8890
● کافه هدایت ● فیسبوک : www.facebook.com/sadegh.hedayat.official/
در دلم چیزی ویران شده، چیزی که نمیدانم چیست، و اضطراب و دلشوره، مثل مهی در ته درهای بیآفتاب، جایش را گرفته است. باید خودم را بالا بکشم. به سوی روشنایی سبز و چشماندازهای دور.
روزها در راه
شاهرخ مسکوب
@Sadegh_Hedayat
و اینک شب است که با همهی سنگینیِ خود، تا روی شانههای من پایین آمده است.
#بهرام_بیضایی
#سه_برخوانی / #اژدهاک
@Sadegh_Hedayat
فکر کنم به کمی شانس و کمی جذبه و کمی استقامت نیاز داریم و اندکی شهامت برای ادامهدادن. اگر همینگوی بود میگفت «ظرافت در زمان بدبختی»، هرچند بهتر از این گفته است. شهامت یعنی ادامهدادن در زمانی که همهچیز وحشتناک است.
#چارلز_بوکفسکی
#یادداشتهای_یک_پیرمرد_هرزه
@Sadegh_Hedayat
این مملکت هر شب
ما را با حس درماندگی و ناچاری، خوابمان میکند
و هر صبح
با یک حس شرمساری که متعلق به ما نیست
بیدارمان میکند.
#پای _حرف_آنها
#اجه_تملکوران
@Sadegh_Hedayat
تمام روز نگاه من
به چشمهای زندگیام خیره گشته بود
به آن دو چشم مضطرب ترسان
که از نگاه ثابت من میگریختند
و چون دروغگویان
به انزوای بیخطر پناه میآوردند
کدام قلّه کدام اوج؟
مگر تمامی این راههای پیچاپیچ
در آن دهان سرد مکنده
به نقطهٔ تلاقی و پایان نمیرسند؟
به من چه دادید، ای واژههای سادهی فریب
و ای ریاضت اندامها و خواهشها؟
#فروغ_فرخ_زاد
@Sadegh_Hedayat
کاکامبو گفت: خوشبینی چیست؟
کاندید گفت: هیچی. میل مفرط به گفتن اینکه همهچیز خوب است، درست موقعی که گوینده در دوزخ است.
#کاندید
#ولتر
@Sadegh_Hedayat
اگر زمانی ایران سرزمین علم و هنر بوده امروزه از دولت سر یکدسته گردنهگیر، محتکر و مقاطعهکار تبدیل به سرزمین بیزنس و پولدرآری و بچاپبچاپ شده است. هیچ رابطه معنوی و فرهنگی با سایر جاهای دنیا ندارد و مردم منتر یکدسته شیاد کلاهبردار شدهاند.
#اشک_تمساح
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
من به خانواده اعتقاد ندارم. خانواده یه دروغه. اونایی که تموم این دنیا رو جوری ساختن که بتونن از مردم بهرهبرداری کنن و بهشون مسلط باشن این دروغ رو درست کردن. آدم تنها، زودتر طغیان میکنه و وقتی با کسای دیگهس تن به سرنوشت میسپاره. خانواده بلندگوی نظامیه که به تو اجازهی اطاعت نکردن نمیده! خانواده اصلاً مقدس نیست. تنها چیزی که هست چند تا مرد و زنن که قراره همنام باشن و زیر یه سقف زندگی کنن. اکثرشون همدیگه رو دوست ندارن. با وجود این، یه سری دلبستگیا به وجود میان و مث درختایی که جلو طوفان سینه سپر میکنن، تو وجود ما ریشه میدن! مث گرسنگی و تشنگی نمیشه باهاشون طرف شد! حتا با منطق و اراده نمیشه از دستشون فرار کرد! آدم گمون میکنه فراموششون کرده ولی یهو میبینه دوباره زنده شدن و بیرحمتر از هر جلادی یه طناب رو دور گردنش انداختن و نفسش رو گرفتن!
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد #اوریانا_فالاچی
@Sadegh_Hedayat
فهمیدم که یکنفر همدرد قدیمی داشتهام - آیا این نقاش قدیم، نقاشی که روی این کوزه را صدها، شاید هزاران سال پیش نقاشی کرده بود، همدرد من نبود؟ آیا همین عوالم مرا طی نکرده بود؟ تا این لحظه من خودم را بدبختترین موجودات میدانستم ولی پی بردم زمانیکه روی آن کوهها در آن خانهها و آبادیهای ویران که با خشتهای وزین ساخته شده بود مردمانی زندگانی میکردهاند که حالا استخوان آنها پوسیده شده و شاید ذرات قسمتهای مختلف تن آنها در گلهای نیلوفر کبود زندگی میکرد - میان این مردمان یکنفر نقاش فلکزده، یکنفر نقاش نفرینشده، شاید یکنفر روی قلمدانساز بدبخت مثل من وجود داشته، درست مثل من - و حالا پی بردم، فقط میتوانستم بفهمم که او هم در میان دو چشم درشت سیاه میسوخته و میگداخته - درست مثل من - همین بمن دلداری میداد.
#بوف_کور
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
صدها هزار نفر را محکوم به مرگ و بدبختی میکنید و رجز میخوانید... گورکنهای بیشرف.
#حاجی_آقا
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
مُردَم ز محنت ای غم...
از جانِ من چه خواهی...؟
#رهی_معیری
@Sadegh_Hedayat©
در کافه ها، تخته سطح میز ،سرحد میان دو دنیای مختلف را تشکیل میدهد. از سطح این تخته به بالا ،دنیای روشن، دنیای شاد، دنیای بازوهای پاک و برهنه و سر انگشت های آراسته، دنیای لب های سرخ و خندان، دنیای چشم های پر اشتیاق وعشق خواه است.
اما از سطح تخته به پایین اوضاع به کلی جور دیگر میشود، اینجا دنیایی است پر از سایه های ساکن یا متحرک، جولانگاه سگ ها و گربه ها و حشرات و آرامگاه ساق پای انسان هاست!
#قضیه_ساق_پا
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat©️
حالا دیگر آینده اینجاست، در سینهی من است. و تنها تغییر ممکن، مرئیشدن زخمهای پنهان است.
#گفتوگو_با_کافکا
#گوستاو_یانوش
@Sadegh_Hedayat
زندگانی از مرگ جداییناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت. از ستارهٔ آسمان تا کوچکترین ذرهٔ روی زمین دیر یا زود میمیرند.
مرگ
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
کدام بازوی خوب، کدام ساعتِ خوش، باز پس آرد به من این دیار را که از او خوابهای من میاید و کوچکترینْ حرکاتِ من؟
«شهرها» اشراقها
آرتور رمبو،ترجمه بیژن الهی
@Sadegh_Hedayat
گاهی گریه ام می گیرد؛
از اینکه چقدر خوب بلدیم زندگی کنیم امّا همهٔ راه های زندگی را بر ما بسته اند و مدام دلمان می خواهد بمیریم!
#دل_نوشته
گاهی با خودم نقشه های بزرگ میکشم، خودم را شایستۀ همه کار و همه چیز میدانم، با خودم میگویم: آری کسانیکه دست از جان شسته اند و از همه چیز سر خورده اند تنها میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند. بعد با خودم میگویم: به چه درد میخورد؟ چه سودی دارد؟
دیوانگی، همه اش دیوانگی است!
#زنده_بگور
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
اتفاقاً دیشب در منزل قهرمان شاعر بود یک یا دو بعد از نصف شب با رادیو، پاریس را گرفت از تصنیفها و آهنگهای cabarets [کابارهها] میزدند و میخواندند. مثل فیل که یاد هندوستان را بکند تکههای مناظر آنجا دور و غمناک در جلوم مجسم شد: یادم افتاد چه جاهایی در دنیا هست و من در چه منجلابی دست و پا میزنم. اما تعجبم بیشتر شد وقتی که دیدم همه این آهنگها همانهائی بود که میشناختم. هیچ چیز تازه ای نشنیدم ـ شاید در دنیا چیزی عوض نمیشود یا نسبت به عمر ما همهاش مکررات است. در ایران که اینطور به نظر میرسد... از شما چه پنهان من همیشه برای فرار و فراموشی اغلب یک تکه تصنیف ناقص و یا آهنگ آن صفحات را با خودم زمزمه میکنم تا حس بکنم که در اینجا نیستم. شاید به همین علت دشمن خونی مزقون* وطنی شدهام. باری هیچ تأسفی نداشته باشید اقلاً توانستهاید این دستگاه را ولو چند دقیقه فراموش بکنید اگر چه فردا بمب اتمی دنیا را زیر و رو بکند.
#هشتاد_دو_نامه_به_حسن_شهید_نورایی
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
خیز ای دل خانه را شوییم و بیرون افکنیم
پیکرِ پرخونِ صدها آرزوی کشته را.....
#اخوان_ثالث
@Sadegh_Hedayat
چون او این کیهان را از چیزی نیافرید، و فقط فرمانش بود که "باش" و شد، درنگ ششروزه او از بهر چه بود؟ زیرا اگر بگوییم که از همان گفتن "باش" او را رنج چندان بود که شش روز درنگ نمود، خیلی بدنما میباشد؛ از او رنجبردن سزاوار نیست؛ اگر کسی قادر و تواناست که از نیست هست بکند، بدون درنگ نیز ممکن میباشد، و اگر ناتوان است که بدون روز و زمان بیافریند، درباره چنین کسی سزاوار نیست که بگویند از نیست میآفریند.
#گزارش_گمان_شکن
#شکند_گمانیک_ویچار
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
کار کشوری که بیشتر از مدرسه و بیمارستان مسجد میسازه، تمومه. چیز درستی ازش درنمیاد.
#عسل_و_حنظل
#طاهر_بن_جلون
کیست که شراب شرنگآگین تو را نچشد؟
#مرگ
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
دوره مردانگی و گذشت و هنرنمائی و دلاوری با رستم و هرکول سپری شد. در اسلام باید از روی پهلوانانی مانند زینالعابدین بیمار و امام حسین که تکیه به نیزه غریبی میکند گرده برداشت.
#توپ_مرواری
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
تاريكی همه چيز را فراگرفته است و همه ما نيز با آنان در تشييع خاموش شركت داريم...
چهار کوراتت زهی
تی اس الیوت
@Sadegh_Hedayat
سیاست چیز گهی است. کار من نیست. تو یک مملکت حسابی سیاست را میدهند دست متخصص، نه دست من و امثال من. ولی ضمناً همهمان بچه سیاستیم. با سیاست کاری نداریم، سیاست با ما کار دارد. وقتی هم پایش بیفتد باید حقش را گذاشت کف دستش. سارتر همین کار را کرد. با سلام و صلوات به آمریکا دعوتش کردند. اولاً یک ربع ساعت بهش در رادیو وقت دادند که حرف بزند. به جای اینکه راجع به ادبیات و فلسفه صحبت بکند، پرید به وضع آمریکا. سیاهها، حقکشی، راسیسم.
#صادق_هدایت
به نقل از #مصطفی_فرزانه
@Sadegh_Hedayat
در میهن باستانی بطور معجزآسا ادامه به زندگی میدهم. باید ادامه داد؟ جزو برنامه مقدس آفرینش است!
نامه به حسن #شهید_نورایی
#صادق_هدايت
@Sadegh_Hedayat
ای فتنه و فساد! تو چه زود در انديشه مردان نوميد رخنه میكنی .
#شکسپیر
@Sadegh_Hedayat
تمام کارهايى که در این خراب شده انجام میگیرد به قدری عجیب و غریب است که از حد تصور خارج است. گمان نمیکنم در هیچ جای دنیا خلائی به این کثافت و مسخرگی وجود داشته باشد. اما چه میشود کرد در اینجا ترکمانمان زدهاند و راه گریز مسدود است.
#نامه_به_حسن_شهید_نورایی
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat©
بله ما غمگینیم ..!
یا من غمگینم ...
میدانم ...
ولی همین است که هست ..!
شاید نسل بعد بتوانند ..
از چیزهای شاد هم بگویند ...
#هوشنگ_گلشیری
@Sadegh_Hedayat
لختیها عاقلند که میگویند باید به طبیعت برگشت، انسان هر چه از طبیعت دور بشود بدبختتر میشود. آفتاب طلایی، چشمههای درخشان، میوههای گوارا، هوای لطیف.
#س_گ_ل_ل
#صادق_هدايت
@Sadegh_Hedayat