9659
دانشکدهی مجازی محیطی برای یاریِ نومتفکران و بروز اندیشان تهیه و ارایهی پراهمیتترین پوشههای شنیداریِ فاخر و درسگفتارها و نیز نوشتارها، مقالات و جستارهای درخور تامل و نوآور به منزلهی معرفی و نمایاندن. 🔰 به عالمِ نامتناهیِ تفکر خوش آمدید.
ترومای جمعی
دکتر خردمند
ترومای جمعی به وضعیتی اشاره دارد که یک گروه بزرگ از افراد، معمولاً یک جامعه یا جمعیت، تحت تأثیر یک تجربه آسیبزا یا traumatizing قرار میگیرند. این تجارب معمولاً شامل حوادثی مثل جنگها، بلایای طبیعی، حملات تروریستی، یا عوامل اجتماعی و سیاسی میشوند که باعث ایجاد احساس اضطراب، ترس و آسیب روانی در بین اعضای آن جامعه میگردند.
ترومای جمعی میتواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روانی و فیزیکی افراد داشته باشد و نیاز به حمایتهای اجتماعی و درمانهای روانشناختی را افزایش میدهد. واکنشها به چنین تراوماهایی میتواند در افراد مختلف متفاوت باشد و شامل نشانههایی چون اختلالات اضطرابی، افسردگی، و مشکلات خواب باشد.
در این شرایط، تقویت همبستگی اجتماعی، حمایتهای روانشناختی، و تلاشهای جمعی برای بازسازی و بهبود وضعیت جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است.
🔰انبارستان @anbar100
.
بدورد به تویی که زندگیت تباه شد
بی آن که مقصر باشی
برادران کارامازوف
🔰انبارستان @anbar100
.
1. منطق در دوران باستان:
بررسی آثار افلاطون و ارسطو بهعنوان بنیانگذاران اولیه منطق و تأثیر آنها بر فلسفه و علم.
تحلیل دستهبندیهای منطقی ارسطو و تأسیس منطق تاریخی.
2. منطق در قرون وسطی: بررسی تحولات فکری که در دوران قرون وسطی با نفوذ فلسفهی اسلامی و ایجاد دانشگاهها در اروپا رخ داد.
مانند تأثیر آثار ابن سینا و ابوالبرکات بغدادی بر منطق در اروپا.
3. رونسانس و دوره مدرن:
ظهور منطق جدید و تأثیرهای آن از سوی فلاسفهای چون دکارت، اسپینوزا و لاک. بررسی تغییرات در روشهای تفکر و استدلال.
4. قرن نوزدهم و بیستم:
تحولات بزرگی که در منطق ریاضی و فلسفی رخ داده است، از جمله کارهای دیوید هیوم، گوتلوب فرگه و برتراند راسل.
ارتباط منطق با علم و زبانشناسی بهویژه با ظهور منطق عالی و منطق فرمال.
5. نقد و بررسی نظریات مختلف:
تحلیل نقاط قوت و ضعف نظریات مختلف منطقی و دیدگاههای متفاوت فلاسفه درباره منطق.
مقایسهی منطق کلاسیک با منطق مدرن و دیدگاههای جدیدتر مانند منطق غیر کلاسیک.
6. منطق در آینده:
پیشبینیها و چالشهایی که ممکن است در آینده بر سر راه توسعه منطق و فلسفه قرار گیرد.
سود و زیان یکی دان
چون در قمار مایی
مولانا
🔰انبارستان @anbar100
روزگاري بود....
دشمنان بر جان ما چیره
آرش کمانگیر
سیاوش کسرایی
برف مي بارد
برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ
كوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار كارواني با صداي زنگ
بر نمي شد گر ز بام كلبه ها، دودي
يا كه سوسوي چراغي گر پيامي مان نمي آورد
رد پا ها گر نمي افتاد روي جاده هاي لغزان
ما چه مي كرديم در كولاك دل آشفته دمسرد ؟
آنك آنك كلبه اي روشن
روي تپه روبروي من
در گشودندم
مهرباني ها نمودندم
زود دانستم كه دور از داستان خشم برف و سوز
در كنار شعله آتش
قصه مي گويد براي بچه هاي خود عمو نوروز
گفته بودم زندگي زيباست
گفته و ناگفته اي بس نكته ها كاينجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغهاي گل
دشت هاي بي در و پيكر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهي در بلور آب
بوي خاك عطر باران خورده در كهسار
خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
آمدن رفتن دويدن
عشق ورزيدن
غم انسان نشستن
پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن
كار كردن كار كردن
آرميدن
چشم انداز بيابانهاي خشك و تشنه را ديدن
جرعه هايي از سبوي تازه آب پاك نوشيدن
گوسفندان را سحرگاهان به سوي كوه راندن
همنفس با بلبلان كوهي آواره خواندن
در تله افتاده آهوبچگان را شير دادن
نيمروز خستگي را در پناه دره ماندن
گاه گاهي
زير سقف اين سفالين بامهاي مه گرفته
قصه هاي در هم غم را ز نم نم هاي باران شنيدن
بي تكان گهواره رنگين كمان را
در كنار بان ددين
يا شب برفي
پيش آتش ها نشستن
دل به روياهاي دامنگير و گرم شعله بستن
آري آري زندگي زيباست
زندگي آتشگهي ديرنده پا برجاست
گر بيفروزيش رقص شعله اش در هر كران پيداست
ورنه خاموش است و خاموشي گناه ماست
پير مرد آرام و با لبخند
كنده اي در كوره افسرده جان افكند
چشم هايش در سياهي هاي كومه جست و جو مي كرد
زير لب آهسته با خود گفتگو مي كرد
زندگي را شعله بايد برفروزنده
شعله ها را هيمه سوزنده
جنگلي هستي تو اي انسان
جنگل اي روييده آزاده
بي دريغ افكنده روي كوهها دامن
آشيان ها بر سر انگشتان تو جاويد
چشمه ها در سايبان هاي تو جوشنده
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان
جان تو خدمتگر آتش
سر بلند و سبز باش اي جنگل انسان
زندگاني شعله مي خواهد صدا سر داد عمو نوروز
شعله ها را هيمه بايد روشني افروز
كودكانم داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
روزگاري بود....
دشمنان بر جان ما چیره
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
آری آری جان خود در تیر کرد آرش
کار صدها، صد هزاران تیغهی شمشیر کرد آرش
تیر آرش را سوارانی که میراندند بر جیحون
به دیگر نیمروزی از پی آن روز
نشسته برتناور ساق گردویی
و انجا را از ان پس مرز ایرانشهر و توران
باز نامیدند
🔰انبارستان @anbar100
دکتر جواد طباطبایی
فیلسوف ایرانشهر
🔰انبارستان @anbar100
.
فراوان ز ایرانیان کشته شد
ز خون یلان کشور آغشته شد
فردوسی
🔰انبارستان @anbar100
امید و تاب آوری در زمانه سخت
آذرخش مکری
🔰انبارستان @anbar100
.
ترديدها به ما خيانت میكنند، ما را از تلاش به دور میسازند و از پيروزیهایی كه به احتمال زياد نصيب ما خواهد شد محروم میسازند.
غول ادبیات غرب، ويليام شكسپير
🔰انبارستان @anbar100
.
.
بلایی که چپ بر سر ایران آورد.
نسبت جناح چپ و ادبیات ایران
چپ و شاعران کمبهره از هوش در ایران
دکتر قاسمینیا
@dr.ghaseminia
🔰انبارستان @anbar100
♨️ پوشش حداکثری اعتراضات و اخبار جنگ ایران و جهان، فیلترشکن و VPN های رایگان و امن برای مدتی محدود.➡️
Читать полностью…
انقلاب فرویدی
چرا نمیخواهیم چیزی از آن بدانیم؟
شهریار وقفی پور
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
درسگفتار نشانهشناسی اسطورههای ایرانی 4
🔰انبارستان @anbar100
درسگفتار نشانهشناسی اسطورههای ایرانی
2
🔰انبارستان @anbar100
😎 لیست VIP بهترین رسانه های خبری مدتی محدود در اختیار شماست. ➡️
🟣 پست به زودی حذف خواهد شد. ➡️
بسیاری از اعضای تحصیلکرده داعش و گروههای افراطی، نه بیسواد بودند و نه حاشیهنشین.
آنها اغلب مهندس، پزشک یا دانشآموخته علوم پایه بودند.
در مقابل، سهم فارغالتحصیلان علوم انسانی تقریباً صفر است.
📊 پژوهشهای معتبر (از جمله گامبتا و هرتوگ در آکسفورد) نشان میدهد:
تروریسم مدرن الزاماً محصول فقر و جهل نیست؛
بلکه میتواند نتیجهی ترکیب خطرناکِ
🎓 آموزش نخبهگرا اما غیرانتقادی
📉 ناکامی ساختاری و محرومیت نسبی
🧠 تفکر سیاهوسفید
و 🔥 جستجوی معنا در دل ایدئولوژیهای مطلقگرا باشد.
داعش به همین دلیل علوم انسانی را تعطیل کرد.
چون فلسفه، تاریخ و جامعهشناسی
🔓 جهان را پیچیده میبینند
و با «حق/باطلِ» سادهانگارانه سازگار نیستند.
⚠️ مسئله مهندسی یا پزشکی نیست؛
مسئله آموزشی است که پرسشگری یاد نمیدهد
و بازاری که استعداد را به بنبست میکشاند.
🧩 امنیت فقط با سلاح تأمین نمیشود؛
با تفکر انتقادی شروع میشود.
🔰انبارستان @anbar100
کتاب شنیداری تاریخ منطق
نوشته آ.ماکوولسکی
مترجم فریدون
هر پوشه میانگین پنج ساعت زمان دارد.
کتاب تاریخ منطق نوشته آ. ماکوولسکی (A. Makovelsky) به بررسی تحولات و پیشرفتهای منطق در تاریخ فلسفه میپردازد. این اثر ممکن است شامل تحلیلهای دقیق از نظریهها و دیدگاههای مختلف فلاسفهای باشد که در طول تاریخ به منطق پرداختهاند.
منطق بهعنوان یکی از بنیادهای فلسفۀ غرب، از زمان افلاطون و ارسطو تا قرون وسطی و دورههای مدرن، دستخوش تغییرات بسیاری شده است. ماکوولسکی احتمالاً در این کتاب به بررسی این تحولات و تأثیرات آنها بر روشهای علمی و فلسفی پرداخته است.
🔰انبارستان @anbar100
درود و عرض ادب ،
با اینکه توان و حوصله ای برای تولید و نشر پادکست Zoom in Zoom out نداشتم و انجام این مهم را در فردای ایران آزاد تصور میکردم .
دل نوشته هایی که این روزهای سخت برای حفظ در تاریخ مینویسم را بهانه ای یافتم برای گفتن از آینده ، گفتن از امید و گفتن از ایران .
اپیزودهای فصل پنجم پادکست Zoom in Zoom out با عنوان ای ایران مرهمی کوچک است بر زخم عمیق وطن مان .
رادشیرازی
اپیزود اول فصل پنجم سفری است به دلِ سکوتی که سرخ شده؛ روایتی تلخ و عمیق از رنج، سرکوب و مقاومت جمعی.
در این قسمت، از زخمهایی میگوییم که فقط بر تن ننشستهاند، بلکه در زبان، حافظه و آگاهی ما رسوب کردهاند.
از جهانی که تماشاگر بودن در آن به اجبار تحمیل میشود و سکوت، شکلی دیگر از فریاد است.
این اپیزود تلاش میکند مرز میان انسان و ضدانسان، اندوه و ایستادگی، فراموشی و حافظه را روشن کند.
روایت، در عین تاریکی، به انفعال تن نمیدهد و از تداوم اراده، باززایی معنا و امکان زایش دوباره آزادی سخن میگوید؛ جایی که خون، حافظه و آگاهی هنوز زندهاند.
کاابدشکافی یک سکوت سرخ.
رادشیرازی
🔰انبارستان @anbar100
.
▪️ سه فیلسوف سیاسی بر فراز ایران
ایران امروز، در میانهی بهمن ۱۴۰۴، به مثابهی کتابی قدیمی که در آستانهی ورق زدن خود قرار گرفته، به نظارهای دراماتیک نشسته است. در این فصل معاصر، صفحات تاریخی این سرزمین طعم تلخ چرخش سرنوشت را میچشد، آنجا که اعتراضاتی مانند موجی آرام از دل بازار تهران برمیخیزد و ناگهان به خروشی بیسابقه تبدیل میشود. این صدای فرسایشی، که بیشتر از آنکه فریادی بر سر گرانی و بیارزشی پول باشد، حکایت از تنشهای عمیقتری دارد که بین دیرینگی و نوگرایی، قدرت و آزادی، و امنیت همگانی با کرامت انسانی تنیده شده است.
در تمامی این تحولات، نگرانیها از تهدیدات بیرونی همچون سایهای سیاه، بر آسمان ایران آویخته است. حملهی نظامی ایالات متحده به تأسیسات هستهای ایران در خرداد ۱۴۰۴، که بخشی از درگیریهای گستردهتری بود، همراه با هشدارهای مکرر غرب و اسرائیل برای اقدام نظامی جدید، موجب افزایش فشارهای عصبی در همبودگاه گردیده است.
در این احوال، ۱. نیکولو ماکیاولی بر هوش عملی تأکید میورزد: (هوشیاری، انعطافپذیری و قاطعیت) که در مقابل چرخ گردان سرنوشت، ابزارهایی گرانبها به شمار میروند. نظام حاکم بر ایران در طی سالها از این هوش بهرهبرده و با استوار ساختن نهادهایی چون نیروی پاسدار و ابزارهای نفوذ، سعی در پاسداشت انسجام ملی داشته است. اما در پی چرخش بخت، حالا با فشارهای اقتصادی و چالشهای اجتماعی، آزمونی نوین فراروی اوست. ماکیاولی میپرسد: آیا با محاسبات دقیق و انعطاف هوشمند، میتوان این چرخش تقدیر را به سود خود سامان داد؟
بهسوی دیگر،
۲. توماس هابز دولت را به عنوان هیولایی میداند که در برابر جنگ همگانی پناهگاه میسازد. در این نگرش، ولایت فقیه تلاشی است برای ایجاد حاکمیت واحد و حفظ نظم در بستر ارزشهای دینی، خاصه در نظری که تهدیدهای خارجی امنیت ملی را به چالش میکشد. اما اکنون، در شرایطی که امنیت معیشتی لرزان و تهدیدات بیرونی چون شمشیری برهنه آویخته، پیمان اجتماعی به پرسشی عمیق تبدیل شده است. مردم در پی تعادلی هستند که امنیت را در برابر محدودیتهای غیرقابلتحمل جا دهد؛ هابز هشدار میدهد: اگر هیولای نگهبان نتواند امنیتی چندبعدی تأمین کند، پایههای خود را نخواهد داشت. بنابراین، فراخوانی به بازاندیشی و تجدید پیمان ضروری مینماید.
از سوی دیگر،
۳. ماکس وبر اقتدار را در سه وجه تقسیمبندی میکند: سنتی، کاریزماتیک و قانونی-عقلانی. ایران پس از انقلاب، با آمیختن این سه عنصر، کوشش نموده است که در گذار از دیرینگی به مدرنیته، کنشی هوشمندانه برگزینند. اما این آمیختگی در میانهی چالشهای جهانی و تهدیدات خارجی به قفسی آهنین بدل شده است که در عین ساماندهی نظم، آزادی را در تنگنا میگذارد. اکنون، این گذار ناتمام دریچهای به تعادل بیشتر گشوده است: میان دیرینگی و عقل، میان اقتدار و مشارکت، و میان امنیت داخلی و استقلال در برابر فشارهای بیرونی.
ایران اکنون بر آستانهای ایستاده که نه پایان یک فصل است و نه آغاز فاجعه؛ بلکه شاید لحظهای برای بازتعریف رابطهی قدرت و مردم، در حالی که تهدید حملهی آمریکا، اسرائیل و غرب چون ابری تیره بر آسمان آویخته است. چرخ بخت، هیولای نگهبان و اقتدار آمیخته، نه ابزار قضاوت، که چراغهاییاند برای دیدن ژرفای این تنش: میان آنچه هست و آنچه میتواند باشد.آیا این گذار به تعادل نوینی میان امنیت و آزادی، دیرینگی و عقل، اقتدار و عدالت خواهد رسید و آیا در برابر تهدیدهای بیرونی، هوش عملی و پیمان اجتماعی استوار خواهد ماند؟ پاسخ نه در پیشگویی، که در دست تاریخ و ارادهی همگانی است؛ جایی که فلسفه نه قاضی، که اندیشهای زیرک است که در سکوت شب، چراغی برمیافروزد تا راه را بنمایاند.
یک امر اما قاطعانه ثابت است: همبستگی ایرانیان، این عنصر در برابر هر کفتار داخلی و خارجی بیتردید پیروز است. همبستگی ایرانیان حداقل قدرتی ست قهار، اما بیشتر است از برای حداکثر دشمنانی سفاک.
مجتبی روستا
🔰انبارستان @anbar100
درود و عرض ادب،
با اینکه این روزها ، غمی سنگین بر دلهای همه ایرانیان افتاده ، اما شاید امید به آینده و رشد آگاهی ، مرهمی بر این زخم عمیق باشد.
احتراما قسمت آخر فصل چهارم ( اپیزود هشت ) را خدمتتان ارسال میکنم .
این اپیزود قبل از این فاجعه انسانی ضبط شده است .
رادشیرازی
این اپیزود، نقطهٔ پایان فصل چهارم پادکست است؛ فصلی که در هشت قسمت به کتاب «تکینگی نزدیکتر است» ری کرزوایل اختصاص داشت. روایت این قسمت بر سه لایه بنا شده است:
یک گفتوگوی واقعی با کاساندرا، برای لمس مستقیم نگاه کرزوایل به آینده؛ یک مصاحبهٔ فرضی میان کرزوایل و راد، راوی پادکست، که پاسخها از دل متن کتاب بیرون کشیده شدهاند؛
و در نهایت، مروری دقیق بر منابع و رفرنسهایی که پشت این ایدهها ایستادهاند.
این اپیزود نه جمعبندی ساده است و نه تبلیغ خوشبینانهٔ تکنولوژی؛ تلاشی است برای دیدن تصویر بزرگ، با فاصلهای درست.
اگر این مسیر فکری برایتان جذاب است، شنیدن قاب آخر تکنیگی میتواند شروع تازهای باشد.
رادشیرازی
🔰انبارستان @anbar100
🔺علی ربیعی: بعد از جنگ دوازده روزه به تنظیمات کارخانه بازگشتیم/ به همان دوران حجر/
دانش علوم اجتماعی در ایران جدی گرفته نمیشود.
سازش با جامعه را باید بیشتر دنبال میکردیم.
سیستمهای هشدار دهنده کشور، واقعیت جامعه را در ۱۴۰۱ آژیر نکشیدند؛ به مطالعات اعتنایی نشد.
🔰انبارستان @anbar100
.
▪️پرنده خوشبختی بیش از یک خیال ادبی است؛ این نماد هویت ایرانیان را از عمق تاریخ بیرون میکشد و مردمِ همبودگاه را در یک جسم و کهنالگو بهم پیوند میزد و در نهایت با شعر و اسطوره به تصویر میکشد.
متن در میدان ادبیاتِ حماسی میکوشد اهمیت علوم روانشناختی، جامعهشناسی و سیاسیِ نمادها و اسطورها را به عنوان یک متحد کننده به اسم روح جمعی همبودگاه نشان دهد.
▪️اسطوره و نمادهای ایرانی، اصالت را در بزنگاههای تاریخی از فرد برای مدتی میگیرند تا به جمع دهد برای بقا و خوشبختی فرد
در عمق حافظه جمعی این سرزمین، اساطیر تنها افسانههای رنگ باخته نیستند؛ آنها نبضی زندهاند که در شریانهای تاریخ ایران میتپند. روح جمعی ایرانیان، مانند درخت کهنسالی است که ریشههایش را در خاک اسطورهها فرو برده و شاخههایش تا افق حقیقت گسترده شده است. این روح با تاروپود نمادها و کهنالگوهایی بافته شده که از گذرگاه حماسه و عرفان، از اعماق تاریخ تا به امروز، رسیدهاند.آن پرنده اساطیری یادآور تکهای از تاریخ کهن این سرزمین است؛ تاریخی افسانهای که از ققنوس جاودان و نمادهای رستاخیز و زندگی دوباره سخن میگوید.
انگاه همای سعادت فراتر از بلندیهای سنگی رفته است. او افقهای دورتری را مینگرد؛ جایی که خورشید همواره بر ایرانزمین طلوع میکند. همیشه در آینده روشن، او نه صرفا بر فراز الموت، بلکه بر آسمان شهرهایی پرشکوفا پرواز خواهد کرد از تهران تا تبریز از کردستان تا سیستان از البرز تا زاگرس بر فراز کوههای سرسبز و رودهای آبی که روح ایرانی را در رگهایشان جاری ساختهاند.
از منظر هگل، ایران باستان سپیدهدم تاریخیِ روح جهان بود؛ جایی که نورِ آگاهی برای نخستین بار بر وحدتی آگاه شد که کثرت را در خود نگاه میدارد. این روحِ شاعرمنش، نه در طبیعت محو گشت و نه با آن در ستیز، بلکه نظمِ اخلاقیِ امپراتوری جهانی را آفرید تجسم آزادی در قالبِ قانون. فرهی ایزدی و نور اهورامزدا همان نخستین طلوع خودآگاهیِ روح بود که بر تختجمشید نقش بست. همای سعادت این تایید فلسفی را نیز بر بالهای خویش دارد:
ایران، نخستین خودآگاهیِ تاریخ بود.
ضرورت است پندی زیرکانه از حافظ در شرایط امروز ایران را به میانه متن بکشم:
این اپیزود، قصهی آیندهای است که آرام و بیصدا به ما نزدیک میشود؛ آیندهای که هم وعدهی نجات میدهد و هم بوی فاجعه میآورد. فناوری، این نردبان بلند، میتواند بشر را از چاه فقر، بیماری و مرگ زودرس بالا بکشد، اما اگر پایش بلغزد، سقوطش تمدنسوز است.
از بمب هستهای که با یک دکمه جهان را میلرزاند، تا ویروسهایی که در آزمایشگاه متولد میشوند، از نانوباتهای نامرئی تا هوش مصنوعیای که شاید روزی از ما جلو بزند؛ همه در یک نقطه به هم میرسند:
قدرتِ بیسابقه. تعلیق درست همینجاست؛ جایی که نه فرار جواب میدهد، نه شتاب کورکورانه.
ترس، واقعی و منطقی است، اما امید هم هست؛ به شرطِ عقل، اخلاق و کنترل.
این اپیزود دعوتی است به ایستادن روی لبهی تیغ آینده؛ جایی که هر تصمیم، میتواند نجات باشد یا آغاز یک کابوس.
به گذرگاه هراس خوش امدین .
برای شنیدن فصل چهارم ، کافیست در Castbox، Spotify
یا Apple Podcast
نام Zoom in Zoom out را جستوجو کنید و با دنیای تازهای از آینده همراه شوید.
رادشیرازی
🔰انبارستان @anbar100
درسگفتار نشانهشناسی اسطورههای ایرانی 5
🔰انبارستان @anbar100
درسگفتار نشانهشناسی اسطورههای ایرانی 3
🔰انبارستان @anbar100
درسگفتار نشانهشناسی اسطورههای ایرانی 1
بهرام بیضایی
ویدئو با ابزاری متناسب با سکوی تلگرام به روز شده است و مرتب برای دانلود بهتر
🔰انبارستان @anbar100