nahtoderfahrung | Unsorted

Telegram-канал nahtoderfahrung - باغ آينه و نور

17073

«هستی بر ستون های مجلل عشق و نور در آینه های ما متجلی می گردد» «هیچ آگاه شدنی بدون رنج نیست.» ما در یک مدرسه ی جهانی هستیم. هر کدام از ما، جهت آموزش دوره هایی که لازم داشته ایم، اینجا هستیم.

Subscribe to a channel

باغ آينه و نور

♦️گردهمایی سالیانه انجمن مرگ پژوهان و محققین تجارب مرگ تقریبی آلمان، شهر Wahrendorff اکتبر ۲۰۲۶ با محوریت «آگاهی» Bewusstsein

#مرگ چیست؟ آیا مرگ گذرگاهی برای عبور آگاهی توست؟⁩

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

آن نور کمال مطلق بود. آن تجربه از من انسان جدیدی ساخت. من هرگز نتوانستم به زندگی سابقم برگردم.

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

سوزی که در آسمان نگنجد دارم/ وآن ناله که در دهان نگنجد دارم
گفتی: ز جهان چه غصه داری آخر؟
آن غصه که در جهان نگنجد دارم
#خاقانی

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

♦️ برای خارق العاده بودن موضوع دوباره پیام اصلی را به زبان آلمانی هم تقدیم تان می کنم.
💢خانم مصاحبه گر از طریق پدر رتو این پیام ها را در برنامه دریافت کرده است.
در ابتدا پیام خانم ریئس شرکت را می شنوید، که مطالب خصوصی ست و آنرا کوتاه کرده اند.
افراد مقیم آلمان می دانند که بعد از شنیدن پیام صوتی بلافاصله اپراتور می گوید که برای شنیدن مجدد پیام شماره 1 و برای پاک کردن... که این مورد اصلا در این جا رخ نمی دهد.
♦️به جای آن بلافاصله صدای رتو را می شنوید که برای تفهیم شنونده چند بار با سرعت های مختلف، تکرار می شود.
«Es sind alle da ».
« همه اونجا هستند.»
1-پروفسور لاتزار با اصرار بسیاری پدر سوگوار را متقاعد به شرکت در این جلسه کرده است.
2- همه با نام اصلی شان در فضای عمومی شرکت کرده اند.
3- هیچ انگیزه ی مادی و سیاسی در این کار نهفته نیست.
4-فقط برای آرامش سایر سوگواران حاضر به عمومی کردن پیام فرزندشان در رسانه ها و شنیدن احتمالی سوالات و مزاحمت های بسیاری این خانواده ی عزیز سوگوار، پروفسور لاتزار و گروهش شده اند.

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

مرگ به معنای پایان رابطه نیست. رابطه از «حضور» به «جست‌وجو» تبدیل می‌شود.
🌱🌱🌱
در لاتین Nox یعنی «شب»
«شب به‌عنوان تاریکی و فقدان»
«شب به‌عنوان زمان سوگواری»
«تاریکی به‌عنوان چیزی که نمی‌توان در آن به‌روشنی دید»
و مرگ به‌عنوان قلمرویی که شخص زنده نمی‌تواند به آن دسترسی پیدا کند.
در نتیجه، «شب» فقط فضای تفکر نیست؛ استعاره‌ای برای نشناختن و نتوانستنِ دانستن است.
🌱🌱🌱🌱
می‌خواهم تو را از چیزهایی که از تو باقی مانده دوباره بسازم؛
از یک نامه، یک عکس، چند کلمه، یک خاطره.
اما هر قطعه‌ای که پیدا می‌کنم، بیشتر نشانم می‌دهد که چه چیزهایی را نمی‌دانم. مرده دیگر پاسخ نمی‌دهد.
پس تمام گفت‌وگو به یک سویه تبدیل می‌شود: من می‌پرسم، و سکوت پاسخ می‌دهد.
شاید سوگ همین باشد:
تلاش بی‌پایان برای ترجمهٔ کسی که دیگر در زبان ما حضور ندارد.
#آن کارسن برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶.

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

📣📣برای گسترش این مسیر نورانی، به مکانی در تهران نیاز داریم. (همچنین بیمارانی که از سیستان و بلوچستان می آیند و جایی ندارند انجا اقامت کنند)
🌷اگر شما یا اطرافیانتان قصد وقف یا اهدای منزلی برای امور خیر را دارید، این فرصت می‌تواند به یک صدقه جاریه ماندگار برای نسل‌ها تبدیل شود.
⭐️چه زیباست که خانه‌ای زمینی، مأمنی برای کارهای آسمانی شود.
♦️لطفا در تمام گروه هایتان ارسال بفرمایید!🙏🌱
📩 لطفا برای گفتگو و هماهنگی پیام دهید:
👇👇
@Stille_Echo

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰Menschen, die andere Menschen nicht wertschätzen und ihnen würdelos gegenübertreten, können das auch nicht gegenüber der Schöpfung tun. Sie sind oft der Meinung, dass ihnen alles zusteht und dass andere Menschen selbstverständlich verpflichtet sind, ihnen zu helfen. Sie nehmen die Unterstützung, die ihnen entgegengebracht wird, als etwas Selbstverständliches hin und vergessen dabei, dass Hilfe immer auch ein Geschenk und keine Verpflichtung ist.
🔰Die guten Absichten, die Mühe und die Unterstützung anderer sehen sie entweder bewusst nicht oder ihnen fehlt die Fähigkeit und die Einsicht, diese überhaupt wahrzunehmen und wertzuschätzen. Statt Dankbarkeit zu zeigen, bleiben sie häufig fordernd und sehen vor allem das, was ihnen ihrer Meinung nach noch fehlt.
Dabei übersehen sie, wie viel ihnen bereits aus Menschlichkeit, Mitgefühl und echter Hilfsbereitschaft entgegengebracht wurde.
🔰انسان ‌هایی که برای دیگران ارزش قائل نیستند و با آنها با بی‌حرمتی و بدون حفظ کرامت انسانی رفتار می‌کنند، نمی‌توانند نسبت به آفرینش و هستی نیز با احترام رفتار کنند. آنها اغلب بر این باورند که همه چیز حق مسلم آنهاست و دیگران به‌طور طبیعی موظف‌اند به آنها کمک کنند. کمک و حمایتی را که از دیگران دریافت می‌کنند، امری بدیهی تلقی می‌کنند و فراموش می‌کنند که کمک کردن، همواره یک هدیه است و نه یک وظیفه.
🔰آنها یا عمداً نیت‌های خوب، تلاش‌ها و حمایت‌های دیگران را نمی‌بینند، یا فاقد توانایی و درایت لازم برای دیدن و قدردانی از آنها هستند. به جای نشان دادن قدردانی، اغلب همچنان طلبکار می‌مانند و بیشتر بر چیزهایی تمرکز می‌کنند که به گمان خودشان هنوز از آنها دریغ شده است.
🔰در حالی که نمی‌بینند چه میزان محبت، همدلی و کمک واقعی، صرفاً از روی انسانیت و خیرخواهی، تاکنون به آنها هدیه شده است.
🟥 «آن‌ها هنوز به آن مرحله نرسیده‌اند که با قلبشان بیندیشند؛ از عقل و خردی که خداوند به آن‌ها عطا کرده و همچنین از تلاش و کوشش خود استفاده نمی‌کنند.»
🟥 «بنابراین، دیگر از این‌که با افرادی وارد گفت‌وگوهای دشوار شوی که بارها و بارها فقط تو را به‌عنوان برآورده‌کننده نیازهای خود می‌بینند، دست بکش!»

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

📣🟥📣🟥📣🟥 بزرگواران و همراهان بسیار گرامی

🌺با تمام جان و افتخار در خدمتگزاری در کانال هایم به شما هم وطنانم هستم.
🌺اگر مطالب اندکی برای وجود ارزشمندتان مفید بوده اند، با تمام آرزوی قلبی مایل هستم این فعالیت و خدماتم به نفع مردم بسیار محروم و ‌بسیار کم برخوردارمان در سیستان و بلوچستان اختصاص داده شود.
خیریه ای برای حمایت ازفراموش شده ترین ها و محروم ترین ها به نام و یاد دوست✨تاسیس کرده ام.

#گلاره/سادات اخوی
🌺✨به خیریه ای زلال ما در گلستان نور بپیوندید.
👇👇
@nureshgheelahi
@nureshgheelahi

Читать полностью…

باغ آينه و نور

عده ای از انسان ها، همچون یک باغ پر از گل زندگی می کنند. حقیقتا یک باغ پر از ثمره و میوه. ما چگونه زندگی می کنیم؟


در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🤍✨ مامان قشنگم، اصلاً نگران من نباش! من اینجا توی یه نور خیلی قشنگ و پر از عشق هستم؛ یه جایی که حتی نمی‌تونی قشنگی‌ش رو تصور کنی. 🥰 فرشته‌های مهربون هم همیشه مواظب من هستن.
🤍 من ازت دور نیستم مامان؛ همیشه توی قلبت کنارتم. هر وقت دلت برام تنگ شد، چشماتو ببند و منو از توی قلبت ببین.
🤍 فقط قول بده آروم باشی و خودتو اذیت نکنی. تو هنوز باید کارهای قشنگت رو روی زمین انجام بدی و با خیال راحت زندگی کنی. من همیشه دوستت دارم. هیچکی نمی تونه من و تو رو از هم جدا بکنه❤️❤️

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

♦️لینک دسترسی آسان تر به مطالب کانال باغ آینه و نور تقدیم شما همراهان بسیار گرامی؛

🔅تجربه مرگ تقریبی آرتور مارتن
🔅مصاحبه پروفسور نایر فیزیک کوانتوم
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
🔅تجربه مرگ تقریبی آلبا مون(قدرت بخشش)
🔅تجربه مرگ تقریبی اورزولا لانگ
🔅آخرین مصاحبه با دکتر ریموند مودی
🔅تجربه مرگ نینا ملکیا
🔅تجربه منفی الیزابت گلاس
🔅از آن چشم عشق بیرون می آمد
🔅مصاحبه خانم وشتر
🔅مستند تجارب مرگ
🔅دکتر پیم فان لمل(امتداد آگاهی پس از مرگ جسمانی)

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰ما این موضوع را از تجربه‌های ارتباط با درگذشتگان نیز می‌دانیم. در اروپا، ۱۲۵ میلیون نفر نوعی ارتباط پس از مرگ را تجربه کرده‌اند. این نیز نشان می‌دهد که آگاهی همچنان وجود دارد. افراد دربارهٔ آنچه پس از ترک بدنشان برایشان اتفاق افتاده است، گزارش‌هایی ارائه می‌کنند. آن‌ها تجربه‌ای از مرگ داشته‌اند. اما اینکه کسی تجربهٔ نزدیک به مرگ داشته باشد، ظاهراً تا حدی به شرایط و به‌ویژه به سن فرد بستگی دارد. نمی‌توانم این موضوع را ثابت کنم، اما فکر می‌کنم واقعیت همین است.
🔰حالا فرض کنیم با توجه به تمام تجربه‌ها و نتایج پژوهشی شما، تجربه‌های نزدیک به مرگ واقعاً واقعی هستند، یعنی مردم واقعاً همان چیزی را تجربه می‌کنند که درباره‌اش صحبت می‌کنند و این تجربه حاصل خیال‌پردازی، توهم یا هر چیز دیگری از این دست نیست، بلکه یک تجربهٔ واقعی است. این موضوع برای پژوهش دربارهٔ آگاهی چه معنایی دارد؟ اگر آگاهی محصول مغز نباشد، از نظر شما آگاهی چیست؟
🔰هیچ تعریف مشخصی از آگاهی وجود ندارد. ما فقط می‌توانیم آن را توصیف کنیم و درباره‌اش صحبت کنیم، اما تعریف روشن و دقیقی از آن نداریم. برای علم، صحبت کردن دربارهٔ آگاهی و به‌ویژه دربارهٔ رابطهٔ میان ذهن و مغز، یک چالش است.
🔰اکنون دیگر متقاعد شده‌ام که آگاهی را می‌توان حتی بدون عملکرد مغز، یعنی بدون بدن، تجربه کرد. این بدان معناست که مرگ فقط پایان جنبه‌های فیزیکی وجود ما، یعنی پایان بدن ماست، اما پایان آگاهی ما نیست. نوعی تداوم آگاهی وجود دارد که فراتر از مرگ بدن ما ادامه پیدا می‌کند.
🔰آگاهی همیشه وجود داشته است. پیش از تولد وجود دارد و پس از مرگ نیز وجود خواهد داشت. آگاهی نه آغازی دارد و نه پایانی خواهد داشت. آگاهی در همین لحظه با گذشته و همچنین با آینده در ارتباط است.
🔰اما در اینجا دربارهٔ نوع دیگری از آگاهی صحبت می‌کنیم. شما پیش‌تر به زوال عقل اشاره کردید. در افرادی که به این بیماری مبتلا هستند، ابزاری که مغز نام دارد آسیب دیده است. در نتیجه، آگاهی بیداری تحت تأثیر قرار می‌گیرد. کامپیوتر آسیب دیده است و به همین دلیل نمی‌توانید به همهٔ وب‌سایت‌ها دسترسی پیدا کنید.
🔰اما آگاهی غیرمحلی، یعنی آگاهی واقعی، هرگز نمی‌تواند آسیب ببیند، زیرا به مغز وابسته نیست. اینترنت و فضای ابری به کامپیوتر شما وابسته نیستند.
🔰شما از آگاهی بی‌پایان صحبت می‌کنید. کتاب شما هم همین عنوان را دارد. خودتان چه تجربه‌ای با این مفهوم داشته‌اید؟ از نظر شما آیا این مفهوم در محافل علمی و پزشکی اکنون تا حدی پذیرفته شده است؟ یا همچنان مفهومی است که مورد توجه قرار نمی‌گیرد؟
🔰من از سال ۱۹۸۶، یعنی ۳۸ سال پیش، شروع به مطالعهٔ این موضوع کردم. فکر می‌کنم از آن زمان تاکنون تغییرات زیادی رخ داده است. به‌ویژه نسل جوان بسیار پذیراتر شده است.
🔰مدتی پیش از سوی گروهی از دانشجویان پزشکی دعوت شدم. آن‌ها به این موضوع علاقه‌مند هستند. پرستاران پذیرش زیادی دارند و دانشجویان روان‌شناسی نیز همین‌طور. من در دانشگاه‌های سراسر اروپا سخنرانی کرده‌ام، در آلمان، بلژیک، هلند، بریتانیا و همچنین دانشگاه ییل در آمریکا و جاهای دیگر.
🔰نسل جوان پذیراست. آن‌ها همچنین وقتی دربارهٔ تغییرات اقلیمی صحبت می‌کنیم، بسیار گشوده‌تر و پذیراتر هستند.

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰آن‌ها آن‌قدر روی این موضوع تمرکز کرده بودند که گوریلی را که از جلویشان عبور می‌کرد، ندیدند. به این پدیده «نابینایی توجه» گفته می‌شود. دربارهٔ این موضوع مطالعات زیادی انجام شده است. وقتی فرد خارج از بدن خود قرار دارد و احیای خودش یا عمل جراحی خودش را می‌بیند، دیگر به این توجه نمی‌کند که آیا جایی نشانه‌ای پنهان وجود دارد یا نه. بنابراین نابینایی توجه می‌تواند توضیح دهد که چرا این نوع مطالعات نتیجه نمی‌دهند.
🔰سم پارنیا نیز مطالعاتی با EEG انجام داده است. آن‌ها احیای قلبی ریوی را آغاز می‌کردند و پس از پنج دقیقه، تیم او می‌آمد و دو یا سه وسیله را روی سر بیمار قرار می‌داد. انجام چنین کاری در آن شرایط آسان نیست. جنبه‌های عملی مطالعاتی از این دست واقعاً بسیار بسیار دشوار هستند.
🔰اغلب گفته می‌شود قانع‌کننده‌ترین شاهد برای واقعی بودن یک تجربهٔ نزدیک به مرگ، تغییرات بنیادینی است که این تجربه در زندگی افراد ایجاد می‌کند. می‌خواهم در همین ارتباط به مطالعهٔ شما برگردم. شما تحول شخصی بیماران را در ادامهٔ زندگی نیز بررسی کردید. تفاوت میان افرادی که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند و افرادی که چنین تجربه‌ای نداشتند چه بود؟
🔰این پرسش مهمی است که ما هم از خودمان پرسیدیم. به همین دلیل، ما نه تنها یک مطالعهٔ آینده‌نگر دو ساله انجام دادیم، بلکه یک مطالعهٔ طولی نیز انجام دادیم. با افرادی که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند، دو سال بعد و سپس هشت سال بعد دوباره مصاحبه کردیم و آن‌ها را با یک گروه کنترل مشابه از بیمارانی مقایسه کردیم که آن‌ها نیز ایست قلبی را پشت سر گذاشته بودند. افراد گروه کنترل که در همان فاصله‌های زمانی مورد پرسش قرار گرفتند، از نظر جنسیت و سن با گروه دارای تجربهٔ نزدیک به مرگ مطابقت داشتند.
🔰اما آن‌ها تجربهٔ نزدیک به مرگ نداشتند؟
نه، تجربهٔ نزدیک به مرگ نداشتند. ما می‌خواستیم ببینیم آیا در پیامدهای این تجربه تفاوتی وجود دارد یا نه.
🔰تحول کلاسیکی که در افراد دارای تجربهٔ نزدیک به مرگ می‌شناسیم، نخست از همه این است که ترس آن‌ها از مرگ از بین می‌رود. آن‌ها متقاعد می‌شوند که آگاهی ادامه پیدا می‌کند. دوم اینکه بینش تازه‌ای نسبت به چیزهایی پیدا می‌کنند که در زندگی اهمیت دارند، یعنی عشق بدون قید و شرط، همدلی و همچنین عشق به خود. آن‌ها جنبه‌های منفی خودشان را که همهٔ ما داریم می‌پذیرند و در خود همدلی، عشق بدون قید و شرط و شفقت نسبت به دیگران، نسبت به طبیعت و نسبت به سیارهٔ زمین ایجاد می‌کنند، زیرا احساس می‌کنند با همه چیز در ارتباط و یگانه هستند. تجربهٔ وحدت همچنان برای آن‌ها حضوری زنده دارد.
🔰سومین جنبه، افزایش حساسیت شهودی است. افراد دارای تجربهٔ نزدیک به مرگ می‌دانند دیگران چه فکر و چه احساسی دارند. ما دریافتیم که تنها بیمارانی که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند، این تحول کلاسیک را تجربه کردند. افرادی که تجربهٔ نزدیک به مرگ نداشتند نیز تا حدی تغییر کردند، اما تغییرات آن‌ها به همان شکل نبود.
🔰علاقه به معنویت نیز در میان افراد دارای تجربهٔ نزدیک به مرگ به‌طور ویژه‌ای افزایش یافت. آن‌ها شیوهٔ زندگی خود را تغییر دادند. البته مشکل این است که فرد پس از تجربهٔ نزدیک به مرگ کاملاً تحت تأثیر و غرق در این تجربه قرار می‌گیرد، زیرا این تجربه دیگر با جهان‌بینی‌ای که پیش از آن داشته است سازگار نیست.
🔰من پزشکان زیادی را می‌شناسم که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشته‌اند و بعد گفته‌اند: «چیزی که برای من اتفاق افتاد، همیشه از نظر خودم غیرممکن بود، اما حالا واقعاً برایم اتفاق افتاده است.» سپس فرد تلاش می‌کند تجربهٔ خود را با دیگران در میان بگذارد، اما هیچ‌کس حاضر نیست گوش کند. پزشکان در گوش دادن بسیار ضعیف‌اند، پرستاران کمی بهتر هستند.

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰پس به نظر شما مغز چه کاری انجام می‌دهد؟
من فکر می‌کنم چیزی که افراد دارای تجربهٔ نزدیک به مرگ از آن سخن می‌گویند، نوعی آگاهی متفاوت از آگاهی‌ای است که ما به‌عنوان آگاهی بیداری خود می‌شناسیم؛ همان آگاهی‌ای که مثلاً اکنون، در حالی که اینجا نشسته‌ایم، داریم. آگاهی بیداری ما فقط بخش کوچکی از این آگاهی گسترده و غیرمحلی است.
🔰افرادی که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشته‌اند همچنین به ما می‌گویند که به‌ویژه در جریان مرور زندگی، همه‌چیز در یک لحظه اتفاق می‌افتد؛ هم رویدادهای گذشته و هم رویدادهای آینده. در آنجا زمان و مکان وجود ندارد. در همان لحظه‌ای که به چیزی یا کسی فکر می‌کنید، در آنجا خواهید بود و او را ملاقات خواهید کرد.
🔰این نوع متفاوت از آگاهی، که در آن همه‌چیز به‌طور هم‌زمان با همه‌چیز در ارتباط است، امکان تجربهٔ یگانگی، عشق بی‌قیدوشرط و همچنین تجربه‌ای سرشار از خرد و بینش عمیق را فراهم می‌کند. ما در اینجا و درون بدن خود چنین چیزی را تجربه نمی‌کنیم.
🔰مغز مانند یک رابط، فیلتر یا فرستنده و گیرنده عمل می‌کند. مغز تنها بخش کوچکی از این آگاهی غیرمحلی را دریافت و آن را در بدن ما به شکل آگاهی بیداری تجربه‌پذیر می‌کند. همچنین اطلاعات حاصل از حواس و بدن ما را به این آگاهی منتقل می‌کند.
🔰من همیشه سعی می‌کنم این موضوع را با استفاده از ارتباطات مدرن و جهانی توضیح دهم. همین حالا شاید ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار مکالمهٔ تلفنی از میان ما و این دیوارها عبور می‌کند. صدها برنامهٔ رادیویی و تلویزیونی، تعداد بی‌شماری وب‌سایت و همچنین فیلم‌های شما در یوتیوب، همین لحظه به شکل میدان‌های الکترومغناطیسی اطلاعاتی از میان ما عبور می‌کنند.
🔰اما برای دریافت آن‌ها به یک وسیلهٔ فعال و سالم نیاز دارید. فضای ابری، با تمام این وب‌سایت‌ها و فیلم‌های یوتیوب، همیشه وجود دارد و همیشه قابل دسترسی است. اما برای دریافت آن‌ها به یک رایانهٔ سالم و فعال نیاز دارید. رایانهٔ شما محتوایی را که از آن فضا دریافت می‌کنید، نمایش می‌دهد. اگر رایانه خاموش باشد، اطلاعات همچنان وجود دارند.
🔰به همین ترتیب، وقتی مغز شما خاموش است، آگاهی شما همچنان وجود دارد. من فضای ابری را تا حدودی با آگاهی غیرمحلی مقایسه می‌کنم. این آگاهی همه‌جا حضور دارد و همیشه در دسترس است. اما برای اینکه آن را به بدن خود وارد کنید، به یک مسیر یا وسیلهٔ کارآمد نیاز دارید.
🔰حالا می‌خواهم به چند ایراد و انتقاد مهم بپردازم که در سال‌های اخیر اغلب برای زیر سؤال بردن واقعی بودن تجربه‌های نزدیک به مرگ مطرح شده‌اند. یکی از این دیدگاه‌ها به‌طور خاص این است که حتی پس از ایست قلبی نیز ممکن است برای مدت نسبتاً طولانی، فعالیت‌های باقیمانده‌ای در مغز وجود داشته باشد.
برخی افراد می‌گویند حتی اگر نوار مغزی صاف باشد، ممکن است همچنان نوعی فعالیت در مغز وجود داشته باشد که آگاهی از آن تولید شود. آیا شما فکر می‌کنید چنین فعالیت‌های باقیمانده‌ای ممکن است وجود داشته باشد؟
🔰من چنین تصوری ندارم، زیرا شما دربارهٔ فعالیت‌هایی صحبت می‌کنید که قابل شناسایی و اندازه‌گیری نیستند. آنچه ما می‌توانیم در مغز اندازه‌گیری کنیم، همبسته‌های عصبی آگاهی هستند.
ما می‌توانیم فعالیت‌های مغزی را اندازه‌گیری کنیم. با EEG می‌توان فعالیت الکترومغناطیسی را اندازه‌گیری کرد و با MEG فعالیت مغناطیسی را. با تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) می‌توان فعالیت‌های متابولیکی را مشاهده کرد. با اسکن PET نیز می‌توان فعالیت‌های شیمیایی را اندازه‌گیری کرد.
🔰اما همهٔ این‌ها همبسته‌های عصبی آگاهی هستند. ما می‌توانیم فعالیت‌های مغز را اندازه‌گیری کنیم، اما نمی‌توانیم خودِ آگاهی را اندازه‌گیری کنیم. نمی‌دانیم که آیا آگاهی نتیجهٔ این فعالیت‌هاست یا علت آن‌ها.

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰۷۰ درصد از این کودکان تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند. این درصد، بیشتر از میزان مشاهده‌شده در مطالعهٔ ما بر روی بیماران مسن‌تر بود. در مطالعات گذشته‌نگر که معمولاً افراد با میانگین سنی ۳۰ تا ۴۰ سال را شامل می‌شوند، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از افرادی که دچار تصادف رانندگی شده‌اند، از تجربهٔ نزدیک به مرگ خود گزارش داده‌اند.
🔰هرچه سن افراد بالاتر باشد، گزارش تجربهٔ نزدیک به مرگ نیز کمتر می‌شود. اما بر اساس مطالعات و بررسی‌هایی که در آلمان و ایالات متحده انجام شده، احتمالاً حدود چهار درصد از مردم در کشورهای غربی تجربهٔ نزدیک به مرگ داشته‌اند. این یعنی حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر در اروپا، چهار میلیون نفر در آلمان و ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر در ایالات متحده. بنابراین، تجربه‌های نزدیک به مرگ نسبتاً شایع هستند.
🔰مشکل اینجاست که افرادی که چنین تجربه‌ای داشته‌اند، معمولاً دربارهٔ آن با دیگران صحبت نمی‌کنند. من بیمارانی را می‌شناختم که به دلیل تجربهٔ نزدیک به مرگ خود، ۵۰ سال تحت درمان روان‌پزشکی قرار گرفته بودند، آن هم تا حدی به این دلیل که هیچ‌کس حاضر نبود حرفشان را باور کند.
🔰شما خودتان هم به این موضوع اشاره کردید. جمع‌بندی پژوهش‌های شما، که در نخستین گفت‌وگوی ما، آن زمان در زادگاهتان در هلند، نیز دربارهٔ آن صحبت کرده بودید، این بود که آنچه در دوران دانشجویی پزشکی آموخته بودید باید دوباره مورد بازنگری قرار گیرد؛ یعنی این دیدگاه که مغز آگاهی را تولید می‌کند. این همان نظریهٔ رایج است. اما ظاهراً انسان می‌تواند حتی زمانی که عملکردهای مغز از کار افتاده یا به‌شدت مختل شده‌اند نیز آگاهی را تجربه کند. آیا هنوز هم امروز همین دیدگاه را دارید؟
🔰امروز مطمئنم که همین‌طور است. نه‌تنها پژوهش‌های ما، بلکه مطالعات بروس گریسون در ایالات متحده، که با همان نوع طراحی پژوهشی کار کرده است، و همچنین مطالعات سام پارنیا، پیتر فنویک و پنی سارتوری در بریتانیا، روی مجموعاً ۵۶۲ نفر از بازماندگان ایست قلبی، به نتایج مشابهی رسیدند. حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از این بیماران تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند.
🔰در تمام این مطالعات توانستیم توضیحات علمی معمول برای چنین تجربه‌هایی را رد کنیم. برای مثال، توانستیم آنوکسی، یعنی کمبود اکسیژن در مغز، را به‌عنوان توضیح این پدیده کنار بگذاریم.
ما ۱۸ درصد از بیمارانی را که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند، با ۸۲ درصد بیمارانی که اصلاً هیچ خاطره‌ای نداشتند مقایسه کردیم تا علت‌های احتمالی را پیدا کنیم. برای مثال، مشخص شد که مدت زمان ایست قلبی نقشی ندارد. همچنین تفاوتی نداشت که احیای قلبی ریوی پیچیده‌ای انجام شده باشد و در آن نیاز به لوله‌گذاری داخل نای وجود داشته باشد یا نه، یا اینکه داروهای زیادی به بیمار داده شده باشد.
🔰برای مثال، ما ۳۰ بیمار در بخش کاتتریزاسیون قلب داشتیم که تحت بررسی‌های الکتروفیزیولوژیک قرار گرفته بودند. در این شرایط، معمولاً می‌توان افراد را ظرف ۳۰ ثانیه دوباره احیا کرد. بنابراین، مدت زمان ایست قلبی نقشی در وقوع تجربهٔ نزدیک به مرگ ندارد.

Читать полностью…

باغ آينه و نور

نمى دانم كه درچه بعدى از هستى و یا دقيقا كجا بودم.
اما جايى بودم كه با هيچ خلسه و آرامش زمينى قابل اندازه گیری نبود.
در آن فضا قطرات عشق پخش بود.
عشقى وصف ناپذیر!
و گویی؛ هم زمان...همه آگاهی جهان در من جارى مى شد.
من ناگهان و بطور غير قابل تصورى علت رخ دادن همه چیز را می دانستم.

#جنی اسمیت/تجربه گر مرگ تقریبی

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

هرکس به همان اندازه‌ای با شما رفتار می‌کند، که در ذهن خودش برایتان ارزش قائل است.

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

من! من همیشه زندانی! من همیشه زندان! من همیشه زندان بان!

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

صدا گذاری شده است
🟥مورد بسیار بسیار نادر و بی‌نظیر.
در زمانیکه پدر و مادر رتو (که در هفت سالگی کوچ کرده است) در جلسه ی ارتباط با جهان معنا و ارواح بوده اند، رتو (که در7 سالگی یکسال پیش فوت شده است) برای مادر بزرگش در شهر دیگری در آلمان بعد از پیام ریس شرکت مادربزرگ، پیام صوتی ارسال می کند. (به صدای این کودک عزیز دقت بفرمایید)
می گوید «همه آنجا هستند»
🟥 لطفا از دقیقه ی 5.21 کاملا دقت بفرمایید.
و بعد از پایان جلسه پدر رتو به مادرش زنگ می زند که بگوید جلسه بسیار عالی برگزار شد و «همه آنجا بودند»
که مادربزرگ رتو بیان می کند درست در همان زمان جلسه پیام مشابهی از نوه اش به صورت صوتی دریافت کرده است.
«همه آنجا هستند»

🟥جلسه با حضور پروفسور لاتزار مرگ پژوه آلمانی ، ایشان بیان می کنند که اقامت کوتاه «رتو ی 7 ساله» برای آن بوده است که وظیفه ی معرفی و تایید عالم پس از مرگ و عالم ارواح را بر روی زمین بر عهده داشته است.
🟥 این مورد بسیار بسیار نادر و مستند را برای تمام عزیزان تان ارسال بفرمایید.

@Nahtoderfahrung

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🟥عزیزان اگر مایل هستید برای بیماران سرطانی هزینه ایاب و ذهاب شان را تا تهران بپردازید، لطفا به آیدی خیریه پیام ارسال بفرمایید!
🟥مواردی که در گلستان نور خدمت تان تقدیم می شوند تایید شده و تحت نظارت هست.
🟥بلیط های اتوبوس (بیمار ابتدا با اتوبوس از مهرستان به ایرانشهر و سپس با اتوبوس به تهران می رود)
از ایرانشهر به تهران هر نفری ۱ میلیون ۷۶۰ هزار تومان هست
از مهرستان تا ایرانشهر هم نفری ۷۰۰ هزار تومان

آیدی خیریه👇👇
@Stille_Echo

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🟥 دیگر خودت را در دسترس افرادی قرار نده که واقعاً علاقه‌ای به تو ندارند و از روی خودبرتربینی و این تصور که همه‌چیز را بهتر از دیگران می‌دانند، حاضر نیستند با تو در سطحی برابر و با احترام متقابل برخورد کنند.
🟥اگر از سوی افرادی که وقت و انرژی‌ات را به آن‌ها اختصاص می‌دهی، تحقیر می شوی، با ادامه دادن به بخشیدن زمان زندگی‌ات به آن‌ها، در واقع لطفی به هیچ کسی نمی‌کنی.

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰انسان ‌هایی که برای دیگران ارزش قائل نیستند و با آنها با بی‌حرمتی و بدون حفظ کرامت انسانی رفتار می‌کنند، نمی‌توانند نسبت به آفرینش و هستی نیز با احترام رفتار کنند.
#گفتگوی عمیق ولفگانگ نیکلاس با روح راهنمایش در حین تجربه مرگ تقریبی

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

خردمند و فرزانه شویم
تا بینا شویم
رنج ما در اثر
کوری معنوی ماست
به میزان کوری معنوی مان
رنج می کشیم.

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

♦️«اکثر مردمان حسی مسلک هستند» و برایشان سخت است که ادراکی غیر از محسوسات را بفهمند
از هر موجودی که سخن بگوییم بلافاصله به بعد و زمان و مکان فکر می کنند( کجاست؟ چه شکلی هست؟ اندازه اش چقدر است؟ چه رنگی ست؟…)
♦️هر انسانی از دریچه ی آموخته های خودش درک می کند و طرح سوال می کند.
♦️ادراک از «حس» شروع می شود که پایین ترین نوع درک است اما می توان کاملا توسعه اش داد.
♦️اگر شرایطی خارج از زمان و مکان را تصور کنیم و یا موجود بدون بعد
موجودی که وجود داشته باشد اما رنگ نداشته باشد، بعد نداشته باشد، در زمان نباشد، در مکان نباشد، وزن
نداشته باشد
اما وجود داشته باشد و موجود باشد،
و از جنس شعور است
این ها معانی مجرد است.

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

عزیزترین عزیز من/ زیباترین گل هستی
کجا رفتی و من را با اینهمه غم و اندوه
تنها گذاشتی؟
امیدم دیدارمان
در سرزمین های نور پر‌وردگارمان است.✨🤍
تا آنروز
در نور او✨امن و ایمن بمان!

در اینستاگرام ما را دنبال کنید!👇👇
https://instagram.com/gelareh_sadatakhavi?igshid=1eg1om4rjrgjz

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰افراد جوان‌تر به‌طور کلی بسیار پذیراتر هستند. آن‌ها نسبت به آنچه در حال وقوع است، آگاهی بیشتری دارند. احساس ارتباط بیشتری با محیط زیست دارند و در ارتباط با یکدیگر نیز گشوده‌تر هستند. اگر یکی از والدین تجربهٔ نزدیک به مرگ داشته باشد و در پی آن، حس شهودی قوی‌تری پیدا کرده باشد، فرزندان او نیز حس شهودی خود را از دست نخواهند داد. هرچه بزرگسالان بیشتری تجربهٔ نزدیک به مرگ یا ارتباط با درگذشتگان داشته باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که کودکان بتوانند شهود قوی خود را حفظ کنند. به این ترتیب، وقتی به شش یا هفت سالگی می‌رسند، ارتباط خود را با این تجربه از دست نمی‌دهند.
🔰این احتمال که آگاهی بتواند وجود داشته باشد و حتی زمانی که دیگر مغز و بدنی وجود ندارد، بتوان آن را تجربه کرد، طبیعتاً احتمال تداوم وجود پس از مرگ را نیز مطرح می‌کند، یعنی این امکان که ما واقعاً پس از مرگ به نوعی به وجود خود ادامه دهیم.
🔰من هرگز از «زندگی پس از مرگ» صحبت نمی‌کنم، زیرا زندگی به‌عنوان یک نظام زیستی تعریف می‌شود. وقتی بدن مرده است، دیگر نظام زیستی‌ای وجود ندارد. من از تداوم آگاهی صحبت می‌کنم، نه از زندگی پس از مرگ، زیرا می‌خواهم در اینجا کاملاً به اصطلاحات علمی پایبند بمانم.
🔰آیا در این آگاهیِ ادامه‌یافته، چیزی شبیه «من» نیز وجود دارد؟
🔰ایگو یا «منِ فردی» به بدن و آگاهی بیداری وابسته است. اما «خود»، یعنی خودِ والاتر که آن را با حرف بزرگ می‌نویسیم، همیشه وجود دارد. این خود به یک واقعیت غیرمحلی تعلق دارد. و شاید حتی خودِ والاتر یک موجود نورانی باشد. ممکن است خودِ والاتر شما در آنجا، موجودی نورانی باشد.
🔰اما ایگو، با تمام امور جسمانی که برای ما بسیار مهم به نظر می‌رسند، از مسائل جنسی گرفته تا هر چیز دیگر، همهٔ این‌ها از بین می‌روند. آنجا دیگر بدنی ندارید. آنجا «خود» هستید. این چیز دیگری است.
🔰من گفت‌وگو را با یک پرسش شخصی آغاز کردم و می‌خواهم آن را نیز با یک پرسش شخصی به پایان برسانم: امروز چگونه به استقبال مرگ می‌روید؟ با آرامش؟ با کنجکاوی؟ با انتظار؟
🔰بله، من کنجکاوم، البته به معنای مثبت کلمه. نه نسبت به فرایند مردن. این فرایند می‌تواند بسیار دشوار و طاقت‌فرسا باشد. اما دربارهٔ اینکه پس از آن چه اتفاقی خواهد افتاد، کنجکاوم.
♦️و تقریباً با اطمینان می‌دانم چه اتفاقی خواهد افتاد، اما هیچ‌وقت نمی‌توانم توسط علم بشر صددرصد مطمئن باشم.
🔰خیلی از شما بابت این گفت‌وگو سپاسگزارم.
با کمال میل!

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰و بعد اعضای خانواده و همسران. میزان طلاق در میان افرادی که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشته‌اند، بیش از ۷۰ درصد است، زیرا همسر احساس می‌کند دیگر همان انسانی را که قبلاً می‌شناخته، روبه‌روی خود ندارد. افراد دارای تجربهٔ نزدیک به مرگ به‌شدت تغییر می‌کنند، اما اغلب خودشان نمی‌دانند چه اتفاقی برایشان افتاده است. آن‌ها واژه یا مفهومی برای تجربهٔ خود ندارند. فکر می‌کنند دیوانه شده‌اند و نمی‌توانند آن را با دیگران در میان بگذارند. آن‌ها دوره‌ای از افسردگی، تنهایی و دلتنگی برای خانه را پشت سر می‌گذارند که ممکن است سال‌ها طول بکشد. این یک آسیب روحی است. کنار آمدن با آن کار سختی است، تا اینکه شاید روزی کتابی بخوانند، برنامه‌ای در تلویزیون ببینند یا به هر شکل دیگری با این موضوع روبه‌رو شوند و متوجه شوند: «آه، من دیوانه نیستم، من تنها کسی نیستم که چنین چیزی را تجربه کرده است.»
🔰آن‌وقت شروع می‌کنند بیشتر دربارهٔ آن مطالعه کردن و شاید با افراد دیگری که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشته‌اند نیز صحبت کنند. آن‌ها کم‌کم تجربهٔ خود را می‌پذیرند. گام دوم این است که این تجربه را در زندگی خود ادغام کنند. شیوهٔ زندگی‌شان را تغییر می‌دهند. دیگر مسئله برایشان پول یا قدرت نیست، مسئله زندگی جسمانی در بدن یا لباس و ظاهر نیست. آنچه برایشان اهمیت دارد، جوهر و ماهیت وجود ما انسان‌هاست.
🔰چنین تغییری حتی در جامعهٔ غربی، در این جامعهٔ مادی‌گرا، آسان نیست. این تحول بسیار عظیم است و برای اینکه فرد بتواند این تجربه را در زندگی روزمرهٔ خود ادغام کند، به زمان و تلاش زیادی نیاز دارد. من بیمارانی را می‌شناسم که ۵۰ سال دربارهٔ تجربهٔ نزدیک به مرگ خود سکوت کرده‌اند.
🔰ما یک بار در هلند مطالعه‌ای روی ۸۲ بیمار انجام دادیم که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند و این تجربه بین هفت ماه تا ۷۰ سال پیش برایشان رخ داده بود. نیمی از آن‌ها حتی پس از گذشت میانگین ۲۴ سال هنوز قادر نبودند دربارهٔ تجربهٔ خود با دیگران صحبت کنند. این یک آسیب روحی است. این افراد تنها و افسرده هستند. تجربه کردن چنین چیزی اصلاً آسان نیست. با وجود محتوای مثبت این تجربه، پذیرفتن و ادغام کردن آن در زندگی معمولاً مستلزم تلاش بسیار زیادی است.
🔰شما قبلاً به این موضوع اشاره کردید: در شرایط مشابه، همهٔ افراد تجربهٔ نزدیک به مرگ ندارند و تنها درصد نسبتاً کمی از افراد چنین تجربه‌ای را گزارش می‌کنند. به نظر شما چرا این‌طور است؟ یا ممکن است همهٔ انسان‌ها چیزی را تجربه کنند، اما همه آن را به یاد نیاورند؟
🔰این دو پرسش را باید از یکدیگر جدا کرد. همان‌طور که پیش‌تر گفتم، در یک مطالعهٔ آینده‌نگر روی کودکان، ۷۰ درصد آن‌ها تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند. کودکان زیر پنج سال ذهنی باز دارند. آن‌ها دائماً با این آگاهی گسترده‌تر در ارتباط هستند، اما از طریق تربیت، والدین و جامعهٔ غربی، این ارتباط را از دست می‌دهند.
🔰هرچه انسان مسن‌تر می‌شود، ارتباط میان آگاهی و مغز محکم‌تر می‌شود و زمان بیشتری لازم دارد تا بتواند خود را از بدن جدا کند. فردی که دچار ایست قلبی می‌شود، پنج تا ده دقیقه زمان نیاز دارد تا از بدن خارج شود. همه چیز به زمان بیشتری نیاز دارد.
🔰در مطالعهٔ خودمان، بیماران زیر ۶۰ سال را با افراد بالای ۶۰ سال مقایسه کردیم. در گروه زیر ۶۰ سال، تعداد بیشتری از بیماران تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند تا در گروه افراد مسن‌تر.
🔰منظورم این است که هر انسانی که می‌میرد، تجربه‌ای از مرگ خواهد داشت. اما شاید برای او ۲۰ یا ۳۰ دقیقه زمان لازم باشد، نه فقط پنج دقیقه، تا از بدن خارج شود. هر انسانی تجربه‌ای از مرگ خواهد داشت.

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰اما اگر اصلاً هیچ فعالیتی وجود نداشته باشد، یعنی وقتی دیگر هیچ چیزی را نتوانیم اندازه‌گیری کنیم، چه؟
ما می‌دانیم که برای داشتن آگاهی بیداری، وجود مراکز عصبی متعددی در مغز ضروری است که اطلاعات را با یکدیگر مبادله و ارتباط برقرار می‌کنند؛ چیزی که به آن «فضای کاری جهانی عصبی» گفته می‌شود. نوروفیزیولوژی مدرن نشان داده است که این فعالیت‌ها برای آگاهی بیداری ضروری هستند. در هنگام ایست قلبی، چنین فعالیت‌هایی وجود ندارند. در آزمایش‌های حیوانی نیز مشاهده کرده‌ایم که هنگام ایست قلبی، هیچ فعالیتی در ساقهٔ مغز و ساختارهای عمقی‌تر مغز وجود ندارد. مغز دیگر کار نمی‌کند.
🔰یک ایراد دیگر این است که امروزه می‌دانیم مغز خاطرات را بازسازی می‌کند؛ یعنی از قطعات و بخش‌های مشخصی، تصویری کلی و منسجم و منطقی می‌سازد، اما این خاطرات لزوماً با واقعیت مطابقت ندارند. بنابراین، خاطرات ساخته و پرداخته می‌شوند.
حالا ممکن است کسی بگوید: بسیار خوب، در خودِ تجربهٔ نزدیک به مرگ فعالیت مغز کاهش یافته است، اما در زمانی که فرد دربارهٔ آن تجربه صحبت می‌کند و آن را گزارش می‌دهد، مغز او در حال فعالیت است. بنابراین شاید خاطرهٔ چیزی که تجربه کرده نیز در همان زمان ساخته و پرداخته شده باشد. پاسخ شما به این ایراد چیست؟
🔰این کاملاً بی‌معنی است. زیرا ما دقیقاً می‌دانیم افراد دارای تجربهٔ نزدیک به مرگ چه چیزهایی را گزارش می‌کنند. در تجربه‌های خارج از بدن، امکان بررسی و تأیید ادراکات وجود دارد. ما از پزشکان، پرستاران یا اعضای خانواده پرسیده‌ایم که در جریان احیا یا هنگام یک تصادف رانندگی چه اتفاقی افتاده است و از این طریق توانسته‌ایم گزارش‌های افراد دارای تجربهٔ نزدیک به مرگ را تأیید کنیم.
🔰به‌تازگی کتابی با عنوان «خود نمی‌میرد» منتشر شده است که در آن ۱۲۸ مورد از ادراک‌های تأییدشده در تجربه‌های خارج از بدن مستند شده است. این موضوع نشان می‌دهد آنچه افراد دارای تجربهٔ نزدیک به مرگ دربارهٔ اتفاقاتی که هنگام ایست قلبی، در حالت کما یا حین عمل جراحی برایشان رخ داده، گزارش می‌کنند، واقعاً اتفاق افتاده است.
🔰۹۸ درصد از این خاطرات کاملاً دقیق بودند. این موضوع صحت و درستی این خاطرات را تأیید می‌کند. علاوه بر این، در بلژیک مطالعه‌ای دربارهٔ خاطرات انجام شد. در این مطالعه مشخص شد که خاطرات مربوط به تجربه‌های نزدیک به مرگ، بسیار واضح‌تر و شدیدتر از خاطرات مربوط به رویدادهای روزمرهٔ زندگی هستند. این خاطرات کیفیت متفاوتی دارند.
خاطرات افراد دارای تجربهٔ نزدیک به مرگ به‌خوبی نشان می‌دهند که آن‌ها، برای مثال، هنگام ایست قلبی چه چیزهایی را به‌صورت آگاهانه تجربه کرده‌اند.
🔰به نظر شما چرا در مطالعات AWARE تا این اندازه نتایج اندکی به دست آمد؟
در آن مطالعات، ۵۸ بیمار بودند که از ایست قلبی جان سالم به در برده بودند و با ۲۸ نفر از آن‌ها توانستند مصاحبه کنند. فقط دو نفر از آن‌ها تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند. اما هیچ تجربهٔ خارج از بدنی وجود نداشت که بتوان آن را به‌طور عینی و مستقل تأیید کرد.
🔰دقیقاً نمی‌دانم چرا، اما فکر می‌کنم انجام چنین کاری همیشه دشوار خواهد بود. در مطالعهٔ AWARE با استفاده از EEG بررسی می‌شد که آیا هنوز فعالیتی در مغز بیماران وجود دارد یا نه. همچنین در اتاق احیا، نزدیک سقف، نشانه‌هایی را پنهان کرده بودند تا افرادی که در وضعیت خارج از بدن قرار می‌گیرند بتوانند آن‌ها را ببینند.
اما چنین چیزی هرگز اتفاق نیفتاد.
🔰در مطالعهٔ ما نیز نمی‌توانیم بگوییم افرادی که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشته‌اند، نشانه‌های پنهان‌شده‌ای را که در ارتفاع بالا و نزدیک سقف قرار داشتند، دیده‌اند. البته من به‌عنوان یک دانشمند شکاک، خواهان شواهد هستم. دوست دارم بیمارانی را ببینم که چنین نشانه‌های پنهانی را از بالا دیده باشند.
🔰اما در بحث دربارهٔ این روش، باید احتمال نوعی نابینایی یا حواس‌پرتی را نیز در نظر گرفت. برای مثال، اگر هنگام رانندگی به آیفون یا گوشی هوشمند خود نگاه کنید، به‌راحتی ممکن است خودرویی را که از روبه‌رو می‌آید نبینید. بسیاری از تصادفات نیز به همین دلیل رخ داده‌اند.
🔰مطالعاتی انجام شده است که در آن‌ها از دانشجویان خواسته بودند فیلمی از یک مسابقهٔ بسکتبال را تماشا کنند و دقیقاً به این توجه داشته باشند که بازیکنان دو گروه بسکتبال چه چیزهایی به یکدیگر می‌گفتند و چه اتفاقاتی میان آن‌ها رخ می‌داد و مواردی از این دست.

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰ترس از مرگ نیز، که گاهی به‌عنوان یک توضیح روان‌شناختی برای تجربه‌های نزدیک به مرگ مطرح می‌شود، نقشی ندارد. همچنین فرقی نمی‌کند که فرد پیش از آن می‌دانسته چنین تجربه‌هایی ممکن است رخ دهند یا نه. جنسیت یا مذهب نیز تأثیری نداشتند. بنابراین، ما در مطالعهٔ خود برای نخستین بار توانستیم تمام توضیحات و علل احتمالی‌ای را که تا آن زمان برای تجربه‌های نزدیک به مرگ مطرح شده بود، کنار بگذاریم.
🔰البته امروزه در پزشکی شواهد بی‌شماری دربارهٔ ارتباط میان آگاهی و فعالیت مغز وجود دارد؛ برای مثال، در بیماری‌های زوال عقل. این ارتباط‌ها واقعاً وجود دارند. اگر مغز آگاهی را تولید نمی‌کند، پس چه کاری انجام می‌دهد؟
🔰در وهلهٔ نخست، حتی بیمارانی که دچار ایست قلبی شده‌اند و بنابراین، به تعبیر ما، از نظر بالینی مرده بوده‌اند، تجربه‌های نزدیک به مرگ دارند. مطالعاتی روی بیمارانی انجام شده که به‌طور عمدی در آن‌ها ایست قلبی ایجاد شده است؛ برای مثال، در آزمایش‌های مربوط به بررسی عملکرد دفیبریلاتورهای داخلی. همچنین مطالعاتی با ایجاد ایست قلبی القایی در حیوانات انجام شده است.
🔰بنابراین می‌دانیم که وقتی ایست قلبی ایجاد می‌شود، بیمار ظرف چند ثانیه هوشیاری خود را از دست می‌دهد. رفلکس‌های بدنی که عملکرد قشر مغز هستند از بین می‌روند.
🔰رفلکس‌های ساقهٔ مغز نیز از بین می‌روند؛ برای مثال، رفلکس عق‌زدن که معمولاً وقتی انگشت را وارد گلوی فرد می‌کنیم ایجاد می‌شود. رفلکس قرنیه نیز از بین می‌رود و مردمک‌های چشم سفت و گشاد می‌شوند؛ این‌ها از یافته‌های بالینی معمول در چنین بیمارانی هستند. تنفس نیز متوقف می‌شود؛ مرکز تنفس در نزدیکی ساقهٔ مغز قرار دارد.
🔰ما در این مطالعات فعالیت قشر مغز را نیز اندازه‌گیری کردیم. پس از ۱۰ تا ۲۰ ثانیه، همیشه یک خط صاف در نوار مغزی (EEG) مشاهده می‌شود. و از تمام مطالعات می‌دانیم که در صورت وقوع ایست قلبی، هرگز نمی‌توان در مدت ۲۰ ثانیه احیای موفقیت‌آمیز انجام داد. احیا همیشه دو، سه یا چهار دقیقه طول می‌کشد.
🔰بنابراین، هر ۵۶۲ بیماری که در چهار مطالعهٔ آینده‌نگر بر روی بازماندگان ایست قلبی بررسی شدند، باید در آن مدت دارای نوار مغزی صاف بوده باشند. با این حال، ۲۰ درصد از این بیماران تجربهٔ نزدیک به مرگ داشتند و دوره‌ای از آگاهی گسترده را تجربه کردند؛ دوره‌ای که در آن امکان ادراکاتی فراتر از بدن، همراه با فرایندهای شناختی، احساسات، خاطرات و موارد دیگر وجود داشت.
🔰بنابراین، باید آن فرضیه‌ای را که هرگز اثبات نشده است، یعنی اینکه آگاهی محصول عملکردهای مغزی است، دوباره مورد بحث و بررسی قرار دهیم. زیرا به گفتهٔ او، ثابت شده است که مغز در جریان ایست قلبی، پس از ۱۰ تا ۲۰ ثانیه دیگر کار نمی‌کند.
🔰تجربه‌های خارج از بدن به ما نشان داده‌اند که آگاهی پس از سه یا چهار دقیقه می‌تواند خارج از بدن باشد یا در مکان‌های دوردست مختلف قرار داشته باشد. برای مثال، فرد می‌تواند در بیمارستان از میان دیوارها عبور کند یا یکی از اعضای خانواده‌اش را در اتاقی دیگر ببیند. همچنین می‌تواند موقعیت‌ها را از بالا مشاهده کند و حتی از میان ساختارها ببیند.
🔰این موارد، از دیدگاه او، نشان می‌دهند که انسان می‌تواند زمانی که مغز کاملاً از کار افتاده است نیز آگاهی را تجربه کند.

Читать полностью…

باغ آينه و نور

🔰اما شما به‌عنوان پزشک همیشه نسبت به این موضوع بسیار گشوده و پذیرا بودید و احتمالاً همین باعث می‌شد بیماران نیز ترغیب شوند دربارهٔ تجربه‌شان صحبت کنند.
فکر می‌کنم افرادی که تجربهٔ نزدیک به مرگ داشته‌اند، خیلی دقیق متوجه می‌شوند که آیا کسی نسبت به تجربهٔ آن‌ها ذهنی باز و پذیرا دارد یا نه. آن‌ها نوعی آگاهی درونی دارند.
🔰خیلی زود، کنجکاوی علمی من نیز برانگیخته شد. زیرا در دانشگاه به ما آموخته بودند که آگاهی محصول عملکرد مغز است. بنابراین، بر اساس آن دیدگاه، غیرممکن بود که بیماران بتوانند از دوره‌ای که در حالت بیهوشی قرار داشتند، خاطراتی داشته باشند. و حتی فراتر از آن، اینکه فرد بتواند نوعی آگاهی گسترده‌تر را تجربه کند؛ آگاهی‌ای همراه با ادراکاتی در خارج و بالای بدن بی‌جان، همراه با احساسات و حتی خاطراتی از دوران کودکی. بر اساس آنچه آموخته بودیم، هیچ‌کدام از این‌ها نباید امکان‌پذیر می‌بود.
🔰به همین دلیل، ما این پژوهش را آغاز کردیم تا ببینیم آیا می‌توانیم توضیحی برای تجربه‌های نزدیک به مرگ پیدا کنیم یا نه.
تا آن زمان، فقط مطالعات گذشته‌نگر روی بیماران منتخب انجام شده بود. بسیاری نیز توضیحاتی را پذیرفته بودند که بر اساس آن‌ها تجربه‌های نزدیک به مرگ چیزی جز توهم، فعالیت‌های مغزی، عملکرد انتقال‌دهنده‌های عصبی، کمبود اکسیژن در مغز، رؤیا و مانند این‌ها نیستند.
🔰فکر می‌کنم در مطالعات قبلی، شرح حال و وضعیت پزشکی بیماران نیز همیشه کاملاً روشن نبود. وقتی کسی از تجربه‌ای نزدیک به مرگ صحبت می‌کند که ۱۰ یا ۲۰ سال پیش اتفاق افتاده، دقیقاً نمی‌دانیم چه اتفاقی برای او افتاده است.
این مسئله نیز کنجکاوی علمی مرا برانگیخت. زیرا آنچه مردم برای من تعریف می‌کردند، از نظر دانشی که در آن زمان داشتیم، اساساً نباید امکان‌پذیر می‌بود.
🔰بنابراین، ما در سال ۱۹۸۸ مطالعهٔ آینده‌نگر خود را در ده بیمارستان هلند آغاز کردیم و به‌صورت متوالی، در مجموع ۳۴۴ بیمار را که از ایست قلبی جان سالم به در برده بودند، مورد بررسی قرار دادیم. این‌گونه بود که کار ما آغاز شد.
بعدها، زمانی که خودم از قبل شروع به پرسیدن دربارهٔ این تجربه‌ها از بیماران کرده بودم، کتاب ریموند مودی، «زندگی پس از مرگ»، را خواندم. تا آن زمان از آثار او اطلاعی نداشتم.
🔰امروزه به نظر شما تجربه‌های نزدیک به مرگ با چه میزان شیوعی رخ می‌دهند؟ آیا این پدیده در جامعه بسیار شایع است؟ آیا برآوردهای جدیدی دربارهٔ آن وجود دارد؟
در مطالعهٔ آینده‌نگر ما بر روی بیمارانی که دچار ایست قلبی شده بودند و میانگین سنی‌شان ۶۲ سال بود، ۱۸ درصد از بیماران گزارش کردند که تجربه‌ای نزدیک به مرگ داشته‌اند.
با این حال، مطالعه‌ای نیز دربارهٔ کودکان بسیار کم‌سن‌وسالی وجود دارد که در حالت کما بودند، دچار آسیب یا تروما شده بودند، در اثر تصادف رانندگی یا، برای مثال، به دلیل التهاب مغز (انسفالیت) در آستانهٔ مرگ قرار گرفته بودند یا نزدیک بود غرق شوند.

Читать полностью…
Subscribe to a channel