25566
دانشکدهی مجازی محیطی برای یاریِ نومتفکران و بروز اندیشان تهیه و ارایهی پوشههای شنیداریِ فاخر و درسگفتارها و نیز نوشتارها، مقالات و جستارهای درخور تامل و نوآور به منزلهی معرفی و نمایاندن. 🔰 به عالمِ نامتناهیِ تفکر خوش آمدید. ارتباط. @Irani9
.
از پلیدی های استبداد این است که شریف زیستن را مدام دشوارتر می کند. استبداد کارش این است که هر روز آدم های بیشتری را مجبور به انتخاب بین شرافت» و «آسایش می کند.
قدرت بی قدرتان
واتسلاو هاول
🔰انبارستان @anbar100
.
آماده بودن برای بدترین حالت بهترین راه برای نترسیدن از اینده ست.
نيكولا ماكيا ولی
کتاب شهریار
🔰انبارستان @anbar100
.
موری زن میخواهد
زنده یاد بکتاش آبتین
کسی که خودارضایی می کند حاکم شرع موظف است برایش زن بستاند.
🔰انبارستان @anbar100
.
صادق هدایت
هیهات که همه پایمال شد رفت. این سرزمین خرم و دلکشی که بهشت بر آن رشک میبرد همه کشتزارهایش ویران و باغ و بوستانش آرامگاه بوم شد. ستمگری سرتاسر آنرا فرا گرفت.
🔰انبارستان @anbar100
.
۲۵۰۰ سال فلسفه در ۱ ساعت
۱۳ فیلسوف
(نبرد غول های فلسفه)
پادکست سویه
🔰انبارستان @anbar100
.
🕷اگر قرار باشد از میان انبوه آثار فروید، تنها یک کتاب را به مثابهی ستون فقرات روانکاوی برگزینیم، اجماع چنان است که انگار همهی نقشهها تا وقتی که مشتی به دهانشان نخورده، به همان سو خیرهاند: تعبیر رویا (۱۹۰۰).
این کتاب نه یک اثر صرفاً بالینی، که جوهر کلام فروید و نقطهی عطفی است که سیر حکمت را در قلمرو ناخودآگاه دگرگون کرد.
تعبیر رویا
(The Interpretation of Dreams / Die Traumdeutung)
چاپ ۱۹۰۰
این کتاب نقطهی آغاز روانکاوی بهشمار میرود؛ چون فروید در آن مفاهیم کلیدی مثل ناخودآگاه، رویا بهمثابهی تحقق آرزو، واپسرانی، و ساختار دستگاه روانی را مطرح میکند. به همین دلیل بسیاری آن را کتاب مقدس روانکاوی میدانند.
البته اگر کسی بخواهد پایههای نظری فروید را کاملتر بفهمد، این کتابها هم بسیار ضروریاند:
1️⃣ سه مقاله درباره نظریه جنسی
برای نظریهی روانی و جنسی و رشد کودک
2️⃣ روانشناسی زندگی روزمره
برای لغزشها و خطاهای روزمره
3️⃣ فراسوی اصل لذت و خود و نهاد
برای مدل ساختاری ذهن
میخواهم به سهم خویش، تالیف کتاب مبانی فروید و لکان را از کرامت موللی را هم توصیه کنم. (ویژهی همبودگاه ایرانیان)
البته در اینجا به ذکر این امر میتوان پرداخت که
این کتاب از صنایع سخت ادبی استفاده کرده و برای افرادی که ادبیات غیر فنی دارند نفعی ندارد.
[اما پاسخ کوتاه و اصلی همان تعبیر رویاست]
اجازه بدهید اشاره کنم در رابطه با ایرانیان در ابتدای فصل نخست کتاب " تعبیر رویا" فروید برای نشان دادن این که محتوای رویا ریشه در زندگی بیداری دارد به روایتی از تاریخ ایران باستان اشاره میکند. او این نقل را از کتاب رادِشتوک میگیرد و چنین مینویسد
خشایارشا، شاه پارس، پیش از لشکرکشی به یونان، از تصمیم خود بازگردانده شد؛ اما خوابها پیوسته او را به جنگ ترغیب میکردند. در این هنگام، آرتابانوس، پیرِ خردمندِ تعبیرگرِ خوابِ پارسیان، بهدرستی به او گفت که خوابها غالباهمان چیزی را در بر دارند که آدمی در بیداری به آن میاندیشد.
فروید از این مثال تاریخی نتیجه میگیرد که حتی در دوران باستان، نگاه خردورزانهای به رویا وجود داشته است رویا نه پیامی از سوی خدایان، بلکه ادامهی افکار و هیجانهای روزانه تلقی میشده. آرتابانوس در واقع همان هشدار را به شاه میدهد که
مپندار که خواب از جهانی دیگر میآید آنچه در شب میبینی زاییدهی همان دلمشغولیهای روزت است
و فروید این گفته را یکی از دستمایههایش قرار میدهد تا نشان دهد
رویا نه الهام غیبی بلکه تحقق آرزوست.
مجتبی روستا
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
.
برگنمای
کاربرد دارو ها در روانپزشکی
🔰انبارستان @anbar100
.
فقط یک فیلسوف میتواند در ازدواج خوشبخت باشد و فیلسوفان ازدواج نمی کنند.
شوپنهار
🔰انبارستان @anbar100
.
«من راهروندهای آهستهام، اما هرگز به عقب برنمیگردم.»
- آبراهام لینکلن
🔰انبارستان @anbar100
کتاب شنیدار معروف 1984
نویسنده: جورج اورل
کتاب 1984 اثر جورج اورول یکی از تأثیرگذارترین رمانهای سیاسی و علمی-تخیلی در تاریخ ادبیات جهان است که تصویری هولناک از یک حکومت توتالیتر (تمامیتخواه) ارائه میدهد. داستان در آیندهای دور (نسبت به زمان نگارش کتاب) روایت میشود، جایی که دنیا تحت سلطهی سه ابرقدرت جنگطلب قرار دارد و قهرمان داستان، وینستون اسمیت، در جامعهای زندگی میکند که «حزب» بر تمام جنبههای زندگی، از جمله افکار و حریم خصوصی افراد، تسلط مطلق دارد. این کتاب با معرفی مفاهیمی چون «برادر بزرگ»، «پلیس فکر» و «گفتارنو»، نقد تندی بر سیستمهای دیکتاتوری و پروپاگاندا وارد میکند و به بررسی چگونگی تغییر واقعیت، تاریخ و زبان توسط حاکمان برای کنترل تودهها میپردازد. نسخهی شنیداری این اثر نیز به دلیل فضای سنگین و هشداردهندهاش، تجربهای بسیار تأملبرانگیز و تکاندهنده برای شنوندگان فراهم میکند.
🔰انبارستان @anbar100
.
▪️بیغیرتی ملی
▪️از منظر اقای ملکیان خودشیفتگی فرهنگی در ایران وقیح است این نوع اشعار (چو ایران نباشد تن من مباد و...) در نظر فرد سابقالذکر مذبوحانه است. بطورکلی در نزاع و نفرت پراکنی علیه ایران در این کلیپ تا توانست کوشید.
این حمله بیش از آنکه تحلیلی چندجانبه باشد، نگاهی تونلی با افق دید محدود است که فقط وجه آسیبشناختی تعلق فرهنگی را میبیند و کارکرد سیاسی، تاریخی و روانشناختی آن را نادیده میگیرد. در عصری که شناختشناسی اجتماعی، روانکاویهمبودگاهی، تاریخ دین، پدیدارشناسی دین، جامعهشناسی سیاسی و روانشناسی سیاسی، فلسفه سیاسی و... اینهمه گسترده شدهاند، فروکاستن تعلق فرهنگی به خودشیفتگی و نادیدهگرفتن این دانشها، خود زوال تحلیل و نشانهٔ ناتوانی از فهم واقعیتهای پیچیده است.
ابنخلدون در مقدمه از عصبیت سخن میگوید عصبیت همان همبستگی، غیرت جمعی و اعتمادبهنفس تمدنیای است که پایه قدرت و دوام اجتماعات میشود. آنچه شما خودشیفتگی فرهنگی مینامید، اگر در بستر درست سیاسی قرار گیرد، میتواند دقیقا همین عصبیت باشد. فرد نمیتواند بر ضد ماهیت خودش شورش کند فرهنگ نیز چنین است. انکار ریشههای خود، نه روشناندیشی، که نوعی خودویرانگری است که در درازنای تاریخ ملتها را به انحلال کشانده است.
نمونه زبان انگلیسی روشن است. انگلیسی صرفا بهخاطر سادگی یا تصادف جهانگیر نشد پشتوانهاش عصبیت فرهنگی و سیاسی بریتانیا و سپس آمریکا بود که زبان خود را نه فقط ابزار ارتباط، که محمل ارزشها، علم و سلطه میدانستند. اسلام نیز در طول قرنها دقیقاً با همین منطق پیش رفت چانکه خود و زبانش را تحمیل کرد، نه فقط از راه دعوت، که با شمشیر و فتح و استیلا و جنایت راهش را باز کرد اگر آن عصبیت و اراده به برتری فرهنگی نبود، اسلام در همان حجاز محدود میماند.
کشورهایی که فاقد عصبیت ملی و غیرت فرهنگیاند، بهراحتی مغلوب میشوند و زبان و فرهنگشان در فرهنگ غالب حل میگردد.اکدی ها و سومری ها با آن تمدن درخشان، پس از شکست و انضمام در قدرت های بزرگ تر، زبان و آیین شان چنان در فرهنگ غالب حل شد که امروز تنها کتیبههایی پررمزوراز از آنان باقی مانده است. آنچه این مردم را از تاریخ زدود، نه فقدان تمدن، که فقدان عصبیت کافی برای حفظ موجودیت فرهنگی بود (مصر).
وطن هیچگاه دست از سرت برنمیدارد؛ حتی وقتی نادیدهاش بگیری، در عمیقترین لایههای روان و ساختار همبودگاهیات حضوری خاموش دارد.
محکوم کردن کلیِ تعصب فرهنگی در ایران، بدون توجه به نقش (ژئوپلیتیکی، پدیدارشناسی، علوم نظامی، تاریخی، سیاسی، روانشناختی، همبودگاهشناسی، روانکاوی و...) آن چشم بستن بر منطق قدرت است ضعف ملتها اغلب از خود باختگی فرهنگی و نه از غیرت مهارشده به فرهنگ خود میاید رنج آشنا همواره به خوشبختی نا آشنا ترجیح داده میشود، نه از سر تعصب کور، که از آن رو که در همین رنج، ردپایی از هویت و امکان بقا نهفته است.
واقعیت را باید با وضوح بهتری مشاهده کرد. ابزار این وضوح رشتهگرایشهای دانشگاهی هستند که در متن نامبرده شد.
در بحرانها، قدرت جمعی ملی میتواند حقارت فردی را بپوشاند و به فرد احساس پشتوانه بدهد؛ اما حقارت ملی، فرد را دچار فردپاشی روانی میکند و او را از درون میپاشد. این را هم ذکر کنم بدون هویت ملی ابزار موثرِ مناسبی برای مقابله با عقبماندگی نخواهیم داشت.
اگر نگهبان و حساس به تاریخ و فرهنگ خود نباشید، فرزندانتان روزِ خوش نخواهند دید. آنگاه یا طالبان بر آنان حکم خواهد راند، یا جنگ قومیتی کشور را خواهد شکافت، یا هویتشان چنان در هم خواهد ریخت که بیهویتی، ویرانگرترین اثر روانی را بر نسلهای بعد باقی خواهد گذاشت. مردم افغانستان را بنگرید؛ تحقیر ملی و فروپاشی ساختارهای فرهنگی، چگونه انسانی را به موجودی بیپناه بدل میکند که حتی در خاک خودش آواره است.
بیهویتی، تنهاترین شکل مرگ در میان زندگان است.
مجتبی روستا
🔰انبارستان @anbar100
.
.
درسگفتار
کتاب خوانی هستی و زمان
هایدگر
دکتر محمد جواد صافیان
متنخوانی و شرح کتاب «هستی و زمان»
آستانه اندیشه
🔰انبارستان @anbar100
.
🕷از منظر لکان
رفتارهایی مثل رفتارهای اعتیادی یا انحراف جنسی یا سادیسم یا رفتارهای خطرناکی مثل رانندگیهای چالشی یا سفرهای فراوان یا کوهنوردی یا تفریحات مثل هیجانخواهی های شهربازیها برخی از شغلهای پر ریسک و خطرناک، چتربازی و... ( لذت بردن از تحقیر شدن) ترک یک رابطه عاطفی عمیق با کوچکترین مشکل، عادتهای نسبتا مخرب مثل موکنی، پرخوری، کمخوری، برخی وسواسها، پرحرفی، اجتناب، ورزش سنگین با منطق سادهی دنبال خوشی بودن قابل توضیح نیست.
این رفتارها در قلمرو ژوییسانس (لذت دردناک) و رانه مرگ قرار میگیرند.
شاید ازدواج، فرزنداوری که ریسک بالایی دارد هم در این زمره قرار بگیرد. البته غرض، ازدواج با افرادی که ریسک بالایی برای خیانت یا شکست دارند.
حال پرسش این است چرا برای برخی لذتدردناک از التذاذ عادی برتر است؟ پاسخ به روایت بنده یک اصطلاح است؛ (مهراکین) ادمی طیفی از هیجانات و اندیشههای مثبت و منفی از جمله عشق و نفرت، امید و پوچی است بنابراین افراد با تجربهی اکثر طیفهای هیجانی و شناختیست که به تمامیت خود میرسد.
مجتبی روستا
✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100
.
خود می جنگید و از خود شکست می خورد و بر جسد خود می گریست
جنگهای او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان بیرون برایش باقی نمی گذاشت
نیچه
🔰انبارستان @anbar100
.
افسردگی و اختلالات دوقطبی
درمان و آسیب شناسی
امین حسینی
🔰انبارستان @anbar100
.
ما نه به خاطر دارایی هایمان، بلکه به خاطر چیزهایی که می توانیم بدون آنها زندگی کنیم ثروتمندیم.
ایمانوئل کانت
🔰انبارستان @anbar100
استرس مزمن و پیامد های آن بر روابط خانوادگی و عملکرد شغلی
مرداد ۱۴۰۵
دکتر قهاری
🔰انبارستان @anbar100
ریشههای فلسفی نظریههای جامعهشناسی
گفتوگوی حسین محمودی و نظام بهرامیکمیل
🔰انبارستان @anbar100
.
از میان تمام راه هایی که میتوان یک نفر را از دست داد مرگ مهربان ترین آنهاست.
رالف والدو امرسون
🔰انبارستان @anbar100
.
کسی که انسان را و پرنده را و گیاه را و زمین را، محترم می دارد؛ او به مقصد رسیده است. از هر راهی که رفته باشد!!
زرتشت
🔰انبارستان @anbar100
.
کاربرد دارو ها در اختلالات روانپزشکی
مرداد ۱۴۰۵
خانم واحدی
🔰انبارستان @anbar100
.
سلامت دیجیتال در عصر فضای مجازی
علی ثاقبی
🔰انبارستان @anbar100
ریشهی چهارگانهی اصل دلیل کافی
آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی، در اثر جاودانهی خود، «جهان همچون اراده و تصور»، مفهومی بنیادین را مطرح کرد که بعدها، یکی از ستونهای اصلی فلسفهی مدرن شد: «ریشهی چهارگانهی اصل دلیل کافی». این اصل، بهظاهر ساده، اما در باطن، ژرف و پیچیده، به بررسی چرایی پدیدهها میپردازد و نشان میدهد که هر چیزی در جهان، دلیلی دارد، و هیچ چیزی، بیسبب، وجود ندارد.
۱. اصل دلیل کافی؛ بنیان هستی
شوپنهاور، با الهام از فلسفهی کانت و سنت فلسفی آلمان، اصل دلیل کافی را بهعنوان یکی از بنیادیترین اصول هستیشناسی مطرح میکند. به باور او، هیچ چیزی در جهان، بدون دلیل وجود ندارد. هر پدیدهای، علتی دارد، و هر معلولی، به علتی وابسته است. این اصل، صرفاً یک گزارهی منطقی نیست، بلکه حقیقتی هستیشناختی است که بر تمام شئون وجود حاکم است.
اما، نکتهی ظریفی که شوپنهاور به آن اشاره میکند، این است که این اصل، به شکلهای مختلفی ظهور میکند. به بیان دیگر، «دلیل کافی»، یک مفهوم واحد نیست، بلکه مفهومی است که در چهار بُعد مختلف، خودش را نشان میدهد. و این، همان «ریشهی چهارگانه»ای است که شوپنهاور از آن سخن میگوید.
۲. ریشهی نخست؛ دلیل کافی در مقام شناخت
نخستین ریشه، به دلیل کافی در حوزهی شناخت و ادراک مربوط میشود. به باور شوپنهاور، هر گزارهی شناختی، باید مبتنی بر دلیل کافی باشد. به این معنا که هر گزارهای که ادعا میکنیم، باید بتوانیم دلیلی برای آن ارائه دهیم. این اصل، بنیان منطق و استدلال است. بدون آن، هیچ گزارهای، قابلاعتماد نخواهد بود.
این بُعد از اصل دلیل کافی، با مفهوم «علیت» در منطق و معرفتشناسی مرتبط است. زمانی که ما میگوییم «میدانم که فلان چیز حقیقت دارد»، در واقع، داریم به دلیلی اشاره میکنیم که ما را به این باور رسانده است. این دلیل، میتواند تجربه، استدلال، شهود، یا هر منبع معتبر دیگری باشد. اما، در هر حال، باید وجود داشته باشد. زیرا، بدون دلیل، هیچ گزارهای، ارزش شناختی نخواهد داشت.
۳. ریشهی دوم؛ دلیل کافی در مقام تغییر
دومین ریشه، به دلیل کافی در حوزهی تغییرات و تحولات مربوط میشود. به باور شوپنهاور، هر تغییری در جهان، علتی دارد. هر رویدادی، نتیجهی رویدادی دیگر است، و هر حالتی، از حالتی دیگر ناشی میشود. این اصل، بنیان علیت در طبیعت است. بدون آن، هیچ پدیدهای، قابلپیشبینی نخواهد بود.
این بُعد از اصل دلیل کافی، با مفهوم «علت و معلول» در فیزیک و علوم تجربی مرتبط است. زمانی که ما میگوییم «باران میبارد، زیرا ابرها متراکم شدهاند»، در واقع، داریم به یک زنجیرهی علّی اشاره میکنیم. ابرهای متراکم، علت بارش باران هستند، و باران، معلول آنهاست. این زنجیره، تا بینهایت ادامه مییابد. هر علتی، خود معلول علت دیگری است، و هر معلولی، خود علت معلول دیگر.
۴. ریشهی سوم؛ دلیل کافی در مقام ریاضیات
سومین ریشه، به دلیل کافی در حوزهی ریاضیات مربوط میشود. به باور شوپنهاور، هر قضیهی ریاضی، باید مبتنی بر دلیل کافی باشد. به این معنا که هر قضیهای که در ریاضیات مطرح میشود، باید بتوان آن را با استدلالهای منطقی اثبات کرد. این اصل، بنیان ریاضیات و هندسه است.
این بُعد از اصل دلیل کافی، با مفهوم «برهان» در ریاضیات مرتبط است. زمانی که ما میگوییم «مجموع زوایای داخلی یک مثلث، ۱۸۰ درجه است»، در واقع، داریم به یک حقیقت ریاضی اشاره میکنیم که با استدلالهای منطقی قابلاثبات است. این حقیقت، نهتنها در مورد یک مثلث خاص، بلکه در مورد تمام مثلثها، در هر زمان و هر مکانی، صادق است. این، همان چیزی است که ریاضیات را از سایر علوم متمایز میکند. صدق و اعتبار آن، وابسته به زمان و مکان نیست.
۵. ریشهی چهارم؛ دلیل کافی در مقام اراده
چهارمین ریشه، به دلیل کافی در حوزهی اراده و عمل مربوط میشود. به باور شوپنهاور، هر عمل ارادی، باید مبتنی بر انگیزهای باشد. به این معنا که هر کاری که انسان انجام میدهد، دلیلی دارد، و آن دلیل، در نهایت، به ارادهی او بازمیگردد. این اصل، بنیان اخلاق و روانشناسی است.
این بُعد از اصل دلیل کافی، با مفهوم «انگیزه» در روانشناسی مرتبط است. زمانی که ما میپرسیم «چرا فلان کار را انجام دادی؟»، در واقع، داریم به دنبال انگیزهای میگردیم که او را به انجام آن کار ترغیب کرده است. این انگیزه، میتواند میل به خوشبختی، ترس از رنج، یا هر عامل دیگری باشد.
۶. نتیجهگیری؛ وحدت در عین کثرت
و...
🔰انبارستان @anbar100
ریشه چهارگان اصل دلیل کافی
آرتور شوپنهاور
.
.
هیچ وقت در بازی که دیگران تقلب می کنند،
عادلانه بازی نکنید.
ماکیاولی
🔰انبارستان @anbar100