18855
🔴محمدسعیدرضائی زواره ✅بازنشر مهمترین مقالات پزشکی ✅ترویج پزشکی مبتنی بر گواه و مبارزه با شبه علم! ✅بررسی وضعیت علمی و پژوهشی ایران ✅مقابله با بداخلاقی پژوهشی! X: https://x.com/dr_rezaee @ScientometricsAdmin Scientometrics.Iran@Gmail.com
نظام سلامت نمیتواند در جهانی که علم، دارو، فناوری و زنجیره تأمین آن فرامرزی است، پشت دیوارهای بلند انزوا سالم بماند. ارتباط با جهان، تجمل و پرستیژ دانشگاهی نیست؛ یکی از شروط بقای یک نظام سلامت پویا و پاسخگوست. وقتی این ارتباط روزبهروز دشوارتر میشود، پرسش اصلی این است: بیمار ایرانی، در نهایت، چه بهایی برای این فاصله خواهد پرداخت؟
این قسمت پایانی از مطلبی است که امروز در کانال تلگرامی دکتر سلامتی منتشر شده و از اینجا میتوانید مطلب کامل را بخوانید (لینک)
@Scientometric
در مورد واکسن آنفولانزا از زبان سخنگوی وزارت بهداشت (مسئول روابط عمومی) در ایکس:
«امیدوارم از اینکه اینجا صادقانه مینویسم، مورد دشنام قرار نگیرم.
تقریباً تلاش شرکتهای واردکننده واکسنهای اروپایی Influvac و Vaxigrip تاکنون به نتیجه قطعی نرسیده.شرایط جنگیدشوار است و با وجود سفارش در بهمن ۱۴۰۴، هنوز تأمین و انتقال آنها قطعی نشده است.خواستم مردم در جریان باشند.»
«هر واکسنی که تایید WHO را دارد قابل استفاده است. از جمله واکسن چینی و روسی! به زودی مقادیری از این نوع واکسن وارد ایران خواهد شد. اولویت مادران باردار و در لایه بعد بیماران مسن خواهند بود. !»
سخنگوی وزارت بهداشت در زمان وزارت دکتر نمکی هم در پستی جداگانه این طور گفتهاند:
«ضعف مزمن تأمین #واکسن آنفلوانزا را نمیتوان صرفاً به کمبود جهانی نسبت داد؛ علاوه بر اروپا، چین، هند، روسیه و کره هم از ظرفیت تولید قابلتوجه برخوردارند.
مسئله تعیینکننده برای ایران، حمایت از تولید داخلی، انتخاب محصول و رزرو بهنگام ظرفیت قابلتحویل و انعقاد قرارداد پیشفصل است»
@Scientometric
یک مطالعه جدید از بریتانیا که در مجلهی International Journal of Cancer منتشر شده (لینک)، ارتباط بین دمای نوشیدنیهای گرم (چای و قهوه) و خطر ابتلا به سرطان مری را بررسی کرده است.
در این مطالعه حدود یک میلیون نفر فرد بزرگسال از دو مطالعه بزرگ بریتانیا بررسی شدند. در طول پیگیری، ۲۳۴۸ مورد سرطان مری شامل ۱۰۴۵ مورد کارسینوم سلول سنگفرشی (SCC) و ۱۳۰۳ مورد آدنوکارسینوم (AC) ثبت شد.
پژوهشگران دریافتند افرادی که نوشیدنیهای خود را در دمای «خیلی داغ» مصرف میکردند، در مقایسه با افرادی که نوشیدنی را بهصورت «گرم» مصرف میکردند، حدود ۳ برابر بیشتر در معرض خطر ابتلا به SCC مری بودند. اما ارتباط مشخصی بین دمای نوشیدنی و خطر AC مشاهده نشد.
همچنین مصرف روزانه ۶ نوشیدنی داغ یا بیشتر، در مقایسه با کمتر از ۶ نوشیدنی داغ، با افزایش ۷۱ درصدی خطر SCC همراه بود، در حالی که ارتباط با AC بسیار کمتر بود.
بر اساس این مطالعه، حدود ۱۴ درصد از موارد SCC مریی، در بزرگسالان بریتانیا، میتوانست با کاهش دمای نوشیدنی از «خیلی داغ» به دمای پایینتر پیشگیری شود. همچنین روند افزایش خطر با بالاتر رفتن دمای نوشیدنی نشان میدهد که کاهش بیشتر دما ممکن است از موارد بیشتری از این سرطان پیشگیری کند.
این مطالعه نشان میدهد که دما و تعداد نوشیدنیهای داغ، حتی در محدوده دماهایی که در جمعیت غربی شایع است، میتواند یکی از اهداف مهم برای پیشگیری قابلتوجه خطر SCC مری باشد.
مطالعات قبلی در ایران، چین، ژاپن و بریتانیا نیز ارتباط بین مصرف نوشیدنیهای بسیار داغ (دمای تقریبا ۷۰ درجه) و افزایش خطر سرطان سلول سنگفرشی (SCC) مری را نشان داده بودهاند. برای مثال، در مطالعهای از جمعیت گلستان ایران، افرادی که چای بسیار داغ مینوشیدند حدود ۲ برابر بیشتر در معرض خطر SCC بودند. این مطالعه ارتباط با مقدار مصرف و همین طور با AC را بررسی نکرده بود. در مطالعهای در چین نیز مصرف روزانه چای همراه با ترجیح دمای بالاتر، با افزایش ۱۷ تا ۵۵ درصدی خطر سرطان مری همراه بود و یک مطالعه بزرگ در ژاپن نیز افزایش ۶۰ درصدی مرگومیر ناشی از سرطان مری را در مصرفکنندگان چای سبز داغ گزارش کرده بودد.
من قبلا در مورد مطالعه گلستان برای چای نوشته بودم (لینک زیر):
/channel/Scientometric/957
📎 اطلاعرسانی
از لبه مرگ تا مسیر بازگشت
چالشهای مراقبت پس از اقدام به خودکشی
به مناسبت ۱۹ شهریور (۱۰ سپتامبر)، روز جهانی پیشگیری از خودکشی، روزنامه «شرق» در گفتوگو با دکتر امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک و سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران، به وضعیت نجاتیافتگان از اقدام به خودکشی و مسئولیت خانواده، نظام سلامت و دولت در مراقبت از آنان پرداخته است.
در این گفتوگو تأکید شده است:
🔹 نجاتیافتن از اقدام به خودکشی به معنای پایان بحران نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای پرخطر است که به مراقبت تخصصی، مستمر و چندوجهی نیاز دارد.
🔹 اقدام به خودکشی تنها فرد را متأثر نمیکند؛ خانواده نیز ممکن است با شوک، ترس، خشم، احساس گناه، انکار و گوشبهزنگی مفرط روبهرو شود.
🔹 کنترل افراطی فرد با وجود نیت محافظتی، میتواند شرم، فشار روانی و احساس ناتوانی او را افزایش دهد و حتی در برخی موارد به تشدید آسیبپذیری بینجامد.
🔹 خانواده باید از قضاوت اخلاقی، کوچکانگاری رنج فرد، بزرگنمایی بحران و پنهانکاری پرهیز کند و به منبعی پایدار برای حمایت تبدیل شود.
🔹 هرگونه اقدام به خودکشی، حتی اگر روش بهکاررفته ظاهراً کمخطر باشد، باید جدی گرفته شود و فرد از ارزیابی و مراقبت تخصصی بهرهمند شود.
🔹 بازگشت تدریجی و متناسب به تحصیل، کار و زندگی مستقل اهمیت دارد. مراقبت طولانی و محدودکننده ممکن است با سلب «عاملیت»، فرد را در جایگاه قربانی تثبیت کند.
🔹 توان کشور در ارائه خدمات حاد و اولیه قابلتوجه است، اما مراقبتهای پس از اقدام، حمایت از خانواده و برنامههای پیشگیری از اقدام مجدد همچنان از کاستیهای جدی برخوردار است.
🔹 دکتر جلالی تأکید کرده است که پیشگیری از خودکشی یک مسئولیت ملی و از وظایف دولت است. در کنار آن، باید تشکیل انجمنهای نجاتیافتگان، گروههای همتا و سازمانهای مردمنهاد تسهیل و حمایت شود.
📌 منبع: روزنامه شرق، گفتوگوی بنفشه پورناجی با دکتر امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران
📅 پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵، همزمان با روز جهانی پیشگیری از خودکشی
🔗 متن کامل مصاحبه
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1126905
#روز_جهانی
#پیشگیری_از_خودکشی
در مثال های بالا از پست قبل (لینک)، در یکی با وجود پایین آمدن چربی Lp(a) و در دیگری با وجود سرکوب شاخصهای التهابی (hsCRP و IL-6)، هیچ کاهشی در حوادث قلبی-عروقی (MACE) دیده نشد. این دو مطالعه مثالهای بهروز و خوبی هستند از اینکه چرا برای اثبات اثربخشی یک درمان، فقط بیان مکانیسم کافی نیست و حتما به نوعی به شواهد پیامدمحور نیاز داریم.
تفاوت تبیین مکانیسمی با استدلال بر اساس شواهد را در مثالهای روزمره و ادعاهای طب سنتی زیاد میبینیم: مثلا گفته میشود “حجامت با این روش …. منجر به کاهش التهاب میشود، پس موثر است”. اما این را صرفا شاید حداکثر بتوان بیان یک مکانیسم دانست، نه اثبات اثر.
شرط اثبات این است که ببینیم آیا مطالعات بالینی معتبر و بزرگ، تاثیر واقعی آن را بر پیامد بیمار (مثل کاهش بیماری یا مرگومیر) نشان میدهند یا خیر.
دانستن و بیان مکانیسم به ساخت فرضیه و درک بهتر روابط بیولوژیک کمک میکند، اما در خط اول ارزیابی پزشکی، ما همیشه به دنبال شواهد اثربخشی بالینی هستیم. حتی اگر هنوز مکانیسم دقیق آن را بهطور کامل ندانیم. معیار تصمیم گیری شواهد بالینی متقن است. این بار در مورد روش های طب سنتی اگر برایتان مکانیسم را تبیین کردند، مراقب باشید فریب نخورید! پیگیر باشید که آیا مستندات بالینی قابل اعتماد برای اثرگذاری و ایمن بودن آن ارائه میشود یا خیر؟
@Scientometric
یک مطالعه جدید، منتشر شده در Lancet (لینک) اولین مورد مستند از استفاده از کلیه خوک بهعنوان یک پل موقت تا دریافت کلیه انسانی را گزارش کرده است.
یک بیمار ۶۹ ساله مبتلا به نارسایی کلیه که به دلیل گروه خونی نادر، مدتها در انتظار دریافت کلیه انسانی بود، در ژانویه ۲۰۲۵ تحت پیوند یک کلیه خوک مهندسی ژنتیک شده (Xenotransplantation) قرار گرفت.
کلیه خوک بلافاصله شروع به کار کرد و بیمار توانست ۲۷۱ روز بدون دیالیز به زندگی عادی خود ادامه بدهد.
اما بعدا التهاب عروق کوچک کلیه و آسیب اندوتلیال ایجاد شد و در نهایت به ترومبوتیک میکروآنژیوپاتی (TMA) و از دست رفتن عملکرد کلیه منجر شد. این آسیب با وجود منفی بودن donor-specific crossmatch رخ داد.
کلیه خوک پس از ۲۷۱ روز خارج شد و بیمار مجددا تحت دیالیز قرار گرفت. و ۸۲ روز بعد یک کلیه انسانی با تطابق بسیار مناسب دریافت کرد که بلافاصله شروع به کار کرد.
این مورد نشان میدهد که کلیه خوکهای مهندسی ژنتیک شده ممکن است در آینده بتوانند بهعنوان یک پل تا پیوند کلیه انسانی یا bridge to human transplantation برای بیمارانی که مدت طولانی در انتظار عضو هستند استفاده شوند. یعنی بیمار میتواند برای ماهها بدون دیالیز بماند، بدون اینکه شانس دریافت کلیه انسانی در آینده بهطور قابلتوجهی کاهش یابد.
در عین حال، بروز آسیب میکروواسکولار و TMA در مراحل دیررس نشان میدهد که هنوز مکانیسمهای آسیب به این گرافتها بهطور کامل شناخته نشدهاند و احتمالا به راهبردهای جدیدی برای مهندسی ژنتیکی عضو و سرکوب سیستم ایمنی نیاز است.
@Scientometric
یک شرکتِ مهندسیِ کارآزمایی بالینی
یک پیشمقاله (Preprint) از Matthias Wjst از آلمان با عنوان “یک شرکت مهندسی کارآزمایی بالینی یا A clinical trial engineering firm“ به بررسی سلامت علمی و دستکاری در تحلیلهای آماری در ۲۳ کارآزمایی بالینی و مطالعه پس از ورود به بازار مرتبط با شرکت سیناژن، بزرگترین تولیدکننده داروهای بیوسیمیلار در ایران، و بازوی عملیات بالینی آن، ارکید فارمد، پرداخته است.
نویسنده با ارزیابی این مقالات استخراجشده از دادگان PubMed، در مجموع ۱۸۰ مشکل در ۹ رده را شناسایی کرده که بیشترین آنها مربوط به مواد زیر بوده است:
reporting failures
arithmetic violations
design flaws
registration irregularities
statistical errors
به ادعای نویسنده، بررسی شبکه نویسندگان این مقالات نشان میدهد که تمام مراحل کلیدی یعنی طراحی، مدیریت دادهها و نگارش مقاله، همگی در اختیار و تحت کنترل خود شرکت اسپانسر (حمایتکننده مالی) بوده است. بر اساس دادههای ارائهشده توسط نویسنده، عوامل اصلی شکلگیری این وضعیت عبارتاند از: وجود امتیازها و تشویقیهای داخلی برای انتشار مقاله، فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمهای بینالمللی که باعث افزایش نیاز به تولید داروی داخلی شده، و قوانین و روالهای اداری که ارائهی اینگونه مستندات را الزامی میکنند.
نویسنده نتیجه گیری کرده است که از آنجا که این روش با مقالهسازیهای سنتی (که کاملا جعلی هستند) فرق دارد و در اینجا با مطالعات واقعی اما تحلیلهای جهتدار روبهرو هستیم، اصطلاح “مهندسی کارآزمایی بالینی” را باید به کار برد. در نهایت نتیجه میگیرد که نهادهای نظارتی بینالمللی (مانند آژانس دارویی اروپا) نباید به نتایج این مقالات اعتماد کنند، مگر اینکه دادههای خام و فردیِ بیماران بهطور مستقل و دقیق بررسی شود.
گزارش فوق صرفا بازنشر و خلاصه از یافتههای منتشرشده در یک پیشمقاله علمی پژوهشی است
این پیشمقاله که چند ماه بل منتشر شده، از اینجا در سامانه arXiv قابل دسترسی است و همانطور که میدانید، پیشمقالهها هنوز تحت داوری همتا (Peer Review) قرار نگرفته و ارزیابی نهایی نشدهاند.
اگر در این مورد اطلاعات تکمیلی از هر سمت دریافت کردم اینجا منتشر خواهم کرد.
@Scientometric
▫️اصول نگارش علمی و انتشار آثار زیستپزشکی: راهنمای سردبیران JAMA برای نویسندگان
عنوان انگلیسی:
Principles of Scientific Writing and Biomedical Publication: A JAMA Editors Guide for Authors
راستش یه کم عجیب است که کتابی به این خوبی در سال ۲۰۲۴ منتشر شده و من تازه دارم باهاش آشنا میشوم! کافیست چند پاراگراف اول فصل اول را بخوانید تا کیفیت بالای کار دستتان بیاید.
این کتاب یک راهنمای کاملاً کاربردی برای تقریباً تمام مسیر تبدیل یک پژوهش به مقاله چاپشده است؛ از شکلدادن به استدلال علمی و نوشتن مقاله گرفته تا انتخاب مجله، ارسال مقاله، فرآیند داوری، پاسخدادن به داوران و در نهایت انتشار. هدفش هم فقط آموزش انگلیسی آکادمیک نیست، بلکه میخواهد نشان بدهد یک مقاله علمیِ قابلچاپ از نگاه سردبیرها دقیقاً چه شکلی باید باشد.
چیزی که این کتاب را متفاوت میکند همین نگاه سردبیری آن است. نویسندگانش سردبیران فعلی یا سابق مجلات مهم زیستپزشکی هستند، از جمله JAMA و مجلات شبکه JAMA، یا افرادی با تجربهی طولانی در حوزه نشر زیستپزشکی. کتاب ۴۱ فصل دارد و رویهمرفته نویسندگانش سابقه خیلی زیادی در چاپ مقاله و سردبیری مجلات علمی دارند.
به نظر من ارزش اصلی کتاب این است که سه موضوعی را که معمولاً جدا از هم آموزش داده میشوند، یکجا کنار هم گذاشته: نگارش علمی (Scientific Writing)، فرآیند انتشار (Publication Process)، و اخلاق نشر (Publication Ethics). یعنی خواننده فقط یاد نمیگیرد چطور جملهها یا بخش Discussion را بهتر بنویسد، بلکه میفهمد سردبیر و داور وقتی دارند مقاله را داوری میکنند دقیقاً دنبال چه چیزهایی هستند.
یک نکته خوب دیگر این است که کتاب فقط روی "چطور بنویسیم" تمرکز نکرده. مثلاً فصلهای مجزایی دارد درباره انتخاب مجله، پرهیز از اغراق در بیان نتایج، استفاده از جدول و شکل، پاسخدادن به داوران، مشکلاتی که سردبیرها ازشان بیزارند، معیارهای نویسندگی، سرقت علمی، تعارض منافع، و پریپرینت.
تازه نگم برایتان که بصورت اوپن اکسس و رایگان توسط انتشارات آکسفورد منتشر شده است. این یعنی نور علی نور!
🔗 برای دانلود به این لینک مراجعه کنید:
https://academic.oup.com/book/58841
#book
#academic_writing
#publishing
🆔 @irevidence
۷۵ دانشگاه ایرانی در نسخه جدید Times Higher Education World University Rankings که در ۳۰ سپتامبر منتشر میشود، حضور خواهند داشت و ایران از نظر تعداد دانشگاههای حاضر، یکی از کشورهای دارای بیشترین نماینده در این رتبهبندی خواهد بود.
در مورد علت عدم حضور ایران در رتبهبندی مربوط به بخش تاثیرگذاری موسسه تایمز اینجا نوشتم. وقتی در پاسخ به تایمز اشاره کردم که محدودیتهای ناشی از تحریمها، هرچند در درجه اول بخشهای بانکی و مالی را هدف قرار میدهند، اما میتوانند بهعنوان یک خسارت جانبی بر دانشگاهها، پژوهش و شفافیت علمی نیز اثر بگذارند، آنها در ایمیل بعدی مجددا تاکید کردند که این موضوع فقط به Sustainability Impact Ratings مربوط است و شامل سایر رتبهبندیهای این مؤسسه نمیشود.
تایمز اعلام کرد که دانشگاههای ایران همچنان در World University Rankings، Asia University Rankings و Interdisciplinary Science Rankings حضور خواهند داشت. همچنین اعلام کرد که ۷۵ دانشگاه ایرانی در نسخه جدید Times Higher Education World University Rankings که در ۳۰ سپتامبر منتشر میشود، حضور خواهند داشت و ایران از نظر تعداد دانشگاههای حاضر، یکی از کشورهای دارای بیشترین نماینده در این رتبهبندی خواهد بود.
@Scientometric
چند روز پیش روز جهانی هپاتیت بود و من حالا اینجا نکاتی از گزارش جدید سازمان جهانی بهداشت برای سال 2026 را در مورد وضعیت جهانی مبارزه با هپاتیتهای ویروسی B و C بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ اینجا قرار می دهم.
چشمانداز اصلی این سازمان، توقف کامل انتقال ویروس و حذف هپاتیت ویروسی به عنوان یک تهدید سلامت عمومی تا سال ۲۰۳۰ است تا همه افراد مبتلا، به خدمات پیشگیری، مراقبت و درمان ایمن، مقرونبهصرفه و موثر دسترسی داشته باشند.
اهداف کلیدی تعیینشده برای سال ۲۰۳۰ شامل کاهش ۶۵ درصدی مرگومیر ناشی از هپاتیت B و C نسبت به سال ۲۰۱۵، کاهش ۹۵ درصدی موارد جدید ابتلا به هپاتیت B و ۸۰ درصدی هپاتیت C و رساندن میزان شیوع هپاتیت B در کودکان زیر ۵ سال به زیر ۰/۱ درصد است. همچنین در بخش خدمات بهداشتی، جهان باید تا سال ۲۰۳۰ به پوشش ۹۰ درصدی در واکسیناسیون نوزادان و تشخیص بیماران، و پوشش ۸۰ درصدی در درمان مبتلایان واجد شرایط دست یابد.
سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی این مسیر، شاخصهای خود را به دو دسته کلیدی تقسیم کرده است: دسته اول «شاخصهای اثرگذاری» هستند که میزان ابتلا و مرگومیر را میسنجند و دسته دوم «شاخصهای پوشش خدمات» که میزان دسترسی جامعه به واکسیناسیون، تشخیص، کاهش آسیب و درمانهای دارویی را ارزیابی میکنند.
در مورد ابتلا، در سال ۲۰۲۴ تعداد ۰/۹ میلیون مورد جدید ابتلا به هپاتیت B در جهان ثبت شده که نشاندهنده کاهش ۳۲ درصدی نسبت به سال ۲۰۱۵ است، اما با هدف تعیینشده سازمان جهانی بهداست یعنی کاهش ۹۵ درصدی تا سال ۲۰۳۰ فاصله زیادی دارد. در همین حال، میزان شیوع هپاتیت B مزمن در کودکان زیر ۵ سال به ۰/۶ درصد رسیده که هدف سال ۲۰۳۰ دستیابی به میزان ۰/۱ درصد است. در خصوص هپاتیت C نیز در سال ۲۰۲۴ حدود ۰/۹ میلیون مورد جدید ابتلا ثبت شده که کاهش آن نسبت به سال ۲۰۱۵ تنها ۸/۱ درصد بودهاست. رقمی که با هدف کاهش ۸۰ درصدی سال ۲۰۳۰ بسیار فاصله دارد. همچنین درصد افراد تزریقکننده مواد که سالانه مبتلا به هپاتیت C میشوند ۸/۶ درصد گزارش شده، در حالی که این شاخص باید تا سال ۲۰۳۰ به ۲٪ برسد.
ارزیابی روند مرگومیر نشان میدهد که وضعیت هپاتیت B نگرانکنندهتر شده است. بهطوری که در سال ۲۰۲۴ حدود ۱/۱ میلیون نفر بر اثر سیروز و سرطان کبد ناشی از هپاتیت B فوت کردهاند که این میزان نشاندهنده ۱۷ درصد افزایش مرگ نسبت به سال ۲۰۱۵ است، در حالی که هدف ۲۰۳۰ کاهش ۶۵ درصدی آن است. هپاتیت C روند نسبتا بهتری را تجربه کرده و با ۲۴۰ هزار مورد مرگ در سال ۲۰۲۴، شاهد کاهش ۱۲ درصدی مرگومیر نسبت به سال ۲۰۱۵ بودهایم، اما این میزان نیز هنوز با هدف کاهش ۶۵ درصدی سال ۲۰۳۰ فاصله قابلتوجهی دارد.
دلیل اصلی این عقبماندگی، شکاف عمیق در پوشش خدمات تشخیصی و درمانی است. بهطوری که در سال ۲۰۲۴ تنها برای ۲۷ درصد از مبتلایان به هپاتیت B مزمن بیماری تشخیص داده ششده است و میزان درمان افراد واجد شرایط تنها ۴/۳ ٪ بوده است، در حالی که اهداف سال ۲۰۳۰ به ترتیب ۹۰ درصد برای تشخیص و ۸۰ درصد برای درمان تعیین شدهاند. برای هپاتیت C نیز ۳۶ درصد از مبتلایان تشخیص داده شده و تنها ۲۰ درصد از افراد واجد شرایط درمان دریافت کردهاند. در بخش پیشگیری، پوشش دوز هنگام تولد واکسن هپاتیت B به ۴۵ درصد و دوز سوم آن به ۸۴ درصد رسیده است که با هدف ۹۰ درصدی فاصله دارند. همچنین به ازای هر فرد تزریقکننده مواد سالانه تنها ۳۵ عدد سرنگ و سوزن توزیع شده که با هدف ۳۰۰ عددی سال ۲۰۳۰ بسیار فاصله دارد، اگرچه در حوزه ایمنی خونهای اهدایی با ۹۸ درصد و تزریقات ایمن در مراکز درمانی با ۹۶ درصد، جهان در آستانه تحقق اهداف ۱۰۰ درصدی سال ۲۰۳۰ قرار دارد.
دسترسی به گزارش کامل: لینک
@Scientometric
چرا امسال هیچ دانشگاهی از ایران در رتبهبندی مربوط به بخش تاثیرگذاری موسسه تایمز نیست؟
به صورت خلاصه، موسسه تایمز طبق قوانین بینالمللیِ رعایت تحریمها مجاز به ارائه خدمات پولی به کشورهای تحت تحریم نیست. از آنجا که حضور در رتبهبندی تاثیرگذاری امسال مشروط به پرداخت حق عضویت شده، دانشگاههای ایران امکان پرداخت مالی و عضویت در این شبکه را ندارند و به همین دلیل نام آنها در این فهرست نیامده
با انتشار رتبهبندی جدید THE Sustainability Impact Ratings ۲۰۲۶ و نبود نام دانشگاههای ایران، مستقیما به تایمز ایمیل زدم و علتش را پرسیدم:
مؤسساتی که در کشورها یا شرایطی هستند که ممکن است مشمول تحریمهای بینالمللی باشند، به دلیل الزامات رعایت قوانین تحریمها (compliance) تا زمانی که تحریمها برقرار است، نمیتوانند در Sustainability Impact Ratings شرکت کنند.
بر اساس ایمیل مشخص است که شرکت در این رتبهبندی مستلزم عضویت در Sustainability Impact Network و پرداخت هزینه است. اما به دلیل تحریمهای بینالمللی و الزامات مربوط به رعایت قوانین تحریمها (compliance requirements)، امکان دریافت این پرداختها از ایران وجود ندارد.
از آنجا که عضویت در این شبکه پیشنیاز حضور در Sustainability Impact Ratings است، دانشگاههای ایرانی تا زمانی که این محدودیتها برقرار باشند، امکان شرکت در این رتبهبندی را ندارند.
بر اساس ایمیل، این موضوع به همه دانشگاههای ایرانی متقاضی نیز اطلاع داده شده است. دانشگاههای ایران اما همچنان میتوانند در سایر رتبهبندیهای موسسه، از جمله World University Rankings، که همگی رایگان هستند، شرکت کنند.
به نظر میرسد حالا این هم یکی از پیامدهای غیرمستقیم تحریمها باشد. محدودیتهایی که هرچند مستقیما علم و پژوهش را هدف قرار ندادهاند، اما در عمل بر همکاریهای علمی و حضور بینالمللی دانشگاههای ایران نیز اثر گذاشتهاند.
@Scientometric
▫️آیا هوش مصنوعی انتشار مقالات علمی را کندتر، بدتر و گرانتر کرده است؟
جواب پروفسور Herbert Holden Thorp- سردبیر ارشد کل مجلات گروه Science- به سوال فوق، مثبت است. وی در قالب یک سرمقاله در شماره جدید مجله ساینس (Vol 393, Issue 6808) سعی کرده به این موضوع بپردازد که خلاصهای از آن را در ادامه میخوانید:
دنیل گولدین (Daniel Goldin) مدیر ناسا در دهه 1990 گفته بود: هدف پیشرفت فناوری این است که محصولات را "سریعتر، بهتر و ارزانتر" (Faster, Better, Cheaper) کند.
طرفداران AI نیز همین وعده را میدهند؛ اینکه AI، کار پژوهش و انتشار علم را سریعتر، بهتر و ارزانتر خواهد کرد و انسانها را از بخش زیادی از کارهای تکراری و زمانبر رها میکند. اما در حوزه انتشار مقالات علمی، واقعیت فعلی تقریباً عکس این وعده است.
AI میتواند مقاله بنویسد، دادهها را تحلیل کند و حتی در طراحی پژوهش کمک کند، ولی اشتباهات زیادی هم تولید میکند؛ مثل: ساختن رفرنسهای جعلی، نتیجهگیریهای نادرست، استدلال ضعیف و حتی رفتارهایی شبیه تخلف پژوهشی، مثل انتخاب گزینشی دادهها یا دستکاری تحلیلها برای رسیدن به نتیجه دلخواه.
چون این خطاها زیاد شدهاند، ناشران و داوران باید زمان بیشتری صرف بررسی مقالهها کنند. یعنی: مقالههای بیشتری ارسال میشود، اما بررسی هر مقاله سختتر و طولانیتر شده است و بنابراین هزینه انتشار علمی بالا میرود و فرآیند کندتر میشود.
حتی ابزارهای AI برای تشخیص خطا هم کافی نیستند. ممکن است رفرنسهای جعلی را پیدا کنند یا سرقت علمی و دستکاری تصویر را تشخیص دهند، اما خودشان هم اشتباه میکنند و گاهی مقاله سالم را به اشتباه مشکوک اعلام میکنند. بنابراین در نهایت باز هم یک انسان مجبور است همهچیز را بررسی کند.
اگر جامعه علمی این وضعیت را مدیریت نکند: پژوهشهای معتبر دیرتر منتشر میشوند، اطلاعات جعلی و بیکیفیت بیشتر وارد متون علمی میشود و در نتیجه اعتماد به علم کاهش پیدا میکند. در این فرایند، شرکتهای سازنده AI سود میبرند، اما هزینه اضافی بر دوش پژوهشگران، داوران و ناشران میافتد.
البته که AI دستاوردهای بزرگی داشته است؛ مثلاً در پیشبینی ساختار پروتئینها و کشف مواد جدید تحول ایجاد کرده است و حرف این نیست که AI بیفایده است، بلکه این است که در فرآیند انتشار مقالات علمی، استفاده گسترده از AI در وضعیت فعلی، بار کاری انسانها را نه تنها کاهش نداده، بلکه حتی آن را افزایش هم داده است.
خلاصه اینکه هوش مصنوعی در پژوهش میتواند بسیار مفید باشد، اما در نگارش و انتشار مقالات علمی هنوز هزینه نظارت انسانی آنقدر بالاست که وعده سریعتر، بهتر و ارزانتر را محقق نکرده است.
#AI
#publishing
#Science
🆔 @irevidence
آیا نسلهای جدید سریعتر پیر میشوند؟ شاید همین موضوع یکی از دلایل افزایش سرطان در جوانان باشد.
من قبلا در مورد سن بیولوژیک و سن تقویمی و اختلاف بین آنها بر اساس مدل های (ساعتهای) مختلف به دست آمده از آنالیزهای پروتئومیکس، متابولومیکس و تصویربرداری و تاثیر مدت زمان خواب بر روند پیری بیولوژیک نوشته بودم :
/channel/Scientometric/7207
حالا مطالعهای جدید که در Nature Medicine منتشر شده (لینک)، نشان میدهد افراد متولد نسلهای جدید از نظر سن بیولوژیک سریعتر از نسلهای قبل پیر میشوند و این موضوع ممکن است با افزایش بروز سرطانهای زودرس (Early-onset cancers) مرتبط باشد.
پژوهشگران با بررسی دادههای بیش از ۱۵۴ هزار نفر از UK Biobank دریافتند افرادی که بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۴ متولد شدهاند، نسبت به متولدین ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۴ فاصله بیشتری بین سن بیولوژیک و سن تقویمی خود دارند. به عبارت دیگر، بدن آنها سریعتر از آنچه انتظار میرود پیر میشود. این یافته در یک جمعیت مستقل شامل بیش از ۱۰ هزار نفر از آمریکا نیز تایید شده است.
در پیگیری ۱۵ ساله، افرادی که سن بیولوژیک بالاتری نسبت به سن واقعی خود داشتند، بیشتر در معرض ابتلا به سرطانهای زودرس، بهویژه سرطان ریه، دستگاه گوارش و رحم بودهاند.
نویسندگان تاکید میکنند که این مطالعه رابطه علّی را ثابت نمیکند، اما نشان میدهد افزایش سن بیولوژیک ممکن است یکی از مکانیسمهای مهم در افزایش سرطانهای زودرس باشد. عواملی مانند تغییرات سبک زندگی، رژیم غذایی، چاقی، آلودگیهای محیطی و سایر مواجهههای جدید میتوانند در این روند نقش داشته باشند.
این یافته اهمیت توجه به سن بیولوژیک را، فراتر از سن تقویمی، در پیشگیری و شناسایی افراد در معرض خطر سرطان برجسته میکند.
سازمان بهداشت جهانی، برای اولین بار برآورد جهانی بقای سرطان پستان را در هر ۱۹۴ کشور عضو منتشر کرده است.
بر اساس مطالعه جدید منتشرشده در Nature Medicine (لینک)، میزان بقای خالص ۵ ساله سرطان پستان در سراسر جهان اختلاف بسیار زیادی دارد. به طوری که این رقم در کشورهای کمدرآمد حدود ۴۲٪ و در کشورهای پردرآمد حدود ۸۸٪ است. در سطح منطقهای نیز، میانه بقای ۵ ساله از حدود ۳۹٪ در منطقه آفریقا تا ۸۸/۵٪ در منطقه آمریکا متغیر است.
نویسندگان این پژوهش با استفاده از دادههای ثبت سرطان و مطالعات بینالمللی (از جمله CONCORD، SURVCAN، NORDCAN و ABC-DO)، وضعیت بقای سرطان پستان را در سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ برای تمام کشورهای عضو WHO تخمین زدهاند.
این اختلافها بازتابدهنده تفاوتهای عمیق در زمینه تشخیص زودهنگام، دسترسی به درمانهای استاندارد، داروهای ضدسرطان، رادیوتراپی و زیرساختهای ثبت سرطان هستند. نکته مهم این مطالعه این است که برای نخستین بار یک خط پایه جهانی (global benchmark) را برای پایش هدف «ابتکار جهانی سرطان پستان WHO» فراهم کرده است. هدفی که به دنبال کاهش مرگومیر سرطان پستان به میزان ۲/۵٪ در سال تا ۲۰۴۰ است.
در منطقه مدیترانه شرقی که میانه بقای ۵ ساله بیماران در آن ۶۱٪ است و ۱۶ کشور از ۲۱ کشور (۷۶/۲٪) کاملا فاقد داده هستند، ایران جزو معدود کشورهایی است که یک تخمین آماری واحد از دادههای بقا برای آن در دسترس است و میزان بقای ۵ ساله بیماران در آن بین ۵۴/۲ درصد ( بین ۳۸/۷ تا ۶۸/۷ بر اساس مطالعه SURVCAN-3 برگرفته از منطقه گلستان) برآورد شده است.
این آمار، ایران را همتراز با پاکستان و سودان (۵۰ تا ۵۹٪)، بالاتر از سومالی (۲۹/۹٪)، جیبوتی (۳۶٪)، افغانستان و یمن (۴۰ تا ۴۹٪)، اما پایینتر از کشورهایی مانند مصر، عراق، مراکش، لیبی و سوریه (۶۰ تا ۶۹٪)، بحرین، اردن، کویت، عمان، عربستان سعودی و تونس (۷۰ تا ۷۹٪) و در نهایت امارات و قطر (۸۰ تا ۸۹٪) قرار میدهد.
تصاویر پست یکی مربوط به وضعیت ثبت داده در کشورها و دیگری مربوط به وضعیت داده های بقای سرطان پستان است.
مهم: در مورد سرطان پستان و غربالگری (لینک)
سرطان پستان شایعترین سرطان در میان زنان ایران و جهان است. بر اساس آخرین آمارهای ملی، بروز خام سرطان پستان در ایران ۴۷/۷ مورد در هر ۱۰۰ هزار زن است و سالانه بیش از ۱۹ هزار مورد جدید از این بیماری در کشور ثبت میشود؛ به عبارتی، روزانه بیش از ۵۰ زن و بهطور میانگین حدود دو نفر در هر ساعت با تشخیص سرطان پستان مواجه میشوند.
سرطان پستان حدود ۲۶ درصد از کل سرطانهای زنان ایرانی را تشکیل میدهد.
اگر این بیماری در مراحل اولیه شناسایی شود، شانس درمان کامل آن بیش از ۹۰ درصد خواهد بود. تشخیص زودهنگام، درمان را سادهتر، کمهزینهتر و مؤثرتر میکند و میتواند از بروز عوارض جسمی و روحی شدید جلوگیری کند.
انجام ماموگرافی دورهای از سن ۴۰ سالگی هر یک تا دو سال تا حدود ۷۴ سالگی، از روشهای مؤثر در شناسایی زودهنگام این بیماری است. ماموگرافی دقیقترین روش برای کشف تودههای کوچک پستان است؛ تودههایی که هنوز در معاینه دستی قابل لمس نیستند و شناسایی آنها در این مرحله، درمان را سریعتر و آسانتر میسازد.
@Scientometric
متوجه شدم امروز، روز ملی طب ایرانی است! متاسفانه وزارت بهداشت، مروج نظریات منسوخی مثل مزاج و اخلاط است و چقدر برای این موضوع که بازی با جان و سلامت مردم است، هزینه میشود.
یادآوری صحبتهای دکتر آرامش و محمدپور در این رابطه خالی از لطف نیست! (لینک 👇🏻)
/channel/Scientometric/6277
یک مطالعه جدید که در مجلهی New England Journal of Medicine منتشر شده (لینک)، فاصله زمانی مناسب برای کولونوسکوپی (غربالگری) بعد از برداشتن پولیپ (آدنومهای پرخطر) را بررسی کرده و نتایج آنالیز موقت بعد از ۵/۵ سال پیگیری ارائه شده است.
در این مطالعه به شکل noninferiority trial، نزدیک به ۱۱هزار بیمار مبتلا به آدنومهای پرخطر از ۸ کشور اروپایی بررسی شدهاند. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدهاند تا اولین کولونوسکوپی بعد از برداشتن پولیپ، یا پس از ۳ سال یا پس از ۵ سال انجام شود.
مشخص شده است که میزان تجمعی ابتلا به سرطان کولورکتال در گروهی که کولونوسکوپی را پس از ۵ سال انجام دادهاند، ۰/۷۷ درصد و در گروهی که پس از ۳ سال تحت کولونوسکوپی قرار گرفتهاند، ۰/۸۲ درصد بوده اما روش غربالگری پنج سال، از نظر بروز سرطان کولورکتال، تفاوت معناداری (non inferiority) با شروع پایش در ۳ سال نداشته است. در طول این مدت، ۵ بیمار بر اثر سرطان کولورکتال فوت کردهاند که ۳ نفر در گروه ۵ ساله و ۲ نفر در گروه ۳ ساله بودهاند.
نتایج حاصل از آنالیز موقت نشان میدهند که در بیماران مبتلا به آدنومهای پرخطر، انجام اولین کولونوسکوپی پایشی ۵ سال پس از برداشتن پولیپ، در مقایسه با انجام آن پس از ۳ سال، تفاوتی در بروز تجمعی سرطان کولورکتال نداشته است.
مطالعات مرتبط قبلی از کانال (لینک):
نتایج یک مطالعه کارآزمایی بزرگ در مجله لنست (لینک) نشان داده بود که فقط انجام یک بار غربالگری با کولونوسکوپی میتواند خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ را حدود ۱۹٪ کاهش دهد.
قبلا مطالعه کارآزمایی بالینی با نام COLONPREV، بر روی حدود ۶۰ هزار نفر در لنست منتشر شده بود که طی آن non-inferiority برای تست ایمونوشیمیایی مدفوع (faecal immunochemical test) نسبت به کولونوسکوپی (برای مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ در طی ده سال) مشخص شده بود. در واقع در این مطالعه نشان داده شده بود که آزمایش ایمونوشیمیایی مدفوع برای تشخیص خون مخفی در مدفوع، می تواند به اندازه کولونوسکوپی در جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ موثر باشد.
همین طور در مطالعه ای در JAMA Oncology، با حدود ۲۰۰,۰۰۰ شرکتکننده که تا ۳۲ سال پیگیری داشته اند، مشخص شده بود که افرادی که نتیجه کولونوسکوپی غربالگری آنها منفی باشد، ممکن است حداقل تا ۲۰ سال نیازی به تکرار آن نداشته باشند.
@Scientometric
بعد از مرگ مهسا امینی، شاید اولین واکنش یک نهاد علمی به این موضوع و همین طور گشت ارشاد و حجاب مربوط به نامه انجمن علمی روان پزشکان ایران به دولت بود. در نامه آمده بود که ….تجربهی ۴۴ سال اجبار حجاب به ویژه از طریق سازوکار اجرایی موسوم به گشت ارشاد، شکست این سیاست در توسعهی حجاب در کنار عوارضی چون هتک حرمت زنان و تضعیف سلامت روانی-اجتماعی جامعه و افزایش روزافزون شکاف میان مردم و حاکمیت را آشکارا نشان داده است.
بعد از آن، تاکنون من خلاصه هایی از ۲۷ مقاله یا گزارش در معتبرترین مجلات علمی دنیا و یا مجلات علوم پزشکی داخلی کشور در مورد اعتراضات در ایران، موضوعات مرتبط به آن و یا با اشاره به #مهسا_امینی را در ساینتومتریکس قرار دادم که از لینکهای زیر میتوانید ببینید:
✅ ۸ مورد از لنست
/channel/scientometric/5978
/channel/scientometric/5983
/channel/scientometric/5994
/channel/scientometric/6017
/channel/scientometric/6020
/channel/scientometric/6322
/channel/scientometric/6470
/channel/scientometric/6547
✅ یک مورد از NEJM
/channel/scientometric/6602
✅ ۵ مورد از ساینس
/channel/scientometric/5979
/channel/scientometric/5980
/channel/scientometric/6007
/channel/scientometric/6130
/channel/scientometric/6465
✅ ۴ مورد از نیچر
/channel/scientometric/5982
/channel/scientometric/5990
/channel/scientometric/6221
گزارش مجله نیچر در مورد انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رییس جمهور :
/channel/scientometric/6876
✅ ۱ مورد در اتوفاژی
/channel/scientometric/6008
✅ ۳ مورد در BMJ
/channel/scientometric/6023
/channel/scientometric/6033
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/37714529/
✅ ۲ مورد در Nature Human Behaviour
/channel/scientometric/6131
/channel/scientometric/6132
✅ ۱ مورد در نیچر مدیسین
/channel/scientometric/6202
✅ ۱ مورد در Biochemistry and Cell Biology
/channel/scientometric/6312
✅ یک مورد پیش مقاله با عنوان The Effect of the “Woman Life Freedom” Protests on Life Satisfaction in Iran: Evidence from Survey Data :
/channel/scientometric/6475
✅ یک مورد در مجله Medicine, Conflict and Survival
/channel/scientometric/6564
✅ مقالاتی زیادی هم هستند که متاسفانه فرصت بررسی آنها را پیدا نکردم از جمله:
Systematic Oppression of Tertiary Education in Iran Under the Islamic Republic (لینک)
Population, abortion, contraception, and the relation between biopolitics, bioethics, and biolaw in Iran (لینک)
Riots or revolution? A framing analysis of the Mahsa Amini protests in U.S. and Iranian media (لینک)
Juridical Study of the Death of Mahsa Amini Based on Islamic Law and International Human Rights (لینک)
Representational meanings in the poster of Mahsa Amini’s death: A multimodal discourse analysis (لینک)
Woman, Life, Freedom, One Year Later: Will the Iran Protests Succeed? (لینک)
Woman, Life, Freedom in Iran (لینک)
Politics of the body in the 'woman, life, freedom' movement in Iran (لینک)
Woman, life, freedom movement: dynamics of a movement in progress (لینک)
Conceptualizing feminist solidarity through resistance in the “Woman, Life, Freedom” movement (لینک)
✅ از محققین و اعضای هیئت علمی داخل کشور من فقط یک مورد در مجله اخلاق و تاریخ پزشکی دیدم که در لینک زیر بررسی کردم. نویسنده مقاله که سردبیر مجله بودند، به علت نشر مقاله از سمت سردبیری برکنار شدند:
/channel/scientometric/6561
یک مطالعه جدید از فرانسه که در مجلهی Nature Medicine منتشر شده (لینک)، ارتباط بین واکسیناسیون کووید-۱۹ و پیامدهای بیماران دریافتکننده ایمنی درمانی (ICI) برای سرطان را بررسی کرده است.
در این مطالعه حدود ۱۰۰ هزار فرد بزرگسال که بین دسامبر ۲۰۲۰ تا مارس ۲۰۲۳ درمان با ICI را شروع کرده بودند، بررسی شدهاند.
پژوهشگران دریافتند واکسیناسیون با واکسنهای mRNA در ۱۰۰ روز پیش یا پس از شروع ICI با کاهش مرگومیر کلی، مرگ و میر ناشی از سرطان و همین طور مرگ و میر غیرمرتبط با کووید-۱۹، در ماههای ابتدایی درمان همراه بوده است. با این حال، پس از ۱۲ ماه ارتباط معناداری مشاهده نشده است.
اما این فقط مختص واکسنهای mRNA نبوده و الگوهای مشابه (محدود و کوتاه مدت) در واکسنهای غیرmRNA کووید-۱۹ و سایر واکسنهای بزرگسالان برای این موضوع در این مطالعه دیده شده است. هر چند این میتواند به علت اثر فرد واکسینهشده سالمتر (healthy-vaccinee effect)هم باشد
@Scientometric
در مورد سرطان پستان و وضعیت آن در ایران از زبان رئیس انجمن جراحی پستان کشور دکتر ناهید نفیسی:
قبل از خواندن پست ، دقت کنید که سرطان پستان شایعترین سرطان در میان زنان ایران و جهان است. بیش از یک چهارم از کل سرطان های زنان ایرانی را سرطان پستان تشکیل میدهد. مهترین نکته این است که همه خانمها صرف نظر از سابقه خانوادگی سرطان و …. باید از سن ۴۰ سالگی غربالگری سرطان پستان را آغاز کنند و هر یک تا دو سال تحت نظر پزشک و تا حدود ۷۴ سالگی آن را تکرار کنند.
سالانه بین ۲۳ تا ۲۵ هزار مورد جدید ابتلا به سرطان پستان در ایران ثبت میشود که این رقم به معنای ابتلای تقریبی یک خانم در هر نیم ساعت است.
سن شیوع سرطان پستان در ایران حدود ۱۰ سال جوانتر از میانگین جهانی است.
میانگین سنی ابتلا در ایران بین ۴۸ تا ۵۰ سالگی است اما میانگین جهانی در سن ۶۰ سالگی قرار دارد. حدود ۲۵ درصد از بیماران در ایران زیر ۴۰ سال سن دارند. شیوع سالیانه سرطان پستان در ایران روندی افزایشی و تند دارد.
از عوامل خطر این سرطان: مصرف دخانیات و قلیان، افزایش سن ازدواج، بارداری در سنین بالا یا نداشتن فرزند و عدم شیردهی، چاقی، آلودگی هوا، تغییر الگوی تغذیه و مصرف غذاهای ناسالم
از عوامل محافظت کننده در برابر این سرطان: کنترل چاقی و کاهش وزن میتواند تا ۴۷ درصد ریسک ابتلا به سرطان پستان را در زنان کاهش دهد. بارداری پیش از ۳۰ سالگی و شیردهی به فرزند
غربالگری:
همه بانوان با رسیدن به سن ۴۰ سالگی، حتی بدون داشتن هرگونه علامت یا سابقه خانوادگی، یک ماموگرافی پایه انجام دهند تا روند سلامت بافت سینه ثبت و طبق نظر پزشک تکرار شود.
غربالگری با ماموگرافی معمولاً پنج سال پیش از سن ابتلای جوانترین فرد مبتلا در بستگان درجه یک آغاز میشود؛ بهعنوان نمونه اگر فردی در ۴۱ سالگی مبتلا شده باشد، بستگان او باید از ۳۶ سالگی ماموگرافی را شروع کنند.
برای افرادی که بستگان درجه یک آنها مبتلا بودهاند، غربالگری کلی از سن ۲۵ سالگی نه با ماموگرافی، بلکه با سونوگرافی و امآرآی متناوب آغاز میشود تا به سنی برسند که ماموگرافی کارایی داشته باشد.
ادعاهایی مانند ترکیدن کیستها یا پخششدن تومور در اثر فشار دستگاه ماموگرافی کاملاً غیرعلمی است
کیستهای ساده پستان هیچگاه بدخیم نمیشوند، تحتفشار ماموگرافی پاره نخواهند شد و برای درمان یا تخلیه کیست به اقدام مستقیم پزشک با سوزن نیاز است.
اگر تومور در مراحل اولیه و زیر یک سانتیمتر و پیش از درگیری غدد لنفاوی زیر بغل کشف شود، در بخش عمدهای از بیماران حتی نیازی به شیمیدرمانی نخواهد بود.
کمتر از ۱۰ درصد تودههای بدخیم با درد همراهاند و ۹۰ درصد تودههای سرطانی هیچ دردی ندارند؛ ازاینرو بیماران بهاشتباه تصور میکنند نبود درد نشانه بیخطری توده است.
رئیس انجمن جراحی پستان کشور با تأکید بر نقش کلیدی حمایت روانی همسر و خانواده در بهبود بیماران اظهار کرد: حذف چتر حمایتی روانی از سوی همسر میتواند در کمتر از شش ماه یک سرطان مهارشده را به سمت متاستاز و وخامت حال بیمار سوق دهد.
(لینک)
@Scientometric
شکست دو مطالعه کارآزمایی بزرگ Lp(a)HORIZON (نوارتیس) و ZEUS (نوو نوردیسک)
در پزشکی تا زمانی که یک مداخله دارویی در کارآزماییهای بالینی فاز ۳، اثربخشی و ایمن بودن خود را نشان ندهد، اصلاح بیومارکرها یا فاکتورهای خطر خونی (به عنوان Surrogate Marker) به تنهایی ارزش درمانی ایجاد نمیکند. این الگویی است که بارها در تاریخ پزشکی رخ داده است
دو مثال مهم مربوط به مطالعات Lp(a)HORIZON (نوارتیس) و ZEUS (نوو نوردیسک) میباشد که نتایج اولی امروز و دومی مدتی قبل منتشر شد.
چربی Lp(a) یک فاکتور خطر ژنتیکی (تا ۹۰٪ تحت تاثیر ژنتیک است) برای بیماریهای قلبی است که از طریق رژیم غذایی یا ورزش تغییری نمیکند و حدود ۲۰٪ مردم دنیا آن را دارند. تاکنون هیچ داروی تاییدشدهای برای درمان مستقیم آن وجود ندارد کاآزمایی بالینی شرکت نوارتیس (لینک) با نام (Lp(a)HORIZON)
قرار بود مشخص کند آیا کاهش این چربی به نجات بیماران کمک میکند یا خیر. حالا نتایج این مطالعه مهم و بزرگ بر روی بیس از ۸۰۰۰ نفر مشخص شده است. داروی مورد بررسی در این مطالعه یعنی Pelacarsen با وجود اینکه توانسته سطح چربی Lp(a) را در خون کاهش دهد، اما نتوانسته خطر بروز حوادث قلبی-عروقی (مانند سکته قلبی، سکته مغزی یا مرگ ناشی از بیماری قلبی) را در بیماران کاهش دهد.
هنوز مطالعات بزرگ دیگری نیز در همین رابطه در جریان است:
داروی olpasiran یا اولپاسیران (Amgen): با تکنولوژی جدیدتر (siRNA)، این دارو تا ۹۵٪ Lp(a) را کم میکند (در برابر ۷۰٪ نوارتیس). همچنین تمرکز این مطالعه فقط روی عروق قلب است.
مطالعه پیشگیری اولیه (Amgen): بررسی اثر دارو روی افرادی که Lp(a) بالا دارند اما هنوز دچار سکته نشدهاند
داروی Lepodisiran یا لپودیسیران (Lilly): بزرگترین مطالعه با بیش از ۱۷ هزار بیمار و تزریق فقط هر ۶ ماه یکبار.
قرص خوراکی Muvalaplin یا مووالاپلین (Lilly): یک مکانیسم کاملا متفاوت و این قرص خوراکی است که مانع از شکلگیری Lp(a) در بدن میشود.
شکست بزرگ دیگر که اخیرا گزارش شد (لینک) نیز در حوزه داروی های قلبی-عروقی است و مربوط به شکست کارآزمایی فاز ۳ ZEUS از شرکت نوو نوردیسک بر روی داروی زیلتیوکیماب (Ziltivekimab) است. این دارو که ضد IL-6 است هم در این مطالعه نتوانسته تا خطر حوادث حاد قلبی را در بیماران مبتلا به بیماریهای عروقی، کلیوی و با التهاب بالا کاهش دهد. اینجا هم دارو به خوبی توانسته تا میزان التهاب (hsCRP و IL-6 آزاد) را کاهش دهد اما این کاهش التهاب تاثیری در کاهش سکتههای قلبی، مغزی یا مرگ نداشته است. با وجود این شکست، نوو نوردیسک دو مطالعه دیگر این دارو را روی بیماران نارسایی قلبی (HERMES) و پس از سکته قلبی حاد (ARTEMIS) ادامه میدهد که نتایج آنها در سال ۲۰۲۷ منتشر خواهد شد.
به روزرسانی: دو ترایال HERMES and ATHENA هم با توجه به نتایج مطالعه ZEUS متوقف شدند. (لینک)
@Scientometric
یک مطالعه جدید، منتشر شده در مجله نیچر (لینک)، روی موشها نشان میدهد که داروی سماگلوتاید که با نام تجاری Wegovyبرای درمان چاقی شناخته میشود، ممکن است خواص ضد پیری هم داشته باشد.
موشهای ماده که داروی GLP-1 دریافت کردند، نسبت به موشهای بدون دریافت دارو (گروه کنترل)، عمر طولانیتری داشتهاند. این درمان تغییرات بیولوژیکی مرتبط با سن، از جمله التهاب را کندتر کرده است و از طرفی موشهای تحت درمان، در آزمونهای شناختی عملکرد بهتری نسبت به موشهایی داشتند که فقط تحت رژیم غذایی سخت قرار گرفته بودند.
@Scientometric
این ویدیوی تشویق ایستاده حاضرین در کنگره ASCO را به یاد دارید؟ (لینک) مربوط به زمانی که نتایج موفقیت آمیز مطالعه RASolute 302 برای داروی Daraxonrasib در درمان سرطان متاستاتیک پانکراس اعلام شد.
حالا سازمان غذا و داروی آمریکا (لینک) به این دارو مجوز مصرف داده است.
این دارو در واقع از مهمترین پیشرفت های درمانی برای سرطان پانکراس در سال های اخیر به شمار میرود.
مطالعه کارآزمایی بالینی فاز ۳ این دارو نشان داده است (لینک) که داروی Daraxonrasib در بیماران مبتلا به سرطان پانکراس متاستاتیک (mPDAC) که قبلا تحت درمان قرار گرفته بودهاند، توانسته تا در مقایسه با شیمی درمانی استاندارد، بقای کلی بیماران را بیش از دو برابر کند.
این دارو یک مهارکننده خوراکی RAS(ON) است که مسیر RAS را هدف قرار میدهد. مسیری که در بیش از ۹۰٪ موارد سرطان پانکراس دچار جهش است.
@Scientometric
▫️توئیکینگ: خطرناکترین نوعِ تقلب علمی
دانشگاه MIT به تازگی کتابی را منتشر کرده که نگاه جدیدی دارد به مقوله تقلب در پژوهش و بحران اعتبار علم. این کتاب را Thomas Plümper و Eric Neumayer نوشتهاند:
The Credibility Crisis in Science: Tweakers, Fraudsters, and the Manipulation of Empirical Results
دو نوع تقلب در پژوهش وجود دارد که خیلی آشکار و واضح هستند و در غیراخلاقی بودن آنها شکی نیست. یکی دادهسازی (Data Fabrication) است؛ یعنی ساختن دادههایی که اصلاً وجود ندارند و دیگری دستکاری دادهها (Data Manipulation)؛ یعنی داده وافعی وجود دارد ولی پژوهشگر آنها را تغییر میدهد تا نتیجه دلخواهش حاصل شود.
اما نویسندگان، Tweaking را نوع سوم و البته خطرناکترین نوع تقلب می دانند. یک پژوهشگر در Tweaking، بدون اینکه که دادهها را بطور مستقیم تغییر دهد، میآید طراحی پژوهش یا مدل آماری را طوری تغییر میدهد که نتیجه دلخواهش بدست آید.
حذف دادههای نامناسب، تغییر تعریف متغیرها، انتخاب زیرنمونه خاص، اضافه یا حذف متغیرهای کنترل، آزمودن مدلهای متعدد و انتشار فقط نتایج معنادار، همگی میتوانند نتیجه را تغییر دهند.
همچنین پژوهشگر ممکن است پس از مشاهده دادهها، فرضیهای بسازد، اما در مقاله وانمود کند که فرضیه از ابتدا وجود داشته است؛ رفتاری که HARKing نام دارد (Hypothesizing After Results are Known). هدف اصلی معمولاً افزایش معنیداری آماری، بزرگتر شدن اندازه اثر و تأیید فرضیه پژوهشگر است
پژوهشگران ممکن است برای کسب منافع شخصی مانند چاپ مقاله بیشتر، چاپ در مجلات معتبرتر، افزایش استناد، گرفتن گرنت، ارتقای شغلی، افزایش حقوق و شهرت علمی دست به توئیک بزنند.
چرا توئیک خطرناکتر است؟
چون بسیار رایجتر است، کشف آن بسیار دشوار است، معمولاً مجازاتی ندارد و ظاهر آن کاملاً علمی است. به همین دلیل نویسندگان معتقدند: بزرگترین تهدید برای اعتبار علم، توئیک است؛ نه دادهسازی.
تعریف تقلب علمی از نگاهی دیگر
نویسندگان تعریف دیگری از تقلب علمی ارائه میدهند که متفاوت از تعاریف موجود است:
تقلب علمی یعنی هر گونه دستکاری عمدی نتایج آماری برای کسب منفعت پژوهشگر. بنابراین معیار اصلی قصد است، نه نوع روش.
عناوین بخشها و فصول کامل کتاب در ادامه آمده است. بخش سوم کتاب، در خصوص مقابله با تقلب است که راهکارهای مفیدی را ارائه کرده است.
راهحل محوری نویسندگان، شفافیت است: انتشار داده خام، کد تحلیل، روشها و تمام تصمیمهای پژوهشی. هر پژوهش باید از سه جهت ارزیابی شود: بازتولیدپذیری با همان داده و کد (Reproducibility)، تکرارپذیری با دادههای جدید (Replicability)، و استحکام (Robustness Test) در برابر تغییرات منطقی مدل.
بخش اول: آیا علم دچار بحران شده است؟
۱. سلامت پژوهش (Scientific Integrity) و نارضایتیهای پیرامون آن
۲. انگیزههای متقلبان
۳. نوکِ نوکِ کوه یخ
۴. عوامل کشف تخلف
بخش دوم: درجات آزادی پژوهشگر (Researcher Degrees of Freedom)
۵. توئیکینگ در تحلیل دادههای مشاهدهای
۶. توئیکینگ در طرحهای پژوهش تجربی
۷. توئیکینگ در مدلهای علّی
بخش سوم: مقابله با تقلب
۸. سیاستهای بازدارندگی
۹. برنامههای پیشگیری
۱۰. راهبردهای کشف
۱۱. دو گام به پیش
۱۲. و یک گام به عقب
#research_ethics
#research_misconduct
#book
🆔 @irevidence
آیا فرزند چندم خانواده بودن با خطر ابتلا به بیماریها ارتباط دارد؟
پژوهشگران در یک مطالعه بزرگ که در مجله Nature Health منتشر شده (لینک)، با بهرهگیری از دو طراحی مکمل شامل یک کوهورت بینخانوادگی (روی ۱/۶ میلیون نمونه همتاسازی شده) و یک مقایسه درونخانوادگی (روی ۵/۱ میلیون خانواده) به بررسی ۵۶۹ بیماری مختلف پرداختهاند تا تاثیر ترتیب تولد (Birth Order) را بر الگوی بروز بیماریها ارریابی کنند.
بر اساس یافتههای این پژوهش، فرزندان اول (First-borns) بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات تکاملی-عصبی، بیماریهای روانی و اختلالات ایمنی و آلرژیک قرار دارند. در این گروه، بیماریهایی مانند اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD)، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)، سندروم تورِت (Tourette syndrome)، اضطراب، افسردگی، اختلالات خوردن (Eating disorders) و همچنین آلرژیهای غذایی و التهاب بینی آلرژیک، شیوع بیشتری نشان میدهند.
در مقابل، فرزندان دوم (Second-borns) ریسک بالاتری را برای ابتلا به اختلالات رفتاری، گوارشی، عفونی و عضلانی-اسکلتی تجربه میکنند. سوءمصرف مواد، بیماریهای گوارشی (Gastritis / Duodenitis)، میگرن، سردردهای عودکننده، عفونتهایی نظیر زونا و بیماریهای منتقلشونده از راه جنسی، مشکلات عضلانی-اسکلتی مانند تنگی کانال نخاعی و همچنین آریتمیهای قلبی از جمله مواردی هستند که در فرزندان دوم غلبه دارند.
تطابق ۷۴/۲ درصدی یافتهها در مفایسههای درونخانوادگی نشان میدهد که ترتیب تولد یک فاکتور ساختاری در الگوی بروز بیماریها در انسان است که احتمالا تحت تاثیر فاکتورهای محیطی اولیه و ایمونولوژیک در دوران کودکی شکل میگیرد.
@Scientometric
سازمان جهانی بهداشت (WHO) پیشبینی کرده است که تعداد موارد جدید سرطان در جهان تا سال ۲۰۵۰ ممکن است به حدود ۳۵ میلیون مورد در سال برسد. در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۱ میلیون مورد بوده است. افزایش سن جمعیت، مصرف الکل، چاقی و بهبود برنامههای غربالگری از جمله عواملی هستند که انتظار میرود باعث افزایش حدود ۶۷ درصدی موارد سرطان طی دو دهه آینده شوند.
کشورهای با درآمد پایین و متوسط احتمالا بیشترین تاثیر را تجربه خواهند کرد زیرا دسترسی محدودتری به خدمات پیشگیری، تشخیص زودهنگام و درمان سرطان دارند.
گزارش کامل در فایل پی دی اف ضمیمه پست قرار دارد. گزارش بسیار مهمی است که می تواند مورد توجه مسئولین وزارت بهداشت هم قرار بگیرد
آینده کنترل سرطان به انتخابهایی بستگی دارد که بهصورت مشترک انجام میدهیم: اینکه چه چیزهایی را ارزشمند میدانیم، چه مواردی را اندازهگیری میکنیم، به صدای چه کسانی گوش میدهیم و برای چه اقداماتی حاضر به سرمایهگذاری هستیم. این گزارش دعوتی است برای انجام این انتخابها در کنار یکدیگر، گزارشی که شواهد و چارچوب لازم را برای تصمیمگیری، پایش اجرای برنامهها و ارزیابی تأثیر آنها ارائه میکند.
پیشرفت واقعی در کنترل سرطان زمانی امکانپذیر خواهد بود که:
برنامههای جهانی و ملی سرطان با توانمندیهای بهتر و دادههای قابل اعتماد اجرا و پایش شوند،
اثرات انسانی، مالی و اجتماعی سرطان با حمایتهای مؤثر کاهش یابد،
پژوهش و نوآوری به سمت درمانهای با ارزشتر و نتایج بهتر هدایت شوند،
و بیماران و مراقبان آنها بهعنوان شرکای اصلی در تصمیمگیریها حضور داشته باشند.
از توصیه های کلیدی این گزارش می توان به
مشارکت دادن افراد دارای تجربه زیسته سرطان (بیماران و مراقبان) در تمام تصمیمگیریهای مرتبط با سرطان،
تقویت آگاهی و پیشگیری در سطح جامعه و افزایش حمایتهای اجتماعی،
تقویت ظرفیت نظامهای سلامت برای ارائه خدمات جامع و یکپارچه سرطان،
همسو کردن پژوهش و نوآوری با اولویتهای سلامت عمومی و نیازهای خدماتی کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط،
بهبود هماهنگی و شفافیت دادههای جهانی سرطان درباره بار بیماری و عملکرد نظام سلامت
و استفاده از برنامههای ملی کنترل سرطان بهعنوان محرک اقدامات راهبردی، اشاره کرد
@Scientometric
💢نوشیدن ۵ فنجان قهوه، دوست یا دشمن قلب؟ پاسخ تازه انجمن قلب آمریکا به یک بحث قدیمی
یک بررسی جامع جدید اعلام میکند مصرف روزانه تا پنج فنجان قهوه برای بیشتر بزرگسالان بیخطر است و حتی ممکن است فوایدی هم داشته باشد.
انجمن قلب آمریکا (AHA)با صدور یک بیانیه علمی تازه اعلام کرد که نوشیدن حداکثر پنج فنجان قهوه در روز برای بیشتر بزرگسالان بیخطر است و مصرف منظم آن ممکن است خطر سکته مغزی، دیابت و نارسایی قلبی را کاهش دهد.
این گزارش رسمی که روز دوشنبه در نشریه علمی Circulation منتشر شد، به سالها توصیههای متناقض درباره تاثیر کافئین بر سلامت قلب میپردازد.
با این حال، این نتایج تنها درباره قهوه فیلترشده با فیلتر کاغذی یا قهوه فوری صدق میکند و شامل انواع دیگر قهوه نمیشود.
پزشکان در چند ده سال اخیر اغلب به افراد مبتلا به بیماریهای قلبی توصیه میکردند از مصرف مواد محرک خودداری کنند. اما این مرور جامع، با تفکیک قائل شدن میان قهوه طبیعی و کافئین مصنوعی، تغییر مهمی در این رویکرد ایجاد کرده است.
در گذشته، توصیههای پزشکی بیشتر بر اساس مطالعاتی با شواهد ضعیفتر بود، اما کارشناسان انجمن قلب آمریکا در بررسی جدید خود نتایج تحقیقات بالینی تازه را هم بررسی کردند.
این تحقیقات نشان میدهد حتی بیمارانی که برای درمان نامنظمی ضربان قلب تحت عمل قرار گرفتهاند، با نوشیدن روزانه قهوه ممکن است ۳۹ درصد کمتر در معرض بازگشت این مشکل قرار بگیرند.
مصرف منظم قهوه همچنین با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ نیز مرتبط دانسته شده است.
با این حال، انجمن قلب آمریکا هشدار میدهد که روش تهیه روزانه قهوه میتواند بهطور چشمگیری بر این فواید احتمالی سلامت تأثیر بگذارد. این ارتباطهای مفید برای سلامت قلب، تنها در مورد قهوه فیلترشده با فیلتر کاغذی یا قهوه فوری صدق میکند.
قهوههای بدون فیلتر، از جمله قهوه تهیهشده با فرنچپرس، اسپرسو یا قهوه ترک، ترکیب طبیعیای به نام کافستول را در خود حفظ میکنند. این ماده سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) یا همان «کلسترول بد» را افزایش میدهد. کلسترول بد با گذشت زمان میتواند باعث گرفتگی رگها شود.
نکته مهم این است که این ارتباطهای مثبت با سلامت قلب، شامل محصولات حاوی کافئین مصنوعی با غلظت بالا مانند نوشیدنیهای انرژیزا، شاتهای کافئین و قرصهای کافئین نمیشود. انجمن قلب آمریکا تأکید میکند که نوشیدنیهای انرژیزای پرکافئین بهطور مداوم با آسیبهای قلبیعروقی مرتبط بودهاند. این محصولات با افزایش ناگهانی فشار خون و بروز حملات حاد بینظمی ریتم قلب، حتی در افراد سالم، ارتباط دارند.
نوشیدنیهای انرژیزا میتوانند آسیبهای قابلتوجهی به سلامت قلب و عروق وارد کنند. مصرف زیاد این نوشیدنیها میتواند باعث بروز اختلالات خطرناک ریتم قلب و حتی ایست قلبی شود.
مانند بسیاری از خوراکیها، اعتدال اصل اساسی است و اگر به قهوه خامه، شکر، شیرینکنندهها، شربتهای طعمدهنده یا افزودنیهای پرکالری اضافه کنید، بسیاری از فواید احتمالی آن از بین میرود.
در نهایت باید گفت که میزان ایدهآل مصرف کافئین برای هر فرد تا حد زیادی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی او قرار دارد. تفاوتهای ارثی در ژن یک آنزیم کبدی به نام CYP1A2 تعیین میکند که بدن با چه سرعتی مواد محرک را متابولیزه میکند. در حالی که برخی افراد بهراحتی میتوانند ۴۰۰ میلیگرم کافئین، یعنی حدود سه تا پنج فنجان قهوه، را دفع کنند، برخی دیگر ممکن است با مقدار بسیار کمتری کافئین نیز دچار اختلال خواب و افزایش ناگهانی فشار خون شوند.
پزشکان همچنان هشدار میدهند افرادی که به بیماری قلبی زمینهای مبتلا هستند یا خطر ابتلا به بیماری قلبی یا سکته مغزی در آنها وجود دارد، باید درباره میزان ایمن مصرف قهوه یا کافئین با پزشک خود مشورت کنند.
https://www.sciencealert.com/new-review-from-american-heart-association-reveals-the-optimal-daily-cups-of-coffee-for-your-health
🆔@ScientificDialectics
❖ انتخاب گزینشی (Cherry-picking)
گاهی وقتها یک نفر برای دفاع از یک ادعا فقط یک یا دو مقاله میفرستد. مقاله را که باز میکنید ظاهرا همه چیز هم درست به نظر میرسد. نتیجه همان است که نقل شده، ژورنال هم معتبر است، نویسندگان هم شناخته شدهاند. همینجا معمولا بحث تمام میشود. درصورتی که از نگاه پژوهشی، تازه اولین سوال شکل میگیرد.
خود آن مقاله چطور انتخاب شده است؟
اگر به جای آن، پنجاه مقالهی دیگر هم دربارهی همان موضوع وجود داشته باشد چه؟ اگر از میان همهی آنها فقط همان مطالعهای انتخاب شده باشد که با ادعای مورد نظر سازگار است دیگر مسئله کیفیت آن مقاله نیست. مسئله نحوهی انتخاب آن است. به همین علت هم اصطلاح Cherry-picking سالهاست وارد ادبیات روششناسی پژوهش شده است. این کار هم ممکن است اغلب ناخودآگاه انجام شود و فرد واقعا فکر میکند بررسی کرده است.
یک مورد دیگر هم این است که خود مقاله هم همیشه یکدست نیست. بخش Results دادهها را نشان میدهد اما Discussion محل تفسیر همان دادههاست. این دو همیشه هموزن نیستند. خیلی وقتها دادهها محتاطاند ولی تفسیر گستردهتر نوشته شده است. اگر فقط چند جمله از Discussion جدا شوند ممکن است خواننده تصور کند خود دادهها همان نتیجه را تایید کردهاند.
موارد دیگر هم وجود دارد. گزارشهای موردی(Case Report) گاهی به عنوان شواهد قطعی مطرح میشوند درحالی که که اساسا برای چنین کاری نوشته نشدهاند. یا مطالعهای با حجم نمونهی محدود، بدون اشاره به محدودیتهایش نقل میشود. یا هشت مطالعهای که نتیجهی دیگری داشتهاند کنار گذاشته میشوند و فقط همان مطالعهی نهم دیده میشود. هیچکدام از اینها الزاما به معنای خطای علمی نیستند ولی کنار هم میتوانند تصویری بسازند که با مجموعهی واقعی شواهد فاصلهی قابل توجهی دارد.
به همین علت در پژوهش معمولا سوال اصلی این نیست که آیا برای این ادعا مقالهای وجود دارد؟ چون تقریبا برای هر ادعایی میشود مقالهای پیدا کرد. سوال اصلی این است که مجموعهی شواهد چه میگوید؟ به همین دلیل هم مرورهای نظاممند (Systematic Review) و متاآنالیزها معمولا ارزش استنادی بیشتری از یک مطالعهی منفرد دارند. آنها قرار نیست یک مقاله را انتخاب کنند؛ قرار است تقریبا همهی مقالههای مرتبط را کنار هم ببینند. هرچند همینها هم مصون از خطا نیستند.
احتمالا مهمترین تفاوت میان خواندن یک مقاله و خواندن ادبیات یک موضوع همین باشد. مقاله، واحد تولید دانش است. و قضاوت علمی معمولا بر اساس یکی از آنها شکل نمیگیرد، بر پایهی کنار هم قرار گرفتن تعداد زیادی از همین واحدها شکل میگیرد.
-A.RANJBAR
آیا بیمارانی که بیماری عروق کرونر چندرگی (Multivessel CAD) دارند و بعد از استنتگذاری ۱۲ ماه بدون مشکل بودهاند، باید داروی ضدپلاکتی دوگانه را ادامه دهند یا فقط آسپرین مصرف کنند؟
بعد از گذاشتن استنت معمولا بیماران به مدت ۱۲ ماه دو دارو مصرف میکنند: آسپرین و کلوپیدوگرل که به این درمان Dual Antiplatelet Therapy (DAPT) گفته میشود. پس از ۱۲ ماه، معمولا کلوپیدوگرل قطع میشود و فقط آسپرین ادامه پیدا میکند. اما آیا در بیماران پرخطر که چندین رگ کرونر درگیر دارند، ادامه DAPT مفید است یا نه؟
مطالعه جدید مجله NEJM (لینک) به این پرسش پاسخ داده و مشخص شده است که
ادامه درمان ضدپلاکتی دوگانه (آسپرین + کلوپیدوگرل) برای ۱۲ ماه دیگر، در مقایسه با ادامه مصرف اسپرین به تنهایی، منجر به کاهش خطر مرگ قلبی عروقی، سکته قلبی یا سکته مغزی میشود بدون آن که باعث افزایش معنیداری در خونریزی شود.
@Scientometric
به مناسبت روز ملی طب ایرانی!
همیشه وقتی صحبت از طب سنتی (ایرانی، چینی و …) میشود، یکی از موارد مطرح شده برای دفاع از آن این است که این روشها مورد تایید سازمان جهانی بهداشت (WHO) هستند. سرمقاله اخیر مجله BMJ با عنوان:
تلاش گمراهکننده سازمان جهانی بهداشت برای ترویج طب مکمل و جایگزین (Complementary and Alternative Medicine)
به این موضوع مهم پرداخته است (لینک). من در اینجا بیشتر قسمت های این مقاله را قرار میدهم. اما جان کلام این است که منشا یک دارو، واکسن یا هر مداخله درمانی، معیار قضاوت درباره ارزش آن نیست. آنچه اهمیت دارد، اثبات ایمنی و اثربخشی آن با استفاده از بهترین و کامل ترین ابزار علمی موجود یعنی کارآزماییهای بالینی است.
در دسامبر ۲۰۲۵، یک بیانیه چندجانبه، استراتژی طب سنتی سازمان جهانی بهداشت برای سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۴، را با هدف دسترسی همگانی به طب سنتی ایمن و اثربخش تاییدد کرد. این طرح، ادغام طب مکمل و جایگزین در سیستمهای بهداشتی ملی و پوشش همگانی سلامت از طریق تقویت شواهد و مستندات علمی، سختگیرانهتر کردن مقررات مربوط به ایمن بودن، گسترش نیروی کار و ایجاد یک کتابخانه جهانی از دانش طب سنتی را پیشنهاد میکند.
با وجود این ادعا که شواهد علمی باید پیش از ادغام (در سیستم درمانی) وجود داشته باشند، این استراتژی به کشورهای عضو اجازه میدهد تا طب مکمل و جایگزین را پیش از وجود دادههای استاندارد درباره اثربخشی و ایمنی عمومی، تامین مالی و ادغام کنند. امری که از نظر اخلاقی و روششناختی غیرقابل دفاع است.
پذیرش برخی مداخلههای طب مکمل و جایگزین در بسیاری از نقاط، از جمله در برخی کشورهای آفریقایی، چین و هند، بیشتر ناشی از ملاحظات و انگیزه های سیاسی، ملیگرایی یا جنبشهای استعمارزدایی (بعنی مثلا کاهش سلطه الگوهای غربی و تقویت دانش بومی) است تا شواهد علمی.
علاوه بر این، استراتژی سازمان جهانی بهداشت با فلسفههای غیرعلمی رودلف اشتاینر درباره طب آنتروپوزوفیک شکل گرفته و توسط هند و چین، که منافع اقتصادی و سیاسی در ترویج طب مکمل و جایگزین دارند، تامین مالیی شده است
ادغام طب مکمل و جایگزین در مراقبتهای بهداشتی استاندارد در حال حاضر از سرعت تولید شواهد علمی پیشی گرفته است
تعاریف سازمان جهانی بهداشت خطر مشروعیت بخشیدن به اقدامات اثباتنشده از دوران پیش از علم را به همراه دارد. این استراتژی، طب تلفیقی یا integrative medicine را به عنوان ترکیبی مبتنی بر شواهد، از اقدامات زیستپزشکی و سنتی یا مکمل تعریف میکند، بدون اینکه استاندارد شواهد مورد نیاز را مشخص کند.
این استراتژی ادعا میکند که پایگاه پژوهشیِ رو به رشد (مثل تعداد مقالات)، نویدبخش بودن طب مکمل و جایگزین را نشان میدهد، بدون اینکه کیفیت این شواهد را مشخص کند.
زبان مبهم، خطر بهرهبرداری تجاری از طب مکمل و جایگزین را به همراه دارد. اعتماد عمومی به طب مکمل و جایگزین به طور مداوم با آسیبپذیری در برابر اطلاعات نادرست و تردید در مورد واکسن مرتبط بوده است.
این ادبیات و زبانِ تایید شده توسط سازمان جهانی بهداشت میتواند توسط پزشکان طب مکمل و جایگزین و اینفلوئنسرهای حوزه سلامت برای
سوءاستفاده از اعتبار علمی و تبلیغ مداخلههای اثباتنشده با ظاهری علمی (scienceploitation) به کار گرفته شود، اقدامی که بیاعتمادی به علم را تشدید میکند.
کارآزماییهای تصادفیسازیشده و کنترلشده، مصداق ظلم استعماری نیستند. بلکه ابزاری برای تمایز مداخلات موثر از مداخلات غیر موثر هستند. برای مثال، آرتمیسینین که در ابتدا بهعنوان یک درمان سنتی مورد استفاده قرار میگرفت، نه صرفا به دلیل سابقه سنتی آن، بلکه پس از ارزیابی علمی به درمان استاندارد مالاریا تبدیل شد.
استراتژی سازمان جهانی بهداشت تفاوت کافی میان طب مکمل و جایگزین به عنوان دانش سنتی برای ایجاد فرضیه با دانش تایید شدهای که آماده ادغام در سیستم درمانی است، قائل نمیشود
پیامرسانی سازمان جهانی بهداشت باید بدون ابهام باشد و با اجماع علمی همسو بماند. استراتژی ایدهآل برای طب مکمل و جایگزین باید اثربخشی و پایش دارویی برای سنجش عوارض دارویی، را الزامی کند.
طب مکمل و جایگزین گزینه درمانی غالب برای میلیاردها انسان بومی، روستایی و محروم است، که این امر احتمالا نشاندهنده دسترسی محدود به مراقبتهای مبتنی بر شواهد است تا یک انتخاب آگاهانه. پاسخ اخلاقی، تایید بیچونوچرای طب مکمل و جایگزین نیست، بلکه گسترش دسترسی صرفا به مداخلههایی است که یا موشکافی علمی استاندارد به عنوان روشهای موثر و ایمن شناخته میشوند. بیماران در هر کجای دنیا شایسته چیزی کمتر از این نیستند
@Scientometric
در رسانه ملی در چهاردهم تیرماه (لینک) باز هم یک ادعای خطرناک مبتنی بر شبه علم این بار از طرف یک پزشک شناختهشده (دکتر محمد رضا کلانتر معتمدی) عنوان شده است.
من قبلا در مورد نادرستی ادعاهای مطرح شده در صحبت رهبری سابق در مورد واکسن فایزر نوشته بودم. در مورد نامه منتسب به ۲۵۰۰ پزشک هم نوشته بودم که دکتر کلانتر معتمدی از امضاکنندگان آن است:
/channel/Scientometric/6087
/channel/Scientometric/2842
ضرر و زیان این صحبتها این طور نیست که فقط مثلا در مورد واکسن فایزر باشد. این باعث رواج بی اعتمادی به علم می شود.
این دیگر صحبت مثلا حکیم خیراندیش نیست. صحبت فردی از فرهنگستان علوم پزشکی است.
کاش کسی در وزارت بهداشت، نظام پزشکی و یا حداقل از بزرگان علوم پزشکی بود که در مقابل این ادعاها میایستاد، موضعگیری میکرد و از تکرار آنها جلوگیری میکرد، که بازی با جان و سلامت مردم است.
@Scientometric