3677
همه عالم تن است و ایران دل ❤️ این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی [ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👆🏾👆🏾
🔴 آغاز دورهٔ تحلیل جامع «داستان رستم و اسفندیار» از امروز یکشنبه ۵ مهر، ساعت ۱۸
آموزگار:
جواد رنجبر درخشیلر
@IranDel_Channel
💢
🔴 «دانشنامهٔ مصوّر شاهنامه» منتشر شد
«دانشنامهٔ مصوّر شاهنامه» با رویکردی تازه به روایت و معرفی شاهنامه فردوسی منتشر شد؛ اثری که متن کامل داستانهای شاهنامه را در کنار تصاویر، اطلاعات پژوهشی و مطالبی دربارهٔ فردوسی، شاهنامه و میراث فرهنگی و هنری مرتبط با آن در اختیار مخاطبان قرار میدهد.
به گزارش باشگاه شاهنامه پژوهان «دانشنامهٔ مصور شاهنامه» تلاشی است برای ارائهٔ شاهنامه به مخاطب امروز در قالبی متفاوت و با بهرهگیری همزمان از متن، تصویر و اطلاعات تکمیلی. این اثر، داستانهای شاهنامه را به نثری روان روایت میکند و در کنار روایت اصلی، اطلاعاتی دربارهٔ داستانها، شخصیتها، فردوسی و جایگاه شاهنامه در فرهنگ و هنر ایران ارائه میدهد.
از ویژگیهای برجستهٔ این کتاب، حضور گستردهٔ تصاویر در کنار متن است. حدود ۹۰۰ تصویر در این اثر به کار رفته که مجموعهای از اشیای موزهای، نگارهها، آثار هنری و بناهای باستانی را شامل میشود. این تصاویر با هدف تکمیل روایت و ایجاد ارتباط میان داستانهای شاهنامه و جلوههای گوناگون فرهنگ و هنر ایران انتخاب شدهاند.
متن کتاب بر پایهٔ آخرین تحقیقات و ویرایش دوم تصحیح شاهنامه به کوشش دکتر جلال خالقیمطلق آماده شده است. همچنین در تدوین و تنظیم مطالب، از شیوههای نوین ارائهٔ اطلاعات استفاده شده تا مخاطب علاوه بر دنبال کردن داستانها، بتواند با پیشینه، مفاهیم و گسترهٔ تأثیرگذاری شاهنامه نیز آشنا شود.
«دانشنامهٔ مصور شاهنامه» تنها به بازگویی داستانهای فردوسی محدود نمیشود، بلکه تلاش دارد تصویری گستردهتر از جهان شاهنامه ارائه کند؛ از ریشهها و زمینههای شکلگیری این اثر گرفته تا بازتاب آن در هنر، ادبیات و میراث فرهنگی ایران. از این منظر، کتاب میتواند برای مخاطبان علاقهمند به ادبیات فارسی، تاریخ و فرهنگ ایران و همچنین کسانی که میخواهند آشنایی خود را با شاهنامه آغاز کنند، منبعی قابل استفاده باشد.
این اثر همچنین با پیشگفتارهایی از دکتر سجاد آیدنلو، دکتر محمود امیدسالار و دکتر شروین فریدنژاد همراه است. این پژوهشگران در پیشگفتارهای خود بر اهمیت مطالعهٔ این اثر تأکید کرده و آن را به علاقهمندان فرهنگ ایران توصیه کردهاند.
ترکیب روایت روان، پشتوانه پژوهشی و مجموعهای گسترده از تصاویر، «دانشنامهٔ مصور شاهنامه» را در قالب اثری میان ادبیات، پژوهش و فرهنگ تصویری قرار میدهد؛ کتابی که میکوشد شاهنامه فردوسی را با زبانی امروزی و در پیوند با میراث مادی و هنری ایران به مخاطبان معرفی کند.
انتشار این دانشنامه را میتوان گامی در جهت معرفی گستردهتر شاهنامه به نسل امروز دانست؛ اثری که با تکیه بر متن این حماسه بزرگ و بهرهگیری از ظرفیتهای تصویر و شیوههای نوین ارائه اطلاعات، دریچهای تازه برای شناخت یکی از مهمترین آثار ادبی و فرهنگی ایران میگشاید.
🔴 شرح بیشتر را از «اینجا» بخوانید.
🔴 کتاب را میتوان از انتشارات سایان سفارش داد.
🔴 تصاویر کتاب را از «اینجا» ببینید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🎥 دریای کاسپی (Caspian Sea) ارثِ پدری ماست
کارزار «درخواست احیای نام تاریخی دریای کاسپی (Caspian Sea)»:
ما امضاکنندگان این کارزار، با توجه به اهمیتِ نامهای تاریخی و فرهنگی سرزمینِ ایران و ضرورتِ صیانت از میراثِ تاریخی و هویت ملی، درخواست داریم موضوع احیای نام تاریخی «دریای کاسپی (Caspian Sea)» بهصورت رسمی بررسی شود.
🔴 برای مطالعهٔ متنِ کارزار و امضای آن، با فیلترشکن خاموش به «اینجا» مراجعه کنید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 یکم مهرماه، زادروز حسین منزوی زنجانی (۱۳۲۵-۱۳۸۳)
حسین منزوی از غزلسرایان نامدار و جریانساز معاصر است که جانی تازه در کالبد این قالب دمید. منزوی به شعر نیمایی سپید نیز پرداخته، اما در قیاس با سرودههایش در قالبهای کهن، چندان برجسته به نظر نمیرسند. آثاری نیز به زبان ترکی از او منتشر شده است.
زبان شعر منزوی فاخر، سخته و امروزین است، به گونهای که با زبان شاعران نوگرای همروزگارش پهلو میزند. او در کاربرد وزن نیز دست به نوآوریهایی زد که از ویژگیهای برجستۀ شعرش به شمار میرود. منزوی در سرودههایش که اغلب درونمایهای تغزّلی، و گهگاه اجتماعی و انتقادی، دارند، تصویرهایی تازه و خوشپرداخت به کار برده است و از این نظر میتوان غزل او را دارای جایگاهی بلند در شعر معاصر دانست. سرودههای منزوی سرشار از تجربۀ زیسته، صدق عاطفی و جوشش صمیمانهای است که زبان و بیان او را رسا، جاندار و پرتپش کرده است، از این رو، سرودهها و بیتهایی از او بخت آن را یافته است که بر زبان خوانندگان شعر فارسی جاری شود.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 جهالت و خیانتِ بزرگ به زبانِ فارسی و میراثِ ملّی ایران
✍️ حمید احمدی؛ استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
از حدود یک دهه پیش حرکتِ مشکوکی در برخی نشریاتِ دانشگاهی به بهانهٔ کسبِ امتیاز بینالمللی (اسکوپوس و… ) شروع شده که بر اساسِ آن نویسندگانِ مقالاتِ فارسی این نشریات میبایستی کتابها و مقالاتِ فارسی خود را نه به زبان و حروفِ فارسی، بلکه به حروف و زبان انگلیسی ارجاع بدهند.
بدین ترتیب در مقالاتِ این نشریاتِ فارسیزبان حتی یک منبع به زبان و خطِّ فارسی وجود ندارد و عنوانِ بیشتر منابع که در اصل فارسی بوده و میباشند به انگلیسی ترجمه و معرفی شده است.
این شیوه که به هیچوجه جنبهٔ علمی ندارد و از سویِ هیچ مرجعِ علمی جهانی هم توصیه نشده و هیچ کشوری نیز از آن پیروی نمیکند، چند پیامد اساسی برای ایران دارد:
۱) خیانت به زبان فارسی و میراثِ ملّی ایران و جهانِ ایرانی است.
۲) یک جعلِ علمی است، چون چنین منبعی به انگلیسی نوشته نشده، بلکه در اصل فارسی است.
۳) باعث گمنامیِ نویسندگانِ فارسیزبان و منابعِ موجودِ زبان فارسی میشود.
۴) باعث افولِ جایگاه زبانِ فارسی در داخل و خارج میشود، چون گمنام شدن منبع فارسی و معرفی آن به انگلیسی، انگیزهای برای دیگران برای آموزشِ زبانِ فارسی ایجاد نمیکند.
۵) در نهایت در آینده باعثِ اتهامِ جعل و دزدی علمی از سویِ مراجع علمی جهانی به ایران و نشریاتِ ایرانی برای منبعسازی جعلی میشود.
گرچه من در همان سالها از طریقِ یکی از اساتیدِ ذیربط نامهای به وزارت علوم نوشتم و این کار خطا و غیر علمی را گوشزد کردم، تأثیری بجای نگذاشت و وزارت علوم و بیشتر دانشگاهها و از جمله دانشگاه تهران در نشریاتِ خود نویسندگان را به پیروی از این شیوهٔ ارجاعدهیِ غیرعلمی و مشکوک مجبور کردهاند. جالب اینجاست که هیچ مدرکِ مستندی نیز برای توجیه این اقدامِ جاهلانه و خیانتبار از سویِ طرفدارانِ آن ارائه نشده است.
من که خود مقالاتِ زیادی به زبان انگلیسی در نشریاتِ معتبرِ بینالمللی نوشتهام و برخی از کتابهایم به زبانهای دیگر نیز ترجمه شدهاند، در جستجو در نشریاتِ بسیاری از کشورها به چنین پدیدهای برنخوردم. نشریاتِ آنها در مقالاتِ خود به زبانِ بومی (فرانسه، آلمانی، عربی، هندی، ترکی و اسپانیولی و …) به هیچوجه عنوانِ منابع موجود خود را با ترجمهٔ انگلیسیِ جعلی آن ارجاع نمیدهند.
حیران ماندهایم که این اقدامِ جاهلانه و خائنانه در نشریاتِ فارسیزبانِ دانشگاهی ایران از کجا سرچشمه میگیرد؟ چه کسانی مسئول این فاجعهٔ بزرگ برای زبان فارسی، فرهنگِ ایرانی و میراث ملّی ما هستند؟ وقت آن نرسیده است که مقاماتِ مسئولِ بخشِ نشریاتِ وزارتِ علوم و ارشاد به خود آیند و جلوی این فاجعه را بگیرند؟
@IranDel_Channel
💢
🔴 ضرورت آموزش حضوری دانشگاهها و مدارس
✍️ احسان هوشمند
نهاد آموزش و پرورش عمومی و آموزش عالی از مهمترین و پایهایترین نهادهای هر کشوری در سدهٔ معاصر است. بهگونهای که میتوان ادعا کرد سازمانیابی آیندهٔ کشورها و جوامع از رهگذر آموزش عمومی و آموزش عالی تعین مییابد. جامعهپذیری نسل نو برای برعهدهگرفتن نقشهای اجتماعی و تعمیق ارزشهای هویتی و نگرش ملی از مهمترین کارکردهای آموزش عمومی و آموزش عالی و البته تسریع حرکت کشور در مسیر توسعه علمی و فناوری نیز از دیگر کارکردهای آموزش عالی است.
در سالهای گذشته و بهویژه پس از شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مراکز آموزشی کشور گسستگی نسبی در فرایند آموزش کشور ایجاد شد و تکیه به آموزش مجازی موجب شد ضربات سختی بر پیکر آموزش در کشور وارد شود. این در حالی است که در بسیاری از کلانشهرها و دیگر مناطق کشور وقوع پدیدههایی مانند آلودگی هوا یا مشکلات مربوط به تأمین انرژی هم در سالهای گذشته موجب تعطیلی مدارس و دانشگاهها شده است. چنین تجربهای در دیگر کشورها یعنی تعطیلی طولانیمدت مدارس و دانشگاهها فقط در شرایط بسیار بحرانی و وقوع جنگ داخلی یا اشغال کشور یا قحطی و مانند آن روی میدهد و بهصورت یک رویداد عادی و مکرر نمایان نمیشود. اما متأسفانه به دلایلی در سالهای گذشته دانشگاهها و مدارس کشور بارها تعطیل شدند و فرایند آموزش به نسل جدید در دانشگاهها و مدارس دچار اختلال شده است.
همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید مسئولان آموزش و پرورش و آموزش عالی بارها بر حضوریشدن آموزش در سال جاری تأکید کردهاند و حتی وزیر آموزش و پرورش تأکید کرده است که در سال پیشرو مدارس آخرین نهادی است که در صورت نیاز تعطیل میشوند. با وجود این تأکیدات برخی نشانهها حاکی از تردید نظام آموزشی کشور از حضوریکردن آموزش عمومی و عالی است. برای نمونه در حالیکه قرار بود در بسیاری از دانشگاهها آموزش حضوری از شنبه ۲۸ شهریورماه آغاز شود، اما بخش بزرگی از دانشگاههای کشور یا میشود گفت تقریباً تمام دانشگاهها، آغاز سال تحصیلی را بهصورت مجازی آغاز کردهاند و حضوریشدن دانشگاه را به هفتهٔ آینده یعنی چهارم مهر و حتی در برخی دانشگاهها به هفتههای بعد یعنی ۱۱ مهر یا ۱۷ مهر یا حتی ۲۵ مهرماه موکول کردهاند. مشخص نیست آیا در زمانهای اعلامشده هم لزوما آموزش بهصورت حضوری برگزار شود.
🔴 یادداشت احسان هوشمند را در «رسانهٔ شرق» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 آشفتهگوییهای «رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی» در روز ملّی شعر و ادب فارسی در تبریز!
غلامعلی حداد عادل: «بنیاد زبان و ادب تُرکی در تبریز تاسیس میشود».
🔴 جعل هدفمندِ مفاهیم سیاسی توسط پانترکیسم با لباس فرهنگ، علیه ایران و مفهومش
✍️ نیما عظیمی
یکی از بزرگترین تحولات سیاسی در خاورمیانه با آغاز قرن بیستم، پیدایش جریان ناسیونالیسم است؛ که این تحول در سراسر منطقه رخ داد. ناسیونالیسم تُرک بهعنوان یکی از شاخههای این تحولات سیاسی ـ برخلاف ناسیونالیسم ایرانی که ماهیتی ملّی داشت ـ با «هویتی قومی» وارد این میدان سیاسی شد. ناسیونالیسم تصنعیِ تُرک با تهیدستیِ مطلق در پی تکوینِ هویت ملّی یا دولت-ملتسازی بود. همین «غمِ بیآلتی» در مناسباتِ سیاسی باعث شد ناسیونالیسم تصنعی تُرک که از طرفی هیبتِ ناسیونالیسم ایرانی را رقیب خود میدید و از طرفی با تهیدستیِ خود روبهرو بود، پا در شورهزارِ ایدئولوژیِ بیمارگونه و الحاقگرایانهٔ «پانترکیسم» بگذارد. ایران بهعنوان دولت و ایران بهعنوان ملّت در این دوران، نه اینکه یکسره بینیاز از ناسیونالیسم باشد، بلکه به فراخورِ سرشتِ دوران جدید و تحوّلات سیاسی آن، به دنبال آن بود که به بازسازیِ دقیقتر نظام سیاسی خود بپردازد.
ناسیونالیسم در معنای جدید آن، نوعی تلنگر و آگاهیِ ملّی برای ایرانیان بود. ملّت-دولت بودنِ ایران یک واقعیت بدیهی و تاریخی است. درواقع «برای توصیف این واقعیت بدیهی، نیازی به جعلِ اصطلاح جدید نبود. تاریخ ایران، پیوسته تاریخِ ملّی بوده است. ایرانیان ملیّت خود را در نامِ کشور خود فهمیدهاند. در ایران بهعنوان کشور، پیوسته، ایران، عین ملّتِ ایران بوده است. این ملّتِ واحد در وحدت تاریخی-سیاسی آن، یگانه و غیرقابلتجزیه است».
باری! این شرح بسیار کوتاه در تفاوتهای ناسیونالیسم تصنّعی تُرک و دولت-ملت واقعی و تاریخی کشور ایران آورده شد تا به استیصال و درماندگیِ ناسیونالیسم تُرک و ناگزیریاش از روی آوردن به پانترکیسم اشاره شود.
یکی از شگردهای عوامفریبانهٔ جریان واگرای پانترکیسم، به بازیچه گرفتنِ مفاهیم حوزهٔ علوم انسانی و جعل در شاخههای گوناگون این حوزه، از جمله سیاست، تاریخ، زبانشناسی، باستانشناسی، هنر و… است.
این دستبرد زدنهای شیّادانهٔ پانترکیستها در مفاهیم تخصصی علوم انسانی، میراثِ همان دستهای آلوده به جعل است که نزدیک به دو سده ـ بهویژه اوایل قرن بیستم به بعد ـ برای رهایی از بحرانِ شدیدِ هویتی خود، چاره را در دزدیدن تاریخ و فرهنگ ایران، بهویژه در مناطق آذرینشین و ثبت آن به نام خود در جهانِ برساختهٔ تُرک یا ناسیونالیسم تصنعی تُرک دید. همچنین پانترکیسم از همان ابتدا تا امروز، بخشی از تمرکز خود را روی زدودن آثار و نشانههای هویتِ تمامایرانیِ مناطق آذرینشین و جعل آن به هویت تُرک گذاشته است.
امروز نیز راه برای پانترکیستها همان راه است و هدف نیز همان هدف. این میراثِ ایرانستیزانه دستبهدست شده و به روزگار کنونی رسیده است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🎥 چامه، رقص و خنیای ایرانی
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم
به هواداری او ذَرِّهصفت، رقصکنان
تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم
حافظ شیرازی
● رنگِ سهگاه
آهنگساز و نوازندهٔ تار: غلامحسین بیگجهخانی (تبریزی)
نوازندهٔ دایره: محمود فرنام (تبریزی)
طراحی و انجامِ رقص: شیدا دبیر
@IranDel_Channel
💢
🔴 بیست و هفتم شهریور ماه، روزِ ملّی شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشتِ استاد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
🔴 بُنمایه:
برگِ اینستاگرامی «مجلّهٔ آذرینامه»
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 وقتی چهرۀ دیگری، دیگر انسان را متأثر نمیسازد
✍️ امیرعباس امیرشکاری؛ دکترای حقوق بینالملل
شاید یکی از مهمترین پرسشهایی که داستایفسکی به ویژه در «برادران کارامازوف» پیش روی انسان میگذارد، این نباشد که چرا انسان مرتکب گناه میشود، بلکه این باشد که پس از دیدن رنج دیگری، چه چیزی در درون او باقی میماند. انسان ممکن است خطا کند، دیگری را برنجاند و حتی دست به ویرانگری بزند؛ اما تا زمانی که رنجِ دیگری بتواند او را متأثر کند، هنوز چیزی در او زنده است؛ هنوز امکان پشیمانی، مسؤولیت و بازگشت وجود دارد.
این همان نقطهای است که در آن، اندیشۀ داستایفسکی به فلسفۀ امانوئل لویناس نزدیک میشود. برای لویناس، چهرۀ دیگری انسان را مورد خطاب قرار میدهد؛ پیش از آنکه فرد تصمیم بگیرد با دیگری چه کند، خودِ حضور او انسان را در برابر مسؤولیتی قرار میدهد که نمیتوان بهآسانی از آن گریخت. اما داستایفسکی پرسشی دشوارتر مطرح میکند: اگر انسان این خطاب را بشنود، رنج دیگری را ببیند و حتی حقیقت آن را بهروشنی دریابد، آیا باز هم میتواند از پاسخدادن سرباز زند؟ پاسخ او متأسفانه مثبت است. تراژدی انسان در این نیست که نمیبیند؛ در این است که گاهی میبیند و بااینحال روی برمیگرداند.
از همینرو، شخصیتهای داستایفسکی نه بهسادگی «خوب»اند و نه «بد». آنان در کشاکش میان گناه و شفقت، قساوت و مسؤولیت، ایمان و تردید زندگی میکنند. آنچه آنان را از یکدیگر متمایز میکند، بیش از آنکه بیگناهی باشد، میزان تواناییشان برای متأثرشدن از دیگری است.
ماجرای مواجهۀ داستایفسکی با تابلوی هانس هولباین از جسد مسیح در گور، این مسأله را به نقطهای دیگر میرساند. مسیح در این تابلو نه بهصورت چهرهای پیروز و رستگار، بلکه بهصورت بدنی مرده و بیپناه ظاهر میشود. تصویر، ایمان را با پرسشی بیرحمانه مواجه میکند: اگر حتی این چهرۀ مقدس نیز در برابر مرگ چنین خاموش و بیپناه باشد، امید دیگر به چه چیزی میتواند پاسخ دهد؟ داستایفسکی این تردید را پنهان نمیکند و برای آن پاسخی ساده نمیتراشد. او اجازه میدهد پرسش باقی بماند.
اما سرانجام، مسأله از ایمان نیز فراتر میرود. نیهیلیسم در این نگاه فقط به معنای انکار خدا نیست؛ شاید شکل عمیقتر آن، ناتوانی انسان از متأثرشدن باشد. زمانی که رنج دیگری دیگر انسان را متوقف نمیکند، وقتی او زخم دیگری را میبیند اما آن را به یک خبر، یک تصویر، یک عدد یا مسألهای برای مدیریت و توضیح تبدیل میکند، چیزی بنیادی در رابطۀ انسان با دیگری از میان رفته است.
و این همان چیزی است که برخی زوایای اندیشۀ داستایفسکی را برای جهان امروز کماکان تازه نگه می دارد. انسانها بیش از هر زمان دیگر چهرۀ یکدیگر را میبینند؛ اما شاید کمتر از گذشته واقعاً با یکدیگر مواجه میشوند. تصاویر جنگ، مرگ، فقر و آوارگی بیوقفه از برابر چشم انسان عبور میکنند؛ اما دیدنِ مداوم میتواند به عادتکردن و عادتکردن به بیتفاوتی بینجامد. خطر اصلی دیگر ندیدن نیست؛ دیدن و متأثرنشدن است.
شاید به همین دلیل است که در پایان داستان، سگ دوباره بازمیگردد. بازگشت سگ به معنای آن نیست که آنچه رخ داده فراموش یا جبران شده است؛ برعکس، یادآوری این است که بعضی رنجها نباید ناپدید شوند. حیوان آسیبدیده، کودک تحقیرشده و چهرۀ خاموش مسیح، همگی بازمیگردند تا چیزی را به یاد انسان بیاورند: آنچه دیده شده است، اگر واقعاً دیده شده باشد، نباید بهسادگی از میان برود.
شاید در نهایت، انسانیت نه در بیگناهبودن، بلکه در تواناییِ فراموشنکردن آغاز میشود؛ در اینکه رنج دیگری هنوز بتواند انسان را از جای خود بلند کند، آرامش او را برهم بزند و او را وادار به پاسخگویی کند.
و شاید به همین معنا، نیهیلیسم واقعی نه با از دستدادن خدا، بلکه با از دستدادن تواناییِ بهیادآوردن دیگری آغاز شود.
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگزامی «دادگان»
@IranDel_Channel
💢
🔴 ما و هورالعظیم
✍️ احسان هوشمند
خوزستان در سدهٔ معاصر، تحولات توسعهای بزرگی را تجربه کرده است. سرمایهگذاری قابل توجه کشور روی سدسازی، صنایع نفت و پتروشیمی و ساخت پلایشگاههای بزرگ، شرکتهای کشت و صنعت، صنایع فولاد و مانند آن و نیز گسترش فعالیتهای کشاورزی، موجب شده بود در میانهٔ دههٔ ۵۰ استان خوزستان به مهاجرپذیرترین استان کشور مبدل شود و هزاران ایرانی در گوشه و کنار کشور به امید یافتن کار و شغل به استان خوزستان روی آورند. توسعهٔ ظرفیتهای رفاهی و گردشگری هم خوزستان را بهتدریج به یکی از مقاصد مهم گردشگری ایران تبدیل کرد. وجود زیستگاهها و چشماندازهای بکر طبیعی هم عاملی مهم در این مورد محسوب میشد. از ابتدای دههٔ ۴۰ که با طرح ساخت سد دز و سپس توسعهٔ شرکتهای بزرگ کشت و صنعت، موتور دگرگونی استان خوزستان روشن شد، کمتر تأمل و توجهی به پیامدهای زیستمحیطی، انسانی و اجتماعی این دگرگونیها شد.
در دهههای بعد، وقوع جنگ هشتساله عراق علیه ایران هم بر پیامدهای زیستمحیطی، اقتصادی و انسانی موجود اثر منفی برجای گذاشت. به این ترتیب خوزستان بهتدریج به یکی از استانهایی مبدل شد که به شکلی گسترده با تخریب محیط زیست مواجه شده است. این وضعیت البته به مهاجرت گستردهٔ دروناستانی هم منجر شد و در نهایت شهر اهواز، مرکز استان خوزستان، پس از مشهد به دومین شهر کشور از نظر شاخص جمعیت بزرگ حاشیهنشین مبدل شد. این وضعیت پیامدهای اجتماعی و آسیبهای دیگری نیز در پی داشته و جالب است مهاجرپذیرترین استان کشور بر اساس سرشماری ۱۳۵۵ درست ۴۰ سال بعد یعنی در سرشماری سال ۱۳۹۵ به مهاجرفرستترین استان کشور مبدل شد. خوزستان و شهر اهواز امروزه در صدر آلودهترین شهرهای کشور با میزان آلودگی بیش از ۲۵۰ روز که ناشی از ریزگردها و گردوخاک است، مبدل شده است.
یکی از مناطق استان خوزستان که در دهههای اخیر با بحرانهای زیستمحیطی و اجتماعی دست به گریبان شده، شهرستان بسیار محروم دشت آزادگان است. بخشی از غرب این شهرستان، یعنی بزرگترین تالاب مرزی ایران، هورالعظیم یا به قول محلیهای هورالهویزه، این روزهای در کانون توجه علاقهمندان و متخصصان مباحث زیستمحیطی قرار گرفته است. این تالاب که امروزه فقط با ۱۲۰ هزار هکتار بهسختی نفس میکشد، در دهههای گذشته با چند بحران بزرگ روبهرو بوده است.
🔴 یادداشت احسان هوشمند را در «رسانهٔ شرق» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🎥 وقتی از نظام سنت پیچیده و چند بُعدی ایران صحبت میکنیم، منظور چیست؟
دو ویدئو از برگ اینستاگرامیِ یک فرشفروشِ تبریزی در تیمچهٔ مظفریهٔ بازار تاریخی تبریز
برای شناخت ایران، شناخت نظام سنتِ پیچیدهٔ ایران ضروری است.
@IranDel_Channel
💢
🎥 همزمان با بیستم شهریور ماه، زادروز زندهیاد استاد جلال خالقی مطلق، بانو ژاله آموزگار خویی با حضور در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، دستهگلی پیشکش کردند
آدینه ۱۴۰۵/۰۶/۲۰
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🎥 تصاویر بهاری از اورامانات استان کردستانِ ایران
در صدای روی ویدئو، حسن زیرک از خوانندگان نامدار موسیقی دسنگاهی و فولکلوریک ایران با ترانههایی به زبان سورانی میگوید:
هی ایران، ایران، ایران
شدی مسکنِ شیران!
حسن زیرک (زادهٔ ۱۳۰۰ و درگذشتهٔ ۱۳۵۱ خورشیدی در بوکان استان آذربایجان غربی) داستان آزادی خودش را از زندانهای عراق تعریف میکند و میگوید:
"میدانستند ایرانی هستم (خطاب به عراقیها) و من را آزاد کردند. وگرنه ایران به خاطرم همه خاک عرب (در اشاره به عراق) را به توبره میکشید!"
حسن زیرک صدها ترانه به زبان سورانی خوانده که بارها نام «ایران» را از زبانِ او میشنویم.
او با رادیو تهران (بخش کُردی) و سپستر رادیو کرمانشاه همکاری میکرد.
(ویدئو برای بهار ۱۴۰۱ خورشیدی - استودیو آوای مادری)
@IranDel_Channel
💢
🎥 چگونه میشود ایرانی بود؟
اشاره به اثر منتسکیو به نام «نامههای ایرانی»
از درسگفتارهای منتسکیو؛
جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
@IranDel_Channel
💢
🔴 قرمساق!
✍️ محمد ابراهیم باستانی پاریزی
وقتی شاه عباس به حدود گلپایگان رفته بود، عصر بر اسب نشست و با سوار به راه افتاد. بارانی باریدن گرفت، به باغی رفتند. در آنجا مردی را دید که در ایوان روی تشکی نشسته، سلام کرد و گفت: «سراپایِ من خیس است و از سرما میلرزم، به خاطر شاه، امشب مرا در خانۀ خود جای ده.»
مرد جواب داد: «چون نام شاه را بردی از اسب پیاده شو.» سپس نوکری را آواز داد تا از اسب و سوار همراهش پذیرایی کند. مهمان را هم به اطاقی پاکیزه برد و لباسهایش را خشک کرد و پوستینی بر دوشش انداخت و به خنده گفت: «چطور است؟» شاه جواب داد: «خیلی خوب است.»
صاحبخانه باز خندید و گفت: «البته که خوبست، قرمساق! چرا بد باشد؟» بعد گفت: «بخاری اگر روشن کنم چطور است؟» شاه گفت: «خیلی هم خوب است.» مرد باز خندید و گفت: «معلوم است که خوبست، قرمساق!» و چون مسافر گرم شد، مرد دوباره از او پرسید: «اگر بگویم برایت کباب بیارند چطور است؟» شاه گفت: «خیلی خوب است!» مرد که سرحال و شوخمزاج بود به خنده باز گفت: «البته خوبست، قرمساق!» این مکالمه همینطور دوام داشت و معلوم میشود این کلمه تحتاللفظِ صاحبخانه بوده.
شاه خُفت و فردا چون خواست بروَد، رو به میزبان کرد و ضمن تشکر گفت: «دیشب خیلی برای ما خرج کردی، بگو تا بپردازم.» صاحبخانه گفت: «لعنت بر من اگر چیزی از مهمان قبول کنم. تو اسم شاه را بُردی و من به خاطر شاه از تو پذیرایی کردم. میخواهی مرا از اجرِ خودم محروم کنی؟» شاه چیزی نگفت و رفت و اسم آن مرد را دانست که اللهوردی است.
وقتی به اردو رسید، بلافاصله غلامان را فرستاد تا صاحبخانه را بیاورند و به او بگویند که شاه او را در خواب دیده است. مرد متعجب و حیران، لباس ابریشمین پوشیده و به راه افتاد و در حیرت بود که چه گناهی کرده است که احضار شده.
اما همینکه به شاه رسید، فوراً او را شناخت و دانست که مهمان دیشب همان اوست. قبل از آنکه فرصت عذرخواهی پیدا کند، شاه گفت: «خوب قرمساق! حالت چطور است؟ اگر به تو خلعتی بدهم، خوبست یا بد؟» مرد جواب داد: «قربان، خیلی خوبست.» شاه گفت: «قرمساق، البته که خوبست!» و اضافه کرد که میخواهم خرگاهی هم بدان بیفزایم، چطور است؟ باز مرد گفت: «قربان، بسیار خوبست.» شاه گفت: «البته که خوبست، قرمساق!» و به همین طریق بالاخره خاناتِ فارس را به او بخشید، در حالی که جواب قرمساقهایش را هم داده بود! و این گویا همان اللهوردیخان است که سالها حکومت فارس را داشت و پسرش امامقلیخان فاتح جزایر خلیج فارس برای شاه عباس است.
🔴 بُنمایه:
محمد ابراهیم باستانی پاریزی، اژدهای هفتسر (راه ابریشم)، نشر نامک، چاپ اول، ویراست دوم، تهران، ۱۳۸۰، ص ۹۳، به نقل از نصرالله فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج ۲، ص ۳۷۸.
🔴 از درگاه تلگرامی «دادگان»
@IranDel_Channel
💢
🔴 یادکردی از زندهیاد استاد عبدالوهّاب شهیدی؛ خوانندهٔ نامدار موسیقی ملّی ایران و نوازندهٔ بربت
تصنیفِ «آذربایجان» را با صدای زندهیاد استاد عبدالوهاب شهیدی، به بهانهٔ یکم مهرماه زادروز استاد بشنویم؛ همراه با تصاویری از تبریز دههٔ ۱۳۴۰ خورشیدی
🔴 نماهنگ را از «اینجا» ببینید و تصنیف را «اینجا» بشنوید.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🎥 یکم مهر ماه، زادروزِ استاد محمدرضا شجریان، خسرو آوازِ ایران
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 تحلیل جامع «داستان رستم و اسفندیار»
آموزگار:
جواد رنجبر درخشیلر
داستان رستم و اسفندیار مهمترین داستان شاهنامه فردوسی است و خواندن دقیق این داستان به اندازهٔ خواندن کل شاهنامه اهمیت دارد!
داستان رستم و اسفندیار نقطهٔ عطفی در داستانهای شاهنامه است و پیش از خود را خلاصه و روایت میکند!
● در کلاس ویژهٔ تحلیل جامع داستان رستم و اسفندیار ۱۰ موضوع زیر بررسی خواهد شد:
۱) خلاصهٔ داستان
۲) شخصیت اسطورهای اسفندیار و شخصیت حماسی رستم
۳) ادعاهای رستم و اسفندیار درباره گذشته
۴) نقد کتابها و مقالهها دربارهٔ این داستان
۵) رابطه حکومت و سرمایههای اجتماعی با روش تعمیم به تاریخ ایران
۶) زیباییها و حکمت در داستان
۷) روایت در این داستان و سیر تحول شخصیتها
۸) فلسفهٔ سیاسی
۹) نورسیدگی و کهنبودگی
۱۰) پایان داستان و آنچه جاودانه باقی میماند!
● یک دورهٔ ۱۰ جلسهای
یکشنبهها یک پوشهٔ صوتی در تلگرام
آغاز دوره از ۵ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی
برای کسب اطلاعات بیشتر و برای ثبتنام در دوره به حساب زیر در تلگرام پیام دهید:
@aknaserionline
درگاه تلگرامی «ملیگرایی ایرانی / شاهنامهپژوهی»
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بهرام بیضایی:
«شاهنامه شاید بزرگترین مبارزهای است که در طول تاریخ در این مملکت شده است.»
✍️ ایرج رضایی
این سخنِ زندهیاد بهرام بیضایی، به گمان من، یکی از دقیقترین سخنانی است که دربارهٔ شاهنامه گفته شده است. جوهر پیام شاهنامه را شاید بتوان در همین یک جمله کوتاه خلاصه کرد. البته بحث بر سر این نیست که آیا فردوسی هنگام سرودن شاهنامه دقیقاً چنین هدفی را در سر داشته است یا نه. سخن بر سر کارکرد تاریخی شاهنامه است؛ اینکه این کتاب در دورههای خطیر و سرنوشتساز، عملاً چنین نقشی در زندگی ایرانیان ایفا کرده است.
بدین قرار، اقبال دوبارهٔ ایرانیان به شاهنامه در روزگار ما شایستهٔ تأمل است. آنان شاهنامه را فقط یک منظومهٔ کوهپیکر و شاهکاری ادبی در زبان فارسی نمیبینند؛ بلکه گویی در آن پناهگاهی مییابند برای بازاندیشیدن در هویت، ملیت و ارزشهای فرهنگی و اخلاقی خویش. شاهنامه متنی است که میتوان به جهان آن پناه برد، داستانهایش را از نو خواند و بازآفرید و حول محور مشترکی که نامش «ایران» است، دوباره گرد آمد.
از این منظر، شاهنامه کتابی برای ملتسازی است؛ نه به معنای ساختن ملتی بر پایهٔ نفی دیگری، بلکه به معنای یادآوری عناصر مشترکی که میتواند مردمانی متکثر را گرد یک حافظه و یک افق مشترک جمع کند. اینجاست که بازگشت به شاهنامه، لزوماً بازگشت به گذشته نیست؛ میتواند بازگشت به برخی از ارزشهایی باشد که برای ساختن آینده نیز به کار میآیند: خِرَد، داد، دهش، مهر، شادی، آزادگی و پرهیز از خشونت و کاهلی و یأس.
شاهنامه نه با دین سر ستیز دارد و نه با جهان جدید. ایرانیان در طول تاریخ نشان دادهاند که میتوانند میراثهای گوناگون را در فرهنگ خود جذب و دگرگون کنند؛ چنانکه اسلام نیز در این سرزمین با هنر، ادب، فلسفه و عرفان ایرانی صورتی متفاوت و متمایز یافته است. بنابراین بازگشت به شاهنامه را نباید لزوماً بازگشت به گذشته یا رویارویی با جهان جدید دانست. شاید برعکس، بتوان از آن برای آشتی دادن ریشههای فرهنگی با افق آینده بهره گرفت.
اکنون اگر پرفروش شدن شاهنامه را، در کنار همهٔ علل احتمالی آن، نشانهای از بازگشت توجه ایرانیان به این کتاب بدانیم، شاید بهتر باشد پیش از آنکه این پدیده را فقط علامت اضطراب سیاسی بپنداریم، از خود بپرسیم شاهنامه چه چیزی دارد که هنوز در روزگار عسرت میتواند مردم را به سوی خود بخواند. شاید پاسخ را بتوان در همان سخن بیضایی یافت. شاهنامه یک مبارزه است؛ اما مبارزهای نه برای نفرت، نه برای ویرانی و نه برای تسلیم شدن به یأس؛ بلکه مبارزهای برای اینکه خرد را به جای خشم بنشانیم، داد را به جای بیداد، مهر را به جای کین، و امید و شادی را به جای اندوه و نومیدی. از همین روست که هنوز در سختترین روزگاران میتوان به شاهنامه پناه بُرد.
🔴 بُنمایه:
از درگاه تلگرامی «از زبانِ ذرّه»
@IranDel_Channel
💢
🔴 پرفروش شدن شاهنامه بهمثابه اضطراب سیاسی مردم ایران
✍ سینا جهاندیده
به گزارش یکی از ناشران و کتابفروشیهای شناختهشده، پرفروشترین کتاب در کتابفروشیهای تهران طی چند ماه اخیر شاهنامهٔ فردوسی بوده است. کسانی که استطاعتِ مالی بیشتری داشتهاند، تصحیح چندجلدی جلال خالقیمطلق را خریدهاند و کسانی که درآمدِ کمتری داشتهاند، به شاهنامهٔ یکجلدیِ چاپ مسکو بسنده کردهاند.
این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که قیمت کتاب بهشدت افزایش یافته و حتی کتابهای ۲۵۰ یا ۳۰۰ صفحهای گاه به حدود یک میلیون تومان رسیدهاند؛ در نتیجه، عصر کتاب فیزیکی بیش از هر زمان دیگری در معرضِ اضمحلال قرار گرفته است. در سال ۱۴۰۵، به نظر میرسد خرید کتاب، در مقایسه با سالهای گذشته، برای بخش بزرگی از جامعه به امری دشوار و غیرضروری تبدیل شده است. با این حال، درست در میانهٔ همین بحران، شاهنامه به یک استثنای معنادار تبدیل شده است.
شاید بتوان این پدیده را صرفاً با علاقهٔ ادبی یا افزایش میل به خواندن شاهنامه توضیح نداد. خرید شاهنامه امروز برای بخشی از خریداران، بیش از آنکه صرفاً خرید یک کتاب باشد، به نوعی آیین فرهنگی ـ سیاسی تبدیل شده است؛ گویی در لحظهای که ایران برای بسیاری از مردم در معرض اضطرابهای سیاسی، جغرافیایی و هویتی قرار گرفته، شاهنامه به چیزی بیش از یک متن ادبی بدل شده است: به نماد فشردهای از «ایران».
از این منظر، خریدن شاهنامه نوعی کُنشِ نمادین است؛ کنشی که در آن فرد احساس میکند با به خانه بُردن کتاب، چیزی از ایران را نیز حفظ میکند. شاهنامه در این وضعیت دیگر فقط کتابی برای خواندن نیست؛ تبدیل میشود به شیئی که باید داشت، نگه داشت و به نسل بعد سپرد. به همین دلیل است که حتی در شرایط فروپاشی اقتصاد کتاب، خرید شاهنامه میتواند افزایش پیدا کند.
شاهنامه در اینجا استعارهای از ایران است و خریدنش میتواند پاسخی نمادین به ترس از فقدانِ ایران باشد. بنابراین شاید پرفروش شدن شاهنامه در چنین شرایطی را بتوان نشانهٔ افزایش مطالعهٔ شاهنامه ندانست، بلکه آن را نشانهٔ افزایش اضطراب سیاسی و هویتی دانست؛ اضطرابی که خود را در قالب خرید یک کتاب، یا دقیقتر، در قالب خریدن یک نماد، نشان میدهد.
از این منظر، شاهنامه در وضعیت کنونی فقط یک کتاب نیست؛ آخرین پناهگاه فتیشِ کتاب است: جایی که کتاب، در لحظهٔ افول کتابخوانی، بارِ چیزی بسیار بزرگتر از خود را بر دوش میگیرد؛ بارِ ایران.
@IranDel_Channel
💢
🎙 «شهریار شاعرِ زمانِ غیرایدئولوژیک» | سخنرانی جواد رنجبر درخشیلر
سخنرانی جواد رنجبر درخشیلر با سرنویسِ «شهریار شاعرِ زمانِ غیرایدئولوژیک» در نشستِ مجازی و برخطِّ «مؤسسهٔ تاریخ و فرهنگِ دیارِ کُهن» به بهانهٔ روز ملی شعر و ادب فارسی و روزِ بزرگداشتِ استاد شهریار
آدینه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی
● در این سخنرانی میشنویم:
- شهریار، پیرمرد مفلوک نیست!
- شهریار در سالِ مشروطه متولد شده است. به صورت نمادین، او شاعر دورانِ جدید است.
- شهریار، شاعر ملّی است. استفاده از عبارتهایی چون «تُرک پارسیگو» یا تحلیل شعر او بر مبنای تداومِ سنتِ فارسینویسی غلط و دچار امتناع است.
- دو زبانه بودن ویژهٔ شهریار نیست. سعدی و حافظ هم دو زبانه هستند.
- شهریار در تداومِ فردوسی و سنتِ شعر پارسی است؛ حتی در شعرهای تُرکی و مذهبیاش.
- حیدربابا، شاهنامهٔ یک روستای سنتی با آیینهای ارزشمند است در برابر تجدّدِ بیمهار و شدید.
- شهریار شاعری اندیشهمند است و نقدِ تجدد نقطهٔ کانونی اندیشهٔ اوست.
🔴 این سخنرانی را از «اینجا» بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
🎥 سخنانِ اصغر دادبه - استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی - دربارۀ ایراندوستی استاد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار):
«شهریار، بعد از ملکالشعرای بهار، بیشترین اشعارِ میهنی، ایرانگرایانه و ایراندوستانه و توجه به زبان فارسی و تاریخِ ایران دارد.»
بیست و هفتم شهریورماه، روز ملی شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🎥 زبانِ مادها و زبانهای مادی
زبانِ مادها چه زبانی بوده و کدام یک از زبانهای ایرانی امروز، ممکن است ریشه در زبانِ مادی داشته باشد؟
@IranDel_Channel
💢
🔴 کتابِ «گل رنجهای کهن»
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه
«گل رنجهای کهن؛ برگزیدهٔ مقالات دربارهٔ شاهنامه فردوسی» نوشتهٔ استاد دکتر جلال خالقی مطلق است. این کتاب را انتشارات دکتر محمود افشار با همکاری انتشارات سخن در سال ۱۳۹۷ چاپ کرده است. پیشتر این کتاب را ناشران مختلف چاپ کرده بودهاند.
در کتاب دوازده مقاله است که برخی از آنها چون: «بار و آیین آن در ایران» و «معرفی قطعات الحاقی شاهنامه» اهمیتی ویژه دارد.
نویسنده، نام کتاب را از شاهنامه گرفته است:
گل رنجهای کهن گشته خار…
🔴 پوشهٔ PDF این کتاب را از «اینجا» دریافت کنید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🔴 کارگروه ادبی انجمن افراز با همکاری نمایندگیهای افراز در استانهای آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی برگزار میکند:
حضور در آرامگاه سرخاب (مقبرةالشعرا) تبریز به بهانهٔ روز ملّی شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار
زمان:
پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ساعت ۱۷ الی ۱۹
جایگاه:
تبریز؛ خیابان ثقةالاسلام؛ آرامگاه سرخاب تبریز (مقبرةالشعرا)
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 تحلیل جامع «داستان رستم و اسفندیار»
آموزگار:
جواد رنجبر درخشیلر
داستان رستم و اسفندیار مهمترین داستان شاهنامه فردوسی است و خواندن دقیق این داستان به اندازهٔ خواندن کل شاهنامه اهمیت دارد!
داستان رستم و اسفندیار نقطهٔ عطفی در داستانهای شاهنامه است و پیش از خود را خلاصه و روایت میکند!
● در کلاس ویژهٔ تحلیل جامع داستان رستم و اسفندیار ۱۰ موضوع زیر بررسی خواهد شد:
۱) خلاصهٔ داستان
۲) شخصیت اسطورهای اسفندیار و شخصیت حماسی رستم
۳) ادعاهای رستم و اسفندیار درباره گذشته
۴) نقد کتابها و مقالهها دربارهٔ این داستان
۵) رابطه حکومت و سرمایههای اجتماعی با روش تعمیم به تاریخ ایران
۶) زیباییها و حکمت در داستان
۷) روایت در این داستان و سیر تحول شخصیتها
۸) فلسفهٔ سیاسی
۹) نورسیدگی و کهنبودگی
۱۰) پایان داستان و آنچه جاودانه باقی میماند!
● یک دورهٔ ۱۰ جلسهای
یکشنبهها یک پوشهٔ صوتی در تلگرام
آغاز دوره از ۵ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی
برای کسب اطلاعات بیشتر و برای ثبتنام در دوره به حساب زیر در تلگرام پیام دهید:
@aknaserionline
درگاه تلگرامی «ملیگرایی ایرانی / شاهنامهپژوهی»
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🎥 به زبان ساده و طنز، تفاوت مهم و سرنوشتسازِ زبانِ Persian و Farsi ؟
Farsi vs. Persian?
برسد به دست کسانی که به جای Persian میگویند Farsi تا اگر دوست داشتند اصلاح کنند و شناسنامهٔ ملّی خود را خراب نکنند.
ما در ایران همواره کشورمان را به نام «ایران» میخواندهایم، اما در جهانِ غرب از روزگار باستان تا همین یک قرن پیش کشور ما را به نام «Persia» میشناختهاند، به همین دلیل امروز واژهٔ «Persian» هم به معنی «زبان فارسی» است و هم «ایرانی».
🔴 بُنمایه:
از صفحهٔ «SadraFr»
@IranDel_Channel
💢
🔴 اوستا
گردآوری و تألیف:
ابراهیم پورداود
ویراست نو:
فرید مرادی
• جلد اول: گاثاها
• جلد دوم: یشتها
• جلد سوم: یسنا
• جلد چهارم: ویسپرد، خردهاوستا و وندیداد
🔴 پوشهٔ «PDF» هر ۴ جلد را از «اینجا» بارگیری کنید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢