-
آرشیو علم اقتصاد مسائل روز اقتصادی ایران و جهان ارتباط باادمین: @jafarsaeiniya
افراط، زایندهی افراط است. تاریخ سیاست بارها نشان داده است که هرگاه یک جریان از مدار عقلانیت، قانون و اعتدال خارج شده، در سوی مقابل نیز نیرویی متقابل و گاه تندتر شکل گرفته است. هیچ جامعهای در خلأ به افراطگرایی نمیرسد؛ افراط معمولاً واکنشی به افراطی دیگر است.
پیش از آنکه انگشت اتهام را به سوی «افراط دوم» نشانه برویم، باید «افراط نخست» را بشناسیم. نمیتوان معلول را محکوم کرد و علت را نادیده گرفت. هنگامی که صدای گفتوگو خاموش میشود، زبان تندروی جای آن را میگیرد؛ وقتی میدان برای مشارکت منطقی تنگ میشود، زمینه برای ظهور واکنشهای رادیکال فراهم میگردد.
سیاست عرصهی تعادل است، نه میدان حذف. هر جریان سیاسی که تصور کند با انحصار حقیقت، حذف رقیب و نادیده گرفتن مطالبات جامعه میتواند ثبات ایجاد کند، در واقع بذر بیثباتی آینده را میکارد. افراطگرایی نه تنها رقیب خود را نابود نمیکند، بلکه او را بازتولید و حتی تقویت میکند. همانگونه که خشونت، خشونت میآفریند، تندروی نیز تندروی میزاید.
منطق حکم میکند پیش از قضاوت درباره واکنشها، کنشها را بررسی کنیم؛ پیش از محکوم کردن نتیجه، ریشهها را بشناسیم؛ و پیش از آنکه از ظهور افراطی تازه ابراز نگرانی کنیم، ببینیم چه رفتارها و سیاستهایی بستر شکلگیری آن را فراهم کردهاند.
تجربه ملتها ثابت کرده است که راه برونرفت از چرخه افراط، تولید افراطی دیگر نیست؛ بلکه بازگشت به عقلانیت، قانونگرایی، مدارا و پذیرش تکثر دیدگاههاست. جامعهای که از اعتدال فاصله بگیرد، دیر یا زود در گرداب واکنشهای متقابل گرفتار خواهد شد. از این رو، برای فهم هر پدیده سیاسی، باید نخست به سراغ ریشهها رفت؛ زیرا افراط، هرگز از هیچ به وجود نمیآید، بلکه فرزند افراطی است که پیش از آن متولد شده است.
🖋 جعفر ساعینیا
🆔 Telegram
🆔 Instagram
انسان البته در یک محدوده معینی می تواند بر کالبدش اعمال کنترل کند چنانکه با اتکا بر اراده اش میتواند بر برخی بیماری ها مستولی شود و کاستی های ذاتی و نواقص فیزیکی اش را جبران کرده و با سرکوب واکنشهای عصبی بر این موارد فایق آید.
از این منظر میتوان تا آنجا که امکان دارد کنش هدفمند را بسط داد تا جائیکه انسان رفتارهای غیر ارادی سلولهای بدن و مراکز عصبی اش را بتواند تحت کنترل قرار دهد در اینصورت از نقطه نظر ما چنین رفتاری از جمله رفتارهای هدفمند تلقی می شود. (مثل رفتار برخی مرتضاضان و استادان زن - مترجم)
صفحه ۴۲
کتاب #کنشانسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس - ترجمه سلیمان عبدی
🆔 Telegram
🆔 Instagram
«سالهای ۱۹۳۰ دورۀ پربار مجادلات قلمی و تبادل نامه بین او [فردریش هایک] و «کینز» است. او در این سالها مقالههای متعددی دربارۀ سیاستهای پولی، نظریۀ بهره و سود، سیکلهای اقتصادی و مانند آن نوشت. هایک در این نوشتهها نظرهای «کینز» و طرفداران وی را در مورد رابطۀ اشتغال و تقاضای کل رد میکرد و نظر خود را مبنی بر اینکه بیکاری عمدتاً ناشی از تخصیص ناصحیح سرمایهگذاریهاست میپروراند.»
— موسی غنینژاد، اقتصاددان ایرانی و پژوهشگر حوزه فلسفه، معرفتشناسی علم اقتصاد و تاریخ عقاید اقتصادی، دربارۀ هایک، صفحهی ۶
@CrownAndConstitution
کتاب کنش انسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس
ترجمه سلیمان عبدی
بخش اول
۱- انسان کنشگر
کنش هدفمند و واکنش های حیوانی
کنش انسانی یک رفتار هدفمند است و یا می توان گفت کنش ارادهای ست که عملی شده و به فعلیت رسیده است.
کنش در راستای نیل به یک هدف. پاسخ معنی داری به محرکها و شرایط محیطی ست و فرد آگاهانه در پی تنظیم و انطباق با جهان و شرایطی است که بر زندگیاش تاثیر گذارند.
چنین عبارتی می تواند تعریف روشنی از کنش ارائه دهد و مانع سوءتعبیر گردد و خود تعریفی کافی ست و نیازی یه تفسیر ندارد.
صفحه ۴۱
کتاب کنش انسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس
ترجمه سلیمان عبدی
/channel/human_action
🆔 Telegram
🆔 Instagram
ادامه مقدمه
نظریه اقتصادی و عملکرد کنش انسانی
خلاصه مقدمه
کتاب کنش انسانی
لودویک فون میزس / ترجمه: سلیمان عبدی / خوانش: محمد نادی
/channel/human_action
🆔 Telegram
🆔 Instagram
مقدمه نویسنده - کتاب کنش انسانی
لودویک فون میزس / ترجمه: سلیمان عبدی / خوانش: محمد نادی
/channel/human_action
کتاب کنش انسانی
لودویک فون میزس
ترجمه: سلیمان عبدی
خوانش: محمد نادی
/channel/human_action
💡 ایدهها، اقتصاد جهان با چه تئوریهایی اداره میشود.
زندگی و ایدههای 108 اقتصاددان را از اینجا بشنوید
#اقتصاددانان_تاریخی 13
#اقتصاددانان_نهادگرا 28
#اقتصاددانان_حامی_بازار_آزاد 17
#ایده_پردازهای_اقتصادی 36
#اقتصاددانان_ضدفقر 10
#اقتصاددانان_رفتاری 4
✅ سخن روز
حتی اگر نفرتی طبیعی و ذاتی میان نژادهای گوناگون وجود داشته باشد، این باعث بیهودگی همکاری اجتماعی نمیشود... همکاری اجتماعی هیچ ارتباطی با مهر شخصی و یا یک فرمان عمومی برای دوستداشتنِ یکدیگر ندارد. آنها همکاری میکنند زیرا این به بهترین نحو در خدمت منافع خود آنهاست. نه عشق، نه نیکوکاری و نه هرگونه احساسات دلسوزانه بلکه خودخواهیِ بهدرستی درکشده، آن چیزی است که در ابتدا انسان را وادار کرد تا خود را با الزامات جامعه وفق دهد، به حق و آزادیهای همنوعان خود احترام گذاشته و همکاری صلحآمیز را جایگزین دشمنی و نزاع نماید.
#لودویگ_فون_میزس
#کنش_انسانی
#سخن_روز
#انجمن_علمی_اقتصاد
🆔 Telegram
🆔 Instagram
✅ سخن روز
آنچه که جنگ را تولید میکند، فلسفهی اقتصادی ناسیونالیسم است که عامل تحریم اقتصادی، کنترل تجارت، نرخگذاری، کاهش ارزش پولی و موارد دیگر است.
فلسفهی حمایت از صنایع داخلی، فلسفهی جنگ است.
#لودویگ_فون_میزس
#سخن_روز
#انجمن_علمی_اقتصاد
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📌 تایم مدیریت
بررسی سیستم جمهوری اسلامی از دیدگاه مدل AGIL پارسونز (5)
📖 یک سؤال ساده، یک جواب تکاندهنده
در مدل پارسونز، حفظ الگو یعنی سیستم باید چند ارزش و کلیدواژه محوری داشته باشد که همه چیز حول آنها شکل بگیرد و نسلها آنها را درونی کنند.
بگذارید صادقانه بپرسیم:
آن کلیدواژههای محوری در جمهوری اسلامی چیست؟
🔸 جواب رسمی: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»
اما حتی قویترین مدافعان این نظام هم اگر صادق باشند، میدانند که این شعار در عمل پوستهای بدون محتوا شده است؛
🎯 جواب واقعی: ضدیت با غرب و در راس آن، آمریکا و اسرائیل
اگر بخواهیم صادقانه و بر اساس رفتار واقعی سیستم تحلیل کنیم، محوریترین ارزش نگهدارنده جمهوری اسلامی این بوده:
«نه به آمریکا، نه به اسرائیل»
و اینجاست که مدل پارسونز یک هشدار جدی میدهد:
⚠️ مشکل بنیادین؛ ارزش منفی بهجای ارزش مثبت
پارسونز میگوید ارزشهای محوری یک سیستم باید سازنده، الهامبخش و آیندهنگر باشند؛
هویتی که فقط بر پایه دشمن مشترک ساخته شده، نه بر پایه آرمان مشترک، چند مشکل ساختاری جدی دارد:
🔸 وقتی دشمن تغییر کند یا تهدیدش کم شود، هویت سیستم دچار بحران میشود
🔸 نسل جدید که آن دشمن را با همان شدت تجربه نکرده، انگیزهای برای وفاداری به این هویت ندارد
🔸 هویت سلبی (ضد این، ضد آن) هرگز نمیتواند جایگزین هویت ایجابی (برای این، برای آن) شود
📌 نتیجه:
سیستمی که Latency آن بر پایه ضدیت بنا شده، در بلندمدت دچار بحران معنا میشود؛
نسل جدید نه دشمن را به همان شکل میبیند، نه ارزش مثبتی برای وفاداری پیدا میکند؛ 🌿
🆔 Telegram
🆔 Instagram
✅ سخن روز
حقوق فردی هرگز نمیتواند در معرض انتخابات قرار گیرد.
#آین_رند
#سخن_روز
#انجمن_علمی_اقتصاد
🆔 Telegram
🆔 Instagram
✅ سخن روز
هرگز فراموش نکن که هر آنچه هیتلر در آلمان انجام داد، "قانونی" بود.
#مارتین_لوترکینگ
#سخن_روز
#انجمن_علمی_اقتصاد
🆔 Telegram
🆔 Instagram
✅ سخن روز
از آنجا که انسانها خیلی با هم فرق دارند؛ اگر ما بطور برابر با آنها رفتار کنیم حتماً موقعیت واقعیشان با یکدیگر متفاوت خواهد شد. تنها راه برای قراردادن انسانها در وضعیتهای کاملا مساوی این است که با ایشان بطور متفاوت و نابرابر برخورد شود. بنابراین «برابری در پیشگاه قانون و قانون برابر برای همه» از یک سو و «تساوی مادی افراد» از سوی دیگر، نه تنها با هم فرق دارند بلکه کاملا با یکدیگر مغایرند و ما در یک زمان تنها میتوانیم به یکی از آنها دست یابیم نه به هر دو.
#فردریش_فون_هایک
#سخن_روز
#انجمن_علمی_اقتصاد
🆔 Telegram
🆔 Instagram
✅ سخن روز
تضعیف پول ملی با خلق نقدینگی از هیچ، اخلاقا معادل رقیق کردن شیر با آب است.
#هنری_هازلیت
#سخن_روز
#انجمن_علمی_اقتصاد
🆔 Telegram
🆔 Instagram
🔻روزی که «دولت» از راهحل به مشکل تبدیل شد | چگونه «میلتون فریدمن» نظریه «کینز» را باطل کرد | مرگ اقتصاد کینزی با وقوع «رکود تورمی» و حضور کتاب هایک در کیف دستی مارگارت تاچر
🔹تئوری اقتصاد کلان جان مینارد کینز که پس از رکود بزرگ ابتدای دهه ۱۹۳۰ به عنوان نظریه غالب اقتصادی در جهان غرب ظهور کرد، بر این فرض استوار بود که نوسانات اقتصادی عمدتاً ناشی از تغییرات در تقاضای کل است. کینز و پیروانش استدلال میکردند که دولتها باید از طریق سیاستهای مالی، مانند افزایش مخارج دولتی و ایجاد کسری بودجه، تقاضا را تحریک کنند تا اقتصاد را از رکود خارج سازند
🔹اما وقوع بحرانهای اقتصادی دهه ۱۹۷۰ در ایالات متحده، این چارچوب نظری و تجربی را زیر سوال برد و پدیدهای را آشکار کرد که تئوری کینزی توانایی تبیین آن را نداشت: «رکود تورمی»، یعنی همزمانی نرخهای بالای بیکاری و تورم رو به رشد
🔹در فضای عمومی، روایت کینزی مبنی بر اینکه «دولت بخشی از راهحل است» جای خود را به این دیدگاه داد که دولت خود به علت ناکارآمدی تبدیل شده است
⬅️ گزارش کامل
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
مفاهیم آگاهی و رفتار هدفمند در تضاد با رفتار ناآگاهانه ای چون واکنشهای عصبی به محرکهای بیرونی قرار دارد.
گاه برخی مایل به پذیرش این باورند که محدوده چندان متمایزی میان رفتار آگاهانه و واکنشهای غیر اختیاری اندامهای کالبد انسان وجود ندارد و این تنها تا آنجا صحت دارد که در بعضی اوقات نمی توان بصورتی عینی رفتار را به مثابه عملکردی اختیاری یا اجباری مورد بررسی قرار داد.
اما تمایز میان رفتار آگاهانه و ناآگاهانه کاملا مشخص و قابل تمیز است.
داده های مربوط به رفتار ناخود آگاه سلولها و اندامهای بدن برای کنشگر چیزی کمتر از دیگر واقعیتهای دنیای خارج نیستند. چنانکه یک کنشگر بایستی همه آن چیزی را که بر اندامش روی میدهد همچون دیگر داده ها محاسبه کند برای مثال او می بایستی شرایط آب و هوایی و همچنین نگرش اطرافیانش را مد نظر قرار دهد.
صفحه ۴۱
کتاب #کنشانسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس - ترجمه سلیمان عبدی
🆔 Telegram
🆔 Instagram
دولت، دشمن ذاتی بازار آزاد و رفاه
اقتصاد ایران، بیش از آنکه قربانی تحریم باشد، اسیر یک بیماری مزمن و درونیست: سلطهی تمامعیار دولت بر حیات اقتصادی جامعه.
دولتی که به نام "عدالت"، آزادی را گروگان گرفته؛ به نام "حمایت"، رقابت را سرکوب کرده؛ و به نام "مدیریت منابع"، چنان دخل و تصرفی در اقتصاد کرده که هیچ کنشگر مستقلی نفس نمیکشد.
تجربه اقتصاد ایران نشان داد که نهاد دولت نه ناجی اقتصاد، که نخستین دشمن آزادی و شکوفایی است.
راتبارد میگوید: «دولت صرفاً نهادیست که به زور، از دیگران مالیات میگیرد و ادعا میکند این سرقت را برای رفاه عمومی انجام میدهد!»
این جمله را وقتی در اقتصاد ایران به کار بگیریم، انگار دقیقاً برای ما نوشته شده: دولت ایران نه فقط مالیات میگیرد، بلکه پول خلق میکند، نرخ تعیین میکند، قیمت را سرکوب میکند، یارانه توزیع میکند، و در نهایت، بیکفایتی و فساد خودش را با چاپ پول جبران میکند—هزینهاش هم تورم سالیانه بیش از ۵۰ درصدی است که از جیب تمام مردم، بدون رضایتشان، برداشته میشود.
در این اقتصاد که حتی نان و تخممرغش با امضای دولت قیمتگذاری میشود، صحبت از کارآفرینی، رقابت یا نوآوری، شوخی تلخیست.
سرمایهگذار در ایران باید بیش از آنکه نگران تکنولوژی، بازار یا مشتری باشد، دلنگران تصمیمهای شبانهروزیِ وزیر، بخشنامهی بیپشتوانه، یا نهادهای امنیتی و مالیاتی باشد که اختیار اقتصاد را به گروگان گرفتهاند.
اینجا، بخش خصوصی واقعی یک افسانه است.
آنچه هست، شرکتهای رانتیاند که یا فرزند دولتاند یا دوست فرزندان دولت.
آنچه هست، شبکهای از خصولتیهای سودجوست که ریسک را به مردم میسپارند و سود را در جیب خود میریزند.
در این وضعیت، اقتصاد باید از اساس از یوغ دولت رها شود. نه «دولت کوچکتر»، بلکه حذف نقش دولت در مالکیت، قیمتگذاری، توزیع، تجارت و حتی پول. در جهانی که رمزارزها، قراردادهای هوشمند و بانکهای خصوصی نوید آزادی از پول دولتی را میدهند، ما هنوز درگیر این سوالیم که آیا قیمت ماکارونی را آزاد کنیم یا نه!
پاسخ قطعی نیز روشن است:
دولت، مانع است نه راهحل.
آزادی اقتصادی نه با اصلاح دولت، که با عقبنشینی مطلق آن آغاز میشود.
آیا تا وقتی دولت مالک، مدیر، توزیعکننده، تعیینکننده قیمت، و در نهایت قاضی است—میتوان از عدالت، رشد یا آزادی صحبت کرد؟
یا وقت آن رسیده که بگوییم: دولت باید دستش را از جیب مردم، و از گلوی اقتصاد بردارد.
جعفر ساعینیا
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
بستر دانش ما کنش انسانی ست و به پیامدهای روانشناختی حاصل از کنش نمی پردازد.
این دقیقاً همان چیزی است که نظریه عمومی کنش یعنی پراکسیولوژی را از روانشناسی متمایز می کند.
موضوع روانشناسی عبارت است از وقایع درونی حاصل از یک کنش معین. اما موضوع پراکسیولوژی خود کنش است.
این البته رابطه پراکسیولوژی را با مقوله روانشناسی ناخودآگاه نیز مرتفع می کند. روانکاوی نیز همچون مطالعه کنش، بلکه به بررسی نیروها و عوامل الزام آور برای انجام یک عمل خاص می پردازد.
مقوله ناخودآگاه روانکاوی نیز یک مفهوم روانشناختی ست و با پراکسیولوژی ارتباطی ندارد.
اینکه آیا یک کنش متأثر از مشورت یا خاطرات فراموش شده و یا تمایلات سرکوب شده است نمی تواند در ماهیت کنش مدخلیتی داشته باشد.
صفحه ۴۰
کتاب کنش انسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس
ترجمه سلیمان عبدی
/channel/human_action
🆔 Telegram
🆔 Instagram
مقدمه
اقتصاد و پراکسیولوژی
کتاب کنش انسانی
لودویک فون میزس / ترجمه: سلیمان عبدی / خوانش: محمد نادی
/channel/human_action
مقدمه
کتاب کنش انسانی
لودویک فون میزس
ترجمه: سلیمان عبدی
خوانش: محمد نادی
/channel/human_action
💡 ایدهها، اقتصاد جهان با چه تئوریهایی اداره میشود.
مبتکر تولید ناخالص داخلی
با ویلیام پتی آشنا شوید؛ مردی که اقتصاد را اختراع کرد!
William Petty
#اقتصاددانان_تاریخی
#چهارشنبهها_با_اقتصاددانان
#انجمن_علمی_اقتصاد
📔@economist_ideas
🆔 @anjoman_elmi_eqtesad
✅ سخن روز
فضیلت بزرگ نظام بازار آزاد اینست که در آن اصلا مهم نیست که رنگ پوست آدمها چه رنگی است، یا دینشان چیست، تنها چیزی که مهم است اینست که آیا آدمها چیزی تولید میکنند که تو بخواهی بخری یا نه؟
#لودویگ_فون_میزس
#کنش_انسانی
#سخن_روز
#انجمن_علمی_اقتصاد
🆔 Telegram
🆔 Instagram
✅ سخن روز
اگر همگان جز یک نفر بر عقیدهای اتفاق نظر داشته باشند و آن یک نفر نظری مخالف داشته باشد نمیتوان اقدام همگان بر خاموش کردن آن یک صدای مخالف را توجیه کرد، همانطور که آن یک نفر هم (اگر قدرتش را داشت) نمیتواند خاموش کردن صدای مخالفان خود را توجیه کند.
#جان_استوارت_میل
#سخن_روز
#انجمن_علمی_اقتصاد
🆔 Telegram
🆔 Instagram
✅ سخن روز
نظریه ذهنی ارزش
- قیمت، ارزش را اندازه گیری میکند.
- ارزش، مطلوبیت را نشان میدهد.
- مطلوبیت، مبنای تعیین قیمت است و
- مطلوبیت، یک تجربه کاملا ذهنی است.
#ژان_باتیست_سی
#سخن_روز
#انجمن_علمی_اقتصاد
🆔 Telegram
🆔 Instagram
✅ سخن روز
آپارتاید توماس هزلت
نظام آپارتاید در آفریقای جنوبی که اکنون برچیده شده است، نمونه ی جالبی از رقابت گروه های هم سود برای کسب برتری سیاسی بود. جالب است که با توجه به نقض شدید حقوق بشر برخاسته از نظام آپارتاید، به بنیان های اقتصادی این ساختار اجتماعی طاقت فرسا چندان توجه نشده است. براساس دیدگاه رایج، نظام آپارتاید را سفیدپوستان ثروتمند برای سرکوب و سیطره بر سیاهان فقیر طراحی کردند. اما این نظام در حقیقت حاصل منازعات طبقاتی و ثمره ی مبارزات کارگران سفیدپوست با اکثریت سیاه پوست و سرمایه داران سفیدپوست بود. از این رو آپارتاید را باید بیش از هر چیز محصول پیروزی سیاسی اتحادیه های کارگری افراطی سفیدپوستان بر این دو رقیب قلمداد کرد. به بیان دیگر، این نظام اقتصادی سرکوبگر، بی رحم و ستمگر سوسیالیسمی با چهرهی نژادپرستانه بود.
#دیوید_هندرسون
#سخن_روز
#انجمن_علمی_اقتصاد
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📌 تایم مدیریت
بررسی سیستم جمهوری اسلامی از دیدگاه مدل AGIL پارسونز (4)
🤝 یکپارچگی (Integration) در جمهوری اسلامی
🔴 شکاف اول: تعارض درون نهادی
جمهوری اسلامی از ابتدا با یک معماری نهادی دوگانه طراحی شد؛ نهادهای انتخابی (دولت، مجلس) در کنار نهادهای انتصابی (شورای نگهبان، قوه قضاییه، سپاه).
این دوگانگی در دهههای اول با اقتدار رهبری مدیریت میشد؛ اما بهمرور به رقابت ساختاری تبدیل شد:
سپاه با گسترش اقتصادیاش، عملاً به یک دولت در دولت تبدیل شده است
قوه قضاییه، مجلس و دولت اغلب در جهتهای متعارض عمل میکنند
موازیکاری نهادی، اتلاف منابع را به یک پدیده ساختاری تبدیل کرده
🔴 شکاف دوم: گسست بین نخبگان حکومتی و جامعه
در جامعهشناسی سیاسی، وقتی فاصله بین نخبگان تصمیمگیر و بدنه اجتماعی از یک حد مشخص بگذرد، سیستم وارد فاز بحران یکپارچگی میشود.
شواهد این گسست در ایران:
مشارکت انتخاباتی که در دو دهه اخیر روند نزولی مستمر داشته
اعتراضات ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ که هر بار عمیقتر و گستردهتر بودند
کاهش چشمگیر سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به نهادهای رسمی
🔴 شکاف سوم: بیاعتمادی افقی در جامعه
یکپارچگی فقط بین دولت و مردم نیست؛ بین خودِ مردم هم باید وجود داشته باشد.
سرمایه اجتماعی (اعتماد متقابل، همکاری، انسجام اجتماعی) در ایران طی دو دهه گذشته بهطور معناداری کاهش یافته؛
جامعهای که اعضایش به هم اعتماد ندارند، نمیتواند بهعنوان یک کل منسجم عمل کند.
📌 نتیجه مدیریتی:
پارسونز میگوید وقتی کارکرد Integration ضعیف میشود، سیستم برای حفظ خود به اجبار بیشتر متوسل میشود؛
اما اجبار، جایگزین انسجام واقعی نمیشود؛ فقط هزینه حفظ سیستم را بالاتر و بالاتر میبرد تا جایی که دیگر پایدار نباشد 🌿
در پست بعدی، کارکرد L (حفظ الگو) را عمیقتر بررسی میکنیم؛
جایی که شاید تلخترین داستان این تحلیل نهفته باشد 🧬
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📌 تایم مدیریت
بررسی سیستم جمهوری اسلامی از دیدگاه مدل AGIL پارسونز (3)
🅰️ انطباق (Adaptation)
در حوزه امنیتی و بقای سیاسی نسبتاً موفق؛ اما در اقتصاد، تورم مزمن، سقوط پول ملی و انزوای بینالمللی، نشانههای جدی ضعف در انطباق با محیط است. ⚠️
🎯 هدفگذاری (Goal Attainment)
در اهداف ژئوپلیتیک و منطقهای ناموفق؛ اهداف توسعه داخلی مثل افق ۱۴۰۴ عمدتاً محقق نشدند؛ چون منابع کشور میان دو هدف متعارض تقسیم شد. 🔴
🤝 یکپارچگی (Integration)
موازیکاری نهادی، رقابت بین قدرتهای داخلی و شکاف عمیق بین حکومت و جامعه؛ اعتراضات ۸۸، ۹۶، ۹۸ ، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ هر کدام نشانهای از این گسست بودند. 🔴
🧬 حفظ الگو (Latency)
اما بزرگترین شکست(از نظر من)؛ ارزشهای رسمی دیگر بهطور طبیعی به نسل جدید منتقل نمیشوند و به اجبار نیاز دارند؛ و این خودش نشانه بحران مشروعیت است. 🔴
و این مورد نیاز است تا بطور جدی تر بررسی و تشریح شود.
📊 حکم نهایی:
پارسونز میگوید سیستمی که در I و L ضعیف شود، دچار بحران مشروعیت میشود؛ بحرانی که نه با پول، نه با زور، بلکه فقط با بازسازی اعتماد قابل حل است 🌿
بررسی مورد سوم یعنی یکپارچگی در پست بعدی...
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📌 تایم مدیریت
بررسی سیستم جمهوری اسلامی از دیدگاه مدل AGIL پارسونز (2)
🧩 چرا مدل AGIL پارسونز هنوز هم جذاب و کاربردی است؟
در دنیای علوم اجتماعی و مدیریت، کمتر مدلی پیدا میشود که بعد از هفتاد سال همچنان زنده، کاربردی و قابل استناد باشد؛ مدل AGIL پارسونز یکی از این استثناهاست.
🔍 چرا این مدل جذاب است؟
سادگی در عین عمق؛ پارسونز توانست پیچیدگی هر سیستم اجتماعی را در چهار کارکرد اساسی خلاصه کند؛ نه آنقدر ساده که واقعیت را نادیده بگیرد، نه آنقدر پیچیده که غیرقابل استفاده باشد.
جهانشمولی؛ این مدل برای تحلیل هر نوع سیستمی قابل استفاده است؛ از یک خانواده کوچک تا یک سازمان بزرگ، از یک شهر تا یک حکومت ملی.
ابزار تشخیص؛ مثل یک چکلیست دقیق عمل میکند؛ وقتی سیستمی دچار بحران است، با AGIL میتوان فهمید کجا مشکل دارد و ریشه اختلال کجاست.
📌 و مهمتر از همه:
مدل AGIL به ما یاد میدهد که بحرانهای بزرگ، معمولاً نه از یک اتفاق ناگهانی، بلکه از تضعیف تدریجی یک یا چند کارکرد اساسی آغاز میشوند؛
و این دقیقاً همان چیزی است که تحلیل سیستمهای حکومتی را با این مدل، هم علمی و هم روشنگر میکند 🌿
در پست بعدی، با همین عینک به سراغ تحلیل یک سیستم حکومتی واقعی میرویم...
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📌 تایم مدیریت
بررسی سیستم جمهوری اسلامی از دیدگاه مدل AGIL پارسونز (1)
🧩 مدل AGIL پارسونز؛ هر سیستمی برای زنده ماندن به چه نیاز دارد؟
تالکوت پارسونز، جامعهشناس بزرگ آمریکایی، یک سؤال ساده اما عمیق پرسید:
«هر سیستمی، چه یک خانواده، چه یک سازمان، چه یک کشور، برای اینکه زنده بماند و کار کند، به چه نیاز دارد؟»
جوابش را در قالب چهار کارکرد اساسی خلاصه کرد که اول حروفشان کلمه AGIL میسازد.
🔹 A: Adaptation (انطباق)
سیستم باید بتواند با محیط پیرامونش کنار بیاید و منابع لازم برای بقا را از آن بگیرد؛
در یک سازمان یعنی توانایی تأمین منابع مالی، انسانی و فناوری و انطباق با تغییرات بازار.
🔹 G: Goal Attainment (دستیابی به هدف)
سیستم باید اهداف مشخص داشته باشد و بتواند منابعش را برای رسیدن به آنها بسیج کند؛
در یک سازمان یعنی تعریف شفاف چشمانداز، مأموریت و اولویتبندی درست.
🔹 I: Integration (یکپارچگی)
اجزای مختلف سیستم باید با هم هماهنگ باشند و در یک جهت حرکت کنند؛
در یک سازمان یعنی انسجام بین بخشها، فرهنگ سازمانی مشترک و حل تعارضات داخلی.
🔹 L: Latency یا Pattern Maintenance (حفظ الگو)
سیستم باید ارزشها، هنجارها و فرهنگ خود را در طول زمان حفظ و منتقل کند؛
در یک سازمان یعنی آموزش، جامعهپذیری اعضای جدید و حفظ هویت سازمانی.
📌 چرا این مدل برای مدیران مهم است؟
هر بار که سازمانی دچار بحران میشود، اگر با عینک AGIL نگاه کنیم، معمولاً میبینیم که یکی از این چهار کارکرد ضعیف یا مختل شده است؛
مثلاً سازمانی که اهداف روشن ندارد (G ضعیف)، یا بخشهایش با هم هماهنگ نیستند (I ضعیف)، یا فرهنگ سازمانیاش در حال فروپاشی است (L ضعیف).
🆔 Telegram
🆔 Instagram