hezardastan_news | Unsorted

Telegram-канал hezardastan_news - هزاردستان

406

فرهنگی/اجتماعی/سیاسی " انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است ؛ چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد. " این کانال سعی دارد براساس رسالت فکری خود و فعالیت در حوزه ی سیاست و فرهنگ و هنر ایرانی گام بردارد.

Subscribe to a channel

هزاردستان

.
.
🌱 پویش «ضایعات مهربانی»
🌱هر دور ریختنی، یک لبخند

گاهی چیزهایی در خانه یا مغازه داریم که دیگر به کارمان نمی‌آیند؛
کتاب قدیمی، روزنامه، کارتن، پلاستیک یا وسیله‌ای که دیگر استفاده نمی‌شود.
شاید برای ما فقط یک دورریختنی باشد،اما برای یک کودک، می‌تواند تبدیل شود به یک کیف، چند دفتر و شوقِ رفتن به مدرسه.

من، ابوالفضل لعل‌بهادر، تصمیم گرفته‌ام ضایعات قابل فروش خانه‌هاومغازه‌های شما را جمع‌آوری کنم و درآمد حاصل از آن را برای تهیه کوله و لوازم‌التحریر دانش‌آموزان کم‌ برخوردار سبزوار اختصاص دهم.

شما چیزی را که دیگر به آن نیاز ندارید، کنار بگذارید؛ من می‌آیم و آن را تحویل می‌گیرم. و شاید یک روز، همان کاغذها، کتاب‌ها و وسایلی که فکر می‌کردیم دیگر ارزشی ندارند، در دستان یک کودک، به رؤیای یک سال تحصیلی شیرین تبدیل شوند.

گاهی مهربانی، چیز بزرگی نیست؛ گاهی فقط کافی‌ست چیزی را دور نریزیم.اگر دوست دارید در این کار سهیم باشید، برای هماهنگی پیام دهید یا تماس بگیرید.

ابوالفضل لعل‌بهادر
📞 09010203620

Читать полностью…

هزاردستان

♦️دهن‌کجی شهردار سبزوار به دولت و مردم

🔹در روزگاری که رئیس‌جمهور کشور بارها در تریبون‌های رسمی از مسئولان خواسته است «مراعات حال مردم» را بکنند و در شرایط بحران انرژی، صرفه‌جویی را در اولویت قرار دهند، شهردار سبزوار مسیر دیگری در پیش گرفته است؛ مسیری پرهزینه، پر زرق‌وبرق و بی‌اعتنا به هشدارهای دولت.

🔹اظهارات اخیر حسین بروغنی، عضو شورای شهر سبزوار در گفت‌وگو با سبزواریان، تصویری تلخ و نگران‌کننده از عملکرد مدیریت شهری این شهر به دست می‌دهد. او با صراحت شهردار را «مدیر تجملاتی» توصیف کرده و از خرج‌و‌برج‌های غیرضروری در خانه و دفتر کار او پرده برداشته است.

🔹بروغنی یادآور شد که در گذشته هزینه‌های سنگین برای بازسازی اتاق شهردار انجام گرفت که حتی مبلغ آن به‌طور شفاف اعلام نشد. اکنون نیز ماجرای جدید، مربوط به منزلی است که با تهاتر چند میلیاردی از اموال عمومی برای سکونت شهردار تهیه شده است.‌ اصل خرید این خانه با هماهنگی شورا بود اما هزینه‌های وسایل آن خرج هنگفتی روی دست بیت‌المال گذاشته است.

🔹نمونه بارز این ولخرجی‌ها، خرید پنج کولر گازی پرمصرف برای خانه شهردار در خیابان جوانمرد است: سه کولر دوازده‌هزار برای اتاق‌ها و دو کولر سی‌هزار برای پذیرایی. این در حالی است که بسیاری از خانواده‌های سبزواری در تابستان با قطعی‌های پیاپی برق و مشکلات تأمین آب کشاورزی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. آیا این اسراف آشکار چیزی جز دهن‌کجی به سیاست‌های دولت در مدیریت بحران انرژی است؟

🔹این عضو شورا با لحنی تند اضافه کرده است: «وقتی مردم در جنوب کشور در گرمای بالای ۵۰ درجه و هوای شرجی، نهایتاً با یک یا دو کولر زندگی می‌کنند، چطور شهردار سبزوار در اوج بحران برق، خانه‌اش را به پنج کولر مجهز می‌کند؟»

🔹اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. بروغنی می‌گوید که طبق مستندات، شهردار حتی یک موتور برق ۱۰۷ میلیونی خریداری کرده تا مبادا در زمان قطعی‌ها خانه‌اش بدون روشنایی بماند؛ موتوری که بعد از فروکش کردن بحران، آن را به شهرداری برده‌اند. علاوه بر آن، خرید وسایل لوکس دیگر، نصب چندین دوربین و حتی استفاده از خودروها و کارگران شهرداری برای اسباب‌کشی، همه از جیب مردم و بودجه شهرداری پرداخت شده است.

🔹وی همچنین گفت: این ولخرجی‌ها در شرایطی اتفاق افتاده که شهرداری سبزوار با بحران مالی جدی روبه‌روست. کارمندان و پرسنل گاه یک ماه حقوقشان عقب می‌افتد، بازنشستگان هنوز بخشی از پاداش خود را دریافت نکرده‌اند و پروژه عمرانی شاخصی در شهر به چشم نمی‌خورد.

🔹در حالی که شهرهای همتراز سبزوار یکی پس از دیگری خبر از کلنگ‌زنی‌ها و پروژه‌های جدید می‌دهند، سبزوار با مدیری روبه‌روست که «آسفالت» را بزرگ‌ترین دستاورد خود معرفی می‌کند؛ کاری که به گفته بروغنی حتی در دورافتاده‌ترین روستاها نیز انجام می‌شود و اساساً وظیفه بدیهی شهرداری است و با بودجه‌های ملی انجام می‌گیرد نه همت شهرداری.

🔹 اکنون پرسش اصلی اینجاست: شهردار سبزوار در برابر مردم و دولت چه پاسخی دارد؟
وقتی در دل بحران اقتصادی و اجتماعی، مدیر شهر به‌جای حرکت به سمت درآمد پایدار و پروژه‌های عمرانی، به تجملات شخصی مشغول است، آیا جز اتلاف سرمایه عمومی و بی‌اعتمادی اجتماعی نتیجه‌ای خواهد داشت؟ مدتی پیش‌تر در ویدیویی که از جلسه شورای شهر منتشر شد، حسین بروغنی نسبت به جذب یا انتصاب اطرافیان یا دوستان شهردار در روابط‌عمومی و نیز حقوق دادن به آن‌ها انتقاد کرده بود.

🔹او در مصاحبه اخیر خود با سبزواریان گفت: شهردار سبزوار باید بداند که صندلی مدیریت شهری جایگاه نمایش اشرافی‌گری نیست؛ اینجا جای خدمت بی‌منت و تلاش جهادی برای حل مشکلات مردم است. اما آنچه امروز دیده می‌شود، بیشتر شبیه نمایش پرخرجی است که هیچ سنخیتی با شعارهای «مدیریت جهادی» ندارد و به نظر می‌رسد مدیران بالادستی باید در این زمینه دست به اقدام بزنند.

🆔️ @Sabzevarian

🔗http://sabzevariyan.ir

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ✍️ابوالفضل لعل بهادر

در آستانه‌ی روز خبرنگار، آن‌هم وقتی همه‌ی مسئولان دنبال عکس یادگاری با بعضی خبرنگارهای«واترپروف»هستند آن‌هایی که نه خیس حقیقت می‌شوند، نه بوی انتقاد می‌گیرند—شهردار «بسیار متخصص» ما تصمیم گرفت برایم هدیه‌ای خاص در نظر بگیرد:
🔴 دو سال حبس
🔴 دو سال تبعید
🔴 نود ضربه شلاق
🔴 شصت میلیون تومان جریمه

هدیه‌ای خاص؛ ترکیبی از زندان، زخم، غربت و ضرر!

واقعاً ممنونم،آقای شهردار!
این یکی از آن هدایایی‌ست که نه در قاب جا می‌شود، نه در قابلیّتِ سکوت! وقتی نمی‌توانید خیابانی را آسفالت کنید، پیاده‌روِ آزادی را آسفالت می‌کنید! وقتی نمی‌توانید شهر بسازید، چرا مشغولِ پرونده‌سازی‌ می شوید؟ شهرداری که بلد نیست پل بسازد،
می‌نشیند پل‌های ارتباطی را تخریب می کند!

می‌نویسم؛ چون سکوت، سهمِ بزدلان است! اگر از یادداشت‌های من عصبانی‌ هستید؟ خب حق دارید؛ گاهی یک حرف حق، می‌تواند ستون‌های دروغ را بلرزاند.

شلاق؟ تبعید؟ جریمه؟ زندان؟
فقط لطفاً یک پکیج تخفیف‌دار هم برای خبرنگار بعدی در نظر بگیرید. شاید جایزه‌ی ویژه‌ی جشنواره شهرداری‌تان هم شد: "خبرنگار کوبیده‌شده‌ی برتر سال!"

جنابِ شهردار!
به‌جای شنیدن صدای آسمان‌خواب‌ها، صدای منتقد را خفه می‌کنید!
به‌جای اصلاحِ معابر، مشغولِ اصلاحِ عقایدِ مردم‌اید! و به‌جای خدمت، درگیرِ خدم‌و‌حشم ساختن برای غرورتان شده‌اید!

خودتان را پشتِ «چفیه» و «یاد شهدا» قایم کرده‌اید؛ اما فراموش نکنید: چفیه اگر روی عقل کشیده شود، اسمش «نقاب» می‌شود، نه نماد! مذهبی بودن با «مُذَهّب» بودن فرق دارد؛ شما زرورق دارید، نه جوهر!

راستی آقای حسین‌آبادی!
غرورتان را کجا نگه می‌دارید؟
در همان اتاقِ استراحتِ میلیاردیِ شهرداری؟ کنار همان دوربین‌هایی که از صبح تا شب، از ژست‌های انقلابی‌تان تصویر می‌گیرند؟ می ترسید، مردم فراموش کنند چقدر خسته‌اید از کار نکردن!

وقتی به مسائل اجتماعی می‌رسید، قانون‌مدار می‌شوید؛ وقتی به منتقد می‌رسید، انقلابی می‌شوید؛به رفقایتان که می‌رسد، سخاوتمندترین شهردار خراسان! شهرداری با سه چهره؛ اما دریغ از یک عملکرد!

نه، جنابِ شهردار؛
ما به تبعید عادت نمی‌کنیم،
ما از شلاق نمی‌ترسیم،
و از زندان نمی‌هراسیم!

ما بچه‌های همین کوچه‌های خاک‌خورده‌ایم؛
که اگر قرار باشد زیر چرخ‌دنده‌ی تکبرتان له شویم،
با همان قلم، همان چرخ را پنچر می‌کنیم!

📌 شلاق، جای شرم را نمی‌گیرد.
📌 زندان، دهانِ حقیقت را نمی‌بندد.
📌 تبعید، ما را از ریشه نمی‌کند.

مردم می‌بینند...
و ننگ را، خیلی بهتر از بنرهای شهرداری‌تان، در حافظه‌ی تاریخ ثبت می کنند.
.
#هزاردستان

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ✍️ابوالفضل لعل بهادر

به گفته یکی از کارمندان روابط عمومی شهرداری سبزوار، میثم حسین آبادی شهردار خیلی متخصص سبزوار برای اجرای تنها دو ساعت کنسرت، نیم میلیارد تومان از پول بیت المال هزینه کرده است!

جالب آن جاست کنسرتی که قانونا و شرعا باید برای عموم مردم رایگان برگزار شود، توسط روابط عمومی شهرداری و رئیس تازه کار و بی تجربه سازمان فرهنگی هنری شهرداری، بدون نظارت و شفافیت با مبالغ گزاف دارد بلیت فروشی می شود.
از این دست حیف و میل ها در زمان میثم حسین آبادی شهردار پایدارچی زیاد است؛ بگذاریم و بگذریم!

اینجا سخنم با آقای محمد معتمدی خواننده بااخلاق کشورمان است که قرار است در سبزوار اجرا داشته باشند!

جناب معتمدی!
خواستم به شما یادآور شوم شهرداری داریم که در تصویر با شکم برآمده کاملا مشخص است، حق آسمان خواب های سبزوار که روزانه فقط بیست و چهار هزار تومان است را ماه هاست پرداخت نمی کند.ضمن آن که هیچ کار مثبتی هم در زمینه کاهش آسیب های اجتماعی در سبزوار انجام نداده است.

همانگونه که در تصویر مشاهده می کنید شوربختانه چند شب پیش روح الله، یکی از آسمان خوابهای عزیزمان در هوای سرد، روی سنگ فرش کنار پیاده رو جان به جان آفرین تسلیم کرد! زیرا از هر آنچه یک انسان معمولی برای ابتدایی ترین نیازهایش باید برخوردار باشد، محروم بود.

جناب معتمدی!
در شرایطی که شهرداری سبزوار این گونه حق آسمان خوابها را پایمال می کند و برای کنسرت جنابعالی نیم میلیارد تومان از جیب مردم شهر آن هم به گفته خودشان هزینه می کنند، آیا رواست حق امثال روح الله ها که در کف خیابان با مرگ دست و پنجه نرم
می کنند را به شما تقدیم نمایند!؟

جناب معتمدی!
آنچه اعتبار انسان را تعیین می کند وجدان اوست نه صدای خوش و حساب بانکی اش! از شما استدعا دارم عمیق تر و انسانی تر به این مهم نگاه کنید ‌و با علم و آگاهی کامل به دیار سربداران تشریف فرما شوید.

#هزاردستان

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ✍️ابوالفضل لعل بهادر

میثم حسین آبادی، شهردار سبزوار، در بهترین حالت، شبیه #زن_بابا است.مشروع و قانونی است اما مقبول کسی نیست و هیچکس دوستش ندارد!

هر چقدر ریا و تزویر کند، شهر را در مراسمات مختلف مذهبی سیاه پوش کند، موکب بزند، به هيئت ها کمک مالی کند، اینجا و آنجا پرچم امام حسین و اسلام را علم کند، بی اثر است. این شومن بازی ها مادامی که در این شهر گورخوابی وجود دارد؛ برای منِ حقیر به گفته ی حضرت امیر (ع) از آب بینی یک بز بی ارزش تر است!

مردم عزیز سبزوار ماه هاست که دندان روی جیگر گذاشته ایم و چیزی نگفته ایم. گفتیم شاید فرجی شود.

بیش از یک سال است که میثم حسین آبادی حق قانونی کارتن خواب ها و آسمان خواب های سبزوار را نمی‌دهد!

سهمی که همه ی شهرداری های استان خراسان رضوی به مراکز نگهداری کارتن خواب ها پرداخت می کنند، جز شهرداری سبزوار!

میثم حسین آبادی این جوجه فوکولی انقلابی به ظاهر مذهبی در نهایت استبداد، پایش را روی گلوی کارتن خواب ها و بی خانمان ها گذاشته که اِلا و بِلا هیچ پولی پرداخت نمی کنم!

به بهانه های مختلف از پرداخت قسمتی از هزینه ها طفره می رود. با غیر قانونی خواندن و به دلیل نداشتن بودجه!

اما برای جذب رفقایش از هیئت های مذهبی در شهرداری بودجه دارد.

اگر بخواهد رفیق بی تجربه ی سرخسی اش را که هنوز نام خیابان های سبزوار را هم نمی داند، به معاونت خود بگمارد، بودجه دارد اما برای آسمان خواب های بی پناه آه در بساط ندارد.

برای استخدام افراد بی تجربه و ماستی که از شهرداری های اطراف آورده و آن ها را یک ضرب مدیرعامل کند بودجه دارد!

اگر بخواهد برای فیلمبرداری و عکاسی از خودش قرارداد چند صد میلیونی با رفیق هیئتی اش ببندد، حتما بودجه دارد!

در خانه اي رایگان که رهن و اجاره اش از جیب من و شما پرداخت می شود، سکونت داشته باشد، بدون شک بودجه دارد!

برای نیروهای خودش هزینه می کند اما به گورخواب ها و آسمان خواب ها و مستضعفین که می رسد، دَم از قانون می‌زند!

کربلایی میثم حسین آبادی!
پسرکم؛
به قول جنابِ علی(ع) اگر مقام ماندنی بود که به تو نمی رسید!

#هزاردستان

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ‍ ‍ ⭕️قرارداد ننگین!

✍ابوالفضل لعل بهادر

از حمله ایرانمان به اجنبی هم خوشحال بودم، هم نگران. خوشحال بابت اینکه این حمله، مرحمی بود بر آلام مردم غزه به خاطر کشته شدن بیش از سی هزار زن و کودک بیگناه و خفه خون گرفتن دنیا در برابر این نسل کشی و نگرانی بابت ادامه دار شدن جنگ!

بگذاریم و بگذریم!
در بخش شفاف سازی قراردادهای شهرداری سبزوار پرسه می زدم که چشمم افتاد به قرارداد ۶ ماهه به مبلغ بیش از ۷میلیارد ریال که شهرداری بابت تهیه فیلم و عکس از شهردار سبزوار منعقد کرده بود. بیش از ۷ میلیارد ریال در عرض۶ ماه، معادل ۷ سال زحمتکشی یک کارگر در هوای گرم و سرد!

میثم خان!
رنگ کردن چهار تا سطل آشغال و درختِ باغ ملی که عکس و فیلم نمی‌خواهد!

میثم خان!
برداشتن سقف یک اتوبوس قراضه و بزک کردن آن به نام اتوبوس گردشگری برای یک شهر ۱۵۰ هزار نفری که فیلم و عکس نمی خواهد!

همین عکس و فیلم را می توانستی به همان خبرنگار زرد رنگ و بادمجان دور قابچین هایت بدهید.

مردم سبزوار!
همين شهردار انقلابی که با پوشیدن لباس های خاص می خواهد به ما بفهماند خیلی انقلابی و بلاتشبیه مانند شهید باکری است، طبقه سوم ساختمان شهرداری را با هزینه میلیاردی آن هم از جیب عوارض من و شما از بیخ و بن خراب کرده که برای خودش اتاق استراحت و اتاق مشاوران بسازد!

میثم خان!
شما کارتان با جانمایی یک کانکس شبیه همان کانکس سیب زمینی تنوری پارک جانبازان در بالای پشت بام شهرداری برای استراحت و امور مشاورانت راه می افتاد!

آقای میثم!
در این چند ماهه چه پروژه های بزرگی را شروع یا به اتمام رساندی که احتیاج به اتاق استراحت دارید؟

شما که نیمی از مدت خدمتتان را در طالقانی سه پلاک هفت در ستاد عنابستانی گذراندید. همو که از طرف مردم سیلی خورد و ناپدید شد! اتاق مشاوره و استراحت دیگر چه لوس بازی است.

این شهر بیش از چهل شهردار را به خود دیده است. کدام دوره مثل دوره ی شما اینقدر بَرج روی دست شهرداری گذاشته است؟!

مردم سبزوار کار آنجا قشنگ می شود که این قرارداد میلیاردی با رفقای جینگ و هم پیالگی های مذهبی و هیئتی شهردار بسته شده است!

آقای میثم!
نمی‌دانیم یکشنبه های علوی ات که تماما شوآف بود را باور کنیم یا این قرارداد های یزیدی ات را!

آقای میثم!
راستی از ۵۰۰هزار لیتر قاچاق سوخت وقطع ۱۵۰ اصله درخت در شهرداری چه خبر؟ ای کاش جرأت داشتید از این گند کاری هایتان هم فیلم و عکس تهیه می‌کردید!

در پایان حیف و میل بیت المال اگر برای دیگران باشد، باید رفت زیر دو خم و باراندازش کرد اما اگر برای کسانی که جهادی و اصولگرا و چفیه به دوش هستند باشد، باید حرمت ها را حفظ کرد.

#شهرداری_سبزوار
#میثم_حسین_آبادی

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ‍ ‍ ‍ ⭕️ یاران گازوئیلی!

✍ابوالفضل لعل بهادر

گویا این فضای مجازی که مرهون دانشِ بلادِ کفر هم هست، زمینه‌های هویداسازی "يَوْمَ تُبلَى السَّرائِر"[ روزى كه رازها و اعمالی كه در پرده‌ی تزویر و انکار نهان بوده] را هم فراهم آورده است.

از ماجرای سیلی به سرباز تا به غنائم گرفتن پست های کلیدی شهر توسط کفتران پَرپَروی یاران انقلاب سبزوار، انواع فریب دادن‌های خلق، بسیاری از تخلف های کلانِ ریاکارانِ مؤمن نما، یَک یَک بر ملا می‌ شود!

یارانِ انقلاب سبزوار به زعامت امین الله مظلوم که در واقع امین رای مردم نبود و حاج علی ارغیانی که بیش از ۲۲ سال بر کرسی شورای شهر تکیه زده و یکی از پرده نشین ترین افراد سیاسی سبزوار هم محسوب می شود،( از آن جا که تاکنون به افکار عمومی هم پاسخگو نبوده است) دوباره عنابستانی و محبی را برای نمایندگی شهر برگزیده اند!

در واقع یک نه بزرگ به همرزمان سابقشان، عبدالله داورزنی و نمدچیان که به آنها فهماندن تا وقتی پای منافعمان در میان باشد همرزم بودند کیلویی چند؟ یعنی عنابستانی و محبی هم از شماها انقلابی تر هستند!

القصه...
چندماه گذشته بیش از پانصد هزار لیتر گازوئیل در شهرداری سبزوار قاچاق شده است. می خواهند این تخلف را به گردن یک کارمند ساده شهرداری که چند ماه پیش به رحمت خدا رفته است، بیندازند!

مردم آیا باورتان می شود؟! قاچاق سوخت و شهرداری! دقیقا مثل ضرب المثل گوزن و شقایق!

می دانم در قبال اختلاس چای دبش پشیزی نیست و مایه خجالت است! جالب آن که کک هیچ یک از افراد انقلابی شورا و یاران سر سفره انقلاب هم نگزیده است!

چون شهر دستِ خودشان است، نماینده مالِ خودشان، شهردار نقاش باشی کفتر جلدشان، پروژه بگیران و بعضی رسانه ها چینه خورشان، است!

جناب شهرداری که برای افتتاح یک چشمه مستراح با خَدم و حَشم و هِلی شات می رود و عالم و آدم و حوا را مطلع می کند، برای این تخلف فعلا سکوت پیشه کرده است!

متاسفانه امروز در وضعیتی به سر می بریم که اگر کسی وعده ها و شعارهای اوایل انقلاب و رهنمودهای نهج البلاغه را از مسئولین مطالبه کند؛ ضد انقلاب و بی بصیرت و نفوذی خوانده می‌شود و به چشم تهدید به او نگاه می کنند!

مردم در انتخابات حواسمان به مارهای غاشیه و عقرب های جرّاره انقلاب باشد!

@HezarDastan_News

#هزاردستان

Читать полностью…

هزاردستان

🔺آخرین رمق های مردم را نگیرید

🔹شهرداری سبزوار جز در یک دوره کوتاه در تمام دوره ها دستخوش تمایلات و بازیهای سیاست بازان و برای برخی پله ای برای ارتقاء جاه طلبانی بوده که شهرداری را به مثابه میدان تجربه اندوزی و تامین مخارج تبلیغات انتخاباتی و ساختن رزومه مدیریتی سطح عالی برای پریدن به جایگاه های بالاتر دیده اند.

🔹جای بسی تاسف است، مردم سبزوار در نظام جمهوری اسلامی شایسته چنین سرنوشتی نبوده و نیستند. مردمانی که تاریخی چنین بلند دارند که آوازه مردان و زنان آنان چون حاج ملاهادی سراسر عالم را درنوردیده و اکنون برخی از فرزندان آنان در بالاترین و عالی ترین مدارج علمی در دیگر نقاط وطن خدمات خود را نثار دیگر هموطنان می کنند، شایستگی برخورداری از بهترین مدیران را دارند نه کسانی که ناتوانی و ناشایستگی آنان اظهر من الشمس است.

🔹شهری با ۲۵۰ هزار نفر جمعیت و بالغ بر ۳۷۵۰ هکتار مساحت و شاخص های بسیار بالا در حوزه های مختلف شهری، اکنون محل آزمون و خطای امیال یک گروه فاقد مجوز شده است که صدای سیلی سردسته آنان به صورت سرباز وظیفه قانونمدار هنوز در گوش افکار عمومی زنگ می زند و هر روز رسوایی به رسوایی های قبلی می افزاید، چنانکه اخیرا سیلی ظالمانه را به دروغ مفتضحانه آلوده کرد.

🔹منتخب فعلی شورای شهر ۶ نفره گروه یاران انقلاب نیز تخم دو زرده دیگری است که با شنیدن سخنرانی وی در جلسه شورا، عمق دانش، تجربه و شایستگی وی آشکار می شود!

🔹 ما جمعی از خبرنگاران رسانه های سبزوار به عنوان زبان گویای مردم در مقابل این جریان سوء و تصمیمات جناحی و باندی که حاصلی جز افزایش یاس و ناامیدی و نارضایتی بیش از پیش مردم از هرگونه تغییر و توقف روند تصمیم گیریهای نادرست باندی و جناحی ندارد، با تمام وجود فریاد می زنیم: مردم از سلطه روابط فامیلی و باندی و جناحی بر مقدرات خود خسته شده اند. به شدت مستاصل و ناامیدند. اجازه ندهید آخرین رمق این مردم، لگدکوب چنین تصمیماتی شود. شهرداری سبزوار بالغ بر ۱۴۰۰ نفر کارمند رسمی و کارگر پیمانی دارد و با بودجه ای معادل ۴ هزار و ۸۰۰ میلیارد ریال در سال از شهرداری های رتبه ۱۰ می باشد و مکانی نیست که شخصی با ۵ ماه سابقه معاونت عمرانی فرمانداری با نیم نفر زیرمجموعه، بتواند آن را اداره کند. مگر اینکه صرفا برای انجام ماموریت باندی اعزام شده باشد.

🔹مجددا تاکید می کنیم منتخب فعلی شورای ۶ نفره فاقد شرایط قانونی احراز سمت شهرداری سبزوار است و چنانچه علی رغم فقدان شرایط قانونی به تایید مراجع قانونی برسد برای افکار عمومی و مردم سبزوار ملجای جز خدا برای نظم خواهی باقی نخواهد ماند.

🔹اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا [إِمَامِنَا] وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا، وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ [آلِ مُحَمَّدٍ]

خبرنگاران رسانه های:

افق سربداران
سبزوار فوری
سبزواریان
عصر سبزوار
عصر سربداران
نگین بیهق
هزاردستان
هفت قلم

#هزاردستان

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍
⛔️تذکره ای در وصف مولانا ومقتدانا شیخ هاجر چنارانی"رضی الله عنه"

✍ابوالفضل لعل بهادر

آن فانی مطلق، آن باقی بر حق، آن نازنین مملکت، آن بُستان معرفت، آن در سیاست مَکنده ی سماق آن در نیشابور کِشنده ی چماق، آن مبارز علیه اشرافی گری، آن کارکشته در امر هوچی گری آن ارشد مدیریت در امر جیغ و داد، آن که آنگِلا مِرکل استوریش را دید و گفت اوه مای گاد، آن عاشق چلوکباب نگينی، آن قهر کرده با سید جواد حسینی، آن در بهارستان چهره ای نادر ، آن چون جومونگ در همه ی طرح ها و لوایح حاضر، آن مدافع حقوق زن به شرط ماندن در منزلش، آن شیرین کننده ی کام دشمن با حمله اش، آن پَزنده ی باقالی با ماکارانی، آن عبد فانی مولانا و مقتدانا شیخ هاجر چنارانی "رضی الله عنه"

مورخین ولادت او را سال عامل الفیل در قریه "زِبرخان" به ثبت رسانده اند. از همین روی در کتاب تاریخی ویل دورانت نوشته شده است شاید ولادت او با شکارچی معروف "زِبل خان" در یک روز باشد! حتی خیام شعر بارون میاد "جرجر" پشت خونه "هاجر" را سروده این شخصیت فرهیخته می داند و این از کرامات شیخ هاجر "اعلی الله مقامه" است!

نقل است در دوران طفولیت به هر آن جا که پایه ی میکروفون می یافت خویشتن را به آن دخیل می بست و با لسان کودکانه می فرمود هر که مرا بازی ندهد همانا پایه ی میکروفون را در خلقش یا در جای دیگرش فرو می برم، روزی از روزها کودکان محله به خشم آمده فرمودند هاجر تو دیگه کی هستی و دیگر با وی بازی ننمودند و این چنین شد که تنها یار و مونسش پایه ی میکروفن شد.

روزی مولانا گرمابی "حفظه الله" فرمود ای هاجر تو را به حرمت پایه ی میکروفنِ فرهنگسرای سیمرغ قسم بگو چگونه به این مرتبت رسیدی؟ فرمود: با همان که بدان قسم خوردی!

نقل است وزیر صنعت در شأن او گفت نیکو رجلی ست این هاجر، زیرا این افزایش بی رویه ی واردات پایه ی میکروفون همه به درخواست وی برای احوال پرسی از مسئولین کشوری و لشکری بوده است ولاغیر!

روزی خیام و عطار و کمال الملک و مشکاتیان به طریق کنایت او را گفتند ما از روی مردم ایران زمین خجل هستیم که در عصر تَکرارگفتگوی تمدن ها شما با لسان عصر جومونگ گفتگو می نمایید. هاجر ما "حفظه الله" به درایت این نکته پی نبرد و فرمود چون هزاران قلمدان مُرصع داریم حق چنین کاری را داریم و خواهم داشت و خواهیم داشت. بزرگان سر در گریبان فرو بردند و عرق شرم بر جبین شان نشست و فرمودند صد رحمت به شیخ علی اصغر عنابستانی "حفض الله سیلی"! و تنشان به غایت سه مرتبه از گفته های هاجر در گور لرزید.

مورخین نیشابور نقل می کنند که هاجر در علوم سیاسی سرآمد بود. از وی پرسیدند علم سیاست خوانده ای، پاسخ داد نه، گفتند پس ازچه روی بدین جا رسیدی؟ گفت آن چه مابقی رسیدند و این معلوم کرد که در کسب درجات سری هست که همه کس را نشاید گفت.

گویند او را پرسیدند که از چیست تا بر پرده ی سینما توگراف کره جنوبی و فیلم های جومونگی ظاهر نمی شوی. گفت از ترس، گفتند ترس از چه؟ گفت چشم زخم مردمان بیهق!

هاجر را چون اجل در رسید بدانست ، پس چون خواست بمیرد پایه میکروفون در آغوش گرفت، شیخ الهام چرخنده "اعلی الله مقامه" در کنارش بود، فرمود ای هاجر این پایه به چه کارت آید؟! گفت آن چه با مسئولین بیهق نمودم خواهم با عزراییل بنمایم.

عزراییل که در پشت هاجر مخفی شده بود تا این سخنان بشنید ترسید برفت و از جان او بگذشت و او سالیان سال زنده ماند و دیدهگانش از حسرت به مردمان بیهق کور گشت!
"صدق الله علی العظیم"

#طنز

#هزاردستان

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ 🛑دانش آموز مُرد، از بس جان نداشت!

✍ابوالفضل لعل بهادر

حال و روز این روزها برای من شبیه مرغ بِسمل می ماند، انگار که از بدو تولد به جای ناف، سرم را بریده باشند. فقط به دور خودم می چرخم!

قرار بود برای مهدی، شاگرد اول کلاس نهم مدرسه شهدای صالح آباد ویلچر برقی بخرم، چون می خواست ترک تحصیل کند. می گفت هم خودم اذیت می شوم سر کلاس، هم پدر و مادرم برای ایاب و ذهاب من!

از او قول گرفتم که درس خواندن از او، ویلچر برقی از من! با خودم حساب و کتاب کردم چون معاون وزیر آموزش پرورش یک سبزواری است، می توانم از طریق او به ویلچر برقی برسم که البته زهی خیال باطل!

پدر مهدی با من تماس گرفت و بعد از احوال پرسی گفت: "ممنونم آقای لعل! برای ویلچر دیگر لازم نیست زحمت بکشید". پرسیدم مگر چیزی شده؟ گفت مهدی رفت پیش خدا!

پشت فرمان خشکم زد، زبانم بند آمد، قفسه سینه ام سنگین شد، بغض داشت خفه ام می کرد. هر جور بود تماس را به پایان بردم. با رفیق همیشه همراهم محمد تماس گرفتم و موضوع را با او در میان گذاشتم . دسته گلی گرفتیم و به خانه مهدی رفتیم.

مادر مهدی عجیب زن صبور و مقاومی بود! از روزهای پایانی زندگی مهدی می گفت. او حرف می زد و من و پدر مهدی با هم اشک می ریختیم!

اینجا سخنم با سید جواد حسینی معاون سبزواری وزیر آموزش و پرورش است. همو که هم پالکی هایش را با یک مینی بوس از سبزوار به وزارتخانه برد برای حقوق و مزایای بیشتر! ولی برای یک دانش آموز درس خوان عرضه و حوصله تهیه یک ویلچر را نداشت.

به خودشان می رسد هر حرامی را حلال می کنند، از پول امثال همین دانش آموزان به دستور نماینده سابق کتاب حافظ عطری می خریدند و بین مردم سبزوار توزیع می کردند ،برای رای بیشتر و همین، سوگلی اصلاحات سبزوار یکی از کسانی بود که سرپوش گذاشت روی تخلفات آن مدیر، و جالبتر آنکه شخص خاطی را به سمت بالاتر منصوب کرد! ای تُف عالم بر شرفتان!

آقای دکتر سید جواد حسینی!
اگر هیولای حُب ریاست را در درونت خفه کردی و به جای رایزنی برای پُست گرفتن در آن دولت و این دولت برای دانش آموزان کم برخوردار کاری می کردید، بشاید که نامت نهند آدمی...

آقای دکتر سید جواد حسینی!
...اِرْحَمْ مَنْ رَأسَ مالِهِ الرَّجاءُ وَ سِلاحُهُ الْبُکاء...
ترحم فرما بر کسی که سرمایه اش امید و سلاحش گریه است!

#هزاردستان
@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ✅ اینجا چراغی روشن است

🔹️فرهاد ترابی

مهدی مقصودی را در یکی از شب های آخر تابستان ۷۵، شناختم.بیست و پنج سال پیش!

مجلس عروسی!
همه در کوچه بالای سررود،مشغول رقص و پایکوبی!
من از میان شلوغی جمعیت، تنها خودم را به کوچه مسجد رساندم!

حدود ساعت یک بامداد!

چراغ مسجد قدیمی روستا روشن بود.

برایم عجیب بود؛ همه روستا در جشن عروسی و این مسجد و چراغ روشن!

حالا من جلو در مسجدم!

از در نیمه باز، وارد مسجد می شوم.

مهدی مقصودی تک و تنها!
با یک ضبط صوت و  کتاب و مجله!

یک دانش آموز پشت کنکوری!
با سبیل و موهایی پر پشت تر از امروز!

صدای شهرام ناظری!
گل صدبرگ!

"ز تو هر هدیه که بردم، به خیال تو سپردم.....که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد
گل صدبرگ به پیش تو فرو ریخت ز خجلت
که گمان برد که او هم رخ رعنای تو دارد."

حالا من نشسته ام کنار او و محو این همه خلسه و شور و حال!

دیوانه چو دیوانه ببیند؛خوشش آید...

مسجدی اصیل، پر از نفس پاک فرشتگان!

زنگ صدای حاج آقای سعیدی نازنین -که خدایش بیامرزاد- او که همیشه منبرش را با افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد(غافر۴۴) شروع می کرد؛ همان آیه ای که بعد از آن خداوند فرموده است؛ موسی را بارها بر اثر همان ذکر، از شر فرعونیان مصون داشته است." 

طنین این آیه در گوش،تکیه بر محراب و منبر!

باید اهل موسیقی اصیل باشی که درک کنی، نیمه شب صدای شهرام ناظری با جانت چه می کند؛صبحگاه دستان شجریان، در مایه چهارگاه روحت را کجاها می برد!

گل صد برگ و قطعه ای ضربی از حضرت عشق،مولانا!

"چه دانستم که این سودا مرا زینسان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد، دو چشمم را کند جیحون!"

و در آن شب بی تکرار، یک رفاقت و دوستی متولد شد و تا امروز با همه فراز و نشیب، ادامه یافته است!

رفاقتی پر شگون،از جنس جشن و عروسی و سرور، از جنس موسیقی و کتاب و مجله و مسجد و محراب!

حال بیست و پنج سال، از آن شب می گذرد و مهدی مقصودی، همان است که بود!

دو بار به او رای دادم و فاصله این دو بار،او را با تراز همان شب تابستان سنجیدم و دیدم که او همان است که بود!

هنوز حلال خدا را حلال می داند و حرام خدا را حرام!
و در شورای شهر هم بر همین راه و روش ماند!
چشم پاک و پاک دست!

دو نعمتی که اگر فقدانش،در یک نفر جمع شود،باید برایش به قول بیهقی گفت:"معاذالله من قضاالسو!
پناه می برم به خدا از عاقبت بد!

او از شراب قدرت نوشید؛ اما مست قدرت نشد!
چرا که از همان فرخنده شب و مبارک سحر، هاتفی از غیب، در گوشش زمزمه کرده بود که شبِ شراب نیرزد به بامدادِ خمار!

ما گاهی انتخاب های غلط می کنیم!
گاهی به آدم های اشتباهی،اعتماد می کنیم!

آدم ها پیش چشم ما، ابلیس می شوند!
گاهی در فاصله چهارسال، نمی توانیم  از کسی مجدد دفاع کنیم! دفاع که نه، حتی اسمش را نمی توانیم بیاوریم!

اما مهدی در بیست و پنج سال رفاقت، طوری زیست که سرم را بلند کنم و با افتخار برایش بنویسم!

اگر در پی هفته نامه و فصلنامه و فرهنگ و بیهقی می رود؛ برای ژست و شعار نیست!
برای استفاده مقطعی نیست!

از همان شب های اهورایی،کمندی در گردنش افکنده دوست، می کشد هر جا که خاطر خواه اوست!

مهدی مقصودی خلوت و جَلوَتش یکی است!
ادبیاتش در جمع چند صد نفری و دوستان نزدیک یکی است.

از جعفرآباد تا پاسداران، اگر یک متر زمین پیدا کنید که مهدی مقصودی در دوران شورا، برای خودش یا اطرافیانش نشان کرده باشد؛به همان محراب و به همین قلم، سوگند یاد می کنم که بیایم و بنویسم، بسم الله الرحمن الرحیم، مردم من اشتباه کردم!

مهدی مقصودی در مسیر همان توصیه ای است؛ که امام علی به مالک کرد:
"مهرباني به رعيت و دوست داشتن آن‌ها و لطف در حق ايشان را شعار دل خود ساز.
چونان حيواني درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت‌شماري"

اگر روز جمعه نسبت به مهدی مقصودی بی تفاوت بودیم و به جای ایشان کسی به شورا رفت که خوردن مردم را غنیمت شمرد،در پیشگاه خداوند و وجدانمان تا همیشه سرافکنده خواهیم بود!

به قول دکتر شریعتی:
"وقتی که در صحنه حق و باطل نیستی، هر جا که می خواهی باش،
چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی،
هر دو یکی است."

پی نوشت:
دلم می خواست این دل نوشته را در قالب یک سخنرانی در ستاد مهدی مقصودی ارائه دهم!
افسوس مشغله کاری نگذاشت و مجبور شدم آن را بنویسم!
"این زمان بگذار تا وقت دگر"....

Читать полностью…

هزاردستان

متاسفانه (مجید جمال آبادی ) ، یک دهه شصتی متخصص، مجرب، کارشناس مرمت دارای مدارک مدیریت بازاریابی، عضو سابق مشورتی اداره فرهنگی ورزشی شهرداری، عضو شورای کتاب کودک ایران، نظریه پرداز وقف علم و فناوری و با افتخارات مختلف ملی و شهرستانی و نامزد ششمین دوره ی انتخاباتی با کد انتخاباتی ۱۹۴ از میان ما رفت...

حق بیامرزادش...

#هزاردستان

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

⛔️دیدن این فیلم جرم است!

اينك شما و سفره پر نان انقلاب
ما و بساط مرگ بجاى بساط خواب

بر ما مگير خرده كه جز آه در بساط
چيزي نداشتيم كه باشيم خوش حساب

"پيشاني" تو پينه زد و "دست هاي" من
"آن" زير سقف خانه و "اين" زير آفتاب

آن روى سكه، قصه ما ديدني تَر است
وقتي كنار مي رود از چهره ها نقاب

اين سفره را به خون جگر پهن كرده ايم
اينك شما و سفره پر نان انقلاب...

#روح_الله_اکبری

#یاران_انقلاب

#هزاردستان

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ #حتما_بخوانید_و_ببینید

🛑قوچعلی و انتخابات!

✍ابوالفضل لعل بهادر

در روستایی قوچعلی، با یازده پسرش زندگی می کرد! پسران قوچعلی قوی و نیرومند بودند و اهالی روستا هروقت کاری، گرفتاری، مشکلی داشتند می گفتند "قوچعلی و پسراشو خبر کنید". آنها هم می آمدند و کمک می کردند ؛ ولی وقت جشن و مهمانی که می شد، می گفتند "قوچعلی را خبر نکنید! هم تعدا‌دشان زیاد است و هم بچه هایش زياد مي خورند!

حالا ما ایرانی ها شده ايم، همان خانواده قوچعلی؟!موسم انتخابات و راهپیمایی، می شویم مردم فهیم و فرهیخته!ولی هنگام تقسیم پول و اختلاس و شغل و وام می شویم قوچعلی و پسرهایش!

این حکایت را نقل کردم که برسیم به این فیلم!

این فیلم را بارها نگاه کنید و ببینید چقدر این مرد بهلول وار سخن می گوید! فیلم بازی نمی کند ، گویی یکی از همین سیاستمداران یک سال گذشته خودمان در سبزوار است!

خبرنگار هر چقدر می خواهد هَجوش کند و کم عقل و ساده لوح به مردم نشانش دهد، نمی تواند و نمی داند او بهلول روزگار خویش است.

آنجا که می گوید؛ ما و ترامپ از یک قماشیم، شاه بیت مصاحبه است. ما مانند او یک دجالیم منتها خرهایمان فرق می کند!

این مرد با آن لهجه شیرین، با زبان بسیار ساده و ظریف، دلیل افرادی که تشنه و نشئه قدرت هستند، را به راحتی روی دایره می ریزد و ته حرفش این است، نه انقلاب مهم هست، نه مردم، فقط عشق است سفره انقلاب و هم حزبی هایم و اگر هم ته سفره انقلاب خرده نانی پیدا شد؛ برای ملت و آن هم شاید البته ...

مردم عزیز!
کارل پوپر‏ جمله معروفی دارد که می گوید؛ انتخابات روشى برای عزل حاکمان است، نه تایید آنها! ما رعیت چاره ای جز صندوق رای نداریم! ریاست جمهوری را نمی دانم، اما حداقل انتخابات شورای شهر را سیاسی نبینیم؛ باید کسانی به شورا راه یابند که از حقوق ۳۰ میلیونی شهردار دفاع نکنند!باید کسانی به شورا راه یابند که همفکر شهردار فعلی نباشند!

جهادی و انقلابی نباشند!، چون دیگر این واژهای مقدس به لجن کشیده شده است. کار خودم را مثال می زنم؛ برای سامان دهی زباله گردها و زنان خیابانی سبزوار، شهردار فعلی به هیچ عنوان حاضر به همکاری نشد؛ چرا چون من ابوالفضل لعل بهادر فیش های نجومی اش را افشا کردم! به همین راحتی!

باری، دلخوری حق ماست!
اما حق نداریم در برابر غول ناامیدی تسلیم شویم.در همین روزهایی که خیلی از نامزدهای شورا، آخرتشان را با بسته غذایی و شام در نیمه های شب خراب می کنند؛ زنان و مردان زباله گردمان روز به روز بیشتر می شوند و فقط در این ایام است که مستضعفین و نادارها ،برای اصولگرا و اصلاح طلب مهم می شوند!

وقتی نگاهی به ستادهای فلان لیست انقلابی شهر می اندازی و بادمجان دور قاب چین های که اطراف برخی کاندیداهای این لیست هستند را می بینی؛ پشم و پیل آدم می ریزد. آنها اطراف ستادها پرسه می زنند، نه برای آنکه دل در گرو آبادانی و سامان دهی زباله گردها و زنان خیابانی شهر داشته باشند؛ بلکه به طمع پاره استخوان مقامی و یا لقمه ای...

مردم می دانم همه ما اخته و یائسه، کنج خانه هایمان در حال پیر شدن هستیم! مردم می دانم کودکانمان رنگ گوشت و میوه را ماهی یک بار هم نمی بینند! مردم می دانم بُریده و ذله شده ایم! مردم می دانم همه ما مصیبت های بورس و دلار و آبان ۹۸ را کشیده ایم! اما بالاغیرتا شورای شهر را فراموش نکنید! چون امثال شهردار فعلی با حقوق نجومی با آن تفکر خطرناک از آنچه در آیینه می بینید به شما نزدیکتر است!


#هزاردستان

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

چند روز دیگر به انتخابات شورای شهر باقی مانده و رسانه ها قرار است بحث مطالبه را به طور جدی از نامزدهای شورای شهر آغاز کنند.
در گام نخست قرعه به نام حاج حسین بروغنی افتاد.

ما منتظر جوابیه حاج حسین بروغنی خواهیم بود.

#مطالبه_گری
#انتخابات_۱۴۰۰

#هزاردستان

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ✍ابوالفضل لعل بهادر

سال‌های بسیاری از عمرم را صرف کردم تا مرهمی باشم بر زخم دیگران؛ از یادداشت های انتقادی به وضع موجود تا درمان بیماران سرطانی و غیرسرطانی که با درد و امید می‌جنگیدند، و آسمان‌خواب‌هایی که جز سقف آسمان پناهی نداشتند.

همیشه باور داشتم اگر بتوانم حتی لبخندی بر چهره‌ای بنشانم، رسالت انسان بودن را به‌جا آورده‌ام.

اما امروز، پس از روزهای دشوار و سنگین دادگاه‌ها، فشارهای روحی و قضاوت‌های بی‌رحمانه، احساس می‌کنم دیگر توان ادامه ندارم.

خانواده‌ام، به‌ویژه پدر بیمارم که عمل قلب باز را پشت سر گذاشته، تاب این همه نگرانی‌ را ندارند، و من نیز در میانه‌ی این طوفان، خسته‌ام؛ خسته از جنگیدن، از دل‌سوزی های بی‌ثمر، و از سنگینی رنجی که سال‌ها بر دوش کشیده‌ام.

از سر بی‌مهری و فرسودگی تصمیم گرفته‌ام مدتی از این مسیر فاصله بگیرم.از امروز دیگر یاور کسی نخواهم بود؛ نه از بی‌رحمی، که از ناتوانی!

می‌خواهم مدتی تنها برای خودم زندگی کنم بی‌قضاوت، بی‌نقش، بی‌ادعا.

اگر در این سال‌ها با سخنم، با قلمم، دل کسی را آزرده‌ام، از صمیم قلب پوزش می‌طلبم.
از مرحوم راه چمنی، محمد رضا محسنی ثانی، سید جواد حسینی، محمد علی طالبی، رمضانعلی سبحانی فر، احمد برادران، علی اصغر عنابستانی، بهروز محبی، سید علی کوشکی، حجت الاسلام مهدوی، حسین مقصودی، قربانعلی کلمیشی، مسعود پسندیده، هاجر چنارانی، کاظم کرامت، حسن محرابی، علی ارغیانی، مجید اکبرنیا، یاران انقلاب و میثم حسین آبادی و ده‌ها مسئول دیگر که اسامی آنها را ذهنم یاری نمی کند و لطفا بر من ببخشایند!

از همه‌ی بیماران، دوستان و همراهانی که در این راه با مهر و ایمانشان همراهم بودند، صمیمانه سپاسگزارم. باشد که خداوند، خود پناه بی‌پناهان باشد.

و به قول آن پیرمرد طبسی، همان پیرمرد لاغر با لباسی ژولیده و لهجه ای دهاتی که خاص مستضعفین است، چشم در چشم وزیر فربه پایتخت نشین، ایستاد و گفت:
«خودتان می‌دانید و مملکتتان...»
.
#ابوالفضل_لعل_بهادر
.

Читать полностью…

هزاردستان

تهدید خبرنگاران تحدید آزادی است!


🔹 بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار درباره صدور حکم سنگین برای یک خبرنگار


در آستانه روز خبرنگار ایستاده‌ایم. ایامی که در آن بازار تبریک و تهنیت به صاحبان این صنف پررونق ولی امنیت حرفه‌ای و آینده شغلی فعالان این حوزه بیش از همیشه شکننده و لرزان است. نشانه‌اش صدور حکم سنگین برای ابوالفضل لعل‌بهادر خبرنگار پرسابقه و دغدغه‌مند سبزواری به دنبال طرح شکایت از سوی یکی از مدیران شهری است. به این سیاهه نظری بیفکنید تا دچار هراس و شگفتی شوید: ۲ سال زندان، ۲ سال تبعید، ۹۰ ضربه شلاق و شصت میلیون تومان جریمه نقدی! تمام کسانی که لعل‌بهادر را می‌شناسند به صداقت و شجاعت او گواهی می‌دهند. او که در روزگار بی‌تفاوتی‌ها و حاشیه‌نشینی‌ها تمام قد در متن آسیب‌های اجتماعی حضور یافته و کوشیده است تا بر آلام اجتماعی طرد شدگان سبزواری مرهمی بگذارد. از سوی دیگر صدور این حکم سنگین می‌تواند پیامی نامناسب در روزهایی تلقی شود که حفظ همدلی و انسجام ملی از لوازم تردید ناپذیر آن محسوب می‌شود. پرواضح است که در چنین ایامی گسترش آزادی‌ها و افزایش مدارا با خبرنگاران می‌تواند اقدامی امنیت‌ساز تلقی شده و بر سطح تاب‌آوری اجتماعی بیفزاید. از همین‌رو انجمن اسلامی معلمان انتظار دارد که مدیران شهری با افزایش سعه‌صدر، و دستگاه قضایی با درک شرایط خطیر کنونی نسبت به عفو یا تخفیف مجازات این خبرنگار دردمند و صریح سبزواری که احتمالا در پاره‌ای موارد هم ممکن است از جاده انصاف خارج شده باشد پیش‌قدم شده و خانواده و دوستان وی را از نگرانی رهایی بخشد.

۱۶ مرداد ماه ۱۴۰۴
انجمن اسلامی معلمان سبزوار

/channel/aemsabzevar

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ‍ ✍️ابوالفضل لعل بهادر

حدود دوازده نیمه شب در آرامستان سبزوار بودم که شعله آتشی در میان سنگ قبرها نظرم را جلب کرد. نزدیک تر رفتم. قریب به بیست زن و مرد در حال مصرف مواد مخدر بودند. اکثرا هم بی خانمان! ساندویچ هایی که قرار بود به مرکز نگهداری آسمان خوابها ببرم را بین آنها تقسیم کردم.

از دست من و مجتبی زندی نسب در قسمت زنان آسمان خواب به تنهایی کاری برنمی آید. زنان بی پناهی که در این شهر هیچ سرپناهی ندارند و کک یک مسئول هم نمی گزد!

محمد رضا محسنی ثانی نماینده سبزوار شخصیتش عجل از این حرف هاست، چون از اول در ناز و نعمت بزرگ شده از شکم گرسنه و اعتیاد و کارتن خوابی خبر ندارد و برایش هم زیاد مهم نیست!

بهروز محبی نجم‌ آباد هم برای قانون حجاب جلو مجلس رگ غیرتش متورم می شود و سوار نیسان آبی رنگ به دولت جدید می تازد ولی در شهر خودش اگر زنان نیمه شب در قبرستان با مردان غریبه هزار کار انجام دهند، برایش ذره ای مهم نیست!

میثم حسین آبادی شهردار خیلی متخصص که به تازگی ماشین شاسی بلندی که بی شباهت به یک کرگدن اسهال نیست، خریداری کرده فعلا عشق و حال می کند. اگر برای دیگر شهرداران سابق، شهرداری آب و نانی نداشت، خدا رو شکر برای میثم خان در عرض یکسال و اندی لااقل یک شاسی بلند داشت!

تنها امیدم برای تاسیس مرکز نگهداری زنان آسمان خواب به دو نیروی جدید و جوان و تازه نفس است. حامد قربانی فرماندار سبزوار و دیگری کاظم شبانی رئیس بهزیستی سبزوار که با روی کار آمدنشان امیدوارم سرپناهی برای این زنان بی پناه فراهم شود. انشالله
.

#زنان_آسیب_دیده
#اعتیاد

Читать полностью…

هزاردستان

‍ خطاب به میثم حسین آبادی شهردار انقلابی سبزوار؛

اگر روح عدالت‌طلبی را از یک مسلمان بگیرید، مابقی حرف مفت است! هر بار عزا برپا کنید، هی شهر را سیاه پوش کنید و گریبان چاک دهید، پابرهنه و سربرهنه مرثیه بخوانید، چه سود وقتی حق یک مسلمان بی خانمان پایمال می شود! این گِل ریختن بر نعش مسلمانی است.

مسلمان باید نسبت به همنوع انسانی خویش احساس داشته باشد، درد او را درد خود بداند و با شادی او شادی کند، برای حق او قیام کند، هر چند به قدر توان وگرنه هر سال پابرهنه در خیابان عزاداری کردن و به پیاده روی اربعین رفتن، چگونه مسلمانی است؟ واقعا این رفتار در سیره نبوی ست؟

آقای میثم حسین آبادی!
در یادداشت‌هایی که برای امثال شما نوشته ام، همیشه آگاهی و ایمان سرلوحه ام بوده است. هیچ وقت از احضاریه ها و دادگاه ها نترسیده ام. زیرا باور دارم آنهایی که از من به دلیل افشای تخلفات و سهل انگاری هایشان شکایت می کنند، افرادی کوچک اند و باور قلبی دارم، خدا بهترین ناظر و قاضی برای این پرونده هاست!
من این را در ده‌ها دادگاهی که متهم بوده ام، به عینه دیده ام و باورش دارم!

آقای میثم حسین آبادی!
استقامت بر حرف حق همیشه جواب است، بالاخره روزی حق آسمان خوابها را از امثال شما خواهیم گرفت!
.
.
#ابوالفضل_لعل_بهادر
#صدای_حق_خاموش_نمیشود

#هزاردستان

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ‍ ‍ ✍️ابوالفضل لعل بهادر

▪️محمد علی طالبی شهردار سابق سبزوار را از زمانی که در ستاد انتخاباتی اش در دهه هفتاد سخنرانی های سعید امامی را پخش می کرد، می شناسم. شنیده ها حاکی از آن است که اوایل انقلاب، هر کسی که شلوار جین و جوراب سفید به پا داشت، ایشان ترتیبشان را می داد و ارشادشان می کرد! به عبارتی گشت ارشاد چهل سال قبل بود!

▪️یکی از ابن‌الوقت‌ها و شناگران قهار حوضچه خالی سیاست که تا اعلام نتیجه انتخابات جرأت نکرد، حتی پایش را به ستاد انتخاباتی پزشکیان بگذارد. حتی حاضر نشد یک عکس از دکتر پزشکیان به اشتراک بگذارد.حالا هر روز دیدار با استاندار خراسان، رئیس سازمان بهزیستی کشور و....

▪️از این دست آدم های اصلاح طلب و دوگانه سوز در سبزوار بسیارند که به خاطر خاکستری بودن شرایط انتخابات تا آخرین لحظات مردد بودند و روزه سکوت اختیار کرده بودند. اما امروز در کوچه پس‌کوچه‌های بی‌کسی در حال انتخاب رؤسای ادارات و تقسیم غنایم هستند.

▪️در این شهرِ مظلوم، آنکس که می‌دود، معمولا به جایی نمی‌رسد و در عوض این مجاهدین شنبه و کت‌ شلوار‌پوشان سررسید به‌دستِ عصا قورت داده، مترصّد فرصتی برای جمع‌آوری غنائم در دولت جدید هستند.

بگذاریم و بگذریم!
◾️برای سامان دادن و متحول کردن اداره ای که تخصصش را دارم، پیشنهاد همکاری دادم. گفتم نه پول می خواهم نه مزایا و هر وقت هم از من راضی نبودید نیم ساعت قبلش اطلاع دهید تا یک کارتن موزی بیاورم و وسایلم را داخلش بریزم و از آن سازمان بروم!

▪️تا اینجای کار اینقدر همین مجاهدین شنبه زیرآبم را زده اند که خدا می داند. ای خاک عالم بر فرق سرتان که نه به بار بود و نه به دار، آنقدر حرام لقمه اید که هر چه برازنده ی خودتان هست را به من نسبت داده اید. به والله به جانِ مادرم نشستن در پشت میز آن اداره ی کذایی از آب دهان امیر "بیق بیقِ" آسمان خواب، برایم بی ارزشتر است!

▪️برخلاف اصولگرایان که مثل کوه پشت نیروهای جوانشان هستند و کادرسازی می کنند، این پیرمردهای فرتوت، به میز گرد ریاست همچون قرص ویاگرا می نگرند و مست قدرت می شوند و به سوراخ هیچ اداره ای رحم نمی کنند! پیرمردهایی که با حنای هندی موی خود را سیاه نگه می دارند تا جوان دیده شوند و تا دم مرگ بی خیال جاه و مقام نیستند!

▪️مجاهدان شنبه ای که در روزگار سرد سه سال گذشته به خواب زمستانی رفته بودند، اکنون که بوی کباب به مشامشان می رسد، سهم خواه شده اند. همان هایی که وقتی از آن ها می پرسیدی، لعنتی ها چرا اعتراض نمی کنید؟ می گفتند تو بگو، صدایت کلفت تر است!

▪️آقایان دولت وفاق ملی!
در میانه هیاهوی مجاهدان شنبه، مجاهدین نجیب پنجشنبه را از یاد نبریم.
.
#هزاردستان

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ✍ابوالفضل لعل بهادر

⭕️بالاخره نوبت ما هم می رسد!

تنها کتابی بود که با خواندنش حالت تهوع گرفتم اما از سر کنجکاوی تا پایان خواندم. چند پاراگرافش توجه ام را جلب کرد.

گویا علی اصغر از همان اوان مسئولیت، دوستدار سیلی و چک افسری بوده است!

در فیلم برایتان قسمتی از کتاب عنابستانی را می خوانم که چگونه با همین طرز تفکر طالبانی می خواهد فرمانده وقت پلیس راه سبزوار را سیلی بزند و دهیار بیچاره ی یک روستا را از ستون آویزان کند!

‏ویل اسمیت، بازیگر سرشناس هالیودی به دلیل سیلی زدن یک شخص در مراسم اسکار به مدت ده سال از اسکار محروم شد! عنابستانی هم به خاطر سیلی زدن به مامور راهور، عضو کمیسیون صیانت شد که طرح مسدودسازی را پیگیری کند تا اگر باز هم از این کارها کرد، صدایش به جایی نرسد!

مردم سبزوار بزرگ لطفا این فیلم را آنقدر نشر دهید تا کسانی که قرار است به این شخص رای بدهند، بدانند و آگاه باشند که قرار است به چه شخصیتی رای بدهند!
.
.
#ابوالفضل_لعل_بهادر
#انتخابات
#عنابستانی
#سیلی

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ⛔ یارب این نو دولتان را بر خر خود‌شان نشان!

✍ابوالفضل لعل بهادر

در روزگاری که از دلار ۴۲۰۰تومانی عمو اسحاق ‏رسیدیم به دلار ۴۲۰۰۰هزارتومانی عمو ابراهيم و سکه ۲۰ میلیون تومانی که دیگر سکه بهار آزادی نیست بلکه خودِ خودِ زمستان اسارت است! می خواهم اگر عنابستانی سیلی مان نمی زند، چند خطی از ایشان انتقاد کنم!
‏
چند ماهی می‌شود که دیگر مطالب انتقادی برای کارگزاران نظام مقدس جمهوری اسلامی در شهرستان سبزوار نمی نویسم. گویی هر چه در این سال‌ها نوشته ام یاسینی بیش نبوده و جز دردسر چیزی برایم به ارمغان نیاورده است تا جایی که رفقایی مثل سبزوار فوری می گویند حتما نمایندها تو را خریده اند!

چه بنویسم از خزعبلات عنابستانی در مورد طرح افزایش جمعیت که گفته است خانواده ها باید ۱۱ بچه داشته باشند،در حالی که خودش دو فرزند دارد! تجویزهای آبکی این جماعت پلاستيکی درباره اقتصاد مقاومتی و پایداری در برابر تحریم و امثالهم برای مردم از همین قماش است.

از اراجیف بهروز محبی در مورد افزایش سه برابری پهنای باند روبیکا نسبت به استارلینک! که با این گفته های کم خردانه آبروی شهرمان را نیز به تاراج برده اند!

بگذاریم و بگذریم...
چندماهی می شود که عنابستانی یک نقاش ساده ساختمانی را که از قرار معلوم کارمند خود دفتر عنابستانی می باشد را جهت مسئولیت ستاد فرمان اجرایی امام در سبزوار منصوب کرده است! ستادی بس متمول در امور خدمت رسانی به مستضعفین.
ستادی که هر چه در این چند ماهه به سبزوار ارسال شده در خدمت نزدیکان و همفکران آقایان نماینده بوده تا در وقت انتخابات به کمکشان بیاید. مثل توزیع ۱۰ تن مرغ در شب گذشته که سهم خانواده معتادین و بهبود یافتگان این شهر که به آنها رسیدگی می کنم، فقط و فقط ۱۰۰ کیلو مرغ بوده است.

آقای اصغر؟!
می دانم پمپ بنزین خانواده شهید برغمدی را به نام همسرجان زدید و آب از آب تکان نخورد و این ۱۰ تن مرغ هم روی آن "نه اینکه زبانم لال مرغ ها را به خانه خودتان برده باشید" اما چنان همان ذره ذره ی باورهای دینی امثال مرا به فنا داده اید که با خود می گویم نکند امثال شماها پوسته دین را فقط برای امرار معاشتان می پرستید!

آقای اصغر؟!
از سرگذشت نماینده اسبق که برای جمع آوری چند رای بیشتر کتاب حافظ، قرآن، نهج البلاغه و پتوی هلال احمر از جیب بیت المال هِبه می کرد، عبرت بگیرید که اکنون زندگی سیاسی اش را در راهروهای عدلیه می گذراند.

آقای اصغر؟!
در فردایی نه خیلی دیر و دور که اگر ‏طول و عرض این دنیا را در هم ضرب کنید، چیزی جز مساحت یک قبر از آن در نمی آید. حواستان باشد که با مردم چه می کنید!

#هزاردستان

Читать полностью…

هزاردستان

🛑قالتاق ترین مردم دنیا!

✍ابوالفضل لعل بهادر

‍ این روزها حوصله ام را زیر درخت آلبالو گم کرده ام.از بس که خبرهای ناامید کننده می شنوم.

از سمی بودن محصولات کشاورزی، تا خبر ‌دروغ محسن رضایی،برای دو برابر کردن یارانه ها و خبر راست مدیرعاملی دامادش در بانک شهر!

و اما بیانیه یاران انقلاب، پیرامون تسریع در انتصاب مدیران جهادی، به جای مدیران بی انگیزه فعلی،حکم اپیلاسیون را برایم داشت!

یک مشت اراجیف،از چند آدم بازنشسته و نابلد که تنها وجه مشترکشان پیشانی های پینه بسته شان است که هر چه مردم سبزوار می کشند، از این گروه غيرقانونی است!

آن از دو نماینده مجلسی که در پاچه مردم کردند که یکی برایمان آبرو نگذاشت و دیگری چون کاری از دستش بر نمی آید، نمی تواند آبرویمان را ببرد!

و حالا یک شورای شش نفره فَشل که چون اکثریت هستند؛ هر آنچه که دوست دارند می کنند، تازه می خواستند در کمیسیون ماده صد هم مَلّق بازی کنند که به سدی به نام دادگستری خوردند و این را نمی دانستند که پیش قاضی نمی شود مَلّق بازی کرد!

در این بیانیه چنان از مردان بی عمل دولت قبلی سخن گفته اند که گویی همین چند مدیری که به کرسی نشانده اند، رزومه ای قوی دارند.

آن از امین کوشکی سرایدار معروف خانه امام جمعه سبزوار که به ریاست روابط عمومی بزرگترین دانشگاه غرب خراسان گماردند؛ یا معلم کلاس دومی که به اداره میراث فرهنگی رسید و یا شخص ناخالصی که ملابنویس جلسات یاران انقلاب است و دندان برای اداره آموزش پرورش سبزوار تیز کرده است و شهردار بی نام و نشانی که به گمانم آدرس شهرداری سبزوار را نمی داند؛ از بس گمنام و بی رزومه است!

آقایان بازنشسته انقلابی!
درست است که دل‌سرد و دل‌ریش شده ایم، از دست امثال شما و دل‌تنگ رسیدنِ روزهای خوب و تحقق آرمانهایی که بزرگترهای های شما قولش را به ما داده بودند، ولی در عین حال هنوز هم از نظر ما، بی طرفی در وضع موجود، بی شرفی است و بی تفاوتی، بی وجدانی است! چون اگر همین حکومتی که نام اسلام را یدک می کشد؛ به دست شما نااهلان چپ کند، دیگر این وسط فقط آخوندها و قوم و قبیله تان بدنام نمی شوند، این وسط اسلام و امام حسینی که ادعا می‌کنید، ما ملت‌ آن هستیم، هم زمین می‌خورد.

ما به احترام اسمی که از «اسلام» در حکومتتان بردید؛ فعلا خون جگر نوش جان می کنیم تا روزی که تمام صفرهای اختلاس ها و حقوق های نجومی و حیف و میل بیت المال را سرچوب کردیم و در حلق و چشمتان فرو کردیم، می فهمید که نتیجه ظلم و زور با مردمی که تنها پناهشان خداوند است،چیست!

خدا رحمت کند شهید مطهری را که می گفت؛ مردم شیعه جزء قالتاق ترین مردم دنیا هستند!

#هزاردستان
@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ 🛑سفره داران جدید انقلاب!

✍ابوالفضل لعل بهادر

سفره مردم بر خلاف سفره انقلاب، هر روز کوچک و کوچک تر می شود! در سفره مردم، دیگر خبری از نفت و نان نیست؛ اما سفره انقلاب آنقدر برکت دارد که همه را به سمت خدمت حرکت می دهد! چُلمن و غیر چُلمن هم ندارد!

مسئولینی که ما در حال حاضر به آن‌ها نقد داریم و از رانتخواری آنها گلایه داریم، خیلی‌هاشان طعم شکنجه ساواک و گلوله ارتش صدام و کابل‌های استخبارات عراق را چشیده اند؛ زمانی هم که بعد از جنگ و آن همه رشادت، پا به عرصه قدرت گذاشتند، نیتشان زمینه‌سازی برای ظهور بود؛اما امروز جایگاهشان، گوشه زندان اوین است!

وای به حال جوان‌های اصولگرای مذهبی که به نام جوانان مؤمن انقلابی، می‌خواهند جای این‌ها را بگیرند؛ که از وقتی سر از تخم بیرون آورده اند، به جای لحاف و تشک، در هزار رانت و رابطه غلت زده اند.خدا آخرت و عاقبت این‌ها و این انقلاب را به خیر کند.

جدیدا دو نفر از همین جوانان گمنام و تازه از گَرد راه رسیده، به صندلی شهرداری جغتای و سبزوار تکیه زده اند! خدایی نصر و احسان فرجام طلب!

طبق شنیده ها دو بار هم صلاحیت فرجام طلب برای شهرداری سبزوار رد شده است و قرار است تمامی اعضای شورای شهر سبزوار هفته آینده در وزارت کشور بست بنشینند و صلاحیتش را به زور چُمبه از وزیر کشور بگیرند!

ما این سر سفره نشستن ها را به فال نیک می گیریم! چهل سال پیشانی پینه بسته ها می خوردند؛ حال از ۱۴۰۰ تا ۱۴۴۰ هم این جوانان به ظاهر انقلابی!

اگر چلمنی در این ایام پست و مقام بگیرد؛حرفی نیست! لااقل دلخوشیم که خود را انقلابی و مومن معرفی نمی کند!

آقای خدایی نصر!
صفحه اینستاگرام شما را یک به یک دیدم و غیر از قانون مداری چیزی نمی گویید.

مرد حسابی!
شما خودت از من بهتر می دانی که لااقل برای شهرداری جغتای ۳ سال باید مدیریت میانی داشته باشید؟ اگر دین دارید و مسلمان هستید؛ بیایید بگوئید کجا و به چه مدت مدیریت داشته اید؟ احسان فرجام طلب هم باید ۷ سال سابقه مدیریت داشته باشد؟!

معلوم نیست که با چه استدلالی و نگاهی به شما جوانان مثلا انقلابی بفرمایِ صندلی زده اند! انگار آقایان انقلابی، قانون مداری را فدای جوانگرایی کرده اند!

اگر کسی در اتوبان بخواهد خلاف دور بزند، از طرف پلیس جریمه می شود. نمی دانم دوربینی هست که تخلف و دور زدن قانون، توسط این انقلابی نماها را ثبت کند یا نه؟

البته دوربین زیاد است؛ اما دوربین ها، مشغول سلام دادن و هل دادن و قالب کردن افراد به ملت هستند. پروژه ای که با نشاندن آقایان مقابل دوربین سلام سربدار شروع شد، با هل دادن همان آقایان روی صندلی های شهرداری تمام شده است!

حالا که دوربین ها خاموش شده و پهلوان پنبه ها روی صندلی ها تکیه زده اند و سفره ها پهن است؛ شهر هم در امن و امان است! حال آسفالت ها خوب است، حال کوچه ها خوب خوب است، حال کارگرهای پسماند عالی، حال همه خوب است اما تو باور مکن!

آقای سلام سربدار!
اگر در راه عدالت قلم می زنید؛ بگوئید فرق سروش ناوی که یکی از گزینه های شهرداری روداب بود و او را کیف کش و بی تجربه خواندید،با خدایی نصر و احسان فرجام طلب شما چیست!؟ به نظر من بی تفاوتی در این موضوع، بی وجدانی است!

در پایان از نظر روحی نیاز دارم، یک شهید عبدالرسول زرین معاصر پیدا شود، همه آنهایی را که قانونی حرف می زنند، ولی قارونی عمل می کنند را از دم تیر بگذراند که هر چه می کشیم از امثال تانک های انقلاب و خدایی نصرها و فرجام طلب های قدرت طلب است!

#هزاردستان
#صدای_حق_خاموش_نمیشود

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ⛔️ دچار بحران شرم شده اند!

✍ابوالفضل لعل بهادر

خواستم راجع به توصیه های حضرت علی(ع) به مالک برای حکمرانی بنویسم، ترسیدم! خواستم از حق و حقوق مردمی که بر گردن حکومت است بنویسم، باز خوف مرا فرا گرفت یا حتی راجع به حق الناس در نگاه علی(ع) بنویسم جرات نکردم، دیدم هر چه بنویسم به گوشه ی لباده ی یاران انقلاب و سخن گوی آن ها بَر می خورد.

دیشب فایل صوتی وحشتناکی از خانواده ی شهید برغمدی که در آن از تصاحب یک پمپ بنزین توسط عنابستانی نماینده ی مجلس برای همسر محترمشان منتشر شد، که گویا باعث ناراحتی گروه یاران انقلاب و یکی از حامیان اصلی عنابستانی شده است.

زمانی که خواستم این فایل را منتشر کنم با خود گفتم شاید یاران انقلاب و سخنگوی خیلی انقلابی آن ها خجالت زده شوند و یک متن برائت بنویسند و پشتیبان خانواده ی شهیدی شوند که حقشان تضییع شده است اما در کمال تعجب دیدم منتشر کنندگانِ موضوع را فاسق خوانده اند!

تاسف خوردم انقلابی که قرار بود طرفدار مستضعفین باشد، انقلابی که قرار بود پابرهنه ها را سر و سامان بدهد و از جهل برهاند و کمر ظلم و قدرت را بشکند خود طرفدار قدرت شده است!

جالب است که همین یاران بعد از انقلاب و جنگ ندیده ها می بینند، حق خانواده شهید مظلوم را می خورند ولی در عزای حسین(ع) سینه می زنند و برای مظلومیتش گریه می کنند! امروز دل خانواده ی شهید مظلوم شکسته می شود و تا سر حد جنون بی انصافی می بینند اما فردا با چه آب و تابی از حسین(ع) و انصاف و آزادگی اش می گویند و چشم ها و دل هایِ خسته ما را می گریانند!

این فیلم کوتاه از کمپین انتخاباتی دو سال پیش عنابستانی را با گوش جان ببینید که چقدر این روزها یاران بعد از انقلاب سبزوار دچار بحران شرم شده اند!

یاران به ظاهر انقلابی امشب را نخوابید چون خواب بر چشمانتان حرام است!

#هزاردستان

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ⛔️شمشیرها بخوابید دعوا سَرِ لحاف است!

✍ابوالفضل لعل بهادر

این صوت را گوش کنید. اشک آدم را در می آورد.غمناک است.کمرشکن است. انسان اگر انسان باشد، خواب را از چشمانش می رباید.

گوش کنید که علی اصغر عنابستانی نماینده سبزوار و منتخب گروه یاران انقلاب، چگونه پمپ بنزین جاده سبزوار به اسفراین را به نام همسرش تصاحب می کند!

اگر این فایل صوتی تایید شود؛ باید شکایت این حجم از بی عدالتی و حزن را به پیشگاه حضرت حق ببریم که می فرماید:
إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ
(آیه ۸۶ سوره یوسف)

نزدیک دوسال پیش، همین امین الله مظلوم کاندیدای فعلی شورای شهر که گریبان چاک می دهد و پشت میکروفن ،رگ گردنش از بایکوت کردن رسانه ها، برای پوشش ائتلافشان در شورای شهر متورم می شود،پشتیبان اصلی این آدم بود، حالا بیاید جواب این خانواده شهید را بدهد! مردم اگر دیدید ایشان پاسخگو نبود؛ به ظالم رای بدهید، ولی به مظلوم نه!

سخنگوی یاران انقلاب، جواد خان کوره پز که ما را جوجه فکلی غربگرا می خواند، هم مقصر است.حق باشماست از نظر فیض و فیوض شما شب قدرید و ما شب اول قبر!
ولی به مردم پاسخگو باشید که چه تضمینی وجود دارد، این لیست نُه نفره شما به جز حاج علی ارغیانی تو زرد از کار درنیاید!
آیا تاکنون جوابگوی همین یک نفر نماینده پُر حاشیه خود بوده اید!؟

پيشانی اَر ز داغ گُنهی سيه شود
بهتر ز داغ مُهر نماز از سر ريا
نام خدا نبردن از آن به كه زير لب
بهر فريب خلق بگوئی خدا خدا

"سکوت" یاران انقلاب در مقابل عنابستانی هم خمیر مایه یِ عجیبی است!
شاید به تفسیر خودشان عبادت باشد؛ ولی من می گویم رذالت است! و حتما با خود می گویند این مقدار سکوتی که در برابر عنابستانی غلاف کرده ایم از "بصیرتِ" مان است!

مردم مواظب انتخاب های وحشتناک این یاران انقلاب فعلی باشید که هیچ اعتباری به آن نیست چون ثابت کرده اند، کسانی را که مورد حمایت قرار می دهند؛ جنبه قدرت را ندارند و هر روز آبروی سبزوار و سبزواری جماعت را به باد می دهند!

آقایان انقلابی سبزوار!
متاسفانه انقلاب برای شما شد، نون دونی!
امثال شما انقلابی ها بیشتر از دیگران برای خودتان حق قائل شدید.انقلاب که سفره شد، دعواست برای سیر شدنتان! انقلاب که شد سفره، خوردن فضیلت شد نه خوراندن!

حضرات یاران انقلاب یکبار دیگر یادآوری می کنیم انقلاب، مبارزه است، نه سفره! به قول امید مهدی نژاد عزیز:

شام است و تیغ خورشید زندانی غلاف است
شمشیرها! بخوابید، دعوا سرِ لحاف است

آن سو یکی که با گرگ سرگرم گاوبندی است
این سو یکی که با خود مشغول ائتلاف است

پس مردم اگر قرار است ،حامیان و ریش سفیدان و پیشانی پینه بسته های این گروه جوابگوی اعمال خود نباشند؛ بیایید به خاطر شادی روح علما ، فضلا، شهدا، عرفا و از دست رفتگان جمع حاضر؛ به لیست یاران انقلاب رأی ندهید!

در پایان خدا آخر و عاقبت ما و یاران انقلاب را بخیر کند!

هزاردستان منتظر جوابیه دفتر علی اصغر عنابستانی خواهد ماند.

#هزاردستان
@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

⛔️و خداوند نماد خلق می‌کند؛ در پیش چشم ما

🔸مردم درمانده و گرفتار، با کوله‌بار مشکلات و گرفتاری از میان راهروی ستاد و انتخابات، عبور می‌کنند برای رسیدن به نان شب. و دیگران هم بی‌توجه به این مردم؛ به‌همین تلخی


عبدالرضا سلطانی.

🔹الله اکبر... عجب فیلمی، تاریخی است. مثل همان گفتار پیر عارف که گفت خودتان می دانید و مملکتتان...

#هزاردستان

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

‍ ‍ 🛑 شهردارِ پلاستیکی!

✍ابوالفضل لعل بهادر

اگر کلمات ولایت فقیه و رهبری را از ادبیات اصولگرایان و انقلابیون حذف کنید، دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارند.چون دیگر دستاویزی برای توجیه رفتار و سخنانشان نخواهند داشت.

شهردار فعلی سبزوار این سوپر (اِندلابی) شما بخوانید انقلابی هم از این امر مستثنی نیست؛ به خاطر همین کسی کار به کارش ندارد، چون خودی محسوب می شود!

من دلم فقط به حال شهری می‌سوزد که مسئولان و بزرگانش، نگران جهنمی شدن توسط زنان دوچرخه سوار هستند و مدام درگیرند که آیا وظیفه ما، هدایت مردم به سمت بهشت هست یا نه؟ اما کسی نگران بهشتی شدن خود مسئولان نیست! کسانی که حتی یک بار از این شهردار جهادی، پلاستیکی نپرسیدند که در این شهر چه می کند؟

حتی اصلی ترین جریان انقلاب در سبزوار، با نام یاران انقلاب، به سخنگویی حضرت جواد کوره پز، که فقط موقع انتخابات پیدایشان می شود! گویی فقط تکلیف در برگزاری و صحنه گردانی انتخابات دارند و لاغیر...اَمان از سیاست هایی که بر دیانت چربیده اند!

بگذاریم و بگذریم!
وقتی از حاشیه پیاده راه طراوت، در جوار شهدای گمنام عبور می کنیم؛ اوج بی کفایتی شهردار فعلی را می‌بینیم که به جای اینکه دنبال رَتق و فَتق امور شهر باشد؛ دنبال رای و نیرو فرستادن از شهرداری برای تمیز کردن ستاد فلان یار غارش در شورای شهر است!

آدم وقتی این همه حجم از بی کفایتی را می بیند، غم بادش می گیرد و زِرتش قَمصور می شود.نمی دانم در این سال ها، نظارت حامیان شهردار در شورا چگونه بوده که جیک یک نفرشان در نیامده است!؟

شهری به این وسعت یک شهربازی روباز درست و درمان ندارد و سالهاست که درگیر سلایق شهردارهای وقت بوده است.

آبشاری که شهردار فعلی سبزوار، در یک سفر تفریحی به استان گلستان می بیند و ۵۰۰ میلیون تومان از پول بیت المال را به "فنا" می دهد و تا کامل شدن آن ۲ میلیارد تومان دیگر هزینه دارد و تازه می فهمند چون بدون طرح مطالعاتی بوده، در تامین آب آن با مشکل مواجه اند و ممکن است زمین آنجا هم نشست کند و پروژه عملا به بن بست می رسد.

موزه شهدا هم را دیگر نگو و نپرس که دیگر نای نوشتن درباره این موزه نیست و آنقدر کلنگ افتتاحیه زدند که زمین آنجا مانند لایه اوزن سوراخ سوراخ شده است!

خاک بر سر من خبرنگار که چنین حیف و میل بیت المال را ببیند و دَم بر نیاورد.

حیف و میل بیت المال اگر برای اصلاح طلبان باشد باید رفت زیر دو خم و باراندازش کرد اما اگر برای کسانی که جهادی و اصولگرا باشد، باید حرمت او را حفظ کرد!

شهید مهدی باکری شهردار ارومیه یک خاطره جالب دارد، یک روز گرم تابستان در آن گرمای وحشتناک خوزستان که از محور عملیاتی به قرارگاه بر می گشت برایش یک کمپوت گیلاس خنک باز کردند! حاج مهدی کمپوت را در دست گرفت. خنکای فلز سرد را حس کرد.خواست که بالا برود، از رزمنده پرسید آیا همه بسیجی ها کمپوت خورده اند؟رزمنده گفت نه در جیره نبود، فقط یک کمپوت بود. چه کسی بهتر از شما فرمانده لشگر، شما میل کنید.
حاج مهدی نخورد! و گفت اگر همه خوردند من هم میخورم! در گرمای تابستان خوزستان نخورد!

به فرزندان (روح الله) می اندیشم، آه میکشم بغض میکنم و فاتحه می خوانم برای امثال کوشکی ها!

دوست دارم در دنیای کوشکی ها و کوره پزها و بروغنی ها...
مهدی باکری بودن را.
مهدی باکری باشید
مهدی باکری باشید
مهدی باکری!
مهدی باکری!

مردم اگر رای می دهید، لااقل آدم هایی را انتخابات کنید که افرادی مانند شهردار فعلی را برای تصدی شهرداری انتخاب نکنند که اینگونه شهر را با پول من و شما به تاراج نبرند!

#هزاردستان

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

🛑جوابیه

‍ بسم الله الرحمن الرحیم

پیرو انتشار گزارشی توسط احدی از خبرنگاران محترم به استحضار می رساند شورای اسلامی و شهرداری در دوره پنجم با نگاه موسع در توزیع خدمات شهری در مناطق مختلف به صورت یکسان اقدام نموده است که از آن جمله می توان به روکش آسفالت تعدادی از خیابان های توحید شهر و مسکن های مهر، خیابان دانشگاه. خیابان هنرستان شهید دیواندری. خیابان غرب هنرستان شهید دیواندری، خیابان غرب شهرک جهاد. خیابان آیت الله اسلامی، خیابان رازی جنوبی، خیابان محله شیرخانی ها و در غرب نیروگاه، دوازده متری امام رضا، رازی ۲۳، بلوار فرید خراسانی، جدول گذاری خیابان بهاران و خیابان راهنمایی ۱۰ و خیابان فاطمیون در محله ده راز و کوچه ها و معابر محله کلاته سیفر بالاخص خیابان افضل آباد و همچنین در جنوب شهر کوچه های محله صالح آباد، محله قدس، خیابان باهنر و امتداد آن، خیابان سروش، هسته مرکزی شهر خیابان امیر مسعود شمالی و جنوبی، خیابان نهضت، خیابان رازی، خیابان همت، خیابان ۲۲ بهمن شرقی، خیابان گل افشانی و صدها کوچه در سطح شهر و نیز بزرگراه شهید حججی، ابریشم شرقی و ابریشم غربی در حال احداث است که خود حکایت از توزیع عادلانه خدمات شهری از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب دارد.
لذا اینجانب حسین بروغنی به عنوان خادم شما در شورای اسلامی در کنار سایر اعضای محترم شورای اسلامی شهر از هیچ کوششی دریغ نکرده و کلیه مناطق شهر را به صورت پروژه های منطقه ای و شهری در لیست خدمات شهری قرار داده ایم که امیدواریم مورد رضایت شهروندان و خداوند تبارک و تعالی قرار گرفته باشد.
و من الله التوفیق

#هزاردستان

@HezarDastan_News

Читать полностью…

هزاردستان

#حتما_بخوانید_و_ببینید

‍ 🛑کی هستی و چی هستی؟!

✍ابوالفضل لعل بهادر

▪️توبه ننوشتن من، مانند ترانه آن خواننده لس آنجلسی است که می خواند:
"توبه کردم که دگر می نخورم در همه عمر...
به جز از امشب و فردا شب و شب های دگر..."

▪️مگر می شود، ننوشت! مگر می‌شود بی خیال اتفاقاتی که در پیرامونت می‌افتد ،باشی! مگر می‌شود ناحقی را دید و سر در جیب مراقبت نهاد! مگر می شود صف طولانی مرغ را دید و سکوت کرد! مگر می شود، دستکاری در بودجه شهرداری را دید و هیچ نگفت! مگر می شود کمک شهردار سبزوار به ساخت خانه، برای فلان عالم شهر را دید و خفه شد!والله نمی شود که هیچ نگویی؛ مگر اینکه مانند سیب زمینی بی رگ و بی غیرت باشی!

▪️متاسفانه امروز در وضعیتی به سر می بریم؛ اگر کسی وعده ها و شعارهای اوایل انقلاب و رهنمودهای نهج البلاغه را از مسئولین مطالبه کند؛ ضد انقلاب و بی بصیرت و نفوذی خوانده می‌شود و به چشم تهدید به او نگاه می کنند!

▪️اگر این اتفاق تغییر بودجه شهرداری، در یک کشور دموکراتیک و لائیک اتفاق می افتاد؛ قانون‌گذاران آن کشور، خشتک آن مسئول را پاپیون کرده و به گردنش می آویختند! حال در سبزوار با سلام و صلوات، موضوع را حل و فصل می کنند و برای شهردار جهادی، پاداش چهارساله هم تصویب می کنند!

▪️اینجا سخنم با فرماندار جدیدمان است!
شما متاسفانه در نخستین روزهای صدارتتان، نمره مردودی گرفته اید! فرمانداری که نتواند چند کیلو ران و سینه مرغ را ساماندهی کند و در این اوج موج کرونا، هنوز مردم در صف‌های طولانی مرغ مشاهده شوند؛ به چه دردی می خورد!؟
شما از بیت المال حقوق می گیرید؛ که همین نابسامانی ها را سامان دهید! وگرنه به قول فائزه هاشمی، یک میخ را هم بگذاریم، می تواند کارهای الان شما را انجام دهد! این دستکاری بودجه هم، دومین گاف فاحش شماست.آقا فرماندار جدید!صد رحمت به فرماندار قدیم!

▪️جلسه پرتنش شورا که از قضا من هم شرکت داشتم؛ ملغمه ای بود از سکوت و تزویر و پلشتی!
سکوت و پلشتی بعضی از اعضای شورا، حال آدم را دگرگون می کرد! به شخصه دیگر به هیئت فلان عضو شورا نخواهم رفت!منی که از کودکی تاکنون خاطره ها و گریه ها کرده ام با نوحه خوانی ها و مصیبت خوانی هایش!حال دیگر خودش مصیبت شده است و باید به حالش گریست! چرا،چون در برابر گردن کشی ها و تخلفات شهردار سکوت اختیار می کرد و طرف مردم و حق نبود!
این حرف ها را از سر آشفته حالی نوشتم، بر من ببخشائید!

▪️تزویر شهردار سبزوار هم، مشمئز کننده بود که در اوج جلسه، آستین های خود را بالا زد، برای نماز!کوشکی با این حرکات می‌خواهد،برای بقا تَه قابلمه دین را هم نان بکشد! اما نمی داند چوب خدا صدا ندارد؛ گویی حافظ این بیت را برای امروز او گفته است:
"می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند"

آقای شهردار:
▪️روزی طرفدار سر سخت و حامی عملکرد شما بودم؛ تازه رکورددار حمایت از شما هستم، اما فیش های نجومی، ماجرای مرگ غم‌انگیز آن کارگر مظلوم شهرداری، له کردن مدیر سابق سازمان آرامستان ها، عطش خدمت نیست، شهوت قدرت است!
به قول جواد آقا یساری، نفهمیدیم کی هستی و چی هستی؟!

آقای شهردار:
▪️به خاطر همین القاب انقلابی که بعضی نفرات به شما چسباندند، هیچ مسئولی نمی‌تواند برای حفظ آبروی خود و قداست این کلمات، از شما انتقاد کند!

آقای شهردار:
▪️اینکه یک مدیر انقلابی یا جهادی باشد و تنها یک دست کت و شلوار داشته باشد و مدام خود را به امام جمعه و فرمانده سپاه شهر خود بچسباند و حقوق نجومی بگیرد و تخلف در بودجه کند چه فایده ای برای مردم دارد؟!
لطفا جهادی نباشید؛ هزار دست کت و شلوار داشته باشید؛ با آدم‌های ریش پروفسوری و شیش تیغه هم عکس بگیرید؛ ولی در بودجه تقلب نکنید!حقوق کارگر را سر وقت بدهید و مشکل مردم را حل کنید!

▪️در پایان لطفا یک اِپیلاسیونر برای زبان مو درآورده من هم پیدا کنید؛ از بس که گفتم و هیچ کسی حرف‌هایم را به شخمش نگرفت! جز سامانه محترم ثنا قوه قضائیه که برایم مدام پیامک شکایت می فرستد!

#هزاردستان
@HezarDastan_News

Читать полностью…
Subscribe to a channel