notes_on_liberty | Unsorted

Telegram-канал notes_on_liberty - On Liberty | درباره‌ی آزادی

6131

مهم‌ترین پی‌آمد حکومت قانون آزادی همه‌ی شهروندانِ برابر و تأمین آزادی‌های آنان است. تا زمانی‌که شالوده‌ی این نظامِ آزادی، و نهادهایی که آزادی شهروندان برابر را تضمین می‌کنند، استوار نشده باشد، هیچ پیشرفت مادّی صورت نخواهد گرفت.

Subscribe to a channel

On Liberty | درباره‌ی آزادی

وظیفه‌ی نیروی پلیس حکومتی چیست؟ در کشورهای دیکتاتوری آشکار است که نیروی پلیس برای محافظت از حکومت وجود دارد. حفاظت کمی که از شهروندان در برابر اراذل و اوباش می‌شود، فقط برای حفظ آرامش در جامعه است تا جایگاه حاکمان متزلزل نشود. و البته، شهروندان به هیچ‌وجه از شرّ خود حکومت در امان نیستند.

معمولاً باور بر این است که در کشورهای دموکراتیک وظیفه‌ی پلیس محافظت از شهروندان است. با این‌حال، پلیس در واقع از مردم محافظت نمی‌کند (به‌جز مقامات عالی‌رتبه‌ی حکومت مثلاً رئیس‌جمهور) آن‌ها فقط برخی از جنایتکاران را پس از انجام عمل تجاوزکارانه دستگیر و مجازات می‌کنند. اگر شک داشته باشید که یک تبهکار قصد سرقت از خانه‌ی شما را دارد، پلیس به شما می‌گوید: «ببخشید، ولی تا زمانی‌که جرمی مرتکب نشده باشد، نمی‌توانیم کاری انجام دهیم.» تازه پس از دزدی و آسیب‌دیدن می‌توانید از پلیس بخواهید تا اقدامی انجام دهد. و بعد، اگر اراذل را بگیرند، حتی او را مجبور به پرداخت هزینه‌های بیمارستان شما نمی‌کنند؛ آن‌ها فقط او را برای مدتی در «تأدیب‌خانه‌ای برای جرم و جنایت» حبس می‌کنند؛ جایی‌که او یاد می‌گیرد که دفعه‌ی بعد کار دزدی از شما را با موفقیت انجام دهد.

پلیس به هیچ‌وجه از شهروندان در برابر تجاوزات به حریم خصوصی محافظت نمی‌کند؛ آن‌ها سرسختانه مشغول اجرای قوانین تهاجمی هستند! آن‌ها از فرد در برابر بسیاری از موارد نقض حقوقش توسط حکومت محافظت نمی‌کنند -اگر شما بکوشید از بردگیِ خدمت اجباری فرار کنید، پلیس به ارتش کمک خواهد کرد، نه به شما. پلیس از ایجاد یک نظام دفاعی مؤثر و خصوصی که بتواند به مشتریان خود حفاظت واقعی (از جمله حفاظت از حکومت) ارائه دهد، جلوگیری می‌کند. در واقع، آن‌ها اغلب شما را از محافظت از خود باز می‌دارند؛ مانند شهر نیویورک، جایی‌که زنان، حتی در جنایت‌خیزترین مناطق، از حمل وسایل دفاع شخصی مؤثر منع می‌شوند. اسلحه، چاقوهای ضامن‌دار، گاز اشک‌آور و غیره غیرقانونی است. البته جنایتکاران این قوانین را نادیده می‌گیرند، ولی شهروندان مسالمت‌جو عملاً خلع سلاح می‌شوند و گیر اوباش میفتند.

● بازار برای آزادی، لیندا و موریس تانهیل

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 زیان‌های اجتماعی مالیات بر ثروت | ✍🏻 استیون هورویتز

➣ @Notes_On_Liberty

ظاهراً در بحث‌های رایج درباره‌ی نابرابری و مالیات پیشنهادی بر ثروت، سوءتفاهم‌هایی در باب مفاهیم اساسی اقتصادی وجود دارد. به‌طور خاص، گویا کسانی‌که از مالیات بر ثروت حمایت می‌کنند و کسانی‌که می‌خواهند میلیاردرها از صفحه‌ی روزگار محو شوند، معتقدند که معنای «ثروتمند بودن» داشتن پول فیزیکی زیاد است و افراد ثروتمند پول خود را، مانند اسکروج مک‌داک، بلااستفاده رها می‌کنند تا از آن لذّت ببرند. قضیّه از این قرار است که می‌توان با مالیات بستن بر آن پول بلاستفاده و سپس خرج‌کردن آن برای هر پروژه‌ای که سیاستمداران دوست دارند، از آن پول استفاده‌ی بسیار بهتری کرد. کلّ این مجموعه‌باورها نادرست است و پذیرفتن آن منجر به سیاست‌های عمومی زیانباری می‌شود که فرآیندهای بازاری خلق ثروت و افزایش دستمزد را از بین می‌برد.

ابتدا، متذکّر شوم که منظور ما از «ثروت» چیست. ثروت، در ابتدایی‌ترین سطح، دارایی خالص ما یا دارایی‌های ما منهای بدهی‌های ما است. اگر به ثروت مادّی و مالی فکر کنیم، ثروت ما همه‌چیز از خودروها، خانه‌ها، لباس‌ها، حساب‌های بانکی و دیگر دارایی‌های مالی ما، منهای تمام بدهی‌های ما است. نکته‌ی مهمّ دیگر این است که دارایی‌های ما می‌توانند شامل هر چیزی باشند که ما به‌طور ذهنی برای آن ارزش قائلیم. بنابراین، برای مثال، می‌توان سلامت خود را بخشی از ثروت خود در نظر گرفت، که معنایی کلّی‌تری را در بر می‌گیرد.

آنچه در بحث سیاست عمومی اهمّیّت دارد این است که ثروت چیزی فراتر از «پول نقد» است. وقتی می‌گوییم جف بزوس ۱۰۸.۹ میلیارد دلار ثروت دارد، با قاطعیّت نمی‌گوییم که او بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار پول نقد در اتاق یکی از خانه‌هایش دارد...

🖇 متن کامل: زیان‌های اجتماعی مالیات بر ثروت

#اقتصاد #مالیات #بازتوزیع
#وام #سرمایه‌گذاری #ثروت
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 میانمار: رنجنامه‌ی سوسیالیسم و دیکتاتوری نظامی | ✍🏻 هِین هتت کیاو

➣ @Notes_On_Liberty

میانمار با وجود معابد طلایی چشم‌نواز، فرهنگ پویا و مردم خونگرم، نمونه‌ای غم‌انگیز از خفه‌کردن یک ملّت به‌دست دیکتاتوری نظامی و حکومت سرکوبگر است. این کشور مهمّ راهبردی و غنی از منابع -که بین هند و چین با ترکیب قومی متنوّع واقع شده- زمانی به‌دلیل موقعیّتش در مسیرهای اصلی تجارت، رونق داشت. با این‌حال، اقتصاد سوسیالیستی و دیکتاتوری نظامیِ سرکوبگرِ آزادی فردی و آزادی اقتصادی، درس عبرتی است برای طرفداران آزادی و حکومت محدود.

دوران استقلال

سرزمین‌های برمه، پس از سه جنگ انگلیس و برمه که شش دهه به طول انجامید، به هند بریتانیا ملحق شدند. متعاقباً، برمه در سال ۱۹۳۷ وضعیّت اداری جداگانه‌ای دریافت کرد و در نهایت در سال ۱۹۴۸ به استقلال رسید. میانمار پس از استقلال در ابتدا به‌دست اتّحادیّه‌ی آزادی خلق ضدّ فاشیست (AFPFL) اداره می‌شد، ائتلافی گسترده که عمدتاً از حزب کمونیست برمه، حزب سوسیالیست برمه و ارتش ملّی برمه (که بعداً ارتش میانمار شد) تشکیل شده بود. این اتّحادیّه (AFPFL) با وجود تنش‌های داخلی، نظام سوسیال‌دموکراسی را برقرار ساخت و صنعتی‌سازی ملّی را آغازید. پیشرفت اقتصادی میانمار و پتانسیل آن به‌عنوان یک اقتصاد نوظهور به‌طور قابل‌توجّهی با شورش حزب کمونیست برمه، که ریشه در ایدئولوژی مارکسیستی-لنینیستی داشت و با هدف سرنگونی اجباری حکومت منتخب AFPFL، به ناکامی کشانده شد. این شورش حزب کمونیست برمه، آغاز یک جنگ داخلی طولانی بود که در میانمار ادامه یافت و همچنین فضای سیاسی مستعدّ کودتا را تقویّت کرد.

حزب برنامه‌ی سوسیالیستی برمه (BSPP)
میانمار که درگیر جنگ داخلی سراسری -شامل گروه‌های شورشی برمه‌ای با انگیزه‌های ایدئولوژیک و اقلّیّت‌های قومی مختلف- بود، در هرج‌ومرج فرو رفت. در نتیجه، نی وینِ ارتشی (Ne Win) شورای انقلابی اتّحادیّه (که بعداً به حزب برنامه سوسیالیستی برمه تبدیل شد) را تأسیس کرد و -در کودتای ۱۹۶۲ برمه- پارلمان اتّحادیّه‌ی منتخب دموکراتیک حکومت یو نو (U Nu) را سرنگون کرد. این اقدام، سبب تثبیت یک دولت سوسیالیستی تک‌حزبی شد، که تحت ایدئولوژی «راه برمه‌ای به‌سوی سوسیالیسم» فعّالیّت می‌کرد...

🖇 متن کامل: میانمار: رنجنامه‌ی سوسیالیسم و دیکتاتوری نظامی

#میانمار #سوسیالیسم #کمونیسم
#دیکتاتوری #دولت #طاعون_سرخ
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 مشاغل عمومی و یارانه‌های زیان ده؛ نمونه‌ی راه‌آهن | ✍🏻 لودویگ فون میزس

➣ @Notes_On_Liberty

کارآفرینان می‌کوشند فقط طرح‌هایی را، که در نظرشان سودآورند، اجرا کنند. این بدان معناست که آن‌ها می‌کوشند از ابزارهای تولید کمیاب به‌گونه‌ای استفاده کنند که ابتدا فوری‌ترین نیازها را برآورده سازد، و تا زمانی‌که نیازهای فوری‌تر تأمین نشده، هیچ بخشی از سرمایه و نیروی کار برای ارضای نیازهای کمتر فوری، به‌اندازه‌ی نیازهای ضروری‌تر، اختصاص داده نشود.

  وقتی حکومت مداخله می‌کند تا پروژه‌ای را امکان‌پذیر کند که نه سود، بلکه زیان می‌دهد، آنگاه در انظار عمومی فقط درباره‌ی نیازی که با این مداخله برطرف می‌گردد، سخن گفته می‌شود؛ ما چیزی از نیازهایی که برآورده نمی‌شوند نمی‌شنویم، زیرا حکومت ابزار برآورده‌شدن آن‌ها را برای رسیدن به اهداف دیگری به خدمت گرفته است. فقط آنچه از اقدام حکومت به‌دست می‌آید در نظر گرفته می‌شود، نه هزینه‌ی آن.

  کار اقتصاددان این نیست که به مردم بگوید چه باید بکنند و چگونه از منابع خود استفاده کنند. ولی این وظیفه‌ی اوست که توجّه عمومی را به هزینه‌ها جلب کند. این امر او را از شارلاتانی که همیشه فقط از آنچه مداخله‌گرایی می‌بخشد و نه آنچه که می‌گیرد صحبت می‌کند، متمایز می‌سازد.

  یک مورد را که امروز می‌توانیم به‌عینه قضاوت کنیم برای مثال در نظر می‌گیریم؛ زیرا این موضوع مربوط به روزگار اخیر است، نه گذشته‌ای بسیار دور. پیشنهاد می‌شود راه‌آهنی که ساخت و بهره‌برداری از آن نوید سودآوری نمی‌دهد، با کمک یارانه‌ی دولتی ساخته شود...

🖇 متن کامل: مشاغل عمومی و یارانه‌های زیان ده؛ نمونه‌ی راه‌آهن

#مالیات #پروژه_عمومی
#راه‌آهن #یارانه #دولت
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

☚ برخی از آثار ترجمه‌شده به فارسی، برای آشنایی با مکتب اتریشی و اندیشه‌ی لیبرالیسم:

● لیبرالیسم / لودویگ فون میزس

● بروکراسی / لودویگ فون میزس

● حکومت قادر مطلق / لودویگ فون میزس

● بازار آزاد و دشمنان آن / لودویگ فون میزس

● بنیان نهایی علم اقتصاد / لودویگ فون میزس

● مارکسیسم بی‌نقاب / لودویگ فون میزس

● نظریه‌ی آشوب / رابرت مورفی

● حکومت با پول ما چه کرده است؟ / مورای روتبارد

● فردگرایی و فلسفه علوم اجتماعی / مورای روتبارد

● اخلاق آزادی / مورای روتبارد

● مشکل سوسیالیسم / توماس دی‌لورنزو

● علیه مالکیت فکری/ استفن کینسلا

● انتخاب ارز / فریدریش فون هایک

● اقتصاد اتریشی / پیتر بتکه

● بنیان‌های خرد اقتصاد کلان / استیون هورویتز

● اقتصاد اتریشی/ استیون هورویتز

● مبانی اقتصادی و فلسفی سرمایه‌داری / اسوتزار پژویچ

● مغلطه‌ی اقتصادی / تیم ورستال

● استاندارد دستوری / سیف‌الدین عموص

● حقایق و مغالطه‌ها در اقتصاد / توماس ساول

● اصول اساسی علم اقتصاد / توماس ساول

● روشنفکران و جامعه / توماس ساول

● دیدگاه‌های پولی میزس / گری نورث

● اندیشمند لیبرال / ایمون باتلر

● سوسیالیسم، ایده‌ی شکست‌خورده‌ای که هرگز نمی‌میرد / کریستین نیمیتز

● عقل معاش / گوارتنی و دیگران

● تجارت آزاد و اثرش بر رشد اقتصادی / بودرو

● رسوایی آرمانشهر / نیما سنندجی

● نظریه‌ی عمومی کالا و ارزش / کارل منگر

● اصول علم اقتصاد / کارل منگر

● کارل مارکس در ترازو / بوم‌باورک

● چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند؟ /ریمون بودن

● سرمایه و ساختار آن / لودویگ لاخمان

● تورم و اخلاق / اندرو دیکسون وایت

● در دفاع از سرمایه‌داری / یوهان نوربرگ

● اقتصاد سیاسی محیط‌زیست / شهرام اتفاق

● تغییر اقلیم و اقتصاد بازار / شهرام اتفاق

● محیط‌زیست، سرمایه‌داری یاسوسیالیسم؟ / اتفاق

● اصول اساسی علم اقتصاد / توماس ساول

● روشنفکران و جامعه / توماس ساول

● افیون روشنفکران / ریمون آرون

● بهره یا ربا / موسی غنی‌نژاد

● توکویل / ژاک کنت-هوتر

● تحلیل دموکراسی در آمریکا / الکسی دو توکویل

● انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن/ الکسی دو توکویل

● تاریخ تحلیل اقتصادی (۳ جلد) / شومپیتر

● کاپیتالیسم، سوسیالیسم، دموکراسی / شومپیتر

● پیکتی: مغالطه‌ی قرن بیست‌ویکم / موسی غنی‌نژاد

● مقدمه‌ای بر معرفت‌شناسی علم اقتصاد/غنی‌نژاد

● در دفاع از کاپیتالیسم / زیتلمن

● سرانجام انسان طرازنوین / سوتلانا الکسیویچ

● صدراسلام و زایش سرمایه‌داری / بندیکت کلر

● چرا سوسیالیست نیستم / رند پال

● درک سازوکارهای پول / رابرت مورفی

#نمایشگاه_کتاب

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

یقینا بنیان سوسیالیسم، حسادت است.

بیایید برای عبدالکریمی یک متر جا بخریم تابا افکارش بیشتر از این بدبخت‌مون نکرده

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 چگونه می‌توان بیماری سوسیالیسم را درمان کرد؟ | ✍🏻 لارینس دبلیو. رید

➣ @Notes_On_Liberty

کابوس سوسیالیستی کشور تقریباً به پایان رسیده است. پرسش‌های مربوط به زمان و چگونگی پایان‌یافتن آن -که امیدواریم بدون خونریزی بیشتر صورت گیرد- در حال حاضر جای خود را به این اندیشه داده است که پس از آن چه باید بیاید. ملّتی که توسّط سوسیالیسم به قهقرا رفته است، چگونه بهبود می‌یابد؟ پاسخ: آزادی!

هر طرحی برای بهبودی باید با آموختن درس‌های سالیان گذشته آغاز شود. این درس‌ها بسیارند. در اینجا موارد عمده را بیان می‌کنم:

● سوسیالیسم هیچ نظریّه‌ای درباره‌ی خلق ثروت نداشته و ندارد. صرفاً بر مصرف متمرکز است. فرض بر این است که کسی، به‌نحوی، در جایی، چیزهایی را تولید می‌کند تا طرفداران بازتوزیع بگیرد و توزیع کنند. این یک بن‌بست است، که میلیون‌ها سوسیالیسم‌زده اکنون می‌دانند.

● سوسیالیسم قدرت را در دستان عدّه‌ی اندکی متمرکز می‌کند. افرادی را که به‌راحتی فاسد می‌شوند، جذب می‌کند و آن‌ها را بیشتر و بیشتر فاسد می‌کند. بدترین چیزها را در نظر افراد جذّاب نشان می‌دهد: حسادت، وابستگی، و فریبکاری.

● سوسیالیست‌ها عوام‌فریب‌اند. آن‌ها جامعه را به طبقات تقسیم می‌کنند و همه را مقابل یکدیگر قرار می‌دهند، زیرا می‌دانند که خودشان (سوسیالیست‌ها) با فقیر شدن بقیه‌ی جامعه به مرکز قدرت، توجّه، و ثروت تبدیل خواهند شد.

● سوسیالیسم از نظر معنوی و مادّی، فاجعه است. با خشم دائمی و قربانی‌شناسی تقویّت شده است. شأن و حیثیّت و اعتمادبه‌نفس فرد را از بین می‌برد. به خود می‌بالد که می‌تواند زندگی و اقتصاد فرد را برای او برنامه‌ریزی کند، ولی ویرانی و بدبختی برای آنان به‌جا می‌گذارد...

🖇 متن کامل: چگونه می‌توان بیماری سوسیالیسم را درمان کرد؟

#سوسیالیسم #طاعون_سرخ
#اقتصاد #ونزوئلا #ایران
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

تا پیش از ملّی‌سازی مراتع و منابع، اگر وحوشی مانند اینان چنین رفتاری با محیط‌زیست می‌داشتند، با ضربات دسته‌بیل و کلنگ افراد محلّی مواجه می‌شدند. با ملّی‌سازی مراتع و منابع نه‌تنها آن‌ها بی‌صاحب شدند، بلکه برخلاف تصوّر سیاستمداران و به دور از احساسات ملّی‌گرایانه، میزان تخریب آن‌ها افزایش یافت. ورود رایگان به این مناطق و نبود هیچ ناظر و محافظی، شرایط را برای بروز توحش فراهم کرد و شعائر سانتیمانتالیستی نظیر «شهر ما خانه‌ی ما»، «در حفظ محیط‌زیست کشورمان کوشا باشیم»، و «برای آیندگان فلان کنیم» هم ذرّه‌ای در بهبود رفتار مهاجمین مؤثّر نبود. امیدواریم که افراد بومی و محلّی به سلوک پیشینیان خود برگردند و مهاجمین را با دسته‌بیل و خود بیل آشنا سازند.

#لوکالیسم #مالکیت_خصوصی
#تراژدی_منابع_مشاع #ملی‌سازی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 بحران آب؟ مقصر کیست؟

➣ @Notes_On_Liberty

نزاع کشاورزان اصفهانی با دولت بر سر آب و شکسته‌شدن خط‌لوله‌ی انتقال آب به یزد بار دیگر قلم تحلیل‌گران مختلف را به جنبش درآورده است: مقصر بحران کشاورز اصفهانی است یا اهالی یزد؟ مقصّر کیست؟ محق کدام است؟ پاسخ این است که هیچ‌کدام. در تحلیل نهایی، دولت و برنامه‌ریزی مرکزی باید مقصر بحران به‌وجودآمده دانسته شود.

ردّ پای بحران کنونی -نه فقط در اصفهان، که در کل ایران- را باید در ملّی‌سازی منابع آب، برنامه‌ریزی مرکزی در راستای صنعتی‌سازی کشور، قیمت‌گذاری دستوری، و انواع و اقسام مداخلات کوچک و بزرگ دولت طی سالیان دراز باید جست. در ابتدا دولت مالکیّت افراد بر آب را با ملّی‌سازی منابع از میان برده است. منبع آبی که ساکنان حوزه‌ی آبی یک رود را تأمین می‌کرد و عرفاً حقّ مالکیّت آن بین اهالی تقسیم شده بود، حقّ مسلّم همه‌ی جمعیّت تحت سلطه‌ی دولت قلمداد شد. معنای ملّی‌سازی جز دولت‌سازی یک «چیز» نیست. فرض بر آن بگذاریم که یک معدن حقّ همه‌ی ساکنان کشور x است، و پس از مدّتی یکی از استان‌های آن کشور به تسخیر دولت y در آمد، آیا اهالی آن استان همچنان سهمی از منابع کشور x دارند یا نه؟ آیا ساکنان کشورهایی که سابقاً و به‌لحاظ تاریخی تحت سلطه‌ی حکومت کشور x بوده‌اند، از آن منابع سهم می‌برند؟ به همین روی، اساساً ملّی‌سازی صنایع/منابع معنایی جز سپردن آن به دست دولت و برنامه‌ریزی مرکزی ندارد. در اینجا با تراژدی منابع مشاع روبه‌رو خواهیم شد. مالکیّت دولتی بدون آینده‌نگری منابع را در راستای اهداف خود «مصرف» و «چپاول» می‌کند.

فرض کنید یک سرمایه‌گذار خصوصی قصد دارد که کارخانه‌ی ذوب‌آهن بنا کند. او ابتدا باید هزینه‌ها را بسنجد که آیا احداث کارخانه در دل کویر و خرید آب از مالکان رود نزدیک آن‌جا به‌صرفه‌تر است یا احداث آن در کنار منبع آبی عظیم‌تر، یعنی دریا (احتمالاً بدون مالک یا با قیمتی ارزان‌تر). ولی دولت، با تکیه بر منبع مالی بی‌پایان و سلطه‌ی قهرآمیز بر منابع، فارغ از ملاحظات اقتصادی، تنها متوجّه آن است که کدام مکان از لحاظ راهبردی مناسب‌تر است، به مرکز نزدیک‌تر بوده، و دیرتر به تصرّف دشمن درمی‌آید.

دوم، دولت با قیمت‌گذاری دستوری بر روی برخی اقلام کشاورزی (به زبان دولت: محصولات استراتژیک!)، و ممنوعیّت برخی محصولات مانند خشخاش، کشت بعضی از محصولات را سودآور و برخی دیگر را زیان‌آور ساخته است. در چنین شرایطی کشاورزان به کشت محصولاتی می‌پردازند که از قید قیمت‌گذاری دولتی خارج هستند یا قیمت مناسب‌تری دارند (ممنوعیّت خریدوفروش گندم به افراد و شرکت‌های خصوصی و، در مقابل، کاهش واردات برنج از خارج را در نظر بگیرید).

از سوی دیگر، دولت با مداخله‌ی سدسازی، مصرف آب در برخی مناطق را افزایش می‌دهد. برداشت آب از بالادست رودها، شهرک‌سازی‌ها و باغ‌سازی‌های گسترده در اطراف سدهای ذخیره‌ی کشور، تنها به‌لطف مجوزهای دولتی ممکن شد و مالکان سنّتی طی هزاران سال از چنین اقدام پرهیز کرده بودند و در صورت اقدام به احداث باغ، از سهم آبی معیّن استفاده می‌کردند.

وانگهی، دولت با ملّی‌سازی منابع آبی و عرضه‌ی ارزان‌قیمت آب (یارانه)، انگیزه‌ی صرفه‌جویی و مصرف محتاطانه‌ی آن را از میان برده است. در بازار آزاد، سازوکار قیمت‌ها در مواقع ترسالی و خشکسالی، جلوی مصرف بی‌رویّه‌ی آب را می‌گیرد، و مصرف آن را مدیریّت می‌کند. حتّی انتقال آب از یک شهر به شهر دیگر تابعی از نظام قیمت‌هاست و ملاحظات آینده‌نگرانه را جانشین کوته‌بینی و «مصرف» صرف منابع می‌کند.

راهکار بحران کنونی کشور چیزی جز مجموعه‌ای از اقدامات ضدسوسیالیستی (دولت‌زدایی) نتواند بود. ملّی‌زدایی منابع و مراتع، بازگرداندن مالکیّت منابع به مالکان تاریخی و محلّی، خصوصی‌سازی صنایع، آزادسازی قیمت‌ها و قطع یارانه به کشاورزان و صنایع، لازمه‌ی بازگشت نظم طبیعی به کشور است و شرّ برنامه‌ریزی بیشتر و متمرکزتر، که بیش از صد سال کشور را به اسارت گرفته، تنها بر مشکلات میافزاید.

#آب #مالکیت #ملی‌سازی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«نوبهار آمد و نوروز نو آورد نشاط،
ز مهی چون بت نوشاد میِ سرخ ستان

تا بجایست زمین با طرب و شادی زی
تا بپایست فلک با خوشی و رامش مان»
(قطران تبریزی)

֎ نوروزتان خرّم! جشن شکوهمند نوروز و فرارسیدن سال ۱۴۰۴ خورشیدی و ۱۳۹۴ یزدگری، بر همه‌ی ایرانیان شاد باد. به امید زندگی‌ای در سایه‌ی آزادی.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

امروز کتاب به دستم رسید. متوجّه شدم که بخش‌هایی از کتاب قربانی تیغ تیز سانسور آقایان شده و از کتاب حذف گردیده است. قسمت‌های محذوف و سانسورشده را در این‌جا می‌آورم تا محتوای کتاب و گفته‌های میزس بر خوانندگان روشن شود.

در صفحه‌ی ۲۴۱ (بخش ۵ از فصل هشتم)، در پایان صفحه، میزس چنین گفته است:

بشریّت هزینه‌ی سنگینی برای احساسات ضدّ سامی و ضدّ یهودی پرداخت کرده است.



در صفحه‌ی ۳۳۹ (بخش ۵ از فصل دوازدهم)، با عنوان «مشکلات آسیا»، بخش‌هایی از بند سوم و دو بند پس از آن به‌طور کامل سانسور و حذف شده است:

... افزون بر این، این مسئله نشان می‌دهد که تمدّن غربی، که انگلیسی‌ها می‌خواستند بومیان تحت سلطه را از آن بهره‌مند سازند، مورد استقبال آن‌ها قرار گرفته است. ممکن است این امر را بدیهی انگاریم. گواه امر این است که همه‌ی این نژادهای رنگین‌پوست نه‌تنها مشتاق پذیرش روش‌های فنّی تمدّن غرب بودند، بلکه مشتاق آموختن آموزه‌ها و ایدئولوژی‌های سیاسی غرب نیز بوده و هستند. دقیقاً همین پذیرش تفکّر غربی بود که سرانجام آن‌ها را علیه حکومت مطلقه‌ی مهاجمان برانگیخت.

خواسته‌های مردم آسیا برای دستیابی به آزادی و تعیین سرنوشت، نتیجه‌ی غرب‌گرایی آن‌هاست. بومیان با ایدئولوژی‌های وام‌گرفته‌شده از اروپاییان، با خود آنان می‌جنگند. اینکه اعراب، هندوها و چینی‌ها معنای آموزه‌های سیاسی غرب را به‌خوبی درک کرده‌اند، بزرگ‌ترین دستاورد سیاست‌های آسیایی سده‌ی نوزدهم اروپا است.

مردم آسیا توجیهی برای مقصّر دانستن مهاجمان به‌خاطر جنایاتی که در سال‌های گذشته مرتکب شده‌اند، ندارند. این افراط‌ها هرچند از منظر اصول و اهداف لیبرالی غیرقابل دفاع بودند، ولی وقتی با معیارهای آداب‌ورسوم و عادات شرقی سنجیده می‌شدند، چیز خارق‌العاده‌ای نبودند. ولی شرق به‌خاطر نفوذ افکار غربی ممکن است هرگز درستی کشتار و شکنجه دشمنان را زیر سؤال نبرده باشد. روش‌های بومی آن‌ها بسیار وحشیانه‌تر و نفرت‌انگیزتر بود. این متناقض است که این مسائل را با نارضایتی‌های گذشته، درست در لحظه‌ی که پرجمعیّت‌ترین کشورهای آسیایی تمدّن‌های خود را تنها با کمک نظامی آنگلوساکسون‌ها می‌توانند حفظ کرد، بیان کنیم.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«اینک زمین را می‌ستاییم؛
زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اهوره‌مزدا!
زنان را می‌ستاییم.
زنانی را که از آنِ تو به شمار آیند،
و از بهترین اَشَه برخوردارند، می‌ستاییم.» (یسنا، هات سی‌وهشتم)

❈ پنجم اسفندماه، سپندارمذگان، جشن بزرگداشت زن و زمین، فرخنده باد.
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«ما نه وارثان محافظه‌کاران، بلکه وارثان راسخ و استوار دشمنان دیرپای آن‌ها، لیبرال‌های کلاسیک، هستیم. لیبرالیسم کلاسیک با ارادت به آزادی فردی و سیاست خارجی صلح‌جویانه، از ابتدا خود را در قطب مخالف محافظه‌کاری قرار داد، و این تضاد تا امروز ادامه دارد. محافظه‌کاری یعنی طرفداری از حکومت بزرگ و دولت‌گرایی در سراسر جهان؛ یعنی طرفداری از میلیتاریسم و سرکوب آزادی‌های مدنی در داخل، و مداخله‌، امپریالیسم و ​​سیاست خارجی جنگ‌طلبانه در خارج از کشور؛ محافظه‌کاری یعنی تکریم دولت و رهبر آن، و یعنی «اخلاق» تحمیلی دین‌مآبانه، که تحت لوای آن، دولت رفتاری را که خالص و درست تصور می‌شود بر اتباع خود تحمیل می‌کند. لیبرتارینیسم، به‌عنوان وارث لیبرالیسم کلاسیک، برعکس محافظه‌کاری، از آزادی فردی و عدم مداخله‌ی حکومت در داخل یا خارج حمایت می‌کند. ما به فرد صلح‌طلب احترام می‌گذاریم، و با دستگاه دولتی دشمنیم. ما دین و اخلاق را دغدغه‌ی خصوصی هر فرد می‌دانیم.»

❈ مورای روتبارد، انجمن آزادی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«اگر اسلحه محدود یا غیرقانونی باشد، دلیلی وجود ندارد که انتظار داشته باشیم مجرمانِ مصمّم و قاطع توجّه چندانی به قانون داشته باشند. پس مجرمان همیشه می‌توانند اسلحه بخرند و حمل کنند؛ این تنها قربانیان بی‌گناه آن‌ها خواهند بود که از لیبرال‌های [= چپ آمریکایی] دلواپس، که قوانینی را علیه اسلحه و دیگر سلاح‌ها وضع می‌کند، رنج خواهند برد.» (مورای روتبارد)

- فکر می‌کنید مخالفان آزادی اسلحه با دیدن این نوع جنایات، در اعتقادات شوم خود بازنگری می‌کنند؟ اصلاً. آن‌ها به شما خواهند گفت که اگر اسلحه آزاد بود این جنایات بیشتر می‌شد، چون افراد بیشتری سلاح در اختیار داشتند! ذهن آن‌ها هرگز توانایی درک این را نخواهد داشت که تبهکاران همواره سلاح خود را به دست خواهند آورد.

#آزادی_اسلحه #حق_دفاع #دفاع_از_خود
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 لیبرتارین‌های متقدم مخالف حق رأی همگانی بودند | ✍🏻 رایان مک‌مکن

➣ @Notes_On_Liberty

مسئله‌ی تعیین معیاری برای مشارکت سیاسی در انتخابات، مسئله‌ی رایجی در میان لیبرتارین‌های متقدّم -افرادی که پیس از سده‌ی بیستم «لیبرال» نامیده می‌شدند- بود. این لیبرتارین‌ها با قدرت دولتی مخالف بودند و از مالکیّت خصوصی حمایت می‌کردند و همچنین می‌خواستند گستره‌ی رأی‌دهندگان را افزایش دهند. با این‌حال، حتّی این اصلاح‌طلبان رادیکال هم این را درک می‌کردند که اجازه‌ی شرکت در انتخابات به همگان بدون درنظرگرفتن اینکه «پوست در بازی» دارند یا نه، حماقت است. احتیاط حکم می‌کرد که مشارکت‌کنندگان سیاسی باید به نحوی از انحاء در جامعه سرمایه‌گذاری کنند.

این امر مشکل جدیدی را به‌وجود آورد: چگونه می‌توانیم میزان دلبستگی یک فرد به جامعه را اندازه‌گیری کنیم؟ از نظر تاریخی، این دلبستگی بر اساس مالیات و دارایی سنجیده می‌شد. با این‌حال، ممکن است هنگام درنظرگرفتن مشکل تابعیّت برای مهاجران، نیاز به معیارهای دیگری نیز باشد. در هر صورت، مسئله‌ی مشارکت سیاسی از روزگار اصلاح‌طلبان لیبرتارین تغییر اساسی نکرده است.

لاک و همترازخواهان: حق رأی مالیات‌دهندگان

مورای روتبارد همترازخواهان انگلیسی سده‌ی هفدهم را «نخستین جنبش توده‌ای لیبرتارین خودآگاه جهان» نامید. آن‌ها مخالف سرسخت مطلق‌گرایی سلطنتی و اقتدارگرایی کرامولی، که پس از آن به‌وجود آمد، بودند. آن‌ها با مرکانتیلیسم مخالفت ورزیدند، از تجارت آزاد حمایت کردند و به‌دنبال گسترش حقّ رأی بودند. از سوی دیگر، آن‌ها همچنین به حقّ رأی محدود اعتقاد داشتند.

امروزه بحث‌هایی در میان مورّخان وجود دارد که همترازخواهان محدودیّت این حقّ رأی را تا چه حد می‌دانستند. رالف رایکوِ تاریخ‌نگار، بیان می‌دارد که همترازخواهان «محصول عادّی لیبرالیسم بورژوایی بودند و در واقع از محدود کردن حقّ رأی به کسانی که مالیات می‌پرداختند، دفاع می‌کردند.»...

🖇 متن کامل: لیبرتارین‌های متقدم مخالف حق رأی همگانی بودند

#لیبرالیسم #لیبرتاریانیسم
#حق_رای #همترازخواهان
#جان_لاک #مونتسکیو
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

در نهایت، آتنی‌ها بیش از آنکه آزادی بخواهند، امنیت می‌خواستند. آن‌ها زندگی راحتی می‌خواستند و همه چیز را از دست دادند: امنیت، آسایش و آزادی. وقتی آتنی‌ها خواستند که به جامعه چیزی ندهند، بلکه جامعه به آن‌ها چیزی بدهد، وقتی رهایی از مسئولیت را بیش از هر آزادی دیگری می‌طلبیدند، آنگاه آتن دیگر آزاد نبود و دیگر هرگز آزاد نشد. در دنیای مدرن، هر زمان که خواستار قیم‌مآبی دولتی می‌شویم، باید سرنوشت شوم آتنی‌ها را به یاد آوریم.

● مارگارت تاچر، بنیان‌های اخلاقی جامعه (۱۹۹۵)

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

از میان تمام استبدادها، استبدادی که صادقانه برای خیر قربانیان اعمال می‌شود، می‌تواند ظالمانه‌ترینِ آن‌ها باشد. زندگی تحت سلطه‌ی اربابان دزد بهتر از زندگی تحت سلطه‌ی مداخله‌گران و فضول‌های اخلاق‌گرای قادر مطلق است. ظلم ارباب دزد ممکن است گاهی اوقات فروکش کند، حرص و طمع او ممکن است در مقطعی ارضا شود؛ ولی کسانی‌که ما را به‌خاطر خیرِ خودمان عذاب می‌دهند، پیوسته و بی‌پایان ما را عذاب خواهند داد، زیرا این کار را با تأیید وجدان خود می‌کنند.

● خداوند در محکمه، سی. اس. لوئیس

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

با بروزرسانی جدید تلگرام، از این پس می‌تونید مستقیماً به ادمین کانال پیام بدید. این گزینه رو فعال کردم و پیشنهادها و نقدهاتون رو می‌خونم. اگر هم مطلبی متناسب با موضوع کانال ارسال بشه منتشر می‌کنم.

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

درسته؛ از جمله آقای مترجمی که تصور کرده با ترجمه‌ی یکی دو اثر از میزس، صاحب‌نظر لیبرال شده و، با رطب و یابس بافتن، از لیبرالیسم مایه میذاره تا سیاست‌های سوسیالیست‌های تاجدار رو توجیه کنه! باید از آن دسته از «طالبان» قدرت که نقاب لیبرالیسم و لیبرتاریانیسم بر چهره زده‌اند بیشتر از سوسیالیست‌ها در هراس بود!

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📖 کتاب «فردگرایی و فلسفه‌ی علوم اجتماعی» منتشر شد.
● نویسنده: مورای روتبارد
● مترجم: مهران خسروزاده

◈ از متن:
«مسائل متفاوت، قواعد و دستورالعمل‌های بسیار متفاوتی می‌طلبند. اگر استفاده از روش‌هایی خاص در برخی رشته‌ها پیشرفت‌های چشمگیری به ارمغان آورده است، دلیلی ندارد که همان روش‌ها در دیگر رشته‌ها به همان اندازه موفق باشند. در حقیقت، در مواجهه با مسائل و پدیده‌های پیچیده‌ای که در علوم اجتماعی یا زیستی به آن‌ها برمی‌خوریم، احتمالا به رویکردی نیاز داریم که با روشی که در علوم طبیعی بسیار موفق عمل‌ کرده، فرق می‌کند.

روش‌شناسی حائز اهمیت‌ست؛ چراکه در مقابل شیوه‌های فکری‌ای که همچنان بر اندیشه‌های سیاسی تاثیر عمیقی می‌گذارند چراغ‌های هشداردهنده‌ای می‌‎افروزد. مقالات روتبارد که در اینجا تجدیدچاپ شده‌اند، برای کسانی‌که مایل نیستند خودشان وارد مجادله فلسفی شوند اما به درک آن مناقشات درباره روش -که هر فرد اهل تفکری باید به آن علاقه‌مند باشد- علاقه‌مندند، راهنمای مفیدی فراهم کرده است. جای تردید نیست که اهمیت موضوعات بررسی شده همچنان به قوت خود باقی است...»


#معرفی_کتاب
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«جامعه اساساً تبادل متقابل خدمات است. افراد تا آنجاکه فرصت انتخاب دارند، آزادند... درباره‌ی دستگاه اجتماعی سرکوب و زور، یعنی حکومت، بحث آزادی مطرح نیست. حکومت اساساً نفی آزادی است. حکومت یعنی توسل به خشونت یا تهدید به خشونت برای مطیع‌ساختن همه‌ی مردم در برابر دستورها. قلمرو اختیارات حکومت تا هرجایی‌که گسترش یابد، در آن اجبار وجود دارد، نه آزادی... حکومت، آنطور که برخی دوست دارند بگویند، شر لازم نیست؛ شر نیست، بلکه وسیله‌ای است که می‌تواند همزیستی مسالمت‌آمیز انسانی را ممکن سازد. حکومت نقطه‌ی مقابل آزادی است. کتک‌زدن، زندانی‌کردن، دار زدن است. حکومت سرکوب است نه آزادی. آزادی را تنها در حوزه‌ای می‌توان یافت که حکومت در آن دخالت نکند. آزادی همیشه رهایی از حکومت است. آزادی جلوگیری از مداخله‌ی حکومت است.»

❈ لودویگ فون میزس، آزادی و مالکیت
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 برآمدن دولت و پایان پول خصوصی (بخش یکم) | ✍🏻 رایان مک‌مکن

➣ @Notes_On_Liberty

امروزه در بحث‌های پیرامون نظام‌های پولی جهان معمولاً چیزی وجود دارد که تقریباً همه روی آن اتّفاق نظر دارند: اینکه پول باید توسّط سازمان‌هایی که «دولت» یا «دولت‌ مستقل» می‌نامیم، کنترل شود. امروزه وقتی می‌گوییم «دلار آمریکا»، منظور ارزی‌ست که دولت ایالات متّحده منتشر می‌کند. وقتی می‌گوییم «پوند انگلیس» منظور پول صادرشده‌ی رژیم بریتانیا است.

البته این فرض نیاز به وجود پول دولتی همیشه واقعیّت نداشته است. در واقع، تاریخ ظهور دولت، تاریخی سرشاز از تلاش‌های دولت‌ها برای جایگزینی پول بخش خصوصی با پول تحت کنترل دولت است.

دلایل این امر بسیار است. کنترل عرضه‌ی پول -که معمولاً با مداخله در بخش مالی تکمیل می‌شود- به دولت‌ها اجازه می‌دهد تا قدرت بیشتری در گسترش مخارج دولتی و استقراض دولتی داشته باشند. شاید مهم‌تر از همه، به دولت‌ها این امکان را می‌دهد که در زمان جنگ و دیگر «موقعیّت‌های اضطراری» هزینه‌های هنگفتی بکنند.

همان‌طور که خواهیم دید، نزاع بین امور مالی دولتی و خصوصی طولانی بوده است. سده‌ها طول کشید تا رژیم‌ها نوعی مشروعیّت و قدرت مقرّرات‌گذاری لازم برای انحصار بر پول را به‌دست آورند. و حتّی امروز، دولت‌ها تا حدودی به‌خاطر واقعیّت‌های رقابت بین‌المللی بین ارزها محدود شده‌اند. آن‌ها همچنین به‌دلیل وجود مستمر شبه‌پول‌هایی که به‌عنوان ذخیره‌ی ارزش عمل می‌کنند، مانند طلا، نقره، و ارزهای دیجیتال محدود شده‌اند. با این‌حال، نمی‌توان انکار کرد که دولت در سده‌های اخیر در زمینه‌ی کنترل پول دستاوردهای عظیمی داشته است...

🖇 متن کامل: برآمدن دولت و پایان پول خصوصی

#پول #پول_طلا #پول_کالایی
#دولت #اقتصاد #پول_خصوصی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

«اگر کسی نتواند برای تأمین عدالت به مرجعی جز حکومت متوسل شود، عدالت مورد سوءاستفاده‌ی حکومت قرار خواهد گرفت؛ حتی اگر قانون اساسی و دیوان عالی وجود داشته باشد. قوانین اساسی و دیوان‌های عالی نهادهای دولتی هستند، و هر محدودیتی که وضع شود به‌ناچار باید توسط کارگزاران همان سازمان بررسی شود. قابل پیش‌بینی است که تعریف مالکیت و امنیت پیوسته تغییر می‌کند و قلمرو اختیارات حکومت گسترش می‌یابد تا جایی‌که، در نهایت، مفهوم حقوق جهان‌شمول و تغییرناپذیر بشر، به‌ویژه حق مالکیت، نابود شود، و قانون -به‌عنوان مصوبات حکومتی- و حقوق -به‌عنوان کمک‌های دولتی- جایگزین آن گردند.»

❈ هانس هرمان هوپ، اخلاق روتباردی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 آیا مخارج حکومت و انبساط پولی ثروت جدید خلق می‌کند یا آن را از بین می‌برد؟ | ✍🏻 فرانک شوستاک

➣ @Notes_On_Liberty

بسیاری از اقتصاددانان ادّعا می‌کنند که رشد اقتصادی ناشی از افزایش تقاضای کل برای کالاها و خدمات است؛ افزون بر این، ادّعا می‌کنند که تولید کلّی چندین برابر افزایش مخارج حکومت، مصرف‌کنندگان، و کسب‌وکارها افزایش می‌یابد. بنابراین، جای شگفتی نیست که اکثر مفسّران اقتصادی معتقدند که یک محرّک مالی و پولی تقاضای کل را تقویّت می‌کند و جلوی سقوط اقتصاد به ورطه‌ی رکود را می‌گیرد.

این اقتصاددانان معتقدند افزایش مخارج حکومت و تزریق پول از طرف بانک مرکزی باعث افزایش تولید کالا و خدمات و تقویّت تقاضای کل می‌شود. این بدان معناست که تقاضا، عرضه را به‌وجود می‌آورد. با این‌حال، آیا این درست است؟

چرا عرضه بر تقاضا مقدم است؟

در اقتصاد بازار، تولیدکنندگان صرفاً برای مصرف خود تولید نمی‌کنند. برخی از محصولات تولیدی آن‌ها برای مبادله با آنچه دیگران تولید می‌کنند، استفاده می‌شود. از این‌رو، در اقتصاد بازار، تولید مقدّم بر مصرف است، بدین معنی که چیزی با چیز دیگری مبادله می‌شود. این همچنین به‌معنای آن است که افزایش تولید کالا و خدمات منجر به افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات می‌شود.

به‌گفته‌ی دیوید ریکاردو،

هیچ‌کس تولید نمی‌کند، مگر با هدف مصرف یا فروش، و هرگز نمی‌فروشد، بلکه به قصد خرید کالای دیگری که می‌تواند برای حال او مفید باشد یا به تولید آینده کمک کند. پس با تولید، لزوماً یا مصرف‌کننده‌ی کالای خود می‌شود یا خریدار و مصرف‌کننده‌ی کالای شخص دیگری.

تقاضای یک فرد به توانایی او برای تولید کالا محدود می‌شود. هر چه یک فرد بتواند کالاهای بیشتری تولید کند، کالاهای بیشتری می‌تواند تقاضا کند. برای مثال، اگر پنج نفر ده سیب‌زمینی و پنج گوجه تولید کنند، این تمام چیزی است که می‌توانند تقاضا کنند و مصرف کنند. تنها راه مصرف بیشتر، تولید بیشتر است.
🖇 متن کامل: آیا مخارج حکومت و انبساط پولی ثروت جدید خلق می‌کند یا آن را از بین می‌برد؟

#اقتصاد #پس‌انداز #صرفه‌جویی
#سرمایه‌گذاری #ثروت #تولید
#مخارج_دولتی #عرضه #تقاضا
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

● کتاب «حکومت قادرمطلق؛ ظهور دولت تمامیّت‌خواه و جنگ تمام‌عیار»
● نویسنده: لودویگ فون میزس
● مترجم: شیدوَش سپهرداد

برای کسب اطلاعات بیشتر و خرید به سایت نشر آماره مراجعه کنید:

https://nashreamareh.ir/product/economics/international/ghader/

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📖 کتاب «حکومت قادرمطلق؛ ظهور دولت تمامیّت‌خواه و جنگ تمام‌عیار» توسط نشر آماره منتشر شد.
● نویسنده: لودویگ فون میزس
● مترجم: شیدوَش سپهرداد

◈ از متن:
«نوع جدیدی از خرافات اذهان مردم را تسخیر کرده است: پرستش دولت. مردم خواستار اعمال روش‌های زور و اجبار، خشونت و تهدید هستند. بدا به حال کسی که در برابر بت‌های مد روز زانو نزند! دولت نهادی انسانی است، نه موجودی فرابشری. کسی که می‌گوید «دولت»، منظورش زور و اجبار است کسی که می‌گوید: قانونی در این مورد باید وجود داشته باشد، منظورش این است که افراد مسلح حکومت باید مردم را مجبور به انجام کاری که دوست ندارند، بکنند و از کاری که دوست دارند انجام دهند، منع کنند... کسی که می‌گوید دولت خداست، اسلحه و زندان را خدا می‌داند. بدترین شرارت‌هایی که تاکنون به بشر تحمیل شده از سوی حکومت‌های شریر ساخته شده است. دولت می‌تواند منبع اصلی بدبختی و فاجعه باشد و اغلب در طول تاریخ چنین بوده است.»

در قطع وزیری - ۳۶۲ صفحه

برای کسب اطلاعات بیشتر و خرید آنلاین به سایت نشر آماره مراجعه کنید:

https://nashreamareh.ir/product/economics/international/ghader/

#معرفی_کتاب
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

فی‌الواقع آزادی اسلحه و حق دفاع باعث میشه که مردم هر روز همدیگر رو بکشند و بدرّند. ولی انحصار اسلحه در دست دولت خیلی خوبه و دولت خردمند و خوب هیچ‌کس رو نمی‌کشه 🥹

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

📃 چگونه آزادی سوئد را ثروتمند ساخت و سوسیالیسم آن را ویران کرد | ✍🏻 یوهان نوربرگ

➣ @Notes_On_Liberty

این روزها همه لیبرال هستند

جنبش لیبرال پیروز شده بود، ولی در آستانه‌ی آن بود که قربانی موفّقیّت خود شود. در ژانویه ۱۸۶۷، لیبرالیسم با پارلمان جدید و دموکراتیک‌تر بدون تقسیم به املاک، ظفرمند جلوه‌گر شد. لارس یوهان هیرتا، قدیمی‌ترین نماینده‌ی مجلس، سخنرانی افتتاحیّه را ایراد کرد و در آن اصلاحات را گرامی داشت و به نمایندگان هشدار داد که ایده‌های جدیدی درباره‌ی نحوه‌ی گرفتن پول از مردم ارائه نکنند. یکی از مفسّران گفت: «حالا دیگر احزاب وجود ندارند. امروز همه لیبرال هستند.»

ولی از جهتی، این مسئله برای لیبرال‌های کلاسیک مشکلاتی به‌وجود آورد. به‌نظر می‌رسید که آن‌ها برنامه‌ی خود را به پایان رسانده بودند. ائتلافی که ایده‌ها را به پیروزی رسانده بود، اکنون منافع دیگری را مدّنظر داشت. این را می‌توان در احزاب جدیدی که در مجلس تشکیل شد، دید. اهالی حکومت لیبرال قدیم، با هدف دفاع از اصلاحات، و نه فراتر رفتن از آن، حزب وزیران را راه انداختند. یک گروه کوچک‌تر حزب نئولیبرال را تأسیس کرد؛ این حزب از نظر اقتصادی لیبرال بود و می‌خواست اصول خود را به موضوعات فرهنگی و سیاسی، از جمله حقوق بیشتر برای زنان، حاکمیّت قانون گسترده‌تر، و دموکراسی بیشتر بسط دهد. حزب برجسته‌ی جدید «حزب مردان روستایی» بود، حزبی برای کشاورزان که دارای عناصر لیبرال بود، و می‌خواست مالیات‌ها را کاهش دهد و به کسانی‌که خارج از تشکیلات استکهلم بودند قدرت بیشتری بدهد.

بدیهی است که لیبرال‌ها بین همه‌ی آن احزاب تقسیم شدند. گریپنشتد و لیبرال‌های میانه‌رو به حزب وزیران پیوستند. هیرتا و لیبرال‌های رادیکال مدّتی به حزب نئولیبرال پیوستند و هدلاند و بسیاری از لیبرال‌های خارج از استکهلم عضو حزب روستایی شدند. این بدین معنا بود که همه‌ی احزاب تحت تأثیر لیبرالیسم بودند، و یک حکومت لیبرال همچنان فرمان می‌راند -ولی همچنین بدین معنی بود که لیبرالیسم دیگر نیروی منسجم و مؤثّری برای نیل به یک هدف مشترک نیست...

🖇 متن کامل: چگونه آزادی سوئد را ثروتمند ساخت و سوسیالیسم آن را ویران کرد


#سوئد #بازار_آزاد #لیبرالیسم
#آزادی_اقتصادی #سرمایه‌داری
#سوسیالیسم #سوسیال‌دموکراسی
➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

رویکرد مرسوم به توسعه‌ی اقتصادی برای ثروتمند کردن کشورهای فقیر، مبتنی بر یک توهّم تکنوکراتیک است: این باور که فقر یک مشکل کاملاً فنّی و تکنولوژیک است که می‌تواند با راه‌حل‌های فنّی مانند کود، آنتی‌بیوتیک یا مکمّل‌های غذایی برطرف شود. رویکرد تکنوکراتیک علّت واقعی فقر، یعنی قدرت لگام‌گسیخته‌ی دولت در برابر افراد فقیر و بدون حقوق را نادیده می‌گیرد.

کارشناسان فنّی ناخواسته با این توهّم تکنوکراتیک، به دولت، به‌عنوان نهادی که راه‌حل‌های فنّی را اجرا می‌کند، اختیارات و مشروعیّت جدیدی اعطا می‌کنند. اقتصاددانانی که از رویکرد تکنوکراتیک حمایت می‌کنند، به ساده‌لوحی وحشتناکی درباره‌ی قدرت دچارند؛ اینکه با کاهش یا حتّی حذف محدودیّت‌های قدرت، دولت به میل خود خیرخواه باقی خواهد ماند.

آنچه قبلاً حقّ الهی پادشاهان نامیده می‌شد در زمان ما به حقّ توسعه‌ی دیکتاتورها تبدیل شده است. دیدگاه مسلّم در باب توسعه، دیدگاه مستبدّان خوش‌نیّت است که کارشناسان فنّی توصیه می‌کنند، و ما آن را توسعه‌ی اقتدارگرا یا آمرانه می‌نامیم. واژه‌ی تکنوکراسی (مترادف توسعه‌ی اقتدارگرا) خود یک مفهوم ابداعی در اوایل سده‌ی بیستم است؛ به‌معنای «حکمرانی متخصّصان.»

تراژدی اخلاقی توسعه‌ی امروز، تردستی و شعبده‌ای است که توجّه را به راه‌حل‌های فنّی معطوف می‌کند و در عین حال بر نقض حقوق افراد سرپوش می‌گذارد. حقوق فقرا به خودی خود اهداف اخلاقی هستند. رویکرد اخلاقی خنثی به افراد فقیر وجود ندارد. هر رویکرد توسعه‌گرایانه یا به حقوق فقرا احترام می‌گذارد یا آن‌ها را زیر پا می‌نهد. توسعه‌ی اقتدارگرایانه نیز یک تراژدی عملی است.

تاریخ و تجربه‌ی مدرن نشان می‌دهد که افرادِ آزادِ دارای حقوق سیاسی و اقتصادی -که آن را توسعه‌ی آزاد می‌نامیم- نظام حلّ مشکلات بسیار موفّقی را برقرار می‌کنند. توسعه‌ی آزاد به ما این حق را می‌دهد که یکی از هزاران مشکل‌گشای خودجوش را انتخاب کنیم و به کسانی‌که مشکلات ما را حل می‌کنند پاداش دهیم.

توسعه‌ی آزاد به چرخ معیوب پرسروصدا اجازه می‌دهد تا برای رفع مشکل روغن پیدا کند، در حالی‌که توسعه‌ی اقتدارگرایانه چرخ معیوب را ساکت می‌کند؛ احتمالاً با حمله‌ی پلیس و مجازات زندان.

توهّم تکنوکراتیک این است که فقر ناشی از کمبود تخصّص است، در حالی‌که فقر واقعاً به کمبود حق مربوط می‌شود. تأکید بر مسئله‌ی تخصّص و کارشناسی مشکل حقوق را بدتر می‌کند. مشکلات فنّی و تکنولوژیک فقرا، نشانه‌ی فقر است، نه دلیل آن. علّت فقر فقدان حقوق سیاسی و اقتصادی، نبود یک نظام سیاسی و اقتصادی آزاد است که راه‌حل‌های فنّی برای مشکلات فقرا پیدا کند. مستبدّی که کارشناسان انتظار دارند راه‌حل‌های فنّی را اجرا و مشکلات فنّی را برطرف کند، خود بزرگترین مشکل است.

یکی از مفاهیم رایج در میان توسعه‌گرایان مفهوم «دیکتاتور خیرخواه» است. بر اساس این مفهوم، رهبر ممکن است قدرت و اختیارات نامحدودی داشته باشد، ولی نیّت او در زمینه‌ی استفاده از قدرت، نیّت خیر فرض می‌شود. او فقط به مشاوره‌ی متخصّصان نیاز دارد تا کارهای خوب انجام دهد.

حمایت از رویکرد توسعه‌ی اقتدارگرایانه گاهی آشکار نیست، بلکه در لفافه است؛ اغلب با لباس نوع‌دوستی جلوه می‌کند تا خودخواهی.

● استبداد متخصصان، ویلیام ایسترلی

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…

On Liberty | درباره‌ی آزادی

منقول است که توکویل اندکی پیش از انقلاب ۱۸۴۸ در مجلس نمایندگان فرانسه گوش به زمین چسبانده و گفته بود: صدای پای انقلاب به گوش می‌رسد. امروز نیز اگر عاقلی گوش به زمین بچسباند، صدای پای سوسیالیسمِ بیشتر را، که رخت اپوزیسیون بر تن کرده، آشکارا می‌شنود. در واقع، محلّ اختلاف جمهوری سوسیالیستی حاکم بر ایران و اپوزیسیونش، مسئله‌ی قدرت است؛ چه کسی باید قدرت داشته باشد تا سیاست‌های سوسیالیستی را اجرا کند؟ خصومت و مقابله‌ای با اصل سوسیالیسم و اقتصاد دولتی در میان گفته‌ها و نوشته‌های اپوزیسیون به چشم نمی‌خورد، و نه‌تنها این، که وعده‌های رفاهی آنان با وعده‌های رژیم سوسیالیستی کنونی در رقابتی تنگاتنگ به سر می‌برند.

با افزایش تدریجی گرایش به لیبرتاریانیسم (لیبرالیسم کلاسیک) و آزادی اقتصادی در میان بخشی از مردم، سوسیالیست‌های در قدرت و سوسیالیست‌های بی‌قدرت به جوش و خروش آمده، ترسان و حیران متّحداً کمر همّت به نبرد با آن بسته‌اند. طایفه‌ی «چپ‌گراتر از چپ‌ها» نیز پس از تلاش‌های ناموفّق برای چسباندن خود به لیبرالیسم و سرمایه‌داری، «عداوت خود ظاهر کرد» و به «اتّحاد مقدّس» برای نبرد با آزادی پیوست.

سوسیال‌دموکرات قصّه هم به پیروی از اسلاف سوسیالیست‌اش سالاد کلماتی ردیف کرده تا همان سخنان احمقانه‌ای را بگوید که کارلایل بیش از یک سده پیش گفته بود: اقتصاد علم نیست! به همین ترتیب، دلایل و شواهد علمی برای زمین‌تخت‌گرایان نیز علم نیست و نیروی جاذبه چیزی جز سخنان پوچ و بیهوده نمی‌تواند بود. (در اینجا به نادانی‌اش در باب ریشه‌های لیبرالیسم نمی‌پردازم.)

اگر تقابل سوسیالیست‌ها (با هر پیشوند و پسوندی اعمّ از سوسیال‌دموکرات، سوسیالیست لیبرتارین، سوسیالیسم سبز، نئوسوسیالیسم) با بازار آزاد را عناد با خود آزادی ندانیم، در بهترین حالت می‌توان آن را ناشی از عدم درک زنجیره استدلال‌های منطقی علم اقتصاد و نادانی نسبت به شیوه‌ی کار اقتصاد دانست. اجزای اقتصاد به شکل منفرد و مجزّا از هم کار نمی‌کنند. بلکه بازار آزاد شبکه‌ای از کنش‌هاست که بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند، سیگنال‌هایی را ارسال می‌کنند، که بر محاسبات و شیوه‌های تولید اثر می‌گذارد و هر مداخله‌ای در این ساختار به‌معنی ایجاد اختلال و عواقب زیان‌بار دیگر است.

اعتراض لیبرال‌ها به مداخلات حکومت، ناشی از خودخواهی و منفعت‌طلبی ایشان یا دشمن با اقشار کم‌درآمد و فقیر نیست، بلکه مخالفت با ریشه‌های فقر و عوامل به‌وجودآورنده‌ی آن است. تنها چیزی که وضعیّت مادی آدمیان را بهبود می‌بخشد انباشت سرمایه، سرمایه‌گذاری بیشتر و تولید کالاست؛ و هزینه‌ها و مداخله‌های حکومت دقیقاً همان چیزی‌ست که روند تشکیل سرمایه و سرمایه‌گذاری بیشتر را مختل می‌کند و، در نهایت، به فروپاشی کلّ اقتصاد و فقر عمومی می‌انجامد؛ زیرا هر مداخله‌ای مداخله‌ی بیشتری را می‌طلبد و کمتر دولتی به میل خود دست از مداخله‌گرایی می‌کشد.

در اقتصاد، یعنی در جهان واقع، کالای رایگان وجود ندارد. هر پروژه‌ی دولتی نیاز به هزینه‌هایی دارد که از طریق مالیات‌ستانی تأمین می‌شود. مالیات‌های مستقیم، غیرمستقیم، و مالیات تورّمی. برخلاف مغالطات کینزی، تأمین هزینه‌های چنین پروژه‌هایی نه‌تنها رفاه عمومی را ارتقا نمی‌دهد بلکه سخت به آن آسیب می‌زند. زیرا مالیات‌های تصاعدی انگیزه‌ی کار و تولید را در بین قشر مولّد جامعه از بین می‌برد و در نتیجه به کاهش درآمد مالیاتی دولت منجر شده و دولت را ناچار به توسّل به تأمین مالی از طریق خلق تورّم می‌کند. خلق تورّم نیز وضعیّت را بهبود نمی‌بخشد بلکه گرهی بر گره قبلی میافزاید. این بار، انباشت سرمایه و تولید کاهش نمی‌یابد، بلکه سرمایه به‌کلّی نابود شده یا فرار می‌کند و تولید اگر با مداخلات دیگر (واضحاً تثبیت قیمت) از بین نرود، پیامد تورّم را با کاهش کیفیّت بازتاب می‌دهد.

بررسی پیامد مداخلات دولت، تورّم، و شکست دولت‌ها در ارائه‌ی خدمات، و کیفیّت خدمات دولتی در این مختصر نگنجد و ارجاع به مطالب بسیاری که درباره‌ی موضوعات یادشده در این کانال منتشر شده، تکافو می‌کند؛ «و بر مردمان واجب است که در کسب علم کوشند و فهم را در آن معتبر دارند که طلب علم و ساختن توشه‌ی آخرت از مهمات است، و زنده را از دانش و کردار نیک چاره نیست و نیز نور ادب دل را روشن کند و داروی تجربت مردم را از هلاک جهل برهاند...»

➣ @Notes_On_Liberty

Читать полностью…
Subscribe to a channel