notes_on_liberty | Unsorted

Telegram-канал notes_on_liberty - On Liberty | درباره‌ی آزادی

6131

مهم‌ترین پی‌آمد حکومت قانون آزادی همه‌ی شهروندانِ برابر و تأمین آزادی‌های آنان است. تا زمانی‌که شالوده‌ی این نظامِ آزادی، و نهادهایی که آزادی شهروندان برابر را تضمین می‌کنند، استوار نشده باشد، هیچ پیشرفت مادّی صورت نخواهد گرفت.

Subscribe to a channel

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 انقلاب انگلستان | ✍🏻 فرانسوا گیزو

➣ @Notes_On_Liberty

دیدیم که در درازای سده‌ی شانزدهم، همه‌ی عناصر، همه‌ی حقایق جامعه‌ی اروپایی در دو حقیقت بنیادین ادغام شد: حقّ اندیشه‌ی آزاد، و تمرکز قدرت؛ یکی در جامعه‌ی دینی تفوّق پیدا کرد، دیگری در جامعه‌ی مدنی. رهایی ذهن انسان و پادشاهی مطلقه هم‌زمان بر کلّ اروپا چیره شد.

   اصلاً نمی‌توان تصوّر کرد که نبردی بین این دو واقعیّت -که ویژگی‌هایشان بسیار متناقض می‌بود- در برهه‌ای از زمان آغاز نشود؛ زیرا در حالی‌که یکی شکست‌دادن قدرت مطلق در نظم معنوی بود، دیگری پیروزی قدرت مطلق در نظم دنیوی بود؛ یکی زوال سلطنت کلیسایی باستان را به‌دنبال داشت، و دیگری اوج نابودی آزادی فئودالی و سیاسی باستان بود...

...

   تقریباً کسی نیست که خاستگاه نهادهای آزاد انگلستان را نداند. چگونه در سال ۱۲۱۵، ائتلافی از بارون‌های بزرگ، شاه جان را مجبور به امضای منشور کبیر کرد؛ ولی به‌طور کلّی افراد زیادی نمی‌دانند که این منشور، هر از گاهی، از سوی هر پادشاهی تمدید و تأیید می‌شد. منشور، بین سده‌های سیزدهم تا شانزدهم، بیش از سی بار تأیید شد و افزون بر آن، قوانین جدیدی برای تأیید و گسترش مصوّبات آن تصویب گردید...

...

در نگاه کلّی به نهادهای آزاد انگلستان در پایان سده‌ی شانزدهم، می‌بینیم که این نهادها شامل چهار بخش‌اند: نخست، اصول و قواعد بنیادین آزادی که در اسناد مکتوب پیوسته پذیرفته شده و قوانین هرگز آن‌ها را فراموش نکرده‌اند؛ دوم، سوابق و نمونه‌هایی از آزادی، که البته با نمونه‌های ضدّآزادی نیز آمیخته‌اند، ولی همین‌ها برای حفظ و حمایت قانونی از خواسته‌های آزادی‌خواهان و مقابله با حکومت‌های استبدادی کافی بود؛ سوم، نهادهای محلّی و جزئی که بذرهای آزادی را در خود داشتند؛ مانند هیئت منصفه، حقّ تشکیل اجتماعات عمومی، حقّ داشتن سلاح و همچنین استقلال در اداره و دادرسی شهری؛ چهارم، پارلمان و قدرت آن که اکنون برای پادشاهان اهمّیّت بیشتری پیدا کرده بود، چون آن‌ها اکثر درآمدهای مستقل خود مثل املاک سلطنتی و حقوق مرسوم را از دست داده بودند و بدون رأی پارلمان حتّی هزینه‌های مربوط به دربارشان را نمی‌توانستند تأمین کنند.

🖇 متن کامل: انقلاب انگلستان

#انقلاب #انقلاب_شکوهمند
#استبداد #آزادی #انگلستان
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

سوسیالیسم -اصطلاحی عمومی که باید شامل برنامه‌ریزی اقتصادی، مقرّرات اقتصادی و کنترل‌های اقتصادی نیز باشد- با این فرض آغاز می‌شود که هیچ قانون اقتصادی ثابت و تغییرناپذیری وجود ندارد. سوسیالیسم، برای اثبات این فرض، ابتدا باید این نکته را انکار کند که انسان با فطرت طبیعی خود و با غرایز و انگیزه‌هایی که رفتار او را تحت هر شرایطی کنترل می‌کنند، زاده می‌شود. او هیچ شخصیّت خاصّی ندارد. از نظر سوسیالیست، انسان نوعی موادّ خام است که می‌تواند توسّط محیطش شکل بگیرد. بنابراین، سوسیالیست پس از تصمیم‌گیری درباره‌ی آرمان خود، به ساخت قالب محیطی می‌پردازد که این موادّ خام را در آن خواهد ریخت. ویژگی اصلی این قالب، حذف نهاد مالکیّت خصوصی است؛ سوسیالیست معتقد است که این نهاد، علّت سقوط انسان از جایگاه والای خود است. اگر سوسیالیست نتواند انسان را وادار به دست‌کشیدن از مالکیّت خصوصی کند، این بی‌میلی را به غریزه‌ی انسانی نسبت نمی‌دهد، بلکه آن را به شرطی‌سازی‌های پیشین انسان نسبت می‌دهد. از نظر سوسیالیست انسان مدّت‌ها آموزش دیده تا مالکیّت بر ثمرات کار خود را مطلوب بداند، به‌طوری‌که نمی‌تواند برکات واگذاری مالکیّت به جامعه را تصوّر کند. برای فروکردن این مفهوم در ذهن او، لازم است تمام تولیداتش را به‌زور از او بگیریم تا در نهایت دوباره به آرمان جدید خو کند. بنابراین، زور ابزار ضروری همه‌ی اشکال سوسیالیسم است.

● فرانک چودوروف. همرنگ جماعت نبودن: خودزندگی‌نامه‌ی یک فردگرا

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

تصور بی‌صاحب بودن کشور تصور اشتباهیه. از قضا یک روز این «صاحبان» که خودشون رو عقل کل و قیم مردم می‌دونستند و در همه‌ی امور «دخالت» می‌کردند و می‌کنند، تصمیم گرفتند که بر روی رودها سد بسازند، کشت برخی محصولات رو ممنوع کنند، کشت برخی دیگه رو گسترش بدند و مشوق‌های گوناگونی ارائه دادند، مثل یارانه‌های نقدی و غیرنقدی (مثلاً دادن کود به کشاورزان) و پیش‌خرید محصولات با قیمت‌های بالاتر. و شد آنچه شد و می‌بینیم و علتش رو نمی‌فهمیم. امیدوارم کشور دوباره بی‌صاحب بشه و سازوکار قیمتی بازار دوباره همه‌ی تولیدکنندگان رو هدایت کنه.

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

... لیبرال‌های کهن، حامیانی از طبقه‌ی کارگر، حتّی از اشراف و اغلب از خانواده‌های سلطنتی داشتند. در واقع، کمتر کسی از آنان ضدّسلطنت بود. آن‌ها طرفدار دموکراسی بودند، ولی بدون هیچ قید‌وشرطی زیر عَلَم آن سینه نمی‌زدند و معمولاً دموکراسی را عنصری مفید در یک حکومت مختلط در نظر می‌گرفتند. اشرافیّت اسپانیا تا حدّ زیادی لیبرال بود؛ بخش قابل‌توجّهی از اشراف ایتالیایی، پرتغالی، باواریایی، مجارستانی و اسکاتلندی نیز همینطور. امپراتور فرانتس یوزف با لیبرال‌ها همدلی داشت و پسرش، ولیعهد ناکام رودولف، آشکارا از لیبرال‌ها پشتیبانی می‌کرد. برادرش، ماکسیمیلیان معدوم، امپراتور مکزیک، برخلاف آنچه آمریکایی‌ها یا اروپایی‌های معمولی باور دارند، یک لیبرال دوآتشه بود. خاندان‌های سلطنتی ایتالیا، اسپانیا و پرتغال تا حد زیادی لیبرال بودند. علیه لیبرال‌های کهن زیاد می‌توان گفت و نوشت ولی آن‌ها هرگز یک حزب چپ نبودند.

● اریک فون کوینلت-لدین. چپ‌گرایی؛ از ساد و مارکس تا هیتلر و مارکوزه

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

دوستان به‌نظرتون این دو نفر یکی نیستند؟

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

سلطنت سنتی نسبت به دولت‌های مدرن امتیاز مضاعفی داشت؛ زیرا نه‌تنها می‌توانست به تداوم حقوقی خود ببالد، بلکه امکان پیگیری سیاست‌های ملّی و خارجی برنامه‌ریزی‌شده را نیز داشت. نمونه‌ی آن «وصیت‌نامه‌های سیاسی» بسیاری از پادشاهان است که گاه به‌عنوان ترجیع‌بند سیاست نسل‌ها یا سده‌ها عمل می‌کرد. ادعا این نیست که سیاست‌های سلطنت‌های پیشامشروطه الزاماً بر اساس طرح دقیقی بوده است، ولی باید تأکید کرد که اقدام برنامه‌ریزی‌شده (برای درازمدت) ممکن بود. اصطلاح «بریتانیای بی‌وفا» (آلبیون بی‌وفا) نتیجه‌ی بی‌ثباتی پارلمانی بود؛ اگر ویگ‌ها با چیز مشخصی موافقت می‌کردند، چندان تردیدی نبود که وقتی توری‌ها به قدرت برسند کشور را به مسیری کاملاً مخالف هدایت می‌کنند. غوغاسالاری (بسیار بیشتر از اشرافیت) بر دگرگونی و بی‌ثباتی استوار است؛ غوغاسالاری یعنی انقلاب دائمی.

● اریک فون کوینلت-لدین. مخاطره‌ی توده؛ یا پروکروسْتِس (دیو کشنده)

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

غاصب تاج‌وتخت هان!

وانگ مانگ سلسله‌اصلاحاتی اجرا کرد که براساس درک او از آثار کلاسیک کنفوسیوس و باورهای نادرستش از نظام حکومتی ژو غربی باستان بود. وانگ مانگ به‌منظور تضعیف اشراف و تقویت حکومت مرکزی، زمین‌های ثروتمندان را در میان مردم بازتوزیع کرد، مالیات‌های جدیدی بر برده‌داری وضع کرد، فروش برده را ممنوع کرد و محدودیت‌هایی را در زمینه‌ی میزان زمین‌های کشاورزی مجاز برای یک خانواده وضع کرد.

او نخستین مالیات بر درآمد را با نرخ ۱۰ درصد بر درآمد خالص حاصل از جمع‌آوری گیاهان و میوه‌های وحشی، ماهی‌گیری، چوپانی و فعالیت‌های مختلف غیرکشاورزی و اشکال مختلف تجارت برقرار کرد.  مردم موظف بودند مالیات خود را به حکومت گزارش دهند و مقامات این گزارش‌ها را حسابرسی می‌کردند. مجازات فرار از این مالیات، یک سال کار سخت و مصادره‌ی کل اموال شخص بود.

او همچنین مزارع را ملّی کرد و انحصار قدیمی حکومت بر صنایع نمک و آهن را دوباره زنده ساخت. برای تقویت بیشتر اقتصاد در حال فروپاشی امپراتوری، نظام جدیدی برای تثبیت قیمت‌های بازار اجرا شد. مانگ ارز طلا را با ارز برنزی جایگزین کرد و اشراف و طبقات پایین‌تر را وا داشت تا تمام طلاهای خود را با سکه‌های مسی مبادله کنند. این سیاست‌ها به حکومت تقریباً ورشکسته اجازه داد تا بودجه‌ی مورد نیاز خود را بازیابی کند.

وانگ مانگ، در تلاش برای بازگشت به گذشته‌ی آرمانی، دگرگونی‌هایی در پایتخت هان، چانگ‌آن، اعمال کرد. «نُه معبد» ساخته شدند که در آن‌ها سه شهریار و پنج امپراتور پرستش می‌شد و سنت سلسله‌ی هان مبنی بر پرستش نیاکان خود را زیر پا می‌گذاشت.

تاریخ‌نگاران دوران سلسله‌ی هان، جنبش وانگ مانگ برای بازگشت به نظم دودمان ژو را به سخره گرفتند و آن را نه عملی و نه موفق دانستند، ولی اصلاحات سلسله‌ی شین الهام‌بخش برخی امپراتوران بعدی شد.

● دوروتی پرکینز، دایرةالمعارف چین: تاریخ و فرهنگ. لی فنگ، چین باستان: تاریخ اجتماعی و فرهنگی

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

این برنامه‌ی هشت ماده‌ای حزب توده‌ منتشرشده در آبان ۱۳۲۰ هست. بسیاری از این موارد (اگه نگیم همه‌ش) از سال ۱۳۲۰ تا امروز اجرا شدند، با اینکه حزب توده هیچ‌وقت قدرت سیاسی رو رسماً در ایران به‌دست نیاورد. امروز هم سیاسیون و به‌اصطلاح اپوزیسیون ایران وقتی برنامه و دستور کار می‌نویسه همین موارد رو با اندکی واژه‌آرایی انشاء و ارائه می‌کنه و البته به چپ هم فحش میده.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«کل فلسفه‌ی جمع‌گرایی بر مفهوم فداکاری بنا شده است. گرفتن مقادیر مختلفی از دارایی هر فرد و توزیع درآمد به‌طور عمومی، طوری‌که همه بتوانند از آن بهره‌مند شوند، امری درست و برحق قلمداد می‌شود. آدم‌خواری در واقع نوعی سوسیالیسم رژیمی است. نهایت فداکاری همین‌جا است. جان یک انسان به‌منظور به‌حداکثررساندن «رفاه عمومی» گرفته می‌شود. عمل آدم‌خواری زمانی از بین می‌رود که ذهن بدوی راه بهتری برای به‌دست آوردن گوشت پیدا کند: پرورش یا شکار جانوران، نه انسان‌ها؛ تمرکز بر تولید با همکاری متقابل به‌جای توزیع اجباری. سوسیالیسم امروزی «آدم‌خواری بدون گوشت» است. اکنون انسان‌ها به‌جای گرفتن جان آدمی، بر سلب مالکیت تمرکز می‌کنند. نقطه‌ی مقابل سوسیالیسم، فردگرایی است. فردگرایی معتقد است که خیر هر آن چیزی است که هر فرد برای خود و فقط خود تعیین می‌کند. این باور که حق انسان برای تصمیم‌گیری درباره‌ی زندگی و دارایی خود، غیرقابل نقض است.»

❈ رابرت لفور، مبانی آزادی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 پوشش فکری برای سوسیالیسم | ✍🏻 هانس هرمان هوپ

➣ @Notes_On_Liberty

در قیاس با زندگی در کشورهای غربی، که سوسیالیسم نقش قابل‌توجّهی دارد، زندگی تحت‌لوای سوسیالیسمِ کامل، فلاکت‌بار است.

سطح زندگی آنقدر اسفناک است که در سال ۱۹۶۱، حکومت سوسیالیست آلمان شرقی مجموعه‌ای از دیوار، سیم خاردار، حصار الکتریکی، میدان‌ مین، دستگاه‌ تیراندازی خودکار، برج دیده‌بانی، نگهبان و سگ نگهبان، تقریباً به طول ۹۰۰ مایل، ساخت تا جلوی فرار مردم از سوسیالیسم را بگیرد.

شواهد تجربی نشان می‌دهد که سوسیالیسم شکستی آشکار است. و علّت شکست سوسیالیسم کاملاً واضح است: تقریباً هیچ مالکیّت خصوصی بر ابزار تولید وجود ندارد و تقریباً همه‌ی عوامل تولید دقیقاً به همان روشی که آمریکایی‌ها مالک خدمات پستی هستند، مالکیّت مشترک دارند.

پس چرا افراد به‌ظاهر جدّی همچنان از سوسیالیسم دفاع می‌کنند؟ و چرا هنوز هزاران دانشمند علوم اجتماعی هستند که می‌خواهند ابزارهای تولید بیشتر و بیشتری را تحت کنترل دولتی قرار دهند؟

🖇 متن کامل: پوشش فکری برای سوسیالیسم

#سوسیالیسم #تجربه‌گرایی #دولت
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 برآمدن حکومت متمرکز (بخش یکم) | ✍🏻 فرانسوا گیزو

➣ @Notes_On_Liberty

اکنون به آستانه‌ی تاریخ مدرن، به‌معنای واقعی کلمه، رسیده‌ایم. اکنون به آن وضعیّت جامعه نزدیک می‌شویم که می‌توان آن را جامعه‌ی کنونی خودمان دانست، و نهادها، عقاید و آداب‌ورسومی که چهل سال پیش [= ۱۷۹۰] در فرانسه رایج بود، هنوز هم در اروپا رایج است و علیرغم دگرگونی‌هایی که انقلاب ما ایجاد کرده، همچنان تأثیر قدرتمندی بر ما دارد. در سده‌ی شانزدهم است که جامعه مدرن واقعاً آغاز می‌شود...

گرچه این دگرگونی در سده‌های شانزدهم و هفدهم رقم خورد، زمینه‌های آن در سده‌ی پانزدهم فراهم شد. این زمینه، فرآیند خاموش و پنهان تمرکزگرایی، چه در روابط اجتماعی و چه در عقاید انسان‌ها -که بدون قصد قبلی یا طرّاحی قبلی، به‌واسطه‌ی سیر طبیعی وقایع انجام شد- اکنون باید موضوع پژوهش ما باشد.

...

در واقع، به هر کشور اروپایی که بنگریم، هر بخشی از تاریخ آن را که در نظر بگیریم، چه مربوط به خود ملّت‌ها باشد یا حکومت‌هایشان، چه به قلمروهایشان یا نهادهایشان، همه‌جا عناصر قدیمی، اشکال قدیمی جامعه را می‌بینیم که در حال ناپدیدشدن است. آن آزادی‌هایی که بر اساس سنّت بنا شده بودند از بین رفتند؛ قدرت‌های نوینی ظهور کردند که منظّم‌تر و متمرکزتر از قدرت‌های پیشین بودند. در این چشم‌انداز سقوط آزادی‌های کهن اروپا چیزی عمیقاً اندوهبار وجود دارد. حتّی در زمان خود، این امر احساسات شدیداً تلخی را القا می‌کرد... هر نظامی که نظم کنونی و پیشرفت مترقّی آینده را فراهم نکند، شرور است و خیلی زود رها می‌شود. و این سرنوشت اشکال سیاسی قدیمی جامعه، آزادی‌های باستانی اروپا، در سده‌ی پانزدهم بود.

🖇 متن کامل: برآمدن حکومت متمرکز (بخش یکم)

#تاریخ #اروپا #فرانسه #انگلستان
#تمرکز #تمرکزگرایی #دولت #آزادی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 موفقیت اقتصادی؛ سنگاپور یا هنگ‌کنگ؟ | ✍🏻 لیپتون متیوز

➣ @Notes_On_Liberty

کتاب «لیبرالیسم اقتصادی و دولت توسعه‌گرا» نوشته‌ی برایان چِنگ، کتابی درخور و از نظر فکری جسورانه است که با شفّافیّت، تیزبینی و حسّاسیّت تجدیدنظرطلبانه به بحث دیرینه‌ی معجزه‌ی اقتصادی شرق آسیا می‌پردازد. چِنگ به‌جای جانبداری از ستایش نئولیبرالیِ آزادیِ بازار یا تحسین دولت‌گرایانه از برنامه‌ریزی تکنوکراتیک، خوانش دقیق‌تری از تفاوت‌های تاریخی و نهادی بین هنگ‌کنگ و سنگاپور ارائه می‌دهد. نتیجه‌گیری او جالب است: میراث استعماری نسبتاً لسه‌فر هنگ‌کنگ، جامعه‌ای پربارتر، نوآورتر و کارآفرین‌تر از دولت توسعه‌گرای سنگاپور، پرورش داد.

چِنگ برای درک اینکه چرا هنگ‌کنگ در حوزه‌های کلیدی توسعه‌ی بلندمدّت از سنگاپور پیشی گرفته است، با بازنگری ریشه‌های استعماری هر دو دولت-شهر آغاز می‌کند. چِنگ، برخلاف روایت‌های پسااستعماری که امپریالیسم را صرفاً یک سرمایه‌گذاری استعمارگرانه می‌دانند، بر مزایای نهادی به‌جامانده از حکومت بریتانیا -به‌ویژه اجرای حقوق مالکیّت خصوصی، بی‌طرفی قانون و باز بودن اقتصادی- تأکید می‌کند.

یکی از چهره‌های محوری در این روایت تاریخی، سِر استامفورد رافلز (Sir Stamford Raffles) است. رافلز -تحت تأثیر آرمان‌های لیبرال روشنگری- سنگاپور را در سال ۱۸۱۹ به بندری آزاد تبدیل کرد. سیاست‌های او آشکارا ضدّ انحصارگرایی، طرفدار تجارت آزاد و برای جذب جمعیّت عظیمی از بازرگانان و مهاجران طرّاحی شده بود. همانطور که چِنگ اشاره می‌کند، این اصلاحات دلبخواهی نبودند، بلکه ریشه در نگرش به آزادی اقتصادی داشتند -میراثی که برای مدّتی پایه‌های توسعه‌ی بازاربنیاد را در سنگاپور محکم کرد.

با این‌حال، در ادامه‌ی کتاب مشخّص می‌شود که این ریشه‌های لیبرالی در هنگ‌کنگ بسیار بیشتر از سنگاپور حفظ شده و گسترش یافته‌اند...

🖇 متن کامل: موفقیت اقتصادی؛ سنگاپور یا هنگ‌کنگ؟

#اقتصاد #اقتصاد_آزاد #آزادی
#بازار_آزاد #هنگ‌کنگ #توسعه
#برنامه‌ریزی_مرکزی #سنگاپور
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

واکنش مردم به بالا رفتن مالیات در عصر پادشاهی و اشرافیت:
vs.
واکنش مردم به افزایش مالیات‌ها و وضع مالیات‌های جدید در عصر دموکراتیک:

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

◈ متن زیر بخشی از سند «دادخواست حقوق» در سال ۱۶۲۸ است که در سومین سال سلطنت شاه چارلز یکم خطاب به وی نوشته و تصویب شده و محدودیّت‌هایی را بر قدرت شاه در امر مالیات وضع می‌کند و قدرت وی را محدود و مشروط می‌سازد:

به اعلیحضرت پادشاه،

با فروتنی به پیشگاه فرمانروای معظم، پادشاه؛ ما لردهای روحانی و دنیوی و عوام در پارلمان، اعلام می‌کنیم که با توجه به اینکه بنا بر قانونی که در عهد سلطنت شاه ادوارد یکم وضع شده و عموماً «قانون عدم وضع مالیات بدون رضایت» نامیده می‌شود، اعلام و تصویب شده است که هیچ‌گونه مالیات یا کمک مالی توسط شاه یا وارثان او در این قلمرو، بدون حسن‌نیت و رضایت اسقف‌های اعظم، اسقف‌ها، ارل‌ها، بارون‌ها، شوالیه‌ها، شهرنشینان و دیگر آزادگان این قلمرو، وضع یا تحمیل نخواهد شد؛ و با مجوز پارلمان که در بیستم‌وپنجمین سال سلطنت شاه ادوارد سوم برگزار شد، اعلام و تصویب می‌شود که از آن پس هیچ شخصی نباید مجبور شود برخلاف میل خود به شاه وام دهد، زیرا چنین وام‌هایی خلاف عقل و حق‌الاجاره‌ی زمین است؛ و طبق دیگر قوانین این قلمرو مقرر شده است که هیچ هزینه‌ای به نام خیرخواهی یا موارد مشابه نباید بر کسی تحمیل شود؛ و طبق قوانین مذکور و دیگر قوانین دادگرانه‌ی این قلمرو، رعایای شما این آزادی را به ارث برده‌اند که مجبور به پرداخت هیچ‌گونه مالیات، مالیات زمین، کمک مالی یا هزینه‌ی مشابه دیگری که با رضایت عمومی در پارلمان تعیین نگردیده، نباشند.

● سِر ادوارد کوک، دادخواست حقوق (۱۶۲۸)

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 برآمدن رهبری | ✍🏻 لئونارد رید

➣ @Notes_On_Liberty

هر انسانی، هر چقدر هم گمنام، عضوی از گروهی از انسان‌هاست که هم به خوبی و هم به بدی تمایل دارند، و این در ذات امور است که او نمی‌تواند بدون آنکه دیگران را تا حدّی بهبود بخشد، خود را واقعاً بهبود بخشد. (چارلز دیکنز)

مطالعه‌ی جنبش‌های سیاسی مهم یا دگرگونی‌های اجتماعی گسترده نشان می‌دهد که هر یک از آن‌ها -خوب یا بد- توسّط اقلّیّتی بی‌نهایت کوچک رهبری شده‌اند. هیچگاه هیچ‌یک از این دگرگونی‌ها با درک عمومی همراه نبوده است و هرگز نباید چنین انتظاری داشت. تمام جنبش‌ها رهبران خود را داشته‌اند. همیشه کسی «در پیشاپیش مردم» بوده است؛ همیشه کسی که بیشتر از دیگران درباره‌ی امور می‌داند.

با نگاهی به گذشته، درمی‌یابیم که رهبران، از خاستگاه‌های عجیب‌وغریبی آمده‌اند. هیچ‌کدام از آن‌ها را نمی‌توانستیم از قبل پیش‌بینی کنیم. رهبر یک جنبش تقریباً دو هزار سال پیش در یک آخور زاده شد. اخیراً، رهبر یک جنبش شرارت‌آمیز، کاغذفروش گمنامی در اتریش بود.

رهبر یا رهبران رنسانس مورد نیاز ما از کجا خواهند آمد؟ من نمی‌دانم؛ شما نمی‌دانید؛ خود فرد هم نمی‌داند، زیرا همه‌ی ما استعدادها و توانایی‌هایی داریم که از آن‌ها بی‌خبریم. نکته‌‌ای بدیهی‌ وجود دارد: رهبران از دل رنسانس زاده خواهند شد. آن‌ها از جاهای پرشگفتی خواهند آمد؛ از فقرا و ثروتمندان، از طبقه‌ی محروم از بطن زنان و مردان، از میان کسانی‌که تحصیلات رسمی کمی داشته‌اند و همچنین از دارندگان مدرک دکترا، از کارگران و رهبران صنعتی، از مردم عادّی و روحانیون، فقط خدا می‌داند از کجا! ما تنها می‌دانیم که نسل جدیدی از رهبران ظهور خواهند کرد...

🖇 متن کامل: برآمدن رهبری

#آزادی #جامعه‌ی_آزاد #انقلاب
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

وقتی علم اقتصاد نشان داد که چرا یک نظام سوسیالیستی، که لزوماً فاقد هرگونه روش محاسبه‌ی اقتصادی است، هرگز نمی‌تواند در چارچوب یک نظام اقتصادی عملی شود، تمام استدلال‌هایی که به‌نفع اصلاحات بزرگ مطرح می‌شد، نیست و نابود شد. از آن زمان به بعد، سوسیالیست‌ها بنیان امیدهای خود را نه بر قدرت استدلال‌هایشان، بلکه بر کینه، حسادت و نفرت توده‌ها بنا نهادند. امروزه حتّی پیروان سوسیالیسم «علمی» نیز منحصراً بر این عوامل عاطفی تکیه می‌کنند. بنیان سوسیالیسم و ​​مداخله‌گرایی معاصر، قضاوت‌های ارزشی است. سوسیالیسم ستوده می‌شود زیرا تنها نوع منصفانه‌ی سازمان اقتصادی جامعه دانسته می‌شود. همه‌ی سوسیالیست‌ها، چه مارکسیست و چه غیرمارکسیست، از سوسیالیسم به‌عنوان تنها نظام که با مقیاسی از ارزش‌های مطلقِ دلبخواهی همخوانی دارد، طرفداری می‌کنند. آن‌ها ادّعا می‌کنند که این ارزش‌ها، تنها ارزش‌هایی هستند که برای همه‌ی افراد شریف، و در درجه‌ی اوّل کارگران -اکثریّتِ جامعه‌ی صنعتی مدرن- معتبرند. این ارزش‌ها به این دلیل مطلق در نظر گرفته می‌شوند که مورد حمایت اکثریّت هستند و اکثریّت همیشه درست می‌گوید!

● لودویگ فون میزس. نظریه و تاریخ

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 چگونه راه‌آهن‌های خصوصی به توسعه‌ی بیمارستان‌ها و پزشکی کمک کردند؟ | ✍🏻 استفن اندرسون

➣ @Notes_On_Liberty

سده‌ی نوزدهم، قرن ایجاد و گسترش راه‌آهن در ایالات متّحده بود؛ مسیری که بار و مسافر جابه‌جا می‌کرد. یکی از پیآمدهای راه‌آهن‌های خصوصی، پدیدآمدن بیمارستان‌هایی بود که توسّط شرکت‌ها برای درمان کارمندانشان در مناطق دورافتاده ساخته و اداره می‌شد. شغل کارگران راه‌آهن میزان آسیب‌دیدگی بالایی مانند از دست‌دادن اندام، جراحات شدید و مرگ به همراه داشت. این نمونه‌ای از مشاغل خصوصی است که یک مشکل واقعی را می‌بینند و بدون کمک حکومت، فرآیندی را برای حلّ آن آغاز می‌کنند.

بیمارستان‌های راه‌آهن، حرفه‌ی جدیدی به‌نام جرّاح راه‌آهن پدید آوردند. جرّاحی راه‌آهن به این صورت تعریف شد: «... تخصّص پزشکی‌ای که به مراقبت از کارمندان راه‌آهن و گاهی اوقات اعضای خانواده غیرکارمند یا قربانیان آسیب‌دیده اختصاص دارد.» جرّاحان راه‌آهن بسته‌های کمک‌های اوّلیّه را به‌وجود آوردند، در پزشکی اورژانس پیشگام شدند، بسته‌های اورژانسی قابل حمل ساختند، گاز استریل ساختند، خدمات بهداشت حرفه‌ای را اجرا کردند، در قطع عضو و پروتز تخصّص داشتند، واگن‌های قطار بیمارستانی به‌وجود آوردند و در پرونده‌های دعاوی مربوط به آسیب‌دیدگی شهادت دادند. «تحقیقات و نشریّات آن‌ها زمینه‌ساز نخستین پژوهش‌های مدرن درباره‌ی مراقبت از آسیب‌های روحی شد.» آن‌ها در دفاتر خود یا در بیمارستان‌ها و کلینیک‌های تأسیس‌شده توسّط راه‌آهن برای راه‌آهن کار می‌کردند. این نوآوری‌های پزشکی، در امور پزشکی سده بیست‌ویکم مورد استفاده قرار می‌گیرند...

🖇 متن کامل: چگونه راه‌آهن‌های خصوصی به توسعه‌ی بیمارستان‌ها و پزشکی کمک کردند؟

#خدمات_درمانی #خدمات_خصوصی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

مردم نپال نیز با انداختن قایق در حوض دانشگاه، شعار «ولش کن ولش کن»، روش‌های خشونت‌پرهیزانه و نافرمانی مدنی، «چهارشنبه‌های سفید»، و «آزادی‌های یواشکی» و برگزاری سیرک در خارج از کشور و نگارش دفترچه‌ی خاطرات موفق به سرنگونی دولت این کشور شدند. شایان ذکر است که رهبر ایشان فردی بود که در زندان با بطری آب معدنی بدنسازی کار می‌کرد و اخیراً قهرمان مستر المپیا شده است.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 دموکراسی مساوی با آزادی نیست | ✍🏻 سوهام پاتیل

➣ @Notes_On_Liberty

بیشتر دولت‌های جهان امروزین ما دموکراتیک هستند یا دستکم خودشان را «دموکراتیک» می‌نامند. پذیرش دموکراسی همچون یکی از بزرگترین دستاوردهای بشری ستوده می‌شود. روزگاری، بشر قیدوزنجیرهای پادشاهی‌ها را شکست و دیگر هرگز به عقب بازنگشت. امروز، همه‌ی شهروندان کشورهای دموکراتیک از قید مستبدان رها و مصون‌اند. ولی، این سخنان بسیار دور از واقعیّتند.

نظام‌های دموکراتیک دیرگاهان وجود داشته‌اند. یونان باستان برجسته‌ترین نمونه‌ی دموکراسی در عصر باستان است که به ذهن می‌رسد. درحالی‌که دموکراسی‌های امروزی با دموکراسی آتنیان باستان بسیار متفاوتند، با این‌حال همان مشکلاتی را دارند که همه‌ی دموکراسی‌ها به آن مبتلایند.

دموکراسی‌ها آزادی اجتماع و انجمن را نقض می‌کنند. مدافعان دموکراسی اغلب استدلال می‌کند که به هر کس حقّ رأی داده می‌شود و این معادل نمایندگی منصفانه و عادلانه است. با این‌حال، این امر شهروندان را به قرارداد اجتماعی مقیّد و مجبور می‌کند زیرا آن‌ها مجبور به اطاعت از نتایج دموکراسی هستند حتّی اگر به آن حکومت رضایت نداده باشند. صرفِ دادنِ حقّ رأی به همگان جبران منطقی و کافی برای مجبور ساختن آنان به فرمانبرداری از قوانین دولتی نیست. این امر دموکراسی‌ها را از تلاش برای «تحمیل رضایت»، با ادّعای اینکه داشتن حقّ رأی به تنهایی برای رضایت کافی است، باز نداشته است. اگر چهار دزد مخفیانه وارد خانه‌ای شوند و سپس با رأی دادن از صاحب خانه پیشی بگیرند تا مالکیّت خانه را به آن‌ها واگذار کنند، نتیجه را هرگز نمی‌توان عادلانه نامید. دموکراسی‌ها مصون از خطا نیستند و نمی‌توانند تصمیمات را صرفاً بر اساس خواست اکثریّت، توجیه اخلاقی کنند.

افزون بر این، دموکراسی‌ها وقتی از نظر سیاسی محبوب می‌شوند، به بازتوزیع دارایی‌ها گرایش پیدا می‌کنند. این می‌تواند به اشکال مختلفی اتّفاق بیفتد. اغلب، از دموکراسی برای توجیه مصادره‌ی اموال افراد مرفّه و متمکّن و متموّل به‌نفع اعضا یا شهروندانی که بیشتر به آرمان یک حزب سیاسی متمایل هستند، استفاده می‌شود. هر شهروندی که در سمت اشتباه دموکراسی قرار گیرد، در معرض قربانی شدن قرار دارد. این امر سیاسی‌شدن زندگی ما را توضیح می‌دهد. دیگر کافی نیست که فردی صلح‌جو و سازگار باشیم.

همچنین اغلب استدلال می‌شود که نظام‌های دموکراتیک نمایانگر آزادی هستند، زیرا سلسله‌مراتب سفت‌وسخت حاکم/رعیت مانند نظام‌های سلطنتی در آن وجود ندارد. پیش از این، تحت‌لوای سلطنت، طبقه‌ی حاکم وجود داشت و همه‌ی شهروندان دیگر رعیت بودند. بنابراین، تمایز روشنی بین طبقه‌ی حکمران و طبقه‌ی غیرحکمران قائل می‌شدند. حامیان دموکراسی اغلب ادّعا می‌کنند که همه‌ی شهروندان به‌دلیل توانایی رأی‌دادن، به‌نوعی حاکم هستند. با این منطق، هیچ نقض حقوقی در دموکراسی‌ها رخ نمی‌دهد زیرا همه‌ی شهروندان بخشی از دولت هستند. هر دزدی‌ای از شهروندان به‌دلیل اینکه آن‌ها بخشی از نظام دموکراتیک هستند، با رضایت آن‌ها انجام شده است. این سخن مغالطه‌آمیز است؛ زیرا شهروندان حقوقی دارند که مستقل از دولت وجود دارند. این حقوق حقوق طبیعی هستند و نمی‌توانند از سوی دولت اعطا شوند. بلکه فقط می‌توانند توسط دولت نقض شوند. صرف وجود انتخابات، دموکراسی‌ها را از مسئولیّت اخلاقی مبرّا نمی‌کند.

آشکار است که دموکراسی مستعدّ استبداد است. این امر نه‌تنها زمانی‌که دموکراسی «اشتباه» اجرا می‌‌شود، بلکه تقریباً همیشه صادق است، زیرا دموکراسی‌ها ناگزیر به میدان رقابت گروه‌های ذی‌نفع تبدیل می‌شوند. با وجود این کاستی‌ها، دموکراسی همچنان نظام سیاسی‌ای دانسته می‌شود که کشورهای «آزاد» باید آن را اتّخاذ کنند. دلیل خوب قلمدادشدن دموکراسی در نظر عموم این است که خیلی خوب با جزم‌های ترقّی‌‌خواهانه‌ی برابری و همه‌شمولی ترکیب می‌شود. از آنجاکه همه‌ی آرا برابر هستند، یک جامعه‌ی هماهنگ و همه‌شمول باید شبیه به یک ملّت رنگین‌کمانی تشکیل شود.

آزادی در بیشتر موارد با برابری ناسازگار است. جای شگفتی نیست که دموکراسی‌ها معمولاً در راستای ایجاد جامعه‌ای برابرتر، حقوق طبیعی را نقض می‌کنند. دموکراسی‌ها با تکیه بر حسادت و طمع، پایه‌های اخلاقی جامعه را از بین می‌برند. درحالی‌که اهداف دموکراسی‌ها در جامه‌ای شریف ظاهر می‌شوند، نتایج آن‌ها چنین نیست. نظام آزاد، نظمی خواهد بود که بر اساس آزادی اجتماع و حقوق مالکیت باشد، نه دموکراسی.

#آزادی #جامعه‌ی_آزاد #مالکیت
#دموکراسی #برابری #سوسیالیسم
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

آژداهاک بیوراسب... من نام اصلی این بیوراسب را کِنتاوْرُس پیوریدا می‌دانم که در یک متن کلدانی یافته‌ام. او نه آن‌قدر به‌خاطر دلاوری، که به‌علّت توانمندی و ورزیدگی‌اش زیر فرمان نمرود، رهبری قومش را در دست داشت و می‌خواست نشان دهد که همه باید از زندگی عمومی برخوردار باشند؛ او می‌گفت كه هیچ‌كس نباید مالکیت خصوصی داشته باشد بلکه همه چیز باید عمومی باشد. هر سخن و هر عمل او آشکار بود؛ هیچ چیز را مخفیانه نمیاندیشید...

● موسی خورنی، تاریخ ارمنیان

آبان ماه روز دهم آن روز آبان ماه است و آن عید آبانگان است... در این روز زو پسر تهماسب به شاهی رسید و مردمان را به حفر انهار و تعمیر آن امر کرد. و در این روز به کشورهای هفتگانه خبر رسید که فریدون بیوراسب را اسیر کرده و به سلطنت رسیده و مردم را امر کرده که دوباره خانه‌ها و اهل خود را مالک شوند و خود را کدخدا بنامند یعنی صاحب خانه. و خود او نیز به خانه و خانواده‌ی خود فرمانروا شد... پس از آنکه همه‌ی ایرانیان در عهد بیوراسب بی‌خانه و زندگی بودند و سلب مالکیت از ایشان شده بود و شیاطین و شریران به خانه‌های ایشان می‌آمدند و توانا نبودند که از خانه‌ی خود آنان را دفع کنند...

● ابوریحان بیرونی، آثارالباقیه، عید آبانگان

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 چپ‌گرایان همچنان به‌دنبال الغای خانواده‌اند | ✍🏻 رایان مک‌مکن

➣ @Notes_On_Liberty

اوایل ماه گذشته، سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا (DSA) در کنفرانس سوسیالیسم ۲۰۲۵ این سازمان، میزگردی در باب خانواده برگزار کرد. سازمانْ موضوع را این‌گونه توصیف کرد: «چپ‌ها چگونه باید با خانواده ارتباط برقرار کنند؟ تحلیل سوسیالیستی روشن می‌کند که شکل خانواده‌ی هسته‌ای، نهادی ذاتاً سرکوبگر، نژادپرست و دگرجنس‌گراستیز است که، از نظر عملکردی، سرمایه‌داری را تقویّت و بازپروری می‌کند.»

در این میزگرد، اولیویا کاتبی، نایب‌رئیس DSA پورتلند؛ ایمان عبدالهادی، استادیار و جامعه‌شناس دانشگاه شیکاگو؛ و کیتی گیبسون، عضو هیئت علمی دانشگاه شیکاگو، حضور داشتند.

ملاحظات کلیدی اعضای میزگرد شامل موارد زیر بود:

«وقتی درباره‌ی الغای خانواده صحبت می‌کنیم، درباره‌ی لغو واحد اقتصادی سخن می‌گوییم... تمام نیازهای مادّی ما توسّط جمع برآورده می‌شود.»
«ما طرفدار لغو خانواده به‌طور کلّی هستیم... نهاد خانواده به‌عنوان بخشی از سیستم زندان عمل می‌کند.»

طبیعتاً، این چپ‌گرایان درصدد الغای خانواده‌اند، چون با مارکس هم‌رای‌اند که خانواده یک نهاد «بورژوایی» است که باید نابود شود تا راه برای ایجاد آرمان‌شهر سوسیالیستی هموار شود. یکی دیگر از عناصر مخالفت با خانواده، از دغدغه‌ی عجیب چپ‌ها در باب کالاانگاری سکس ناشی می‌شود. خنده‌دار است که این «آنتی‌کاپیتالیست‌ها» با چنان شدّتی به‌دنبال تبدیل سکس به یک کالای اقتصادی هستند، ولی به‌نظر می‌رسد این اصل کلیدی اندیشه‌ی چپ در دهه‌های اخیر است. بنابراین، آن‌ها به‌دنبال عادّی‌سازی فاحشه‌گری هستند. این تا حدودی به این دلیل است که چپ‌ها ازدواج را نوعی کار جنسی می‌دانند. به‌هرحال، خانواده «ذاتاً سرکوبگر» است و هر رابطه‌ی جنسی در چارچوب ازدواج اساساً تجاوز جنسی است. بنابراین، لغو رابطه‌ی جنسی زناشویی و جایگزینی آن با «فاحشه‌گری» «پیشرفت» به‌شمار می‌آید!

🖇 متن کامل: چپ‌گرایان همچنان به‌دنبال الغای خانواده‌اند

#خانواده #سرمایه‌داری #آزادی
#سوسیال‌دموکراسی #فاحشه‌گری
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

آقایان، زمانی فرا می‌رسد که دو گروه بزرگ، سوسیالیست‌ها و آنارشیست‌ها، وجود خواهند داشت. آنارشیست‌ها می‌خواهند حکومت اصلاً نباشد و سوسیالیست‌ها می‌خواهند حکومت همه‌چیز باشد. تضادی بزرگتر از این وجود نتواند داشت. خب، زمانی فرا خواهد رسید که فقط این دو حزب بزرگ وجود خواهند داشت، آنارشیست‌ها نماینده‌ی آموزه‌ی لسه‌فر و سوسیالیست‌ها نماینده‌ی دیدگاه افراطی در طرف دیگر، و وقتی آن زمان فرا برسد، من یک آنارشیست هستم.

● ویلیام گراهام سامنر، سخنرانی در انجمن سوسیالیست‌های ییل

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

#هلند #عصر_طلایی_هلند #آزادی
#آزادی_اقتصادی #آزادی_اندیشه
#مالکیت_خصوصی #بازار_آزاد

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 برآمدن حکومت متمرکز؛ بخش دوم: اصلاحات کلیسایی | ✍🏻 فرانسوا گیزو

➣ @Notes_On_Liberty

تا سده‌ی پانزدهم، تنها ایده‌های کلّی که تأثیر قدرتمندی بر توده‌ی مردم داشتند، ایده‌های مرتبط با دین بودند. تنها کلیسا قدرت تنظیم، ترویج و تجویز آن‌ها را داشت. درست است که پیوسته تلاش‌هایی برای استقلال و حتّی جدایی از کلیسا انجام می‌شد و کلیسا برای غلبه بر آن‌ها زحمت زیادی باید می‌کشید. با این‌حال، تا این دوره، کلیسا پیروز بود. اعتقادنامه‌هایی که کلیسا رد می‌کرد، هرگز هیچ تأثیر عمومی یا دائمی بر ذهن مردم نگذاشته بودند؛ حتّی آلبی‌ژوآها نیز سرکوب شده بودند. اختلاف و نزاع در کلیسا بی‌وقفه بود، ولی هیچ نتیجه‌ی قاطع و چشمگیری نداشت. سده‌ی پانزدهم با پیدایش وضعیّت متفاوتی آغاز شد. ایده‌های جدید و تمایل عمومی و بی‌پرده به دگرگونی و اصلاحات، خود کلیسا را ​​آشفته کرد. پایان سده‌ی چهاردهم و آغاز سده‌ی پانزدهم با «انشقاق بزرگ غرب» (Western Schism) همراه بود که در اثر انتقال تختگاه پاپ به آوینیون و پیدایش دو پاپ، یکی در آوینیون و دیگری در رم، به‌وجود آمد. رقابت بین این دو پاپ همان چیزی است که انشقاق بزرگ غرب نامیده می‌شود. این نزاع در سال ۱۳۷۸ آغاز شد. در سال ۱۴۰۹، شورای پیزا کوشید تا با عزل دو پاپ رقیب و انتخاب پاپ دیگری به آن نزاع پایان دهد. ولی این اقدام به‌جای پایان دادن به انشقاق، صورت خشونت‌آمیزتری به آن داد.

   اکنون به‌جای دو پاپ، سه پاپ وجود داشت؛ و بی‌نظمی‌ها و بدکرداری‌ها رو به افزایش بود. در سال ۱۴۱۴، شورای کنستانس به درخواست امپراتور سیگیسموند تشکیل جلسه داد. این شورا به موضوعی بسیار مهم‌تر از انتصاب پاپ جدید پرداخت؛ این شورا اصلاح کلیسا را بر عهده گرفت. شورا کار را با اعلام انحلال‌ناپذیری شورای همگانی، و برتری آن بر قدرت پاپ، آغاز کرد. شورا کوشید تا این اصول را در کلیسا تثبیت کند و سوءاستفاده‌هایی را که در آن رخنه کرده بود، به‌ویژه باج‌گیری‌هایی که دربار رم از طریق آن‌ها پول به‌دست می‌آورد، اصلاح کند. شورا، در سال ۱۴۱۷، پاپ جدیدی به‌نام مارتین پنجم را برگزید. به پاپ دستور داده شد تا از طرف خود، طرحی برای اصلاح کلیسا ارائه دهد. این طرح رد شد و شورا از هم پاشید. در سال ۱۴۳۱، شورای جدیدی با همان طرح در بازل تشکیل شد. این شورا، تلاش‌های اصلاحی شورای کنستانس را از سر گرفت و ادامه داد، ولی به موفّقیّتی بهتر از شورای قبلی دست نیافت. در این مجلس نیز مانند جهان مسیحیّت، تفرقه و انشقاق رخ داد.

   بدین ترتیب، دستگاه پاپ پیروز شد، دست برتر را در میدان نبرد پیدا کرد، و نیز اداره‌ی کلیسا را در اختیار گرفت.

🖇 متن کامل: برآمدن حکومت متمرکز؛ بخش دوم: اصلاحات کلیسایی

#تاریخ #اروپا #کلیسا #پاپ
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

مدارس غیرانتفاعی؛ آیا خصوصی هستند؟

خیر؛ سرراست عرض کنم جواب منفی است. در ایران مدرسه خصوصی تقریباً نداریم. مدارس غیرانتفاعی در ایران همان مدارس حکومتی هستند با این تفاوت که از دانش‌آموزان پول می‌گیرند. در واقع افرادی خاص و نورچشمی موفق شده‌اند به‌عنوان پیمانکار از دولت مجوزهایی دریافت کنند تا طرح‌های آموزشی که توسط حکومت ابلاغ شده را اجرا کنند.

مدرسه خصوصی چیست؟

مدرسه خصوصی مدرسه‌ای است که:

🔹 مالکیت کامل و آزاد دارد و هیچ وابستگی به دولت، بودجه دولتی یا برنامه اجباری ندارد.

🔹 برنامه آموزشی‌اش را خودش تعیین می‌کند؛ از فلسفه آموزشی گرفته تا روش‌های تدریس، بدون دخالت بوروکراسی دولتی.

🔹 تنها پاسخگو به والدین و دانش‌آموزان است، نه به دولت و سیاست‌های حکومتی.

🔹 موفقیت یا شکستش را بازار و انتخاب خانواده‌ها تعیین می‌کند، نه مجوز یا حمایت سیاسی.

🔹 اگر استانداردی وجود دارد، جامعه و انجمن‌های مستقل آموزشی آن را تعریف می‌کنند، نه دولت.

مرتضی کاظمی
۹ مرداد ۱۴۰۴
/channel/mortezakazemii

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

بر همگان روشن است که خداوند شاه را منصوب کرده تا فرمانروای مردم باشد، از آن‌ها در برابر ظلم و خشونت محافظت کند، همانطور که چوپان گوسفندانش را می‌پاید؛ و خداوند مردم را برده‌ی پادشاه‌شان نیافریده است تا از دستورهای او، چه درست و چه غلط، اطاعت کنند، بلکه شاه را به‌خاطر رعایا (که بدون آنان نمی‌توانست شاه باشد) آفریده است، تا بر اساس عدالت بر آن‌ها فرمان براند، آن‌ها را مانند پدر دوست بدارد و حمایت کند، و حتی با به خطر انداختن جانش از آنان دفاع و محافظت کند.

و هنگامی‌که او چنین رفتار نمی‌کند، بلکه برعکس، به آن‌ها ظلم می‌کند، به‌دنبال فرصت‌هایی برای نقض حقوق و آداب و رسوم کهن آن‌ها می‌گردد و اطاعت برده‌وار را بر ایشان تحمیل می‌کند، دیگر «شاه» نیست، بلکه یک «مستبد» (جبار) است و رعایا نباید او را چیز دیگری در نظر بگیرند... آن‌ها نه‌تنها می‌توانند اقتدار او را رد کنند، بلکه می‌توانند قانوناً پادشاه دیگری برای دفاع از خود برگزینند.

این تنها روش باقی مانده برای رعایایی است که دادخواست‌ها و اعتراضات فروتنانه‌شان هرگز نمی‌تواند پادشاه‌شان را نرم کند یا او را از اقدامات جبارانه‌اش منصرف کند؛ و این همان چیزی است که قانون طبیعت برای دفاع از آزادی حکم می‌کند، که ما باید آن را به آیندگان منتقل کنیم، حتی به قیمت جانمان.

● قانون ترک فرمانبرداری (اعلامیه‌ی استقلال) استان‌های هلند، ۲۶ ژوئیهٔ ۱۵۸۱

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

یکی از اینایی که توی مجازی استاد علوم سیاسی! شدند اومده چهارصد صفحه خزعبل نوشته و اسمش رو گذاشته مانیفست پادشاهی‌خواهی :) وقتی می‌خونی از لحاظ سوسیالیستی بودن هیچ فرقی با مانیفست مارکس نداره. حکومت قادرمطلقی که مارکس برای به زیر کشیدن سرمایه‌داری به تصویر می‌کشه، اینجا با نقاب پادشاهی‌خواهی! تجلی پیدا می‌کنه.

این «شاه» ربطی به شاه در نظام‌های قدیم نداره، بلکه اسم دیگری برای دبیر کل حزب کمونیست یا پیشوا و دوچه‌ست. دقیقاً همون وظایف رو داره، اینکه با در اختیار گرفتن کل اقتصاد ملّت رو به سعادت برسونه. ولی مسخره‌تر از ایده‌ی نظام‌های کمونیستی و نازیستیه، چون اونا اینقدر درک داشتند که بفهمند واژه‌ی شاه یا امپراتور یا تزار یا قیصر مؤید ایده‌های اشرافیه و نمی‌تونه بنیان‌های برابری‌طلبانه‌ی سوسیالیسم رو نشون بده. بنابراین دنبال واژه‌هایی بودند که همبستگی با عموم مردم رو نشون بده؛ یه پیشوا از جنس خود مردم برای مردم! جالب‌تر از همه اینکه توی این خزعبلنامه از دولت کوچک و محدود هم سخن گفته! یعنی اعتقاد داره دولتی که کل جامعه رو در اختیار داره همچنان دولت کوچکه!

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

اساس و سنگ‌بنای آزادی نهاد مالکیت خصوصی است، و مالکیت خصوصی منطقاً با حکومت اکثریت دموکراسی ناسازگار است. دموکراسی ربطی به آزادی ندارد. دموکراسی یک نوع نرم کمونیسم است و به‌ندرت در تاریخ اندیشه به‌خاطر چیز دیگری مورد توجه قرار گرفته است. از قضا، پیش از آغاز عصر دموکراتیک، یعنی تا آغاز قرن بیستم، هزینه‌های مالیاتی حکومت (دولت) در کشورهای اروپای غربی بین ۷ تا ۱۵ درصد از تولید ملّی را تشکیل می‌داد، و در ایالات متحد جوان حتی کمتر. کمتر از صد سال حکومت اکثریت تمام‌عیار این درصد را به حدود ۵۰ درصد در اروپا و ۴۰ درصد در ایالات متحده افزایش داده است.

پادشاهی‌ها نتیجه‌ی نیمه‌ارگانیک نظم‌های طبیعی سلسله‌مراتبی هستند. پادشاهان سران خانواده‌های گسترده، طایفه‌ها، قبایل و ملّت‌ها هستند. آن‌ها دارای اقتدار عظیم طبیعی، داوطلبانه به‌رسمیت‌شناخته‌شده، موروثی و انباشته‌شده طی نسل‌ها هستند. در چارچوب چنین نظمی (و جمهوری‌های اشرافی) است که لیبرالیسم برای نخستین بار توسعه یافت و شکوفا شد. در مقابل، دموکراسی‌ها برابری‌خواه و بازتوزیع‌کننده هستند؛ از این‌رو، قدرت فوق‌الذکر در سده‌ی بیستم افزایش یافت. به‌طور مشخص، گذار از عصر پادشاهی به عصر دموکراتیک، که از نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم آغاز شد، شاهد کاهش پیوسته‌ی قدرت احزاب لیبرال و تقویت سوسیالیست‌ها از هر جنس و طیف بوده است.

نظریه‌ی صلح دموکراتیک اساساً فقط بین دموکراسی و غیردموکراسی، که به‌طور خلاصه دیکتاتوری نامگذاری شده، تمایز قائل می‌شود. بنابراین نه‌تنها همه‌ی رژیم‌های جمهوریِ اشرافی از نظر زدوده می‌شوند، بلکه از همه مهم‌تر، تمام پادشاهی‌های سنّتی نیز. آن‌ها با دیکتاتوری‌های لنین، موسولینی، هیتلر، استالین، مائو برابر دانسته می‌شوند. ولی در حقیقت، سلطنت‌های سنّتی شباهت چندانی با دیکتاتوری‌ها ندارند (در حالی‌که دموکراسی و دیکتاتوری ارتباط تنگاتنگی با هم دارند).

● هانس هرمان هوپ، تأملاتی در باب دولت و جنگ

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

شماره‌ی جدید نشریه‌ی «جهان اشراقی»، ویژه‌نامه‌ای در باب مفهوم «انقلاب» کار کرده است. مطلبی با نام «هدف ما پیروزی است» از مورای روتبارد نیز در این ویژه‌نامه به چاپ رسیده. روتبارد در این مطلب از موضع لیبرتارینی خود به دفاع از انقلاب می‌پردازد و بی‌عملی گروهی از لیبرتارین‌ها را نکوهش می‌کند.

می‌توان از بنیانگذاران و انقلاب آمریکا امید و الهام گرفت. زیرا، می‌توانم به شما اطمینان داد که از نگاه ناظران آن روز، کار آمریکاییان کاملاً ناامیدکننده به‌نظر می‌رسید.

نخستین انقلاب لیبرتارین به پیروزی رسید و ما هم می‌توانیم همین کار را انجام دهیم -ولی ما نیز باید اراده‌ی معطوف به پیروزی داشته باشیم و به چیزی کمتر از پیروزی کامل تن در ندهیم.

البته، در زمان کنونی، هر دولتی ممکن است قدرقدرت و پرتوان به نظر برسد، در حالی‌که جنبش‌های مخالف ممکن است کوچک و ضعیف جلوه کنند. ولی، طی چند سال، می‌تواند ورق برگردد! هر دولتی تا روز فروپاشی و نابودی قدرتمند به نظر می‌رسید...

برای سفارش به ادمین صفحه‌ی جهان اشراقی مراجعه کنید:
09352573369

(کانال جهان اشراقی و عوامل آن ارتباطی به کانال درباره‌ی آزادی ندارند.)

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

توی گروه‌های مختلفی می‌گردم، بحث‌های جالب و مضحکی در میانه. مثلاً بعد از رفتن جمهوری اسلامی بودجه‌های استانی رو چطوری تقسیم کنیم، اصلاحاتی در آموزش‌وپرورش به‌وجود بیاریم، دستمزدها رو چقدر افزایش بدیم، فلان قانون رو که زندگی خصوصی ما رو کنترل می‌کنه از سبک اسلامی به سبک سکولار تغییرش بدیم.

این وضعیت فکری قرار نیست آزادی‌بخش باشه و در نهایت می‌تونه یه استبداد دیگه (احتمالاً نازیستی) رو جایگزین استبداد فعلی کنه. ملّتی که آزادی رو نمی‌فهمه و فکر می‌کنه مشکل فعلی ایران نحوه‌ی تقسیم بودجه میان استان‌هاست و نه برنامه‌ریزی مرکزی، فکر می‌کهه خفقان و کیفیت پایین آموزش به‌خاطر محتوای آموزشیه نه حاصل برنامه‌ریزی مرکزی، و درک نمی‌کنه که قوانین مصوب بازوان استبداد هستند و محتوای قانون مهم نیستند، با آزادی فاصله‌ی زیادی داره و قرار نیست آزاد بشه بلکه قراره یوغ بردگی رو تغییر بده.

دگرگونی‌های بزرگ اجتماعی حاصل تغییر ایده‌ها و اندیشه‌ها هستند، نه هیچ چیز دیگه‌ای. ملّت همچنان در منجلاب اندیشه‌های سوسیالیستی و عشق به دولت‌گرایی دست‌وپا می‌زنه.

Читать полностью…
Subscribe to a channel