50925
Roga شاید قرار بعدی ما روی ماه باشد؛ همانقدر دور،همانقدر غیر ممکن! تبلیغات: @rogaads پلی لیستمون: @musicroga اینجاهم صمیمی تر : @rogatalk
میدونی شاید این من باشم که میذارم و میرم، ولی این تو بودی که ترکم کردی.
Читать полностью…
روزى كه مرگ بى خبر از راه میرسد؛ آن پلکِ آخرى كه به هم ميزنم تـویی!
Читать полностью…
لب از گلایه اگر بسته ام، تو میدانی
چه زخم ها که دهان باز کرده در دل من
#شب_دور_از_منت_بخیر
و خوب یاد گرفتم
که با جراحتِ کهنه
نباید آن همه وَر رفت...
#حسین_صفا
تکیه کن به من
تکیه به دیواری که ترکش میکنی
@Rashtaak0
@Rashtaak0
- عشق؟ یه واژهی سادهست...
تا وقتی صدای رضا بهرام پخش نشه
و اون بغضِ عاشقانهاش نلرزه توی دلِ آدم!
تا وقتی تتلو از جنونِ عشق نگفته
از اونهمه دلتنگیِ تلخ.
تا وقتی سورنا دردشو نریخته وسطِ بیت
و مهدیار اون سکوتِ سنگینو نشکسته.
تا وقتی شایع از زخمِ دل نگفته
از نبودنِ کسی که باید میبود.
این میکس، فقط چند آهنگ نیست...
یه اعترافه از دلِ تاریکی به اسم عشق!
@Rashtaak0
نیست در ایّام چیزی از وفا نایافتتر...
خاقانی
شب بخیر رفیقِ خسته
«عادی میخندم؛ انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.»
«بلدم صدتا چیزی که آزارم میده رو پنهان کنم.»
#شب_بخیر
@Rashtaak0Читать полностью…
🫀گفتی بیا برای آخرین بار به هم شلیک کنیم. گفتم ما هیچوقت دست از شلیک برنمیداریم. خندیدی. بعد انگشتهایت را چسباندی به هم و تفنگ شدند و گرفتی سمت من و بلند گفتی این شلیک برای اون شبه که برف اومد و دور بودیم. نوک انگشتت را بوسیدم. گفتی نکن. بعد گفتی این شلیک برای این که گذاشتی از دوست داشتنت دست بردارم. نوک انگشتت را بوسیدم. گفتی این، گفتم نکن، این شلیک آخرمه برای این که گذاشتی یاد بگیرم بدون تو خوشحال باشم. بعد انگشتت را گذاشتی روی لبم. بعد اشک نداشتیم و ساکت ماندیم. گفتی شلیک کن رفیق. گفتم نه، ولش کن. گفتی اه، ضدحال، سیگار هم که نداری. ساکت ماندم. گفتی پس من دیگه میرم، خب؟ گفتم برو. رفتی. از پشت هدف گرفتم که شلیک کنم. بزنم روی مهرهی چهارم کمرت جایی که دوست داری بوسیده شود. بعد دیدم برف میبارد. دیدم برف میبارد و تو در حال رفتنی و من انگشتهایم را مثل تفنگ گرفتهام به سمت تاریکی. بلند گفتم دیگه برنگرد اینجا خیلی سرده. جواب ندادی. دراز کشیدم کف خیابان. برف روی من نشست. برف روی بچههای کشته شده نشست. برف روی عاشقهای دست برداشته نشست. برف، برف، برف.
تو رفتهبودی و من توانسته بودم تو را از خودم نجات بدهم. حالا انگشتها را گرفتم سمت پیشانی خودم. آهسته گفتم اسب خسته شب بخیر.
شب، شلیک، برف.
همین.
#حمیدسلیمی
برای انگشتهایی که نبوسیدیم.
برای امروز
برای پاییز
برای این هوای ......
@Rastaak0
پنداشتم که مهرِ تو با جان سرشته است
جان از میانه رفت و نرفتی زِ یادِ ما...
حزین_لاهیجی
@Rashtaak0
پذیرفتن خیلی مهمه،
پذیرفتن جدایی،
پذیرفتن اشتباه،
پذیرفتن شرایط،
پذیرفتن فقدان آدم ها،مکان ها،چیزها...!
خواستی آغوشی و پناهی باشی برایش، مثل نیما به همسرش عالیه بگو: بیا! روی قلب من قرار بگیر ... ✨
Читать полностью…
و تو عزیزِ من؛
هنگامی که به جای ریشهی یک فرد عاشق گل وُ شکوفههایش میشوی، در پاییز چه خواهی کرد ؟
#دوبار_بخونش!
قبل از خواب حتما این قطعه را گوش کنید.
@Rashtaak0
اما عزیز من اگر حتم داری که دیگر درست نمیشود، بگذار تمام شود. گاهی تمام شدن هیچ تفاوتی با درست شدن ندارد.
Читать полностью…
احمدکایا 🎙
دلم گرفته
قطاری در رگ هایم سوت میکشد
کجای این جهان جا مانده ای؟؟
برایم دست تکان بده
🖤
@Rashtaak0Читать полностью…
امین خانِ رستمی مارو بُردی به سالهای دور ...❤️🩹
@Rashtaak0