدن و زمین خوردن پسرها؛ فضای درونی و ذهنی مدرسه در برابر زندگی مفرح و آزادانه در فضای بازِ.
شلاقبازی، که آخرین تصویرنگاری هومر از گروه بزرگی از مردم است، همچنان یکی از برجستهترین نمونههای سبک نقاشی او به شمار میرود؛ سبکی بهغایت اصیل، عمیقاً آمریکایی و طبیعتگرایانه.
تو شهریار جهان، ما غریب شهر توییم
وطن گذاشته، بیخانمان ز بهر توییم
[امیرشاهی]
📚 کیمیای هستی (زندگینامهٔ خودنوشت)
✍🏻 سیّد مرتضی نجومی کرمانشاهی
🎁 تقدیمیِ کانال چراغ مطالعه
#سید_مرتضی_نجومی
@cheraghe_motaleeh
🎴 هزار نقاشی که باید پیش از مرگ ببینیم | استفن فارتینگ
۵. نمایی از خانه و باغ هنرمند در میلز پلینز، منطقه ون دیمن
جان گلاور، ۱۸۳۵ م.
رنگ روغن روی بوم
۷۶٫۴×۱۱۴٫۴ سانتیمتر
نگارخانه هنر استرالیای جنوبی، آدلاید
جان گلاور (۱۷۶۷–۱۸۴۹)، نقاش برجستهٔ انگلیسی مناظر طبیعی، در دهۀ شصت زندگیاش بود که در سال ۱۸۳۱ به تاسمانی رسید. مناظر رمانتیک او با حالوهوای نقاشیهای کلود لورَن، در بریتانیا تحسین فراوانی برانگیخته بودند؛ بااینحال، او تصمیم گرفت پشت به چشماندازهای انگلیسیای کند که برایش موفقیت به ارمغان آورده بودند و چالش رویارویی با محیطی تازه و غریب را بپذیرد.
محیط جدید، در کنار توانایی گلاور در ثبت دقیق موضوع نقاشی، به او امکان داد با نگاهی تازه و مشتاقانه به کار بپردازد و از رویکرد دقیق و موشکافانهٔ پیشین خود فاصله بگیرد.
وسعت چشمگیر این سرزمین ــ که در مقایسه با آن، چشماندازهای محدود و محصور زادگاهش ناچیز مینمودند ــ سبزهای متمایل به خاکستریِ طبیعت و نور درخشان آفتاب استرالیا، همگی به نقاشیهای گلاور راه یافتند؛ او با مهارتی چشمگیر، «ویژگی شگفتانگیز درختان» و «زیبایی باشکوه افق» را به تصویر کشید.
🎴 هزار نقاشی که باید پیش از مرگ ببینیم | استفن فارتینگ
۷. درس موسیقی | لرد فردریک لیتون
۱۸۷۷ م.| رنگروغن روی بوم| ۹۲٫۸ × ۹۵٫۳ سانتیمتر| نگارخانه هنر گیلدهال، لندن
«درس موسیقی» تابلویی از فردریک لیتون است که نخستینبار در سال ۱۸۷۷ به نمایش درآمد. در این نقاشی، دختری جوان به نام کانی گیلکریست، نواختن ساز را میآموزد.
با وجود آشنایی گستردۀ لیتون با خاورمیانه، او تلاشی برای واقعنمایی در صحنههای شرقشناسانۀ خود نمیکرد. او این آثار را «محصولاتی عامهپسند، ناگزیر و اجتنابناپذیر» مینامید؛ آثاری که با جلب پسند مخاطبان غربی، هزینۀ سفرهایش را تأمین میکردند.
در تابلوی درس موسیقی، فضای محصور صحنه و پاهای برهنهٔ دختران قرار است به موضوع حرمسرا اشاره داشته باشد؛ موضوعی که همواره فروش خوبی داشت. لباسهای فاخر این دو دختر بخشی از مجموعهای بودند که لیتون در سفر سال ۱۸۷۳ خود به دمشق خریداری کرده بود. بااینحال، مدلهای نقاشی آشکارا اروپایی بودند. دختر کوچک، کانی گیلکریست (۱۸۶۵–۱۹۴۶)، همان کسی است که برای ویسلر نیز ژست گرفته بود و لوئیس کارول هم از او عکاسی کرده بود.
ای که چو شکل خوشت آراستند
فتنۀ اربابِ نظر خواستند.
[تحفهالاحرار جامی]
شاه دارا (داریوش) و گلهبان
بوستان سعدی
ربع اول سده ۱۶ میلادی
سبک تبریز، به شیوه شیخ زاده
مرکب مشکی و گواش روی کاغذ
نگاره: ۱۸۱ × ۱۰۱ میلیمتر
برگه: ۱۹۹ × ۱۲۰ میلیمتر
موزه هنر و تاریخ MAH، شهر ژنو.
دارا و گلهبان
گفتار اندر شناخت پادشاهْ دوست و دشمن را
از نسخه دستنویس بوستان سعدی
عمل محمود مذهّب
۹۷۰ ه .ق. ، ۱۵۶۲ میلادی
شنیدم که دارای فرخ تبار
ز لشکر جدا ماند روز شکار
دَوان آمدش گلهبانی به پیش
به دل گفت دارای فرخندهکیش
مگر دشمنست این که آمد به جنگ
ز دورش بدوزم به تیر خدنگ
کمان کیانی به زه راست کرد
به یکدم وجودش عدمخواستکرد
بگفت ای خداوند ایران و تور
که چشم بد از روزگار تو دور
من آنم که اسبانذ شه پرورم
به خدمت بدین مَرغزار اندرم
ملک را دل رفته آمد به جای
بخندید و گفت: ای نکوهیدهرای
تو را یاوری کرد فرخسروش
وگرنه زه آوردهبودم به گوش
نگهبان مرعی بخندید و گفت:
نصیحت ز منعم نباید نهفت
نه تدبیر محمود و رای نکوست
که دشمن نداند شهنشه ز دوست
چنان است در مهتری شرط زیست
که هر کهتری را بدانی که کیست
مرا بارها در حضر دیدهای
ز خیل و چراگاه پرسیدهای
کُنونَت به مهر آمدم پیشباز
نمیدانیَم از بداندیش باز
توانم من، ای نامور شهریار
که اسبی برونآرَم از صدهزار
مرا گلهبانی به عقل است و رای
تو هم گلۀ خویش باری، بپای
در آن تخت و ملک از خلل غم بود
که تدبیر شاه از شبان کم بود
| بوستان سعدی، باب اول در عدل و تدبیر و رای |
یکی نعره زد در میان گروهخوان ششم: نبرد رستم با ارژنگدیو
که گفتی بدَرّید دریا و کوه
برون جَست از خیمه ارژنگدیو
چو آمد بگوشش بدانسان غریو
چو رستم ورا دید انگیختاسب
بیامد بر او چو آذرگُشَسْب
سر و گوش بگرفت و یالش دلیر
سر از تن بکَندش به کردار شیر
پر از خون سر دیو کنده ز تن
بینداخت زانسو که بود انجمن
حرم امام رضا، گنبد طلا، مسجد گوهرشاد
عکس از آنهماری شوارتسنباخ
۱۳۱۷ خورشیدی، ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۰ م.
کتابخانة ملی سوئیس
درویش نشسته و شاهزادهای ایستاده در کنار درختی شکوفان
نیمه اول سدۀ ۱۷ م.
ایران، صفوی، مکتب اصفهان
طلا، آبرنگ، تشعیر، تذهیب
قاب مرکزی: ۱۷.۵×۱۱.۸ سانتیمتر
کل اثر: ۳۵.۷×۲۲ سانتیمتر
موزه ریکس آمستردام
در پشت برگه، دو تمبر ایرانی با تاریخهای ۱۶۲۰/۲۱ م. و ۱۶۳۰/۱ م. وجود دارد. بنابراین، این نگاره مربوط به زمان شاهعباس کبیر (۱۵۸۶-۱۶۲۸) یعنی دوره اوج هنر صفویان است.
آنچه این مینیاتور را منحصر به فرد میکند، کتیبۀ هلندی با دستخط مربوط سدۀ هفدهم در پشت آن است که آن را به قدیمیترین نمونۀ شناخته شده از حضور هنر ایرانی در هلند تبدیل میکند. تنها چهار مینیاتور ایرانی دیگر با کتیبه قدیمی هلندی شناخته شده است که دو تا از آنها در مجموعه موزه امپراتوری هلند (Rijksmuseum) قرار دارند. با این حال، هر چهار اثر احتمالاً مربوط به حدود سال ۱۷۰۰ و با کیفیت بسیار پایینتری هستند. این اثر قدیمیترین مینیاتور شناخت شدهای است که از ایران به هلند رسیده است. این امر گواهی منحصربهفرد و بسیار قدیمی از علاقه به نقاشی ایرانی در جمهوری سدۀ هفدهم هلند است.
هوالمعز
هرآنکو غافل از حق یکزمانست
در آندم کافرست اما نهانست
اگر آن غافـلی پیـوسته بودی
درِ اسلام بر وی بسته بودی
[کشکول شیخ بهایی]
الفقیر الحقیر المذنب عماد الحسنی غفر ذنوبه و ستر عیوبه
اتصالات حروف نستعلیق
کتبه الفقیر المذنب عماد الحسنی
۱۰۰۸ ه .ق.
مجموعه ثاقب صابونچی
هنگامی که تابلوی شلاقبازی در سال ۱۸۷۲ به نمایش درآمد، وینسلو هومر نقاشی شناختهشده و تحسینشده بود. بااینحال، میتوان گفت این اثر سرآغاز دورهای تازه در کارنامه هنری او شد؛ گذاری از سالهای آغازین فعالیتش به دورهای میانی که تأملبرانگیزتر بود، اما به همان اندازه پربار. محبوبیت چشمگیر این اثر، که احتمالاً محبوبترین تابلوی اوست، شهرت هومر را تثبیت کرد و جایگاهش را در تاریخ آمریکا استوار ساخت.
هومر رسالت خود را ثبت زندگی مردمی قرار داده بود که در پیوندی دوسویه با طبیعت خشن و ناهموارِ پیرامونشان در روستاهای آمریکا زندگی میکردند.
عنوان اصلی این اثر به نام بازیای اشاره دارد که در انگلیسی Snap the Whip یا Crack the Whip خوانده میشود. کودکان دست در دست هم میدوند و حرکت ناگهانی زنجیره، بهویژه در انتهای آن، حرکتی شبیه تکانخوردن شلاق ایجاد میکند.
وینسلو هومر نسخه دومی از این اثر را با تاریخ مشابه نقاشی کرد که اکنون در موزه هنر متروپولیتن، نیویورک قرار دارد. در نسخۀ اخیر، او مدرسه را حفظ کرده اما منظرۀ تپۀ پسزمینه حذف شده است و این باعث میشود مکان کمتر به منطقۀ خاصی وابسته باشد.
آراسته آمد و چه آراستنیسیاهمشق نستعلیق تذهیبی
دل خواست به عشوه و چه دلخواستنی
بنشست و شرابخورد و برخاست برقص
وهوه چه نشستی، چه برخاستنی
[اهلی شیرازی]
از کتاب جزء و کل، نوشتۀ ورنر هایزنبرگ، ترجمۀ حسین معصومی همدانی.
برگرفته از کانال گشتها | هومن پناهنده
تأثیر تابلوی «نمایی از خانه و باغ هنرمند در میلز پلینز، منطقۀ ون دیمن» به مرزهای خیال و واقعیت پهلو میزند. هنرمند، صحنهای روستایی را با خانهای مسکونی و باغی تازهکاشتهشده که ردیفهای منظم گلهای انگلیسی در آن دیده میشود، در برابر چشماندازی باز و ناشناخته قرار میدهد. این موضوع بازتاب تجربهٔ شخصی هنرمند از بهکارگیری ذوق و نگرش انگلیسی خود برای ساختن خانهای در سرزمینی بیگانه است؛ سرزمینی که گویی هنوز ناشناخته و کشفنشده باقی مانده بود. او بدینسان در این محیط تازه، بهشتی شخصی برای خود آفرید.
گلاور نهتنها به زیباییشناسی شخصی و تازهای دست یافت، بلکه زبانی بصری برای توصیف محیط جدید خود پدید آورد. او که بهسبب خلق برخی از مهمترین نقاشیهای برآمده از چشماندازهای طبیعی استرالیا شناخته میشود، «پدر نقاشی منظره در استرالیا» به شمار میآید.
ای برادر عزیز
زنهار و هزارهزار زنهار که
در خواندن و نوشتن تقصیر نکنی که
عُذر مَسموع نیست و پشیمانی
سودی ندارد.
الفقیر محمد اسعد الیساری غفرلهЧитать полностью…