8513
کانال «هنر اعتراضی» بر آنست تا در حد توان خود به جمعآوری آندسته از آثار هنری، مقالهها و تحلیلهای پیرامون آن بپردازد که بر بستر جنبشها و اعتراضات اجتماعی تولید شده و میشوند. اگر مطالب کانال را مفید ارزیابی میکنید؛ آن را به دوستان خود نیز معرفی کنید
عکاس : رنه بری (Rene Burri)
اهل سوئیس
وی بخش عمده ای از شهرتش به واسطهی عکاسی از چگوارا و پیکاسو بود
@Honare_Eterazi
«ذم دور از مدح»
بنگر
گاو چگونه
ماغ میکشد
سرِ شما سلامت
که سلاخی شاخ و دُم ندارد
همهاش گوشت است، دَمِ توپ
آنچه بر زمین افتاده را
صاحبش برمیدارد.
گوشی بدهکارِ تو نیست
وقتی که در دستِ کودکان
چشمی به دنیا گشوده.
بی برو برگرد
دورانِ تو گذشت.
سایهات را بردار
و برگرد.
قارقار کلاغها
در دخمه
آینهها را مکدر کرده است
بنگر
گاو چگونه
هجای فایده است.
گاو باش،
دستکم.
«ا.ز.ل»
@Honare_Eterazi
سرود «پاییز آمد»
اجرای ارکستر فیلارمونیک پاریس شرقی و گروه کر بهار
@Honare_Eterazi
🎼 سرود
«زن، زندگی، آزادی»
بر اساس آهنگی از «میکیس تئودوراکیس»
اجرا: گروه رستاک
@Honare_Eterazi
دانوب ِ خاکستری
شعر و اجرا: محمد مختاری
پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
@Honare_Eterazi
موزیک ویدئویی به یاد آلنده رئیسجمهور شیلی که با کودتای آمریکایی پینوشه، دولتاش سقوط کرد.
تم هایی از موسیقی فیلم "حکومت نظامی"
آهنگساز: تئودوراکیس
با تصاویری از آلنده و کودتاگران
@Honare_Eterazi
سرود «ژاله»
اجرا: گروه چاووش / ۱۳۵۷
@Honare_Eterazi
اینجا هنوز کودکان کار میکنند!
بیوگرافیِ مختصری از صمد بهرنگی
@Honare_Eterazi
خوان هشتم
مهدی اخوان ثالث
گوینده : پیام بخشعلی
@Honare_Eterazi
خواهی نباشم
خواهی نباشم و خواهم بود / دور از دیار نخواهم شد
تا «گود» هست، میاندارم، / اهلِ «کنار» نخواهم شد
یک دشت شعر و سخن دارم / حال از هوای وطن دارم
چابک غزالِ غزل هستم / آسان شکار نخواهم شد
من زندهام به سخنگفتن / جوش و خروش و برآشفتن
از سنگ و صخره نیندیشم / سِیلم، مهار نخواهم شد
گیسو به حیله چرا پوشم؟ / گُردآفرید¹ چرا باشم؟
من آن زنم، که به نامردی / سوی حصار نخواهم شد
برقم، که بعدِ درخشیدن / از من سکوت نمیزیبد
غوغای رعد زِ پی دارم / فارغ زِ کار نخواهم شد
تیری که چشم مرا خَستهست / در کُشتنم به خطا جَستهست
«بر پشتِ زین» نَنَهادم سر / اسفندیار نخواهم شد
گفتم هر آنچه که بادا باد / گر اعتراض و اگر فریاد
«تنها صداست که میماند»² / من ماندگار نخواهم شد
در عین پیری و بیماری / دستی به یال سمندم هست
مشتاقِ تاختنم، گیرم، / دیگر سوار نخواهم شد...³
مهر ۸۹
شعر و اجرا:
«سیمین بهبهانی»
از جلد دوم مجموعهی اشعار
@Honare_Eterazi
حمله چماق داران به حامیان نخست وزیر در روز کودتا. 28 مرداد 1332
«کودتای بیست و هشتم مرداد ۱۳۳۲ به روایت عکس ها»
@Honare_Eterazi
«شبهای مهر»
شبهای مهر
شبهای در کمین آسمان نشستن
شبهای خون میلیونی میهن.
تاریکماه
تنها عبور مرگ را میپوشاند
و ریزش سحابی
بر بام شهرها
اشتباقی برنمیانگیزد.
و ماه
ماه مزاحم
که زندگانی را بی حفاظ میکند.
خورشید با صدای آژیر در مغرب موضع میگیرد
و مرزهای منفجر غربی
آسمان استعماری را
به آتش میکشند.
موج بلند مردم در راهست
ایران به سوی مرزهایش میشتابد،
و دشت آزادگان
غبار
از روی آفتاب میزداید.
پیروزی
از دستهائی تتق میکشد
که آفتاب را به مدارش باز میگردانند
و آسمان را
تنظیم میکنند.
عشق از درون سایه برون آمده ست
و صد هزار چهره ابری شکفته است.
آئینههای خونی استقلال
در معابر خاک میدرخشد،
و بازوان ایرانی بر جهان
انعکاس مییابد.
خون محلههای جنوبی
نبض تاریخ را
تند کرده است،
و قلبهای جوادیه
در حصیر آباد
می طپند.
ایران
شبهای پایداری خرمشهر را
آسان تدارک ندیده است
زحمتکشان
بر نخلها و دکههای ماهی سنگر میگیرند.
نخل و بلوط و بيد و سپیدار و گز،
گرمای خون خطههای ستمدیده،
موج فلات
جنگل اندامهای ایرانی.
شبهای مهر
شبهای کار در مخازن آتش
شبهای چاههای نفت و بدنهای تکه تکه
شبهای صید آدمی
در آبهای نفتی خلیج.
و کارگران بندر
که محمولههای باروت را
بر دوش میبرند.
خمپاره در مواجهه خوشههای خرما،
و سقفهای حصیری بر دیوارهای گرسنگی.
شبهای کودکان شلمچه
و غرش مداوم توپها
که قلب دریا را درهم میشکند.
و کوسهها که به خشکی آمدهاند
و زبر طاقهای گلی طعمه میطلبند.
شبهای مهر
شبهای چرخهای خونی زرادخانهها
شبهای باز گشتن موشکها و باز نگشتن کارگرانی
که سفرههاشان را در سنگر میگشایند.
در سر پل ذهاب
مهتاب بر کدام پیشانی قرار می گیرد؟
و آفتاب بر کدام گونه
گل میاندازد؟
احشام رودخانه گنگیر
از موج خون چگونه میآشامند؟
سومار در مراتع باروت
بوی ایل را چگونه تشخیص میدهد؟
بیلاق
در چادر بلوطی نارنجک،
و باد شرمگین موسیان
که دستها و رگها را از صیفی زارها
تمیز نمیدهد.
و لاشه لاشه لاشه
که در آفتاب میترکد.
وهن بشر
عفونت استعمار.
و قصر شیرین
که تنها درندگان
بر مرگ و ماهتاب و عفونت
میخرامند
شبهای مهر
شبهای فتح که انسان را به حساب نمیآورند
شبهای بمب
که تنها خرابی فرودگاهها را
مخابره میکنند
شبهای تیربارهای هوائی
که تنها بمب افکنها را میشمارند
شبهای انفجار
که تنها صدای پالایشگاهها
در رادیوها منعکس میشود.
شبهای فتح
که آمار اشیاء رو به افزایش میگذارد.
آمار
آمار
آمار پاسگاههای منهدم
آمار شهرهای خالی از سکنه
آمار تانکهای فرو رفته در گل
آمار آتشهای مهار نشده
آمار قبضههای تفنگ.
آمار فقر را
در دفترهای فتح نمینویسند.
شبهای مهر
شبهای دیدگان منتظر
در جبهههای کور.
شبهای تودههای فاتح
شبهای تودههای ویران.
پس خاك چگونه زیبائیش را به ما باز خواهد گرداند؟
تردیدهای مرا خون زحمتکشان وطنم پاسخ گفته است
امواج دجله
رسوب فرات
با طعم استخوان خلقها
آمیختهست.
اروندرود آرامش قديم امریکایی را باز نخواهد یافت
و انتظار نفتکشها در خلیج
تنها جنایت جهانخواران را
عریان تر میکند.
«محمد مختاری»
منبع: «نامهی کانون نویسندگان ایران»، شمارهی ۴، سال ۱۳۵۹
@Honare_Eterazi
داستان کوتاه «در نمایشگاه»
«حسن صانعی»
مجلهی «کلک»، سال ۸۰، شمارهی ۱۲۴
@Honare_Eterazi
سرود قیام سی تیر
آهنگساز : حسین ملک
شاعر : ابوالحسن صبا
اجرا توسط شاگردان ملک به رهبری منوچهر گودرزی/ تالار رودکی ۱۳۷۱
@Honare_Eterazi
«من نیز تو را به یاد خواهم آورد»
برای چگوارا
اثری از «سرجیو اندریگو»
زیرنویس فارسی
@Honare_Eterazi
کودکان کورهپَزخانه
سالهاست
نانخشکیها
از محلهی ما نمیگذرند
زيرا از نانِ خالیِ اين همه سفره
چيزی برای پرندگان حتی
باقی نمیماند،
فقط میماند بعضی شبها
که پدر
دستِ خالی به خانه برمیگردد.
هر وقت پدر
دستِ خالی به خانه برمیگردد
من میفهمم
پنهانی دارد با خودش چه میگويد،
همه چيز ... همه چيز گران شده است
قند، چای، نان، چراغ، چه کنم، زهرمار ...
همه چيز گران شده است.
و من هر شب آرزو میکنم
ای کاش صمد بهرنگی زنده بود هنوز
هنوز ماهیِ سياهِ کوچولو
به دريا نرسيده بود.
و من هر شب خواب میبينم
دستهايم دارند بزرگ میشوند:
خشت، کوره، آجر
سنگ، بيجه، محمد!
زورم به هيچکدام نمیرسد
آجرِ همهی برجهای جهان
از خواب و خاکسترِ من است
زورم به هيچکدام نمیرسد
راهِ کورهپزخانه دور است
من بايد بزرگ شوم
من مجبورم بزرگ شوم.
ما حق نداريم گرسنه شويم
ما حق نداريم حرف بزنيم
ما حق نداريم سرما بخوريم
ما نان نداريم
خانه نداريم
پناه نداريم
شناسنامه نداريم
شب نداريم
روز نداريم
رويا نداريم.
اينجا
ما هرچه داشته فروختهايم
جز گنجِ بزرگِ پنهانی
که پدر به آن شرف میگويد
اسمم شرف است
پسرِ زارعبدالله
از پيادههای پاکدشتِ ورامينام
از پيادههای پاکدشتِ بَم، باميان، کرج، کوفه، آسيا!
و ما حق نداريم بميريم
کَفن و دَفنِ درماندگان گران است
مزار و مجلس و گريه گران است
ما اشتباه به دنيا آمدهايم
دنيا
جای دزدانِ بیشرفیست
که پرندگان را برای مُردن
از قفس آزاد میکنند.
«سید علی صالحی»
@Honare_Eterazi
"طرح شهر خاکستر"
شعر و صدا:حسین منزوی
موزیک زمینه: Empyrium
@Honare_Eterazi
.
نبض کوچه رو گرفتیم
با همین دستای خالی
قد کشیدیم روبرویِ
این سکوتِ بیخیالی
صف به صف شونه به شونه
رد شدیم از پل انکار
حالا یک ترانه رودیم
رو به دریاهای بیدار
شوق فریاد تو رگ ما
شعلهور شد تا صدامون
شعرای ممنوعه افتاد
روی خشکیِ لبامون
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
هیچ صدایی لِه نمیشه
زیر چکمههای سرکوب
هیچ امیدی نمیمیره
توی دخمههای مرطوب
وقتی رودی، وقتی رودم
راهمون جدا نمیشه
میگذریم از ظلمت شب
تا افقهای همیشه
دستِتو بده به من که
نبض کوچه زنده باشه
همصدا با من بخون تا
این سیاهی کله پا شه
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
«پویان مقدسی»
@Honare_Eterazi
آن اتفاق که روزی باید میافتد آیا افتاده است؟
یا من هنوز باید از این سو به آن سوی دنیا بگذرم
و چشم در چشم بگردانم بگردم بر خطی که رویا در انتهایش ثابت میماند؟
تا آمدم درخشش خورشید را بر برف خاموش و یکدست تماشا کنم
تاریکی و هیاهو نگاه و شیشه را فرو بلعید و محو شد مسافتشمار
تاریخ در فضای سیاهی معلق است
و کش میآید در نقطهچینی سفید که سرعت میگیرد دمبهدم
اینجا کجای دنیاست؟
بعد از درختهای سپیدی که دیدهام
بعد از هزار رود که میباید آبی میزد (اما قطعا سیاه میزدهست)
تازه عبورم از جنگلهاییست که بوی خاسکتری میپیچانند
از کوره راههای پوشیده
همراز استخوانی کسانی که چشم میگشودهاند از دودی خاکستری به ابری خاکستری
که سایه میانداخته است بر رویا و جنایت
از کورههای دیروز فاصلهای نیست تا این حافظه که محو میگذرد
از این تونل که بگذرم انگار باز میخواهد اتفاق بیفتد
خانه چه دور مانده است و گورستانها چقدر تکرار میشوند
محمد مختاری - وین لینتس ۲۶ بهمن ۱۳۷۴
از مجموعه شعر وزن دنیا صفحهی ۹۳
این خوانش در تاریخ ۱۸ فروردین ماه ۱۳۷۷ انجام شده؛ یعنی نه ماه پیش از قتل دردناک او
@Honare_Eterazi
«مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد»
این سرود در دوران آلنده ساخته شد و بعد از کودتای امریکایی پینوشه در شیلی ممنوع شد
ترجمهای آزاد برمبنای ملودی و شعر این سرود با تصاویری از انقلاب۵۷
@Honare_Eterazi
ﮊﺍﻟﻪ ﺑﺮ ﮔﻞنشان ﮔﻞ ﭘﺮﺍﻥ ﮐﻦ
ﺑﺮ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﮐﻦ
ﻧﺎﻡ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﻫﺎ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﮐﻦ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺻﺒﺢ ﺁﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﻡ ﺗﯿﺮﻩ
ﺩﺭ ﺷﺐ ﺗﯿﺮﻩ
ﺁﺗﺸﻔﺸﺎﻥ ﮐﻦ
ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﮐﻦ
ﺷﻮ ﺧﻄﺮ ﮐﻦ
ﺧﺎﻧﻪ ی ﻇﻠﻢ ﺯﯾﺮ ﻭ
ﺯﺑﺮ ﮐﻦ.
«سیاوش کسرایی»
عکس: میدان ژاله هفده شهریور ۱۳۵۷
@Honare_Eterazi
آهنگ «آینه» و «شبانه»
اجرای زنده از فرهاد مهراد
برلین/ ۱۹۹۵
@Honare_Eterazi
🎬 ترانهای از رود مولداو
شعر: برتولت برشت
موسیقی و اجرا: ولف بیرمن
زیرنویس فارسی
@Honare_Eterazi
سرود مرداد گران
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به روایت تصاویر
موسیقی بر اساس یک مارش کوبایی
کلام: سعید سلطانپور
@Honare_Eterazi
ساعات اولیه پس از انجام کودتا؛ زاهدی در دفتر شهربانی تلگراف موفقیت عملیات را برای شاه می نویسد. 28 مرداد 1332
«کودتای بیست و هشتم مرداد ۱۳۳۲ به روایت عکس ها»
@Honare_Eterazi
📕 نمایشنامه
«پرندگان در طویله»
شش نمایشنامه از انقلاب مشروطه
✍ غلامحسین ساعدی (گوهرمراد)
@Honare_Eterazi
برادر !
کتابهایی را برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند؛
هواپیمایی به سلامت فرود میآید
جراح، لبخندزنان اتاق عمل را ترک میکند
پسر کور، بیناییاش را باز مییابد
عشاق، سرانجام یکدیگر را یافتند
عروسیای در پیش است
تشنگان به آب میرسند
و به نان و آزادی.
«ناظم حکمت»
@Honare_Eterazi
خورشید،
سبیل خود را میتابد
و هِی،
ورق، ورق
رفتار قدمها را
روی آسفالتِ خیابان
شماره میگذارد؛
...اینجا،
جنوب در
جنون است.
«الف کندو»
@Honare_Eterazi