englishnutsbolts | Unsorted

Telegram-канал englishnutsbolts - انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

10322

زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بسته‌های درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi

Subscribe to a channel

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

وقتی می‌گویم به‌سختی می‌توانم متن ترجمه‌شده بخوانم یعنی این!

هنگام خواندن ترجمه، ناخودآگاه مشابه این عملیات در ذهنم می‌گذرد. برای این‌که شما هم ببینید چه کلنجاری با متن‌های ترجمه‌شده دارم، نمونه‌ای از آنچه را در ذهنم می‌گذرد روی کاغذ آورده‌ام (البته در این مورد خاص با متن انگلیسی تطبیق داده‌ام).

ترجمه‌های خوبِ کم‌شمار به‌کنار، که وجودشان مغتنم است و سعی مترجمانشان مشکور. اما ترجمه‌های ضعیف و فارسی‌آزار متاسفانه دست بالا را در بازار کتاب دارند.

از ترجمه‌خوانی بکاهید و بر انگلیسی‌خوانی بیفزایید.


- عبدالرضا شهبازی

◻️مطلب کاملاً مرتبط

◻️مطلب کاملاً مرتبط


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در انگلیسی ترکیباتی (برای بیان اندازه و مقدار) هست که صورت جمع دارند، مثلِ
ten days
twenty dollars
five kilometers

و مانند این‌ها، ولی اندازه یا مقداری را که بیان می‌کنند در واقع یک کلِ یا واحدِ یکپارچه‌ی انتزاعیِ منفرد است و همین مفهومِ واحدِ منفرد زورش بر صورت جمع می‌چربد و فعل را مجبور می‌کند مطابقت مفرد کند نه جمع.

مثلاً
◻️Eight days is a long time to be on your own.
در اینجا ترکیب eight days صورت جمع دارد ولی یک واحدِ منفردِ زمانی را بیان می‌کند. به همین دلیل، فعل به‌جای این‌که are باشد، is است.

یک مثال دیگر:

◻️Twenty dollars seems far too much to pay for a takeaway pizza.
در اینجا نیز، twenty dollars در واقع یک واحد یکپارچه‌ی قیمت یا بها است نه مفهومِ جمعِ بیست دلار.


🔳 برخی مواقع، علاوه بر فعل که با مفهوم واحد و منفردِ این صورت‌های جمع مطابقت می‌کند، ممکن است مُعرِّفی (determiner) هم واردِ جمله شود که به‌رغم آن‌که با هسته‌های مفرد می‌آید ولی در این‌گونه موارد با این صورت‌های جمع نیز همراه می‌شود.

◻️That ten days we spent together in Paris was wonderful.
در اینجا، معرفِ that که برای مفرد‌ها می‌آید با صورت جمعِ ten days آمده، درست مانند was که ترکیب ten days را یک واحدِ یکپارچه‌ی مفرد زمانی تشخیص می‌دهد. یعنی گوینده کل ده روز را یک خاطره‌ی واحد و تجربه‌ی یکپارچه می‌بیند.

مثال بیشتر:

◻️Another three eggs is all we need.

اینجا نیز another (که با هسته‌های مفرد می‌آید) مثل فعلِ is با شکلِ جمعِ three eggs آمده است.


◻️Those five kilometers are harder than I expected.
در اینجا، five kilometers در ذهن گوینده پنج بخش مجزاست که با هم جمع شده و یک واحد یکپارچه‌ی منفرد نیست (چون هر کیلومتر به‌نوبه‌ی خود رنج و سختی بوده). به همین دلیل، ضمیر اشاره‌ی جمع برای آن به‌کار رفته و فعل هم are یعنی جمع آمده است.

◾️آیا ممکن است مثلاً five kilometers با فعل مفرد بیاید؟
بله. می‌تواند.
◻️That five kilometers is the hardest part of the marathon.
در اینجا five kilometers در ذهن گوینده یک بخش (part) یا یک واحد یکپارچه است که دشوارترین قسمت ماراتن محسوب می‌شود و ضمیر اشاره‌ی مفرد هم برای آن به‌کار رفته است.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

ادامه‌ی مطلب👇👇👇

در سال ۱۹۵۴ نویسنده‌ی هلندی، مارگریت بروین (Margreet Bruijn)، با الهام از داستان هانس برینکر و روایت کوتاه این پسر قهرمان، داستان «Hannes Brinker, of De zilveren schaatsen» را بازنویسی کرد و آن را به داستانی هلندی تبدیل کرد. قصه در شهر اسپارتدام رخ می‌دهد، یعنی همان جایی که در سال ۱۹۵۰، برای جلب نظر گردشگران آمریکایی که در جست‌وجوی محل واقعی داستان بودند، مجسمه‌ای نمادین از این پسر نصب شده بود.

در همان سال ۱۹۵۰، مجله‌ی TIME گزارش کرد که گردشگران آمریکایی در هلند مرتب سراغ محل واقعی این ماجرا را می‌گیرند و هلندی‌ها سرانجام در اسپارتدام مجسمه‌ای از آن پسر ساختند، پسری که اساساً شخصیتی افسانه‌ای است.

در روایت ایرانی این داستان - همان‌گونه که بالاتر اشاره کردم - نام پطرس دیده می‌شود که احتمالاً از نام Peter آمده است. در واقع، شاعر آمریکایی فیبی کری (Phoebe Cary) در شعری با عنوان The Leak in the Dike که پس از مرگش منتشر شد، برای نخستین بار این پسر بی‌نام را Peter نامید. از این رو، بعدها در برخی روایت‌های آمریکایی او را Peter of Haarlem نیز خواندند. بنابراین «پطرس» احتمالاً از همین پیتر منشا گرفته است.

پیتر را در زبان عربی و فارسی گاه پطرس می‌نامند (و منشایی انجیلی هم دارد). در داستان امیرارسلان نامدار نوشته‌ی نقیب‌الممالک، قصه‌گوی مخصوص ناصرالدین‌شاه، نیز نام پادشاه روم و پدر فرخ‌لقا، پطرس‌شاه است که همان King Peter فرنگیان است.

اما این‌که داستان پطرسِ معروف را اولین بار چه کسی و از چه منبعی وارد فارسی کرد و طی چه فرآیندی وارد کتاب قدیمِ فارسی دبستان شد هنوز بر من نامعلوم است.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◽️نیویورک، منطقه‌ی مَنهتَن، سال ۱۸۹۹

هم سرعت فیلم را به‌حد طبیعی رسانده‌اند، هم آن‌ را رنگی کرده‌اند و هم صداهایی به آن افزوده‌اند تا طبیعی‌تر به‌نظر آید.

تمامی انسان‌هایی که می‌بینیم دیرزمانی است که مرده‌اند و استخوان‌هایشان هم خاک شده است.
آنهایی که کنجکاوانه به لنز دوربین حجیم آن ‌زمان خیره نگاه می‌کنند هرگز تصور نمی‌کردند ۱۲۷ سال بعد انسان‌هایی از آینده هم به آنها خیره بنگرند، تو گویی دوربین کرم‌چاله‌ای است دهان‌گشوده رو به دو دنیای دور از هم.

نکته‌ی فرعی:
در ثانیه‌ی ۵۴ و ۵۵ شاهد صحنه‌ای هستیم که ۵۵ سال بعد از آن، مرلین مونرو در فیلم «خارِشِ هفت‌سالگی»* (The Seven Year Itch, 1955) انجام داد و به flying skirt معروف شد و بعدها مجسمه‌ی عظیمی هم از مونرو در این حالت ساخته شد.

*این فیلم در ایران با عنوان «خارشِ هفت‌ساله» معروف است.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

تخفیف ویژه برای بسته‌ی دهم

🟩 دوستانی که ۹ بسته‌ی نخستِ دوره‌ی درک مطلب انگلیسیِ متوسطه‌تا‌پیشرفته (افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی) را تهیه کرده‌اند ولی تاکنون - به هر دلیلی - موفق به تهیه‌ی بسته‌ی دهم نشده‌اند می‌توانند بسته‌ی دهم را با تخفیف ویژه دریافت کنند.

⏳ این تخفیف تا پایان چهارشنبه (۲۱ مرداد) برقرار است و تمدید نخواهد شد.

🔳با این تخفیف ویژه، بسته‌ی دهم را تهیه و دوره‌ی خود را کامل کنید.

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم انگلیسی

@abdorrezashahbazi

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

به این جمله دقت کنید:
◽️John broke the vase.
جان گلدان‌ را شکست.

یکی از شیوه‌های پرکاربرد برای تاکید گذاشتن روی فاعل یعنی John استفاده از ساختِ جمله‌ی اسنادی‌شده (cleft sentence) است، یعنی یک بند واحد را به دو بند تقسیم کنیم:
◽️It was John who broke the vase.
این جان بود که گلدان را شکست.

تحلیل:
جمله‌ی اصلی ما یک بند واحد بود:
John broke the vase.

عملیات اسنادی‌شدگی موجب شد بند واحد ما تبدیل به دو بند شود.
بند اصلی: It was John 
بند موصولی: who broke the vase

در این عملیات، برای اینکه تمرکز را روی John قرار دهیم یک فاعل تهی (dummy subject) قرار می‌دهیم (یعنی it) و باقی اطلاعات جمله را بعد از ضمیر موصولی (who) قرار می‌دهیم.

در واقع، در این عملیات نحوی هیچ اطلاعات تازه‌ای به جمله اضافه نکردیم ولی کار بسیار مهمی انجام دادیم و آن، تاکید گذاشتن روی فاعل جمله یعنی John بود.

خب، حالا فرض کنید قرار است تمرکز را روی مفعول یعنی the vase قرار دهیم. جمله‌ی اسنادی‌شده‌ی ما خواهد بود:
◽️ It was the vase that John broke.
این گلدان بود که جان شکست.

تحلیل:
جمله‌ی اصلی را که یک بند واحد بود به دو بند تقسیم کردیم.
بند اصلی: It was the vase
بند موصولی: that John broke


دو مثال دیگر:

◽️Mary bought the book. (جمله‌ی اولیه)
مری کتاب را خرید.

◾️It was Mary who bought the book.  (تمرکز روی فاعل)
این مری بود که کتاب را خرید.

◼️It was the book that Mary bought (تمرکز روی مفعول)
این کتاب بود که مری خرید.
➖➖➖➖➖

◻️They fixed the car yesterday. (جمله‌ی اولیه)
آنها دیروز اتومبیل را تعمیر کردند.

◼️ It was they who fixed the car yesterday. (تمرکز روی فاعل)
این آنها بودند که دیروز اتومبیل را تعمیر کردند.

▫️در انگلیسی رسمی در اینجا they را به‌کار می‌بریم ولی در انگلیسی غیررسمی و محاوره ضمیر مفعولی them را به‌کار می‌بریم، گرچه چندان دستوری نیست.
(It was them who fixed the car yesterday.)


◼️It was the car that they fixed yesterday. (تمرکز روی مفعول)
این اتومبیل بود که آنها دیروز تعمیر کردند.

🔳 آنچه تا اینجا مختصراً گفتم جمله‌ی اسنادی‌شده به‌کمک it است که آن را It-Cleft هم می‌گویند.
نوع دیگری از این ساخت Wh-Cleft است که آن را در اینجا توضیح داده‌ام.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

🔳 در انگلیسی (عمدتاً گفتاری) ممکن است بیش از یک پرسش‌واژه در یک بند (clause) گنجانده شود.

◻️What did you find where?
چی را کجا پیدا کردی؟

◻️Who killed whom?
کی، کی را کشت؟

◻️Who said to do what?
کی گفت که چه کاری انجام شود؟

◻️Who ate what at the restaurant?
کی چه خورد در رستوران؟

◻️How much did you give to whom?
چقدر به کی دادی؟

▪️در فارسی این امکان وجود دارد که دو پرسش‌واژه بلافاصله پشتِ هم در صدر بند بیایند:
▫️کی کجا رفت؟
در فارسی چنین ساختی دستوری است و مشکلی ندارد ولی در انگلیسی چنین ساختی نادستوری است.
◽️*Who where went?
علامت ستاره در آغاز هر جمله نشان‌دهنده‌ی نادستوری بودن آن جمله است.
شکل دستوری در انگلیسی این گونه است:
◻️Who went where?

▪️بنابراین، مراقب باشیم تحت تاثیر نحو فارسی در چنین ساخت‌هایی، جمله‌های نادستوری در انگلیسی نسازیم.


🔳 ممکن است با ترکیب دو جمله، یک جمله‌ی مرکبِ پرسشی با دو پرسش‌واژه به‌وجود بیاید.

مثلاً دو جمله‌ی
When is the meeting?
جلسه چه وقت است؟
و
Where is the meeting?
جلسه کجاست؟

با هم ترکیب شوند و به چنین جمله‌ای برسیم:
◻️When and where is the meeting?
جلسه چه وقت و کجاست؟
در این شکلِ ترکیبی در واقع دو بند داریم که and آنها را از هم جدا کرده است (نه یک بند مثل بخش نخست).
البته اینجا یک آرایش دیگر هم می‌توانیم به جمله بدهیم.
به‌جای اینکه هر دو پرسش‌واژه را در آغاز بیاوریم و با یک and از هم جدا کنیم، می‌توانیم یکی را در آغاز بیاوریم، جمله را کامل کنیم و در انتها یک ویرگول بگذاریم - اگر قرار بر نگارش آن باشد - و بعد از یک and، پرسش‌واژه‌ی دوم را اضافه کنیم و با افزودن یک علامت پرسشی در انتها، کار را تمام کنیم.

◻️When is the meeting, and where?


یک مثال دیگر:
◻️Where did you go yesterday, and Why?
دیروز کجا رفتی و چرا؟


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

🔳ماهنامه‌ی Astronomy⁠ یکی از شناخته‌شده‌ترین و پرمخاطب‌ترین مجلات عمومی در زمینه‌ی نجوم است که از سال ۱۹۷۳ در آمریکا منتشر می‌شود.

مطالب این مجله طیفی از تازه‌ترین کشفیات و اخبار فضایی تا رصد آسمان، سیارات، ستارگان، کهکشان‌ها، کیهان‌شناسی، راهنمای مشاهده و بررسی تلسکوپ و تجهیزات رصدی را دربر می‌گیرد.

مخاطبان اصلی آن بیشتر علاقه‌مندان نجوم و رصدگران آماتور است هرچند برای رصدگران جدی‌‌تر هم جذابیت دارد.

مطالب این نشریه‌ی عمومی معمولاً مبتنی بر یافته‌های علمی، مأموریت‌های فضایی و پژوهش‌های معتبر است و نویسندگان متخصص و دانشمندان نیز در آن مطلب دارند.

◾️پی‌دی‌اف بالا شماره‌ی سپتامبر ۲۰۲۶ از این نشریه است.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

وقتی می‌گوییم انگلیسیِ پاش (Posh English) منظور نوعی انگلیسی است که طبقات بالای اجتماع (Upper Class) در انگلستان به‌کار می‌برند و ترکیبی از رفتار و گفتار مبادی آداب با تلفظ روشن با سرعتی نه‌چندان تند است. نماد بارز این نوع انگلیسی را - که گاه به آن انگلیسیِ ملکه (Queen's English) می‌گویند - در خانواده‌ی سلطنتی می‌توان دید.

پاش به‌لحاظ تلفظی و لهجه‌ای به بریتیشِ استاندارد (RP) نزدیک است، یعنی لهجه‌ای که حدود ۳٪ از مردم انگلستان به آن سخن می‌گویند (و لهجه‌ی دوره‌های آموزشی است) و از نظر تاریخی با طبقات تحصیل‌کرده و بالاترِ اجتماعی پیوند داشته است. RP را انگلیسیِ BBC هم می‌نامند، هرچند امروز BBC از طیف بسیار متنوع‌تری از لهجه‌های انگلستان استفاده می‌کند.

پاش، علاوه بر تلفظ استاندارد، معمولاً در ترکیب با آداب‌دانی و انتخاب واژگان و بیان سنجیده و عاری از ترکیبات عامیانه اشاره دارد. سخن‌وران پاش، دیگر لهجه‌های انگلیسی را معمولاً غیراستاندارد می‌دانند.

در ویدیوی طنز بالا، تقابل اغراق‌آمیزِ خانواده‌ای پاش را با پرستار بچه‌‌ای که از شمال انگلستان (نیوکاسل) آمده است می‌بینید.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◻️اگر «یه» را برداریم، خللی به جمله وارد می‌شود؟ هرگز

◻️آیا جمله بدون «یه» بهتر است؟ صددرصد

◻️پس چرا از «یه» در جایی که هیچ نیازی به آن نیست استفاده می‌کنند؟
چون شدیداً تحت تاثیر نحو انگلیسی هستند (از طریق ترجمه‌های ضعیف و مترجمانِ فارسی‌ندان و تنبل).


- عبدالرضا شهبازی

▪️مطلب کاملاً مرتبط

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

این هم از مواردی است که نمی‌توان ترجمه کرد.

نکته در ترکیب hard drive است که در کامپیوتر به‌معنی دیسک سخت یا همان هارد است (شکل کاملش hard drive disk است؛ معمولاً بدون disk) اما معنای دیگری هم می‌تواند داشته باشد: رانندگی سخت و پرمشقت و خسته‌کننده.

در ترجمه‌ی گفت‌و‌گوی بالا به فارسی زیبایی جِناسِ (pun) انگلیسی از بین می‌رود.

🔳 اسمِ drive معانی دیگری هم دارد، از جمله راهِ ماشین‌رو یا مسیر اتومبیل (هنگامی که برای خانه و باغ یا شبیه به آن به‌کار رود).

◽️12 Maple Drive

◽️I parked in the drive.

◽️Each house has a car on the drive.

▪️به حروف اضافه‌ی in و on در دو مثال بالا دقت کنید.


🔳 در توصیف راست‌فرمان یا چپ‌فرمان بودنِ اتومبیل

◽️a left-hand drive car
اتومبیل چپ‌فرمان

◽️a right-hand drive car
اتومبیل راست‌فرمان

🔳 در توصیف نحوه‌ی انتقال نیرو به چرخ‌های اتومبیل

◽️a front-wheel drive car
اتومبیل دیفرانسیل‌جلو (FWD)

◽️a rear-wheel drive car
اتومبیل دیفرانسیل‌عقب (RWD)

◽️a four-wheel drive car
اتومبیلِ چهارچرخ‌متحرّک (4WD)

◾️اسمِ drive معنی‌های دیگری هم دارد.


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️The History of Video Gaming (2026)

◻️James Roland


▪️مطلب مرتبط

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

🔳 یکی از ردیف‌های معنایی cloud در حالت فعلی چیزی را مبهم کردن، تیره‌وتار کردن، یا تحت‌الشعاع قرار دادن و از این دست است. درواقع، هسته‌ی معنایی آن تیره، مبهم یا نامطمئن کردن است.

◻️Don't cloud the issue with unnecessary details.
با جزئیات غیرضروری، موضوع را مبهم نکن.

◼️فعل cloud در این ردیف معنایی - خصوصاً - با judgment همایندی دارد و به‌معنی تحت‌الشعاع قرار دادنِ قضاوت و داوری یا مختل کردن آن است.

◻️Don’t let your personal feelings cloud your judgment.
اجازه نده احساسات شخصی‌ات قضاوتت را تحت‌الشعاع قرار دهد/ ..مختل کند.

◻️Alcohol had clouded his judgment.
الکل قضاوتش را مختل کرده بود/ ... تحت‌الشعاع قرار داده بود.

◼️البته این فعل با اسم‌هایی مثل
memory
thinking
mind
issue
outlook
future
prospects
و چند اسم دیگر نیز با‌هم‌آیی دارد.

◼️در تیتر بالا هم بسته‌شدنِ تنگه‌ی هرمز، چشم‌انداز واردات نفت خام را تیره‌و‌تار کرده:

بسته‌شدن تنگه هرمز، پس از آنکه واردات نفت خام چین در ژوئیه به بالاترین سطح سه‌ماهه رسید، آینده‌ی این واردات را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.



- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در صورتی که به اطلاعات بیشتری درباره‌ی دوره‌های تالیفی درک مطلب انگلیسی (از مبتدی تا پیشرفته) نیاز دارید یا پیرامون مسیر تقویتِ درک مطلبِ انگلیسی‌ِ خود (به‌طور کلی) پرسش‌هایی دارید، می‌توانید در خصوصی بپرسید:
@abdorrezashahbazi

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

حرف ربط as در مواقعی می‌تواند به‌معنی «هرچند» یا «به‌رغمِ» یا «با وجودِ» و از این دست باشد.

مثلاً این جمله را در نظر بگیرید:
◽️Tired as he was, he offered to repair the car for me.
با وجود/ به‌رغمِ خستگی، پیشنهاد داد که ماشین را برایم تعمیر ‌کند.
هرچند خسته بود، پیشنهاد داد که ماشین را برایم تعمیر کند.

▫️در واقع این جمله را می‌شود این‌گونه بازنویسی کرد:
Though he was tired, he offered to repair the car for me.

🔲 ساختار چنین جمله‌ای این است:
adjective + as + subject + verb

▫ فعل‌هایی مثل to seem یا to appear هم به‌جای فعل to be ممکن است به‌کار روند.


چند مثال دیگر:

◽️ Strong as he was, he couldn't lift the heavy box.
به‌رغم پُرزور بودنش، نتوانست جعبه‌ی سنگین را بلند کند.


◽️Intelligent as you are, I suspect you will fail.
هرچند باهوشید، گمان نمی‌کنم موفق شوید./ به‌رغم باهوش‌بودنتان، شک دارم موفق شوید.


◽️Improbable as it seems, it's true.
هرچند محتمل به‌نظر نمی‌رسد، ولی حقیقت دارد.


◽️Angry as he was, he couldn't help smiling.
با وجودی که عصبانی بود، نتوانست لبخند نزند./ به‌رغم عصبانیتش، نتوانست جلوی لبخندش را بگیرد.


🔳 البته ساختار بالا منحصر به صفت نیست. می‌توانیم به‌جای صفت از اسم هم استفاده کنیم.

◽️Child as he was, he understood the danger.
هرچند بچه بود، خطر را فهمید/ حس کرد.
▪️ساختار جمله‌ی بالا چنین است:
noun + as + subject + verb

یک مثال دیگر از ساختار اسمی:
◽️Novice as he was, he completed the task flawlessly.
هرچند تازه‌کار بود، کار را بی‌عیب انجام داد.


🔳 علاوه بر صفت و اسم، از قید هم می‌توانیم در این ساختار استفاده کنیم.

◽️Quickly as she spoke, everyone understood her.
هرچند سریع صحبت می‌کرد، همه، متوجه حرف‌های او شدند/ ... همه، حرف‌های او را فهمیدند.

▪️ساختار جمله‌ی بالا چنین است:
adverb + as + subject + verb

یک مثال دیگر از ساختار قیدی:

◽️Carefully as he worked, he still made a few mistakes.
هرچند با دقت کار می‌کرد، باز مرتکب چند اشتباه شد.

◾️در این ساختار، قیدهای lyدار که حالت (manner) را توصیف می‌کنند - نظیر quickly یا carefully یا quietly یا slowly یا suddenly و از این دست - بیشترین کاربرد را دارند.


🔲 ساختار‌های سه‌گانه‌ای بالا (برای صفت و اسم و قید)، لحنی رسمی یا تا حدی ادبی به کلام می‌دهند. در محاوره و بیان غیررسمی معمولاً از though استفاده می‌کنند.

مثلاً آخرین جمله‌مثال را می‌توانیم به‌کمک though این‌گونه بازنویسی کنیم:
◽️Though he worked carefully, he still made a few mistakes.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

🔲 واژه‌ی through (زمانی که مفهومی مکانی) دارد حرکتِ فعل را در فضایی سه‌بعدی نشان می‌دهد، مثلاً از میانِ دروازه، در، تونل، جنگل، شهر، حفره و از این دست.

◽️The water is pumped through pipes.
آب داخل لوله‌ها جاری می‌شود./ آب داخل لوله‌ها پمپ می‌شود.

◽️The burglar got in through the window.
دزد از پنجره وارد شد.

◽️I walked through the wood.
پیاده از جنگل گذشتم.

◾️منظور از the wood یا the woods معمولاً - و نه لزوماً همیشه - جنگل کوچک و کم‌تراکم است.
برای توضیحات بیشتر اینجا را ببینید.


◽️We drove through several towns.
با ماشین از چند شهر عبور کردیم.

◽️I walked through the crowd to the bar.
از دل جمعیت گذشتم و خودم را به پیشخانِ بار رساندم.

◽️The bullet passed straight through his skull.
گلوله‌ یک‌سر از میان جمجمه‌اش گذشت.

◽️The wind howled through the trees.
باد زوزه‌کشان از میان درختان ‌وزید/ ... ‌گذشت.

➖➖➖➖➖
🔲 در مقابل، across حرکت روی صفحه‌ای دوبعدی را نشان می‌دهد، یعنی از یک طرفِ چیزی به طرفِ دیگرش.

◽️We walked across the ice.
پیاده از یک طرف یخ/ ناحیه‌ی یخ‌زده به طرف دیگرش رفتیم.

◾️حرف اضافه‌ی across در اکثر موارد عبور از عرضِ چیزی را نشان می‌دهد. بنابراین، در بیشتر مواقع می‌توانیم در ترجمه‌ی آن "عرضِ" یا "از عرضِ" را هم به‌کار ببریم.

◽️We drove across the desert.
با اتومبیل از عرض بیابان گذشتیم./ عرض بیابان را با اتومبیل پیمودیم./ از یک طرفِ بیابان به طرف دیگرش رفتیم.

◽️We walked across the canal by a footbridge.
به‌کمکِ پُل عابر از عرضِ آبراه/ کانال گذشتیم.

◽️I'll help you to push your car across the bridge.
به شما کمک می‌کنم تا اتومبیل‌تان را به آن طرفِ پل هُل بدهید.

◾️درباره‌ی کاربردِ through و across نکاتِ ریز و درشتِ فراوانِ دیگری هم هست که فعلاً از آنها می‌گذرم.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

صورت اولیه‌ی این یادداشت را سال ۱۳۸۵ و در ایام وبلاگ‌نویسی در وبلاگی نوشتم. چندین سال بعد در فیسبوکم منتشر کردم و چندین‌سال بعدتر در یکی از کانال‌های تلگرامی‌ام که مربوط به مسائل تاریخی بود (و بعدها حذف کردم) بازنشر کردم.
الان با افزایش‌ها و ویرایش‌هایی آن را بازنشر می‌کنم.
شاید برایتان جالب باشد.



🔳 سال ۱۳۸۵ در ترمینال مسافربری اهواز دو زن میان‌سال هلندی را ملاقات کردم که چند روزی را برای دیدن اماکن تاریخی و زیبای ایران به کشورمان آمده بودند. هر دو معلم بودند؛ یکی معلم زبان انگلیسیِ کودکان و البته بازنشسته که می‌گفت حدود ۳۰ سال قبل همراه شوهرش در اهواز کار آموزش انگلیسی به کودکان را بر عهده داشته است. دیگری معلم علوم بود که می‌گفت قبل از انقلاب ۱۳۵۷ به‌دلیل شغل شوهرش که کارمند سفارت هلند در ایران بوده، پنج شش سالی در ایران زندگی کرده بود و چند کلمه‌ای فارسی صحبت می‌کرد.

از هر دری صحبت کردیم تا این‌که سخن به یک داستان رسید. من به آنها گفتم در یکی از کتاب‌های فارسی دوره‌ی دبستان ایران، داستانی است مربوط به پسر هفت هشت ساله‌ی هلندی که غروب‌هنگام در حین گذر از کنار یک سد (dyke) متوجه پدید آمدن سوراخی در سد می‌شود که آب از آن چکه می‌کند. با خود فکر می‌کند تا به خانه برود و کمک بیاورد ممکن است این سوراخ آنقدر بزرگ شود که سد را متلاشی و روستایشان را ویران کند. پس انگشتش را بر سوراخ سد می‌گذارد و به رغم سرمای هوا و کرخت شدن انگشتش، تا صبح همان‌جا می‌ماند تا اینکه صبح‌هنگام روستاییان او را می‌یابند، سد را تعمیر می‌کنند و کارش را می‌ستایند (بگذریم از این‌که انگشتی کودکانه چگونه می‌توانسته جلوی فشار شدید خروج آب از سوراخ سد را بگیرد).

همچنین، اضافه کردم که نام آن پسر در کتاب‌های دوره‌ی دبستان پِطرُس است

هر دو بانوی هلندی از شنیدن این‌که این داستان در کتاب فارسی یکی از پایه‌های دبستان ایران آمده شگفت زده شدند ولی هنگامی که نامش را گفتم هر دو قویاً انکار کرده گفتند نام این پسر هانس برینکر (Hans Brinker) است نه پطرس، و البته یکی از آنها این داستان را واقعی و دیگری آن را داستانی خیالی می‌دانست.

تا چند هفته این پرسش در ذهنم بود که آیا این داستان به‌راستی داستانی واقعی است یا نه؟ و این که چرا در کتاب فارسی دبستان ایران نام او را پطرس گذاشته‌اند حال آن که نامش هانس است؟
بنابراین طی چند روزی جستجو در اینترنت به بررسی این داستان پرداختم.

نتیجه‌ی جستجو:

در سال ۱۸۶۵ بانوی نویسنده‌ی آمریکایی، مری میپس داج (Mary Mapes Dodge)، داستانی بسیار پرفروشی منتشر کرد تحت عنوان Hans Brinker, or The Silver Skates یا «هانس برینکر یا کفش‌های اسکیت نقره‌ای.»

داستان از این قرار بود که پسربچه‌ای فقیر به نام هانس برینکر و خواهرش گِرتل از کشور هلند، به‌دلیل بیماری پدرشان و تلاش در کمک به وضع مالی خانواده و درمان پدر، سعی می‌کنند در مسابقه‌ی اسکیتی برنده شوند که جایزه‌اش یک جفت کفش اسکیت نقره‌ای است (چقدر مضمونِ فیلم "بچه‌های آسمان" به کارگردانی مجید مجیدی به مضمونِ این داستان نزدیک است!).
در یکی از فصل‌های این داستان، در کلاس درس، داستان پسربچه‌ای هلندی خوانده می‌شود که هنگام گذر از کنار سدی ... بعله! همان داستان پطرسِ خودمان بازگو می‌شود. نام این پسر‌بچه در داستان ذکر نمی‌شود و او فقط «قهرمان هارلم» نامیده می‌شود. اما کم‌کم نام این پسر به غلط به هانس ــ یعنی نام شخصیت اصلی داستان ــ سر زبان‌ها می‌افتد.

البته خود داستانِ پسربچه و سد نیز ساخته‌ی مری میپس داج نیست. روایت‌های مشابه آن پیش از انتشار رمان داج وجود داشته‌اند و پژوهش‌های جدیدتر ریشه‌ی آن را به روایت‌هایی فرانسوی در قرن نوزدهم، از جمله داستانی از اوژنی فوا (Eugénie Foa) در سال ۱۸۴۸، و حتی روایت‌های قدیمی‌تر می‌رسانند. داج این داستان را در رمان خود گنجاند و به این ترتیب به شهرت بسیار بیشتری رساند.

بیش از ۹۰ درصد آمریکاییان این داستان را در سنین کودکی و نوجوانی شنیده یا خوانده‌اند و تقریباً همگان نیز نام این پسر‌بچه‌ی قهرمان را به اشتباه هانس برینکر می‌دانند، (حال آنکه در آن قصه‌ی کوتاه در دل آن داستان بلند نام این شخصیت ذکر نشده است.)

حال نکته‌ی جالب این که هلندی‌ها چنین قصه‌ای را در ادبیات فولکلور خود ندارند و این قصه را از آمریکاییان می‌شنوند، آمریکاییانی که برای گردش و تفریح به هلند می‌آیند و در‌به‌در به‌دنبال روستا، مجسمه و نشانی از هانس می‌گردند، هانسی که اصلاً وجود خارجی نداشته است. این داستان در واقع یک افسانه‌ی قدیمی و اصیل هلندی نیست و در خود هلند نیز تا انتشار ترجمه و اقتباس‌های هلندی از کتاب داج در اواخر قرن نوزدهم شناخته‌شده نبود.

ادامه مطلب👇👇👇

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

کلمه‌ی series به‌معنی «سریال» در ترکیب TV series (سریال تلویزیونی) شکل جمع ندارد. در واقع، شکل مفرد و جمع آن یکسان است و برای ساختن جمع، s دیگری به آن اضافه نمی‌شود.

در این صورت، اگر بخواهیم بگوییم «سریال‌ها»، چگونه باید این کلمه را به‌کار ببریم؟
راهش استفاده از یک کمیت‌نما یا عبارت کمّی مثل several، many، a lot of و نظایر اینها قبل از TV series است.

◻️I have watched several TV series over the past two years.
طی دو سال گذشته چندین سریال (تلویزیونی) دیده‌ام.

◻️There are many great TV series out there.
سریال‌های (تلویزیونیِ) خیلی خوبِ زیادی تولید شده‌اند. / سریال‌های (تلویزیونیِ) عالی‌ِ فراونی هست که لازم است ببینید.

◻️These TV series are all worth watching.
همه‌ی این سریال‌ها ارزش تماشا دارند.


▪️در حالت مفرد:

◻️This TV series is really exciting.
این سریال واقعاً هیجان‌انگیز است.


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

قبلاً به اختصار با جمله‌های اسنادی‌شده (cleft sentences) به‌کمکِ it آشنا شدیم، یعنی همان که به آن It-Cleft هم می‌گویند (اینجا را ببینید).

در ادامه با نوع دیگری از جمله‌های اسنادی‌شده مختصراً آشنا می‌شویم که به آن Wh-Cleft می‌گویند که به‌کمک آن، برای تاکیدگذاری یا ایجاد تمرکز بر یک بخشِ جمله، از کلماتِ whدار مثلِ what و where و who و when و why استفاده می‌شود (هرچند بسامد استفاده از what بسیار بیشتر از بقیه است).

به این جمله دقت کنید:
◻️I need a cup of coffee.
یک فنجان قهوه لازم دارم.

در اینجا می‌خواهیم تاکید یا تمرکز را بر a cup of coffee قرار دهیم، یعنی چیزی که می‌خواهیم آن را در کانون توجه بیاوریم.
اول یک بند با what درست می‌کنیم:
What I need
این بخش اول جمله‌ی اسنادی‌شده‌ی ما خواهد بود.
بخش دوم همیشه با فعل to be شروع می‌شود (عمدتاً is یا was). بنابراین، خواهیم داشت:
is a cup of coffee
حالا دو بخش را به هم وصل می‌کنیم تا جمله‌ی اسنادی‌شده‌ی ما تشکیل شود:
◼️What I need is a cup of coffee.
آنچه نیاز دارم یک فنجان قهوه است.


سه مثال دیگر:
◻️She loves painting.
او عاشق نقاشی کشیدن است
👇
◼️What she loves is painting.
آنچه او عاشقش است نقاشی کشیدن است.


◻️They told us the truth.
آنها حقیقت را به ما گفتند.
👇
◼️What they told us was the truth.
آنچه به ما گفتند حقیقت بود.



◻️The professor explained the most challenging part of the theory during yesterday's lecture.
استاد دشوارترین بخش این نظریه را در جلسه‌ی دیروز توضیح داد.
👇
◼️What the professor explained during yesterday's lecture was the most challenging part of the theory.
آنچه استاد در جلسه‌ی دیروز توضیح داد دشوارترین بخش این نظریه بود.


🔳 زمانی که کانون (یا همان بخشی که می‌خواهیم تاکید کنیم) یک فعل یا عمل است لازم است در انتهای بخش اول از فعل do استفاده کنیم و فعل اصلی بخش دوم را (بعد از فعل to be) بدون to ذکر کنیم.
◻️He finally repaired the old car.
او بالاخره اتومبیل قدیمی را تعمیر کرد.
👇
◼️What he finally did was repair the old car.
آنچه او بالاخره تعمیر کرد اتومبیل قدیمی بود.

▪️دقت کنید که در چنین حالتی، چون زمان جمله با did بیان می‌شود، فعل repair بدون تصریف گذشته می‌آید.

چند مثال دیگر:

◻️You should study these materials before the exam.
بهتر است این مطالب را قبل از امتحان مطالعه کنی.
👇
◼️What you should do is study these materials before the exam.
آنچه قبل از امتحان بهتر است انجام دهی مطالعه‌ی این مطالب است.


◻️She has been trying to learn French for years.
سالهاست که دارد تلاش می‌کند فرانسه بیاموزد.
👇
◼️What she has been trying to do for years is learn French.
آنچه او سالهاست تلاش کرده انجام دهد آموختن فرانسه (بوده) است.


◻️They will announce the results tomorrow.
آنها فردا نتایج را اعلام خواهند کرد.
👇
◼️What they will do tomorrow is announce the results.
آنچه آنها فردا انجام خواهند داد اعلام نتایج است.

🔲 همان‌گونه که می‌بینید، از بین کلمات whدار فقط از what مثال آورده‌ام و از بقیه‌ی آنها نمونه‌ای ذکر نکردم. دلیلش این است که - همان‌طور که بالاتر اشاره کردم - عمده‌ی ساخت‌های Wh-Cleft با what ساخته می‌شود و در واقع، رایج‌تر است و از بقیه‌ی آنها خیلی کم چنین ساختی تولید می‌شود.


🔳 در انتها و برای مرور، یک جمله را نخست به ساخت It-Cleft و سپس به ساخت Wh-Cleft تبدیل می‌کنم.

◻️The far-right government may put an indirect tax on books.
دولت راستِ افراطی احتمالاً مالیات غیر مستقیمی بر کتاب وضع کند.
👇
◼️ It is the far-right government that may put an indirect tax on books. (It-Cleft)
این دولت راستِ افراطی است که احتمالاً مالیات غیر مستقیمی بر کتاب وضع می‌کند.
👇
◼️What the far-right government may do is put an indirect tax on books. (Wh-Cleft)
آنچه دولت راستِ افراطی احتمالاً انجام می‌دهد وضع مالیات غیر مستقیمی بر کتاب است.

▪️البته باید در نظر داشت که هر جمله‌ای را لزوماً نمی‌شود هم به It-Cleft و هم به Wh-Cleft تبدیل کرد، به دلیل محدودیت‌هایی که این ساخت‌ها دارند.
حتی در جمله‌مثال بالا هم نقطه‌ی کانونی یا مرکز تاکید در دو جمله‌ی تبدیلی با هم فرق دارد.

🔸آنچه درباره‌ی جملات اسنادی‌شده‌ی It-Cleft و Wh-Cleft گفتم صرفاً در حد آشناییِ کلی بود. این مبحث جزییات بسیاری دارد که در این مختصر نمی‌گنجد.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

دوستی دارم که بیست ‌و ‌اندی سال است می‌خواهد از «فردا» یادگیری انگلیسی را جدی شروع کند!

طفلک الان موهایش دیگر سفید شده ولی همچنان منتظر آن فردای رویایی است که فارغ از مشکلات و در کمال آرامش آموختنِ انگلیسی را اساسی آغاز کند!

این «فردای رویایی»، که هرگز از راه نخواهد رسید، در واقع مکانیسم ناخودآگاهِ ذهنی ماست برای توجیه تنبلی و مسکّنی است برای تحملِ پیشرفت دیگران و عقب ماندنِ خودمان.

دیروز خاطره‌ای بیش نیست.
فردا صرفاً نسیه و خیال است.
اما امروز است که نقد و حاضر است.

مراقب باشیم در تله‌ی «فردای رویایی» گرفتار نشویم.
یادگیری جدی انگلیسی را درست از همین امروز شروع کنیم.
از همین امروز
فراموش هم نکنیم که یادگیری انگلیسی چندین دهه است دیگر از علاقه‌ی صِرف گذر کرده و به اجبار تبدیل شده است.

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در یکی از قسمت‌های برنامه‌ی تلویزیونیِ پرطرفدار و مفرّحِ دوربین مخفی (Candid Camera) - سال ۱۹۶۵ - برای این‌که واکنش‌ طبیعی دانش‌آموزان پسر را به خانم‌ معلمی جوان و بسیار زیبا و دلربا و واکنش دانش‌آموزان دختر را به آقا‌معلمی جوان و بسیار خوش‌تیپ و جذاب نشان دهند، خانم و آقای جوانی با مختصات گفته‌شده را با این عنوان که معلم جدید مطالعات اجتماعی (Social Studies) است وارد کلاسی می‌کنند که دو دانش‌آموز حضور دارند.

معلم - در واقع بازیگری که نقش معلم را بازی می‌کند - کوتاه خود را معرفی می‌کند ولی کسی از بیرون می‌آید و می‌گوید پشت تلفن با او کار دارند. معلم هم عذرخواهی می‌کند و می‌گوید سریع برمی‌گردد. در این فاصله، دوربین مخفی حالات واقعی دانش‌آموزان را نسبت به زیبایی یا خوش‌تیپی معلم جدید ثبت می‌کند.

◼️ نقش خانم معلم را Gunilla Knutsson (۱۹۴۰-۲۰۲۵) بازی می‌کند که بازیگر و مدل سوئدی بود و در سال ۱۹۶۱ ملکه‌ی زیبایی سوئد شد و به فینال مسابقه‌ی ملکه‌ی زیبایی جهان (Miss Universe 1961) هم راه یافت.

نقش معلم مرد را متاسفانه نتوانستم پیدا کنم که کی بازی کرده است.


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

قبلاً کتاب ارزشمندِ «فرهنگ ضرب‌المثل‌ها» نوشته‌ی زنده‌یاد سلیمان حَییم را معرفی کرده‌ام (اینجا را ببینید) و دقتِ حیرت‌انگیزش را ستوده‌ام ولی بدیهی است هر محصول انسانی، خصوصاً فرهنگ، کاملاً بری از لغزش و خطا نیست.
حییم در توضیح ضرب‌المثلِ «خاله را می‌خواهند برای درز و دوز، اگرنه چه خاله چه یوز» ابتدا آن را به‌شکل آزاد به انگلیسی ترجمه می‌کند (ص. ۱۲۳):

The aunt is wanted to help in needlework (or sweing); otherwise an aunt and a panther are one [Relatives are expected to help one another.]

بعد نکته‌ی مهم در هم‌آهنگیِ دوز و یوز را توضیح می‌دهد:
Note: The rime [=rhyme] between the words دوز and یوز extenuates the exaggerated comparison of "an aunt who does not help in sweing" to a panther.

ترجمه و توضیحات حییم کامل و دقیق است الا یک کلمه: panther
او معادل «یوز» را panther اختیار کرده که درست نیست.
یوز در واقع کوتاه‌شده‌ی یوزپلنگ است که در انگلیسی به آن cheetah می‌گویند.
اما کلمه‌ی panther تقریباً همیشه به پلنگ سیاه اطلاق می‌شود، هرچند ممکن است برای تاکید بیشتر black panther هم بنویسند.
از اینجاست که متوجه می‌شویم طنز و تضاد نهفته در نام شخصیتِ کارتونیِ pink panther در ترجمه‌ی فارسی‌اش - پلنگِ صورتی - وارد نشده است. انگلیسی‌زبان در ذهنش باید پلنگِ سیاهی را تصور کند که صورتی است! ولی معادل فارسی آن فاقد چنین طنز و تضادی است و چیزی است مثل pink leopard در انگلیسی.
نتیجه آنکه نه panther (که نوع خاصی از پلنگ است) و نه leopard (که نام عامِ پلنگ است) معادل «یوز» یا یوزپلنگ نیستند. معادل این دو، همان‌گونه که بالاتر اشاره کردم، cheetah است.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

«کتاب چقدر چیز حیرت‌انگیزی است. شئی‌ای مسطح که از درخت می‌سازیم و اجزای منعطفی دارد که روی آن‌ها اَشکال کج‌و‌معوج و عجیب‌و‌غریبِ سیاه‌رنگِ فراوانی چاپ می‌کنیم. ولی نگاهی به آن کافی است تا به‌درون ذهن فردی دیگر برویم، کسی که شاید هزاران سال است از این جهان رخت بربسته باشد.
نویسنده از فراسوی هزاره‌ها، روشن و بی‌صدا در ذهنت با تو مستقیم سخن می‌گوید.
نگارش احتمالاً بزرگ‌ترین اختراع بشر باشد، پیوند دادن انسان‌هایی که هرگز یکدیگر را نشناختند، شهروندان دوران‌های دور.
کتاب‌ غُل‌و‌زنجیرهای زمان را از هم می‌گسلد و ثابت می‌کند انسان‌ها قادرند دست به جادو بزنند.»

- کارل سی‌گِن (۱۹۹۶-۱۹۳۴)، اخترشناس فقید آمریکایی

▫️ترجمه‌ی عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در مجموع دو دوره‌ی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کرده‌ام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):



🔳 دوره‌ی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)

▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.


➖➖➖➖➖➖

🔳 دوره‌ی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)

▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.




🟦 هر دو دوره ضبط‌شده است (شامل فایل‌های پی‌دی‌اف و فایل‌های صوتی تدریس).


🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بسته‌های دوره‌ی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کرده‌اند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.

🟫 این بسته‌ها برای کسانی مناسب‌ است که می‌خواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.


🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

ترجمه‌ی چاپ‌شده👆👆

دست برداریم از این «یک»‌های آزارنده. این‌قدر مرعوب نحو انگلیسی نشویم.
یک نظریه؟
دو نظریه؟
سه نظریه؟
چند نظریه؟
اینجا بحث بر سر یک یا دو یا سه نظریه (یا هر تعداد دیگری) نیست. حرف بر سر نظریه به‌طور کلی است. پس نیازی به «یک» نیست.
خیلی راحت بگوییم «هر نظریه‌ای هنگامی بیشترین فایده را دارد که ... » یا «نظریه هنگامی بیشترین فایده را دارد که ...».
همین
فارسی هیچ نیازی به چنین «یک»‌هایی ندارد مگر این‌که تاکیدی روی شمار باشد.

قبلاً دراین‌باره نوشته‌ام (اینجا و اینجا). تکرار نمی‌کنم.

البته آنچه بالا نمونه آوردم فقط مشت نمونه‌ی خروار است. این «یک»‌ها در بسیاری از کتاب‌های ترجمه‌شده (و با بسامد کمتر در کتب و مقالات تالیفی که ناشی از ترجمه‌زدگی است) جولان می‌دهند.

▪️نکته‌ی فرعی در نمونه‌ی بالا «در اختیار بگذارد» است که سلیس نیست و چیزی کم دارد. در فارسی معمولاً در چنین جایی می‌گوییم در اختیار ما بگذارد یا عرضه کند.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

Welcome Back To The 80s.

@Englishnutsbolts

Читать полностью…
Subscribe to a channel