4960
ارتباط با ادمین: @shegerd_admin برای ثبت نام در مسترکلاسها و اطلاع از شرایط آنها، کافیست به سایت شگرد مراجعه نمایید: Shegerd.net
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
#مولانا
🆔 @Shegerd_College
اگر قصد دارید با کتاب، رفتار یا نکته خاصی را به فرزندتان بیاموزید پیشنهاد میشود از کتاب هایی که به کودک دستور بکن نکن می دهند اجتناب کنید. خانم منصوره مصطفی زاده، نویسنده و کاشناس کتاب کودک، در مسترکلاس کتاب کودک این نکته را به شما توضیح میدهد.
✅ اطلاعات بیشتر و ثبت نام
🌐 www.Shegerd.net
🆔@Shegerd_College
🔷بخش پایانی داستان «رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار»
مثنوی معنوی
🔷ذکاوتِ روباه و سهمِ «سلطان»
پس از مجازاتِ گرگ، شیر رو به روباه میکند تا عیارِ بندگی و هوش او را بسنجد. روباه که سرنوشتِ تلخِ گرگ را پیش چشم دارد، بیدرنگ همهی هستی را سهمِ سلطان میداند:
بعد از آن رو شیر با روباه کرد
گفت این را بخش کن از بهر خورد
سجده کرد و گفت کین گاو سمین
چاشتخوردت باشد ای شاه گزین
وان بز از بهر میان روز را
یخنیی باشد شه پیروز را
و آن دگر خرگوش بهر شام هم
شبچرهٔ این شاه با لطف و کرم
روباه با زیرکی تمام، گاو را برای چاشت (صبحانه)، بز را برای ناهار و خرگوش را برای وعدهی شامِ شیر در نظر میگیرد و خود را به کلی از دایرهی «من» و «سهمخواهی» خارج میکند.
🔷پاداشِ فنا و رسیدن به مقامِ «شیری»
شیر چون میبیند روباه حقیقتِ قدرت را درک کرده و منیّت را کنار گذاشته است، نه تنها او را نمیراند، بلکه تمام شکارها را به او میبخشد:
گفت ای روبه تو عدل افروختی
این چنین قسمت ز کی آموختی
از کجا آموختی این ای بزرگ
گفت ای شاه جهان از حال گرگ
گفت چون در عشق ما گشتی گرو
هر سه را بر گیر و بستان و برو
روبها چون جملگی ما را شدی
چونت آزاریم چون تو ما شدی
ما ترا و جمله اشکاران ترا
پای بر گردون هفتم نه بر آ
چون گرفتی عبرت از گرگ دنی
پس تو روبه نیستی شیر منی
شیر وقتی میبیند روباه از سرنوشت گرگ درس گرفته، او را تحسین میکند. پیام عمیق مولانا در اینجا این است: کسی که در برابر حق، خود را نبیند و غرق در وجود خداوند شود، به مقام بالاتری دست مییابد؛ تا جایی که شیر به او میگوید تو دیگر روباه نیستی، بلکه از جنس مایی.
🔷حکمتِ عبرت؛ شکوهِ امتِ پسینیان
در بخش پایانی، روباه لب به شکر میگشاید و مولانا از زبان او، یکی از بزرگترین آموزههای زندگی را بیان میکند:
روبه آن دم بر زبان صد شکر راند
که مرا شیر از پی آن گرگ خواند
گر مرا اول بفرمودی که تو
بخش کن این را، که بردی جان ازو
پس سپاس او را که ما را در جهان
کرد پیدا از پس پیشینیان
تا شنیدیم آن سیاستهای حق
بر قرون ماضیه اندر سبق
تا که ما از حال آن گرگان پیش
همچو روبه پاس خود داریم بیش
امت مرحومه زین رو خواندمان
آن رسول حق و صادق در بیان
استخوان و پشم آن گرگان عیان
بنگرید و پند گیرید ای مهان
عاقل از سر بنهد این هستی و باد
چون شنید انجام فرعونان و عاد
ور بننهد دیگران از حال او
عبرتی گیرند از اضلال او
روباه شکر میکند که نفرِ اول نبود تا قربانی شود. مولانا تأکید میکند که خوشبخت ما هستیم که پس از گذشتگان (گرگان پیشین) آمدهایم تا با دیدنِ عاقبتِ فرعونیان و طغیانگران، درس بگیریم. انسان عاقل کسی است که با شنیدن سرنوشت دیگران، کبر و منیّت را کنار میگذارد؛ وگرنه خود او تبدیل به عبرتی تلخ برای آیندگان خواهد شد. بخشش و رحمتی که شامل حال ما (امت مرحومه) شده، به سبب همین فرصتِ عبرتگیری است.
🌐 SHEGERD.NET
🆔 @Shegerd_College
#مثنوی_معنوی #مولانا #ادبیات #متون_فارسی
بخش دومِ داستان «رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار»
🔷مثنوی معنوی
🔷آزمونِ طمع در محضرِ دانایِ راز
چون که رفتند این جماعت سوی کوه
در رکابِ شیرِ با فرّ و شکوه
گاوِ کوهی و بز و خرگوش زفت
یافتند و کارِ ایشان پیش رفت
هر که باشد در پی شیر حراب
کم نیاید روز و شب او را کباب
🔷ثمرهی همراهی با بزرگان
داستان به جایی میرسد که همراهی با شیرِ مقتدر به بار مینشیند. آنها در سایهی هیبت شیر، شکارهای بزرگی به دست میآورند: گاو کوهی، بز و خرگوشی فربه. مولانا در اینجا نکتهای ظریف را گوشزد میکند: هر کس که در رکاب "شیر حق" و انسانهای کامل گام بردارد، هرگز از روزیِ (مادی و معنوی) بیبهره نمیماند و کارش به سامان میرسد.
چون ز کُه در بیشه آوردندشان
کشته و مجروح و اندر خون، کشان
گرگ و روبه را طمع بود اندر آن
که روَد قسمت به عدلِ خسروان
عکسِ طمْعِ هردوشان بر شیر زد
شیر دانست آن طمعها را سند
🔷آینهی ضمیر و رسوایی طمع
وقتی صیدها به بیشه آورده شد، سایهی شومِ طمع بر دل گرگ و روباه افتاد. آنها در دل نگران بودند که نکند سهمشان عادلانه داده نشود! اما آنها فراموش کرده بودند که در برابر چه کسی ایستادهاند. طمعِ آنها مانند تصویری در آینه، در دلِ شیر منعکس شد. شیر نه تنها ظاهر، بلکه نیتهای پنهان آنها را نیز به روشنی میدید.
هر که باشد شیر اسرار و امیر
او بداند هر چه اندیشد ضمیر
هین نگه دار ای دلِ اندیشه خو
دل ز اندیشهیْ بدی در پیش او
داند و خر را همی رانَد خموش
در رُخَت خندد برای رویپوش
🔷هشدار: در پیشگاه دانایِ نهان
اینجاست که مولانا ما را خطاب قرار میدهد: ای کسی که مدام در بندِ اندیشههای گوناگونی! مراقب باش که در محضرِ "سرورِ اسرار"، چه خیالی در دل میپرورانی. او از تمامِ نهانِ تو باخبر است؛ اگر میبینی که به روی تو نمیآورد و بر تو لبخند میزند، از سرِ لطف و پردهپوشی است، نه از سرِ بیخبری. او با سکوتش، فرصتی برای اصلاح به ما میدهد.
شیر چون دانست آن وسواسشان
وا نَگفت و داشت آن دم پاسشان
لیک با خود گفت: بنْمایم سزا
مر شما را، ای خسیسان گدا!
مر شما را بس نیامد رای من؟
ظنّتان این است در اعطای من؟
ای عقول و رایتان از رای من
از عطاهای جهان آرای من
نقش با نقّاش چهسْگالد دگر؟
چون سگالِش اوش بخشید و خبر
🔷نقش در برابر نقاش: شکوهِ خالق از مخلوق
شیر با وجود آگاهی از وسوسهی آنها، سکوت کرد اما در دل تصمیم گرفت تا درسی فراموشنشدنی به این دو "خسیسِ گداصفت" بدهد. حرفِ شیر (یا همان حقیقت مطلق) این است: "مگر تمامِ هستی و حتی همین قدرتِ فکر کردنِ شما از من نیست؟ چگونه یک نقش میتواند در برابر نقاش خود قد علم کند و به او بدگمان باشد؟" این بدگماني به تقسیمِ روزی، در واقع توهین به کرم و فضلِ بخشنده است.
این چنین ظنّ خسیسانه به من
مر شما را بود ننگانِ زمن؟
ظانّین بِاللّه ظنَّالسَّوء را
گر نبُرّم سر، بوَد عینِ خطا
وا رهانم چرخ را از ننگتان
تا بمانَد در جهان این داستان
🔷کیفرِ بدگمانی به حق
شیر، این بدگمانی را ننگی میداند که باید پاک شود. اشارهی مولانا به آیه "الظّانّینَ بِاللّه ظَنَّ السَّوء" است؛ کسانی که به خدا گمان بد میبرند. او معتقد است که رها کردنِ چنین نگاهِ پستی در جهان، خطا است و باید با این اندیشهی مسموم برخورد کرد تا درس عبرتی برای آیندگان شود.
شیر با این فکر میزد خنده فاش
بر تبسّمهای شیر ایمن مباش
مالِ دنیا شد تبسّمهای حق
کرد ما را مست و مغرور و خَلَق
فقر و رنجوری بهْ استت ای سند
کآن تبسّم دامِ خود را بَرکَند
🔷تبسمِ فریبنده: هشدار نهایی
در پایان این بخش، مولانا به زیبایی هشدار میدهد: به خندهی شیر (یا جلوههای فریبندهی دنیا) غره مشو! گاهی مال و جاهِ دنیا، همان لبخندِ شیر است که در پسِ خود، دامی پنهان دارد. این داراییها ممکن است ما را مست و مغرور کند و از حقیقت دور سازد. از این رو، گاهی سختی و فقر، رحمتی است که ما را از افتادن در دامِ غرور و غفلت نجات میدهد.
ادامه دارد....
🌐 SHEGERD.NET
🆔 @Shegerd_College
#مثنوی_معنوی #مولانا #ادبیات #متون_فارسی
زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از ره نیاز به دارالسلام رفت
دو شخصیت برجسته اشعار حافظ یعنی زاهد و رند تفسیرهای متفاوتی از جفتهای متضادی همچون گناه و اطاعت یا کفر و ایمان دارند و همین امر سبب سعادتمندی و شکستشان میشود. *امیرحسین ماحوزی* از این امر در شعر حافظ برایمان میگوید.
✅ اطلاعات بیشتر و ثبت نام
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
🧠 عوارض پنهان اضطراب
اضطراب فقط دلشوره و تپش قلب نیست؛ خیلی وقتها بدون اینکه بدانیم اضطراب خودش را در رفتارهای روزمره نشون میدهد در اینجا به چند نمونه از عوارض اضطراب در رفتارها میپردازیم 👇
🔹 کنترلگری
وقتی دنیا ناامن و مبهم به نظر میآید، سعی میکنیم همهچیز و همهکس را کنترل کنیم تا اضطرابمان کمتر شود.
اما کنترل کامل هیچ وقت ممکن نیست و این کار نه تنها اضطراب را بیشتر میکند بلکه روابط فرد با اطرافیانش را دچار مشکل میکند.
🔹 اهمالکاری
اضطراب از اشتباه یا نتیجهی بد، باعث میشود شروع کردن کارها سخت شود و در نتیجه آن را شروع نمی کنیم.
عقب انداختن کارها، موقتاً اضطراب رو کم میکند اما مدت کوتاهی بعد با شدت بیشتری باز میگردد.
🔹 کمالگرایی
ذهن مضطرب برای فرار از نتیجه نامناسب برای انجام دادن بی نقص کارها تلاش غیرعادی می کند اما هرگز چیزی او را نهایتا راضی نمیکند. این امر هم به خود فرد اضطراب بیشتری میدهد و هم اطرافیان و خانواده اش را کلافه میکند
🔹 فرسودگی ذهنی و خستگی دائمی
درگیری همیشگی با فکرها، انرژی روانی رو تحلیل میبرد و فرد نمیتواند به درستی تصمیم بگیرد.
🌱 قدم اول مقابله با اضطراب، مواجهه با اضطراب و شناسایی علائم، افکار و رفتارهایی است که اضطراب را ایجاد میکنند و موجب تداوم آن میشود. فرار از اضطراب با کنترل گری و تلاش برای بی نقص بودن تنها اضطراب را فربهتر میکنند.
✅ ثبت نام در مسترکلاس روانشناسی اضطراب با دکتر لادن فتی
🌐 www.Shegerd.net
🆔@Shegerd_College
همه ما میدانیم که اضطراب، احساس ناخوشایندی است اما گاهی باورهایی در روان ما حک شده که به صورت ناآگاهانه سبب تداوم اضطراب ما میشود. در این پست به سه باور مشکل ساز درباره اضطراب میپردازیم
❌باور مشکلساز: با نگرانی درباره وقایع آینده میتوان جلوی خطر را گرفت.
✅ فکر کردن به فجایع آینده امکان بروز آنها را تغییر نمیدهد اما روان ما را فرسودهتر و نسبت به اتفاقات منفی واقعی آسیب پذیرتر میکند.
❌ باور مشکلساز: نگرانی برای موفقیت مفید است.
✅آنچه منجر به نتیجه مطلوب می شود. اقداماتی است که انجام میدهیم و نه فکر و خیال هایی که درباره مشکل می کنیم. دستاوردهای ما محصول عملکرد ماست نه نگرانیهایمان.
❌ باور مشکلساز: نگرانی مساوی است با حل مسئله
✅حل مسئله یک عمل یا اقدام است و نه یک جریان فکری و اتفاقا نگرانی مزاحم حل مسئله است.
✅ اطلاعات بیشتر در مسترکلاس روانشناسی اضطراب
🌐 www.Shegerd.net
🆔@Shegerd_College
🟠 در زمان پادشاهی کیکاووس، او با غرور و نادانی تصمیم میگیرد به مازندران (منظور مازندران کنونی نیست) لشکرکشی کند؛ سرزمینی که پر از دیوان و نیروهای اهریمنی است.
شاه مازندران با جادو، کیکاووس و سپاهش را اسیر میکند و با افسون، چشمهای آنها را کور میسازد.
وقتی این خبر به زال (پدر رستم) میرسد می پندارد تنها کسی که توان نجات شاه و سپاه ایران را دارد رستم است.
رستم برای نجات کیکاووس راهی مازندران میشود، اما این مسیر بسیار خطرناک است و پر از آزمونهای مرگبار؛ به همین دلیل او باید از هفت خوان (هفت مرحله سخت و مرگآور) عبور کند. در این پست این ۷ مرحله دشوار به اختصار توضیح داده شده است.
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
🔷پکیج کامل آموزش شطرنج ویژه کودکان و نوجوانان از مبتدی تا پیشرفته
🔷با هما علوی مربی سابق تیم ملی شطرنج نوجوانان
💥مسترکلاس های شطرنج کودکان ( شامل ۴ دوره از مبتدی تا پیشرفته همراه با تمرینات آموزشی) با ۵۰ درصد تخفیف ویژه شب یلدا تا ۱ دی ماه
✅اطلاعات بیشتر و ثبت نام
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
🌙شب یلدا، زادگاه اسطوره هاست.
به رسم یلدا، در بلندترین شب سال پای صحبت های #شروین_وکیلی می نشینیم تا روایت های ناگفته پهلوانان ایرانی را برایمان بازگو کند.
💥 ثبتنام با ۳۵٪ تخفیف یلدایی تا ۱ دی (تعداد محدود)
✅ اطلاعات بیشتر و ثبتنام
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
🍉✨از دل بلندترین شب سال، با خیال آسوده تر بیرون بیا
✒️ همراه با دکتر #لادن_فتی از سلامت روان خود و عزیزانمان در برابر اضطراب مراقبت می کنیم.
💥 ثبتنام با ۳۵٪ تخفیف یلدایی تا ۱ دی (تعداد محدود)
✅ اطلاعات بیشتر و ثبتنام
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
⚠️ نگرانی، سپر محافظ نیست!
بعضیها فکر میکنند با فکر کردن بیش از حد به همهی ابعاد یک حادثه می توانند جلوی خطر را بگیرند و از این جهت اضطراب و نگرانی را امر مثبتی می پندارند و آن را رها نمی کنند
اما حقیقت این است: این باور اشتباه است و تنها اضطراب را بیشتر میکند.
⏳ هر بار که در ذهنتان سناریوهای بیپایان میسازید، از تمرکز روی اقدامهای واقعی دور میشوید.
راه واقعی آماده شدن:
یک قدم عملی کوچک بردارید، انرژیتان را روی کارهای ملموس بگذارید و ذهنتان را آرام نگه دارید.
دکتر لادن فتی در مسترکلاس روانشناسی اضطراب از اشتباه بودن این باور برایمان می گویند.
✅ثبت نام در مسترکلاس روانشناسی اضطراب
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
رمان های شاهکار ادبی با رمان های زرد درجه چند، فرق های اساسی دارند که آن ها را از هم متمایز می کند. احسان رضایی در مستر کلاس رضایی یکی از فرق های اصلی را بیان می کند؟
رمان های شاهکار ادبی با رمان های زرد درجه چند، فرق های اساسی دارند که آن ها را از هم متمایز می کند. احسان رضایی در مستر کلاس رضایی یکی از فرق های اصلی را بیان می کند.
✅ لینک مسترکلاس رمان خوانی
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
هنرِ بهدستآوردن، از دلِ ازدستدادن میگذرد.
هیچ مرحلهای در زندگی نیست که «برای همیشه» بماند. ما مدام در حال عبوریم؛ از آدمها، از نقشها، از فصلهای زندگی. اما چیزی که اغلب یاد نگرفتهایم، مهارتِ خداحافظی است.
خداحافظی یعنی پذیرفتن اینکه هر چیزی چرخهای دارد؛ شروعی، اوجی، و پایانی.
یعنی بفهمیم رها کردن همیشه شکست نیست؛ گاهی یکی از بالغترین تصمیمهای ماست.
یعنی به جای چنگزدن به آنچه دیگر کارایی ندارد، راه بدهیم تا چیزهای تازه وارد زندگیمان شوند.
خیلی وقتها نمیتوانیم چیز جدیدی را به دست آوریم، چون دستهایمان پر از گذشته است.
نمیتوانیم شروع کنیم، چون پایان دادن بلد نیستیم.
لینک مسترکلاس روانشناسی فقدان و سوگ
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
ایران، سرزمینی با تمدنی کهن و فرهنگی درخشان است؛ از ایرانی بودن نباید شرم داشت، که این نام یادگار شکوه تاریخ است. دکتر شروین وکیلی در دوره ی پهلوانان و اسطوره های ایرانی شکوه ایران را تصویر کرده است.
✅ ثبت نام در دوره اسطوره ها و پهلوانان ایران
🌐 www.Shegerd.net
🆔@Shegerd_College
🔥 مسترکلاس مولانا و رنج انسان 🔥
مولانا، طبیب روح و جان، معتقد است که رنجهای ما تصادفی نیستند؛ بلکه ریشههایی عمیق در روان و نگرش ما به هستی دارند. در این مسترکلاس منحصربهفرد، ما در کنار محمدجواد اعتمادی به قلبِ آثار جادویی مولانا سفر میکنیم تا از منظری نو به «رنج» بنگریم. این دوره، تلفیقی درخشان از ادبیات کلاسیک، روانشناسی مدرن و مهارتهای سبک زندگی است که به شکلی کاربردی، گرههای کورِ ذهن ما را باز میکند.
✔️ با تدریس: دکتر محمد جواد اعتمادی
✔️ تعداد جلسات: ۴۰ جلسه
✔️ مدت زمان کلاس: ۱۰ ساعت
❗️ کلاس به صورت ویدیوهای ضبط شده و آفلاین میباشد
🔥 ۴۰٪ تخفیف ویژه تابستان تا ۱ تیر (تمدید شد)
🔷 کد تخفیف: SMR405
✅ اطلاعات بیشتر و ثبت نام
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
#مولانا #محمد_جواد_اعتمادی
📌 حماسهها، فقط داستان جنگ نیستند؛
آنها روایت آرزوها، ترسها و ارزشهای مشترک انسانها در طول تاریخاند. احسان رضایی در مسترکلاس رمان خوانی از سبک حماسی سخن میگوید
✅ اطلاعات بیشتر و ثبت نام در دوره رمان خوانی
🌐 www.Shegerd.net
🆔@Shegerd_College
بخش سومِ داستان «رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار»
مثنوی معنوی
آزمونِ عدل و عیارِ گرگ
در این بخش، شیر برای آنکه باطنِ طمعکار گرگ و روباه را عیان کند و درس عبرتی به آنها بدهد، گرگ را پیشقدم میکند تا سهم هر یک را از شکار مشخص کند:
گفت شیر: ای گرگ، این را بخش کن
معدلت را نو کن ای گرگِ کُهن
نایبِ من باش در قسمتگری
تا پدید آید که تو چه گوهری
گفت ای شه گاوِ وحشی بخشِ توست
آن بزرگ و تو بزرگ و زفت و چست
بز مرا، که بز میانهست و وسط
روبها، خرگوش بِستان بی غلط
گرگ با نگاهی ظاهربین و بر اساس تناسب جثه، شکارها را تقسیم کرد: گاو بزرگ برای شیر که مظهر بزرگی و قدرت است، بز برای خودش که جثهای متوسط دارد و خرگوش هم برای روباه.
*مجازاتِ «من» در پیشگاهِ «سلطان»*
شیر که حضورِ «من» و «تو» را در پیشگاهِ عظمت خود برنمیتابد، برآشفته میشود و پاسخ این گستاخی را با قاطعیت میدهد:
شیر: گفت ای گرگ چون گفتی؟ بگو
چون که من باشم، تو گویی ما و تو؟
گرگ خود چه سگ بوَد کو خویش دید
پیشِ چون من شیرِ بی مثل و ندید!
گفت: «پیش آ، ای خری کو خود خرید»
پیشش آمد، پنجه زد، او را درید
چون ندیدش مغز و تدبیرِ رشید
در سیاست پوستش از سر کشید
گفت: چون دیدِ مَنَت ز خود نبُرد
این چنین جان را بباید زار مُرد
چون نبودی فانی اندر پیشِ من
فضل آمد مر ترا گردن زدن
شیر نهیب میزند که وقتی من حضور دارم، سخن گفتن از «ما» و «تو» و دیدنِ خویشتن، نشانهی بیخردی است. او گرگ را بهخاطر این منیّت و ندیدنِ جلالِ شیر مجازات میکند. پیام عمیق این ابیات آن است که وجودی که نتواند در برابر حقیقتِ مطلق از خود بگذرد و همچنان در پی سود و سهم خویش باشد، در واقع مردهای متحرک است. ما باید بدانیم که هستی ما وابسته به ذات حق است و دم زدن از «من» در محضر او، نه تنها بیمعنا، بلکه گناهی نابخشودنی است.
بقا در فنا؛ گذر از «لا» به «اِلّا»
مولانا در این ابیات به تفسیر آیه «کُلُّ شَیءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ» میپردازد و راه رهایی از نابودی را نشان میدهد:
کُلُّ شَیءٍ هالِکٌ جز وجهِ او
چون نِهای در وجهِ او، هستی مجو
هر که اندر وجهِ ما باشد فنا
کُلُّ شیءٍ هالِکٌ نبوَد جزا
زآن که در اِلّاست او، از لا گذشت
هر که در اِلّاست، او فانی نگشت
هر که بر در او من و ما میزند
ردِّ بابست او و بر لا میتند
هر موجودی در عالم فانی است، مگر آنکه رنگ و بوی الهی بگیرد. کسی که در پیشگاه حضرت حق، منیّت را رها کند و غرق در ذات او شود، از دایرهی نابودی خارج میگردد. برای رسیدن به «اِلّا» (بقا در خدا)، باید ابتدا از «لا» (نفی غیر و نفی خودخواهی) عبور کرد. هر کسی که پشت درگاه الهی همچنان دم از «من و ما» بزند، راهی به درون نمییابد و در همان وادیِ نیستی و انکار باقی میماند. تنها با فراموشیِ خود است که میتوان به هستیِ حقیقی دست یافت.
*ادامه دارد...*
🌐 SHEGERD.NET
🆔 @Shegerd_College
#مثنوی_معنوی #مولانا #ادبیات #متون_فارسی
بخش اولِ داستان «رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار»
مثنوی معنوی
چرا شیرِ بینیاز، همدمِ گرگ و روباه شد؟
شیر و گرگ و روبهی بهرِ شکار
رفته بودند از طلب در کوهسار
تا به پشت هم دگر بر صیدها
سخت بر بندند بارِ قیدها
هر سه با هم اندر آن صحرای ژرف
صیدها گیرند بسیار و شگرف
گرچه زایشان شیرِ نر را ننگ بود
لیک اکرام و همراهی نمود
آغاز داستان: همدلی شیر
این داستان دلنشین، ماجرای همراهی و همکاری سه حیوان – روباه، گرگ و شیر – در شکار را در دفتر اول مثنوی روایت میکند. نکتهی درخشان اینجاست که شیر، با وجود بینیازیاش به کمک، از روی بزرگواری و منش والا با این دو حیوان همراه میشود.
این چنین شه را ز لشکر زحمت است
لیک همره شد، جماعت رحمت است
این چنین مه را ز اختر ننگها است
او میان اختران بهرِ سخا است
امرِ شاوِرْهُم پیمبر را رسید
گرچه رایی نیست رایش را نَدید
در ترازو جَو رفیق زَر شدهست
نه از آن که جَو چو زر جوهر شدهست
روح قالب را کنون همره شدهست
مدّتی سگ حارسِ درگه شدهست
تمثیلهای بزرگواری: شاه، ماه و مشورت
در این ابیات نیز شاهد تکرار این مضمون هستیم: شیر، که در شکار کاملاً بینیاز است و حتی همراهی با دیگران ممکن است کمی زحمت اضافی برایش داشته باشد، از سرِ رحمت و باور به برکت کار گروهی، همراهی میکند. مولانا این حضور شیر را در کنار روباه و گرگ، به حضور ماه در میان ستارگان تشبیه میکند؛ ماهی که زیبایی و عظمتش بسی فراتر از ستارگان است، اما از سرِ سخاوت و لطف، در میان آنها جلوهگر میشود. در ادامه، مولانا به مشورت گرفتن پیامبر اسلام (ص) از اصحاب اشاره میکند؛ پیامبری که خود چشمهی دانش و هدایت است و نیازی به مشورت ندارد، اما از سرِ بزرگواری و حکمت، از یارانش نظر میخواهد.
ترازوی ارزش: جو در برابر زر
سپس تشبیهی گویا آورده میشود: دانهی جو (که نمادی از ارزشمندی کمتر است) در کنار زر (طلا) در ترازو قرار میگیرد. این همنشینی، هرچند ظاهری، هرگز جو را همارز و همگوهر زر نمیکند.
حقیقت وجود: روح در برابر کالبد
و در بیت آخر، به نکتهای عمیقتر میرسیم: روح، که حقیقت ناب و اصل وجود ماست، مدتی را همراه این کالبد فانی و به ظاهر بیارزش سپری میکند. باید درک کنیم که این بدن بدون روح، تنها وسیلهای گذراست. اما لطف بیانتهای خداوند است که این حقیقتِ وجودی ما را (روح) به این جسم بخشیده و ما را آفریده است. پس همیشه باید به یاد داشته باشیم که اصل و حقیقت ما، همان روح ماست، نه این جسم.
شیر نماد چیست؟
با این اوصاف، در این داستان، شیر را میتوان نمادی از حقیقتِ محض، بینیازی مطلق و آن وجودی دانست که هر چیزی به آن نیازمند است؛ یعنی عظمتِ حق که با دو موجودِ نیازمند، همراه شده است. باید دید در ادامهی داستان، این همراهی و همکاری چگونه پیش میرود و چه حکمتها و پندهایی برای ما به ارمغان خواهد داشت.
ادامه دارد...
🌐 SHEGERD.NET
🆔 @Shegerd_College
#مثنوی_معنوی #مولانا #ادبیات #متون_فارسی
📖 وقتی میگوییم «مثنوی»، چرا ذهنها فقط یکجا میرود؟
در ادبیات فارسی، «مثنوی» فقط یک قالب شعری نیست؛ ظرفیست برای روایتهای بلند، اندیشههای عمیق و سفرهای معنوی. اما با همهی پیشینهی طولانیاش، امروز این واژه یکراست ما را به یک نام میرساند: مولانا.
🔹 مثنوی؛ قالبی کهن برای گفتنِ بسیار
مثنوی در اصطلاح ادبی، شعریست که هر بیتش قافیهای مستقل دارد، اما همهی ابیات از نظر وزن هماهنگاند. همین ویژگی باعث شده از همان آغاز شکلگیری شعر فارسی، شاعران برای بیان داستانها و اندیشههای مفصل به سراغ مثنوی بروند. آثاری مثل *بوستان* سعدی، *کلیله و دمنه* رودکی یا *آفریننامه* ابوشکور، نمونههایی از این سنت دیرپا هستند.
🔹 از یک قالب عمومی تا یک نام یگانه
با اینهمه، گذر زمان کاری کرده که امروز وقتی میگوییم «مثنوی»، ناخودآگاه ذهنمان سراغ *مثنوی معنوی* میرود. انگار مولانا آنقدر این قالب را با جان و جهان خودش درآمیخته که نام قالب و نام شاعر به هم گره خوردهاند.
🔹 جرقهای که مثنوی را آفرید
پیدایش مثنوی مولانا اتفاقی نبود. حسامالدین چلبی، یار نزدیک مولانا، از او خواست اثری منظوم در وزن آثاری چون *حدیقه* سنایی یا *منطقالطیر* عطار بسراید؛ کتابی که هم اصول طریقت را در بر بگیرد و هم رازهای عرفان را. این درخواست، آغازی شد برای یکی از بزرگترین آثار ادبی و معنوی جهان.
🔹 تولد تدریجی یک اثر بزرگ
مولانا پیش از شروع رسمی، هجده بیت نخست مثنوی را سروده بود. سپس میان سالهای ۶۵۷ تا ۶۶۰ هجری، دفتر اول را سامان داد. بعد از آن، بدون وقفهای جدی، و هر زمان که حالِ دل و فرصت همراهش بود، شش دفتر مثنوی را به نظم کشید. مثنوی حاصل لحظههاییست که شور در دل شاعر زنده بوده و کلام، راه خودش را پیدا کرده است.
❇️ مثنوی، هم یک قالب کهن است و هم یک قلهی بیهمتا. قالبی که قرنها پیش از مولانا وجود داشت، اما با او به اوج رسید؛ چنانکه امروز نامش بیش از هر چیز، یادآور نغمهای آسمانی و صداییست که هنوز در جان خواننده طنین دارد.
برگرفته از: «زندگی مولانا»
نویسنده: بدیعالزمان فروزانفر
🌐 www.shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
#مثنوی_معنوی #مولانا #ادبیات #متون_فارسی
چه قصههایی برای کودکان مناسب نیستند؟
قصه گفتن برای بچهها فوقالعاده است اما هر قصهای مناسب دنیای لطیف کودک نیست. بعضی داستانها، ناخواسته میتوانند اثر منفی ویژهای بر روان کودکان بگذارند. در اینجا چند نمونه از این قصه های نامناسب را معرفی کرده ایم
❌ قصههای خیلی ترسناک
داستانهایی با مضمون هیولا، مرگ عزیزان، تعقیب و تنبیههای شدید باعث اضطراب، کابوس و ترسهای موندگار میشوند
❌ قصههایی که خشونت رو عادی نشان میدهند
وقتی قهرمان با زور، کتک یا انتقام به هدفش میرسد، به کودک یاد میدهد که خشونت راهحل مشکلات است
❌ قصههای حاوی مصرف الکل، مواد مخدر یا سیگار
حتی اگه غیرمستقیم یا در قالب شوخی باشد، این محتواها میتوانند کنجکاوی زودرس ایجاد کنند و مصرف را عادی جلوه دهند.
❌ قصههایی اشارههای نامتناسب با سن کودک
ذهن کودک برای این مفاهیم آماده نیست و چنین داستانهایی میتواند باعث سردرگمی، اضطراب یا آسیب روانی در کودک شود.
❌ داستانهایی پر از تحقیر، برچسبزنی و مقایسه
تحقیر شخصیتها یا مقایسهی مداوم، اعتمادبهنفس کودک را تضعیف میکند
❌ قصههایی با پیام ناامیدی
داستانهایی که امید، تلاش و رشد رو بیارزش نشون میدهند، انگیزهی کودک را کم میکنند مثل دخترک کبریت فروش
❌ قصههای نامتناسب با سن کودک
هر قصهای حتی اگر از نظر ادبی خیلی برجسته باشد—باید با سن و درک کودک هماهنگ باشد.
✅ قصهی سالم برای کودک قصهای است که به کودک احساس امنیت دهد و به شیوه ای دلپذیر و غیر مستقیم او را با صفات مثبت اخلاقی آشنا کند
📔📕 اطلاعات بیشتر در مسترکلاس کتاب کودک با منصوره مصطفیزاده
🌐 shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
⚡️خوان اول: نبرد رخش و شیر
در این خوان، رستم در خواب است اما رخش با شیری در بیشه درگیر میشود و او را شکست میدهد
⚡️خوان دوم: گم شدن در بیابان سخت
در این خوان رستم در بیابانی گم میشود. در حالی که تشنه است با خداوند راز و نیاز میکند و ناگهان خداوند میشی را به او میرساند که او را به چشمه آب می رساند
⚡️خوان سوم: جنگ با اژدها
این خوان زمانی آغاز میشود که رستم در نزدیکی لانهی یک اژدها میخوابد . رخش که در حال چرا بوده متوجه اژدها میشود و رستم را بیدار میکند. سرانجام رخش و رستم به نبرد اژدها میروند او را شکار میکنند
⚡️خوان چهارم: زن جادو
در این مرحله زن جادوگری با ظاهری فریبنده ظاهــر میشود و به رستم غذاهای رنگارنگ میدهد تا رستم را از مسیرش سست کند ولی رستم با خواندن نام خدا ، چهره واقعی او را میبیند و او را میکشد
⚡️خوان پنجم: نبرد با اولاد مرزبان
رستم در راه خود در دشـــتی ســاکـن شد اما بیـن دشتبــان و رستم به خاطر رخش درگیری روی میدهد. دشتبــان به اولاد که پهلوان و مــرزبان آن ناحـیه بوده شــکایت میکند .اولاد و افـــرادش به رستم حمــله مــیکنند. رســــتـم اولاد را اســیــر مــیکند و او را مجبور می کند تا مکان دیو سپیدو کیکاووس اسیر را نشان دهد.
⚡️خوان ششم: نبرد با ارژنگ دیو
رستم و اولاد در مسیر غار دیو سپید به دروازه مازندران رسیدند اما رستم برای رسیدن به دیو سپید مجبور بود با دیوهای دیگری از جمله ارژنگ بجنگد. نهایتا او ارژنگ دیو را هم میکشد و کیکاووس نابینا شده را از زندان نجات داد
⚡️خوان هفتم: نبرد دیو سپید
رستم و اولاد به مخفیگاه دیو سپید رسیدند. رستم دیو و نگهبانان غار را کشت و جگر دیو سپید را درآورد و با مالیدن خون جگر دیو سپید به چشمان کیکاووس و سایر سپاهیان ایران همگی بینا شدند
💥برای شنیدن کامل ماجراهای هفتخوان رستم و اتفاقات پس از آن میتوانید در مسترکلاس شاهنامهخوانی با دکتر امیرحسین ماحوزی در کالج شگرد همراه شوید.
✅اطلاعات بیشتر و ثبت نام
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
❄️🔥 با اولین شب زمستون، تمرکزت رو روشن کن.
در مسترکلاس تمرکز با دکتر جواد_حاتمی یا تکنیک های عملی بهبود توجه و تمرکز آشنا می شویم.
💥خرید مسترکلاس تمرکز با تخفیف ویژه ۳۵ درصدی تا ۱ دی ماه
✅اطلاعات بیشتر و ثبت نام
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
❄️ در اولین شب زمستون، احساساتت رو گرم در آغوش بگیر و از روانت مراقبت کن
💥مجموعه ای از هر سه دوره روانشناسی کالج شگرد با تخفیف ویژه ۴۰ درصدی
✅اطلاعات بیشتر و ثبت نام
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
🌙🍉یلدا؛ بهانهای برای بازگشت به ریشهها
⚡️خوانش ایران فرهنگی در شاهنامه، معماری و اسطوره شناسی
💥 ثبتنام مجموعه مسترکلاس های با مضمون ایران فرهنگی با ۶۰ درصد تخفیف یلدایی تا ۱ دی (تعداد محدود)
✅ اطلاعات بیشتر و ثبتنام
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
🌙 یلدا، شب قصههای بیانتها
✒️ همراه با #امیرحسین_ماحوزی به پای قصههای #شاهنامه بنشینید.
💥 ثبتنام با ۵۰٪ تخفیف یلدایی تا ۱ دی (تعداد محدود)
✅ اطلاعات بیشتر و ثبتنام
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
گاهی فکر میکنیم که با نگرانی و مرور بیپایان سناریوهای فاجعه بار در تخیلمان، داریم خودمان را آماده میکنیم. اما واقعیت این است:
نگرانی و نشخوار فکری ما را قویتر نمیکند، فقط فرسودهمان میکند.
⏳ انرژی ذهن و جسمتان را روی اقدامهای واقعی و کوچک متمرکز کنید، نه روی سناریوهای بیپایان.
یک قدم واقعی، بهتر از هزار فکر بیثمر است.
✨ ذهن آرام، آمادگی واقعی میآورد، نه نگرانی.
در این بخش از مسترکلاس روانشناسی اضطراب، دکتر لادن فتی، از این باور اشتباه برایمان می گوید.
✅ثبت نام در مسترکلاس روانشناسی اضطراب
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
سوگ فقط غم نیست… گاهی آدمها را مهربانتر میکند.
وقتی کسی رنج از دست دادن را تجربه میکند، چیزهایی درونش تغییر میکند؛
فهمش عمیقتر میشود، نگاهش نرمتر، دلش شنواتر.
آدمی که سوگ را پشت سر گذاشته،
میداند درد یعنی چه…
میفهمد سکوت یعنی چه…
میفهمد نیاز به یک تکیهگاه چقدر واقعی است.
برای همین حمایتگرتر میشود؛
آرامتر حرف میزند، دقیقتر میشنود، و مهربانی را بیدلیل خرج میکند.
گاهی سوگ، هرچند تلخ و سخت…
اما آدمها را انسانتر و همراهتر میکند.
دکتر مانی رفیعی در مسترکلاس روانشناسی سوگ به این بعد از مواجهه با سوگ می پردازد.
✅ لینک مسترکلاس روانشناسی فقدان و سوگ
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
یکی از پاسخ هایی که در واکنش به موقعیت های اضطراب آور می دهیم فرار و اجتناب از آن هست اما اجتناب خود مشکل جداگانه ای است که منجر به ایجاد مشکلات دیگری می شود. در مسترکلاس روانشناسی اضطراب دکتر لادن فتی از این موضوع برایمان می گوید.
ثبت نام در مسترکلاس روانشناسی اضطراب
🌐 www.Shegerd.net
🆔 @Shegerd_College
یکی از چهره های خاص در شاهنامه اسفندیار است. اسفندیار پهلوان روئین تنی است که در برابر مرگ و آسیب روئین تن یا آسیب ناپذیر است اما چگونه این توانایی را به دست اورده است؟ دکتر شروین وکیلی در مسترکلاس اسطوره ها و پهلوانان ایران، ماجرای آسیب ناپذیر شدن اسفندیار را تعریف می کند.
✅ ثبت نام در دوره اسطوره ها و پهلوانان ایران
🌐 www.Shegerd.net
🆔@Shegerd_College