ymirdamadi | Unsorted

Telegram-канал ymirdamadi - حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

5101

«عالم چو حباب است ولیکن چه حباب ...» نوشته‌‌‌/گفته‌های یاسر میردامادی در فلسفه، دین‌‌پژوهی و سیاست. دکترای مطالعات اسلام و خاورمیانه از دانشگاه ادینبرا، اسکاتلند. مدرّس و پژوهشگر اخلاق زیستی‌-پزشکی در مؤسسه‌ی مطالعات اسماعیلی، لندن. YMirdamadi@iis.ac.uk

Subscribe to a channel

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

دین مستلزم توجه به چیزهایی است که از در دسترس بودن، مصرف و «خورده شدن» گریزان‌اند. توجهِ نظرورزانه نقطۀ مقابل هشیاری فرد شکارچی است. توجه نظرورزانه نه جست و جو می‌کند و نه شکار، بلکه گوش می‌سپارد و درنگ می‌کند. توجهی از جنس توجه شکارچی که هدف‌مند، نتیجه‌محور، منفعت‌گرا، و پرسه‌زن و در تقلا برای تصرف سریع شیء مورد نظر است، برای تجربۀ دینی زیان‌بار است. «روشی نادرست برای جست و جوی چیزی: توجهی که به یک مسئله گره خورده است؛ نمودی دیگر از هراس از خلأ. انسان نمی‌خواهد تلاشش بی‌ثمر بماند. با سماجت به شکار ادامه می‌دهد. اما نباید در پیِ یافتن چیزی باشد.» توجه دینی نوعی «نظاره کردن» است، نه «جست‌و‌جو» و نه «تعلق».
(سخن گفتن از خدا؛ گفت‌و‌گویی با سیمون وی، بیونگ‌چول هان)


«به سوسن‌های صحرا نگاه كنید و ببینید چگونه نمو می‌کنند، آنها نه زحمت می‌کشند و نه می‌ریسند. ولی بدانید كه حتّی سلیمان هم با آن‌همه حشمت و جلالش مثل یكی از آنها آراسته نشد.» (انجیل متی)

🖼Michael Newton, Simone Weil

@SufismAndSufiStudies

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

🔻 آیزایا برلین، مجوس شمال، یوهان گئورگ هامان و خاستگاه‌های عقل‌ناباوری جدید، ترجمه‌ی رضا رضایی، تهران: ماهی، ۱۳۸۵، ص ۶۷. 🔴 @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

🔻 آیزایا برلین، مجوس شمال، یوهان گئورگ هامان و خاستگاه‌های عقل‌ناباوری جدید، ترجمه‌ی رضا رضایی، تهران: ماهی، ۱۳۸۵، ص ۳۹. 🔴 @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

کتاب مقدّس و ایرانیان

در توجیه دشمنی با ایران و تمدّن ایرانی، در محیط‌های مذهبی افراطی مسیحی و یهودی، با استناد به کتاب مقدّس، داستان استر را مثال می‌آورند.

در کتاب مقدّس، در بین قدرت‌های بزرگ، شاید تنها ایران است که از آن همواره به نیکی یاد شده است.

مصریان قوم ستمکری هستند که عبریان را به بردگی و بندگی کشانده‌اند و رهایی از دست آنان، آیت و معجزه خداوندی است.
آشوریان قدرتی که بخش بزرگی از اسباط شمالی را غارت و تبعید می‌کنند چنان که از (منظر تاریخی یهودی) هیچ‌گاه بازنمی‌گردند.
بابلیان معبد سلیمان را نابود می‌کنند و عبرانیان را به بابل تبعید می‌کنند.
در دوره های بعد هم یونانیان بسیار بدنام هستند، چنان که، به علّت سرکوب شدید یهودیان و بی‌حرمتی به معبد، شورش‌های عمده علیه آنان شکل می‌گیرد و کتاب‌های عهد عتیق از این تاریخ جلوتر نمی‌آید.

در این میان امّا در کتاب مقدس هیچ سخن یا نگاه خصمانه‌ای نسبت به اهل ماد و پارس نیست. پادشاهان ایرانی اجازه می‌دهند که یهودیان از اسارت و تبعید بازگردند، معبد خود را دوباره بسازند و در عمل به احکام تورات آزاد باشند. حتی کتاب اِستِر، که آن را نمونه و سابقه دشمنی قدیمی ایرانیان با قوم یهود می‌دانند، خلاف آن است. آنجا سخن از طرح هامان، مشاور پادشاه است. چون شاه درمی‌یابد که هامان او را فریب داده، او را مجازات می‌کند و جانب یهودیان را می‌گیرد و مُردخای یهودی را وزیر خود می‌کند.

مقصود من اینجا خوانش ظاهری از کتاب مقدّس است (به شیوه آن سخنرانان) و نه منظر تحقیقی-تاریخی. از آن منظر که اصلا کتاب استر، داستانی متعلَق به عهد هلنیستی است به قصد دلگرمی دادن به قوم در محیط سخت ضدّ یهودی یونانی. حتی نام‌های استر و مردخای هم برگرفته از ایشتار و مردوک، نام‌های بابلی هستند.*

اگر پیامبران می‌آیند تا قوم را از ستم قدرت‌ها نجات دهند، در زبان اشعیا، کوروش خود «مسیح» و مبعوث خداوند است که نجات و رهایی را به ارمغان می‌آورد و در ترتیب نسخ عبری، کتاب مقدّس با سخنان کوروش پایان می‌یابد، آنجا که می‌گوید یهوه او را مأمور کرده است که معبد را از نو بنا کند و یهودیان را فرامی‌خواند که به اورشلیم بازگردند.

همچنان بگوییم که «تا نپنداری که کسب اینجاست حسْب». دام تزویر کردن کتاب مقدّس، آن سو هم کسب پرسودی است گرچه بهره ما از آن جز زخم و رنج و ویرانی نیست.

پ.ن.
* و در قرآن و سنّت اسلامی هم شخصیت منفی هامان از زمینه ایرانی خود جدا و از مشاوران فرعون دانسته شده است.

همچنین:
از کوروش و داریوش و اخشورش...
و
در باب مصاحبه تد کروز
و
سخنان پیت هگست
و
ترامپ در کنست
.

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

📍خدایِ پیامبرفرست
در سنجشِ نبوّت‌ناباوری (۲)

 
🖌 یاسر میردامادی 👥 فایل پی‌دی‌افِ👆🏿قسمت چهارم از مناظره‌ی مکتوب: 
آیا انگاره پیامبری بهترین تبیین از جهان است؟

🔺به میزبانی: گفتمان اندیشه‌ها 
🔻طرفین مناظره:
👤 یاسر میردامادی 
✍️ اشکان مهرروشن 🔴 پاسخ دومِ میردامادی به مهرروشن @YMirdamadi 🌐 /channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

به گفته‌ی هرودوت، پارسیان هیچ بتی نداشتند ـ در واقع بازنمایی‌های انسان‌انگارانه‌ی خدایان را مورد تمسخر قرار می‌دادند؛ اما آنها با هر دینی مدارا می‌کردند، گرچه ممکن است جلوه‌هایی از خشم علیه بت‌پرستی نیز یافت شود. [برای مثال در حمله‌ی خشایار یکم] معابد یونانی نابود و تصاویر خدایان تکه‌تکه شدند.

Georg Wilhelm Friedrich Hegel,
The Philosophy of History,
p. 209,
With Prefaces by Charles Hegel and the Translator, J. Sibree, M.A.
Batoche Books: 2001.


@AdnanFallahi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

🔺در این گفتار کوتاه، محمد مجتهد شبستری، خوانشی آنتی‌رئالیستی از زبانِ مثنوی معنوی اثر مولوی به دست داده است👆🏿. با این خوانش هم‌دل نیستم چندان و در نقد آن نوشته‌ام پیش‌تر 👇🏿. میراث عارفان مسلمان را نمی‌توان آنتی‌رئالیستی خواند، شاید تنها بخشی از عرفان بودایی و مانند آن را بتوان چنین خواند. این روزها سالگرد نود سالگی این استاد اثرگذار، دانشمند و دوست‌داشتنی است. سایه‌اش مستدام باد. 🔴 @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

📍سوتفاهم شده:کماکان‌ برضد پیامبری (2)
 
🎙 اشکان مهر روشن ↩️🎙 فایل صوتی 👆 قسمت سوم مناظره به میزبانی گفتمان اندیشه‌ها
🔸 موضوع: آیا انگارهٔ پیامبری بهترین تبیین جهان است؟ طرفین مناظره:
👤 یاسر میردامادی 
✍️ اشکان مهرروشن پاسخ اول اشکان مهر روشن به یاسر میردامادی

فایل صوتی خوانش نوشتار پاسخ، به صورت شنیداری ارائه می‌شود تا شنوندگان با محتوای مناظره بهتر آشنا شوند. @NegahehAndisheh

/channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

📍خدایِ پیامبرفرست
در سنجشِ نبوّت‌ناباوری (۱)
 
🎙 یاسر میردامادی ↩️🎙 فایل صوتی 👆🏿 قسمت دوم مناظره به میزبانی گفتمان اندیشه‌ها
🔸 موضوع: آیا انگارهٔ پیامبری بهترین تبیین جهان است؟ طرفین مناظره:
👤 یاسر میردامادی 
✍️ اشکان مهرروشن پاسخ اول یاسر میردامادی به اشکان مهرروشن

فایل صوتی خوانش نوشتار پاسخ، به صورت شنیداری ارائه می‌شود تا شنوندگان با محتوای مناظره بهتر آشنا شوند. @YMirdamadi

/channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

👆🏿🔸[9] فرضیه‌های موقت تبصره‌هایی هستند که اساساً برای نجات دادنِ نظریه از ابطال و رهایی از شرّ شواهدِ ناسازگار ابداع می‌شوند. افزودنِ این فرضیه‌ها به پیکره‌‌ای نظری، در نهایت به کاهش آزمون‌پذیریِ آن نیز منجر می‌شود. بنگرید به:
Samuel Schindler, Theoretical Virtues in Science (Cambridge: Cambridge University Press, 2018), 119-55
🔸[10] در این مقاله، نویسنده استدلال می‌کند که ارائه‌ی بهترین تبیین از خودِ «استنباط بهترین تبیین»، مستلزمِ اتخاذِ رویکردی خداباورانه و وانهادنِ طبیعت‌گرایی است؛ به این معنا که تنها در چارچوب خداباوری می‌توان اعتماد به این ابزارِ بنیادینِ معرفتی را موجه دانست، در حالی که طبیعت‌گرایی در توجیهِ چراییِ فهم‌پذیریِ جهان و اعتبارِ ابزارهای تبیین‌گر اساساً سترون می‌ماند.
Christophe De Ray. "A new epistemological case for theism." Religious Studies, 58 (2022): 379-400.
[11]🔸 در این باب بنگرید به:
Richard Swinburne, Revelation: From Metaphor to Analogy, 2nd ed. (Oxford: Oxford University Press, 2007), 345-56.
[12]🔸 در این باب بنگرید به:
Daniel Kennefick, No Shadow of a Doubt: The 1919 Eclipse That Confirmed Einstein’s Theory of Relativity (Princeton University Press, 2019). 🔴 @YMirdamadi 🌐 /channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

👆🏿🔹ناقد اما اِشکالِ دلخواه‌بودگی را تنها بر جانبِ مثبت (وجودِ پیامبران) پیاده می‌کند و نه بر جانبِ منفی (عدمِ وجودِ پیامبران) و جانبِ منفی را، به شکلِ غیر موجهی، از اشکالِ دلخواه‌بودگی معاف می‌کند. این در حالی است که برای «خدایِ شخص‌‌وار، خیرخواه، دارایِ تمام کمالات و آفریننده‌یِ موجوداتِ مختار» سکوت و عدمِ ارتباط با مخلوقات، اتفاقاً احتمالِ پیشینیِ پایین‌تری دارد. به دیگرسخن، سکوتِ مطلقِ چنین خدایی بیشتر نیازمندِ تبیین است تا سخن گفتنِ او. بر این اساس، عدم تقارن در داوریِ مزبور، وزنه‌یِ استدلال را، به‌شکلِ غیر موجهی، به سودِ نبوت‌ناباوری سنگین می‌کند.
 
 🔻۳. علیه ناکمینگیِ نبوت‌باوری
🔹اما اگر استدلالِ ناقد علیه بیشینگیِ نبوت‌باوری کارا نباشد، هم‌چنان ممکن است که استدلال او علیه کمینگیِ نبوت‌باوری کارا باشد. بگذارید اکنون به این استدلال بپردازم. می‌دانیم که در استنباطِ بهترین تبیین، فرضِ کمتر به تبیینِ بهتر نمی‌انجامد لزوماً.[6] مثلا خودتنهاانگاری[7] را در نظر بگیرید، یعنی ایده‌ای که می‌گوید فقط من در جهان وجود دارم و هیچ چیزِ دیگری وجود ندارد، و از همه مهم‌تر این‌که جهانِ مستقلِ از ذهنِ من وجود ندارد. در مقایسه با فرضِ وجودِ جهانِ مستقلِ از ذهن، این انگاره فرضیات بسا کمتری دارد. در خودتنهاانگاری، از جمله، هیچ نیازی نیست به: فرضِ وجودِ اشیاءِ خارجی، فرضِ اذهانِ دیگر، فرضِ قوانینِ فیزیکیِ حاکم بر همه‌یِ اشیاء و نیز فرضِ «وجودِ ذهنی» (بازتابِ جهانِ خارج در ذهن). با این حال، قدرتِ تبیین‌گریِ خودتنهاانگاری به‌مراتب کمتر از فرضِ جهانِ مستقلِ از ذهن است، زیرا خودتنهاانگاری نمی‌تواند، از جمله، ثباتِ ادراکات، موفقیتِ پیش‌بینی‌هایِ علمی، یا هماهنگیِ تجربه‌های میان‌فردی را توضیح دهد. بر این اساس، بهترین تبیین، تبیینی است که از یک‌سو نه آن‌قدر مفروضاتِ کمی داشته باشد که قدرتِ تبیین‌گری خود را از دست بدهد و از دیگرسو نه واجدِ مفروضاتی باشد که غیرمفید به سودِ تبیین‌گری است.
🔹با درنظرگرفتِ این چارچوبِ تحلیلی، می‌توان گفت که نبوت‌ناباوری، مانند خودتنهاانگاری، تنها از نظرِ ظاهری برنده‌یِ بازیِ کمینگی است. این درست است که نبوت‌ناباوری هیچ نیازی به فرضِ اصلِ پیامبری، فرضِ انتصاب‌هایِ خاص، فرضِ تعدادِ پیامبران و فرضِ توزیعِ مکانی-زمانیِ پیامبران ندارد. اما این کمینگیِ ظاهری با هزینه‌یِ بالایی به دست آمده است: به قیمتِ کاهشِ جدیِ قدرتِ تبیین‌گریِ نبوت‌ناباوری. زیرا داده‌هایی وجود دارند که نیازمندِ تبیین‌اند و با نبوت‌ناباوری تبیین‌ناشده می‌مانند یا ارزش‌هایی وجود دارند که فرونهاده می‌مانند ــــ داده‌هایی مانند تجربه‌هایِ دینی انباشته، انسجامِ درونیِ متون مقدس، دوامِ تاریخیِ ادیان، تبیینِ ادعایِ افرادی که در طولِ تاریخ ادعایِ پیامبری کرده‌اند، یا ارزشِ افزوده‌یِ جدیِ معناداری زندگی در فرضِ سخن گفتنِ خدا با بشر و تبیین این نکته که اگر خدایِ سخنگو وجود دارد، پس چرا با بشر سخن نگفته است. نبوت‌ناباوری بعید است که بتواند این داده‌ها را به شکلِ بسنده‌ای تبیین کند یا ارزش‌هایِ مرتبط را در درونِ خود جا دهد، زیرا برای تبیینِ این داده‌ها یا جا دادنِ این ارزش‌ها در درونِ خود به فرضیاتی کمکی (مانند خطاهایِ شناختیِ فراگیر، جعل‌هایِ هماهنگ، یا تصادف‌هایِ فرهنگی) نیاز است، که این فرضیات خود می‌توانند به‌اندازه‌یِ نبوت‌باوری، یا حتی بیش از آن، نبوت‌ناباوری را از کمینگیِ تبیین‌گرانه خارج کنند. تبیین‌هایِ صرفاً طبیعت‌گرایانه از تجارب عمیقِ اگزیستانسیل و تحولاتِ ژرفِ تمدنیِ ناشی از ادیان، غالباً به تقلیل‌گراییِ ناموجهی می‌انجامند و در نهایت برای توضیحِ تنوع و غنایِ این پدیده‌ها، به مجموعه‌ای از «فرضیه‌هایِ موقت»[8] نیازمند می‌شوند،[9] که کمینگیِ اولیه‌ی نبوت‌ناباوری را مخدوش می‌کند. در یک کلام، بعید است که نبوت‌ناباوری تا آخِر کمینه بماند، حتی اگر در آغاز مسابقه‌ی دوی استقامتِ تبیین، کمینه‌گرایانه آغاز به دویدن کرده باشد.[10]
🔹بر این اساس، حتی اگر بپذیریم که احتمالِ پیشینیِ نبوت‌باوری پایین‌تر از نبوت‌ناباوری است، این تنها بارِ اثبات را بر دوشِ نبوت‌باوری سنگین‌تر می‌کند ولی، به‌خودیِ‌خود، آن را از دایره‌یِ تبیین‌هایِ سرزنده و قوی خارج نمی‌کند. در چارچوبِ استنباطِ بهترین تبیین، احتمال پیشینیِ پایین‌تر صرفاً نقطه‌ی آغاز است نه نقطه‌یِ پایان. هنوز قرینه‌هایی می‌توانند وارد شوند و برتری پیشینیِ طرفِ مقابل را معکوس کنند ـــ قرینه‌هایی مانند تجربه‌هایِ دینیِ انباشته، انسجامِ درونیِ متونِ مقدس، دوامِ تاریخیِ ادیان، تأثیرِ تمدنیِ پایدارِ ادیان و این‌که سخن گفتنِ الهی همانا معناداریِ زندگی را بسا افزایش می‌دهد و احتمالِ هدایتِ بشر را نیز هم.[11] 👇🏿 @YMirdamadi 🌐 /channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

📍خدایِ پیامبرفرست
در سنجشِ نبوّت‌ناباوری (۱)
 
🖌 یاسر میردامادی
 
 
🔻۱. درآمد
🔹تلاش برای سنجشِ نُبوّت‌باوری، آن هم در پرتوِ ادبیاتِ فلسفه‌یِ دین معاصر، گامی مبارک و درخورِ درنگ است. ناقدِ محترم (جنابِ دکتر اشکانِ مهرروشنِ عزیز)، در بحثِ انتقادیِ خود با عنوانِ «انگاره‌یِ پیامبری، سخنی آغازین»، گرچه قصد دارد نبوت‌باوری را نقد کند، وجودِ خدا را صراحتاً فرض می‌گیرد. اما اتخاذِ این فرض صرفاً جهتِ پیشبردِ بحث است (به اصطلاحِ منطقی فرضی جدلی است)؛ وگرنه بیرون از این بحث، ناقد به تصریحِ مکرر خود، قائل به طبیعت‌گرایی فلسفی است. اتخاذِ این فرض، در بادیِ امر، نشان از انضباطِ روش‌شناختی دارد؛[1] زیرا راه را برای گفتگویی متمرکز می‌گشاید و می‌کوشد تا از گسترشِ غیر ضروریِ دامنه‌یِ گفت‌وگو بپرهیزد. علاوه بر این، اتخاذِ فرضِ خداباوری در بحثِ انتقادی از نبوت‌باوری، آن هم از سویِ خداناباوری طبیعت‌گرا، تاکتیکِ استدلالیِ کارایی است. زیرا استدلالی جذّاب علیه نبوت‌باوری استدلالی نیست که می‌گوید «اگر خدا نباشد پس نبی نیست» ـــ این که واضح است ــــ  بلکه استدلالی است که می‌گوید «حتی اگر خدا باشد باز هم نبی نیست». ناقد می‌کوشد چنین استدلالِ اساساً جذابی علیه نبوت‌باوری اقامه کند. اما در ادامه، استدلال خواهم کرد که ناقد موفق نمی‌شود استدلال کارایی در این راستا ارائه کند.  
🔹ناقد دو چالشِ تبیینی را پیشِ رویِ نبوت‌باوری می‌نهد. در قلبِ این دو چالش دو مفهومِ محوریِ تبیین‌شناختی قرار دارد: «کمینه بودن» (نبودِ فرض‌هایِ غیر ضروری در تبیین) و «بیشینه بودن» (تبیینِ بیشترین مواردِ تبیین‌خواه با الگویی یکپارچه). با کاربستِ این دو مفهوم کلیدی ادعایِ اصلیِ ناقد آن است که «عدمِ وجودِ پیامبران کمینه‌ترین و بیشینه‌ترینِ تبیین از پیامبری است». یعنی نبوت‌ناباوری موضعی است که با کمترین تعهدات (کمینه) بیشترین مواردِ تبیین‌خواه را با الگویی یکپارچه (بیشینه) تبیین می‌کند. بنابراین، نبوت‌ناباوری معقول‌ترین تبیین است، در حالی که نبوت‌باوری «دست‌کم معقول‌ترین تبیین» نیست.[2] زیرا نبوت‌باوری با اتخاذِ فرضیاتی غیر ضروری و غیر کمینه (فرضیاتی مانند اصلِ پدیده‌ی پیامبری، فرضِ تعداد پیامبران و فرضِ توزیعِ زمانی-مکانیِ انبیاء) از عهده‌ی تبیین هیچ پدیده‌ای برنمی‌آید. ناقد نتیجه می‌گیرد که نبوت‌باوری تبیینی ناکمینه و نابیشینه است و در نتیجه بهترین تبیین نیست.
🔹من ابتدا اشکالِ دوم (نابیشینگیِ نبوت‌باوری) را در ترازویِ تحقیق می‌سنجم و سپس به سراغِ سنجشِ اشکالِ نخست (ناکمینگیِ نبوت‌باوری) خواهم رفت.[3]
 
🔻۲. علیه نابیشینگیِ نبوت‌باوری
🔹ناقد استدلال می‌کند که چون خدا نامحدود (نامتناهی) است، تبیینِ تعداد خاصِ پیامبران ناگزیر دچار اِشکالِ «دلخواه‌بودگی» می‌شود، یعنی دلبخواهی می‌شود. بنابراین، نبوت‌باوری تبیینی آگاهی‌بخش نیست (مانند دکمه‌ای بی‌کارکرد در یک دستگاه است) یا دست‌کم ارزشِ تبیین‌گرانه‌یِ آن در رقابت با نبوت‌ناباوری نمره‌یِ قبولی نمی‌گیرد.
 
🔻۲-۱ علیه اشکالِ دلخواه‌بودگی
🔹ناقد توضیح نمی‌دهد که اگر تبیینی فرضاً دلبخواهی شد چرا ضرورتاً فاقد ارزش تبیین‌گرانه خواهد شد یا دست‌کم بدون ارزش تبیین‌گری کافی خواهد شد. آیا نباید در تبیین‌هایی که در آن‌ها پایِ فاعلِ مختار در میان است، آزادی اراده و اختیار فاعل هم، تحتِ شرایطی، بخشی حیاتی از زنجیره‌یِ تبیین باشد؟ پاسخ مثبت به نظر می‌رسد. مثلا اگر تصادفِ منجربه‌مرگی رخ دهد که دو طرفِ تصادف با هم آشنا بوده و با یکدیگر دشمنی داشته‌اند، آن‌گاه این احتمال که «دشمنیِ سابقِ راننده با قربانیِ تصادف موجب شده که راننده، عمداً، با ماشین به قربانی زده تا انتقام بگیرد» بایستی یکی از احتمالاتِ جدیِ بررسیِ چراییِ تصادف باشد. خطا است که این تبیینِ قصدمندانه را کنار نهیم صرفاً با این توجیه که «به میان آوردنِ پایِ اراده‌یِ راننده، تبیین را دلبخواهی می‌کند». 👇🏿 @YMirdamadi 🌐 /channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

☘️ آموزش مذهبی؛ دفاعی مشروط

🎙یاسر میردامادی 🔹در این سخنرانی، که پوشه‌ی صوتی آن در فرسته‌ی (پست) بعد 👇🏿می‌آید، دفاعی مشروط ارائه می‌شود از حق والدین در آموزش مذهبی به فرزندان‌شان. این گفتار شرح‌وبسط این مقاله است که حدود شش سال پیش نوشته شد.
آموزش مذهبی جنبه‌های مثبت و منفی دارد، اما دو استدلال رایج علیه اصل هرگونه آموزش مذهبی ارائه شده که این دو استدلال قابل دفاع نیستند:

🔻1. افسانه «طبیعی بودن خدا‌ناباوری»: کودک به‌صورت پیش‌فرض از باورهای ماوراءطبیعی خالی است و والدین او را برخلاف طبیعت بشر به دین می‌کشانند. اما این ادعا (به‌ویژه اگر بدیهی خوانده شود) افسانه است. کودک با گرایش‌های فرهنگی خاص (مثل شیعه دوازده‌امامی اصولی) به دنیا نمی‌آید، اما شواهد روان‌شناسی رشد نشان می‌دهد کودکان جهان را به‌طور طبیعی هدفمند، عامل‌محور و طراحی‌شده می‌بینند (مثال: انسان‌شکل‌انگاری در کارتون‌ها و تمایل به توضیح غایت‌شناختی). هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای به سود طبیعی بودن خدا‌ناباوری وجود ندارد؛ برعکس، گرایش طبیعی به خدا‌باوری عام محتمل‌تر است.

🔻2. افسانه «تربیت خنثی»: آموزش باید فقط اخلاقی زیستن را بیاموزد و از دین خالی باشد. اما تربیت خنثی عملا ناممکن است. اخلاق خالص تاریخی وجود ندارد (در ایران با اسلام/شیعه، در غرب با مسیحیت آمیخته است) و حتی به لحاظ نظری، استقلال اخلاق از دین نظریه‌ای مورد اجماع نیست (بحث معتزله/شیعه در برابر اشعری‌ها هنوز ادامه دارد). برجسته کردن آن به‌عنوان تنها گزینه خنثی، سوگیری دارد و خنثی نیست.
🔻والدین یا سرپرست کودک از نظر اخلاقی (نه صرفاً حقوقی) حق دارند ارزش‌های مذهبی خود را به فرزندشان آموزش دهند؛ حتی اگر آن ارزش‌ها در فضای عمومی مناقشه‌برانگیز یا به نظر برخی خرافه‌آمیز باشند. اما این حق مطلق نیست و دو قید دارد:
🔻نباید ملاحظات عینی حقوق بشری را نقض کند (مثل ختنه دختران که اجماع پزشکی بر مضر بودن آن وجود دارد؛ برخلاف ختنه پسران که اجماعی پزشکی بر مضر بودن آن برقرار نیست).
🔻باید همراه با تفکر نقادانه (critical thinking)، آشنایی با تنوع فکری و به‌ویژه رواداری باشد تا به تلقین/مغزشویی تبدیل نشود.
🔻هر عملی علی‌الاصول رواست مگر خلاف‌اش ثابت شود (دلیل عقلی و شرعی: «کل شیء لک حلال حتی تعلم انه حرام»). بنابراین با رد استدلال‌های علیه آموزش مذهبی روا بودن آموزش مذهبی نتیجه می‌شود.

🔻در بخش پرسش و پاسخ بر این نکته تأکید رفت که تفکر نقادانه لازم است تا آموزش مذهبی به دام تلقین/مغزشویی نیفتد.
🔻در مورد آموزش‌های مرتبط با همجنس‌گرایی می‌توان دیدگاه اسلامی (ناروا بودن رفتار) را آموزش داد بدون همجنس‌گراستیزی تا ملاحظات محلی (شرعی) با ملاحظات جهانی حقوق بشری قابل جمع‌ باشد.
🔻دانش و ارزش کاملاً جدا نیستند؛ اجماع پزشکی بر ضرر می‌تواند با هنجارهای اخلاقی/مذهبی (مثل «به خود ضرر نزن») تعامل کند و در موارد تعارض عقل و نقل نیاز به سازوکار رفع تعارض وجود دارد.
🔻درباره «وظیفه» والدین (فراتر از «حق») به آموزش مذهبی: وظیفه حداقلی شرعی و معقول برای والدین همانا قرار دادن فرزند در معرض آموزه‌ها، کنش‌ها و ارزش‌های دینی است (نه سخت‌گیری که اغلب نتیجه معکوس می‌دهد، مانند تجربه جلال آل‌احمد).
🔻عدم قطعیت‌نگری روشنفکران دینی با تربیت دینی سازگار است؛ ایمان بیشتر با امید و اعتماد (نه یقین جزمی) گره خورده و می‌توان مدل‌هایی ساخت که عدم قطعیت (حاصل از تفکر نقادانه و رواداری) را با آموزش مذهبی همراه کند.
🔻تعادل عملی: حال‌وهوای آیین‌ها (مثل قرائت لُهوف در عاشورا) اغلب مهم‌تر از دقت تاریخی جزئیات است؛ پرهیز از کمال‌گرایی و سره‌گرایی در آموزش مذهبی لازم است تا چیزی از سنت باقی بماند. 🔴 @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

🔻پوشه‌ی صوتی «روشنفکری دینی، از پیش‌تاریخ مشروطه تا جنگ اخیر» 🔺 گفت‌وگوی پیمان عارف با یاسر میردامادی @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

↩️🎙 فایل صوتی مرحله اول مناظره به میزبانی گفتمان اندیشه‌ها
🔸 موضوع: آیا انگارهٔ پیامبری بهترین تبیین جهان است؟ شروع گفتگو / طرح بحث

فایل صوتی خوانش نوشتار اول توسط منتقد، اشکان مهرروشن، به صورت شنیداری ارائه می‌شود تا شنوندگان با محتوای مناظره بهتر آشنا شوند.

/channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

🔻 آیزایا برلین، مجوس شمال، یوهان گئورگ هامان و خاستگاه‌های عقل‌ناباوری جدید، ترجمه‌ی رضا رضایی، تهران: ماهی، ۱۳۸۵، ص ۷۸. 🔴 @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

🔻 آیزایا برلین، مجوس شمال، یوهان گئورگ هامان و خاستگاه‌های عقل‌ناباوری جدید، ترجمه‌ی رضا رضایی، تهران: ماهی، ۱۳۸۵، صص ۶۰-۵۹. 🔴 @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

🔻 آیزایا برلین، مجوس شمال، یوهان گئورگ هامان و خاستگاه‌های عقل‌ناباوری جدید، ترجمه‌ی رضا رضایی، تهران: ماهی، ۱۳۸۵، ص ۱۸. 🔴 @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

📍خدایِ پیامبرفرست
در سنجشِ نبوّت‌ناباوری (۲)
 
🎙 یاسر میردامادی ↩️🎙 فایل صوتی 👆🏿 قسمت چهارم از مناظره‌ی مکتوب:
🔸 آیا انگارهٔ پیامبری بهترین تبیین از جهان است؟
🔺به میزبانی گفتمان اندیشه‌ها 🔻طرفین مناظره:
👤 یاسر میردامادی 
✍️ اشکان مهرروشن 🔴 پاسخ دوم میردامادی به مهرروشن
@YMirdamadi
🌐 /channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

صهیوپهلویسم ، آتن، پرسپولیس و اورشلیم!‏
سخنان روبیو درباره ⁧ #خشایارشا⁩، اپوزیسیون سلطنت‌طلب را گرفتار تناقض کرده است. وقت بازخوانی «⁧ #صهیوپهلویسم⁩» است؛ مفهومی که پیشنهاد کرده‌ام: نه سلطنت‌طلبی سنتی، بلکه ملغمه‌ای ناهمساز از ارزش‌ها، باورها و نمادها، برای بی‌حس‌کردن طبقه متوسط شهری و حاشیه‌نشینان در برابر جنگ علیه ایران.

‏در ادبیات سیاسی معاصر ایران، «صهیوپهلویسم» را می‌توان نه به‌عنوان یک گرایش نوستالژیک یا صرفاً سلطنت‌طلبانه، بلکه به‌مثابه یک پدیده‌ی رسانه‌ای ـ ایدئولوژیکِ راست افراطی تحلیل کرد که کارکرد اصلی آن نه بازسازی قدرت ملی، بلکه بازمهندسی ادراک عمومی نسبت به جنگ، اشغال و مداخله خارجی است. صهیوپهلویسم در سطح ظاهری خود را در قالب ملی‌گرایی عرضه می‌کند، اما در محتوا حامل نوعی ملی‌گراییِ تهی‌شده از قدرت‌ملی است؛ ملی‌گرایی‌ای که به‌جای تأکید بر استقلال سیاسی، تمامیت ارضی و منافع راهبردی، «ایران» را به یک نشانۀ فرهنگی ساده‌شده تقلیل می‌دهد و آن را قابل بازتعریف در خدمت پروژه‌های ژئوپولیتیکی بیرونی می‌سازد. در این چارچوب، ملیت دیگر یک امر سیاسی مبتنی بر حاکمیت نیست، بلکه برندی هویتی است که می‌تواند هم‌زمان با اشغال، تحریم و حمله‌ی نظامی سازگار شود. به همین دلیل، این نوع ملی‌گرایی عملاً به ضد خود بدل می‌شود: ملی‌گرایی‌ای که خشونت خارجی را نه تهدید، بلکه امکان و حتی ضرورت بازنمایی می‌کند.

‏کارکرد محوری صهیوپهلویسم نه بسیج برای توسعه، نوسازی یا اصلاح، بلکه طبیعی‌سازی خشونت ژئوپولیتیکی و بی‌حس‌سازی افکار عمومی نسبت به جنگ است. جنگ، بمباران، ترور و فروپاشی اجتماعی در این گفتمان از ساحت فاجعه خارج می‌شوند و به سطح ابزار سیاست تنزل می‌یابند. سازوکار اصلی این بی‌حس‌سازی، ساده‌سازی افراطی جهان سیاست و بازتولید مداوم دوگانه‌های هیجانی است: خیر مطلق در برابر شر مطلق، نجات در برابر نابودی، تمدن در برابر بربریت. در چنین فضایی، هر سطحی از خشونت اگر از سوی «دوست استراتژیک» اعمال شود، اخلاقی، ضروری و حتی رهایی‌بخش جلوه داده می‌شود و حساسیت نسبت به اشغال، قربانیان و پیامدهای بلندمدت جنگ به‌تدریج فرسوده می‌گردد.

‏از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، صهیوپهلویسم هم‌پوشانی بالایی با الگوهای کلاسیک راست افراطی دارد. افراطی‌گری هویتی، دوقطبی‌سازی شدید «ما/آن‌ها»، زبان فحاش و تحقیرگر به‌مثابه ابزار تولید همبستگی درون‌گروهی، دشمنی ساختاری با پیچیدگی و تحلیل، و جایگزینی استدلال با وفاداری و خشم، عناصر محوری این گفتمان را تشکیل می‌دهند. سیاست در چارچوب صهیوپهلویسم از عرصۀ حل مسئله و چانه‌زنی عقلانی خارج می‌شود و به میدان تخلیۀ هیجان، انتقام نمادین و حذف نمادین دیگری فروکاسته می‌شود. همانند بسیاری از جریان‌های راست افراطی در اروپا و آمریکا، در اینجا نیز «شدت» جای «محتوا» را می‌گیرد و رادیکالیسم شرط دیده‌شدن می‌شود.

‏یکی از ستون‌های اصلی صهیوپهلویسم ساده‌سازی زبانی و فروکاست سیاست به احساس است. مفاهیم پیچیده‌ای چون توازن قوا، هزینه‌های جنگ، پیامدهای فروپاشی دولت و نسبت میان مداخله خارجی و حاکمیت به شعارهای کوتاه، تصاویر احساسی و روایت‌های قهرمان‌محور تقلیل می‌یابند. این زبان نه برای توضیح واقعیت، بلکه برای تعلیق داوری انتقادی عمل می‌کند. مخاطب به‌جای فهم سازوکارها، به مصرف عاطفه فراخوانده می‌شود: خشم، تحقیر، امید موهوم و نوستالژی. در این وضعیت، سیاست نه عرصۀ انتخاب‌های دشوار، بلکه صحنۀ نمایش وفاداری و نفرت است.

‏صهیوپهلویسم بیش از آنکه یک جنبش اجتماعی ریشه‌دار باشد، یک پدیدۀ اساساً رسانه‌ای است. زیست‌بوم اصلی آن تلویزیون‌های سرگرمی‌محور مثل من و تو ، شبکه‌های اجتماعی و اقتصاد توجه است. منطق این فضا نه تولید برنامۀ سیاسی یا سازمان‌دهی نهادی، بلکه تولید هیجان، قطبیت و درگیری دائمی است. در چنین بستری، تصویر جای برنامه، شو جای سیاست و سلبریتی جای کنشگر سیاسی می‌نشیند. به همین دلیل، چهرۀ محوری صهیوپهلویسم نه محصول سازمان سیاسی یا شبکۀ اجتماعی واقعی، بلکه عمدتاً برساختۀ پروموشن رسانه‌ای است. «شاهزاده» در این چارچوب بیش از آنکه .رهبر سیاسی باشد، یک ابژۀ رسانه‌ای است که توسط تلویزیون‌های سرگرمی تولید و بازتولید می‌شود: بر پایۀ تصویر، احساس، نوستالژی و حضور مستمر در چرخه‌ی شو و خبر

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

♦️ نسخه‌ی پی‌دی‌اف ☝️ «فهم منهای شناخت: روایتی از درس‌گفتارهای فلسفه‌ی زبان اثر محمد مجتهد شبستری» ضمیمه است. @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

زبان حکایت در مثنوی معنوی* (بازنشر تصویری کامل)

برای مشاهدهٔ نسخهٔ کامل‌تر ویدیوی سخنرانی، می‌توانید از لینک‌های زیر استفاده کنید:

• [یوتیوب]
• [آپارات]
• [تلگرام]

پیش‌تر، متن و فایل صوتی کامل این سخنرانی در کنار ضبط تصویری کوتاه‌تر در [این صفحه از سایت] منتشر شده بود.

—————————

* سخنرانی استاد مجتهد شبستری در کنگره بین المللی بزرگداشت مولانا (از بلخ تا قونیه)
در تاریخ ۲۶ دی ماه ۱۳۹۰
برگزار شده از طرف دایرة المعارف بزرگ اسلامی

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

📍سوتفاهم شده:کماکان‌ برضد پیامبری (2)
 
🖌 اشکان مهر روشن 👥 فایل پی‌دی‌اف 👆قسمت سوم مناظره‌ی مکتوب: 
آیا انگاره پیامبری بهترین تبیین از جهان است؟ 
میزبانی: گفتمان اندیشه‌ها 
طرفین مناظره:
👤 یاسر میردامادی 
✍️ اشکان مهرروشن پاسخ اول اشکان مهر روشن به یاسر میردامادی @NegahehAndisheh
🌐 /channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

📍خدایِ پیامبرفرست
در سنجشِ نبوّت‌ناباوری (۱)
 
🖌 یاسر میردامادی 👥 فایل پی‌دی‌اف 👆🏿قسمت دوم مناظره‌ی مکتوب: 
آیا انگاره پیامبری بهترین تبیین از جهان است؟ 
میزبانی: گفتمان اندیشه‌ها 
طرفین مناظره:
👤 یاسر میردامادی 
✍️ اشکان مهرروشن @YMirdamadi 🌐 /channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

👆🏿🔹چنین رفت‌وبرگشتی تنها در فلسفه هم رخ نمی‌دهد، بلکه در علم هم رخ می‌دهد. نظریه‌یِ نسبیتِ عامِ اینشتین در زمانِ طرح، از نظرِ احتمالِ پیشینی بسیار نامحتمل‌تر از فیزیکِ نیوتنی به نظر می‌رسید: مفروضاتِ هندسی و فیزیکیِ بسیار بیشتری داشت و از شهودِ رایج فاصله‌یِ زیادی می‌گرفت. با این حال، قرینه‌هایِ بعدی (انحنای نور ستارگان در خورشیدگرفتگی ۱۹۱۹، پیش‌بینیِ دقیقِ حضیضِ عطارد و غیره) چنان قوی بودند که برتریِ پیشینیِ فیزیکِ کلاسیک را معکوس کردند و نظریه‌یِ جدید را به بهترین تبیین بدل ساختند.[12] بر همین قیاس، حتی اگر نبوت‌باوری در آغاز از نظرِ کمینگی و احتمالِ پیشینی در موضعِ ضعیف‌تری باشد، مادام که قرینه‌هایِ مرتبط به‌طور جدی بررسی نشده‌اند، نمی‌توان نبوت‌باوری را از رقابتِ تبیین‌گرانه خارج دانست یا حتی احتمالِ آن را، در تحلیل نهایی، کمتر به حساب آورد.
 
🔻پانوشت‌ها:
🔸[1] گفتم «در بادیِ امر» زیرا در ادامه نشان خواهم داد که ناقد به این فرضِ جدلیِ پیش‌برنده‌یِ بحث خود وفادار نمی‌ماند و با خروج از مفروضِ بحث، به شکلِ پنهانی فرض‌هایی خداناباورانه را در تحلیلِ پدیدارِ پیامبری به میان می‌آورد. بنگرید به بخش ۲-۲.
🔸[2] گفتم «دست‌کم معقول‌ترین تبیین نیست»، زیرا به نظر می‌رسد که ناقد نه نبوت‌باوری را ابطال می‌کند (ابطال به مفهوم ریاضی-منطقیِ کلمه)، و نه معقول بودن آن را اساسا انکار، بلکه گویا تنها ادعا می‌کند که نبوت‌باوری معقول‌ترین تبیین نیست، زیرا در مقایسه با تبیین‌هایِ بدیل بهترین تبیین نیست. توجه به این نکته مهم است زیرا جایگاهِ دقیقِ استدلالِ ناقد را نشان می‌دهد.
🔸[3] برای خلاصه‌یِ نقدها بنگرید به جدولِ ۱ در انتهایِ نسخه‌ی پی‌دی‌افِ مقاله.
🔸[4] این آیه می‌تواند اشاره به همین نکته (درهم‌تنیدگیِ امر الهی با کرانمندیِ بشری) داشته باشد: وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ، و ما هیچ رسولی را جز به زبانِ قوم‌اش نفرستادیم تا [پیام را] برای آنان روشن کند (ابراهیم: ۴). در الهیاتِ فلسفی و فلسفه‌یِ دینِ معاصر، این درهم‌تنیدگی غالباً ذیلِ مفهومِ «اصلِ تطبیق» (Principle of Accommodation) یا گفتارِ تصاحب‌شده ((Appropriated discourse صورت‌بندی می‌شود؛ به این معنا که خداوند در مقامِ تخاطب، ارتباط خود را با محدودیت‌هایِ وجودی و تاریخیِ بشر سازگار می‌کند یا به تعبیر قرآنی «تنزل» یا «تیسیر» (ساده‌سازی) می‌کند. برای صورت‌بندیِ تحلیلیِ این بحث در پرتوِ نظریه‌ی کنشِ گفتاری بنگرید به این اثر، به ویژه فصل سوم و یازدهمِ آن:
Nicholas Wolterstorff, Divine Discourse: Philosophical Reflections on the Claim that God Speaks (Cambridge: Cambridge University Press, 1995).
[5] 🔸مگر این‌که بگوییم صفر عدد نیست. اما در ریاضیات مدرن، و حتی در بسیاری از سنت‌های قدیمی‌ ریاضیاتی، صفر هم عدد محسوب می‌شود. اما حتی اگر فرضا صفر را عدد ندانیم، باز هم «سیاست الهیِ صفرپیامبر» (جهان بدون پیامبر) گزینه‌ای مشخص در میان گزینه‌های ممکن دیگر است و با منطق ناقد، دلبخواهانه محسوب می‌شود.
🔸[6] در این باب بنگرید به بخش سوم از این مدخل:
Igor Douven, "Abduction," The Stanford Encyclopedia of Philosophy, last modified June 18, 2025, https://plato.stanford.edu/entries/abduction/.
 
[7] Solipsism🔸
🔸[8] Ad hoc hypotheses👇🏿 @YMirdamadi /channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

👆🏿🔹با نظر به این نکته، به نظر می‌رسد که طرحِ اشکالِ دلخواه‌بودگی ما را به نتیجه‌یِ دلخواهِ ناقد نمی‌رساند. به تعبیرِ تفصیلی، پرسش از چراییِ عددیِ پیامبران (این‌که چرا پیامبران این مقدار شدند نه کمتر یا بیشتر) و نیز چراییِ توزیعِ محدوده‌یِ جغرافیایی-زمانیِ پیامبران (این‌که چرا پیامبران عمدتاً در خاورمیانه آمدند نه در جایِ دیگر، یا چرا در فلان یا بهمان تاریخ آمدند نه زمان‌هایِ دیگر) ما را به نتیجه‌ی مطلوب ناقد نمی‌رساند. زیرا اگر خدا حکیمِ علی الاطلاق باشد ـــــ فراموش نکنیم که خداباوری فرض بنیادی و مشترک این بحث است ــــ وحی همواره در نسبتِ با روان‌شناسیِ اجتماعی-فرهنگیِ جوامع رخ خواهد داد. در چنین حالتی، گرچه خدا فاعل مختار است توزیعِ خاصِ پیامبران، سراسر دلبخواهی ــــ به معنای فقدانِ زمینه‌ و زمانه‌یِ تاریخی-فرهنگی ــــ نخواهد شد، بلکه می‌توان تصور کرد که پیامبرفرستیِ الهی اقتضایِ درهم‌تنیدگیِ امر الهی با کرانمندیِ بشری را دارد.[4]
🔹انتظار نمی‌رود که ما همه‌یِ دلایلِ خداوند برای تعدادِ پیامبران و زمینه و زمانه‌یِ پیامبرفرستی را بدانیم و لزومی هم ندارد که بدانیم، اما برخی حدس‌ها در این باب معقول به نظر می‌رسند. مثلا جامعه‌ای که در انتظارِ بعثت نبی‌ای برای برون‌رفت از وضعِ تاریکِ معنویِ خود است، همانا بیشتر مستعد پیامبرپذیری است و در نتیجه خداوند بیشتر محتمل است که برای چنین جامعه‌ای پیامبری فروفرستد، در مقایسه با جامعه‌ای که ایده‌یِ پیامبری از جهازِ فکری آن یکسره‌ غایب است یا جامعه‌ای که سابقه‌‌ای طولانی در پیامبرکشی دارد؛ و ضمنا این نیز محتمل است که خداوند پس از فروفرستادنِ سلسله‌ای از پیامبران، وحیِ خود را پایان دهد و به انتظار بنشیند تا ببیند بشر زین پس با میراث وحیانیِ الهی چه خواهد کرد.  
🔹فرضِ مشترکِ این گفت‌وگو وجود خدایی شخص‌وار، انسان‌وار، دارای تمام کمالات و مختار است. زیرا تنها در چنین حالتی است که پیامبرفرستی اصلا می‌تواند طرح شود. و اگر استدلالی اقامه شود که در عینِ فرضِ خداباوری بهترین تبیین از داده‌ها و ارزش‌ها نبوت‌باوری نیست آن‌گاه استدلالِ جذابی علیه نبوت‌باوری اقامه شده است. اما اقتضایِ باور به چنین خدایی آن است که امکانِ مداخله‌یِ ویژه‌یِ الهی در جهان را بپذیریم. به بیان دیگر، با فرض خدایِ شخص‌وارِ انسا‌ن‌وارِ مختارِ دارایِ تمامِ کمالات، پدیدار شدنِ وحی در دلِ طبیعتِ یکنواخت را باید به عنوانِ کنشِ خاصِ الهی به رسمیت شناخت، نه آن‌که این مداخله‌یِ الهی را نقطه‌ضعفی در فرآیند تبیین به شمار آورْد.
🔹بر این اساس، به نظر می‌رسد که نویسنده گرچه برای پیشبرد بحث، طبیعت‌گرایی فلسفی (این‌که جهان خدایی ندارد) را، به تصریح خود، فرونهاده و خداباوری را جدلاً فرض گرفته اما در تبیینِ خود از پدیدارِ پیامبری به شیوه‌ای پیش می‌رود که هم‌چنان گویی خدایی نیست. اما این در حکمِ خروج ناموجه از فرض بنیادی و مشترکِ بحث است، یا دست‌کم آن فرض بنیادی را به شکلی پیاده می‌کند که نامتناسب است با فضیلت‌هایِ تبیینیِ مرتبط با خداباوری.
🔹بله، با فرضِ طبیعت‌گراییِ فلسفی البته انگاره‌یِ پیامبری تبیین‌گرِ هیچ چیزی نیست، زیرا اصلا خدایی وجود ندارد تا تبیین‌گر باشد ــــ درست شبیه این‌که جیغِ نیمه‌شب دختری خردسال، به هر سببی که باشد، به سببِ ظاهر شدنِ ناگهانی و پنهانِ دیوِ هفت‌سر نیست، زیرا اصلا دیوِ هفت‌سری وجود ندارد تا تبیین‌گر باشد. اما با فرض خداباوری (خدای شخص‌وارِ انسان‌وارِ مختارِ دارای تمامِ کمالات) قدرت تبیین‌گریِ نبوت‌باوری اصلا پایین نخواهد بود، بلکه با در نظر گرفتنِ جمیع شواهد، از قدرتِ تبیین‌گریِ نبوت‌ناباوری بسا بالاتر خواهد بود.
 
🔻۲-۲ علیه منطق نامتقارن
🔹اما از این اشکال که بگذریم، نقد دیگری هم به اشکالِ دلخواه‌بودگی وارد است. این اشکال ــــ که می‌گوید چون خدا نامحدود است پس تعدادِ پیامبران لاجرم دلبخواهی خواهد شد ـــــ در پیاده‌سازیِ منطقِ خود یک‌سویه عمل می‌کند، زیرا تقارنی سرنوشت‌ساز را نادیده می‌گیرد: تقارنِ صفر در مقابلِ بسیار. اگر هر عدد خاصی برای خدایِ نامحدود دلبخواهی باشد، آنگاه عددِ صفر نیز دلبخواهی خواهد بود.[5] اگر هر عددی دلبخواهی باشد آن‌گاه منطقِ این داوری دقیقاً علیه سیاست الهیِ «صفرپیامبر» نیز جاری است: چرا خدایِ نامحدود، سیاستِ «صفرپیامبر» را برگزید و نه سیاستِ «بساپیامبر» را، یا دست‌کم سياستِ «یک‌پیامبر» را؟ به تعبیرِ ساده، خدای پیامبرنافرست همان‌مقدار دلبخواهی عمل می‌کند که خدای پیامبرفرست.👇🏿@YMirdamadi 🌐 /channel/nabardb

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

🔻آموزش مذهبی؛ دفاعی مشروط

🎙یاسر میردامادی، (پوشه‌ی صوتی 👆🏿، ۸۱ مگ، ۱ ساعت و ۲۴ دقیقه) 🔴 @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

♦️یاسر میردامادی عنوان می‌کند که "احمد کسروی" پیشگام روشنفکری دینیِ رادیکال است🔺

@joreah_journal

www.instagram.com/joreah_journal

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

☘️ روشنفکری دینی، از پیش‌تاریخ مشروطه تا جنگ اخیر 🔺 در گفت‌وگوی پیمان عارف با یاسر میردامادی سخن می‌رود از این‌که پروژه روشنفکری کوشش نظری معطوف به حوزه عمومی است و روشنفکری دینی بر ترمیم شکاف میان سنت دینی و اقتضائات رهایی‌بخش تجدد متمرکز است. روشنفکر نه متخصصِ محصور در آکادمی است و نه کنشگرِ برکنار از بحث‌های نظری، بلکه کنشگری است که دغدغه گشایش گره‌های فکری مرتبط با مشکلات عرصه عمومی را دارد. التزام عملی به دین‌داری شرط ذاتی روشنفکری دینی نیست، بلکه کارویژه اصلی آن کشف سویه‌های رهایی‌بخش دین و سازگار کردن آن با سویه‌های رهایی‌بخش مدرنیته است.

🔹تحولات دهه‌های اخیر، جریان روشنفکری دینی را در مرزبندی با دیگر جریان‌های فکری قرار داده است. روشنفکران دینی امروزه می‌کوشند تعادلی تأملی میان دو گرایش بدیل برقرار کنند: مقاومت در برابر «قدسی‌سازی بیشینه (حداکثری)» (که چهره‌هایی چون سید احمد فردید مروج آن بودند) و همزمان پرهیز از «طبیعی‌سازی بیشینه» و عرفی‌سازی مطلقی که متفکرانی چون مصطفی ملکیان را به خروج کامل از گفتمان روشنفکری دینی کشاند. همگام با این مرزبندی‌ها، پایگاه اجتماعی جریان روشنفکری دینی در مقایسه با دهه‌ی هفتاد و هشتاد خورشیدی دگرگون شده و انتقال بین نسلی رخ نداده است. برای حل این مشکل نیازمند نظریه‌ی تعلیم و تربیتِ‌ دینی هستیم که با روح روشنفکرانه سازگار باشد.

🔹در بزنگاه بحران‌های معاصر—مشخصاً محاصره اقتصادی، تحریم‌ها و سایه جنگ‌های اخیر نظیر جنگ‌های ۱۲ روزه و ۳۹ روزه—روشنفکری دینی موضع ملی اتخاذ کرد. روشنفکران دینی پدیده‌ی «زامبی‌شدن» بخشی از ایرانیان خارج از کشور را—که با تهی شدن از عواطف انسانی، برای بمباران و نابودی زیرساخت‌های ایران شادمانی می‌کنند—قویاً مردود می‌داند. از نگاه روشنفکران دینی، هم‌پیوندی جریان‌های اسلام‌ستیز با راست افراطی صهیونیستی ارتجاعی (مسیحی و یهودی) تناقضی فاجعه‌بار است. روشنفکری دینی با تکیه بر ماهیت ارتجاع‌ستیز خود، ائتلاف با صهیونیسم مرتجع ایران‌ویران‌گر را پس می‌زند و به‌عنوان ترمزی اخلاقی در برابر این افراط‌گراییِ ویرانگر عمل می‌کند. با یادآوری همبستگی ملی در انقلاب ۵۷ و جنگ هشت‌ساله که مانع از تجزیه‌ی ایران شد، گفتمان روشنفکری دینی اکنون نیز دغدغه حفظ تمامیت و انسجام ایران را در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی دارد.

🔻برون‌رفت از انسداد فکری و سیاسی کنونی تنها در گرو مقاومت ملی در مقابل تهاجم خارجی و هم‌هنگام پذیرش کثرت‌گرایی و برقراری گفتگوی انتقادی میان تمامی بدیل‌های فکری در داخل کشور است. 🔴 @YMirdamadi

Читать полностью…

حباب؛ نوشته‌/گفته‌های یاسر میردامادی

👥 قسمت اول مناظره مکتوب 
آیا انگاره پیامبری بهترین تبیین از جهان است؟ 
میزبانی: گفتمان اندیشه‌ها 

👤 یاسر میردامادی 
✍ اشکان مهر روشن 
1️⃣ سخن آغازین درباره انگاره پیامبری 
- مقدمه‌ای کوتاه 
- جهان بدون پیامبری و جهان پیامبری 
- احتمال ذاتی پیامبری 
- احتمال پیشین پیامبری 

🧷 شیوه اجرای مناظره (برای اولین بار): 

1. هر طرف هر بار حداکثر ۲۰۰۰ کلمه متن اصلی (بدون پانوشت) می‌نویسد. 
2. زبان بحث عام‌فهم و در عین حال برای متخصصان دارای ژرفایی است؛ اصطلاحات تخصصی حذف یا توضیح داده می‌شود. 
3. هر طرف دو هفته فرصت پاسخ دارد که با هماهنگی تا دو هفته دیگر قابل تمدید است؛ عدم پاسخ بدون اطلاع به معنای پایان بحث است. 
4. پایان بحث با توافق طرفین یا داوری میزبان خواهد بود. 
5. پس از جمع‌آوری مطالب در قالب کتاب، ویرایش محتوایی ممنوع است و فقط ویرایش ادبی مجاز است؛ در صورت نیاز، تکمله‌های مساوی از هر دو طرف پذیرفته می‌شود. 

🌐 /channel/nabardb

Читать полностью…
Subscribe to a channel