labbafkhaniki | Unsorted

Telegram-канал labbafkhaniki - رجبعلی لباف خانیکی

1101

📌ارتباط با ما: 🆔️ @R_labbaf 📌ما را در اینستاگرام دنبال کنید: Instagram: @rajabalilabbaf

Subscribe to a channel

رجبعلی لباف خانیکی

⭕️مزار دیسفان
(بخش دوم)

🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی

🔹مزار دیسفان که اخیرا به «امام زاده سلطان احمد جوانمرد» یا «بقعهٔ احمد جوانمرد» معروف شده، به استناد شواهد معماری و باستان‌شناسی ظاهرا در اوایل قرن هشتم هجری قمری که «مولائیان» بر منطقه گناباد حکمروایی می‌کردند، به شیوهٔ رازی ساخته شده و بعدها الحاقاتی به آن اضافه شده و تغییر و تحولاتی یافته تا جایی که در سال‌های اخیر شیوهٔ معماری آن از رازی به آذری تغییر کرده است.!
به احتمال قریب به یقین بنای اولیه بر نقشه‌ای مربع به صورت چهارطاقی با گل و خشت و نمای آجر ساخته شده و با ایجاد فیلگوش‌ها و طاقنماها بر فراز قاعده بنا و تبدیل قاعدهٔ مربع به هشت ضلعی، منشوری هشت وجهی بر فراز آن استوار شده تا گنبد بر روی آن استقرار یابد.
گنبد مزار دیسفان احتمالا در ابتدا به شیوهٔ معماری ایلخانی دو پوش بوده به این معنی که بر فراز یک پوشش کم‌خیز معروف به «عرقچین»،  گنبدی از نوع «رُک» (مخروط یا هرمی شکل) یا از نوع «پیازی»(همانند گنبد فعلی، البته آجری) ساخته شده  است.

🔹در عصر قاجار یا بعدها بنا توسعه یافته به این معنی که در سه جانب شرق، غرب و جنوب سه تالار مرتبط به هم به پهنای حدود ۴ متر ساخته شده و بنای چهارطاقی اولیه را در میان گرفته‌اند. در سمت شمال، ایوان ورودی اصلی ایجاد شده و در دو طرف ایوان ورودی دو غرفهٔ عمیق در دو طبقه ساخته شده و بر دو سوی منتهی علیه ضلع شمالی نیز دو ورودی به تالارهای شرقی و غربی مزار گشوده شده است.
آثار و شواهد مشخص از دومین مرحلهٔ ساخت و ساز مزار دیسفان نماسازی بدنهٔ شمالی با آجرهای خفته راسته، باندهای تزیینی مزین به نقش برجسته‌های گچی سفید بر زمینهٔ اخرایی بر ازاره دیوارها و ساقهٔ گنبد در درون بنا، کاربندی‌های گچی یا مقرنس‌های کم‌عمق در زیر گنبد و سقف ایوان ورودی که در انتها به شمسه‌هایی ختم شده‌اند.
یکی از مهم‌ترین آثار مکتوبِ این مرحله کتیبهٔ نسخ برجستهٔ گچی سفید رنگ بر زمینهٔ شنگرف محصور در یک قاب گچی ماکوئی عریض با مضمون «عمل کربلای زین‌العابدین» حک شده است.
در فضای خالی بالای کلمه «عمل» عدد ۱۳ نوشته شده که به احتمال قریب به یقین دو جزء اول ۱۳۰۰ یا هزار و سیصد و اندی است و دلالت بر این دارد که تالارها در دوران ناصرالدین شاه قاجار یا بعد از آن ساخته شده است.

🔹اما زیباترین نقشی که از آن دوران برجای مانده، نقش زیبای سرو و پرنده بر بالای ورودی در جبههٔ شمالی است. در هیأت کلی، یک سرو بر افراشته مشاهده می‌شود که در دو طرف آن دو پرنده به طور قرینه مقابل هم بر بدنهٔ سرو ایستا ده‌اند، اما وقتی در جزییات تأمل کنیم، موارد دیگری را هم مشاهده خواهیم کرد که تاکید مجدد بر نقش پرنده و گیاه دارد از جمله پایین‌ترین شاخه‌های منشعب از سرو به دو طرف در قامت دو پرندهٔ پشت به هم ترسیم شده و کلیت بدنهٔ سرو را شاخه‌های گل و برگ تشکیل داده که بر فراز بالاترین گل‌ها نیز دو پرندهٔ دیگر  مقابلِ هم نقش بسته‌اند. نقش‌ها عموما سفید و برجسته بر زمینهٔ شنگرف اخرایی رنگ اجرا  شده‌اند.
بدون تردید مضمون این نقوش بر گرفته از اسطوره‌ها و باورهای مردمِ ایرانِ کهن است.
در  متونی که به اسطوره پرداخته‌اند، سرو نشانهٔ زمین، حیات، سرسبزی، راست قامتی و آزادگی پنداشته شده و پرنده نماد آسمان، جهان معنوی و سروش (نوید دهنده). اما به تعبیری دیگر سرو یا نخل یا درخت میوه یا ساقه گندم نماد درخت زندگی است و موجودات ترسیم شده بر دو سو اعم از پرنده یا  شیر یا گاو یا بز کوهی یا انسان که از آن‌ها بهره می‌گیرند. 
نمونهٔ این گونه نقش‌ها را بر بدنهٔ ظروف سنگی جیرفت (دوران برنز هزاره سوم پیش از میلاد)، نقش برجسته‌های تخت جمشید (عصر هخامنشی قرن ششم پیش از میلاد)، بافته‌ها و ظروف و نگاره‌های‌های دوران اسلامی اعم از کاشی و نقاشی روی گچ مشاهده می کنیم.

🔹آخرین دورهٔ تحولی #مزار_دیسفان به استناد کتیبه نوشته شده بر بدنهٔ داخلی دیوار مزار در پائیز سال ۱۳۷۱ خورشیدی بوده که در این مرحله بنا مرمت شده و گچبری‌ها پاک سازی، ترمیم و تثبیت شده است.
بر ازارهٔ دیوارها منتهی به کف سنگ‌های ساختمانی سفید نصب شده، ضریح زیبای فلزی که اساتید قلمزن علیرضا کبیری و احمد زینلی به سفارش هیئت امنای مزار و نظارت اداره اوقاف ساخته‌اند در میانه گنبدخانه نصب شده است.
در همان سال گنبد آجری مزار با کاشی‌های نرهٔ لاجوردی پوشیده شده و در لابلای آن‌ها اشکال هندسی لوزی و قاب‌های مکتوب به خط معقًلی تعبیه گردیده که اگر چه با حسن نیت طراح،  ظاهرا بنا آراسته شده اما به هویت بنا لطمه وارد شده زیرا بنای فاخر و معتبری که بیش از  هفتصد سال پیش با شیوه معماری رازی ساخته شده و احتمالا آرایه‌های رایج زمان داشته، اینک به بنایی با سیمای مبهم و ناشناخته تبدیل شده است که از نظر ارزش معماری با بنای اولیهٔ عصر ایلخانی قابل مقایسه نیست.

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

⭕️مزار دیسفان
(بخش دوم)

🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی

🔹مزار دیسفان که اخیرا به «امام زاده سلطان احمد جوانمرد» یا «بقعهٔ احمد جوانمرد» معروف شده، به استناد شواهد معماری و باستان‌شناسی ظاهرا در اوایل قرن هشتم هجری قمری که «مولائیان» بر منطقه گناباد حکمروایی می‌کردند، به شیوهٔ رازی ساخته شده و بعدها الحاقاتی به آن اضافه شده و تغییر و تحولاتی یافته تا جایی که در سال‌های اخیر شیوهٔ معماری آن از رازی به آذری تغییر کرده است.!
به احتمال قریب به یقین بنای اولیه بر نقشه‌ای مربع به صورت چهارطاقی با گل و خشت و نمای آجر ساخته شده و با ایجاد فیلگوش‌ها و طاقنماها بر فراز قاعده بنا و تبدیل قاعدهٔ مربع به هشت ضلعی، منشوری هشت وجهی بر فراز آن استوار شده تا گنبد بر روی آن استقرار یابد.
گنبد مزار دیسفان احتمالا در ابتدا به شیوهٔ معماری ایلخانی دو پوش بوده به این معنی که بر فراز یک پوشش کم‌خیز معروف به «عرقچین»،  گنبدی از نوع «رُک» (مخروط یا هرمی شکل) یا از نوع «پیازی»(همانند گنبد فعلی، البته آجری) ساخته شده  است.

🔹در عصر قاجار یا بعدها بنا توسعه یافته به این معنی که در سه جانب شرق، غرب و جنوب سه تالار مرتبط به هم به پهنای حدود ۴ متر ساخته شده و بنای چهارطاقی اولیه را در میان گرفته‌اند. در سمت شمال، ایوان ورودی اصلی ایجاد شده و در دو طرف ایوان ورودی دو غرفهٔ عمیق در دو طبقه ساخته شده و بر دو سوی منتهی علیه ضلع شمالی نیز دو ورودی به تالارهای شرقی و غربی مزار گشوده شده است.
آثار و شواهد مشخص از دومین مرحلهٔ ساخت و ساز مزار دیسفان نماسازی بدنهٔ شمالی با آجرهای خفته راسته، باندهای تزیینی مزین به نقش برجسته‌های گچی سفید بر زمینهٔ اخرایی بر ازاره دیوارها و ساقهٔ گنبد در درون بنا، کاربندی‌های گچی یا مقرنس‌های کم‌عمق در زیر گنبد و سقف ایوان ورودی که در انتها به شمسه‌هایی ختم شده‌اند.
یکی از مهم‌ترین آثار مکتوبِ این مرحله کتیبهٔ نسخ برجستهٔ گچی سفید رنگ بر زمینهٔ شنگرف محصور در یک قاب گچی ماکوئی عریض با مضمون «عمل کربلای زین‌العابدین» حک شده است.
در فضای خالی بالای کلمه «عمل» عدد ۱۳ نوشته شده که به احتمال قریب به یقین دو جزء اول ۱۳۰۰ یا هزار و سیصد و اندی است و دلالت بر این دارد که تالارها در دوران ناصرالدین شاه قاجار یا بعد از آن ساخته شده است.

🔹اما زیباترین نقشی که از آن دوران برجای مانده، نقش زیبای سرو و پرنده بر بالای ورودی در جبههٔ شمالی است. در هیأت کلی، یک سرو بر افراشته مشاهده می‌شود که در دو طرف آن دو پرنده به طور قرینه مقابل هم بر بدنهٔ سرو ایستا ده‌اند، اما وقتی در جزییات تأمل کنیم، موارد دیگری را هم مشاهده خواهیم کرد که تاکید مجدد بر نقش پرنده و گیاه دارد از جمله پایین‌ترین شاخه‌های منشعب از سرو به دو طرف در قامت دو پرندهٔ پشت به هم ترسیم شده و کلیت بدنهٔ سرو را شاخه‌های گل و برگ تشکیل داده که بر فراز بالاترین گل‌ها نیز دو پرندهٔ دیگر  مقابلِ هم نقش بسته‌اند. نقش‌ها عموما سفید و برجسته بر زمینهٔ شنگرف اخرایی رنگ اجرا  شده‌اند.
بدون تردید مضمون این نقوش بر گرفته از اسطوره‌ها و باورهای مردمِ ایرانِ کهن است.
در  متونی که به اسطوره پرداخته‌اند، سرو نشانهٔ زمین، حیات، سرسبزی، راست قامتی و آزادگی پنداشته شده و پرنده نماد آسمان، جهان معنوی و سروش (نوید دهنده). اما به تعبیری دیگر سرو یا نخل یا درخت میوه یا ساقه گندم نماد درخت زندگی است و موجودات ترسیم شده بر دو سو اعم از پرنده یا  شیر یا گاو یا بز کوهی یا انسان که از آن‌ها بهره می‌گیرند. 
نمونهٔ این گونه نقش‌ها را بر بدنهٔ ظروف سنگی جیرفت (دوران برنز هزاره سوم پیش از میلاد)، نقش برجسته‌های تخت جمشید (عصر هخامنشی قرن ششم پیش از میلاد)، بافته‌ها و ظروف و نگاره‌های‌های دوران اسلامی اعم از کاشی و نقاشی روی گچ مشاهده می کنیم.

🔹آخرین دورهٔ تحولی مزار به استناد کتیبه نوشته شده بر بدنهٔ داخلی دیوار در پائیز سال ۱۳۷۱ خورشیدی بوده، در این مرحله بنا مرمت شده و گچبری‌ها پاک سازی، ترمیم و تثبیت شده است.
بر ازارهٔ دیوارها منتهی به کف سنگ‌های ساختمانی سفید نصب شده، ضریح زیبای فلزی که اساتید قلمزن علیرضا کبیری و احمد زینلی به سفارش هیئت امنای مزار و نظارت اداره اوقاف ساخته‌اند نصب شده است.
در همان سال نمای جنوبی و شرقی مزین به کتیبه و کاشی های گلدار و گنبد آجری مزار با کاشی‌های نرهٔ لاجوردی پوشیده شده و در لابلای آن‌ها اشکال هندسی لوزی و قاب‌های مکتوب به خط معقًلی تعبیه گردیده که اگر چه با حسن نیت طراح،  ظاهرا بنا آراسته شده اما به هویت بنا لطمه وارد شده زیرا بنای فاخر و معتبری که بیش از  هفتصد سال پیش با شیوه معماری رازی ساخته شده و احتمالا آرایه‌های رایج زمان داشته، اینک به بنایی با سیمای مبهم و ناشناخته تبدیل شده است که از نظر ارزش معماری با بنای اولیهٔ عصر ایلخانی قابل مقایسه نیست.

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

⭕️مزار دیسفان

🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی

🔹رشته کوه سیاه در جنوب گناباد که از شرق به غرب کشیده شده و مرز میان خراسان رضوی و خراسان جنوبی محسوب می‌شود، دارای دره‌های متعددی است که از شمال به جنوب کشیده شده و عمدتا بن‌بست و به «کلاته» معروفند.
یکی از آن دره‌ها که از روستای دیسفان در دامنهٔ شمالی کوه سیاه آغاز شده و از روستای خانیک در جنوب دیسفان عبور می‌کند و در نهایت از طریق گردنه‌ای به نام «شِشتوک» به آن سوی دامنه‌های جنوبی کوه سیاه  معروف به «پی کوه» در شمال فردوس می‌رسد از گذشته‌های بسیار دور تا دهه‌های اخیر راهی پر رفت و آمد از طریق این دره بوده و روستاهای فردوس و سرایان را به کاخک، گناباد و قاین پیوند می‌داده است. روستاهای خانیک و دیسفان هم از قِبَلِ آن راه به مبادلهٔ کالا و فرهنگ می‌پرداختند.

🔹مطالعات و کاوش‌های باستان‌شناسی سال‌های اخیر نشان داده است که از دوران پارینه سنگی (حدود بیست هزار سال پیش) تا پایان عصر برنز (حدود پنج هزار سال پیش) در محوطه‌های باستانی مانند «کلاته شور» (نزدیک سرایان)، «کله کوب» (در مجاورت آیسک) و «گَوَند» (در باغستان فردوس)  اقوام شکارگر، کشاورز و دامدار با فرهنگ‌های پیشرفته زندگی می‌کردند و ضمن عبور از درهٔ خانیک و دیسفان به زیستگاه‌های کهن شمال کوه سیاه مثل «تپه حصار» (نزدیک عمرانی بر کناره کال شور)، «تپه اروک» (نزدیک بیدخت)، «تپه پشن» (نزدیک نوده) و «تپه نقاره خانه» (در پسکلوت گناباد) می‌رسیدند و احتمالا درهٔ پر آب و سر سبز دیسفان و خانیک (به معنی چشمه سار) را جهت ییلاق و چرای احشام مورد استفاده قرار می‌دادند و حتی آثاری از خود به جا گذاشته‌اند مانند سنگ‌نگاره‌هایی بر بدنهٔ کوه «سر کشمو» در خانیک که از عصر برنز تا اوایل اسلام تاریخ‌گذاری می‌شوند و یکی از اسناد معتبر و دیرینهٔ  نحوه زندگی و باورهای مردم منطقه محسوب می‌شوند.

🔹در نقاطی از درهٔ دیسفان و خانیک آثار و نشانه‌هایی از دوران اشکانی و ساسانی به طور جسته و گریخته مشاهده شده اما نشانه‌ای از سکونت دائم مانند بقایای معماری دیده نشده و دلیلش این است که احتمالا تا دوران ایلخانی (قرن‌های ۷و۸ ه.ق) دره دیسفان و خانیک صرفا به عنوان چراگاه و ییلاق مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفته است.
در اواسط قرن هفتم ه.ق «هلاکو خان» مغول بعد از  قلع و قمع قلعه‌های اسماعیلیه در الموت، قلعه‌های اسماعیلیه در قهستان را نیز مورد تهاجم قرار داد و با قتل‌عامی که در تون (فردوس) مرتکب شد، بر نواحی جنوب خراسان چیره شد.
در عصر غازان خان در سال ۷۰۵ه.ق شمال قهستان به تصرف «مولائیان» درامد و بزرگان آن خاندان به نام «امیر مولای» (امیرالامرای غازان خان) و بعد از او پسرش «امیر عبدالله» و بعد از او فرزندش «امیر محمد بیگ» از اواخر قرن هفتم ه.ق به مدت ۵۰ سال در گناباد مستقر شدند و بر شمال قهستان حکم می‌راندند.
مولائیان که با اقتدار بر قهستان حکومت می‌کردند، ظاهرا در جهت عمران و آبادی قهستان اقداماتی انجام داده و آثاری از خود به یادگار گذاشته‌اند که بنای شبستان مسجد جامع گناباد، بنای چهار طاقی جغتین گیسور و بنای چهارطاقی «مزار دیسفان» از جملهٔ آنان می‌باشند.

🔹مزار اولیهٔ دیسفان با توجه به نقشهٔ مربع و ساقهٔ هشت ضلعی گنبد و ساختار کلی بنا با بناهای «امام زاده یحیی» در ورامین (۷۰۷ _۶۶۳ه.ق)، «مقبره الجایتو» در سلطانیهٔ زنجان (۷۱۳ ه.ق)، بقعهٔ هارونیه در طوس (اوایل قرن هشتم ه.ق)، «مسجد جامع ورامین» (۷۰۷ه.ق)، «مقبرهٔ سید رکن‌الدین» در یزد(۷۲۵ ه.ق) و «مسجد دشتی» در اصفهان (۷۲۵ه.ق) قابل مقایسه است.

📌احداث چنان بنای معتبری در دیسفان ایجاب می‌کرده است که در آن دوران جمعیتی به فراخور آن بنا در آن روستا ساکن باشند. بنابر این بر اهالی فرهیختهٔ دیسفان فرض است که از مزار دیسفان که نماد قدمت و اعتبار روستا محسوب می‌شود مراقبت و از دگرگونی آن اجتناب کنند.
در بخش بعدی ساختار و ویژگی‌های مزار دیسفان را مرور خواهیم کرد...

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

📌شخصی نزد پادشاهی رفت و گفت: من پیغمبر خدایم، به من ایمان آر.
پادشاه گفت: معجزهٔ تو چیست؟ گفت: هر چه خواهی.
پادشاه قفلی پیش او نهاد و گفت: اگر راست می‌گویی، این قفل را بی‌کلید بگشای.
مدعی گفت: من دعوی پیغمبری می‌کنم نه دعوی آهنگری!

📚"فخرالدین علی صفی _ لطایف‌الطوایف"

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺کاروانسراهای اسحاق‌خانی و شهاب الملک (نظام‌الدوله) در شریف‌آباد در کنار چاپارخانه، حمام و تاسیسات رفاهی دیگر نشانه‌های باقی‌مانده از اهمیت منزل شریف‌آباد در مسیر راه ابریشم به مشهد مقدس است.

⭕️کاروانسراهای شریف‌آباد

#مشهد
#شریف‌_آباد
#کاروانسرای_اسحاق‌خانی
#کاروانسرای_نظام‌الدوله
#رجبعلی_لباف_خانیکی

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

📌چون اسکندر به چین رسید، فغفور چین او را مهمان کرد و بر سرِ خوان چند کاسه پر از جواهر نهاد. اسکندر پرسید: پس غذا کجاست؟
فغفور گفت: غذا همین دُر و گوهر است. اسکندر گفت: این‌ها که خوردنی نیست.
فغفور پرسید: مگر در یونان دُر و گوهر نمی‌خورند؟
اسکندر گفت: غذای ما با دو گرده نان تمام است.
فغفور گفت: مگر دو گرده نان در یونان پیدا نمی‌شد که از جای خود برخاستی و جمله عالم را زیر پا گذاشتی و چندین مردم را تباه ساختی؟!

📚"عطار نیشابوری_ مصیبت نامه"

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺شریف آباد، منزلی پر ازدحام با امکانات رفاهی برای زائران و مسافران و پرجاذبه برای مستشرقان.

⭕️کاروانسراهای شریف‌آباد

#مشهد
#کاروانسرای_شریف‌آباد
#رجبعلی_لباف_خانیکی

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

📌خواجه بهاءالدین نقشبند در بازار بخارا به مستی برخورد کرد و از او روی برگرداند. مست گفت: ای خواجه من چنان که هستم خود را به مردم می‌نمایم، تو نیز چنینی؟
پس خواجه به لرزه و گریه در افتاد و مکرر می‌گفت: تو از من بی‌ریاتری و مدت‌ها سخن آن مست یاد می‌کرد و می‌گریست!

📚"شجاع شیرازی _  انیس‌الناس"

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺سد گلستان، ابزار استثمار سلطان ابوسعید گورکانی، آبخوان برخی قنات‌های مشهد و یکی از جاذبه‌های گردشگری

⭕️بند گلستان

#بند_گلستان
#رجبعلی_لباف_خانیکی

🆔 T.me/labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺موسی علیه‌السلام گفت: خداوندا چون مرا به رسالت و پیشوایی امر فرمودی، مُلک‌داری نیز فرمای که من شبانی کرده‌ام و امروز  پادشاهی می‌باید کرد.
خطاب آمد: ای موسی پادشاهی همان شبانی است، چنانکه گوسفندان خود را از فتنهٔ گرگ نگاه می‌داری، بندگان ما را نیز از گزند گرگان در پناه دار.

📚"مجد خوافی _ روضهٔ خلد"

🆔 T.me/labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺چشم‌انداز زیبای بند گلستان، آبخوان قنات‌های مهم مشهد

⭕️بند گلستان

#بند_گلستان
#رجبعلی_لباف_خانیکی

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

اسماعیل یغمایی شمع سخت جانی که از سال‌ها در غمِ وطن می‌سوخت  و بر خاک می‌گریست خاموش شد!
در گذشت آن دردانهٔ فرهیخته را به دلسوزان ایران، فرهنگ، هنر و باستان‌شناسی تسلیت می‌گویم.

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺عمرو لیث را غلامی بود، در حالت مستی امیر را دشنام داد. امیر به زندانش فرستاد. چون به هوش آمد، به عقوبتش فرمان داد.
غلام گفت: ای امیر من بد کردم در حالتی که بیهوش بودم، تو در حالی که هوش داری بد مکن.
عمرو بدین سخن از عقوبتش در گذشت.

📚"قاآنی شیرازی_ پریشان"

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺رباط قِلًی، سرایی معتبر و صحنهٔ عشقبازی معمار باسنگ

⭕️رباط قِلًی

#رباط_قِلًی
#سنخواست
#رجبعلی_لباف_خانیکی

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

⭕️آئینه خانه و عمارت مفخم (بخش سوم)


🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی

🔸شکوه و عظمت آئینه خانه  را می‌توان بر قامت دیوارهای داخلی فضای تالار آئینه مشاهده و احساس کرد.
علاوه بر عکس‌های مقامات و شخصیت‌ها، ۱۳ قاب دیگر در بر گیرندهٔ آیه‌های قرآنی با خط نستعلیق و شکسته خوش‌نویسی و تذهیب به آئینه‌خانه، جنبهٔ ادبی و دینی داده‌اند.
ازارهٔ دیوارها از کف تا شروع آئینه‌کاری با سنگ‌های مرمر مرغوب پوشیده شده و پس از آن آیینه کاری آغاز گردیده و تمامی رویهٔ دیوارها و سقف را پوشش داده به گونه‌ای که بازدید کننده خود را محصور در آئینه‌ها می‌بیند.
از جملهٔ جالب‌ترین نگاره‌های آئینه خانه تجلی اسطوره‌های کهن در درون قاب‌های کاشی بر نمای ورودی صشاست. بر میانهٔ تاج یا سنتوری نیم دایرهٔ فراز ورودی قاب دایره‌ای شکل از کاشی زرد رنگ ایجاد شده و درون قاب بر زمینهٔ کاشی فیروزه‌ای و در میان گل و برگ‌های رنگارنگ شیری به رنگ زرد با اژدهایی به رنگ بنفش در جدال است.

در دو صحنهٔ دیگر بر فراز طاقنماهای طرفین ورودی و محصور در مناره‌های دو سوی ورودی اصلی آئینه خانه، جدال شیر با گاو ترسیم شده است. در این صحنه‌های متقارن که در درون قاب زرد رنگ لوزی شکل اطلسی مانند بر زمینهٔ فیروزه‌ای و همراه با گل و برگ نقش بسته، شیر به رنگ زرد و گاو به رنگ سیاه نمایانده شده است. تردیدی نیست که این صحنه‌ها از صحنه‌های جدال شیر و گاو در پلکان آپادانای تخت جمشید الهام گرفته و به تقلید از نقاش هنرمند کاخ گلستان اسطوره کهن ایرانی حلول سال نو یا نوروز را به تصویر کشیده است.
پس از سقوط سلسلهٔ قاجار بخش اعظم املاک خانواده شادلو از جمله آئینه خانه و عمارت که محل سکونت «سردار معزز» نوه سردار مفخم بود به تصرف رضا شاه در آمد و «سرهنگ رخشا» فرماندار و رئیس کل املاک پهلوی در آن اقامت گزید.

📌آئینه خانه مفخم در تاریخ ۱۳۵۴/۹/۱۸ به شماره ۱۱۶۷در فهرست آثار ملی ثبت شده و از سال ۱۳۷۹به عنوان موزه اسناد و نسخ خطی کاربری یافته است.

عمارت مفخم
🔸این بنا هم مانند آئینه خانه به دستور یارمحمد خان شادلو جهت سکونتگاه خانواده‌اش به فاصلهٔ کمی از آئینه خانه ساخته شد. نقشهٔ این عمارت را هم «میرزا مهدی خان شقاقی» نخستین معمار ایرانی تحصیل کردهٔ فرنگ تهیه کرد به گونه‌ای که بنا هم به لحاظ ساختاری و هم تزئینات بیشتر از شیوه‌های معماری و هنری غربی تآثیر پذیرفت تا معماری و هنر سنتی ایرانی.
بنای عمارت در دوطبقه و ابعاد ۵۰×۲۳متر و ارتفاع ۹متر ساخته شده و در مجموع ۳۴اتاق دارد. به استناد ویکی پدیا، «کلنل ادوارد ییت» انگلیسی که حدود یک قرن پیش در این بنا با سردار مفخم دیدار داشته، در توصیف یکی از اتاق‌ها نوشته است: «دیوار با تعدادی نقشه تزئین شده بود. اتاق پذیرایی با شمعدان‌ها و آئینه‌های زیبا پوشیده شده و کفِ آن نیز با قالي‌های قالب دوزی شدهٔ ابریشمیِ رشتی فرش شده بود. در پشتِ این اتاق نارنجستان بود که سقف آن با ورق آهنی پوشیده شده بود و بر روی دیوارها نیز پوست پلنگ، ببر، خرس، گربهٔ وحشی و چند حیوانِ دیگر که در جنگل‌های شمالِ این ناحیهٔ یافت می‌شود آویزان کرده بودند».

معمار کوشیده است که عمارت مفخم را متناسب با شآن و منزلت یارمحمد خان مجلل و باشکوه بسازد بنابر این از عناصر معماری ایرانی و غیر ایرانی بخصوص معماری کشور فرانسه حداکثر استفاده کرده و البته به نمادهای اسطوره‌ای ایرانِ کهن نیز توجه نشان داده است.
عمارت مفخم در دوطبقه با استفاده از ستون‌های ستبر احداث شده و در دو سمت شمالی و جنوبی طبقه اول دو ایوان به طول ۳۸متر و عرض۳/۱۴متر ایجاد شده که در جلو هر ایوان ۹ستون هشت ضلعی قطور و دو نیم ستون آجری بر افراشته شده تا بام‌ها وسقف را بدوش کشند.
معمار کوشیده است با کمک کاشی‌های درخشان چند رنگ و هفت رنگ و معرق، بنا را چشم‌نواز و زیبا جلوه دهد بنابر این علاوه بر ترسیم گل، گیاه و اسلیمی در زیر طاق‌ها، لچکی‌ها و سرستون‌ها و تلفیق آجر و کاشی بر بدنهٔ ستون‌ها و دیوارها از نقوش انسانی، جانوری و هندسی نیز بهره گرفته و سعی کرده بر نمای جنوبی بنا تمرکز بیشتری داشته باشد و دلیل آن شاید این باشد که نمای جنوبی عمارت در مقابل ورودی آئینه خانه قرار داشته و بیشتر در معرض دید بوده است.
نقوش انسانی عبارتند از تصویر دو فرشته در حال پرواز بر دو لچکی طرفین طاق مرکزی سمت جنوبی که احتمالا از طاق بستان کرمانشاه الهام گرفته و نقوش انسانی دیگر، تصویر یک دختر بر بالای آخرین ستون سمت راست و یک پسر بر بالای آخرین ستون سمت چپ.

نقش حیوان منحصر به دو تصویر شیر و خورشید زرد رنگ مقابل یک دیگر است که به قرینه بر مرکز قاب مثلثی که سطح استوری یا تاج فراز ایوان مرکزی را پر کرده، نقش بسته است. این نقش هم نمایانگر اسطوره شیر و خورشید در فرهنگ کهن ایرانی است.

📌عمارت مفخم در تاریخ ۱۳۵۲/۶/۱۰ به شماره ۹۵۲ در فهرست آثار ملی ثبت شده است.
🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺نقش سرو و پرنده بر بالای ورودی مزار دیسفان نماد زمین، آسمان و درخت زندگی،  نشانهٔ اصالت بنا و فراست و فرهیختگی سازندگان و آرایندگان آن سازه معماری فاخر است.

⭕️مزار دیسفان

#گناباد
#مزار_دیسفان
#رجبعلی_لباف_خانیکی

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

📌محمود غزنوی را بعد از مرگش کسی به خواب دید و پرسید: سلطان را حال چگونه است؟
گفت: مرا این جا به پای کرده‌اند و از ذرًه ذرًه می‌پرسند که: چه کردی و از کی فرا سِتُدی و فرا که دادی؟
بیت‌المال کسی دیگر ببُرد و حسرت و درد و داغ به ما بماند!

📚"ابوسعید ابوالخیر _ حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر"

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺مزار دیسفان گناباد، نماد دیرینگی و قابلیت  آن روستا در  حدود هفتصد سال  پیش است.

⭕️مزار دیسفان

#گناباد
#مزار_دیسفان
#رجبعلی_لباف_خانیکی

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

⭕️کاروانسراهای شریف‌آباد ۲


🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی

🔹رباط یا کاروانسرای اسحاق‌خانی که از اهمیت زیای برخوردار بوده، توجه بسیاری از پژوهشگران و مسافران ایرانی و غیرایرانی را به خود معطوف داشته و هر کس بر آن شرحی نوشته است که مفصل‌ترین توضیحات مربوط به آن را در کتاب «مطلع الشمس» اثر «محمد حسنخان اعتمادالسلطنه» نوشته است.
بخشی را در پست قبلی به آگاهی رساندم و اینک بقیهٔ توضیحات اعتمادالسلطنه را مرور می‌کنیم:
«بر بالای درِ اصطبل  کاروانسرای اسحاق‌خانی سنگی نصب است و این عبارت و اشعار بر روی آن حجاری شده است:
       هو الفیاض المستعان
       در عهد  پادشاه  فلک جاه  جم  شکوه
       فتحعلیشه   آنکه  بود   چاکرش  قباد
      واندر زمان دولت شهزاده  ایکه  هست
       والی    مملکت   ولیِ     پادشه    نژاد
       از بهرِ  زائرانِ امامی  که  جن و  انس
       آرند رو  به  در گهش  از  روی  اعتقاد
       سرکار    کامکار    رباطی     بنا    نمود
       کین چرخ پیر بهتر از این ناورد به یاد
       در وضع آن مهندس عقل است پا بِگِل
       در پیش آن جمیع  بنا  هاست  کالرًماد
       پا در  رباط  چون بنهاد  از  سرِ  سرور
       پیر خرد که  بخت جوانراست اوستاد
       تاریخ  آن  بکهنه  رباط   زمانه   گفت
       اسحق  خان   بنای   رباط   نوی  نهاد
وقف مؤید وحبس مخلد نمود مزرعهٔ قاسم آباد را که رباط مسطور در اراضی آن واقع است با حمام متصل برباط که آنچه از مزرعه و حمام بعمل آید در همان منرل اضافه از تعمیر رباط و حمام به فقیرِ زوار دهند و تولیت آن با امام جمعه مشهد مقدس خواهد بود. سنه ۱۲۲۴ ارتفاع شریف‌آباد از مشهد هفتصد زرع است»

🔹کارونسرای اسحاق‌خانی با دیوارها و برج‌های بلند و تیرکش‌هایی بر دیوارها، قلعه‌ای نظامی و مستحکم را در ذهن تداعی می‌کند.
این بنا با نقشهٔ مستطیل شکل با دیوارهای آجری و ملات گچ و خاک بر روی شالودهٔ سنگ ساخته شده است.
کاروانسرای اسحاق‌خانی در واقع دو کاروانسرای به هم پیوسته است، بنای اول متشکل از میانسرایی وسیع در ابعاد حدود ۶۴×۳۲متر با ۲۶غرفه در چهار جانب واسطبل یا مالبندی بزرگ است. دیوارهای این بخش از کاروانسرا را در نمای بیرون ۶برج نیم‌استوانه پشتیبانی کرده‌اند.
درب ورودی آن از میانهٔ ضلع جنوبی به درون راه می‌یابد. به نظر می‌رسد که این بخش از کاروانسرای اسحاق‌خانی بیشتر جنبه خدماتی و حالت بارانداز و نگهداری احشام مسافران داشته است.
بخش دوم فضایی سرپوشیده به مثابه رباط زمستانی و شبستان‌مانند است که از طریق یک ایوان در ضلع شرقی به میانسرای رباط اولی ارتباط می‌یابد رباط سرپوشیده در واقع تالاری مربع شکل و ستون‌دار است به این معنی که ۱۶ستون آجری در چهار ردیف چشمه طاق‌های سقف را تحمل می‌کنند.
چشمه طاق وسطی با گنبدی کم‌خیز بر فراز ساقه‌ای هشت وجهی و برخوردار از پنجره‌های نورگیر بر فراز سکویی آجری به ارتفاع حدود یک متر استقرار یافته است. این سکو کاربری بارانداز در این رباط زمستانی داشته است. بر دیوارهای جانبی این کاروانسرا غرفه‌هایی تعبیه شده که کف آن‌ها بلندتر از کف کاروانسرا و جهت استقرار مسافران یا خرکچی‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در چهارگوشهٔ این رباط سرپوشیده چهار درگاهی تعبیه شده که به فضاهای خالی داخل برج‌ها منتهی می‌شده است. این بخش از رباط اسحاق‌خانی از استحکام کافی برخوردار است.
📌این رباط به شماره ۶۳۵۵ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.     
           
رباط شهاب
الملک شریف‌آباد
در مقابل کاروانسرای اسحاق خانی به شیوهٔ دو ایوانی با نقشهٔ مربع در ابعاد ۵۹×۵۹متر ساخته شده است. این رباط را «حسینخان شهاب‌الملک» والی خراسان که بعدها به «نظام‌الدله» ملقب شده ساخته است.
ورودی آن از انتهای ایوان کم‌ارتفاعی در سمت شمال به درون باز می‌شود.
در دو سمت ایوان ورودی غرفه‌هایی تعبیه شده است.
این کاروانسرا مجموعه‌ای از فضاهای متنوع است که بر گرد یک حیاط مرکزی ساخته شده‌اند. برای ورود به کاروانسرا  باید از راهروی نسبتا طولانی و هشتی گذشت و به میانسرا رسید. ابعاد حیاط یا میانسرا ۳۵×۳۰متر است. دو ایوان در سمت شمال و جنوب میانسرا ساخته شده و در مجموع ۲۲غرفه یا ایوانچه در طرفین ایوان‌ها و مشرف بر حیاط مرکزی ساخته شده است. در انتهای هر غرفه حجره‌ای ساخته شده و در دو سمت شرق و غرب در پشت حجره‌ها مالبندها یا طویله‌هایی با طول زیاد احداث شده است. ورودی مالبندها از دو گوشه جنوب شرق و جنوب غرب حیاط بوده است. دو گوشه شمال شرق و شمال غرب دو فضای گنبددار و در گوشه‌های جنوب شرق و جنوب غرب هم  دو فضای مستطیل ملحق به اطاق مربع شکل احداث شده که از دیگر فضاها مجلل‌تر است. ساختار چشم نواز آن‌ها طرح این فرضیه را ممکن می‌سازد که آن‌ها به عنوان شاه‌نشین یا حیاط خلوت کاربرد داشته‌اند.
📌این کاروانسرا به شماره۳۳۳۳۲ در فهرست آثار ملی ثبت شده است.

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔸هر تغییر نام، یک تکه از تاریخ مشهد را پاک می‌کند!

لباف خانیکی، مدیرکل اسبق سازمان میراث فرهنگی استان در گفت‌وگو با #اخبارمشهد:
🔹در نام‌گذاری یا تغییر نام معابر باید شاخص‌هایی مانند سابقه تاریخی محله، نظر ساکنان، نام مفاخر بومی و هویت محلی مورد توجه قرار گیرد .
🔹تغییر نام معابر فقط تغییر یک عنوان نیست؛ هر نام بخشی از شناسنامه و هویت تاریخی مشهد است و نباید بدون مطالعه و کارشناسی تغییر کند.
🔹پیش از تغییر نام‌ها باید شورایی متشکل از افراد متخصص، فرهیخته و آشنا با تاریخ و فرهنگ شهر درباره پیشینه تاریخی خیابان‌ها، محله‌ها و معابر تصمیم‌گیری کند.
🔹تغییر مداوم نام‌ها می‌تواند باعث شود نسل جدید نام و هویت محلات قدیمی مشهد را فراموش کند؛ به‌ویژه اینکه برخی معابر در طول زمان چند نام پیدا کرده‌اند.
🔹هویت مشهد فقط معماری و بناهای تاریخی نیست؛ نام معابر هم بخشی از هویت شهر است و نام‌های اصیل باید حفظ شوند.
@Akhbarmashhad

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

⭕️کاوانسراهای شریف‌آباد
(بخش نخست)

🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی

🔹منزل مهم شریف آباد در مجاورت روستای شریف‌آباد واقع در ۳۵ کیلومتری جنوب مشهد قرار داشت.
از این روستا شاخهٔ فرعی راه ابریشم عبور می‌کرد، راهی که بعد از رباط فخر داود بین نیشابور و سنگ بست از مسیر اصلی راه ابریشم به سمت شمال جدا می‌شده و پس از عبور از رباط علاقبند به منزل مهم شریف‌آباد و سپس به رباطی به نام «کلمبه» در کنار آب چشمه چنار  می‌رسیده و احتمالا در آن منزل راه به دو شاخه تقسیم می‌شده است.
شاخه‌ای  به سمت جنوب شرق که پس از عبور از «رباط بِش ساروق» و «رباط خاکستر» به «سنگ بست» واقع در نقطه طلاقی راه‌های جرجان، سرخس، نیشابور، ترشیز، زاوه، تون، هرات و باخرز با جاده ابریشم می‌رسیده و راه دیگری که به سمت شمال شرق از رباط کلمبه به رباط طرق و پس از آن به شهر نوقان یا مشهد کنونی می‌رسیده و سپس از محل کنونی خواجه ربیع از مشهد خارج شده و از طریق «پل شاهی» در کناره کشف‌رود به سمت شمال شرق پیش رفته و در منزل معروف به «رباط ماهی» به مسیر اصلی راه ابریشم پیوسته، به سمت سرخس، مرو، سمرقند، بخارا و در نهایت چین پیش می‌رفته است.
اهمیت مکانی شریف‌آباد موجب شده که مجموعه‌ای از ابنیهٔ عام‌المنفعه برای رفاه مسافران، در آن منزل ایجاد شود.

🔹سیاحان و سفرنامه نویسان دربارهٔ شریف‌آباد و کاروانسراهای آن به کرات نوشته و به شرح وضعیت آن‌ها پرداخته‌اند:
«آلبرت هوتوم شیندلر» پژوشگر و کارشناس انگلیسی آلمانی نژاد که در سال۱۸۷۶م/۱۲۵۴خ به منظور کشیدن سیم تلگراف بین تهران و مشهد به شریف‌آباد آمده بود، نوشته است: شریف‌آباد چاپارخانه و دو کاروانسرا دارد که یکی از بناها شاه عباسی است (ارزیابی شیندلر در مورد تاریخ‌گذاری رباط اسحاق‌خانی  شریف‌آباد نادرست بوده زیرا آن رباط و رباط نظام‌الدوله متعلق به دوران قاجار است) و یکی دیگر ناتمام مانده و از بناهای نظام‌الدوله است.

🔹«سر پرسی سایکس» در سال ۱۹۰۲م/۱۲۸۱خ  نوشته است: در این مکان دو کاروانسرا وجود دارد و با وجود نزدیکی به مشهد از ناامن‌ترین و خطرناک‌ترین نقاط بین راه به شمار می‌رود. شاید دلیل ناامنی شریف‌آباد ازدحام مسافران و زایران بوده به گونه‌ای که «رنه دالمانی» که چهار سال بعد از سایکس در راه مشهد—نیشابور به شریف‌آباد آمده به دلیل پر بودن ظرفیت کاروانسرا، در خانه‌ای مسکن گزیده و صبح که از خواب برخاسته منظرهٔ شگفت‌آور اردوی زایران را دیده و نوشته است: تعداد آن‌ها چنان زیاد است که دشت را تا آنجا که چشم کار می‌کند، پوشانده‌اند. این زایران در گروه‌های پنج یا شش نفری دور هم گرد آمده‌اند و برخی نماز می‌خوانند و برخی مشغول وضو گرفتن هستند. اشخاص ثروتمند چادرهای سفید دارند که زنان خود را در آن‌ها جای داده‌اند، در حالیکه غلام‌بچه‌ها با دقت و حسادت پشت در چادرها نگهبانی می‌دهند و مراقب زن‌ها هستند. زایران به هزاران نفر می‌رسند که از چهار گوشهٔ ایران در مسیر سفرشان به این مکان آمده‌اند.

🔹«خانلرخان اعتصام الملک» سفرنامه مفصلی به نام «سفرنامه خانلرخان» در چند فصل دارد که فصل چهارم آن تحت عنوان «روزنامه سفر قاین» از تاریخ ۲۵ ذیحجه ۱۲۹۳ تا ۲۱ صفر۱۲۹۶ ه.ق از سبزوار تا قاین را شامل می‌شود. خانلرخان در آن سفرنامه شریف آباد را این گونه توصیف کرده است:  «شریف آباد قلعه دارد مشتمل بر بیست خانوار. یک رباط سرپوشیدهٔ محکم خوبی با یک حمام خیلی خوب مرحوم اسحاق خان قرایی آنجا ساخته، یک ثلث از این قریه و قنات آنرا هم خریده، وقف به رباط و حمام کرده که صرف تعمیر مواجب حمامی و غیره شود اگر چیزی زیادی بیاید، به فقرای زوار بدهند. تولیت آن را به امام جمعهٔ مشهد داده است.
چاپارخانه‌ای هم دارد. یک رباط خوش طرح هم مرحوم نظام‌الدوله حسن خان شاهسون بنا کرده است که در سمت جنوب و شرقی آن حجراتش ناتمام مانده است»

🔹در اوایل سدهٔ چهاردهم ه.ق مفصل‌ترین توضیح را «اعتمادالسلطنه» در مورد شریف‌آباد نوشته و بناهای عام‌المنفعه مثل قلعه، قنات، کاروانسراها، حمام و چاپارخانهٔ شریف‌آباد را به تفصیل توضیح داده که در اینجا نوشتهٔ او در «مطلع الشمس» را در مورد کاروانسراها مرور می ‌کنیم:
دو کاروانسرا در این قریه است. یکی از بناهای اسحاق خانی قرایی است مشتمل بر بیست و شش طاقنما، حجره ندارد. اصطبل بزرگی در آن ساخته و بنای رباط در کمال استحکام و متضمن شش برج است. کاروانسرای دیگر را مرحوم حسین خان شهاب‌الملک والی خراسان که بعدها ملقب به نظام‌الدوله گردید ساخته، دارای شش برج و بیست و دو حجره است که جلو هر حجره صفه ایست. در دو زاویه که در طرف درب کاروانسرا واقع است دو عمارت مربع خلوت مانند ساخته است. در دو زاویه دیگر، دو طویله بنا شده و در طرف بیرون کاروانسرا ده طاقنما و دو صفه کوچک در دو جانب درب کاروانسرا عمارت یافته است...

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

https://www.chtn.ir/news/1405052501813/%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D8%AA%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D9%88

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

⭕️بند گلستان (بخش دوم)

🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی


🔹سلطان ابوسعید گورکانی بعد از قتل گوهرشاد خاتون گویی با نیات خیر او هم به مخالفت برخاسته و درصدد انحراف و قطع آبِ املاک و مزارع آبکوه بر آمده که گوهرشاد بر مسجد گوهرشاد مشهد وقف کرده بود.
او ساخت بند گلستان را به منظورِ مهارِ آب «رود طرقبه» مد نظر قرار داد تا امکان آبیاری املاک اربابی، املاک وقف و املاک خالصه (متعلق به خود) را در پایین دست بند فراهم کند.
با مهار آب رودخانه طرقبه کشاورزانی که در بالا دستِ بند گلستان و بر دو طرف رودخانه مزارع و باغاتی داشتند و از گذشته‌های دور حق داشتند از مدارِ ۲۰روزه، ده روز آبِ رودخانهٔ طرقبه را برای زمین‌ها وباغ‌های دو طرف دره طرقبه و ازغد مصرف کنند و ده روز دیگر آب را جهت آبیاری اراضی مزروعی قریهٔ آبکوه به نهرهای منتهی به آن زمین‌ها رها کنند.
آن‌ها ظاهرا بعداز احداث سد از آبِ رودخانه محروم شدند و این وضع مدت‌ها ادامه داشت تا این که در سال۱۳۰۰ ه.ق ناصرالدین شاه قاجار در سفر به مشهد مقدس برای گشت و گذار به روستاهای ییلاقی دره طرقبه رفت و  زمین‌ها و باغ‌های دو سوی رودخانه را خشک و بی‌درخت دید و علت را جویا شد به او گفتند: حقابهٔ ناچیز رودخانه که به باغ‌داران و زمین‌داران آن حوالی واگذار شده تکاپوی کشاورزی نمی‌دهد.

🔹ناصرالدین شاه طی فرمانی مقرر کرد که: مادامی که آب برای زراعت و درختکاری باغات رعایا در داخل روستاها مورد نیاز است، رعایا الزام و اجباری برای دادن آب به بند گلستان و اراضی قریه آبکوه نخواهند داشت.
در پی صدور آن فرمان مالکان به مرور در باغات و زمین‌های دو طرف رودخانه به کاشت درخت و زراعت پرداختند و مقدار زیادی از  آبِ رود طرقبه را از بند گلستان دریغ داشتند به گونه‌ای که از حجم آبِ پشت سد به شدت کاسته شد و نهرهایی که آب را از سر ریزهای بند به زمین‌های پایین دست هدایت می‌کردند از حَیز انتفاع خارج شدند و آسیاب‌های کنار نهر شیشه به دلیل نبود آب از گردش افتادند زیرا در تابستان و پاییز آب به بند گلستان نمی‌رسید؛ با این وجود سیلاب‌های زمستانی گاه بند را لبریز از آب می‌کرد و در سال‌های کم باران دریچه‌های خروجی بند را می‌بستند تا آبِ ذخیره در پشت سد قنات‌های قاسم‌آباد و امامیه را تغذیه کند. بنابر این بند گلستان اگر چه در ابتدا بیشتر به نفع شخصی سلطان ابوسعید گورکانی احداث شد اما در نهایت نقش آبخوان بعضی قنات‌های شهر مشهد را ایفا کرد و اکنون علاوه بر نقشی که در سر سبزی و اعتدال منطقه دارد یکی از جاذبه‌های گردشگری نزدیک مشهد محسوب می‌شود.

🔹سد یا بند گلستان در ابتدا از نوع سدهای خاکی با مصالح آجر، سنگ، شفته آهک و ساروج در نقطه‌ای از درهٔ گلستان بر رودخانهٔ طرقبه ساخته شد که دو طرف دره به هم نزدیک شده و بدنه‌ها از نوع سنگ گرانیت بود و دماغهٔ سنگی پیش آمده در جلو بند از آن پشتیبانی و از رانش دیوارهٔ بند پیشگیری می کرد.
در حال حاضر طولِ تاج ۱۳۰ متر، عرض تاج در کف رودخانه حدود ۲۵ و در رأس ۱۰/۵ متر و ارتفاع آن از بستر رودخانه ۲۱ متر است. تا سال۱۳۵۱خ طول تاج سد ۱۰۲ متر وارتفاع آن ۱۵ متر بود. در آن سال ضمن تعمیرات، حدود ۶ متر به ارتفاع بند افزوده شد و طول تاجِ بند از ۱۰۲ متر به ۱۳۰ متر و ارتفاع آن به ۲۱ متر افزایش یافت و نمای بیرونی دیواره بند با آجر آراسته شد.
قبل از آن تغییرات خروج آب از بند به صورت سرریز صورت می‌گرفت اما طی سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۲ دریچه‌های خروجی در دیواره تعبیه شد.
بند گلستان پس از انجام تعمیرات و تغییراتی در فروردین ۱۳۵۳خ افتتاح و به بهره‌برداری مجدد رسید در آن سال حجم آبگیری دریاچهٔ پشت سد ۲/۷ میلین مترمکعب  و عمق آن بین ۲۱ تا ۱۸ متر برآورد شده است.
بند گلستان به عنوان یک اثر تاریخی از سال ۱۳۸۹خ در قالب پروژه‌ای مورد مطالعه و مرمت مجدد قرار گرفته و بعد از طی آن مرحله آبگیری و جهت بازدید عموم بازگشایی، فضاسازی و ساماندهی شده است.

📌این بند در سال ۱۳۸۱ به شماره ۵۹۳۳ در فهرست آثار ملی ثبت شده و اکنون به عنوان یک جاذبهٔ گردشگری و فضایی تفریحی مورد استقبال و مراجعهٔ گردشگران است.

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

معماری الموت؛ شاهکاری از عظمت، تنوع کاربری و شکوه سازه‌ای/ تشریح ابعاد سیاسی، سازه‌ای و فرهنگی دژ افسانه‌ای اسماعیلیان - خبرگزاری میراث آریا https://share.google/q7tJ7f5gCcuebvRN1

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

⭕️بند گلستان

🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی

🔹رشته کوه بینالود واقع در شمال دشت نیشابور و جنوب دشت توس از گذشته‌های بسیار دور منشاء آب و آبادانی و خیر و برکت در آن دشت‌ها بوده و زیستگاه‌های متعددی را در دامان خود موجودیت بخشیده است. دامنه‌های آن رشته کوه بستر شاهراه بزرگ شرق (راه ابریشم) در دشت نیشابور و شاهراه توس به جرجان و ماوراءالنهر در دشت مشهد شده و ده‌ها شهر و روستا را به هم ارتباط می ‌داده‌اند.
در دو سوی این رشته کوه دره‌های متعددی به سمت شمال و جنوب کشیده شده و جریان آب‌های جاری در آن‌ها دشت‌ها را سر سبز و جان‌داران را سیراب کرده‌اند از جمله:
-دره اندره‌زی
-دره اخلمد
-دره آبغد
-دره گلمکان
-دره کاهو
-دره شاندیز
-دره نغندر
-دره طرقبه و عنبران و جاغرق
-دره مایان و ازغد
-دره مغان و خانرود
-دره پیوه ژن
-دره شریف‌آباد
-دره دهسرخ
-دره درًود
-دره خرو
-دره بوژان
-دره فوشنجان
-دره امیرآباد
-دره باغرود و...

🔹اما در میان آن‌ها دره طرقبه و اندران و جاغرق جایگاه ویژه‌ای دارد. در بالای طرقبه قریه عنبران و بالاتر از آن روستای جاغرق قرار گرفته است.
به موازات دره طرقبه دره دیگری به نام دره مایان و ازغد واقع شده و انتهای آن دو دره به قدری به هم نزدیک می‌شوند که در قریهٔ حصار آب جاری هر دو دره به یکدیگر می‌پیوندند. پائین‌تر از روستای حصار قریهٔ دیگری است به نام گلستان که در حدود ۶۰۰سال پیش بند گلستان در اراضی این روستا بنا نهاده شده است.
اگر چه دره‌های منتهی به بند گلستان آبِ مورد نیاز اهالی باغدار و کشاورز چندین روستا، آبادی و مزرعه را تامین می‌کنند اما نقش حیات‌بخش بی‌بدیلی که آب آن دره‌ها در بند گلستان ایفا می‌کنند بی‌نظیر و منحصر به فرد است.
جریان‌های به هم پیوسته در نهایت «رود طرقبه» را تشکیل  می‌دهند و بند یا سد گلستان بر روی این رودخانه ساخته شده است.

🔹در گذشته‌های دور آبی که اکنون به سد گلستان می‌ریزد، از بالادست از طریق «نهر مآمونی» به خارج از درهٔ گلستان هدایت می‌شده و اراضی معروف به «آبکوه» را آبیاری می‌کرده است. بعدها از میانهٔ دره نهر دیگری به نام «نهر شیشه» حفر شده و بخشی از آبِ رودخانه طرقبه اراضی جنوب مشهد را آبیاری می‌کرده است.
آبی که از طریق نهر شیشه به زمین‌های زراعتی می‌رسید مزارعی را آبیاری می‌کرد که «گوهرشاد بیگم» همسر شاهرخ تیموری در سال ۸۲۹ه.ق وقف بر مصارف مسجد گوهرشاد کرده بود. در طول این نهر چندین آسیاب ساخته شده بود.
ظاهرا در اواخر عصر تیموری منافع شخصی اقتضا کرده است که در روستای گلستان بر روی رودخانهٔ منتهی به آن روستا سدی یا بندی ایجاد شود. بنا به نوشته شادروان «عبدالحمید مولوی»: در مورد این که بند گلستان را چه کسی ساخته است، اقوال مختلفی است. بعضی بنای بند را به میرزا شاهرخ تیموری نسبت داده‌اند و برخی بند را از ابنیهٔ گوهرشاد بیگم می‌دانند و پاره‌ای «گلستان» را نام کنیز گوهرشاد دانسته و قریه و بند را به نام او معروف می‌شمردند که البته به افسانه بیشتر شبیه است.
اما پاسخ قطعی را گویا شادروان«دکتر عبدالحسین نوائی» در کتاب «اسناد و مکاتبات تاریخ ایران» داده است.

🔹دکتر نوائی در آن کتاب به فرمانی از «سلطان ابوسعید گورکانی» (مقتول به سال ۸۷۳ه.ق) استناد کرده که از قرار معلوم ابوسعید قصد داشته با ایجاد آن سد املاک وسیعی را  به مالکیت خود در آورد و «املاک خاصه» اعلام کند و البته عوام‌فریبانه بخشی را نیز وقف نماید و به جهت معرفی شریک جرم در غارت و تصرف اموال عمومی بخشی را هم به ارباب واگذار کند.
در آن سند خطاب به سادات، داروغه، مشایخ، معالی، اعیان، اعالی، ارباب، مباشران و اهالی ولایت توس مشهد اعلام کرده که چون تعمیر بلاد و ترفیه عباد وسیلهٔ حصول تمهید رضای حضرتِ باری به واسطهٔ وصول به منافع دین و دنیاست، لاجرم...به یاری توفیق حضرتِ باری، (این فرمان) به بستن « #بند_گلستان» شرف صدور یافت...اراضی که با آب آن مزروع می‌شود، چیزی ملک ارباب و بعضی وقف از هر بابت است. خاطر همایون چنان اقتضا نمود که تمام آن مزارع بر وجه مسابقه و طریق استبدال شرعی داخل املاک خاصهٔ شریفه شود.
سلطان ابو سعید گورکانی نبیرهٔ امیر تیمور و نوهٔ میرانشاه فرزند خونخوار و سفاک تیمور و کسی بود که در سال ۸۶۱ ه.ق دستور قتل گوهرشاد بیگم بانوی نیکوکار و همسر شاهرخ را صادر کرد و خود نیز در سال ۸۷۳ ه.ق توسط «یادگار محمد» پسر بایسنغر و نوهٔ گوهرشاد به انتقام خونِ جده‌اش گوهرشاد به قتل رسید...
🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

چرا بر خاک می‌گرید؟!

این روزها در شبکه‌های اجتماعی  فیلمی دست به دست می‌شود  که در آن مردی آشفته بر خاک چنگ انداخته،  ضجٓه می‌زند مثل کسی که عزیزش را از دست داده باشد.
برخی او را عاشق توصیف کرده‌اند و برخی او را دیوانه پنداشته‌اند. ارزیابی هر دو گروه درست است، او عاشقٍ دیوانه ایست مثل بسیاری از باستان‌شناس‌ها و محیط زیست‌شناس‌ها و آب‌شناس‌ها و جنگل‌شناس‌ها و ایران‌شناس‌های دلواپس و نگران از آینده این آب و خاک!
او « #اسماعیل_یغمایی» هشتاد ساله و بچه تهران است که به گفته خودش رگ و ریشه در «خور»، روستایی در دل کویر دارد.

اسماعیل باستان‌شناسی جان سخت و پرماجرا است. او شاهد پرپر شدن گل‌های زندگیش، زن و فرزندش بود و شگفتا که آن‌ها را که قادر به راه رفتن نبودند، تا زنده بودند به دوش می‌کشید و با خود به دشت و بیابان می‌برد تا از کاوش و پژوهش باز نماند.
در سال۱۳۷۴ در تپه حصار دامغان من شاهد عشق بازی‌هایش با خاک و خانواده‌اش بودم!
او خود گفته است: «کاوش‌هایم همیشه دردسرساز بود مثل کاوش تپه حصار که منجر به بازنشستگی اجباری و تعلیق دو ساله حقوقم شد» (در پی کاوش تپه حصار و کشف آثار ارزشمند معماری و گٍلنوشته‌های میخی یغمایی پیشنهاد داده بود که خط دوم راه‌آهن را از دلٍ تپه حصار عبور ندهند و دادند!)
یغمایی مثل بیشتر باستان‌شناس‌ها عاشق خاک و دردمند و گله‌مند است زیرا خاک و رمز رازهای دلٍ خاک را می‌شناسد و می‌بیند که دیگران حرمت خاک را پاس نمی‌دارند و به بهانه‌های گوناگون خاک را می‌کاوند و لایه‌های تمدنی خاک را مضطرب و آشفته می‌کنند و خاک را می‌آلایند و خاک را قاچاق می‌کنند و از زمین خجالت نمی‌کشند!

او خوب می‌داند که لایه‌های تمدنی در هر تپه باستانی به منزله شناسنامه و سند هویت ملت‌اند و با کاوش علمی، مطالعه، تجزیه و تحلیل داده‌های باستان شناسی آن لایه‌ها، باستان‌شناس می‌تواند جوامع ساکن در آن تپه و حتی منطقه را از جهات مختلف بشناسد و به بسیاری از پرسشها پاسخ دهد.
مویه‌های اسماعیل در آن فیلم، بر خاکٍ «ارجان» نزدیک بهبهان است، محوطۀ باستانی بسیار مهم حاصل انهدام شهری با عظمت از دوران عیلام و هخامنشی که در سال ۱۳۱۰ خ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده و در سال ۱۳۶۱ به دنبال خاکبرداری از آن محوطه جهت استقرار سد مارون کشف   شاهکارهای هنری طلایی و مفرغی منحصر به فرد از آن‌جا جهان را به شگفتی وا داشت و اخیرا  برای لوله‌کشی بر روی آن کانال حفر شده است.

اسماعیل از خاندان فرهیخته «یغمایی»ها و نه تنها باستان‌شناسی پر تلاش که نویسنده‌ای توانا است او در محوطه‌های باستانی زیادی کاوش و پژوهش کرده و علاوه بر مقالات متعدد، آخرین کتابش با عنوان «شوش (کاوش‌های باستان‌شناسی شهر پانزدهم)» را اخیرا منتشر کرده و اینک کتاب‌های «گیسوی هزارساله»، «تخت جمشید»، «قلایچی» و «بردک سیاه» را نیز منتشر کرده یا آماده انتشار دارد فریادهای اسماعیل یغمایی فریاد همه ایرانیان آگاه به ظرفیت‌ها و قابلیت‌های سرزمین اهورایی ایران است. آیا فریادرسی هست؟

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

بازخوانی خاطره بازدید رهبر شهید انقلاب از توس پس از ۳۰ سال - خبرگزاری میراث آریا https://www.chtn.ir/news/1405042101430/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D8%B3-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DB%B3%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

⭕️رباط قِلًی

🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی

🔸منطقه جاجرم و سنخواست در قدیم در مسیر شاخه‌ای از راه ابریشم بوده که شهر مهمِ «جرجان» (در مجاورت گنبد قابوس فعلی) را به توس و در نهایت به سنگ بست در مسیر اصلی شاهراه بزرگ شرق یا راه ابریشم ارتباط می داده است.
در این مسیرِ معتبر کاروانسراهای متعددی وجود داشته که «اعتماد السلطنه» از آن‌ها به ترتیب از گرگان تا مشهد این گونه نام برده است:
«اول رباط شهر گرگان، دویم رباط فرس، سیم رباط دهنهٔ گرگان، چهارم رباط دهنهٔ دشت، پنجم رباط قره بیل، ششم رباط عشق، هفتم رباط قِلًی، هشتم قرجه رباط، نهم رباط نصیر آباد، دهم رباط سلطان‌میدان، یازدهم رباط حسن آباد چک، دوازدهم رباط چنبر غربال، سیزدهم رباط سیدآباد، چهاردهم رباط شانقله که از این رباط به شهر مشهد مقدس می‌رفته‌اند».

🔸اعتمادالسلطنه بنای آن رباط‌ها را به «امیر علیشیر نوائی» نسبت داده است.
یکی از آن رباط‌ها « #رباط_قِلًی» است که اعتمادالسطنه آن را در نیم فرسخی «قریهٔ قِلًی» یکی از چهار دهِ سنخواست نشانی داده و از آن به عنوان «سرای معتبری» نام برده است.
او این گونه رباط قِلًی را در کتاب «مطلع الشمس» توصیف کرده است: «بنای آن یکجا از سنگ خاره و گچ خالص شده (است)، از کتیبه بالای در تقریبا چهار صفحه باقیست در طرف دست راست از القاب سلطنت این کلمات نوشته شده مالأستحقاق علی الاطلاق مزین سریر الخلافه و از طرف دست چپ این کلمات العالی شجاع الدین و الدنیا و این کتیبه را بخط ثلث بسیار خوش بر صفحات سنگ سخت کبود نقاری نموده‌اند و لوح تاریخ افتاده است ولی جودت خطِ کتیبه شهادت می‌دهد که تاریخ بنا از اواسط عهد گورکانیه آن طرف نمی‌گذرد و بالای کتیبه در پیشانی سر در خطوطی گچ‌بری کرده‌اند...شکل رباط مربع مستطیل است...در اطراف دیوار شش برج بوده...کلیهٔ این رباط را خیلی با استحکام و اهتمام ساخته‌اند و استادِ آن چنان مهارت داشته است که سنگ را مثل آجر کار برده است، روی کار از هر جا مثلِ بنای آجری در کمال صافی و استوار است...»

🔸رباط قِلًی با پلان مستطیل در ابعاد ۴۳/۵×۳۷ متر و برخوردار از چهار ایوان است. در هر طرف ایوان‌های شمالی و جنوبی دو غرفهٔ منتهی به حجره و در هر طرف ایوان‌های شرقی و غربی نیز یک غرفهٔ منتهی به حجره در انتهای آن قرار دارد.
ورودی بنا از انتهای ایوانی بلند در میانهٔ ضلع شرقی به درون باز می‌شود. ایوان و دالان ورودی رباط که از میانهٔ دو جرز ضخیم برج مانند گذشته، پس از هشتی و فضای مستطیل شکلی از طریق ایوان شرقی به میانسرا منتهی می‌شود.
هشتی از دو طرف به فضاهای ستون‌دارِ مسقف و در نهایت به سالن‌های طویل یا مالبندها ختم می‌شوند. نقشهٔ این رباط قابل مقایسه با رباط امیر علیشیر نوائی در سنگ بست و رباط عشق در دشت جاجرم است و در واقع ترکیبی از دو کاروانسرای زمستانی (مسقف در شرق) و تابستانی (باز در غرب) می‌باشد.
فضاهای اشرافی که در این کاروانسرا تعبیه شده، به آن وجههٔ خاص بخشیده است. از جمله دو سالن مستطیل شکل خوش فرم با تزیینات معماری در گوشه‌های شمال غرب و جنوب غرب و دو اطاق وسیع در شمال شرق و جنوب شرق مجاور حجره‌ها.
ساختار این فضاها به گونه‌ای است که می‌توان به آن‌ها صفت «شاه نشین» اطلاق کرد که احتمالا مشاهیر یا رییس التجارها در آن‌ها استقرار می‌یافته یا یکی از آن‌ها کاربری مسجد داشته است. فضاهای ظاهرا غیر عادی و عجیبی هم در این رباط ساخته شده که منحصر به فرد به نظر می‌رسند مانند کوره پوش‌ها یا سالن‌های بلند و باریک با سقف کوتاه در دوسوی شمالی و جنوبی و بر بام، حد فاصل سقفِ حجره‌ها و مالبندها، احتمال دارد که از آن‌ها به عنوان انبار علوفه یا هیزم جهت سوخت استفاده می‌کرده‌اند.

🔸در گوشه‌ها و دو جانب شمالی و جنوبی برج‌های استوانه و نیم استوانه به دو منظور تعبیه شده است اول با هدف استحکام بخشی و ایستایی بنا که مانند پشتیبان از رانش دیوارها پیشگیری کنند و دیگر با هدف تآمین امنیت و دفاع در مقابل راهزنان و متجاوزان.
تعبیهٔ روزنه‌های دید و تیرکش‌ها بر بدنهٔ برج‌ها و دور تا دور بام این امر را مسجل می‌سازد که مدافعینی از این رباط و ساکنان آن حفاظت می‌کردند. بارزترین نشانه‌ها وجود مسیر قراولها یا «مرد گرد» ها بر فراز دیوارها در بام و روزنه‌ها و تیرکش‌های تعبیه شده بر فراز دیوارها است.
رباط قِلًی که اخیرا مورد مرمت قرار گرفته، بنایی استوار و مستحکم و بسیار زیبا است . زیبایی آن مرهون خلاقیت و ابتکار معمار هنرمندِ آن در توازن بنا، چیدمانِ سنگ‌ها و آرایش برخی فضاها است.

📌رباط قِلًی به لحاظ برخورداری از ارزش های فرهنگی و معماری در تاریخ ۱۴۰۳/۹/۲۵ در فهرست آثار ملی و در شهریور سال ۱۴۰۳ به همراه ۵۵ کاروانسرای فاخر دیگر در فهرست یونسکو به ثبت رسیده است.
🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺گبری از ابراهیم(ع) مهمانی خواست. ابراهیم گفت: اگر مسلمان شوی تو را مهمان دارم.‌ گبر برفت.
خدای عزًوجل وحی فرستاد که: یا ابراهیم! هفتاد سال است تا وی را روزی همی‌دهیم بر کافری، اگر امشب تو او را طعام دادی چه بودی؟
ابراهیم از پس آن گبر شد و او را باز آورد و مهمانش کرد.
گبر گفت: سبب این چه بود؟ ابراهیم قصه باز گفت.
گبر گفت: اگر خدای تو چنین کریم است، اسلام بر من عرضه کن.

📚"ابوالقاسم قشیری _ رسالهٔ قشیریه"

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…

رجبعلی لباف خانیکی

🔺عمارت مفخم هم مانند آئینه خانه نشانه شکوه و جلال یک حاکم محلی و نماد تاثیر پذیری هنر و معماری عصر قاجار از غرب است.

⭕️ آئینه خانه و عمارت مفخم

#بجنورد
#عمارت_مفخم
#رجبعلی_لباف_خانیکی

🆔 @labbafkhaniki

Читать полностью…
Subscribe to a channel