-
کانال شعر شخصی گاه وقتی نقد اشعار شاعران «مجموعه لری و فارسی» گاه وقتی متن در مورد لرسونَل «لرستانات» بختیاری، جنوبی، فیلی ادمین @Zccbm
خدایا شکرت، که بارو آما
اَثری دِ چَشِ، آسمو آما
دلِ زمی خوش که درمو آما
ای همه حشکی و سامو آما
کاشکی بباره د شو تا و صو
تا جُو بیرهَ ای دشتُ و ای کو
بارو ار نوُه ، امیدی هم نی
دق کَنه زمی دَ ای بخت سی
کاشکی د جا رَفت، بباره بارو
جو بیره زمی ، نوهَ بیابو
خدایا شکرت که بارو آما
جُونی سی زمی دَ آسمو آما
#زهرا_دریکوند(آذرخش)
/channel/skeyani
همه از ویدَنه بارون نوشتن
دَرهده و دار و بنیووا بِرشتن
همه از ویدنه بارون دعا کِن
دَسانه ری وه بالا وه خدا کِن
خدا بارون بزه تا گل درایه
چویلان بو کنم آرمون ورایه
خدا بارون بزه تا بو گُلِسون
بهشت کِن لارِ هشکه جندِمِسون
همه جا گل درایه سوزِ خُرم
بشو لارِ زِمینِنَه از ای غم
ز کرماشاه وُ ایلام تا لرسون
وه چهارمحال بِکَنه او وه کارون
وه دشتسون صدی نی بیایه
وه گُردی کُه دنا کوگون درایه
وه مُنگَشت غارچ کلوس ریشه بنده
د اسبی کوه گلِ سوری بخنده
بزه تا که ولاتم شاد بمنه
دزه کرخه و رو کارون بهکَنه
بزن بارون که دی مندیرته لر
دزه کرخه وُ سد کارون کن پر
(بزن بارون که میشه کُر بزایه
برش نذری کنه یارش بیایه/ «گرته برداری از فولکلور» )
#سجاد_کیانی
/channel/skeyani
گله بوسون داری چیدَنی تو
فلک افلاک داری دیدَنی تو
بیو جاگیر بکو وه مینه سینهم
دُور لر او سَره وا گلوَنی تو
#سجاد_کیانی
/channel/skeyani
«خون بس»
پری به گره روسری سفیدش دست کشید و با خود فکر کرد نرم تر از طنابی است که می توانست جان یکی از عزیزانش را بگیرد. تمام احساساتش را خرج راضی کردن پدرش کرده بود و حالا در مراسم عقدش خالی از هر احساسی به رو به رو خیره شده بود.
به هر خانواده چیزی می رسد و به آنها نزاع رسیده بود. نزاع طایفه ای بر سر چند هکتار زمین که سالها بود چیزی در آنها کشت نمی شد و فقط خون طلب می کردند. این دشمنی نسل به نسل ادامه پیدا می کند تا می رسد به برادر پری، رسول.
هنگام ظهر دو جوان یکدیگر را دیدند؛ اینکه چه شد و چه گفتند را هرکس آنطور که دلش می خواهد تعریف میکند. می گویند دعوا که اوج می گیرد رسول چاقو را در می آورد و بعد خون است که می جوشد و همه جا را رنگی می کند. چه رنگ نحسی!
رسول روشنایی چشم های خان بود. پدرش که فهمید گفت:«هر چه کشتیم و کشتند بس است.» مردان دو طایفه را جمع کرد و با آنها حرف زد. شروط صلح شد پرداخت دیه و ازدواج یک دختر.
جز پدر همه راضی بودند. وقتی اقوام دورش را گرفتند تا نظرش را عوض کنند گفت:«برای من ننگی بالاتر از این نیست که اجازه بدهم دخترم آزار ببیند.»
پری با خودش فکر کرد اگر کسان اش در خطر باشند خوشبخت است؟ نه. اما اگر بپذیر به خانهٔ دشمن برود دیگر کسی تقاص نخواهد کرد. پس، بی هیچ چشم داشتی زندگی اش را فدا کرد تا پیام آور صلح باشد. آن روز روسری سفید او به سرخی خون طعنه می زد.
#لربانو
@skeyani
.فقط امشب | دسترسی رایگان به کانالهای V.I.P
#مخصوص علاقهمندان به آموزشهای کاربردی و تخصصی در زمینههای: #درسی_ادبی_کنکور_مشاوره و ...
⏳ فرصت محدود برای استفاده رایگان
کافیه روی لینک زیر زده و گزینه( add یا افزودن )رو بزنید تا منتخبی از بهترین کانالها رو داشته باشی👇
/channel/addlist/0unePBGW1J41ZGNk
کانال های ویژه امشب :👇
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
🚀آکادمی پَروان| کنکور آسان
🆔@Paar_vaan
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
🚀 فارسی متوسطه اول، تیزهوشان و نمونه دولتی
🆔 @adabiat_ghasemizade
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
ارتباط با ادمین⏬
🔻@Rahaii_moha
لالایی لری بختیاری در ستایش پدر با صدای بانو پریماه
@skeyani
"مو سی تو هیز اِیارم چی پلنگ سار
اَیر برگت زنم وا برده کیوار
مَیر وَر مرگ اِترسه هرکه دیدت
بِگَه مشروطهای دل ایکنی هار
#شاعر: سجاد کیانی
🖌به قلم ؛ سید محمد ساعدی
دکتری زبان و ادبیات فارسی
🔍 تحلیل استعاری و نمادین؛
🖌مصرع اول: "مو سی تو هیز اِیارم چی پلنگ سار"
🔸 پلنگ سار: نماد شکارچی بیباک، چابک و قدرتمند است. راوی خود را همچون پلنگ میداند که با جسارت به سوی معشوق میشتابد.
🔸هیز اِیارم: فعل "هیز" (رفتن) با پسوند "ایارم" (میآیم) نشان از حرکت پرانرژی و هدفمند دارد.
🖌مصرع دوم: "اَیر برگت زنم وا برده کیوار"
🔸 برگت: ابروهای تو. در ادبیات کلاسیک، ابرو همچون کمان تصویر میشود.
🔸 وا برده کیوار: "کیوار" به معنای قلمسنگ (سنگ محک) است. این ترکیب استعاری نشان میدهد که نگاه معشوق چنان تیز و کشنده است که گویی با قلمسنگ بر دل راوی مینشیند و آن را میآزارد.
و با این حال به سمت تو میآیم ⬇️
🖌مصرع سوم: "مَیر وَر مرگ اِترسه هرکه دیدت"
🔸 مَیر وَر مرگ: "مگر از مرگ میترسد". این جمله پرسش است.
🔸هرکه دیدت: هر کس تو را ببیند. این بخش بر کشنده و خطرناک بودن زیبایی معشوق تأکید دارد.
🖌مصرع چهارم: "بِگَه مشروطهای دل ایکنی هار"
🖍 بِگَه مشروطهای: این مهمترین نماد شعر است. سُرنای جنگی دوران مشروطه است که برای روحیهبخشی به سربازان بختیاری نواخته میشد.
🖍 دل ایکنی هار: "دل را مدهوش میکنی". این ترکیب نشان میدهد که تأثیر معشوق بر راوی، همچون تأثیر سرنای جنگ بر سربازان است، هم هیجانانگیز، هم مسحورکننده، و هم بیخوابکننده
📜 تحلیل تاریخی-فرهنگی و ارتباط مشروطه و شعر:
💥 سربازان لر بختیاری نقش تعیینکنندهای در پیروزی مشروطهخواهان داشتند.
💥بِگَه/مِقم نماد فریاد بیداری، مقاومت و ایستادگی است.
💥شاعر با این تشبیه هوشمندانه، عشق خود را به صحنه نبرد و معشوق را به نوازنده حماسهساز تشبیه کرده است.
✨ زیباییشناسی شعر
۱. تضاد هنرمندانه:
🔻تقابل پلنگ وحشی نماد نیروی با ابروی آراسته نماد زیبایی ظریف
🔻 تقابل مرگ در مصرع سوم با زندگی بخشیِ سرنای مشروطه در مصرع چهارم
۲. اوجگیری دراماتیک:شعر از یک حرکت فیزیکی"هیز اِیارم" آغاز میشود و به یک تجربه روحی-تاریخی "بِگَه مشروطهای" ختم میشود.
۳. تلفیق دوبیتی و حماسه:شاعر توانسته است فضای دوبیتی (وصال معشوق) را با فضای حماسی (مشروطه) درهم بیامیزد و اثری خلق کند که هم عاشقانه است و هم میهنی.
🎵 تحلیل موسیقایی؛ تکرار واج "ر" در سراسر شعر: پلنگ سار - برگت - برده - مرگ - اِترسه - مشروطهای
👌 این تکرار، موسیقی جنگندگی و قدرت را در شعر تقویت میکند.
🔹این دوبیتی کوتاه، حماسهای عاشقانه است. سجاد کیانی در چهار مصراع، توانسته است: از توصیف معشوق فراتر رود، عشق شخصی را به حماسه جمعی قوم لر پیوند بزند، تاریخیترین لحظه افتخار قوم خود را به زیباترین شکل در خدمت توصیف حال عاشقانه قرار دهد
این اثر، نمونه درخشان تلفیق عشق و میهنپرستی در ادبیات معاصر لری است.
مثل یک پلنگ کوهستانی، به سمت و سوی تو میآیم.
اگر ابرویت، مرا با قلماسنگ بزند،
مگر از مرگ میترسد؟ هر کسی که تو را دید،
سرنای مشروطهای، دل را مدهوش میکنی.
پیوند چهار مصرع (دوبیتی) انقدر
تنگاتنگ است
که نمیشه آن را مصرع مصرع کرد
من برای تو میآیم..
اگر ابرویت مرا...
مگر از مرگ میترسد...
انقدر دل را مست می کنی...
وزن دوبیتی
مفاعیلن /مفاعیلن/ فعولن
مو سی تو هیز/ایارم چی/ پلنگ سار
/channel/skeyani
🌺
به نام واژههایی که از دل لرستان میرویند
در آبانِ دلانگیزِ امسال، ماهنامهی لحظهی حضور با افتخار میزبانی سه صدای ناب از سرزمین شعر و بلوط را بر دوش میکشد؛ صداهایی که ریشه در خاک، عشق و مردم دارند.
منوچهر ابنرحمان، با واژههایی صیقلخورده از مهر و تأمل، در شعرش زمان را متوقف میکند تا جان کلمات در آیینهی اندیشه بدرخشد.
لیلا بیرانوند، با نگاهی زنانه و دلآگاه، باران احساس را بر دشت واژهها میباراند و هر بیتش نسیمیست از لطافت و رهایی.
و سجاد کیانی، جوانی از استان خوزستان شهرستان ایذه که با زبانی روان و اندیشهای ژرف، پلی میزند میان سنت زبان اصیل بختیاری تا شعر لرستان در افق تازهای طلوع کند.
چاپ آثار این سه شاعر گرامی در شمارهی آبانماه، افتخاریست برای خانوادهی لحظهی حضور و مژدهای برای دوستداران شعر معاصر
با سپاس انجمن لحظه ی حضور
ابریشم خیال
بانو لیلا بیرانوند (شاعر)
در خرم آباد افتتاح شد
شعر و نخ ابریشم
هنر دست دختر لر
/channel/skeyani
https://lorestan.farhang.gov.ir/fa/news/811764/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%85-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%b1%d9%85-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad-%d8%b4%d8%af
سیکِه سینِه آسِمو زیقَوعِه دردَه
دوسکه دیری دلم کی وِر می گردَه؟
چی پَلن پیری دورِ خُم قِر میارِم
هیٓ عِلاجِم ، نی ، مَگر دیینه یارِم
لیتِ غم ها می زِنَه شَش گوشَه جونِم
دل گِرونَه دوسِکَم لالَ زوونِم
یارکَم دیره دِ خُم حُونَم رِمیایَه
چَش و ِرَه دل وع تَما مَنْمَه بِیایَه
شُو اوما وو تُ اُوما ، وا درد دیری
پوقِه پَق ،جونْمَه ،نَکَه یِه رو بَمیری
زِنده قورِم بَک که دی دلخوشی نارِم
شُر شَرِ تییِه فلک سی حالِ زارم
وِتْ گُتِم مینجا دِلم جاتَه همیشه
مین گِلارِه خُم تورِ پاتَه همیشه
پا بَنی تا چش بَنِم یاره رنینم
دی وِلینَه دلْ،که تا ریتِه بینِم
کسْ خَور نارَه دلیلِ رَنگِ زردم
نازنین خت خو دونی سی تونه دردم
#سکینه_شیرپور
#لری
#ترانه
/channel/skeyani
گلی از جنسِ بوسونی تو نازار
یه گل نه باغ گلستونی تو نازار
وفا از جنس خدابس بختیاری
قدمشاهیه لرستونی تو نازار
#سجاد_کیانی
بوسون یک گل خوش عطر
خدابس دختر ایلخان بختیاری
که در راه عشقش عبده محمد جان داد
سنبل وفا در ادبیات لری بختیاری
و همچنین قدم شاه لرستانی که در راه عشقش علی عباس( علییاس) جان داد
/channel/skeyani
کجه کو لا برم که نهزنیم بَنگ
دلِ کَشتُر نیاری نهکنی تَنگ
چه کردم چی اَناری ای غم ای غم
وه دو دستی زنی هی ایدلن چَنگ
#سجاد_کیانی
/channel/skeyani
خدا هم
دلش
به
"دا "
گرم است....
فرانک برادران فاخته
گلونی را
خدا
برای"
دا"
بست...
فرانک برادران فاخته
خدای بی" دا"
هم
دیگر خدا نیست....
فاخته
سالهاست
خدا
خودش را به
" دا"
چسبانده
بی" دا"
هیچ جا نمی رود...
فاخته
/channel/skeyani
اور خینه آسمون و ری دلم تَمْ تَمْ میواره
شو و لیزی نی د دنیا جا سرم برد مزاره
سکینه شیرپور
/channel/skeyani
وختی که بارون نباره نوگ و نودون سی چمن
ای نباشه نون خشکی چیل و دندون سی چمن
چندل خونه شکس طاقش گلمبی ری سرم
فرش مرغوب کویر و فرش کاشون سی چمن
اسغون مونده تو زخم و خار بمبک تو گولیم
زنده ی گلخونه ای وزیر نیلون سی چمن
جنگل سوزی میخوام تا سیم بخونه بلبلی
ناله مرغ شو و خار بیابون سی چمن
هم دگل اشکس و هم فرمن و هم کانی سکون
باد قبله، باد برو،باد هیرون سی چمن
ری سر جی شیر نر که زوزه میده گرگ گر
اسب تازی لکه میره اسب شیطون سی چمن
وختی همسادم نمیره او خوشی گولیش دومن
قلیه هامور پی مرغ و فسنجون سی چمن
دل تو سینه وختی خوش نی غرق درد و ماتمن
تار و تمبور و دوهل ساز نی انبون سی چمن
دسم الان زیر سنگن داد و فریادم هوان
وعده ی ملک ری و تخت سلیمون سی چمن
ای خدا حالم پریشونن ز دس روزگار
خال تو کنج لب و زلف پریشون سی چمن
کار ازیی حرفا گذشته پیچ تو دل کشتتم
اوشه هیچ فویده نداره زیره زنیون سی چمن
بال فر کردن میخوام تا فر کنم از ای قفس
دس اشکسه تو گردن پای لنگون سی چمن
میکنه شکوه ((خلیلو)) از ته دل تا ابد
وختی نی نور سحر شام غریبون سی چمن
#خلیل_تمهید
#لری_جنوبی
/channel/skeyani
خواننده زن گناوه ای و خواندن آوازی برای آمدن باران...
زبان لری جنوبی
/channel/skeyani
هلاکُـم ، تشـنیم ، بی جون ، بیو بارون ، بیو بارو ن
بِـشـورُم مِــی کــنـاری زِر غَـــرِِ طــیــفـون ، بيو بارون
بـیـو کـه تَـش گِــرُهــتُـم ، سینه سو واویدمه ، سُهتُم
خـــُنُــــک کـــــن جــیـــگر برشیده داغون ، بیو بارون
بـیـو تــا مِـن حـیــات داویــد و لــیـــراوی بــرویِ گُل
سـفـیـد و ســرخ و زرد وآبــــی و اَلــوون ، بیو بارون
دَرایـــه مَـرمَـرشْـک و خِـهر و غاچ و مِلو و جیکه
بُــکــالــِن ، تِـــروَِک و نــعنا و هم ریحون ، بیو بارون
خـــدا مِـــی قـــهــر بُــی ما که نـِیا بارونِ هَفته ریز
بــــریــــم ســــی دیــدن بارون وَِ هندسون ؟ بیو بارون
نِشَهْسِه ری وَریم مِی گرگ هـاری ، سال قحط زشت
سِـــــی خَـــردن مـــو نِــشونم ایده دِندون ، بیو بارون
اَیــــه بـــارون نــیــایـه زنـده ئی سر تاسرش خشکِ
و بیــــن ایــــرن تــَـمــوم زنده یَل آسون ، بیو بارون
کُم گشنه نه جِی دینه ، نه جی ایمون ، نه جی عشقه
بُـــگـُـم چــه ســی دل بـی دین و بی ایمون ، بیو بارون
نیاوه گـــل نبو ، بــلــبــل نبو ،کِــلــکِـل نبو ، غـم بو
همش اخراج ، همش شلاق،همش زندون ، بیو بارون
ایه دنیا تمومش خـشــکـمـون زَه خُــــت بُــکُن رحمی
نـه سی خاطر کسی ، سی خَهکِ دشتسون ، بیو بارون
نگین پُـــی تُـــــپِ اُوی ایـــرجــو سَر کُ نــگو هیچی
و زور تــشــنــه ی آخــر ایـکُــنـُم طـغیون ، بیو بارون
هـمـیــشــه تـَش گـــــرُهــتِ جـیگرم ، اَ ایتری هر رو
بـیـو بـارون ، بـیـو بـارون ، بـیـو بـارون ، بیو بارون
ایرج شمسی زاده (ایرجو)
/channel/skeyani
هر ولاتی که برم لارم اَیر دیر بو وه تو
یه قَلم دیره وه تو ای دل که اِن تیت ایگمت
#سجاد_کیانی
@skeyani
درست است جسمم(که نیمی از من است)از تو دور است اما دل و جانم کنار توست و به یادت هستمЧитать полностью…
کلاس درس باید لری با✌️
کاسیم اولاد غار کلدرم
تاج اجداد بشر ها ری سرم
@skeyani
مه ها دش وه مرگم شُوَخو دیئم
د ذات مه نی چونه سی جو دیئم
#مهدی_حافظی
#تک_بیتی
دوبیتی لری مینجایی از وانومنؽگار
#سکينه_شیرپور
کویری بی نِشونِم ، تِشنَه تِم مه
غَمِت سُختَه سِخونِم ، تِشنَه تم مه
وِ پَهنی آسِمو دردِم گِرونَه
عَزیزِ هُم زِوونِم ، تِشنَه تِم مه
"کویری بی نِشونِم" از بینشانی و تنهایی صحبت می کند
کویر و تشنگی
سوختمه و تشنگی
مثال جایی که می سوزد خیلی آب می کشد
، و "پَهنی آسِمو دردِم گِرونَه" نشان از درد و رنجی است که به اندازه آسمان درون شاعر است.
و مصرع آخر
عزيزِ هم زوونم تشنیم مو
اشاره به هم زبان و نشنگی
فرم درونی شعر یک دست و منظم است
تقطیع دوبیتی :
مفاعیلن مفاعیلن فعولن
هزج مسدس محذوف
وزن مخصوص باباطاهر و فایز
ک/ وی/ ری/ بی: م/فا/عی/لن
نشونم تش: مفاعیلن
نه یم مه: فعولن
غمت سخته: مفاعیلن
سخونم تش: مفاعیلن
نه تم مه :فعولن
و پهنی آ: مفاعیلن
سمو دردم :مفاعیلن
گرونه: فعولن
عزيزِ هم: مفاعیلن
زوونم تش :مفاعیلن
نه یم مه: فعولن
ادمین شعر لری
لینک کانال شاعر👇
@banavayasheghy
لینک کانال شعر لری👇
/channel/skeyani
تشنه تم مه: تشنه ی توام
شَوُونُم تَهل و روزون زَهرِ ماری
گِرِه وَهسِه وِه کاروم نِی هَیاری
دِلوم چُهمِسِه دَهسِ مَردُمِ مال
بِکُن اِی شانسِ خَو پَه مُون تو یاری
اِیر خَندوم خدا دونِه وِه زورِه
مُو وابیمِه خُومَم وَر خوم فِراری
وِرِردوم بَردِ چِیری دَورِه جونوم
وُو دی وا کَس نَداروم کار و باری
نیا آدَم وِه هُمسا جونِ اِیداد
حِلا کَس جا نیارِه خورزِماری
اَلازَنگی خو مِی خَو آدَم اِیَخرد
چِنون وابیِده روزَم یا دیاری
شَوون وا حَرس یاروم ای دلِ جا
کِه هَی میرِن رسومِ بَختیاری
کُنم پا گیوِه هان و ورکَشُمسون
دلِ اِشکَندِه تو طاقَت نداری!
اِدُنوم آخِرِس اِیروم غَریوی
بَرُم وا خُوم خومو ای زحمِ کاری
#مهدی_احمدی
/channel/skeyani
مو چل سرو و فال شوچله نیخوم
مو بی خندت ترال شوچله نیخوم
تو خو دونی که هر شو تی مو نیدی
ایواوه سیم یه سال شوچله نیخوم
#سجاد_کیانی
@skeyani
8 آبان سالروز درگذشت دکتر قیصر امین پور
شعر لري بختیاری ازشادروان
قافلــــه بار ائ کنه دلــــــم وه بارس
چي بارئ سر دلــــم گرت و غوارس
قافله بار ائ کنـــه زه شا خراســــو
دلـم چي چاله تشي منده وه جاسو
تش سئري وه دلــــم زئدي و رهدي
مر ودي بي سي تشئ ويدي و رهدي
زه گتند تا دشــــــت اؤ بيد تا عقيلي
همـــه جا سؤز اويده سؤزه قصــــيلي
همه جا سؤز اويده غير زه دل مــــــهُ
ا ي گــره نه کي گُشه زه مشکل مه
زه گتند زدوم وه در تا شيخ سلــيمو
تا قيامت يادمــــه او عهد و پيـــــمو
زه گتند زدم وه در تا پـــــــــل پرزين
پره لام گل باوينــــه پره دلــــم خين
زه گتند زيــدوم وه در دينداته گردم
تهُ گــــــــل سُر مني مه خار زردم
آسمـــو اؤرئ گره زه قيــــــل سياتر
شؤ و روز تي ره تنــــم وا ائ تيا تر
بخت تو چي رخت ته سؤزه قصيلي
بــخت مه چي رخت مه سيا و نيلي
وا کتــــوه حافظــــم گردمـــــه فالئ
دشمنت بينــا چه فالـي و چه حالي
/channel/skeyani
برشتم که هلاکم گوُرَیه ریت
بده وم اَو ز برفا دوله تشنیت
اَیر وام گَل گِرهدی چی خدابس
لرین وا اَو طلا حک ای کنم سیت
#سجاد_کیانی
/channel/skeyani
#زلف_یار
چِپ-چِپَی. دردِ فقیری. یار. هررو خواسیار
وایه مندی. عاشقی. حالِ نخش. قول و قرار
دُهتِ آله وختِ شیشن. آحبیبا دسِ پیِک.
خونه کلگه. پیلِ چی نی. دسِ تینا. بی بُرار
خواسیار اَندو کویتی. آله. سِرکالا. طلا.
(تش گرو خونه ی فقیری!) هی دریغا!: زلفِ یار
دووتِ هف شو و هف رو. کِل. ختیری. داریه
جیمب اَ جیمب، یِه یاری دارُم. سیلکی. سایه ی کُنار
حیله بندو. حیله بندو. حیلِه یِ سی و سه رنگ.
زهره. حیله. تش ته جونی. زهره. حیله. تش ته لار
ارسِ غم. وَردار وُ بنویس. عوریسی. بیمارِ غم.
سوزِ مشمیک. زردِ زرد و پی دری. بیمار-دار
: داپوبه! ورگر بشیم. خونه ی نداکی. لازمن!
زهره چل روزن مریضی. آله تی گُه: نه میار!"
ملّه ملّه ارسِ غم بی. دی و پُس. مهمونِ غم
ای خوش اومد. دا بفرما! ارسِ شرم و یادِ پار
: دا! صِدی شورو حبیبن." چشمِ زهره وازُبی
لووِ گُل لوخنده دا، یهو نفس ره. یار-یار
#عباس_سلطانی
/channel/skeyani
کس ز حال مو نبید هیچ خور دار
کس به مو نگو چته سی چه زنیزار
مو گدم امرو صحوه دلم خوش ایبو
ندونستم ز غمت شوم ایبو تار
#زینت_صالحپور
/channel/skeyani