551
به نام حضرت دوست دوستان عزيز سلام و عرض تمامی بحث ها و نقد و بررسی و خوانش های غزلیات حضرت حافظ در این کانال ذخیره میشود لینک کانال @Hafezpajohi1010
سپاس بیکران از استادان و همراهان ارجمند
جناب حسینآبادی، جناب محمد
بانو لعیا، استاد یوسفزاده، بانو گوهرتاج
و بانو نیکو فرصت
از محضرتان بسیار فیض بردیم، پایدار باشید.
👏💐💐👏💐💐👏
عزیزانی که با صدای گرمشان، زینتبخش محفل تماشاگه راز شدند، نفستان گرم و پرتوان
حضور استادان گرانقدر، مایهی افتخار ماست.
شب یاران اهل ذوق و ادب، پر از آرامش
🌹🙏🌹🙏🌹🙏
لینک کانال حافظ
@Hafezpajohi1010
ای عارفان سوز دل حافظ در راه مانده را تنها از شمع بپرسید که او هم مانند شمع در سوز و گداز است.
Читать полностью…
حافظ
خودرا شمع جمع در راه رسیدن به معرفت معرفی کرده
شمعی که باید بسوزد تا راه را مشخص سازد
دراین راه
سوز و گداز حاصل و نصیب اوست.
شمع راه معرفت شده است و حاصلی جز سوختن ندارد
پر واضح است که در راه روشنگری
بخصوص روشنگری دینی
سرنوشتی چون شمع در انتظار است.
دائم دل پرتاب من از آتش سودا
چون شمع جگر تافته در سوز و گداز است
خواجوی کرمانی
شمع میسوزد و روشنایی میدهد و ذوب میشود
عاشق نیز همچون شمع در حال سوختن و ذوب شدن است
حافظ مانند شمع در سوز و گداز است: تشبیه
Читать полностью…
مجلسیان: صاحبدلان و رندان که محرم را حقاند و از شکن زلف خم اندر خم جانان قصهها دارند و حافظ در جمع آنها مثل شمع سوز و گداز دارد میسوزد و روشنی میبخشد
Читать полностью…
هیچکس را بر من از یاران مجلس دل نسوخت
شمع را بینم که اشکش میرود بر روی زرد
سعدی
ای یاران مجلس از داغ دل حافظ ناتوان، فقط شمع آگاه است که مانند وی میسوزد و میگدازد.
Читать полностью…
شمع، سوز و گداز: تناسب
واج آرایی س
۹- ای مجلسیان سوزِ دلِ حافظِ مِسکین
از شمع بپرسید که در سوز وُ گداز است
خود نیست مرا قبله، جز کعبهی کوی تو
گر روی بگردانی، من قبله بگردانم
حسن دهلوی
نماز به مفهوم قلبی و عارفانهی آن مورد نظر است. بدین معنی معنی که هر آنکس که وارد عالم عشق شود، به خودی خود در حال نماز خواهد بود.
Читать полностью…
عین نماز است: نماز واقعی است، خود نماز است
Читать полностью…
قبله: جایی که نیازمندان بدان روی میآورند و حاجت میخواهند از خدا
Читать полностью…
شمعیم و خواندهایم خط سرنوشت خویش
ما را برای سوز و گداز آفریدهاند
فصیحی هروی
دلی چون شمع میباید که بر جانم ببخشاید
که جز وی کس نمیبینم که میسوزد به بالینم
سعدی
شبی احوال بیماران بپرس از شمع روشندل
که بیمار است و میسوزد همه شب بهر بیماران
سلمان ساوجی
شاعر خود را به شمع سوزان تشبیه میکند و حال خود را چون شمع میداند که میسوزد و ذوب میشود
Читать полностью…
مسکین بیچاره در راه مانده
حافظ در راه رسیدن به معشوق در راه مانده و مانند شمع از دلش میسوزد
ای اهل مجلس اگر بخواهید از حال دل من باخبر شوید باید از شمعی که در پیش رویتان در سوز و گداز است بپرسید زیرا شمعی که می سوزد و ذوب می شود از حال دل من باخبر است
Читать полностью…
مجلسیان: یاران مجلس
دوستان حافظ
قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند
ماکه
رندیم وگدا
دیرمغان مارابس
پس
حافظ اورا در کوی دوست می جوید
نه جایگاه های منحصری که معین کرده اند
که این خود عین قشری گری است و تحجر
کعبه کوی تو
قبله ابروی تو
ونماز و پرستشی دیگر
در تقابل با
کعبه و قبله و محراب زاهد.
حافظ رندانه
اورا در کوی و دیاری دیگر می بیند و می خواند
ومعتقداست در بهشتی که مطرح می کنند نیست
در مسجدو صومعه و دیری که می گویند نیست
اورا محدود به جا و مکان خاص و ساختگی نمی داند.
او در همه جا وبرای هرکه بخواهد و بخواند
با هر زبان و طریقی
حاضراست.
کعبه دل ،جای اوست
ان جایی که هرکس با توجه به ظرفیتش می تواند اورا شهود کند.
دیگران هرچه بگویند،صرفا حجاب است
باید حجاب را کنار زد.
اینجاست که
حافظ عابد ومعبودی اهل شریعت را بر نمی تابد
عاشق و معشوقی را عرضه می دارد
تا حجاب ها ومحدودیت ها را بردارد.
عین: ایهام دارد:
به معنای چشم به اعتبار ابرو و معنی دیگری را میتوان قایل شد: فرض یا واجب عینی است مثل خود نماز
قبلهی ابرو: قبلهی تشبیهی
ابرو به واسطهی هلالی بودن آن، به محراب مانند شده
محراب به هر جانب که باشد، آنجا قبله است
کوی معشوق مانند کعبه مقدس است
Читать полностью…