شعر | دکلمه | خسته از پرواز
08 October 2026 21:33
❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
08 October 2026 19:03
🍁 #دکلمه 🍁
باران که میبارد، انگار آسمان هم چیزی برای از دست دادن داشته
هر قطرهاش میافتد روی شیشه، درست مثل خاطرهای که از تو جا مانده
من میمانم و اتاقی سرد
و سیگاری که میان انگشتهایم میسوزد، درست مثل عمرِ دلتنگیام
تو روزی تمام آرامش این دل بودی
همان لبخندی که میتوانست شلوغترین غم دنیا را ساکت کند
با تو حتی غروبها هم رنگ زندگی داشتند
حتی باران، بوی امید میداد
اما حالا از تمام آن روزها
فقط چند خاطره مانده و یک دلِ خسته که دیگر توانِ باور ندارد
گاهی فکر میکنم تو هم آن دورها
زیر همین آسمان گرفته، سیگارت را روشن میکنی
و دودش را آرام فوت میکنی به هوایی
که دیگر سهمی از من در آن نیست
شاید تو هم برای یک لحظه یادت بیاید
کسی اینطرفِ دنیا، هنوز در ویرانههای دوستداشتنت زندگی میکند
من اما بعضی شبها
وقتی دردِ نبودنت از تحملم بیشتر میشود
پناه میبرم به تلخیِ مشروب
نه برای فراموشی
چون تو فراموش نمیشوی
فقط برای اینکه گلوی بغضم کمتر بسوزد
برای اینکه چند ساعت
خاطراتت آرامتر روحم را تکهتکه کنند
خاطرات تو عجیباند
همانقدر که شیرین بودند
حالا همانقدر کشندهاند
میخندم به روزهایی که فکر میکردم ماندنی هستی
و گریه میکنم به شبی که فهمیدم
بعضی آدمها تمامِ خوشبختیات میشوند
فقط برای اینکه یک روز
تمامِ ویرانیات را کامل کنند
✍️ #کاکتوس ( مجید)
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛@≛✨™
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
08 October 2026 15:05
📩 #شعر 📩
یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را
تا آب کند این دلِ یخ بسته ی ما را !
من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزان !
من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را !
جان را که مه آلود و زمستانی و قطبی ست
با گرمترین پرتو خورشید بیارا
از دیده بَرآنم همه را جز تو بِرانم
پاکیزه کنم پیش رُخت آینه ها را
من برکه ی آرام وُ تو پوینده نسیمی
دریاب ز من لذت تسلیم و رضا را
گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد
آمد که کند شاد و دهد شور فضا را
هر لحظه که گل بشکُفد آن لحظه بهار است
فرزانه نکاهد ز خزان ارج و بها را
می خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانم
پیش دو جهان عرضه توان کرد کجا را ؟!
از باده اگر مستیِ جاوید بخواهی
آن باده منم، جام تنم بر تو گوارا !
#سیمین_بهبهانی
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛@≛✨™
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
08 October 2026 12:07
#سعید
#امین
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛@≛✨™
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
08 October 2026 09:02
♣️ #دکلمه ♣️
اون اوایل که از هم جدا شده بودیم تا اسمش میومد دلمون هُری میریخت دکتر، ولی الان حتی اگه خودشم بیاد آب از آب تکون نمیخوره،میدونی چی میگم؟میفهمی؟
نمیفهمی...
دلم برای خودم تنگ شده، برایِ اون آدمی که قبلا تو آینه میدیدم...
تا حالا دلت برای خودت تنگ شده دکتر؟
میدونستی اوج دلتنگی مالِ وقتیه که دلت برا خودت تنگ شه!؟
خوبما...
فقط دلم یکم پاییز میخواد
دکتر میدونستی چرا همه رفتناشون رو میذارن برای پاییز؟
منم نمیدونم،ولی یکی بود میگفت آدما توی پاییز میرن تا بتونی صدای قدم ها و دور شدنشون رو روی برگا بشنوی،تا فاصله رو بفهمی...بدونی داره میره،بعد که رفت با بارون پاییزی بباری تا کسی فرق اشک و بارونِ روی صورتت رو نفهمه...
این رفتن آدما رو عاشق میکنه دکتر،
موندنه که آدمارو از هم دور میکنه، بی ارزش میکنه...
به قول یارو گفتنی؛ پاییز بهونس، برگ از درخت خسته میشه...
دکتر یه قرص بده پاییز شیم،زرد شیم،بباریم،آفتاب نگاهمون سرد شه،بعد یه دفعه توفان تو دلمون چنگ بزنه...دلمون برگرده سرجاش...
خسته شدیم از بس بهار بودیم...
#امیرحسین_سرمنگانی
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰@✰™
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
07 October 2026 21:50
🤩🤩🤩
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
07 October 2026 19:55
✔️ یه گپ لاکچری نامبران ✔️
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
07 October 2026 17:04
📒 #شعر 📒
نشاید گفتن آنکس را دلی هست
که ندهد بر چنین صورت دل از دست
نه منظوری که با او میتوان گفت
نه خصمی کز کمندش میتوان رست
به دل گفتم «ز چشمانش بپرهیز»
که هشیاران نیاویزند با مست
سرانگشتان مخضوبش نبینی
که دست صبر برپیچید و بشکست
نه آزاد از سرش بر میتوان خاست
نه با او میتوان آسوده بنشست
اگر دودی رود بیآتشی نیست
و گر خونی بیاید کشتهای هست
خیالش در نظر، چون آیدم خواب؟
نشاید در به روی دوستان بست
نشاید خرمن بیچارگان سوخت
نمیباید دل درماندگان خست
به آخر دوستی نتوان بریدن
به اول خود نمیبایست پیوست
دلی از دست بیرون رفته سعدی
نیاید باز تیر رفته از شست
#سعدی
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛@≛✨™
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
07 October 2026 13:03
💫 نمایشنامه 💫( دعوای روز بعداز ازدواج)
👩🦰 سعید
👩🦰 سعیدددد
🧔♂️ جانم عزیز دلم جانم
صبحت بخیر خوشکل من
صبحت بخیر نفس من
چقدر خوبه صبحها بیدار میشم ازاین ببعد اولین کسی که چشمم بهش میفته تویی خورشید تابان من ، پاشو رفتم برات نون تازه گرفتم بایه صبحانه عالی
👩🦰 صبح توهم بخیر عشقم ،فدات بشم
صبحانه من که دیدن وبوسیدن توعه
وایی من که هنوز خستگی دیروز تنم مونده
نمیتونم تکون بخورم پاهام تاول زده
🧔♂️ چرا دورت بگردم
ولی من دیشب بهترین شب زندگیم بود
امروزم اولین روزیه که انقدر پر انرژی بیدار شدم
👩🦰 آره دیگه عزیزم من دیشب کلی لباس عروس تنم بود ۱۰۰ کیلو میشد بااون کفشهای پاشنه بلند ، مادرتم که دستش درد نکنه انقدر به زور منو کشوند اینور اونور پدرمو درآورد
🧔♂️ واااااا
عزیزم مادرمنو چیکار داری بنده خدا یه دور باهامون اومد بامهمونا سلام وخوش آمد گویی کردیم واوناهم تبریک گفتند بهمون
👩🦰 یه دور؟؟؟ ، فقط یه دور بود ؟؟؟
ده بار منو برد جلو خواهر ها وبرادرهای خودش دولا راست شدم براشون
یه بار خوش آمد میگن به مهمون منو ده دور برد سمت خانواده وخواهروبرادر خودش تعظیم کردم
انقدر نیشگون گرفت از پشت کمرم سیاه وکبود شده
خدایی زشت نیست دیگه توروز عروسی برای سلام وخوش آمدگویی هم دخالت میکنن آخه
انگار ما ازپشت کوه اومدیم
🧔♂️ خوب عزیزم خواسته تورو به فک وفامیلا نشون بده وپزتو بده ، کاره بدی نکرده که
👩🦰 میدونم عزیزم ولی من خودم میفهمم نفهم که نیستم یا ازپشت کوه نیومدم که
دیگه تواین کارها دخالت که نمیکنن زشته
سن وسالی ازش گذشته
اولا مادر توبود ودوما احترام سنشو نگهداشتم وگرنه میدونستم چجوری جوابشو بدم
🧔♂️ عزیزم جوابشو بدم یعنی چی اون مادر توهم هست ، زشته درمورد یه زن ۵۵ ساله اینجوری حرف بزنی
👩🦰 منم همینو میگم بخاطر سنش نبود میدونستم چجوری جوابشو بدم
🧔♂️ عزیزم کار بدی نکرده ، مادرمن اجتماعیه وباهمه فامیلاش گرم میگیره
مثل پدر ومادر تونیست که ته سالن نشسته بودن نه به کسی خوش آمد میگفتن نه با کسی حرف میزدن انگار باخودشونم قهر بودن
باید به خدمت کار میگفتم یکم شیرینی براشون ببر تا باخودشون آشتی کنند
👩🦰 توهین نکن به پدر ومادر من بفهم چی میگی
پدر ومادر من توهرچیزی دخالت نمیکنند
اونا شعورشو دارن وهمه چی رو سپردن دست خودمون
🧔♂️ یعنی چییی؟؟
یعنی میخوای بگی پدرو مادر من شعور نداشتن
درست صحبت کن اولین روز زندگیمونه داری گند میزنی تو روزمون
اگه شعور داشتن حداقل به مهمونای خودشون میرسیدن
👩🦰 گفتم درمورد پدرو مادر من درست صحبت کن
اونا هرچی باشن دوتا آدم فرهنگین خوب وبد رو تشخیص میدن
مادرت واون دوتا خواهر های عفریطه ات از اولین روز توهمه چی دخالت کردن ونزاشتن من حتی وسایلمو به دلخواه خودم بردارم
آرزوی همه چی موند رو دلم
🧔♂️ به خواهر من میگی عفریطه
عفریطه مادرته که تورو ول کرد توسالن همه دنبال این بودن بفهمن پدرو مادرت کیه
یا اون فامیلای دوزاریت ، آخر شب کادو هارو باز کردیم ۳۰۰ تا مهمون داشتید اومدن خوردن پاشیدن ، آخرسرهم ۵۰ تا پاکت پول خالی گذاشته بودن تو سبد برلی کادو
من بیچاره خرجشونو دادم ، خوردنو در رفتن من بجای تو پیش پدرو مادرم خجالت کشیدم
تو وپدرو مادرت انگار نه انگار
👩🦰 دوزاری خودتی با اون خانواده ندید بدیدت که معلوم نشد نصف کادو ها چی شد کجا رفت کی برداشت دزدید
مادم ۶ تا النگو خریده بود گذاشت برام ۳ تاش گم شد من میدونم کاره اون خواهرای ایکبیریت بوده
فامیلای من هرچی باشن از تو وخانوادت و فامیلای تو شعور وشخصیتشون بالا تره
ی شب توعروسی سه بار دعوا درست کردن
انگار چاله میدون بود اون وسط ، فوش میدادن وعربده میکشیدن
تازه خودتون باخودتون دعوا میکردید
🧔♂️ دیگه داری زیادی حرف مفت میزنی میبندی دهنتو یا ببندم
👩🦰 بیخود کردی اصلا من همون دیشب نباید باتو نفهم میومدم تو این خونه ، اشتباه کردم توهم یکی مثل اون پدرو مادرو خواهرتی
من همین الان جمع میکنم میرم بعد شکایت کردم پدرتو درآوردم اونوقت میفهمی چجوری با ی خانم برخورد کنی واگر شعورشو نداشتی ازدواج نکنی
🧔♂️ برو بسلامت ، هر کاری دلت میخاد برو دنبالش
هیچ غلطی نمیتونی بکنی
من تورو گرفتم وگرنه خانواده ایی که تو داری کی جرات داره بیاد سمتتون
❤️ زندگی خودتون رو بخاطر رفتار وحرفهای دیگران خراب نکنید
وبه کسی اجازه دخالت توزندگی ندید
هر خانواده ایی باید در چارچوب اون خونه وخانواده براش تصمیم گرفته شود نه بیرون از خونه وبه نظر دیگران که درنهایت آسیب این رفتارهارو فقط شما متحمل میشوید
✍️#جمشیدکوردستان
🩸#خسته_از_پرواز𖤓𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @ ⍟✨
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
07 October 2026 11:57
/channel/abiyy71
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
07 October 2026 09:01
♣️ #دکلمه ♣️
سلام. خیلی وقته نگفتم سلام. فکر کردم یادم رفتهباشه، مث همهچی. اما یادمه. سلام.
هزار ساله حرف نزدیم، یعنی حرفی هم نبوده. صبح دوستت گفت حالم رو پرسیدی و نگرانی، گفتم دو خط بنویسم برات. نگران که نیستی، میدونم. دوستت اینجوری گفت.
هوا بارونه اینجا. صبح رفتم کوه، مه بود. تو بیراهه نشستم و آتیش روشن کردم و کتاب خوندم و مست کردم. مث قدیما. کتابش خیلی قشنگه، اگه مث قبلنا بود تیکههای خوبش رو واسهت میفرستادم میگفتم ببین این همینگوی پدسگ چقد خوبه، بعد تو واسهم مینوشتی اما تو از همه بهتری، قند تو دلم آب میشد. اما هیچی مث قبل نیست. میخوام بگم از اون آبان که خون از شهر سر رفت، دلم دیگه دل نشد. حتی واسه تو. حتی با تو.
حالا واسّادم بغل پنجره به بارون نگاه میکنم. همهچی دوره رییس. یا من دور شدم از همهچی. آقافروغی داره میخونه مث لاکپشت تو خودم قایم شدم. من قایم نشدم ولی، نامرئی شدم. مث یه مورچهی سیاه رو یه سنگ سیاه تو یه شب سیاه. هستم اما به چشم نمیام. آدم اگه به چشم کسی که میخواد نیاد، بعدش دیگه نامرئی میشه.
کوتاهش کنم که حوصلهت سر نره. مث قبل یه دونهی پیزوری برفم، فقط مث قبل کف دست تو آب نمیشم. دستت دوره، خودت دوری، صدات رو یادم رفته از بس صدام نکردی. حالم رو پرسیدهبودی، پرسیدن نداره، ولی خوبم. هنوز زود گریهم میگیره، هنوز آدما رو میخندونم، هنوز شوخیای مزخرف میکنم و بعدش پشیمون میشم، هنوز حسود و کلهخراب و دیوونهم، هنوز وقتی بارون بیاد دلم تنگ میشه برای وقتایی که بارون میومد و پر میشدم از شوق دیدنت و گفتن جملهی بیا بغلم سردمه.
شما هم که حال خوبی داری. خبرش رو دارم. خیلی وقته فهمیدم من از هرکی برم، حالش بهتره. حالا بخند و گوشواره شو به گوش دنیا که قشنگه. چه خوبه که حالم رو پرسیدی. دلم تنگ شدهبود واسه این که واسهت بنویسم. آخر نامهس، ته حرفم تویی همیشه.
ای آدم ظریف خواستنی که مث زن شعرهای منزوی حتی نبودنت هم اعجازه، هیچوقت نگفتم برات که لبات سنگ مزارم بود، رفتی و شدم میت بی کفن بی گور. اگه شد گاهی از دور ببوس، سردمه.
همین.
#حمیدسلیمی
#خسته_از_پروازꦿᬉ⚘꙰𝄠-⃝🩸
𝐣𝐨𝐢𝐧 ☞︎︎︎ ✨⍟ @ ⍟✨
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
06 October 2026 23:52
✔️ درود دوستان بهتر از جان ✔️
یه نکته بگم به مالکای کانالای شعرو دکلمه
لازمه بگم اولا 0️⃣9️⃣ درصد کانالای شعرو دکلمه
تلگرام،روبیکا،بله،..... از چنل ما متنو شعر کپی
میکنن!! حالا بحث من اینه سرتیم عزیز کانال های
شعرو دکلمه حداقل متن برمیداری میزاری کانالت
دیگه اسم نویسنده رو چرا پاک میکنی مشکلی داری؟
دردت با اسم نویسنده چیه؟ سنگینی میکنه بهت؟
فشارمیاره روت؟ نکن عزیزم کارت درست نیس.
❌ ببینم اکانتتو با کانالتو میپرونم ❌
🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
06 October 2026 21:44
😋😋😌😌😛🤩☹️😣🔢😣😢
👈➡️👈➡️👈➡️👈➡️👈➡️
🔗/channel/aminf16m
🔗/channel/aminf16m
🔗/channel/aminf16m
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
06 October 2026 19:01
🎙 #شعر 🎙
زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی
گر چه ماهِ رمضان است بیاور جامی
روزها رفت که دست من مسکین نگرفت
زلف شمشادقدی، ساعد سیماندامی
روزه هر چند که مهمانِ عزیز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن، انعامی
مرغ زیرک به در خانِقه اکنون نپرد
که نهادهست به هر مجلسِ وعظی دامی
گله از زاهد بدخو نکنم؛ رسم این است
که چو صبحی بدمد، در پیاش افتد شامی
یار من چون بخرامد به تماشای چمن
برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی
آن حریفی که شب و روز میِ صاف کَشَد
بود آیا که کند یاد، ز دُردآشامی؟
حافظا گر ندهد دادِ دلت آصف عهد
کام، دشوار به دست آوری از خودکامی
#حافظ 📚
#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛@≛✨™
Читать полностью…
شعر | دکلمه | خسته از پرواز
06 October 2026 15:03
📚 #شعر 📚
به دامِ عشق افتادم، که بی بنیاد و ویران بود
نفهمیدم که آن بی مهر، فریبنده و پنهان بود
دلم به یار خوش بین بود، که در ظاهر بهار آورد
نمیدانستم این گلچین، همان پاییزِ عریان بود
تنم هر دم می لرزید، از سردیِ کلام او
گمان می کردم آغوشش، پر از عشقی که از جان بود
عجب راهِ درازی را، به بیراهه قدم راندم
دریغا کلِ داستانم، برای قصه خوانان بود
به زیرِ چرخِ این گردون، که من محکم بشکستم
دلم خشنود از این تصمیم، ولی محکوم به پایان بود
بِبُر از بندِ این زنجیرِ، که قلبِ سرگردان من
که پایانِ چنین عشقی، فقط افسوس و خسران بود
نشد قسمت که با گلها، عهدی از نو، بربندم
که ترسم باز هم خاری، در لابلای گلدان بود
برو ای عشقِ نااهلم، که من راهِ خودت جَستم
رضایتمندم از دوری، که پایانم پریشان بود
#حامد
📚#خسته_از_پرواز𖤓 𝄟🦅⍣᭄
𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛@≛✨™
Читать полностью…