6131
مهمترین پیآمد حکومت قانون آزادی همهی شهروندانِ برابر و تأمین آزادیهای آنان است. تا زمانیکه شالودهی این نظامِ آزادی، و نهادهایی که آزادی شهروندان برابر را تضمین میکنند، استوار نشده باشد، هیچ پیشرفت مادّی صورت نخواهد گرفت.
«نظریّههای اقتصادی که آموزهی لیبرال بر آنها استوار است، انکارناپذیرند. بیش از صدوپنجاه سال تلاشهای مذبوحانه برای ردّ آموزههای آنچه که یکی از بزرگترین پیشگامان توتالیتاریسم و نازیسم، کارلایل، «علم ملالانگیز» مینامید، بهطرز تأسّفباری شکست خوردند. همهی این خوداقتصاددانپنداران نتوانستند خدشهای بر پیکر نظریّهی ریکاردویی تجارت خارجی یا آموزههای مربوط به تأثیرات دخالت حکومت در اقتصاد بازار بیاندازند. هیچکس در تلاش برای ردّ این واقعیّت که هیچ محاسبهی اقتصادی در نظام سوسیالیستی امکانپذیر نیست، توفیق نیافت. این گزاره را، که در اقتصاد بازار هیچ تعارضی بین منافع درستدرکشده وجود ندارد، نمیتوان رد کرد.» (میزس، حکومت قادرمطلق)
➣ @Notes_On_Liberty
🏘 شهر آزاد فرانکفورت (۱۳۷۲-۱۸۶۶)
مهمترین ارز در شهر آزاد فرانکفورت، گیلدر، معادل ۹٫۵ گرم نقرهی خالص بود. ارتش شهر آزاد گردانی ۷۰۰ نفره به فرماندهی یک سرهنگ را شامل میشد. نیروهای این گردان را مزدوران اهل جنوب آلمان تشکیل میدادند. فرانکفورت طی دورانی که «شهر آزاد» حساب میشد... به یکی از مراکز عمدهی تجارت و امور مالی در اروپا تبدیل شد. مهمترین مرکز بانکداری در فرانکفورت متعلق به خانوادهی روتشیلد بود... تنها بانکی که با این بانک قابل قیاس بود، بانک بتمان متعلق به مسیحیان بود. هر دو این بانکها بر تجارت اوراق قرضهی کشورهای مختلف اروپایی تسلط داشتند. موقعیت ممتاز شهر سبب شد تا به مرکز ترابری تبدیل شود. در سال ۱۸۳۲، بریتانیا و فرانکفورت قراردادی را امضا کردند که بر اساس آن تجارت آزاد و دریانوردی مجاز دانسته میشد. این شهر نقشی پیشرو در توسعهی شبکهی راهآهن آلمان داشت. همهی بانکداران فرانکفورت از این ابتکار حمایت کردند... شهر آزاد پس اصلاحات سیاسی و قضایی و گسترش حق رأی، و کشمکشها، دچار نابسامانی گردید و سرانجام توسط پروس تسخیر شد.
➣ @Notes_On_Liberty
🏝 پروسپرا (Próspera) بهعنوان یک شهر آزاد، با هدف ایجاد رشد اقتصادی و کمک به خروج هندوراس از فقر تأسیس شد. پروسپرا براساس الگوی بازار آزاد، و رها از بند مقررات هندوراس، در قطعهزمینی ۵۸ هکتاری شکل گرفت. وسعت این شهر اکنون ۴ کیلومتر مربع و روبهافزایش است. شهر مشاغل داخلی هندوراس و سرمایههای بینالمللی را به خود جذب کرده است؛ شرکتهای دارویی، کارخانه صنایع چوبی، و سرمایههای مالی ثروتمندانی همچون پیتر تیل (پیپَل) و مارک اندریسن (نتاسکیپ). یک درصد مالیات بر کسبوکارها، پنج درصد مالیات بر درآمد، دو و نیم درصد مالیات بر فروش. بیتکوین پول قانونی این شهر است. اخیراً دولت هندوراس سعی در پروندهسازی و منحل کردن این شهر داشته است.
➣ @Notes_On_Liberty
اما قضاة سه طایفهاند چنانک خواجه میفرماید: «القضاه ثلث قاضیان فیالنار و قاض فیالجنه». فرمود قاضیان سهاند: دو در دوزخاند و یکی در بهشت.
آن دو که در دوزخاند یکی آن است که به علم قضا جاهل باشد و از سر جهل و هوا و میل نفس قضا کند. دوم آن که به علم قضا عالم بود، اما به علم کار نکند؛ به جهل و هوا کار کند و میل و محابا کند و جانب خلق بر جانب خدای ترجیح نهد، و رشوت ستاند...، و نیابتها در ولایت به مال و رشوت دهد، و خدمتکاران را مستولی کند تا رشوتها ستانند و در ابطال حقوق کوشند، و در اموال مواریث و ایتام تصرف فاسد کنند، و تزویرات بردارند، و باطلها را به حق فرانمایند، و حق را بپوشانند و باطل کنند و امثال این. چنانکه تصرف در اوقاف به ناواجب نمایند، و مناصب و مساجد و مدارس و خانقاهات به علتها و غرضها و رشوتها به نااهلان و مستأکله دهند، و تقویت اهل دین نکنند و کار احتساب و امر معروف و نهی منتکر مهمل گذارند، و آنچه به ابوابالبر [= موقوفه] تعلق دارد که بر قاضی واجب بود غمخوارگی آن کردن، ضایع گذارند، این جمله آن است که بدان مستوجب دوزخ گردند.
و اما آن قاضی که در بهشت است مگر اشارت بدان است که خود در بهشت قاضی است و الّا آنکه در دنیا قاضی باشد رعایت این حقوق بر وجه خویش کجا تواند کرد؟ خواجه علیهالسلام از اینجا فرمود «من جعل قاضیا فقد ذبح بغیر سکین.» [هر كه به كار قضاوت گماشته شود، بدون كارد سر بريده شده است].
تا این ضعیف در بلاد جهان شرق و غرب قرب سیسال است تا میگردد هیچ قاضی نیافت که از این آفات مبرا و مصون بود الا ماشاءالله.
● نجمالدین رازی، مرصادالعباد
➣ @Notes_On_Liberty
🎞 سوسیالیستها وقتی یه کارآفرین و فرد موفق میبینند:
➣ @Notes_On_Liberty
◆ هر انسانی حق دارد که نیازهای خود را تأمین کند، به امور خود رسیدگی کند، و در جستوجوی خوشبختی خود باشد.
◆ همانطور که حفظ مالکیّت مایهی سعادت ملّی است؛ هرکس که مالکیّت را نقض کند یا آن را خرد کند یا به خطر بیاندازد دشمن کشورش است.
◆ وقتی حاکم خیال میکند که او برای مردم ساخته نشده، بلکه مردم برای او ساخته شدهاند؛ وقتی خیال میکند که او برای آنها فرمان نمیراند، بلکه برای خودش حکومت میکند... پس بر هر کاری که مردم برای حفظ خود و حقوق خود انجام میدهند، نام فتنه و عصیان میگذارد.
◆ هر کشاورزی، حکومت خوب و بد را از آثار آن میشناسد؛ او میداند که آیا ثمرهی دسترنجش مال خودش است یا خیر، و آیا در آرامش و امنیّت از آن بهره میبرد یا نه.
◆ دو قانون بزرگ جامعه بشری، که همگان اصول و وظایف خود را از آنجا میگیرند، قانون انصاف و صیانت از نفس است: اوّلی مبیّن آن است همهی انسانها بهطور یکسان ملزمند که به یکدیگر آسیب نرسانند؛ قانون دوم میگوید همهی افراد حق دارند از خود دفاع کنند.
◆ بنابراین حکومت نمیتواند قدرتی داشته باشد، مگر آنچه که مردم قادرند به آن بدهند... و هیچکس نمیتواند چیزی را که مال خودش نیست به دیگری بدهد.
◆ و هیچ انسانی در حالت طبیعی قدرت آن را ندارد که جان دیگری را بگیرد، مگر در دفاع از خود، یا از مال خود، یعنی از مالکیّت خود. پس، آدمی، این قدرت [سلب حیات] را که هیچ انسانی ندارد، نمیتواند به دیگری منتقل کند.
● گزیدهای از نامههای کاتو، جان ترنچارد و توماس گوردون
➣ @Notes_On_Liberty
🥙 طبق تحقیقات اخیر، رژیم غذایی گیاهخواران به طور متوسط شامل میزان بیشتری از غذاهای بسیار فرآوری شده در مقایسه با رژیم غذایی افراد گوشتخوار است.
یک تیم تحقیقاتی مشترک از امپریال کالج لندن و آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان در فرانسه، در مطالعهای گسترده بر روی 200,000 نفر در بریتانیا به یافتهای جالب دست یافتهاند. این مطالعه نشان میدهد که افراد گیاهخوار، به ویژه وگانها، به طور متوسط 1.3 درصد بیشتر از افرادی که گوشت مصرف میکنند، از غذاهای فوق فرآوریشده استفاده میکنند.
در سالهای اخیر، گرایش به سمت رژیمهای غذایی گیاهی به دلایل مختلفی از جمله نگرانیهای بهداشتی، اخلاقی و اقتصادی افزایش یافته است. با این حال، نتایج این تحقیق نشان میدهد که صرفا جایگزینی گوشت با محصولات گیاهی لزوماً به معنای داشتن یک رژیم غذایی سالمتر نیست.
محققان دریافتند که اگرچه گیاهخواران مقدار قابل توجهی میوه، آجیل و سبزیجات مصرف میکنند، اما بخش قابل توجهی از رژیم غذایی آنها را غذاهای فوق فرآوریشده مانند غلات صبحانه، آبنبات، نودلهای آماده، جایگزینهای گیاهی گوشت (مانند سویا و توفو) و پیتزا تشکیل میدهد.
این در حالی است که غذاهای فوق فرآوریشده به دلیل وجود مواد افزودنی مانند نگهدارندهها، رنگهای مصنوعی، طعمدهندهها، نمک، شکر، چربیهای ترانس و سایر ترکیبات شیمیایی، با افزایش خطر ابتلا به بسیاری از بیماریهای مزمن مرتبط هستند.
🙃اهمیت انتخاب هوشمندانه در رژیمهای غذایی گیاهی
نتایج این مطالعه زنگ خطری برای افرادی است که به دنبال تغییر سبک زندگی خود به سمت گیاهخواری هستند. اگرچه رژیمهای غذایی گیاهی میتوانند فواید بسیاری برای سلامتی داشته باشند، اما انتخاب مواد غذایی سالم و طبیعی در این رژیمها بسیار مهم است.
برای بهرهمندی از مزایای کامل رژیمهای گیاهی، توصیه میشود که به جای تکیه بر غذاهای فرآوریشده، از مواد غذایی تازه و طبیعی مانند میوهها، سبزیجات، حبوبات، دانهها و آجیل استفاده شود. همچنین، پختوپز در خانه و محدود کردن مصرف غذاهای آماده و بستهبندیشده میتواند به کاهش مصرف مواد افزودنی و بهبود کیفیت کلی رژیم غذایی کمک کند.
نتیجهگیری🙃
این مطالعه نشان میدهد که صرف نظر از نوع رژیم غذایی، انتخاب هوشمندانه مواد غذایی برای حفظ سلامت بسیار مهم است. گیاهخواران نیز مانند سایر افراد باید به ترکیبات مواد غذایی که مصرف میکنند توجه کنند و از مصرف بیش از حد غذاهای فرآوریشده اجتناب کنند.
⬅️این مقاله در eClinicalMedicine منتشر شده است .
https://medicalxpress.com/news/2024-11-vegetarians-consume-ultra-food-regularly.html
⏩@roznegardanesh
📃 سوسیالیسم در عمل، کابوس و نه آرمانشهر! | ✍🏻 ریچارد ابلینگ
➣ @Notes_On_Liberty
بهمناسبت سیوسومین سالروز فروپاشی امپراتوری شر
«دستکم یک ملّت باید رنج برقراری یک نظام سوسیالیستی را به جان بخرد تا جهان عبرت بگیرد.»
گاهی اوقات کوتاهمدّت بودن حافظهی تاریخی بشریّت، آدمی را حیرتزده میکند. اگر پای صحبتهای برخی افراد در دانشگاههای آمریکا و در رسانههای اجتماعی بنشینید، فکر میکنید که سوسیالیسم ایدهای روشن، نوین، و درخشان بود که پیشتر هرگز آزمایش نشده و آیندهی زیبای صلح، عشق و سخاوت برای همگان را نوید میدهد. گویی صد سال اجرای سوسیالیسم، در بسیاری از کشورهای جهان، هرگز رخ نداده است.
اگر واقعیّت سوسیالیسم واقعی در سدهی بیستم نشان داده شود، بسیاری از سوسیالیستهای «پیشرو» و «دموکرات» با تأکید بر اینکه هیچیک از این رویدادهای تاریخی نمونهی سوسیالیسم «واقعی» نبودهاند، به شما پاسخ میدهند. مسئله فقط این بود که افراد اشتباهی مسئول بودهاند، یا سوسیالیسم درست اجرا نشده، یا شرایط سیاسی مانع از آن بود که «فرصتی منصفانه» برای موفّقیّت بهوجود آید، یا همهی اینها دروغ یا اغراق دربارهی تجارب فرضی «بد» یا خشن تحت این رژیمهای سوسیالیستی است. شما نمیتوانید سوسیالیسم را بهخاطر وجود یک لنین، یا استالین، یا یک مائو، یا یک فیدل کاسترو، یا یک کیم ایل سونگ، یا یک پل پوت، یا یک هوگو چاوز، یا... محکوم کنید.
جبّاریّت، ترور، کشتار جمعی، و رکود اقتصادی، همراه با چپاول سیاسی و امتیاز برای اندک افرادی که در رأس سلسلهمراتب حکومت سوسیالیستی قرار دارند، نشاندهندهی آن چیزی که سوسیالیسم واقعاً میتواند باشد، نبود. فقط یک فرصت دیگر به سوسیالیسم بدهید. و سپس، یک فرصت دیگر، و یک فرصت، و یک... .
🖇 متن کامل: سوسیالیسم در عمل، کابوس و نه آرمانشهر!
#سوسیالیسم #شوروی
#طاعون_سرخ #کمونیسم
➣ @Notes_On_Liberty
📃 اینشتین فیزیکدان بزرگ و نادان اقتصادی بود | ✍🏻 ژانگ شیژی
➣ @Notes_On_Liberty
آلبرت اینشتین که بهعنوان «نماد خرد بشری» شناخته میشود، بدون شک یکی از بزرگترین فیزیکدانان سدهی بیستم بود، او نهتنها بهخاطر دستاوردهای علمی خود، بلکه بهدلیل دعوت به صلح، آزادی و عدالت نیز شهره است. فروتنی، مهربانی و انسانیّت دلسوزانهی او به جذّابیّت شخصیاش افزوده است. با اینحال، هیچکس کامل نیست و اینشتین نیز از این قاعده مستثنی نبود.
انیشتین اغلب نظرات خود را دربارهی مسائل اقتصادی، سیاسی، صلح انسانی و دیگر امور اجتماعی بیان میکرد، ولی شوربختانه در مسائل اقتصادی اشتباهات ابتدایی بسیاری مرتکب شد. اگرچه این اشتباهات هیچ ربطی به عظمت اینشتین نداشت، ولی اینکه چرا او -بهعنوان نمایندهی دانش برتر- مکرّراً در مسائل اقتصادی اشتباه میکرد پرسش بسیار جالبی است.
یکی از دلایل این است که اینشتین در فیزیک مطالعه و تفکّر عمیق و گستردهای داشت، ولی بهنظر میرسید دیدگاههای او در باب مشکلات اجتماعی تنها در قلمرو تفکّر شخصی باقی مانده و از مطالعهی برخی مطالب ضروری بیبهره مانده است. این را میتوان از مجموعه مقالات او دریافت. انیشتین اطّلاعات زیادی دربارهی نظریّات فیزیکدانان مختلف داشت، ولی زمانیکه نظرات خود را در باب مسائل اجتماعی بیان میکرد، بهندرت از یک اقتصاددان یاد میکرد، چه رسد به معاصرانش مانند میزس و هایک اتریشی.
به همین دلیل، انیشتین اشتباهی را مرتکب شد که بسیاری از فیزیکدانان به ارتکاب آن تمایل دارند: علمگرایی. این دقیقاً همان چیزی است که هایک اقتصاددان اتریشی در سخنرانی خود با عنوان «تظاهر به دانش» پس از دریافت جایزهی نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۴ به آن اشاره کرد: «برخی از بزرگترین اشتباهات سیاستهای اقتصادی اخیر پیامد مستقیم این خطای علمی است.»...
🖇 متن کامل: اینشتین فیزیکدان بزرگ و نادان اقتصادی بود
#اینشتین #علمگرایی #سوسیالیسم
➣ @Notes_On_Liberty
مردم ایران در زندگی عادی 🆚 زندانی سیاسی بعد از شش ماه اعتصاب غذا و دوختن لب و نابودی تمام دندانها و انواع و اقسام بیماریها و سهبار شکست سرطان، بعد از آزادی
#پست_موقت
📃 به یاد کابوس شوروی که سی سال پیش به پایان رسید | ✍🏻 ریچارد ابلینگ
➣ @Notes_On_Liberty
بیش از سی سال پیش، در همین ماه، آزمایش کابوسوار کمونیسم شوروی رسماً به پایان رسید. در شامگاه ۲۵ دسامبر ۱۹۹۱، پرچم سرخ اتّحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی برای آخرین بار از فراز دیوارهای کرملین در مسکو پایین کشیده شد. پس از تقریباً ۷۵ سال، کابوس کمونیستی به پایان رسید.
کابوسی که در گیرودار جنگ جهانی اوّل با انقلاب بلشویکی به رهبری ولادیمیر لنین در نوامبر ۱۹۱۷ آغاز شد، تخمیناً بیش از ۶۰ میلیون نفر را قربانی عمدی ساختن آیندهی زیبای سوسیالیستی کرد. هر یک از این مردان، زنان و کودکان بیگناه و غیرمسلّح که «دشمن خلق» و مانع بناکردن آرمانشهر جمعگرایانه نامیده شدند، تا حدّ مرگ کار کردند، از گرسنگی مردند، شکنجه شدند، یا خیلی راحت تیرباران شدند.
توحش به نام ساختن جهان بهتر
یکی از انحرافات بزرگ دوران سوسیالیسم این بود که خشونت بهخاطر خود خشونت نبود. کلّ هدف این بود که نهادها و نمادها و روشهای کهن را به نام ساختن انسان طراز نوین شوروی در جامعهی جدید شوروی از بین ببرند. این کار به چیزی کمتر از نابودی هر چیزی که پیشتر بنا شده بود، نیاز نداشت؛ این کار لازمهی خلق قهرآمیز تمدّن جدید، همانطور که سازندگان خودخواندهی این دنیای جدید تصوّر میکردند، بود.
در سال ۱۹۱۹، در طول جنگ داخلی سهسالهی پس از انقلاب بلشویکی، نشریّهی پلیس مخفی نوبنیاد شوروی، چکا (بعدها کخاد و سپس کا.گ.ب)، اعلام کرد:
ما نظامهای کهن اخلاق و «انسانیّت» را، که بورژوازی برای سرکوب و استثمار «طبقات فرودست» ابداع کرده بود، رد میکنیم. اخلاق ما هیچ سابقهای ندارد، و انسانیّت ما مطلق است، زیرا بر یک ایدهآل جدید تکیه دارد. هدف ما از بین بردن همهی اشکال ظلم و خشونت است. همهچیز برای انجام این کار مجاز است، زیرا مگر نه این است که ما نخستین کسانی هستیم که شمشیر را، نه برای ظلم به نژادها و تنزّل آنان به جایگاه بردگی، بلکه برای رهایی بشریت از قیدوبند آن خون برافراشتیم؟ بگذار خون مانند آب جاری شود! بگذار خون برای همیشه پرچم دزدان دریایی سیاه را که بورژوازی به اهتزاز در میآورده، رنگین سازد و پرچم ما برای همیشه سرخ خونین باشد! زیرا تنها با مرگ دنیای قدیم میتوانیم خود را از بازگشت آن شغالها برهانیم.🖇 متن کامل: به یاد کابوس شوروی که سی سال پیش به پایان رسید
📃 محور شرارت؛ بدترین رؤسای جمهور آمریکا | ✍🏻 توماس دیلورنزو
➣ @Notes_On_Liberty
بنیاد پژوهشی کالج سییِنا، انجمن علوم سیاسی آمریکا و سی-سپن، همگی رتبهبندی رؤسای جمهور آمریکا توسّط مورّخان «جریان اصلی»، دانشمندان علوم سیاسی، و دیگر «کارشناسان ریاستجمهوری» را منتشر میکنند. آبراهام لینکلن و فرانکلین دی. روزولت معمولاً در جایگاه اوّل و دوم قرار میگیرند، ولی گاهی اوقات جورج واشینگتن در رتبهی دوم قرار میگیرد. در چند سال گذشته، دونالد ترامپ، با اختلاف از همه، رتبهی آخر را به خود اختصاص داده، در حالیکه جو بایدن رتبهی قابلاحترام ۱۳ یا ۱۴ را کسب کرده است.
سالیان متمادی وودرو ویلسون رتبهی بسیار بالایی داشت، برای مثال، ششمین رتبهی سییِنا در سال ۱۹۸۲. بهتازگی پس از اینکه «کارشناسان ریاستجمهوری» ظاهراً متوجّه شدند که او ارتش ایالات متّحده را جداسازی نژادی کرده، او به محدودهی ۱۳-۱۴ سقوط کرد.
ایوان اِلند در کتاب خود «بازتراشی راشمور: رتبهبندی رؤسای جمهور بر اساس صلح، رونق، و آزادی»، رؤسای جمهور را بر اساس میزان محافظت از جان، آزادی و دارایی رتبهبندی کرده است. رتبهی اوّل به جان تایلر، معاون جفرسونی ویرجینیایی رسید که با مرگ ناگهانی رئیسجمهور ویلیام هنری هریسون در سال ۱۸۴۱ رئیسجمهور شد. طبیعتاً، تایلر از نظر کارشناسان «جریان اصلی» ریاست جمهوری، همانند دیگر رؤسای جمهور آزادیخواهتر مانند گروور کلیولند و مارتین ون بورن، در رتبهی آخر قرار دارد. اکثر آمریکاییهای امروزی احتمالاً هرگز نام جان تایلر را نشنیدهاند.
در واقع، لینکلن، روزولت، و ویلسون بدترین رؤسای جمهور آمریکا بودند، زیرا تمایل مشترکشان به دیکتاتوری، فساد، بیقانونی، حمله به آزادیهای تضمینشده در قانون اساسی، جنگافروزی و زندانیکردن دگراندیشان و مخالفان سیاسی و نیز سوسیالیسم، فاشیسم اقتصادی، و مداخلهگرایی احمقانهی حکومت بود...
🖇 متن کامل: محور شرارت؛ بدترین رؤسای جمهور آمریکا
#لینکلن #ویلسون #روزولت
#سوسیالیسم #فاشیسم
#آمریکا #محور_شرارت
➣ @Notes_On_Liberty
📃 در دفاع از بنیادگرایی بازار آزاد | ✍🏻 پاتریک کارول
➣ @Notes_On_Liberty
بسیاری از مردم نخستین بار در درس مطالعات اجتماعی، سپس در مقاطع بالاتر، در دبیرستان، با علم اقتصاد آشنا میشوند. برای آشناکردن دانشآموزان با موضوع، آموزگار توضیح میدهد که سه رویکرد اصلی در اقتصاد وجود دارد که یک کشور میتواند اتّخاذ کند: سوسیالیسم، سرمایهداری، یا نظام میانی که «اقتصاد مختلط» نام میگیرد.
سپس آموزگار به توضیح محاسن و معایب هر نظام میپردازد. از آنجاکه آموزگار معمولاً مغرضانه عمل میکند و جهتگیری دارد، پس ناگزیر یکی از گزینهها مطلوبترین گزینه معرّفی میشود. در تجربهی خودم از این درس -و من گمان میکنم که تجربهی خیلیها چنین بوده است- «اقتصاد مختلط» بهعنوان کمضررترین گزینه در نظر گرفته میشود. افراط با سوءظن نگریسته میشد؛ راه میانی بهترینهای هر دو نظام را در خود جای میداد و از افراط سرمایهداری ناب یا سوسیالیسم پرهیز میکرد.
با نگاهی به چشمانداز سیاسی امروز، روشن است که این موقعیّت «میانی» محبوبترین موضع دانسته میشود. میدانیم که سرمایهداری و سوسیالیسم هر دو وقتی به حدّ افراط کشیده میشوند، مشکلات جدّی بهوجود میآورند. ولی این رویکرد بهظاهر مبتنی بر عقل سلیم مسئله را از چند جهت مهم اشتباه میفهمد.
افسانهی «اقتصاد مختلط»
نخستین مسئله دربارهی راه میانی این است که واقعاً چیزی به نام اقتصاد «مختلط» وجود ندارد. همانطور که لودویگ فون میزس در اثر بزرگ خود، کنش انسانی، توضیح میدهد، اقتصاد بازار و اقتصاد سوسیالیستی از نظر فنّی کاملاً منحصربهفردند، بنابراین اختلاط آنها، حتّی در عالم نظر، غیرممکن است...
🖇 متن کامل: در دفاع از بنیادگرایی بازار آزاد
#اقتصاد #اقتصاد_مختلط
#سوسیالیسم #مداخلهگرایی
#بازار_آزاد #سرمایهداری
➣ @Notes_On_Liberty
📃 سوسیالیستها و پیشوا: مسابقهای جهنمساز | ✍🏻 پائولو فریرا
➣ @Notes_On_Liberty
اخیراً داستان شوروی را تماشا کردم، مستندی که به بررسی شرارتهای سوسیالیسم شوروی و شباهتهای چشمگیر آنها با نازیسم میپردازد و همکاری آنها را برجسته میکند: اقتصاد متمرکز، افسران گشتاپو که تکنیکهای شکنجهی توسعهیافتهی ان.کا.و.ده (NKVD) را آموزش دیده بودند، و صادرات غلّات، نفت، سنگآهن و دیگر منابع حیاتی برای جنگ توسّط شوروی به آلمان.
این باعث شد بیاندیشم: چه گروههای سوسیالیست دیگری روابط رسمی و کاری با نازیها را حفظ کردند؟ با کاوشی ژرفتر، فهرستی غیرجامع از سوسیالیستهای اروپایی تهیّه کردم؛ کسانیکه با نازیها برای نیل به لبنسراوم (Lebensraum) همکاری میکردند. انترناسیونالیستهای واقعی!
در فضای نزاکت سیاسی، جوانان مفتخرانه نفرت جاهلانهی خود از «فاشیسم» را در تجلیل از سوسیالیسم نمایان میسازند، و اینها همان افرادی هستند که احتمالاً هیتلر و جنبش او را هیولا نمیدانستند، بلکه آنان را بهعنوان افرادی روشنفکر و مترقی مینگریستند.
سوسیالدموکراتهای سوئد
سوسیالدموکراتها، که در اصل مارکسیست بودند، یکسری از سیاستهای عمومی را به اجرا درآوردند، دولت رفاه را ایجاد کرده و گسترش دادند، حقوق کارگران را توسعه دادند (موافقتنامهی سلتشوبدن برای هماهنگکردن تضاد بین کار و سرمایه، به حدّاقلرساندن خطر اعتصاب و تعطیلی)، و راهحلهای کینزی برای کاهش بیکاری را با افزایش هزینههای عمومی بهکار گرفتند. در سال ۱۹۳۴ به کشاورزی یارانه پرداخت شد و در برابر رقابت خارجی از آن حمایت گردید، و دولت با تنزّل ارزش کرون برای تقویّت صنایع داخلی و جلوگیری از واردات، بر اقتصاد تأثیر گذاشت -متعاقباً قدرت خرید کاهش یافت، و محصولات با کیفیّت پایینتر در بازار داخلی پدیدار گشت. این سیاستها از سال ۱۹۳۳ به بعد در آلمان تقلید شد...
🖇 متن کامل: سوسیالیستها و پیشوا: مسابقهای جهنمساز
#نازیسم #سوسیالیسم #هیتلر
#فاشیسم #سوسیالدموکراسی
➣ @Notes_On_Liberty
دو چیز را در ایران پایان نباشد: اول، حمله به محمد نوریزاد در زندان و وخامت حال وی و عدم رسیدگی پزشکی، دوم، جان حسین رونقی در خطر است. و بدترین چیز در ایران این است که همیشه عدهی کثیری این دو جمله را باور میکنند!
➣ @Notes_On_Liberty
📃 حقیقت گلادیاتور | ✍🏻 لارینس دبلیو. رید
➣ @Notes_On_Liberty
حماسهی برندهی اسکار ریدلی اسکات، گلادیاتور، تا حدّی تخیّلی است، ولی بخشی که تخیّلی نیست، باید یادآور برخی از درسهای مهمّ از یکی از بزرگترین تمدّنهای تاریخ باشد.
در تاریخ واقعی، هیچ سردار رمی بهنام ماکسیموس (با بازی راسل کرو) وجود نداشت، که امپراتور مارکوس اورلیوس او را به پسر خود ترجیح داده و جانشین خود کند. ولی تصویر فیلم از انحطاط عمومی و فسادی که در واپسن روزهای امپراتوری رم نمایان شد، تصویری دقیق بود.
افزون بر این، شواهد قوی وجود دارد که ریشهی انحطاط رم، فاصلهگرفتن ایدهها و نگرشها از احترام به جان، مالکیّت، سرمایهگذاری آزاد و حکومت نمایندگی، به سمت دولت رفاه بازتوزیعی بود.
آنگاه که رمیان مسئولیّت شخصی و خوداتّکایی را کنار نهادند و رسم رأیدادن به منافع خود را آغاز کردند، دست در جیب دیگران گذاشتند و به تولیدکنندگان و ثروت آنها حسادت و طمع ورزیدند، چنین قاعدهای را رقم زدند: «هنگامیکه مردمان خودمختار، به حکومت خود این قدرت را اعطا کنند که از برخی بگیرد و به دیگران بدهد، این روند تا لختکردن آخرین مالیاتدهنده ادامه مییابد.»
🖇 متن کامل: حقیقت گلادیاتور
#اقتصاد #تاریخ #رم
#دولت_رفاه #انحطاط
#مقرراتگذاری #تورم
➣ @Notes_On_Liberty
📃 تمام ایرانینژاد... همیشه درصدد این است که بیرق پادشاه مملکت بالای همەی بیرقها باشد
➣ @Notes_On_Liberty
در میانهی درگیری محمدعلی شاه قاجار و مخالفان، میرزا علی آقا ثقّةالاسلام تبریزی، در دفاع از مشروطیّت و سلطنت ایران به نگارش «عریضهی مشروطهطلبان از زبان مشروطهی بیزبان»، مشهور به «رسالهی لالان»، همّت گماشت و عقاید خود را در زمینهی آزادی، سلطنت، مشروطیّت و میهنپرستی در آن مشروح ساخت. تصویر میرزا علی آقا تبریزی، تصویری فردی میانهروست که، برعکس آشوبگرانی همچون حیدر عمواوغلی که با اعمال تروریستی در پی حذف شاه بودند و «بنای خودسری گذاشتند [و] خواستند دین و دولت را از میان ببرند»، صلاح مملکت را در بقای سلطنتِ آن شاه و تحت الطاف و استرحام وی میدانست. رسالهی لالان همچنین دربردارندهی نکاتی در باب سامان سیاسی بلاد مسلمین در عصر غیبت، جدایی دو قلمرو معنویّت و جسمانیّت، و ردّ عقاید امّتگرایانهی رواجیافته در آن عصر است. آنچه در پی میآید گوشههایی از این رساله بهقلم ثقّةالاسلام است:
ملّت چه میخواهد؟
ملّت دو چیز میخواهد؛ یکی، حفظ سلطنت و شوکت اسلام و مذهب جعفری؛ و دیگری، بقای مُلک ایران بر ایرانیان. یعنی سلطنت ایران دو جنبه دارد: یکی، جنبەی سلطنت اسلامیّت و مذهب، دیگری، جنبەی تاجداری ملک کیان. اوّلی بهلحاظ روحانیّت و داخل معنویّت است. دومی بهملاحظەی جسمانیّت و داخل مادیّات و فعلاً این هر دو عنوان، در یک هیکل جمع است که آن را سلطنت اسلام و ایران نامند.
در عنوان اوّلی، کافّەی مسلمین عموماً و شیعهمذهب خصوصاً، متّحدالرّأی و متّفقالفکر و در این مسئله، فرقی میان مسلمین ایران و دیگر ممالک روی زمین نیست و به عبارت اُخری، سیصد میلیان مسلِم، همه طالب تشیید سلطنت اسلام و اجرای احکام آن است...
...
در امر دوم که سلطنت خاک ایران و تاجداری مملکت کیان است، تمام ایرانینژاد، هرجا باشد و هر مذهب داشته باشد به حکم اینکه فرزند این مادر است سعیاش در حراست وطن و استقلال عزّت و ثروت وطن است و همیشه درصدد این است که بیرق پادشاه مملکتش بالای همهی بیرقها و حکمش مافوق حکمها باشد و رعیت خود را چنان نگهداری کند که محسود دیگران باشد و درخت همایون سلطنت چنان تناور و بارور گردد که همهی مظلومين و ملهوفین و دلسوختگان از اقطار عالم پناه به درگاهش آورند...
🖇 متن کامل: تمام ایرانینژاد... همیشه درصدد این است که بیرق پادشاه مملکت بالای همەی بیرقها باشد
#ثقةالاسلام #تاریخ
#مشروطیت #قاجار
#پادشاهی #ایران
➣ @Notes_On_Liberty
نه خردمندانهترین قانون اساسی و نه عاقلانهترین قوانین، آزادی و خوشبختی مردمی را، که آداب و رسومشان سرتاسر فاسد شده، تضمین نمیکنند. بنابراین، آنکس واقعیترین دوست آزادی کشورش است که نهایت سعی و تلاش را دارد که فضیلت را در آن کشور ترویج دهد و آن را فضلیتمند سازد؛ و کسی، که تا آنجاکه قدرت و نفوذش اجازه میدهد، به شخصی که خردمند و بافضیلت نیست، برای کسب هیچ مقام قدرت اعتماد نخواهد کرد و آن را برنخواهد گزید. ما نباید صرفاً از نطقهای آتشین دربارهی آزادی و جنجال و هیاهو و آزادیآزادیگفتن به این نتیجه برسیم که شخص شایستهی اعتماد است. معمولاً کسانی را میبینیم که با صدایی غرّا از آزادی سخن میگویند، ولی آنگاه که با کل اعمالشان قضاوت کنیم درمییابیم که مقصودی جز آزادی خودشان ندارند -آزادی سرکوب بیمحابا یا انداختن یوغ قوانین بر همهی کسانی که ضعیفتر از خودشان هستند.
● ساموئل آدامز، مقالهای در نشریهی آگاهیدهنده
➣ @Notes_On_Liberty
«خورشید جاودانی باشکوه را میستاییم؛ هنگامیکه خور با فروغ بتابد. هنگامیکه خور برآید، زمین اهوراآفریده پاک شود، آب روان پاک شود، آب چشمه پاک شود، آب دریا پاک شود، آفرینش راستی که از آنِ خرد مقدس است پاک شود. اگر خور برنیاید، دیوها آنچه در روی هفت کشور است، نابود سازند.» (مهر یشت، یشتها)
❈ شبه چله شاد و فرخنده باد. به امید صبح روشنایی!
➣ @Notes_On_Liberty
سیاستهای اقتصادی-اجتماعی حزب در ابتدا از سه منبع سرچشمه میگرفت: ۱) اعتقاد به اینکه رفع بنبست اقتصادی و وابستگی مستلزم کارآفرینی اقتصادی دولت است؛ ۲) اعتقاد به اینکه عدالت اجتماعی و بسیج ملّی مردم مستلزم بازتوزیع ثروت است؛ و ۳) علاقهی مؤسّسان حزب -خردهبورژوازی و دهقانان- به اقدامات دولتگرایانه و پوپولیستی علیه مراکز بزرگ مالکیّت خصوصی و به نفع مالکیّت عمومی، و جلوگیری از هرگونه حمله به مالکیّت خصوصی کوچک.Читать полностью…
حزب در ابتدا یک برنامهی نسبتاً افراطی «سوسیالیستی» را در پیش گرفت. روند «تحوّل سوسیالیستی» رئوس اقتصاد کشور مدرن -مالی، صنایع بزرگ و متوسّط، تجارت خارجی و بخشهایی از تجارت داخلی- را تحت کنترل دولت قرار داد. هدف از این کار نابودی کنترل بورژوازی بر مازاد اقتصادی و هدایت آن از مصرف تجمّلی و تجارت، بهسوی سرمایهگذاری صنعتی و کشاورزی و مصرف عمومی بود. هدف آن نیز تحمیل کنترل دولتی بر روابط اقتصادی خارجی و قطع وابستگی به غرب بود. یک بخش متوسّط سرمایهداری خصوصی اجازه داشت در تجارت داخلی، مسکن، صنایع کوچک، ساختوساز و کشاورزی فعّالیّت کند، البته تحت مقرّرات دولتی بهنفع حقوق صاحبان سهام؛ رژیم در نظر داشت که دامنهی فعّالیّت این بخش را بهتدریج محدود کند. در کشاورزی، بخش خردهمالکی با اصلاحات ارضی گسترش یافت، و تا حدّی با دولت همکاری کرد و پیوند خورد. هزاران شرکت کوچک مشابه در تجارت و صنایع دستی در شهرها به فعّالیّت خود ادامه دادند که اصولاً مشمول مقرّرات دولتی بودند، ولی در عمل عمدتاً خارج از کنترل مؤثّر آن بودند. عملکرد این نظام چگونه بوده است؟
بخش سرمایهداری قابلتوجّهی پابرجا ماند، ولی بهدلیل اینکه با اقدامات سوسیالیستی منکوب و ویران شده بود، کمک چندانی به اقدامات توسعهای نکرد، در عوض مازاد سرمایهی خود را به خارج از کشور منتقل کرد یا درگیر فعّالیّتهای بازار سیاه شد. پایبندی بیش از حد به هزینههای دفاعی کلان و اقدامات رفاهی و نیز توسعه، منابع دولت را تحت فشار قرار داد.
...
در اصل، اقدامات سوسیالیستی -ملّیسازی، کاهش تفاوت حقوق، پرداخت یارانه و کنترل قیمت کالاهای مصرفی عمومی، قوانین امنیّت کار، و گسترش اشتغال عمومی- نابرابری را کاهش داد و به نفع اقشار کم برخوردار بود. ولی بهویژه از زمان آزادسازی اقتصادی، نابرابریهای جدید دوباره ظاهر میشوند. تورّم، درآمد کارگران و کارمندان دولتی را از بین میبرد، در حالیکه درآمد کسانیکه در بخش خصوصی فعّال بودند همسطح با آن یا فراتر از آن پیش رفت. رژیم بهطور فزایندهای ثابت کرد که قادر به کنترل قیمتها یا مالیات بر سود مازاد نیست. دخالت فزایندهی نخبگان سیاسی در فعّالیّتهای تجاری مفسدانه پیوسته پوچی تلاش رژیم برای ایجاد جامعهی برابریطلب را از بین برد.
«در اقتصاد، یک کنش، یک عادت، یک نهاد، یک قانون، تنها یک اثر برجای نمیگذارد، بلکه زنجیرهای از اثرات را بهوجود میآورد. از میان این اثرات، نخستینِ آن، اثرِ فوری است؛ که خود را همزمان با علت خود هویدا میسازد -دیده میشود. بقیه پشت سر هم پدیدار میشوند -آنها دیده نمیشوند: برای ما خوب است که آنها را پیشبینی کنیم. این مسئله کل تفاوت بین اقتصاددان خوب و اقتصاددان بد را شکل میدهد: یکی فقط اثر مشهود را در نظر میگیرد؛ دیگری هم آثاری را که دیده میشود و هم آثار قابل پیشبینی را در نظر میگیرد. این تفاوت بسیار مهم است، زیرا تقریباً همیشه چنین میشود که وقتی پیامد فوری مطلوب است، پیامدهای نهایی کشنده و مهلک خواهند بود و برعکس. نتیجه اینکه اقتصاددان بد بهدنبال خیر کوچک کنونی است که شرّ بزرگی را بهدنبال خواهد داشت، در حالیکه اقتصاددان واقعی بهدنبال خیر بزرگی است که در پی خطر شرّ کوچک کنونی میآید.»
❈ فردریک باستیا، آنچه دیده میشود و آنچه دیده نمیشود
➣ @Notes_On_Liberty