232
نشریهٔ «ترنج»، نشریهٔ واحد فرهنگ و هنر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف 🖥 ToranjSUT@gmail.com صاحبامتیاز: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف @AnjomanSUT مدیرمسئول: اسما شهنازی @Asma_Shahnazi سردبیر: مبینا صباغی @mobina_saba
واحد فرهنگ و هنر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف برگزار میکند:
«فراخوان شعرخوانی شریف»
از دانشجویان علاقهمند به شعر و ادبیات فارسی دعوت میشود آثار خود را در قالب فایل PDF، از طریق لینک قرارگرفتهشده ارسال کنند.
از میان آثار ارسالی، اشعار برگزیده در برنامهی شب شعر ارائه شده و از صاحبان آثار برگزیده تقدیر به عمل خواهد آمد.
⏳مهلت ارسال آثار: حداکثر تا ۲۴ مهرماه
🆔@ToranjSUT
🆔@AnjomanSUT
به یاد خسرو آواز ایران محمدرضا شجریان (۱ مهر ۱۳۱۹ - ۱۷ مهر ۱۳۹۹)
🎼 آلبوم «عشق داند» (کنسرت ابوعطا)
🎤 خواننده: محمدرضا شجریان
🎻 تار و سرپرست اجرا: محمدرضا لطفی
🎵 آهنگساز «بهار دلکش»: درویشخان
✍️ شاعران: حافظ، باباطاهر، ملکالشعرای بهار
📅 اجرا: ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ – سفارت آلمان تهران
📆 انتشار رسمی: ۱۳۷۶
#بزرگداشت
🆔@ToranjSUT
« و اما کردستان »
به پای کوه دشتی سرخ
پر از خون است و آلاله
و کوه استادهای از تلی از نعش جوانانم
وزین رنگین شده دامان مادرها و خونآلود
و دشمن شاد خواهد شد
از آن ماست سرتاسر
قرون قحطی و جنگ و جدال و مرگ دردآلود
عزیزانم عزیزانم
وطن آزاد خواهد شد
چنین میگفت کردستان
صدای تیر هم از دور
صدا میکرد مردان را
ژیان شیران زخمآلود دندان تیز ایران را
صدای تیر هم از دور...
چنین میگفت کردستان
بغرّ ای شیر رنجیده
فغان و نالههای تو
غمانگیز غمانگیزند
از آه و درد و غم کم گو
که مردان اشکهاشان را
به مشت خشم میبیزند
بغرّ و برفهامان را
بلرزان و بزن بهمن
بغرّ چون دشمنان تو
ستمکاران بیرحمند
که حیوانات بیمنطق
سخنها را نمیفهمند
بغرّ پس شیر کردستان
بلرزان کوه ایران را
ستمگه خانهی پر درد شیران را
عدالت خانهی ملک دلیران را
بغر و عدل بازآور
که در قلب من خسته
نه ایمان ماند و نه باور
از این بیرحمی داور
پناهم باش کردستان
امیدم باش کردستان
✍ فدایی
#مهسا_امینی
#کردستان
#زن_زندگی_آزادی
#قلم_ما
🆔@ToranjSUT
شکست تردید
ما در میان دو دیوار به غایت بلند
بین بودن و نبودن
بین این گزند و آن گزند
فریاد را انتخاب کردیم
زخمها لب واکردند و
رویای نگفتهی حلقهای آویزان را فریاد زدند
دیوارها
فرو ریختند
دستها
دستهها
حلقهها
دستها در دست هم
مانند حلقهها
خللناپذیر
و ذاتا خللمند
حلقها
حلقهها
حلقها در حلقهها
نمیدانم
حلقهها حلقها را
یا حلقها حلقهها را
خفه کردند
✍️ سهیل بخشائی میانکوه
#قلم_ما
#شعر
🆔@ToranjSUT
«تاریخ ایران زمین»
در این زمان یعقوب لیث و معتمد عباسی در آستانهی جنگی سرنوشتساز قرار گرفته بودند. نیت واقعی یعقوب از این جنگ به درستی دانسته نیست. بیشتر پژوهشگران بر این باورند که او با مُوَفَّقُبِالله برادر و ولیعهد خلیفه نامهنگاری کرده و در پی برکناری معتمد بود. با این همه، رفتار یعقوب در جندیشاپور و آنطور که در برخی از سندهای تاریخی آمده، این احتمال را پیش میکشد که یعقوب در پی برانداختن خلافت عباسی بود.
از جملهی این سندها، شعری عربی بود که ابراهیم بن مِمشاد اصفهانی (متوکّلی) از سوی یعقوب برای خلیفهی عباسی فرستاد. ترجمهی این شعر به فارسی چنین است:
من زادهی بزرگان از دودمانِ جم و وارثِ تخت و تاجِ ایرانیانم/ من زندهکنندهی آن عزّتم که از دست رفته و روزگارِ کهن آثارِ آن را از میان برده است/ من آشکارا کینهخواهِ آنها هستم و خواهانِ انتقامم/ اگر هر کس از حقِ آنان بگذرد من نخواهم گذشت/ درفشِ کاویان همراهِ من است که با آن بر همهی ملتها امیدِ سَروَری دارم/ به عباسیان بگویید پیش از آنکه پشیمان شوید به خلعِ خود اقدام کنید/ زورِ نیزه و شمشیرِ ما بود که شما را به دولت رسانید/ پدرانِ ما شما را صاحبِ دولت و سلطنت کردند/ شما پاسِ خدمت آنها را نگاه نداشتید و شکرِ نعمت به جای نیاوردید/ از این پس به حجاز سرزمینِ اصلیِ خود برگردید و به خوردنِ سوسمار و چراندنِ گوسفند بپردازید/ به زودی به زورِ تیغ و نوکِ خامه بر تخت پادشاهان خواهم نشست.
✍️ محسن جعفری
📚نخستین دولتهای ایرانی پس از اسلام (طاهریان تا آل بویه)
نشر ققنوس
معرفی کتاب «عقل و احساس»
«عقل و احساس» اولین رمان منتشرشدۀ جین آستن است که در نسخۀ اول با نام «النور و ماریان» به رشتۀ تحریر درآمده بود. این کتاب داستان دو خواهر را روایت میکند که در انگلستانِ دورۀ ریجنسی (پیش از دوران ویکتوریایی) همراه مادر خود زندگی میکنند. پس از مرگ پدر، آنها از خانۀ مجلل خود در ساسکس به خانهای روستایی در دوونشایر نقل مکان میکنند، جایی که بخش عمدهای از ماجراهای عاشقانۀ النور و ماریان رخ میدهد؛ هرچند بخشهایی از داستان نیز در لندن میگذرد. النور که نماد عقل است، شخصیت اول داستان محسوب میشود و روایت عمدتاً از نگاه او پیش میرود. ماریان که نماد احساس است، شخصیتی رها ولی ناپخته دارد و در مقایسه با خواهر بزرگتر، ماجراهای عاطفی متفاوتی را تجربه میکند. در طول کتاب، شاهد کشمکشهای درونی النور در رابطهاش با ماریان، احساساتش نسبت به ادوارد، حساسیت به رفتار دیگران و وابستگی عاطفی او به مادرش هستیم. از دیگر ویژگیهای این رمان، شرح وضعیت فرهنگی انگلستان در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی است، بهطوریکه خواننده در همان ابتدا از قوانین سختگیرانۀ طبقاتی و آداب معاشرت سفتوسخت جامعه شگفتزده میشود. مهمانیهای رقصی که در سراسر کتاب از آنها صحبت میشود، غذاهای پرخرج و مجلل، توجه شدید به مُد و لباس و آموزشهای سختگیرانه به دختران، همگی از شگفتیهای آن دوران محسوب میشوند.
✍️صدرا محمدی
📚 #معرفی_کتاب
🆔@ToranjSUT
«تاریخ ایران زمین»
شُعوبیان برای تحقیر بیشتر عربها شیوهی زندگی و عادتهای غذایی بیابانگردان عرب را یادآوری میکردند و آن را با خوراک ایرانیان باستان مقایسه میکردند. شاعری ایرانی در یکی از شعرهای شُعوبی، پس از ستودن نیاکان ایرانی خود، با لحنی گزنده میسراید:
او آمیزهای از شیر شتر که عربها از مَشک میخورند نخورده است... برای رفع گرسنگی حَنظَل (هندوانهی تلخ) نخورده است و با چوب، بوتهی عُرفُطِه (نوعی درخت خاردار بیابانی) را زیر و رو نکرده است. ما سوسمار را زندهزنده کباب نمیکنیم. مارمولک را از سوراخش بیرون نمیکشیم تا بخوریم... ما به راستی در گذشته همواره پادشاه بودیم.
این کنایههای گزنده با شیواترین زبان ادبی بیان میشد و با ستایش شکوه ایران پیش از اسلام بهویژه ساسانیان همراه بود و همچون خنجری بر قلب قومگرایان غرب مینشست. این رویکرد با واکنش خشمآلود مخالفان شُعوبیه روبهرو شد که میگفتند:
شگفتا هر که را از عجم میبینی افتخار به تاج و تخت کسری و جاه و جلال پرویز میکند و خود را منتسب به آنان میشمارد. آیا عجمان همگی از اولاد پرویزند؟ اینها همه شاهزادهاند؟ چه شد که همگی شاهزاده و از نسل مرزبانان و اَسواران شدند؟
✍️محسن جعفری
📚 نخستین دولتهای ایرانی پس از اسلام (طاهریان تا آل بویه)
نشر ققنوس
مردِ بناهای ماندگار ایران
هوشنگ سیحون؛
معماری که در ۲۳سالگی، آرامگاه ابنسینا را طراحی کرد و نامش را در تاریخ معماری ایران جاودانه ساخت.
سیحون تنها یک معمار نبود؛
هنرمندی تمامعیار بود؛ در معماری، نقاشی، طراحی و پیکرتراشی.
۳۱ مرداد، یادروز بزرگمردی که با هنر، اندیشه و دستانش بخشی از هویت ایران را ماندگار کرد، گرامی باد.
#بزرگداشت
🆔@ToranjSUT
«وطن»
«Liberté»
▪️برای پرنده ی در بند
برای ماهی در تُنگ بلور آب
برای رفیقم که زندانی است
زیرا، آن چه میاندیشد را بر زبان میراند.
برای گُلهای قطع شده
برای علف لگدمال شده
برای درختان مقطوع
برای پیکرهایی که شکنجه شدند
من نام ترا میخوانم: آزادی!
▫️برای دندانهای به هم فشرده
برای خشم فرو خورده
برای استخوان در گلو
برا ی دهانهایی که نمیخوانند
برای بوسه در مخفیگاه
برای مصرع سانسور شده
برای نامی که ممنوع است
من نام ترا میخوانم: آزادی!
▪️برای عقیدهای که پیگرد میشود
برای کتک خوردنها
برای آن که مقاومت میکند
برای آنان که خود را مخفی میکنند
برای آن ترسی که آنان از تو دارند
برای گامهای تو که تعقیباش میکنند
برای شیوهای که به تو حمله میکنند
برای پسرانی که از تو میکشند
من نام ترا میخوانم: آزادی!
▫️برای سرزمینهای تصرف شده
برای خلقهایی که به اسارت در آمدند
برای انسانهایی که استثمار میشوند
برای آنانی که تحقیر میشوند
برای مرگ بر آتش
برای محکومیت عدالتخواهان
برای قهرمانان شهید
برای آن آتش خاموش
من نام ترا میخوانم: آزادی!
▪️من ترا میخوانم، به جای همه
به خاطر نام حقیقی تو
من ترا میخوانم زمانی که تیرهگی چیره میشود
و زمانی که کسی مرا نمیبیند،
نام ترا بر دیوار شهرم مینویسم
نام حقیقی ترا
نام ترا و دیگر نامها را
که از ترس هرگز بر زبان نمیآورم
🕊 من نام ترا میخوانم: آزادی!
✍ پل الوار
#بهانه
🆔 @ToranjSUT
«کلبه عمو تام»
خانم شلبی مثل صاعقهزدهها خشکش زده بود. بالاخره گفت: لعنت خدا بر برده فروشی! لعنت بر ارباب، لعنت بر برده، چقدر من احمق بودم که فکر میکردم میتوانم چنین چیز پلیدی را تبدیل به چیزی خوب کنم. نگه داشتن بردهها با قوانینی که ما داریم، گناه است. من همیشه، زمانی که دختر بودم، همین عقیده را داشتم. اما فکر میکردم میتوانم با مراقبت از بردهها، مهربانی با آنها و آموزششان، وضعیت زندگی آنان را بهتر از زمان آزادیشان کنم.
✍️هریت الیزابت بیچر استو
#برش_کتاب
🆔@ToranjSUT
عاشق شو و شیدا شو،
تا بشنوی آواز را
مرغ سحر داند که چه،
تعبیر کرد این خواب را
دگرگون شو،
ز خود بگذر، که تا اسرار جان بینی
که در این خلوتِ خاموش، عیان بینی جهان را...
قونیه، شهری که در قلب آناتولی ترکیه آرام گرفته، بیش از یک مقصد گردشگری ساده است. این شهر که به شهر مولانا معروف است، تلفیقی بینظیر از سنتهای اصیل شرقی و امکانات مدرن شهری به شمار میرود.
🕌 قونیه، شهر قلب ها
یاران منشینید خموش
ایران در سایه دار است
زیر ساتور تبه کاران است
منشینید خموش
در کشور ما سرب سوزان است
پاسخ گر بپرسی از عدالت
هر ره دیگر بود مسدود جزء راه رذالت
منشینید خموش یاران
منشینید خموش
سرخند از این غصه سپیدار و چمن
خیزید رویم از پی تابوت و کفن
ای وای وطن، وای
ای غرقه در هزار غم بی دوا وطن
ای طعمه گرگ عجل مبتلا وطن
قربانیان تو همه گلگون قبا وطن
عزیز وطن غریب وطن بی نوا وطن
بی کس وطن غریب وطن بی نوا وطن
مادرببین عروس وطن بی جهاز شد
مادرببین دست اجانب دراز شد
او مدیر روزنامه طنزآمیز و سیاسی «نسیم شمال» بود که در دوران انقلاب مشروطه منتشر میکرد. محبوبیت این روزنامه به حدی بود که خودش نیز بعدا با همین نام شناخته شد.
میتوان او را از اولین شاعران منتقد اجتماعی نامید که مسائل مدرن و مشکلات جامعه و سیاست را با ادبیات تلفیق کرد
احکام اخراج و تعلیق باید شکسته شوند
ما، جمعی از نشریات دانشجویی، همراهی خود را با نامهٔ جمعی از دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاه شریف که خواستار شکستهشدن احکام تعلیق و اخراج هستند، اعلام میکنیم. ما معتقدیم که تداوم این روند نه تنها به افزایش فشار روحی و اجتماعی به دانشجویان منجر میشود بلکه زیست بوم دانشگاه را فرسوده و ناامید میسازد.
ما بهخوبی آگاهیم که در فضای کنونی، شاید امضای یک نامه نتواند به تنهایی رویهٔ مستقر را تغییر دهد و فرآیند صدور احکام را فوراً متوقف کند ؛ اما این اقدام، پیش و بیش از هر چیز، خط بطلانی بر انفعال بدنهٔ دانشجویی است. ما نمیتوانیم دست روی دست بگذاریم، صرفاً تماشاگر باشیم و حذف و اخراج همکلاسیهایمان را در سکوت نظاره کنیم. ثبت این امضاها، حداقل کاری است که برای ایستادن در کنار یکدیگر و ثبت موضع و مسئولیتپذیریمان در این برهه میتوانیم انجام دهیم.
در این فرصت کوتاهی که برای تغییر این احکام ناعادلانه باقی مانده، از تمامی دانشجویان و فارغالتحصیلان مسئولیتپذیر دعوت میکنیم با امضای این نامه و دعوت از دیگران برای همراهی با آن، صدای همدانشگاهیهای خود باشند.
نشریات امضاکنندهٔ نامه (به ترتیب حروف الفبا):
▫️نشریهٔ اکسیر (انجمن علمی دانشکدهٔ شیمی)Читать полностью…
▫️نشریهٔ بارقه (انجمن علمی دانشکدهٔ مهندسی برق)
▫️نشریه بایت (انجمن علمی دانشکدهٔ مهندسی کامپیوتر)
▫️نشریهٔ بامداد (کانون شعر و ادب)
نشریهٔ ترنج (واحد فرهنگ و هنر انجمن اسلامی)
▫️نشریهٔ تکانه (انجمن علمی دانشکدهٔ فیزیک)
▫️نشریهٔ خبرنامه (انجمن اسلامی)
▫️نشریهٔ دانشجو (واحد صنفی انجمن اسلامی)
▫️نشریهٔ دردانشکده (انجمن علمی دانشکدهٔ مهندسی شیمی و مواد)
▫️نشریهٔ شباهنگ (انجمن علمی دانشکدهٔ فیزیک)
▫️نشریهٔ شورا (شورای صنفی)
▫️نشریهٔ نفوذ (انجمن علمی دانشکدهٔ مهندسی و علم و مواد)
سرزمین من
خسته خسته از جفایی
سرزمین من
بی سرود و بی صدایی
سرزمین من
دردمند بی دوایی
سرزمین من
سرزمین من
کی غم تو را سروده؟
سرزمین من
کی رگ تو را گشوده؟
سرزمین من
کی به تو وفا نموده؟
سرزمین من
بی آشیانه گشته ام
خانه به خانه گشته ام
بی تو همیشه با غم
شانه به شانه گشته ام
عشق یگانه من
از تو نشانه من
بی تو نمک ندارد
شعر و ترانه من
سرزمین من
خسته خسته از جفایی
سرزمین من
بی سرود و بی صدایی
سرزمین من
دردمند بی دوایی
سرزمین من
سرزمین من
کی غم تو را سروده؟
سرزمین من
کی ره تو را گشوده؟
سرزمین من
کی به تو وفا نموده؟
سرزمین من
ماه و ستاره من
راه دوباره من
در همه جا نمیشه
بی تو گزاره من
گنج تو را ربودند
از بر عشرت خود
قلب تو را شکسته
هر که به نوبت خود
سرزمین من
خسته خسته از جفایی
سرزمین من
بی سرود و بی صدایی
سرزمین من
دردمند بی دوایی
سرزمین من
سرزمین من
مثل چشم انتظاری
سرزمین من
مثل دشت پر غباره
سرزمین من
مثل قلب داغداره
سرزمین من
قفس
مگو قفس
نَفَسَم میبُرَد و میمیرم
مگو قفس
قفس برای مردمِ آزاده همیشه زندان است
مگو قفس
که من از شنیدنِ نامش هراسانم
مگو
شنیدهام که گفتی دوستش دارم
نمیکنم باور
اگر حقیقت دارد
ای مهربانترینِ من
دیگر مگو قفس
بگو که: آزادی!
✍نصرت رحمانی
📚 مجموعه اشعار، نشر نگاه
«سقوط یک فرشته»
اثر الکساندر کابانل، نقاش فرانسوی، در سال ۱۸۴۷ و با تکنیک رنگ روغن روی بوم خلق شده است. این اثر حدود ۱۲۰٫۵ × ۱۹۶٫۵ سانتیمتر ابعاد دارد و امروزه در موزه فابر در مونپلیه، فرانسه نگهداری میشود. کابانل این نقاشی را در دوره اقامتش در ایتالیا و در ۲۴ سالگی خلق کرد. موضوع اثر سقوط ساتان از بهشت پس از سرکشی به خدا است و به لحظهای میپردازد که او پس از شکست، روی زمین افتاده و در میان اندوه و خشم خود قرار گرفته است. این اثر نمونهای از نقاشی آکادمیک فرانسه در قرن نوزدهم است و با تأکید بر زیباییشناسی کلاسیک، بدنپردازی دقیق و بیان احساسات، به جای نمایش صرفِ یک روایت مذهبی، بر وضعیت روحی فرشتهی سقوطکرده تمرکز میکند.
میتوانید برداشت شخصی بنده از این اثر را در این لینک مطالعه نمایید.
✍️ پانیذ ناظم
🎨 #معرفی_نقاشی
🆔@ToranjSUT
نقشهٔ آزادی
با نقطه، نقطه،
نقطهٔ خون،
خون رهروان
خون هزار مهسا خون بسی جوان
این نقشه بر سراسر میهن
درحال شکل گیری و گسترانگی
میگسترد به هر سو در بیکرانگی.
این نقشه را، شبانه، به یکبار
نتوان کشید و دید
در طول سالیانش، با خون توان کشید
با خون نسل ها
پر رنگ و آشکار شود، در برابرت
تا ناکجای هرگزی حیرت آورت
این نقشهٔ شکفتگی و شادی وطن
این نقشهٔ رهایی و آزادی وطن
✍️محمدرضا شفیعی کدکنی
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
🆔@ToranjSUT
در تکاپو برای آزادی
چه کار میشد کرد؟ گزمه بر در بود،
چه کار میشد کرد؟ در خانه زندانی بودیم،
چه کار میشد کرد؟ راه کوچه بسته بود،
چه کار میشد کرد؟ شهر به زانو درآمده بود،
چه کار میشد کرد؟ مردم شهر گرسنه بودند،
چه کار میشد کرد؟ خلع سلاح شده بودیم،
چه کار میشد کرد؟ شب فرا رسیده بود،
چه کار میشد کرد؟ عاشق همدگر شدیم.
✍️ پل الوار
_حکومت نظامی_ ترجمه محمدتقی غیاثی
یکی از آثار پل الوار با موضوع آزادی فرانسه، بازتابی مستقیم از تجربه زیسته او در جنگ جهانی است.
🎬 Casablanca_1942
این سکانس به روشنی تلاش شهروندان برای دفاع در مقابل آزادی تصرف شده توسط سربازان نازی را نشان میدهد. مردم کازابلانکا پس از اینکه افسران نازی با حالتی سرخوش سرود نظامی خود را سر میدهند با صدایی بلندتر سرود ملی فرانسه را همخوانی میکنند.
🆔@ToranjSUT
«پنجره»
«متهم به جادوگری»
اثر داگلاس ولک، نقاش آمریکایی، در سال ۱۸۸۴ خلق شده و با تکنیک رنگ روغن روی بوم اجرا شده است. این اثر در سبک نقاشی تاریخی آمریکایی قرن نوزدهم و با تأثیر از واقعگرایی و سنت آکادمیک شکل گرفته است. ابعاد دقیق بوم اصلی مشخص نیست و نباید ابعاد ۲۹٫۵ × ۲۱٫۵ اینچ را که مربوط به حکاکیِ ساختهشده بر اساس این اثر است، به نقاشی اصلی نسبت داد. ولک با استفاده از رنگهای تیره، خاکی و گرم و نورپردازی متضاد، فضای سنگین و اضطرابآلود صحنه را ایجاد کرده است.
در مرکز اثر دختری جوان قرار دارد که به جادوگری متهم شده و به پدرش پناه برده است؛ در مقابل، مأموران برای دستگیری او آمدهاند و زنی نیز با اشاره به دختر، نقش اتهامزننده را دارد. ترکیببندی، حالات چهره و حرکات شخصیتها باعث شده بدون نیاز به توضیح، رابطه میان متهم، اتهامزننده و مدافع کاملاً قابل تشخیص باشد. اثر با اشاره به فضای محاکمههای جادوگری در آمریکای مستعمراتی، بیشتر از آنکه درباره جادوگری باشد، درباره ترس، قضاوت اجتماعی و پیامدهای یک اتهام علیه یک زن است.
میتوانید برداشت بنده را در این لینک مطالعه نمایید.
✍ پانیذ ناظم
🎨 #معرفی_نقاشی
🆔@ToranjSUT
«تفاوت سنت شرق و غرب»
«سنگشکنان»
از آثار مهم گوستاو کوربه، نقاش فرانسوی که در سال ۱۸۴۹ خلق شد و از نمونه های شاخص جنبش رئالیسم در هنر به شمار میرود. این اثر با تکنیک رنگ روغن روی بوم و در ابعاد ۱۶۵×۲۷۵ سانتی متر اجرا شد.
«سنگ شکنان» یک مرد سالخورده و یک نوجوان را در حال شکستن سنگ برای ساخت جاده نشان میدهد. انتخاب چنین موضوعی در ابعادی بزرگ اهمیت زیادی داشت؛ چراکه در آن دوره، بوم های بزرگ معمولا به موضوعات تاریخی و شخصیت های مهم اختصاص داشتند و زندگی طبقات فرودست، کمتر به عنوان موضوعی شایسته برای نقاشی مطرح میشد.
این اثر نخستین بار در Salon de Paris در سالهای ۱۸۵۰-۱۸۵۱ به نمایش درآمد و بهدلیل موضوع متفاوت و رویکرد واقعگرایانهٔ کوربه، واکنشهای مختلفی را برانگیخت. این اثر در کنار آثاری مانند «دفن در اورنان» جایگاه مهمی در شکلگیری و تثبیت رئالیسم در نقاشی فرانسه دارد.
متاسفانه نسخه اصلی آن در جریان جنگ جهانی دوم و بمباران درسدن در سال ۱۹۴۵ از بین رفت و امروزه تنها از طریق عکسها و بازتولید های تاریخی میتوان آن را مشاهده کرد.
میتوانید برداشت بنده را در این لینک مطالعه نمایید.
✍️ پانیذ ناظم
🎨 #معرفی_نقاشی
🆔@ToranjSUT
«پل الوار»
او از شاعران آزادی خواه و مشهور فرانسه است. الوار از شاعرانی بود که هنر را کاملاً جدا از سیاست نمیدانست. در طول زندگی سیاسی خود به جریانهای چپ فرانسه نزدیک شد و با حزب کمونیست فرانسه ارتباط پیدا کرد.
در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ مبارزه با فاشیسم و سپس مقاومت در برابر اشغال فرانسه توسط آلمان نازی به یکی از مهمترین محورهای فعالیت او تبدیل شد.
مهمترین دوره سیاسی زندگی الوار احتمالاً جنگ جهانی دوم است. پس از اشغال فرانسه، او به فعالیتهای فرهنگی و ادبی مرتبط با مقاومت فرانسه پیوست و شعرهای ضدنازی او به شکل مخفیانه منتشر میشد.
مشهورترین نمونه، شعر «Liberté» «آزادی» است که در سال ۱۹۴۲ منتشر شد. این شعر به نمادی از مقاومت فرهنگی فرانسه در برابر اشغال نازیها تبدیل شد و نسخههایی از آن در جریان جنگ از هواپیماهای متفقین بر فراز بسیاری فرانسه اشغال شده توسط نازی ها پخش شد.
در نهایت جریان مقاومت مردمی یا La Résistance با همراهی روشنفکران و گروه های مبارزه مخفی در سراسر فرانسه باعث شد تا جان تازه ای در رگ ها به جریان بیفتد و در نهایت در سال ۱۹۴۵ پاریس توسط آزادی خواهان آزاد شود.
🆔 @ToranjSUT
«مثل قصه خوندنی،
از تو باغ خاطره ...»
در سوگ استاد حسین خواجه امیری (ایرج)
صدای ماندگار موسیقی ایران
#تسلیت
🆔@ToranjSUT
«گرنیکا»
یکی از مشهورترین آثار پابلو پیکاسو، هنرمند اسپانیایی، است که در سال ۱۹۳۷ برای نمایشگاه بینالمللی و در واکنش به بمباران شهر گرنیکا در جریان جنگ داخلی اسپانیا خلق شد. این بمباران توسط نیروهای آلمان نازی و ایتالیای فاشیست، در حمایت از نیروهای فرانکو انجام شد و بخش زیادی از شهر را تحت تأثیر قرار داد.
نقاشی با ابعاد بسیار بزرگ، حدود ۳.۵ متر ارتفاع و نزدیک به ۷.۸ متر عرض، طراحی شده و از رنگهای سیاه، سفید و خاکستری تشکیل شده است.
در «گرنیکا» انسان و حیواناتی در میان فضایی آشفته و پرتنش دیده میشوند و آثار ویرانی و رنج ناشی از جنگ در سراسر اثر در قالب فرم های شکسته و تحریف شده حضور دارد.
این اثر در ابتدا واکنشهای مختلفی دریافت کرد، اما به مرور زمان به مهمترین آثار ضدجنگ قرن بیستم تبدیل شد. «گرنیکا» امروزه نه فقط به عنوان تصویری از یک حادثه در جنگ داخلی اسپانیا، بلکه به عنوان نمادی جهانی از رنج غیرنظامیان، خشونت جنگ و اعتراض به نابودی انسانشناخته میشود.
میتوانید برداشت شخصی یکی از دانشجویان، از این اثر را در این لینک مطالعه کنید.
🎨 معرفی نقاشی «گرنیکا»
پوستههای سبوس گندمهای طلایی در کشتزارهای ایتالیا در باد شناورند. میتوانید فکرش را بکنید که ایتالیاییها چقدر متحیر میشوند اگر بدانند چیزی که در سال ۱۹۷۱ صادر میکردهاند، تنهایی محض بوده است؟
«این داستان از سال اسپاگتی است، سال ۱۹۷۱ بعد از میلاد مسیح.
اسپاگتی را باید تنهایی میپختم و میخوردم. این یک قانون بود. خودم را مجاب کرده بودم اسپاگتی غذاییست که به تنهایی مزه میدهد. خودم هم نمیدانم چرا چنین احساسی داشتم. اما چه میشد کرد؟
همیشه همراه با اسپاگتی چای مینوشیدم و سالاد خیار و کاهو میخوردم. باید مطمئن میشدم که از هر دوی آنها به مقدار کافی در خانه دارم. همه چیز را مرتب روی میز میچیدم و از غذای خود در فراغت لذت میبردم و موقع غذا خوردن نگاهی هم به روزنامهها میانداختم. روزهای اسپاگتی از یکشنبه تا شنبه در پی هم میآمدند و هر یکشنبه جدید، آغاز هفته اسپاگتی کاملا تازهای بود.»
📚دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل
« ستارگان جاوید »
- در دلم پرتو ستاره ی دور
آذرخشم گهی نشانه گرفت
گه تگرگم به تازیانه گرفت -
ـ بر سرم آشیانه بست کلاغ
آسمان تیره گشت چون پر زاغ ـ
- مرغ شب خوان که با دلم می خواند
رفت و این آشیانه خالی ماند -
آهوان گم شدند در شب دشت
آه از آن رفتگان بی برگشت
ـــــ هوشنگ ابتهاج
#اصفهان
🆔 @ToranjSUT
بر اساس گزارشهای منتشرشده در فضای دانشجویی، گفته میشود پرنیان خدابخشی، دانشجوی ورودی سال ۱۴۰۲ رشته مهندسی مواد، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. از محل نگهداری و شرایط وی خبری در دسترس نیست.
🆔 @ToranjSUT
«وطن، پرندهٔ غرق در خون»
چِهِل روز گذشت از فاجعهای که حتی بازگو کردن آن دردآور است.
در این چِهِل روز، قلمها دیگر رمقی برای نوشتن نداشتند، تار و کمانچهها دیگر گوشنواز نبودند، نگارهها عبث مینمودند و شاعرها گویی ناظمی بیش نبودند.
فراموش نخواهیم کرد.
گردیده وطن غرقه اندوه و محن وای/ای وای وطن وای
خیزید و روید از پی تابوت و کفن وای/ ای وای وطن وای
از خون جوانان که شده کشته در این راه/رنگین طبق ماه
خونین شده صحرا و تل و دشت و دمن وای/ ای وای وطن وای
بلبل نبرد نام گل از واهمه هرگز/ نرگس شده قرمز
سرخند ازین غصه سفیدان چمن وای /ای وای وطن وای
بعضی وزرا ملکشان راهزنی شد/سری علنی شد
گشته علما غرقه در این لای و لجن وای/ای وای وطن وای