irandel_channel | Unsorted

Telegram-канал irandel_channel - ایران‌دل | IranDel

3677

همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️ ‌ این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی ‌ [ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]

Subscribe to a channel

ایران‌دل | IranDel

🎥 از لنگرود تا تبریز

چامه‌خوانی «محمد شمس لنگرودی» در تبریز با نوازندگی «سجاد باهر»



شهریور ماه ۱۴۰۵ خورشیدی



@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 طاق‌بستان در کرمانشاهِ ایران

در دامنهٔ کوه و در کنار چشمه‌ای که قرن‌هاست جاری است، بخشی از شکوه ایرانِ دورهٔ ساسانی بر سنگ نقش بسته است.

طاق‌بستان، تنها مجموعه‌ای از نقش‌برجسته‌های تاریخی نیست؛ روایتی تصویری از قدرت، هنر و زندگی در روزگار ساسانیان است؛ از آیین‌های شاهانه و صحنه‌های شکار تا پوشش، موسیقی و جزئیاتی که پس از قرن‌ها، هنوز بخشی از جهان آن روزگار را پیش چشم ما زنده می‌کنند.


ویدیو از: فاضل اسکندانی




@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🔴 طنین‌انداز شدنِ خنیای ملّی ایران در شهرستان اهر به همت جوانانِ هنرمند اهری

همزمان با روز ملّی شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار



🔴 مؤسسهٔ «ندای گامِ هفت» برگزار می‌کند:
خنیابزمِ «گروه موسیقی ایرانی حیرت اهر»

خواننده:
مهرداد خدایی

آهنگساز و سرپرست گروه:
بابک کرباسفروش

نوازندگان تنبور:
حجت شالچی
توحید سالکی
مسعود شریفی راد

نوازندهٔ سنتور:
پیمان محسنی

نوازندهٔ دف:
امین مردانی

نوازندهٔ تنبک:
میلاد کرباسفروش

ساخت نماهنگ:
سانیار فیلم



زمان:
آدینه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ساعت ۱۹:۳۰


جایگاه:
استان آذربایجان شرقی؛ شهر اهر؛ سالنِ اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اهر


🔴 بلیت را از تارنمای «ebilit» بخرید.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🔴 شب یادبود جلال خالقی‌مطلق؛ در نخستین زادروزش بدون او

به یاد و بزرگداشت استاد جلال خالقی‌مطلق، پژوهشگر برجستهٔ شاهنامه و فرهنگ ایران، نشستی مجازی و برخط برگزار می‌شود تا از میراث علمی و فرهنگی ارزشمند ایشان سخن رانده شود.


سخنرانان: 
بهرام پروین گنابادی
زاگرس زند
مسعود راستی‌پور
کلثوم غضنفری
حمید کرمی‌پور
لیلی ورهرام
خداداد رضاخانی
اسماعیل شمس


زمان:
آدینه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی برابر با ۱۱ سپتامبر ۲٠۲۶ میلادی، ساعت ۱۸ به وقت ایران


این نشست مجازی و برخط در «اسکای‌روم» مرکز مطالعات ایران‌شناسی نیمروز برگزار خواهد شد.


شب یادبود استاد جلال خالقی مطلق به همت مرکز مطالعات ایران‌شناسی نیمروز و با همکاری پژوهش‌خانهٔ حماسهٔ ایرانی چهرزاد، گروه تاریخ دانشگاه تهران، بنیاد پژوهش‌های ایران باستان آژیار، انجمن ایران‌شناسی ایران و مباحث ایران‌شناسی برگزار می‌شود.

یادش گرامی و نامش ماندگار.



#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 تصنیفِ «امشب» | شهرام ناظری


خواننده: شهرام ناظری
آهنگساز: تهمورس پورناظری
چامه‌سرا: حسین منزوی زنجانی


امشب غم تو در دل دیوانه نگنجند
گنج است و چه گنجی که به ویرانه نگنجد

تنهایی‌ام امشب که پر است از غمِ غربت
آن قدر بزرگ است که در خانه نگنجد

بیرون زده‌ام تا بدَرم پردهٔ شب را
کاین نعرهٔ دیوانه به کاشانه نگنجد

خُم‌خانه بیارید که آن باده که باشد
در خورد خماریم به پیمانه نگنجد

میخانهٔ بی‌سقف و ستون کو که جز آنجا
جایِ دگر این گریهٔ مستانه نگنجد

مجنون چه هنر کرد در آن قصه؟ مرا باش
با طرفه جنونی که به افسانه نگنجد

تا رو به فنایت زدم از حیرت خود پَر
سیمرغم و سیمرغِ تو در لانه نگنجد

در چشمِ منَت باد تماشا که جز اینجا
دیدارِ تو در هیچ پریخانه نگنجد

دور از «تو» چُنانم که غمِ غربتم امشب
حتی به غزل‌های غریبانه نگنجد



#موسیقی

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

‌
🔴 خوانشِ ابیاتِ نخستین «پادشاهیِ نوذر» در شاهنامهٔ فردوسی از منظرِ اندیشهٔ سیاسی ایرانشهری و سنتِ سیاست‌نامه‌نویسی

✍️ بهادر قاسمی

فردوسی در ابتدای «پادشاهیِ نوذر» (جلد اول انتشارات دایره‌المعارف، تصحیح استاد جلال خالقی مطلق) می‌گوید:

چو سوگِ پدر شاه‌نوذر بداشت
زِ کَیوان کلاهِ کَیی برفَراشت
به تختِ منوچهربر بار داد
بخواند انجمن را و دینار داد
برین برنیامد بسی روزگار
که بیدادگر شد سرِ شهرْیار
زِ گیتی برآمد به هر جای عَوْ
جهان را کَهُن شد سر از شاهِ نَوْ
چو او رسم‌هایِ پدر درنَوَشت
ابا موبَدان و رَدان تیز گشت
همه مردمی نزدِ او خوار گشت
دلش بر رهِ گنج و دینار گشت
کدیور یَکایک سپاهی شدند
دلیرانْ سزاوارِ شاهی شدند
چو از رویِ کشور برآمد خروش
جهانی سراسر برآمد به جوش

اگر بخواهیم این بخش از داستانِ نوذر را از منظر اندیشهٔ سیاسی ایرانشهری و سنتِ سیاست‌نامه‌نویسی بخوانیم، نکتهٔ بسیار مهم این است که فردوسی صرفاً داستان یک پادشاهِ بد را روایت نمی‌کند؛ بلکه تصویری از فروپاشی مشروعیتِ سیاسی بر اثر فساد اخلاقی، بی‌عدالتی و برهم‌خوردن نظمِ اجتماعی ارائه می‌دهد.

● در اندیشهٔ سیاسی ایرانشهری شاه خوب، نگهبان نظم است، نه مالک کشور.

پادشاه صرفاً صاحب قدرت نیست؛ وظیفهٔ او نگهبانی از داد، آبادانی کشور و حفظ سامانِ اجتماعی است. شاه زمانی شایستهٔ شهریاری است که قدرتش در خدمتِ کشور باشد. نوذر دقیقاً از همین نقطه منحرف می‌شود:
«برین برنیامد بسی روزگار
که بیدادگر شد سرِ شهریار»
تغییر بسیار معنادار است: او ابتدا تاج بر سر می‌گذارد و انجمن را فرامی‌خواند و دینار می‌بخشد؛ اما زمان چندانی نمی‌گذرد که شهریاری از «داد» به «بیداد» تبدیل می‌شود.
در سنت سیاست‌نامه‌نویسی نیز همین اصل بارها تکرار شده است: قدرت اگر با «داد» همراه نباشد، خودش زمینهٔ نابودی حکومت را فراهم می‌کند.

● نوذر از «رسم» گذشتگان و آداب و رسوم قدما در شیوهٔ مملکت‌داری فاصله می‌گیرد.

فردوسی می‌گوید:
«چن او رسم‌های پدر درنَوَشت
ابا موبَدان و رَدان تیز گشت»
این بیت از نظر اندیشهٔ سیاسی بسیار مهم است. «رسم‌های پدر» را نباید صرفاً آداب تشریفاتی دانست. در جهان سیاسیِ شاهنامه، این رسم‌ها بخشی از تجربهٔ تاریخی و خِرد سیاسی انباشته‌شده در حکومت هستند.
نوذر با کنار گذاشتن این سنت‌ها، در حقیقت خود را از خِردِ جمعی و تجربهٔ پیشینیان جدا می‌کند. این همان چیزی است که در سنتِ سیاست‌نامه‌ای نیز اهمیت دارد: حاکم نباید تصور کند که با رسیدن به قدرت، می‌تواند همه قواعد و تجربه‌های پیشین را کنار بگذارد. به تعبیر امروزی، حکمرانی حافظه دارد. حکومتی که تجربه‌های تاریخی، نهادهای مشورتی و سنت‌های عقلانی خود را بی‌ارزش کند، دائماً اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.

● حذف نخبگان و خردمندان و عدم شایسته‌سالاری، آغاز انحراف قدرت است.

«موبدان و ردان» در اینجا فقط یک گروه اجتماعی نیستند؛ آنها نمایندهٔ بخشی از خِرد، دانش و سنتِ مشورتی جامعه هستند. نوذر با آنان «تیز» می‌شود. این نکته با سنتِ سیاست‌نامه‌ای بسیار سازگار است. در آثار سیاسی کلاسیک ایران، شاه موفق، شاهی نیست که فقط فرمان بدهد؛ بلکه شاهی است که گوش شنوا داشته باشد و سخنِ خردمندان را بشنود. وقتی حاکم همه صداهای مستقل و منتقد را مزاحم تلقی کند، یک اتفاق خطرناک رخ می‌دهد:
حاکم دیگر واقعیتِ جامعه را آن‌گونه که هست نمی‌بیند؛ بلکه آن‌گونه می‌بیند که اطرافیانش به او گزارش می‌کنند.
و این یکی از نخستین مراحلِ فروپاشی عقلانیتِ سیاسی در آن نظامِ سیاسی است.

● وقتی «مردمی» خوار می‌شود و اخلاق و انسانیت رو به تجزیه و تلاشی می‌نهد.

به نظر من مهم‌ترین بیت این قطعه این است:
«همه مردمی نزدِ او خوار گشت
دلَش بر رهِ گنج و دینار گشت»
فردوسی در دو مصراع، دو بیماری سیاسی را در برابر هم قرار می‌دهد: زوالِ اخلاق و شیفتگی به ثروت و مال‌اندوزی.
«مردمی» را می‌توان در اینجا به معنای انسانیت، جوانمردی، مردم‌داری و دیگر فضایلِ اخلاقی فهمید.
نوذر ابتدا «مردمی» را خوار می‌کند و سپس «گنج و دینار» بر دلِ او مسلط می‌شود.
این نگاه با سنتِ سیاست‌نامه‌ای کاملاً همخوان است: فسادِ حکومت از فساد اخلاق حاکم آغاز می‌شود. یعنی مسئله فقط این نیست که پادشاه ثروت‌طلبی پیشه کرده است، مسئله عمیق‌تر است: ثروت جای فضیلت‌های انسانی را گرفته است.


🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 آیا در ایرانِ باستان، فلسفه داشتیم؟

محمد بیانی، دکترای ادبیات حماسی و پژوهشگر زبان‌های باستانی پاسخ می‌دهد



متن خوانده شده:
«اندرز پوریوتکیشان» ۲ بندِ نخست، به زبان فارسی میانه


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🔴 سیدجمال اسدآبادی و فراماسونری

✍️ از درگاه تلگرامی «ع. ششگلانی»

صداوسیما و شُعباتش در مجازی، پیرامون ماسون بودن رجال ملّی که قرار است تخریب شوند، بدون هیچ مدرکی لاف می‌زنند.

اما مدارک فراماسونری سیدجمال اسدآبادی که در اسناد خانهٔ امین‌الضرب پیدا شده، محکم و غیرقابل انکار هستند که به همت دانشگاه تهران و ایرح افشار منتشر شده است و نشانگر عضویت اوست.

اگر می‌خواهید ماسون‌ها را پیدا کنید چرا در مورد سیدجمال که در توطئه قتل ناصرالدین‌شاه دست داشت، حرف نزنیم.

گناه ناصرالدین شاه مخالفت با تزهای پان‌اسلامیستی ادارهٔ اتحاد اسلام در استانبول (ادغام ایران در عثمانی) بود. برای همین به دستور سیدجمال و به دست میرزا رضا کرمانی ترور شد.

سیدجمال برای مدت زیادی در خانهٔ امین‌الضرب اقامت داشت و به دلیل اخراج از ایران نتوانست بسیاری از لوازم شخصی به‌ویژه نامه‌ها و دست‌خط‌هایش را [با خود] ببَرد. این اسناد در سالِ ۱۳۴۵ مطالعه و منتشر شد و بخشی از آنها اسنادِ روابط ماسونی او است.

توضیح: تصویر شمارهٔ دو از کتاب اسماعیل رائین است.



🔴 پوشهٔ PDF کتاب را از «اینجا» دریافت (Download) کنید.


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

‍ ‌
🔴 سخنرانی مهم استاد بدیع‌الزمان فروزان‌فر در دانشگاه تبریز در سال ۱۳۲۷ خورشیدی

استاد بديع‌الزمان فروزانفر، در پی افتتاح دانشكدۀ ادبياتِ دانشگاه تبريز، در خرداد ماه ۱۳۲۷ خورشيدی، در يک مسافرت كوتاه به تبریز، به بازديد از اين دانشكده می‌پردازند و در طی يک سخنرانی مهم، وظايف متوليّان، استادان و دانشجويان دانشكدۀ ادبياتِ دانسگاه تبريز را تشريح می‌نمايند.

در سال ۱۳۸۹ خورشیدی و به مناسبتِ تدوین یادنامۀ زنده‌یاد دکتر منوچهر مرتضوی، متنِ کامل آن سخنرانی در کتاب سایه سرو سهی، به همت محمد طاهری خسروشاهی منتشر شد.


برشی از سخنرانی استاد بدیع‌الزمان فروزان‌فر در دانشگاه تبریز:

از همت بزرگان و دانشمندانِ آذربایجان که در عصر گذشته حاضر بوده‌اند و هستند، استمداد می‌کنم و سرمایۀ همت می‌طلبم که در این مجلسِ شریف و محترم، عنایت از من بازنگیرند تا چنان که در نظر داشتم از عهدۀ بیانِ مقصود خود شاید که برآیم.

مقدمتاً باید عرض کنم که بنده از دیرباز، اشتیاق داشتم که به سرزمینِ آذربایجان مسافرت کنم. این اشتیاق در نتیجۀ آشنایی به تاریخ آذربایجان و شرح‌حالِ دانشمندان این سرزمین برای بنده حاصل شده بود. زیرا در تاریخِ اسلام‌ کمتر سرزمینی است که این اندازه در راه علم و معرفت فداکاری کرده و در راهِ وطن، نام و نشان از خود باقی گذارده باشد. در حقیقت کاخِ استقلالِ کشورِ عزیزِ ما بر روی استخوان‌های آذربایجانی‌ها و خراسانی‌ها گذاشته شده است. علاوه بر این به واسطۀ کاری که از روی شوق و علاقه در مثنوی معنوی و شرح حال مولانا جلال‌الدين محمد [بلخی] انجام می‌دهم همه روزه به نام شمس تبریز بر می‌خورم. وقتی نیست که ذکرِ مقالات و مقاماتِ شمس تبریز در خاطر بنده بگذرد و ظلمتِ اندوه از خاطرم نزُداید.

با این مقدمات، علاقۀ بنده به زیارتِ آذربایجان بر حضارِ محترم محسوس است. ولی کارها بیشک، بازبسته به وقت است. الامور مرهونة باوقاتها. بارها این عزیمت مصمم می‌شد، موانع، بنده را از امضای آن باز می‌داشت. تأسیسِ دانشکدۀ ادبیاتِ تبریز سبب شد که بنده به آرزوی دیرین خود برسم و سرزمینِ آذربایجان را از نزدیک زیارت کنم. در حقیقت اگر به جسد و جسم، بنده در این سرزمین اقامت نکنم، ولی به جان و دل و به فکر و اندیشه، آذربایجانی‌ام، زیرا خاطره علاقۀ به شمس تبریزی و آثار او، با جانِ بنده آمیخته است. در خاطرۀ بنده این چند بیت مولانا همیشه می‌گذرد:

ساربانا بار بگشا ز اشتران
شهر تبریز است و کوی گلستان

فرّّ فردوسی است، این پالیز را
شعشعۀ عرشی است، مر تبریز را

هر زمانی فوج روح‌انگیزِ جان
از فرازِ عرش، بر تبریزیان



🔴 متنِ کامل این سخنرانی استاد بدیع‌الزمان فروزانفر را از اینجا بخوانید.


🔴 استاد بدیع‌الزمان فروزان‌فر
ادیب، نویسنده،‌ مترجم، مولوی‌شناس، سراینده و پژوهشگرِ ادبی ایرانی و استاد کرسی‌دارِ ادبیات فارسی در دانشگاه تهران

زادۀ ۱۴ شهریور ۱۲۷۶ خورشیدی - بُشرویه در استان خراسان جنوبی
درگذشتۀ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ خورشیدی - تهران


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 به یاد بانو دلکش؛ بانوی بی‌همتای آوازِ ایران


تصنیف: پربسته
خواننده: دلکش
آهنگساز: پرویز یاحقی
ترانه‌سرا: اسماعیل نواب صفا
دستگاه: ابوعطا


#یادها | #موسیقی

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 خوانش بخشی از «کارنامهٔ اردشیر بابکان» به زبان فارسی میانه (پهلوی ساسانی) توسط «لیلی خبّازی» دکترای فرهنگ و زبان‌های باستانی


خوانش در نشستِ هفتگی شاهنامه‌خوانی در بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان شرقی (تبریز)



@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

‌
🔴 هشداری جدّی دربارهٔ افراطی‌گری!

✍️ احسان هوشمند

– جامعهٔ تاریخی ایران از چنان درهم‌تنیدگی و پیوستگی تاریخی‌ای برخوردار است که هیچ عاملی همچون تفاوت‌های زبانی، مذهبی یا دینی یا مسقط‌الرأسی و مانند آن موجب نشده تا میان ایرانیان فاصله اجتماعی ایجاد شود‌ یا اینکه ایرانیان تمایلی به جدایی و گسست اجتماعی نسبت به یکدیگر داشته باشند.

کافی است ‌آمار ازدواج میان ایرانیان با تبارها و مسقط‌الرأس مختلف یا زبان و مذاهب متفاوت در صد سال گذشته بررسی شود تا اثبات شود که هیچ عاملی نتوانسته و نمی‌تواند میان ایرانیان جدایی افکند. در صد سال گذشته، ورود ایدئولوژی مارکسیستی توسط احزابی ‌مانند حزب کمونیست ایران و سپس حزب توده و سازمان چریک‌های فدایی خلق و مانند آن، زمینه‌ساز طرح برخی مباحث مانند خلق‌های ایرانی یا ملیت‌های ایرانی و مانند آن شد که هیچ نسبتی با تاریخ، فرهنگ و درهم‌آمیختگی ایرانیان نداشت. پس از آن نیز شکل‌گیری سازمان‌های قوم‌گرا با دستور استالین در بخشی از غرب کشور موجب شد تا این سازمان‌ها اهداف خود را در نوعی محلی‌گرایی و حتی تجزیه‌طلبی و در نهایت جداکردن ایرانیان از یکدیگر تعقیب کنند؛ در حالی که به‌جز بنیان‌های تاریخی همبستگی و پیوستگی ایرانیان، در عالم واقع هم هر روز بر دامنهٔ پیوستگی و همبستگی ایرانیان افزوده می‌شد. متأسفانه این ویژگی‌های بااهمیت، حساس و راهبردی مناسبات اجتماعی ایرانیان، به دلایلی گاه نه توسط گروه‌ها و سازمان‌های محلی‌گرا یا قوم‌گرا و تجزیه‌طلب، بلکه توسط بخش‌هایی از حکمرانی کشور، به هر شکل، نادیده گرفته شده و برای کشور مسئله و چالش تراشیده می‌شود. نمونهٔ چنین سهل‌انگاری‌های کارشناسی‌نشده‌ای در نوروز ۱۴۰۴ در استان‌های آذربایجان غربی و کُردستان روی داد که بازتاب رسانه‌ای درخور توجهی پیدا کرد. حکمرانی در استان‌ها، شهرستان‌ها و مناطقی که دو یا چند گروه از هم‌وطنان ارجمند و عزیز ایرانی با زبان‌ها یا ادیان یا مذاهب مختلفی سکونت دارند، باید واجد ظرافت‌اندیشی‌هایی باشد که همبستگی و پیوستگی‌ها را تقویت کرده و بر مشترکات تأکید کند و راه را برای تعمیق ارزش‌های ایرانی‌بودن بگشاید و بر دیدن همه وجوه فرهنگی، زبانی، مذهبی و دیگر مختصات محلی که پاره‌هایی از فرهنگ ایرانی هستند، به نحو معقولی متمرکز باشد. در غیر این صورت، ممکن است رقابت‌های محلی، طایفه‌ای، ‌ایلی و عشیره‌ای جانشین ملّی‌اندیشی و مصالح عمومی شود و حتی فضا برای بحران‌زایی مساعد شود‌. مگر در عین همهٔ پیوستگی‌های تاریخی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی ایرانیان گاه شاهد برخی رقابت‌های عشیره‌ای توأم با خونریزی در مناطق عشایری کشور حتی در سال‌های اخیر نبوده‌ایم؟ مگر در تاریخ معاصر برخی تندروی‌ها و بی‌توجهی و فقدان ملی‌اندیشی و افراطی برخی مسئولان محلی موجب بروز برخی تنش‌ها حتی تا حدِّ خون‌ریزی در برخی از مناطق کشور نبوده است؟ آیا داستان خون‌ریزی اواخر فروردین‌ماه ۱۳۵۸ نقده یا خون‌ریزی ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ قروه یا موارد مشابه تجربه آزموده‌شده‌ای برای کشور نیست؟ چرا برخی از مسئولان کشور، به دلیل فقدان دانش تاریخی یا به دلیل افتادن در دام قوم‌گرایی و محلی‌اندیشی و افراط‌کاری قومی و زبانی خود به بخشی از مسئله در بخشی از کشور مبدل شده‌اند.


– هفتهٔ گذشته در تکاب مراسمی برگزار شد و مسئولان امر با نادیده‌گرفتن این ویژگی اجتماعی و فرهنگی شهرستان‌، اقدام به برگزاری مراسمی فرهنگی کردند و به قول مسئولان از "تُرک‌زبانان" اقصی‌نقاط کشور برای این جشن دعوت شده بود. جدا از محتواهای پان‌تُرکیستی و حتی جعل برخی مضامین فرهنگی در این مراسم که جداگانه باید نقد شود، غیبت بخش بزرگی از شهروندان تکابی در ساختار چنین برنامه‌هایی و فقدان توجه به مشترکات ملی و ایرانی مردمان همه جای ایران، به اذهان چه چیزی را منتقل می‌کند؟ آیا در استان آذربایجان غربی دست‌هایی به عمد در کار هستند تا فضای همدلی این استان را تحت تأثیر رویکردهای واگرایانه به سمت تنش، نقار، شکاف و درگیری سوق دهند؟ در گذشته بارها در همین‌جا، راقم این سطور به مسئولان کشوری هشدار داده که مراقب شرایط پیچیدهٔ آذربایجان غربی باشند و اجازه ندهند اداره این استان گرفتار افراطی‌گری قومی شود....
روزی جلوگیری از فارسی سخن‌گفتن در شورای ارومیه، روزی دیگر ماجرای مجسمهٔ حکیم توس، فردوسی بزرگ در سلماس و دیگر روز برگزاری نوروز ۱۴۰۴ با هزار اما و اگر. جالب است همه این‌ها هم توسط نهادهای مسئول صورت گرفته است.‌ در شرایط جنگی و التهاب پیش‌روی کشور که ترامپ به‌روشنی استفاده ابزاری از مباحث قومی را پیش کشیده و دنبال پیاده‌نظام می‌گردد، آیا چنین رویدادهایی در استان آذربایجان غربی تصادفی است‌ یا نشانهٔ ناتوانی مدیریت فرهنگی استان‌؟


🔴 یادداشت را به طور کامل در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

‌
🔴 سند مهم؛ اعتراض و‌ گلایهٔ تاجر آذربایجانی به تُرک خوانده شدنِ ایرانیانِ آذربایجانی

زمان انتشار این نوشته در روزنامهٔ ایران‌ به تاریخ ۲۷ رمضان ۱۳۳۷ هجری قمری برابر است با شنبه ۵ تیر ۱۲۹۸ هجری شمسی (مصادف با ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ میلادی).

● متن آمده در تصویر از قرار زیر است:

سومین صوت اعتراض ما چه هستیم؟

این سؤال خاطر ما تجّار آذربایجان را بیش از سایرین مشغول می‌دارد؛ حتی متفکرین ایران در این خصوص از تجار آذربایجان عقب‌ترند؛ زیرا رابطهٔ ما بازرگان‌ها به‌واسطهٔ تجارت با اسلامبول، کمتر از آن نیست که با پای‌تخت وطن خودمان: «طهران» داریم؛ چنانکه ما را در طهران «ترک» می‌نامند، در اسلامبول هم «عجم» می‌گویند. و این دو اسم همه‌روزه در خاطر ما همیشه یک حس کنجکاوی تولید میکند: واقعاً؛ ما چه هستیم؟.. آیا تُرکیم یا عجم؟...
(در ترکی اسلامبولی «عجمی» بودن غیر از «عجم» بودن است. عجمی یعنی آدم ناشی. مثلاً: کسی را که خود را متفکر بداند و بخواهد که آذربایجانی‌ها را ترک بخواند، می‌گویند که در علم «انساب» عجمی است؛ یعنی بی‌بهره است. ولی عجم ـ به معنی «آل‌جم» است؛ که حکیم: «ابوالقاسم فردوسی طوسی» آن را به‌فارسی زنده کرده و آذربایجان را «آذرآبادگان» خوانده است.)
خوانده شدن ما در اسلامبول به اسم «عجم» هیچ‌وقت به‌حال ما توفیر نمی‌کرده است و هیچ‌کس حق ندارد که از شنیدن اسم ساده و صحیح خود متأثر و یا متغیر گردد؛ ولی زخم زبان‌های سرخی که کلمهٔ ترک را بی‌هیچ ملاحظه به روی ما پرتاب می‌کرده است از شکاف شمشیرهایی که در «چالدیران» بر فرق اجداد ما باریده کاری‌تر بوده است!...
«ترک» خواندن يك ایرانی، ایران دیگری را اقل اقلش بدان ماند که انسان، برادر صلبی خود را «اعیانی» و یا این‌که «بیگانه» صرف بداند. و این اسناد يک نوع «مجهول‌النسبی» است به‌طرف مقابل.
اگر حقیقت مسئله را بخواهید... به‌میان آمدن مشاجرهٔ «ترک و فارس» عکس‌العمل آن یا زخم‌ها و امثالی است که از دیرباز ورد زبان فارسی ما بوده و هنوز در میان ما هستند کسانی‌که آداب معاشرت را به قافیهٔ لفّاظی باخته و تکرار کنند:
«کسی‌که به خدا بگوید تاری، دیگر چه توقع از او داری؟!...»
ورنه؛ تنها مسئلهٔ زبان، چگونگی نژاد قومی را ثابت نمی‌کند. و اگر بنا بر این بود طایفهٔ کلیمیان بایستی در انگلستان «آنگلو ساکسون»، در آلمان «ژرمن»، در روسیه «اسلاو»، در اسلامبول «ترک»، در فلسطین و شامات «عرب» و در ایران «هند و آریائی» باشند؛ زیرا که این قوم در هر مملکت به زبان مردم آن تکلم می‌کنند. زبان خود ایرانی‌ها فارسی امروزه نبوده، کتیبه‌های «بیستون» به گلستان «سعدی» هیچ شباهت ندارد. آداب، اخلاق، عادات، دهات و حتی افسانه‌ها و خرافات آذربایجانی‌ها عین آنها است که در «شیراز» است. بادکوبه را همیشه نسیم امواج خزر می‌گوید: تبریز، تب را از وجود انسان بالمعاینه می‌ریزد. «آذرگشسب» در «آذرآبادگان» بوده. خوبرویان آذربایجان، انموذج، سفیدپوست هستند. «زردشت» از ارومیهٔ آذربایجان طلوع کرده. محلهٔ «سرخاب» تبریز، مقبرهٔ شعرای ایران است و دیوان «صائب تبریزی» و خمسه «نظامی گنجوی» و قصاید «خاقانی شیروانی» دو سیهٔ اهل زبان بودن ایشان...
اما اینکه چه طور شده است که آذربایجانی‌ها فعلاً به‌ زبان ترکی حرف می‌زنند، اسباب و عوامل این را باید در ترتیب قشون‌کشی و استیلای «مغول» جُست، مغول‌ها، طوایف بادیه‌نشین بوده‌اند. وقتی که از قله‌های «آلتای» سرازیر شده‌اند، ایل و آلوس همراه داشته‌اند. جاهائی را که سبز و خرم دیده‌اند اطراق کرده‌اند. خود «هلاکو» مراغه را مقر حکمرانی ساخته است. و البته مردم، در داد و ستد و عرض و تظلم بدانستن زبان غالبین قهار خود محتاج بوده‌اند و به تکلم آن عادت گرفته‌اند؛ چنانکه «ترک»ها در اسلامبول و سواحل «مرمره» حتی «ارامنه» در نواحی «آناطولی» همین حال را دارند. ارمنی‌های «قیصری» یك کلمه از زبان اصلی خودشان نمی‌فهمند.
بلی ۲۵ قرن قبل بر این، آذربایجان را که قسمتی از هضبهٔ ایران بوده، «مَد» نامیده‌اند، چنانکه فعلاً ناحیه‌‌ای از جزیرة‌العرب را حجاز می‌گویند.
قرابتی که خانواده‌های بزرگ «مَد» با «پارس» داشته‌اند، منشاء هم عِرقی این دو تیرهٔ عجم را تأیید می‌کند و امروز برای علمای این فن شبهه نمانده است که «مَدیها» از نژاد اصفر نیستند.
پرزیدنت: (ویلسن) برای تعیین ملیت اقوام سی و دو کمسیون متخصص تشکیل داده بوده است. من می‌ترسم که در نتیجه این مشاجره مجبور شده حل ملیت خودمان را به آنها رجوع کنیم.
و یا اینکه ـ خدای نخواسته ـ برای آن هم محتاج جلب مستشاران خارجه بشویم!...

الحاج رضا جوراب‌چی

روزنامهٔ ایران، ش ۴۶۲، ۲۷ رمضان ۱۳۳۷ ق، ص ۲


🔴 عکس را از «اینجا» ببینید.


🔴 پی‌نوشت:
مَد: ماد
هضبه: فلات
نژاد اصفر: نژاد زرد (اشاره به زردپوستان)
انموذج: نمونه
آلوس: طایفه

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

‌
🎙 تصنیفِ «جان برخی آذربایجان باد»

نوازندهٔ تار: سیاوش دیهیمی
خواننده: شخصی به نامِ «قاری» (از معاشران عارف در همدان)

مکان اجرا و ضبط: همدان (محفل خصوصی) - ۱۳۶۷ خورشیدی


این پوشهٔ شنیداری توسط بهمن کاظمی در اختیار گردانندهٔ درگاه تلگرامی «روزگار قدیم» قرار گرفته است.

شرح بهمن کاظمی در مورد این اجرا و خواننده‌اش:
«ایشان این تصنیف را به طور مستقیم از عارف فرا گرفته بود. من اسم کوچک‌شان را نمی‌دانم. همه ایشان را آقای قاری صدا می‌کردند و در ارائۀ اطلاعات‌شان هم چندان دست و دل‌باز نبودند. در آن سفر، آقای سیاوش دیهیمی زحمت بسیاری کشیده بودند که ایشان را در آن مجلس آورده بودند تا این تصنیف را بخواند. این سفر در سال ۶۷ بود. ایشان ساکن همدان بود. دقیقاً نمی‌دانم در چه سالی فوت کردند. زبانِ تُرکی هم می‌دانست یا شاید هم تُرکی‌زبان بود. چون یک سفری که به منزل من آمدند، یک گوشۀ شکسته‌ای را خواندند که آن را تبدیل به حالتی تُرکی کردند و یکی دو بیتش را هم به زبان تُرکی خواندند.»

‌🔴 این تصنیف را از «اینجا» بشنوید.


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

‌
🔴 پایتختی تبریز در دوره‌های مختلف تاریخی

✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانش‌آموختهٔ علم سیاست و شاهنامه‌پژوه


● برش‌هایی کوتاه از این جُستار:

– تبریز هفت بار پایتخت بوده است. نخست در دورهٔ اتابکان آذربایجان، دوم در دورهٔ ایلخانان، سوم در دورهٔ چوپانیان، چهارم در دورهٔ جلایریان، پنجم در دورهٔ قراقویونلوها، ششم در دورهٔ آق‌قویونلوها و هفتم در دورهٔ صفویان.
پایتخت بودن یا نبودن تبریز به دو عامل بستگی داشته است: موازنهٔ سیاسی داخلی و تأثیر قدرت‌های خارجی.
بعد از فروپاشی دولت ساسانیان و گسست سیاسی هزار سالهٔ ایران تا دورهٔ صفویه، صرفنظر از دوره‌های معدود وحدت، ایران به عنوان یک واقعیتِ سیاسی وجود خارجی نداشت، اما در ذهن و دل همهٔ ایرانیان مفهومی روشن و آرزویی نه چندان دور بود. بر این اساس در هزار سال تقریبی گسست، در بیشتر شاهان و نخبگانِ ایرانی میل به وحدت (زیر سایهٔ خود) وجود داشت. این میل به وحدت هر شهری را که پایتخت هر حکومتی می‌کرد به طور غیررسمی پایتختِ ایرانشهر می‌کرد. اما اهمیت و جدیّتِ این امر به قدرت حاکمان و اهمیت شهر پایتخت شده بستگی داشت.
از سوی دیگر دو قدرت روسیه و عثمانی در شمال غرب ایران، و البته سایر مناطق، همواره نقش‌آفرینیی ویرانگر داشته‌اند و حضور یا عدم حضور آن‌ها در جغرافیای ایران بر تحولات سیاسی داخلی مؤثر بود.
روش علمی بررسی چرایی انتخاب تبریز به پایتختی از تلفیق این دو عامل می‌آید.

– پایتختی تبریز در دوره‌های هفت‌گانه فوق حدود ۳۰۰ سال تداوم داشت. پس از آن نیز تاکنون مرکزیت فرهنگی و سیاسی و اقتصادی تبریز در شمال غرب ایران حفظ شده است. موقعیت پایتختی تبریز به دلیل آبادانی این شهر بوده و پایتختی خود به آبادانی و رونق بیشتر می‌انجامید.

– شاه اسماعیل صفوی از سال ۹۰۷ ه.ق حرکت خود را آغاز کرد و با کنار زدن آق‌قویونلوها و دیگر مدعیان قدرت بعد از هزار سال دولت ملی متحد ایران را به پایتختی تبریز تشکیل داد. تبریزی‌ها استقبال باشکوهی از شاه اسماعیل کردند و او خود را شاهنشاه ایران نامید.

– انحطاط تبریز از زمان ورود [سلطان] سلیم [عثمانی] به تبریز آغاز می‌شود. او در تبریز بسیار کوتاه اقامت کرد اما در بازگشت خزانه‌ها و هنرمندان و صنعتگران را با خود به استانبول برد. این غارت نقش بزرگی در افول تبریز داشت و می‌توان گفت که پس از آن تبریز قد راست نکرد. چون در اثر حملات مداوم عثمانی در دورهٔ شاه تهماسب تبریز فرصت بازسازی پیدا نکرد.
در این دوره حملات عثمانی چنان شدت گرفت که شاه تهماسب مجبور شد پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل کند. بنابراین رفتن مرکزیت سیاسی ایران از تبریز به قزوین نتیجهٔ دخالت‌های عثمانی در ایران و نه نتیجهٔ یک عامل سیاسی داخلی بوده است.

– در دورهٔ قاجاریه، تبریز در حالی که پایتخت نیست، عنوان شهر دوم ایران را دارد و ولی‌عهد در آن ساکن می‌شود. این دوره را می‌توان دوران پایتختی تبریز در تجدد نامید. جنگ‌های ایران و روس به فرماندهی عباس میرزا و پرسش تاریخی او از کنسول فرانسه و آنچه که تحول ذهن و فکر ایرانیان نامیده می‌شود در تبریز اتفاق افتاد. این‌ها همه مقدمات جنبشِ مشروطه بود. تبریز افزون بر نقش فرهنگی و دانشی نقش سیاسی پررنگی هم دارد؛ ناصرالدین میرزا و مظفرالدین میرزا در تبریز بر تخت نشستند. سپس راهی تهران شدند.
در دورهٔ قاجار تبریز افزون بر عثمانی به محل تاخت و تاز روس‌ها هم تبدیل شد و این بار روس‌ها در تبریز غارت و قتل‌عام کردند. در این دوره تبریز پایتخت نیست، اما برای تسلط بر ایران تسلط بر این شهر لازم است.

– در دورهٔ پهلوی ولیعهد در تبریز ساکن نیست اما شهر به واسطهٔ پشتوانهٔ غنی خود تبدیل به شهری صنعتی می‌شود. این نقش همچنان ادامه دارد.



🔴 این جُستار را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

‌
🔴 هم‌نشینی مهر و ماه و شاهنامه در آذربایجان شرقی

گزارشی از یک همایشِ ملّی

✍️ نیما عظیمی / گروه رسانه‌ای شرق

با نزدیک‌شدن به فصل گشایش مهر و فرهیختگی و دانش، مدرسه «مردانی آذر» واقع در روستای «نعمت‌اله» میزبان همایشی فرهنگی با درون‌مایهٔ آیین ایران‌زمین بود. روستای نعمت‌اله یکی از روستاهای استان آذربایجان‌ شرقی‌ است که در بخش «صوفیان» شهرستان «شبستر» واقع شده است.

این همایش از ساعت ۱۱ جمعه سیزدهم شهریور ۱۴٠۵ برگزار شد. همایشی که سنگ‌بنای آن در سایهٔ «حمایت‌های مالی» شخصی نیکوکار و ایران‌دوست گذاشته شده است. هم‌ او که علی‌رغم دوری از مام میهن، همچنان مهر زادگاهش را در دل دارد و نزدیک به یک دهه است که با هدفِ سادهٔ نشاندنِ لبخند بر لبانِ کودکان - بی‌آنکه بی‌نیازی یا نیازمندی آنان ملاک این مهرورزی باشد - بی‌هیاهو و بی‌ادعا برای دانش‌آموزان روستای مذکور، اقلام آموزشی و فرهنگی تهیه می‌کند. امسال برای نخستین بار بر آن شدیم تا این حرکت ارزشمند، به منظور فرهنگ‌سازی بیشتر هم‌رسانی شود. در آغاز همایش، سرپرست آموزش و پرورش صوفیان، سلمان غریبه، سخنرانی کرد.
سپس لیلی خبازی، استاد دانشگاه و متخصص فرهنگ و زبان‌های ایران باستان، برای حاضران - که قریب‌به‌اتفاق آنان دانش‌آموزان مدرسه بودند- ابیاتی از شاهنامهٔ حکیم ابوالقاسم فردوسی را خواند و داستان رستم و سهراب را تشریح کرد.

دقت نظر و استقبال پرشور دانش‌آموزان از شاهنامه و شاهنامه‌خوانی لیلی خبازی، دربردارندهٔ این نکته بسیار تأمل‌برانگیز بود که نهادهای دولتی، به‌ویژه وزارت آموزش و پرورش - به همراه همه سلسله‌مراتب خود - در معرفی و شناساندن این شناسنامهٔ تاریخ و فرهنگ ایران‌زمین تا چه اندازه کوشا بوده یا کوتاهی کرده‌اند.

شوربختانه در سیاست‌گذاری‌های وزارت آموزش و پرورش و به‌ تبع آن، در همه زیرمجموعه‌های این وزارت، به گنجاندن و ترویج فرهنگ شاهنامه و شاهنامه‌خوانی در مدارس، آن‌گونه که در شأن شاهنامه - این میراث ملی ایرانیان - باشد، اهمیت و اولویتی داده نمی‌شود. بنابراین شهروندان دغدغه‌مند، در قالب نهادهای اجتماعی و رسانه‌ای، بار سنگین اما شیرین این وظیفهٔ ملی را بیشتر بر دوش گرفته و رستم‌وار و گُردآفریدگون در این راستا عاشقانه می‌کوشند.

باری! سوا از گلایه‌ها، بپردازیم به گزارش زیبایی‌های این روز: همایش فرهنگی مدرسه «مردانی آذر» روستای نعمت‌اله، یک روز خاطره‌انگیز را برای دانش‌آموزان و مردم این روستا به یادگار گذاشت.


🔴 دنبالهٔ یادداشت را در «رسانهٔ شرق» بخوانید.


🔴 ویدئویی را از این همایش از «اینجا» ببینید.



#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 سخنرانی علیرضا قیامتی، استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامه‌پژوه در جشن سی و پنجمین سالگی استقلال تاجیکستان


دوشنبه
شانزدهم شهریورماه ۱۴۰۵ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🔴 تحلیل جامع «داستان رستم و اسفندیار»

آموزگار:
جواد رنجبر درخشیلر

داستان رستم و اسفندیار مهم‌ترین داستان شاهنامه فردوسی است و خواندن دقیق این داستان به اندازهٔ خواندن کل شاهنامه اهمیت دارد!

داستان رستم و اسفندیار نقطهٔ عطفی در داستان‌های شاهنامه است و پیش از خود را خلاصه و روایت می‌کند!


● در کلاس ویژهٔ تحلیل جامع داستان رستم و اسفندیار ۱۰ موضوع زیر بررسی خواهد شد:

۱) خلاصهٔ داستان
۲) شخصیت اسطوره‌ای اسفندیار و شخصیت حماسی رستم
۳)‌ ادعاهای رستم و اسفندیار درباره گذشته
۴) نقد کتاب‌ها و مقاله‌ها دربارهٔ این داستان
۵) رابطه حکومت و سرمایه‌های اجتماعی با روش تعمیم به تاریخ ایران
۶) زیبایی‌ها و حکمت در داستان
۷) روایت در این داستان و سیر تحول شخصیت‌ها
۸) فلسفهٔ سیاسی
۹) نورسیدگی و کهن‌بودگی
۱۰)‌ پایان داستان و آنچه جاودانه باقی می‌ماند!


● یک دورهٔ ۱۰ جلسه‌ای
یکشنبه‌ها یک پوشهٔ صوتی در تلگرام
آغاز دوره از ۵ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی


برای کسب اطلاعات بیشتر و برای ثبت‌نام در دوره به حساب زیر در تلگرام پیام دهید:
@aknaserionline


درگاه تلگرامی «ملی‌گرایی ایرانی / شاهنامه‌پژوهی»




#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 «نژاد» در شاهنامهٔ فردوسی به چه معناست؟
جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامه‌پژوه پاسخ می‌دهد



🔴 بُن‌مایه:
درگاه تلگرامی «ملی‌گرایی ایرانی و شاهنامه‌پژوهی»

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 کتاب «داستان‌های شاهنامه، ویژهٔ کودکان و نوجوانان»، هدیهٔ ماهنامهٔ «وطن‌یولی» به دانش‌آموزان دبستانِ «مردانی‌آذر» واقع در «روستای نعمت‌الله» در بخش صوفیان استانِ آذربایجان شرقی


برپایهٔ آگاهی‌بخشیِ راهبرانِ ماهنامهٔ وطن‌یولی، هزینهٔ مالیِ همهٔ بخش‌های این همایش - از جمله هزینهٔ این کتاب‌ها - توسط یک شهروند دغدغه‌مندِ فرهنگ و هویتِ ملّی ایران (ش.م)، پرداخت شده است.

(۱۳ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی)


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🔴 انجمن ترویج زبان و ادب فارسی شعبهٔ آذربایجان‌ غربی با همکاریِ انجمن علمی دانشجویی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه برگزار می‌کند:

سلسه نشیت‌های «نقشِ آذربایجان در تعالی فرهنگ و ادب فارسی»


نشست سوم:
«حالات و مقامات استاد منوچهر مرتضوی»

سخنران:
محمد طاهری خسروشاهی، دکترای زبان و ادبیات فارسی و رئیس بنیاد ایران‌شناسی آذربایجان شرقی

میزبان:
سعید طرزمی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه


زمان:
چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴٠۵ خورشیدی، از ساعت ۱۸


نشست مجازی و برخط در بسترِ «اسکای‌روم» برگزار خواهد شد.

🔴 در ساعت ۱۸ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی از «اینجا» وارد این نشست مجازی شوید.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 گفت‌وگو با استاد پرویز ناتل خانلری | فردوسی، شاهنامه و فرهنگ ایران

پرویز ناتل خانلری؛ ادیب و استاد زبان و ادبیات فارسی، زبان‌شناس، نویسنده و پژوهشگر برجستهٔ ایرانی

گفت‌وگو در آیین گشایشِ نخستین جشنوارهٔ توس؛ تالار فردوسی، دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه مشهد؛ تیر ماه ۱۳۵۴ خورشیدی

محور جشنواره: فردوسی، شاهنامه و فرهنگ و هنر ایران



ارزش این سند در ثبت صدای واقعی یکی از مهم‌ترین چهره‌های فرهنگی ایران در یک رویداد تاریخی است؛ سندی که بخشی از حافظهٔ فرهنگی ایران را زنده می‌کند.

در بخش پایانی، شعر ماندگار «عقاب» با صدای استاد پرویز ناتل خانلری ارائه می‌شود؛ همراه با موسیقی اختصاصی، تدوین هنری و فضایی شنیداری که برای این شعر ساخته شده است.

این اثر از سوی بایگانی "مؤسسهٔ پژوهشی چراغداران" منتشر شده است.


🔴 پوشهٔ شنیداری این گفت‌وگو را از «اینجا» بشنوید.


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 آیا زبانِ فارسی،‌ زبانی «بسته» است؟
پاسخی دانشی به ادعای محسن رنانی و دیگرانی چون او




🔴 پی‌نوشت:
ویدئویی که در دو بخش بود، باهم ادغام شده و بازنشر شده است.

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 میرجلال‌الدین کزازی با یادکردی از تلاش‌های پیوستهٔ سجاد آیدنلو - شاهنامه‌پژوه ارومیه‌ای - در وادیِ سترگِ شاهنامه‌پژوهی گفت:
«آذرآبادگان پارهٔ تنِ ایران است.»



پنج‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ خورشیدی؛ تبریز؛ بنیاد پژوهشی شهریار


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 آیا داستان‌های شاهنامه،‌ دروغ و افسانه است؟‌

پاسخ حکیم فردوسی توسی از زبانِ جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامه‌پژوه:

تو این را دروغ و فَسانه مَدان
به یَکسان رَوِشْنِ زمانه مَدان

از او هر چه اندرخورد با خِرد
دگر بر رهِ رمز معنی بَرد


🔴 بُن‌مایه:
درگاه تلگرامی «ملی‌گرایی ایرانی/شاهنامه‌پژوهی»

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🔴 نشستِ مجازی و برخط «مشروطیت، اهمیت و چرایی به سرانجام نرسیدن آن»


سخنران:
ابراهیم صحافی،‌ پژوهشگر تاریخ، فلسفه و اندیشهٔ سیاسی


زمان:
چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ساعت ۲۰

در پایان سخنرانی، امکان پرسش و پاسخ است.

نشست، برخط و مجازی و در بستر «گوگل‌میت» برگزار خواهد شد.


🔴 ساعت ۲۰ چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی از «اینجا» به نشست ملحق شوید.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 تبریز؛ شهری که پناهگاه شاعران بزرگِ ایران شد...

در میان نام‌های درخشان ادب فارسی، کمال خجندی جایگاهی ویژه دارد؛ شاعری نامدار که با غزل‌های لطیف و سرشار از عشق و عرفان، نام خود را برای همیشه در تاریخ ادبیات فارسی جاودانه کرد.

اگرچه زادگاه او خجند بود، اما تبریز را برای زندگی برگزید و سال‌های پایانی عمرش را در این شهر گذراند. این انتخاب، گواه جایگاه والای تبریز در روزگار جلایریان است؛ شهری که از مهم‌ترین مراکز فرهنگ، هنر و اندیشه ایران به شمار می‌رفت و بزرگان بسیاری را در آغوش خود جای داد.

آرامگاه کمال خجندی در تبریز، یادگار پیوند عمیق او با این شهر است؛ شهری که قرن‌ها مأمن شاعران، اندیشمندان و هنرمندان بود و هنوز نیز تاریخ آن، از شکوه فرهنگ و ادب ایران روایت می‌کند

شناخت تبریز، شناخت شهری است که شعر در آن تنها سروده نمی‌شد؛ بلکه بخشی از زندگی مردم بود.


🔴 بُن‌مایه:
برگ اینستاگرامی «امین افواجی»


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

‌
🔴 کِی باید نگران ورود وام‌واژه به زبان باشیم؟

✍️ مریم روشن‌بین: عضو هیئت علمی اندیشکدهٔ ایران‌اندیشی آتوسا
 

در کارگاه «ردپای واژه‌ها» این پرسش مطرح شد: کِی باید از ورود وام‌واژه احساس خطر کنیم؟

پاسخ من در آن جلسه این بود که این تصمیم بر عهدهٔ متولی زبان است، نه گویشور عادی؛ ما نمی‌توانیم و نباید گزینش واژگان را به گویشور تحمیل کنیم بلکه باید آموزش دهیم که این امر برعهدهٔ زبانشناسان و پژوهشگران است. این موضع با زبان‌شناسی توصیفی امروز هم‌خوان است: وام‌گیری واژگانی بخشی طبیعی و همیشگی از زندگی هر زبان زنده است.

اما سؤال شرکت‌کننده در واقع دنبال یک معیار بود، نه دنبال اینکه مسئولیت با کیست. و من احساس نیاز کردم که کلامم را در این یادداشت کامل کنم.

زبان‌شناسان معمولاً به سه نشانه برای تشخیص خطر واقعی اشاره می‌کنند:

نشانهٔ اول: جایگزینی بی‌دلیل به‌جای هم‌زیستی معنادار. وقتی وام‌واژه به‌جای آنکه کنار واژهٔ بومی بنشیند و یک گزینهٔ تازه بسازد، آن را کاملاً از رده خارج می‌کند. اینجا دیگر افزایش امکانات زبان نیست، جایگزینی است. نمونه‌اش «تیست یا تیست کردن» در برابر «مزه کردن» و «چشیدن» است.

نشانهٔ دوم: رسیدن وام‌گیری به هستهٔ زبان. وقتی وام‌گیری به هستهٔ زبان می‌رسد؛ یعنی به اعداد، به ضمایر، به نام‌های خویشاوندی، به افعال پایه. وام‌گیری در واژگان تخصصی یا فرهنگی طبیعی است؛ وام‌گیری در هستهٔ دستوری زبان، نشانهٔ فرسایش عمیق‌تری است. با وجود قرن‌ها تأثیر عمیق عربی بر فارسی، اعداد پایه (یک، دو، سه)، ضمایر (من، تو، او) نام‌های خویشاوندی (مادر، پدر، خواهر و برادر) و افعال بنیادین (رفتن، خوردن، دیدن) همچنان فارسی‌اند. فارسی در برابر وام‌گیری واژگان علمی و دینی گشاده‌دست بود، اما در برابر ورود به هستهٔ دستوری‌اش مقاومت کرد. همین مقایسه نشان می‌دهد خط قرمز واقعی کجاست.

نشانهٔ سوم: سرعتی که فرصت تطبیق نمی‌دهد. وقتی ورود واژه‌ها آن‌قدر سریع است که زبان فرصت نمی‌کند آن‌ها را از نظر آوایی و صرفی با خودش تطبیق دهد. واژه‌هایی مثل «آپدیت» و «دانلود» هنوز فرصت نکرده‌اند از نظر آوایی و صرفی کاملاً فارسی شوند؛ برخلاف «تلفن» که یک قرن پیش وارد شد و کاملاً در دستور زبان فارسی جا افتاد (تلفن زدن، تلفنی، تلفن‌چی). سرعت ورود امروز آن‌قدر زیاد است که زبان فرصت هضم پیدا نمی‌کند.
 
پس پاسخ کامل‌تر این است: مسئولیتِ سیاست‌گذاری با متولی زبان است، اما معیار نگرانی، این سه نشانه‌اند — نه سلیقه یا احساس، بلکه شواهدی که خودِ زبان در اختیارمان می‌گذارد.

🔴 بُن‌نمایه:
درگاه تلگرامی «اندیشکدهٔ ایران‌اندیشی آتوسا»


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 ویدئویی از سفر ژنرال دوگل، رئیس‌جمهور فرانسه به ایران و بازدید او از آثار تاریخی ایران در سال ۱۳۴۲ خورشیدی


#مستند | #مستند_تاریخی

@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…

ایران‌دل | IranDel

🎥 پل ورسک، ایستاده در مِه!

برای اولین بار از زاویه‌ای متفاوت!

سید حسام نبوی، این ویدیو را از پل ورسک راه‌آهنِ ایران، در اینستاگرامش منتشر کرده و در توضیح آن نوشته است: «پل ورسک، ایستاده در مه».

چهارم شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی، هشتاد و هشتمین سالگرد افتتاحِ راه‌آهن سراسری ایران است.

براساس مستندات تاریخی، کار احداث راه‌آهن ایران از سال ۱۳۰۶ خورشیدی شروع شد و در سال ۱۳۱۷ خورشیدی افتتاح شد. اما پل ورسک حدود دو سال پیش از آن افتتاح شد و به بهره‌برداری رسید که این پل اکنون حدود ۹۰ سال قدمت دارد.


@IranDel_Channel

💢

Читать полностью…
Subscribe to a channel