24982
کتابخانه مرجع مرجع تخصصی کتاب آگاهی است که طغیان میکند لینک چنل آرشیو کتب: @BOOKzMA
سیاسی ترین و تاثیر گذارترین نهاد در دولت های کمونیستی و توتالیتر ، رسانه ملی و دستگاه تبلیغاتی حکومته ، اگر از حلقه خودشون نباشی ، حتی در یک نهاد محلی هم فرصتی برای سخن گفتن به تو نمیدن ، فرقی نمیکنه عادل فردوسی پور باشی یا جواد خیابانی یا هر شخص دیگری ، تا وقتی از همون ساختار تغذیه میکنی ، انتظار بی طرفی چندان واقع بینانه نیست ، مخالف واقعی معمولا یا در زندانه ، یا زیر خاک ، یا تو خونه خودش در سکوت زندگی میکنه .
در هر صورت تعصب حافظه رو ضعیف میکنه وگرنه اگر پیام عادل فردوسیپور ، برای کشته شدن قاسم سلیمانی در (۱۷ دی ۱۳۹۸) رو باید به یاد بیاریم ، متوجه موضوع خواهیم شد :
چو ایران نباشد تن من مباد ، کرمان میزبان مردی است که رفتنش ایران عزیز را به سوگ نشاند ، همشهری به خانه خوش آمدیЧитать полностью…
چرا صدای خودمان را در ضبطشده دوست نداریم؟
صدایی که هنگام صحبت کردن میشنویم، ترکیبی از امواج صوتی هوا و ارتعاش استخوانهای جمجمه است. اما در فایل ضبطشده فقط صدای منتقلشده از هوا را میشنویم؛ به همین دلیل برایمان ناآشنا به نظر میرسد.
این حس، کاملاً طبیعی است.
منابع: Johns Hopkins Medicine؛ Moore, An Introduction to the Psychology of Hearing.
📖 پشت پرده کتاب | ۱۹۸۴
کتابی که نویسندهاش هیچوقت موفقیتش را ندید...
گاهی نویسندهها تمام عمرشان را صرف خلق اثری میکنند که شکوه واقعیاش را هرگز با چشمهای خودشان نمیبینند.
و شاید همین، بزرگترین بهای جاودانگی باشد..
«1984» داستان دنیایی است که در آن قدرت میخواهد ذهن و حقیقت انسانها را کنترل کند؛ اما یک نفر جرئت میکند چیزی را که نباید، زیر سؤال ببرد…
وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی آزار مبدل می کنند
آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده اند؟
کلیسا هم دقیقا همین کار را با انسان کرد:
انسان را با زور و ترس و... رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.
غروب بتها، فریدریش نیچه
ترجمه منتخب: داریوش آشوری
و من
تو را
به جای همهٔ کسانی که نشناختهام، دوست میدارم
چه آسمانهایی که به هم نمیرسند
و من
چگونه میتوانم از تو بگذرم
در حالی که تو را دوست میدارم
و هر کلمهات
چونان نگینی بر سینهام میدرخشد
من از تو نمیگذرم
من به تو میرسم
من در تو نفس میکشم
من از تو نمیترسم
دلم را به من بسپار
و من
چونان پرندهای بر بام خانهات مینشینم
و آواز میخوانم
و در این لحظهٔ پایانی
من تو را
نه از سر عادت
بلکه از سر آگاهی
دوست میدارم
این شعر در دورهٔ بلوغ فکری و احساسی فروغ سروده شده. شاعر در آن، عشق را نه از روی ناچاری یا عادت، بلکه از سر آگاهی و انتخاب بیان میکند.
«به جای همهٔ کسانی که نشناختهام» — فروغ معشوقش را نه تنها بابت خودش، بلکه بهجای تمام عشقهای ناکام گذشته نیز دوست میدارد. این یعنی عشق او فراتر از یک فرد است.
«چه آسمانهایی که به هم نمیرسند» — استعاره از فاصلهها و جداییهای بیپایان جهان. شاعر میگوید: با وجود همهٔ این فاصلهها، من از تو نمیگذرم.
«هر کلمهات چونان نگینی بر سینهام میدرخشد» — کلام معشوق، گرانبها و ماندگار است؛ همچون نگینی که بر سینه میدرخشد.
«نه از سر عادت، بلکه از سر آگاهی
مهمترین بیت شعر. فروغ تأکید میکند: این عشق، بیخبری و تکرار کورکورانه نیست؛ آگاهانه و آزادانه است
نوشتن ۱۰ برابر سختتر از فکر کردنه.
فکر کردن ۱۰ برابر سختتر از خوندنه.
خوندن ۱۰ برابر سختتر از اسکرول کردنه.
🖋 قصهی یک نویسنده | فئودور داستایفسکی
فکرش رو بکن...
چند دقیقه دیگه قراره اعدامت کنن.
همهچیز تموم شده، با مرگت کنار اومدی...
اما درست در آخرین لحظه، خبر میرسه که بخشیده شدی.
این فقط یک داستان نیست؛ واقعیتی بود که فئودور داستایفسکی با تمام وجود تجربه کرد.
داستایفسکی به خاطر حضور در جلسات یک گروه روشنفکری که درباره کتابهای ممنوعه، آزادی بیان و اصلاحات سیاسی بحث میکرد، دستگیر شد. حکومت تزاری این جلسات را تهدیدی علیه خود میدانست و او را به اعدام محکوم کرد.
اما درست چند لحظه قبل از اجرای حکم، فرمان عفو از طرف تزار رسید.
داستایفسکی بعدها نوشت:
«زندگی هدیهای است که باید قدرش را دانست.»
زندگی را با تمام تلخیهایش تجربه کرده بود.
◽️ این دو، وظیفه هر انسان شریفی است: یکی کشف و اعلام حقیقت و دیگری کاهش درد و رنج. یعنی این که باید به نحوی زندگی کنیم که تا می توانیم حقایق بیش تری را بشناسیم و بعد از شناخت، آن ها را به دیگران نیز اعلام بکنیم؛ و دیگری هم کاهش درد و رنج. یعنی به نحوی زندگی کنیم که لااقل از زندگی کردن ما درد و رنج دیگران افزوده نشود، بلکه حتی المقدور کاسته هم بشود.
سنت و سکولاریسم، مصطفی ملکیان
بالاخره یک نفر باید گردن سرنوشت را بشکند.
اگر هر از گاهی یک نفر، به سرنوشت دهن کجی نمیکرد، انسان هنوز روی شاخههای درختان زندگی میکرد.
جان شیفته، رومن رولان
ترجمه منتخب: به آذین
از ولگردی تا دیکتاتوری
ویلیام شایرر
کتاب «از ولگردی تا دیکتاتوری» نوشته ای عبرت انگیز، جذاب و تاریخی از دو شخصیت محوری جنگ دوم جهانی است.
دو شخصیتی که بیشتر به دیوانه ها شبیه هستند تا رجال سیاسی. خواننده از آغاز تا پایان این کتاب همچنان در تعجب باقی میماند که چطور این افراد با شخصیتی این چنین توانستند جهان را به آتش و خون بکشند و قتل عامی فجیع و بی سابقه در تاریخ به راه بیاندازند که البته در نهایت به تاریکخانه تاریخ سپرده شدند.
با مطالعه این کتاب بخشی از علل و موجبات بروز جنگ دوم جهانی و نتایج آن را میتوان مورد تحقیق و بررسی قرار داد.
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
By a lady...
امروز سالروز درگذشت زنی است...
که هیچوقت ازدواج نکرد اما ماندگارترین عاشقانههای تاریخ ادبیات را نوشت.
جین آستن (۱۶ دسامبر ۱۷۷۵ – ۱۸ ژوئیه ۱۸۱۷)
جین آستن فقط ۴۱ سال عمر کرد.
در زمان حیاتش، هویت واقعی نویسندهی کتابهایش را هم نمیدانستند.
روی جلد آثارش فقط نوشته شده بود:
«By A Lady»
بلکه دربارهی انتخاب، غرور، قضاوت، و شناخت آدمها.
چرا هرچه بیشتر از گوشی استفاده میکنیم، زمان سریعتر میگذرد؟
وقتی مدام محرکهای جدید دریافت میکنیم، توجه ما پیوسته از موضوعی به موضوع دیگر جابهجا میشود. در نتیجه، ممکن است گذر زمان را کمتر احساس کنیم.
به همین دلیل، بسیاری از افراد از مدت واقعی استفاده از شبکههای اجتماعی شگفتزده میشوند.
منابع: مرور پژوهشها در Nature Human Behaviour و Computers in Human Behavior.
۲۱ جولای؛ تولد رابین ویلیامز
بعضی آدمها فقط بازیگر نیستند... آنها به داستانها جان میدهند.
آدمها را فقط با لبخندشان قضاوت نکنیم. گاهی شادترین چهرهها، سنگینترین بارها را به دوش میکشند.
«چگونه میتوانم خداوند را به یاری خویش بخوانم، وقتی تمنّای من آن است که خداوند به درون من آید؟ در این جان من، کدامین منزلگه سزاوار پذیرایی پروردگاری است که خالق آسمان و زمین است؟ خدایا! آیا مُراد از این مطالبه آن است که در من چیزی هست که در خورِ در بر گرفتنِ تو باشد؟ آیا حتی آسمان و زمینی که برساختی و هم مرا در بطن آنها آفریدی، میتوانند تو را در بر گیرند؟ یا از آنجا که هر آنچه هست، بیتو نمیتوانست باشد، به این معنا، هر موجودی تو را در بر دارد؟ بدینسان، چون من نیز موجودم، از چه جهت تو را به درون خویش میخوانم؟ زیرا اگر تو از پیش در من حضوری بدینسان نداشتی، من ابداً وجود نمیداشتم....
پس اگر تو ای پروردگار! در من نبودی، من هیچ و پوچ بودم و اصلاً هستی نمیداشتم. یا بهتر بگویم که تنها و تنها در تو میتوانستم وجود یابم. زیرا جملگی کائنات از تو، در تو و به سوی تواند... اما اگر من در تو وجود دارم، چگونه است که تو را به سوی خویش میخوانم؟ آخر از کجا باید عزیمت کنی؟»
اعترافاتِ قدّیس آگوستین، آگوستین قدیس
ترجمه منتخب: سایه میثمی
گذشته دروغى بيش نيست
و خاطره بازگشتى ندارد
و هر بهارى كه میگذرد،
ديگر برنمیگردد و حتى شديدترين
و ديوانه كننده ترين عشقها
نيز حقيقتى ناپايدار است!
صد سال تنهایی، گابریل گارسیا مارکز
صداقت برایتان دوستان
زیادی پیدا نمیکند
ولی دوستان درستی پیدا میکند.
جان لنون
خب دیگه حالا بازی ایران امریکا شروع میشه.
اونا میرن ادامه زندگی و لذت دنیا
ما میریم ادامه بقا تو این همه بدبختی.
چرا افراد معمولاً موفقیت خود را به توانایی و شکست خود را به شرایط نسبت میدهند؟
این یک سوگیری شناختی شناختهشده است. ما معمولاً موفقیتها را نتیجه تلاش و استعداد خود میدانیم، اما شکستها را بیشتر به عوامل بیرونی نسبت میدهیم.
این پدیده «سوگیری خودخدمتی» (Self-Serving Bias) نام دارد.
منابع: Miller & Ross (1975), Psychological Bulletin.
خطرناک است که در مسائلی حق با تو باشد، وقتی آدمهای صاحبنفوذ و جاافتاده در آن اشتباه میکنند.
— Voltaire
@ReferenceLibrary
طولانی ترین جنگ تاریخ ، بدون حتی یک گلوله ...
در سال ۱۶۵۱ ، هلند به خاطر حمله کشتی های دزدان دریایی به تجارش ، به جزایر سیلی انگلستان اعلام جنگ کرد ، چند ماه بعد که نیروهای انگلیسی اومدن و دزدان دریایی رو شکست دادن ، ناوگان هلند هم عقب کشید ، اما فراموش کردن به صورت کاغذی ، قرارداد صلح رو امضا کنن .
۳۳۵ سال هیچکس خبر نداشت که از نظر حقوقی هنوز در جنگ هستن ، تا اینکه سال ۱۹۸۵ یک مورخ به اسم دانکن به سفارت هلند نامه زد و قضیه رو اطلاع داد ، بعد از اون ، سفارت هلند کلی تحقیق کرد و دید آره این بابا راست میگه ... بالاخره در سال ۱۹۸۶ ، سفیر هلند اومد جزیره و پیمان صلح رو امضا کرد .
در پی این پیمان یک مراسم نمادین هم برگزار کردن که با تفنگهای قدیمی یه هوا شلیک کنن تا پایان رسمی جنگ رو اعلام کنن . جالبتر اینکه این جنگ ۳۳۵ ساله، نه تنها هیچ کشته و زخمی نداشت ، بلکه حتی یک تیر هم شلیک نشده بود ! به همین دلیل توی کتاب گینس به عنوان طولانی ترین جنگ تاریخ ثبت شده .
البته بعضی مورخا معتقدن این داستان یه افسانه محلی هست و اون اعلان جنگ هرگز رسمی نبوده ، چون دریا سالار هلندی اختیار اعلام جنگ رو نداشته ، همچنین میگن که پیمان وست مینستر در ۱۶۵۴ عملا به تمام اختلافات هلند و انگلیس پایان داده. ، ولی به هر حال مردم جزایر سیلی این داستان رو دوست دارن و هر سال سالگرد امضای صلح رو جشن میگیرن ...
@ReferenceLibrary
مطمئن ترین راه برای بدبخت کردن فرزندتان چیست؟ او را عادت دهید هر چه می خواهد به زور بگیرد ...
زیرا هر قدر آرزوهایش آسانتر انجام گیرد خواستهایش زیادتر خواهد شد، دیر یا زود به علت عدم قدرت مجبور خواهید شد برخلاف میل خود خواهشهای او را نادیده بگیرید. صدمه حاصل از این امتناع که طفل به آن عادت نکرده است، در قیاس با محرومیت از آنچه میل به دست آوردنش را دارد، به مراتب بیشتر است بچه لوس و پر توقع اول عصایی را که در دست دارید می خواهد، بعد ساعتتان را، سپس مرغی را که می پرد و ستاره هایی را که می درخشند. خلاصه هر چه را می بیند می خواهد. چگونه می توانید او را راضی نگه دارید؟ مگر اینکه خدا باشید.
امیل، ژان ژاک روسو
ترجمه منتخب: غلامحسین زیرک زاده
جهان زیر پای ما
نویسنده ارشک
داستان کوتاه "جهان زیر پای ما"
یک اثر ادبی که به صورت زیر زمینی چاپ شده است
نگاهی انتقادی به ساختار اجتماع
دانلود کتاب
@ReferenceLibrary
خرافات هم مانند همه گونه عقاید
و افکار، زندگی به خصوص دارد،
گاهی به وجود می آید و جانشین
خرافات دیگر می شود و زمانی
هم از بین می رود!
نیرنگستان، صادق هدایت
من نمی دانم
و همین درد مرا سخت می آزارد
که چرا انسان، این دانا
این پیغمبر
در تکاپوهایش :
چیزی از معجزه آن سو تر
ره نبرده ست به اعجاز محبت ،
چه دلیلی دارد؟
چه دلیلی دارد
که هنوز
مهربانی را نشناخته است ؟
و نمی داند در یک لبخند ،
چه شگفتی هایی پنهان است !
من بر آنم که در این دنیا
خوب بودن به خدا سهل ترین کارست
و نمی دانم
که چرا انسان،
تا این حد،
با خوبی
بیگانه است.
و همین درد مرا سخت می آزارد !
#فریدون_مشیری
@ReferenceLibrary
من خیلی ترسو بودم. زندگی از کنارم گذشت و حتی جرات نکردم آن را صدا بزنم.
استانیسلاو یرژی لتس
@ReferenceLibrary
امروز یه مطلبی توی ترجمان خوندم که از حق نوشتن برای انسان میگفت و سپردن این کار رو به AI(هوش مصنوعی) نقد میکرد.
گوشهای از اون:
فناوری، دشمنِ انتظارکشیدن است. منطق مسلط عصر ما زمان را به رشتهای از فوریتها و هشدارها تبدیل کرده است. هر لحظه باید به نتیجهای قابل اندازهگیری منجر شود. در چنین جهانی، ادبیات کُند به نظر میرسد، تفکرِ عمیق ناکارآمد جلوه میکند و تأملِ بیهدف نوعی اتلاف وقت است.میتونید متن کامل رو بخونید: