10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
یادداشتها و ترجمههای مرا در حوزهی زبان و زبانشناسی و مغز و زمینههای مرتبط در کانال "زبان و مغز" بخوانید.👇👇👇
@LingBrain
فعل survive در یکی از ردیفهای معناییاش بهمعنی «بیشتر عمر کردن نسبت به کسی» یا «عمر طولانیتری داشتن نسبت به کسی» است.
این ردیف معنایی عمدتاً در نسبت به افراد بسیار نزدیک بهکار میرود، مثل همسر و فرزند و نوه و از این دست.
◻️Most women will survive their spouses.
اکثر زنان بیشتر از همسرانشان عمر میکنند.
خب، در ترجمهی survive در چنین ساختی مشکل خاصی نداریم. ولی اگر بخواهیم به انگلیسی فکر کنیم، با فهم این فعل در این موقعیت مشکل داریم، چون در فارسی چنین طرز نگاهی نداریم.
یعنی چه که فلانی بهمانی را survive میکند؟
معنای محوری این فعل «زنده ماندن» و «جان به در بردن» و «بقا یافتن» است. ولی همین معنی در ذهن انگلیسیزبان بهگونهای انعطاف مییابد که بهراحتی جملهی بالا را میفهمد، حال آنکه برای منِ فارسیزبان عجیبوغریب است.
یکی از دلایلِ دشواری این است که «زنده ماندن» و «جان به در بردن» و «بقا یافتن» در فارسی فعلهایی لازم (یا ناگذر) هستند، در صورتی که survive در این ردیف معنایی متعددی (یا گذرا) است.
برای منِ فارسیزبان تقریباً غیرممکن است که بگویم من او را زنده میمانم یا من او را بقا مییابم. هنجار فارسی به من چنین اجازهای نمیدهد و چارچوب اندیشهای من هم بر این اساس شکل گرفته است.
از این گذشته، فهم survive در حالت مجهول از این هم دشوارتر است.
◻️He is survived by his wife Sue.
با این جمله چه کنیم؟
در عین حال که میگوید He فوت شده است، مشخص میکند که his wife Sue زنده و در قید حیات است.
کار آسانی نیست.
▫️همسرش سو ولی در قید حیات است.
ترجمهی رضایتبخشی نیست، خصوصاً اینکه تاکید را بیدلیل از فاعل دستوری یعنی He برداشتهایم و به his wife Sue منتقل کردهایم.
میتوان ترجمههای دیگری ارائه کرد ولی هر کدام مشکل خود را خواهند داشت.
ریشهی مشکل در چینش کلمات و یافتن معادل بهتر نیست. ریشهی اساسی مشکل بهگمان من نه نحوی و معناشناختی، که شناختی و فرهنگی است.
منِ فارسیزبان اصلِ توجهم معطوف به فرد متوفی است و حادثهی مرگ اوست، نه اینکه همسرش یا فرزندانش اکنون زندهاند یا نه. اگر هم توجهی به بازماندگان شود به دلایل خاصِ دیگری از جمله ارث و میراث است.
انگلیسیزبان ولی فوت فرد را در شبکهای از روابط (فامیلی و خویشاوندی) میبیند و بازمیشناسد.
به بیان دیگر، مشکل در چارچوب مفهومی (frame) است. فارسی مرگ را رویدادی منفرد و منقطع میبیند ولی انگلیسی آن را در شبکهای از تدوام و استمرار و بقا مشاهده میکند.
به همین دلیل است که اگر در ترجمهی بالا بگویم:
▫️او درگذشت و همسرش سو هنوز در قید حیات است.
برای من غریب و نامانوس است چون ربط زندهماندن همسر را در رابطه با فوت شوهر نمیفهمم و چنین ارتباطی در ذهنِ منِ فارسیزبان بهدلایل شناختی و فرهنگی تعریفنشده است.
تا اینجا خواستم توجهتان را به این مشکل جلب کنم و بهقولی، ذهنتان را کمی بخارانم.
اما با ترجمه چه کنیم؟
بالاخره چنین جملهای را چگونه ترجمه کنیم؟
اجازه دهید از درِ دیگری وارد شویم.
▫️همسرش سو سوگوار درگذشت اوست.
بهنظر جالب میآید (هم فوت فرد را نشان میدهد و هم زنده بودن همسرش را) ولی یک مشکل دارد و آن اینکه ممکن است خانم سو اصلاً و از ته قلب سوگوار فوت همسرش نباشد! بگذریم از اینکه تاکید بیدلیل روی همسرش رفته است.
▫️بازماندهی او همسرش سو است.
به دل نمینشیند ولی ظاهراً چارهی دیگری نداریم و باید به همین یا مشابه آن اکتفا کنیم.
چند مثال دیگر:
◻️He is survived by his wife and four children.
بازماندگان او همسر و چهار فرزندش هستند.
◻️She is survived by two daughters from her first marriage.
بازماندگان او دو دختر از ازدواج اولش هستند.
◻️She is survived by two sons and one stepdaughter, seven grandchildren and four great-grandchildren. (BBC, Oct 28, 2025)
◻️She is survived by her two daughters, including Anne Lockhart, who is also an actress.(BBC, Oct 26, 2025)
◻️Shannon is survived by his second wife, two sons, three daughters, 18 grandchildren and nine great-grandchildren. (Washington Times, Apr 30, 2023)
◼️Sentence Improvement (1971)
◻️Malcolm Moore
کتاب بالا - بهرغم کلاسیکبودنش - همچنان یکی از بهترین منابع برای تقویت مهارتِ جملهنویسی انگلیسی است.
این اثر بهکمک تمرینات فراوانش انواع ساختها را در جملهنویسی کار میکند، از تبدیل جملههای سادهتر به جملههای پیچیدهتر و گسترش گروه به بند و کاهش بند به گروه گرفته تا افزایش تنوع واژهای در جمله، زدودن اطنابهای فاضلمابانه از جمله و کلی تمرینات مفیدِ دیگر.
توصیه میکنم کتاب را در شکل کاغذی آن تهیه کنید چون بهتر است پاسخ تمرینات را در جاهای خالیِ تعیینشده در کتاب نوشت. کتاب هم معمولاً در کتابفروشیهای حقیقی یا مجازیِ محصولات زبانی یافت میشود.
مخاطب این کتاب کسی است که دستورزبان پایهی انگلیسی را میداند (دستکم در حد این کتاب). بنابراین، زبانآموزان سطح متوسطه تا پیشرفته مخاطبان این کتاب هستند.
تمرینات هم بهتدریج دشوارتر میشوند.
◾️کتاب خوب برای پاراگرافنویسی
◾️کتاب خوب برای مقالهنویسی
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Sentence Improvement (1971)
◻️Malcolm Moore
کتاب بالا - بهرغم کلاسیکبودنش - همچنان یکی از بهترین منابع برای تقویت مهارتِ جملهنویسی انگلیسی است.
این اثر بهکمک تمرینات فراوانش انواع ساختها را در جملهنویسی کار میکند، از تبدیل جملههای سادهتر به جملههای پیچیدهتر و گسترش گروه به بند و کاهش بند به گروه گرفته تا افزایش تنوع واژهای در جمله، زدودن اطنابهای فاضلمابانه از جمله و کلی تمرینات مفیدِ دیگر.
توصیه میکنم کتاب را در شکل کاغذی آن تهیه کنید چون بهتر است پاسخ تمرینات را در جاهای خالیِ تعیینشده در کتاب نوشت. کتاب هم معمولاً در کتابفروشیهای حقیقی یا مجازیِ محصولات زبانی یافت میشود.
مخاطب این کتاب کسی است که دستورزبان پایهی انگلیسی را میداند (دستکم در حد این کتاب). بنابراین، زبانآموزان سطح متوسطه تا پیشرفته مخاطبان این کتاب هستند.
تمرینات هم بهتدریج دشوارتر میشوند.
◾️کتاب خوب برای پاراگرافنویسی
◾️کتاب خوب برای مقالهنویسی
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
دوستانی که خواهان تهیهی یکجای دورهی درک مطلب انگلیسی مبتدیتامتوسطه (۳ بسته) یا دورهی درک مطلب انگلیسی متوسطهتاپیشرفته (۱۰ بسته) هستند، در خصوصی پیام بدهند تا هر کدام از این دورهها را با تخفیفی ویژه دریافت کنند.
@abdorrezashahbazi
◾️لطفاً قبل از ارسال پیام، با چارچوب این دورهها آشنا شوید و نمونههای تدریس را گوش دهید. (اینجا را ببینید)
🔺این تخفیف ویژه برای دریافت یکجای هر کدام از دورهها تا پایان پنجشنبه (۴ تیر) برقرار است.
ارادت
عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
در تابستان ۱۳۷۶، مصطفی ملکیان، فلسفهپژوه و مترجم معاصر، نقدی نوشت - با عنوانِ به کجا چنین شتابان - بر بخشهایی از ترجمهی کتاب «فرهنگ و دین» ویراستهی میرچا الیاده با برگردان گروهی از مترجمان زیر نظر بهاءالدین خرمشاهی، نویسنده و مترجم معاصر.
این نقدِ موشکافانه که در مجلهی «آینه پژوهش»، شمارهی خرداد و تیر ۱۳۷۶، به چاپ رسید بر بخشی از مقالاتی بود که خود جناب خرمشاهی ترجمه کرده بود و نشان میداد برگردان چقدر سست و شلخته انجام گرفته است.
خرمشاهی اما در شمارهی مهر و آبان ۱۳۷۶ از همان نشریه پاسخی نوشت در نقد ملکیان. محمد محمدرضایی نیز تکملهای بهنفع خرمشاهی و علیه ملکیان نوشت که ذیل پاسخ خرمشاهی همانجا به چاپ رسید.
ملکیان در شمارهی آذر و دی ۱۳۷۶ از همان مجله پاسخی کوبنده به هر دو پاسخدهنده نوشت.
◽️من برای سهولتِ بیشتر در استفاده، هر سه مقاله را بههم وصل کردهام.
◽️خواندن این نقدها بیشتر مناسبِ کسانی است که به ترجمهی متون فلسفی و کلامی علاقه دارند، هرچند دقتها و نکتهسنجیهای ملکیان برای علاقهمندان به ترجمهی تقریباً هر متنی آموزنده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
کلمهی might را میدانیم که جزو افعالِ وجهی (modal) است. ولی کلمهی might را هم داریم که در نقش اسم ظاهر میشود. این دو تا might هرچند بهلحاظ تاریخی با هم مرتبطاند ولی امروزه دو واژهی مجزا قلمداد میشوند.
در ادامه، بهمعنی might اسمی میپردازم.
◽️They pushed the cart with all their might.
فکر میکنید might در اینجا (در حالت اسمی) به چه معنی است؟
کلمهی might در حالت اسمی بهمعنیِ قدرت، توان و زور است.
بنابراین، جملهی بالا را اینگونه میفهمیم:
گاری را با تمام توانشان هُل دادند.
◼️کلمهی might در حالت اسمی کمبسامد است، یعنی کم پیش میآید آن را در جملهای ببینید.
◼️این کلمه مترادف power است ولی حسی تقریباً ادبی دارد و عمدتاً در نوشتار بهکار میرود.
چند مثال دیگر:
◽️She struggled with all her might to get free.
با همهی توانش تقلا کرد خودش را آزاد کند.
◽️He swung the axe again with all his might.
با همهی قدرتش دوباره تبر را (در هوا) چرخاند.
◽️the might of the ballot box
قدرتِ صندوقِ رای
◽️Pizarro defeated the might of the Inca Empire with only a few hundred men.
پیزارو صرفاً با چند صد مرد توانست قدرت امپراتوریِ اینکا را در هم بشکند.
◽️Where might is master, justice is servant.
جایی که قدرت ارباب است، عدالت خدمتکار است.
◽️Might is right. (Br.)/ Might makes right. (Am.)
حق با کسی است که قدرت دارد.
🔳 صفتِ mighty هم هست که عمدتاً در متون ادبی و دینی و دعایی کاربرد دارد. اگر هم در متون عمومی بهکار رود، نویسنده عمداً خواسته است کمی چاشنی ادبی و شکوهمند به نوشتهی خود بدهد.
صفت mighty هم بهمعنی قدرتمند و نیرومند و زورمند است و هم (خصوصاً در توصیف ساختمانها و ابنیه و ...) بهمعنی عظیم و پُراُبهت و باعظمت.
◽️The old church is tucked away behind mighty trees on a high bank of the river.
کلیسای قدیمی، پنهان پشتِ درختانی عظیم، روی ساحلِ/ کرانهی مرتفعِ رودخانه قرار دارد/ بنا شده است.
◽️The pen is mightier than the sword.
قلم قدرتمندتر از شمشیر است.
🔳 سه مثال از نشریات و رسانهها:
◽️For more than 500 years, the empire’s military might and sociopolitical complexity allowed the Hittites to control the strategic region straddling eastern Anatolia and the northern Levant. (Discover Magazine, May 8, 2023)طی بیش از ۵۰۰ سال، قدرتِ نظامی و پیچیدگیِ اجتماعیسیاسیِ امپراطوری به هیتیها این امکان را داد تا سیطرهی خود را بر منطقهای راهبردی حفظ کنند که از شرقِ آسیای صغیر تا نواحی شمالیِ شامات امتداد داشت.
◽️In a speech on relations between the European Union and China last month, von der Leyen acknowledged Beijing’s might while calling on it to use that power responsibly on issues such as the Russian invasion of Ukraine, which Beijing has refused to condemn. (NBC News, April 19, 2023)
◽️The thunder of artillery echoes night and day over the mighty Dnipro River as it winds its way through southern Ukraine. (New York Times, May 5, 2023)
Buster Keaton (1895 - 1966) in a scene of his feature-length film Seven Chances (1925)
@Englishnutsbolts
زمانهای حال و گذشتهی استمراری در انگلیسی به همان شکل استمراری به فارسی برگردانده میشوند.
مثلاً
◽️He is writing a letter.
او دارد نامهای مینویسد./ او نامهای مینویسد.
◽️She was walking in the garden.
او در باغ قدم میزد.
◼️اما مواردی هم پیش میآید که این مطابقتِ زمانی هنگام ترجمه رخ نمیدهد.
مثلاً
◽️I am sitting at the table.
من پشت میز نشستهام.
همانگونه که میبیند در اینجا حال استمراری انگلیسی به حال کامل (یا ماضی نقلی فارسی) تبدیل شده است.
اینجا به یک قاعده میرسیم:
🔲 در انگلیسی فعلهایی هستند که به آنها میگوییم فعلهای وضعیتِ بدنی یا posture verbs، یعنی فعلهایی که طرز قرار گرفتن بدن را نشان میدهند.
فعلهای اصلی این دسته sit (نشستن)، stand (ایستادن) و lie (دراز کشیدن یا خوابیدن) هستند.
زمان این فعلها هنگام ترجمه، از حال استمراری (در انگلیسی) به حال کامل (در فارسی) و از گذشتهی استمراری (در انگلیسی) به گذشتهی کامل (در فارسی) تغییر میکند.
◼️هنگامی که زمانِ جملهی انگلیسی حال استمراری باشد، زمان فارسی نیز حال کامل (یا ماضی نقلی) میشود.
◽️She is sitting on the sofa.
او روی کاناپه نشسته است. (حال استمراری به حال کامل)
◽️They are standing in the line.
آنها در صف ایستادهاند. (حال استمراری به حال کامل)
◽️I am lying on the ground.
روی زمین دراز کشیدهام. (حال استمراری به حال کامل)
◼️هنگامی که زمانِ جملهی انگلیسی گذشتهی استمراری باشد، زمان فارسی نیز گذشتهی کامل (یا ماضی بعید) میشود.
◽️She was sitting on the sofa.
او روی کاناپه نشسته بود. (گذشتهی استمراری به گذشتهی کامل)
◽️They were standing in the line.
آنها در صف ایستاده بودند. (گذشتهی استمراری به گذشتهی کامل)
◽️I was lying on the ground.
روی زمین دراز کشیده بودم. (گذشتهی استمراری به گذشتهی کامل)
🔳 سه فعل نامبرده در واقع سه فعل اصلی این دسته هستند (مثل چهار جهتِ اصلی جغرافیایی).
در کنار این سه فعل، فعلهایی هم هستند که ناظر به حالات فرعیترِ طرز قرار گرفتن بدن هستند (مثل جهاتِ فرعی جغرافیایی).
از فعلهای فرعیِ این دسته میتوان به kneel (زانو زدن)، lean (خم شدن)، squat (چمباتمه زدن) و crouch (قوز کردن) اشاره کرد.
این فعلهای فرعی هم مشمول همان قاعده میشوند.
◽️She was kneeling on the floor.
او روی کف اتاق زانو زده بود. (گذشتهی استمراری به گذشتهی کامل)
◽️We are squatting down beside the little girl.
ما کنار دختر کوچولو چمباتمه زدهایم. (حال استمراری به حال کامل)
🔳 فعلهای وضعیتی اگر برای غیر انسان یا غیر جاندار هم بهکار بروند، باز مطابق همین قاعده عمل میکنند.
◽️Snow was lying on the ground.
برف روی زمین نشسته بود. (گذشتهی استمراری به گذشتهی کامل)
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 فعل derail در معنی حقیقیاش را دربارهی قطار بهکار میبریم وقتی که از خط خارج شود. بنابراین، معادلهای «از خط/ ریل خارج شدن» یا «از خط/ ریل خارج کردن» را برای آن در فارسی استفاده میکنیم.
◻️A mainline railway train was derailed by the car.
قطارِ خط اصلی راهآهن با یک خودرو از ریل خارج شد.
◼️این فعل اما معنایی مجازی هم دارد که خصوصاً در مطبوعات و رسانهها زیاد استفاده میشود.
در این معنی، derail یعنی (مذاکرات یا مراسم یا برنامه یا روند چیزی را) «بهم زدن»، «مختل کردن»، «منحرف کردن»، «از مسیر خارج کردن» یا حتی «جلوگیری کردن از چیزی» است.
◻️a mistake that might derail the negotiations
اشتباهی که احتمالاً مذاکرات را بهم بزند
◻️Radicals are trying to derail the peace process.
تندروها در تلاشاند روند صلح را مختل کنند.
◼️کاربرد معنای مجازی derail آنقدر زیاد است که مثلاً فرهنگ زبانآموز Collins COBUILD آن را اول و معنی حقیقی را بعد آورده است.
با این همه، عجیب است که دو فرهنگ معتبر هزاره و پویا اشارهای به این معنی مجازی نکردهاند.
▪️دربارهی nearly اینجا را ببینید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️گفتارِ طبیعی (natural) به هر زبانی، از جمله انگلیسی، واجد ویژگیهای است که برخی از بارزترینِ آنها به قرار ذیل است:
▫همپوشانی (overlap): وقتی دو فرد همزمان حرفی بزنند و به همین دلیل سخنشان برای شریک گفتگو ممکن است نامفهوم بماند.
▫شروع اشتباه (false start): وقتی فرد دو سه کلمهای از جملهای را بگوید ولی چون فکر میکند مطلب را با جملهبندی بهتری میتواند بگوید، جملهی اول را نیمهکاره رها و جملهی جدیدی را آغاز میکند.
▫تداخل (interruption): وقتی دو یا چند نفر از شرکتکنندگان در گفتگو در صحبت هم بپرند، خواسته یا ناخواسته.
▫تپق زدن (stumbling): عمدتاً تلفظ اشتباه واژه یا واژههایی حین گفتگو.
▫تکرار (repetition): تکرارِ ناخواستهی واژه یا واژهایی حین مکالمه.
▫مکث (pause): توقفِ یکی دو ثانیهایِ فرد حین مکالمه که ممکن است ناشی از لکنتِ مقطعی باشد و یا فراموشیِ چندثانیهایِ کلمه یا کلماتِ خاص و یا بریده شدن رشتهی فکر.
▫کلیشهها یا پُرکنها (filler): کلمات یا ترکیبات کوتاهی که معمولاً واجد معنای خاصی نیستند ولی فرد از سر عادت لابلای گفتار خود بهکار میبرد.
از بارزترین نمونههای چنین کلیشههایی در زبان انگلیسی میتوان به you know اشاره کرد.
گفتار طبیعی ممکن است شامل همه یا تعدادی از ویژگیهای فوق باشد، بسته به طولِ مدتِ گفتار یا مکالمه.
همچنین، حالاتِ جسمی و روانیِ فرد حین صحبت هم در شدتِ وقوعِ آن مشخصهها کاملاً تاثیر دارد: عصبانیت، هیجان، خستگی، شادی، اندوه، ترس، اضطراب و ... .
🔲 از سوی مقابل اما، فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی گفتار طبیعی ندارند چون مکالماتِ آنها فیالبداهه ایجاد نمیشود بلکه فیلمنامهنویسی از قبل مکالمات بازیگران را مینویسد، بازیگران سخنانِ مربوط به خود را حفظ میکنند، حالات جسمی و روانی تصنّعی به خود میگیرند و با تایید کارگردان مکالماتشان ضبط و نهایتاً پخش میشود.
به همین دلیل است که در مکالماتِ فیلمها و سریالها بهندرت ممکن است شاهد ویژگیهای گفتار طبیعی باشیم.
همه بدون تپق، بدون همپوشانی، بدون تداخل، بدون تکرار، بدون مکث و ... صحبت میکنند (جز اینکه طبق فیلمنامه و نظر کارگردان باشد).
بازیگران حتی در حال خشم و در میانهی آتشسوزی و انفجار و زلزله و ... هم جملات کامل و بیغلط بهکار میبرند و حتی کلمهای را جا نمیاندارند!
🔳 درست به همین دلیل، فیلمها و سریالها نمیتوانند الگویی کامل برای یادگیری مکالمه به انگلیسی باشند، گرچه در آموختن تلفظ صحیح کلمات و یادگیری واژهها و اصطلاحات بینهایت مفیدند.
مکالمات تصنعی و غیر طبیعی منحصر به فیلمها و سریالها نیستند. تقریباً همهی دورههای آموزش انگلیسی، حتی بهترینِ آنها، هم فاقد مکالمات طبیعیاند، چون فردی از قبل مکالمات را نوشته، تعدادی صداپیشه، با حالات تصنعیِ جسمی و روانی، آنها را از رو خواندهاند.
خوب، چه باید کرد؟
نخست باید بدانیم که فیلمها و سریالها و دورههای آموزشی گرچه به جای خود مفیدند و بسیار میتوان از آنها آموخت، ولی هیچکس در محیط طبیعی انگلیسی، مثلاً آمریکا، اینگونه صحبت نمیکند.
هیچکس هم از شما انتظار ندارد در محیط طبیعیِ انگلیسی اینطور بیغلط و بیتپق و بیمکث صحبت کنید.
دوم اینکه، نفس راحتی بکشید و بهخودتان فشار نیاورید که انگلیسی را تصنعی و رُباتگونه و بیغلط مثل بازیگران صحبت کنید.
اگر صحبت شما واجد ویژگیهای فوق بود، ناخواسته و نه عامدانه، بدانید که دارید طبیعی صحبت میکنید.
سوم اینکه در کنار تماشای فیلمها و سریالها و مطالعهی دورههای آموزشی، تا جای ممکن مکالمات طبیعی زبان را گوش بدهید.
از جمله منابع گفتار و صحبت طبیعی، مصاحبهها، نظرسنجیها (surveys) و برنامههای گفتوگومحور (talk shows) است که ویدیوهایی از آنها را میتوانید در یوتیوب پیدا کنید.
در ادامه، یک فایلِ صوتی از یک مکالمهی طبیعیِ انگلیسیِ آمریکایی را قرار میدهم. 👇👇👇
ببینید چقدر از آن ویژگیهای مکالمهی طبیعی را که بالاتر برشمردم میتوانید در آن ردیابی کنید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
هنگامی که میخواهیم تعداد افرادِ حاضر در گروهی، نهادی، سازمانی، ارتشی، کشوری و ... را بهصورت ترکیب وصفی بیان کنیم، در فارسی، معمولاً بهشکل ترکیبِ «نفره یا نفری» آن را بیان میکنیم.
مثلاً
- جمعیت ۱۰ هزارنفریِ دانشجویان
- ارتش ۱۰ میلیوننفره
- جمعیت ۸۶ میلیوننفریِ کشور
در انگلیسی این مفهوم را میتوانیم با استفاده از صفت strong (که با یک خط تیرهی کوتاه بعد از رقم مذکور میآید) بیان کنیم.
◾️در این کاربرد، strong در یک ترکیبِ خطتیرهدار پس از عدد میآید.
▫a 40,000-strong navy
نیروی دریاییِ چهلهزارنفره
▫The call center has an 80-strong workforce.
مرکز پاسخگویی ۸۰ نفر نیروی کار دارد./مرکز پاسخگویی نیروی کارِ ۸۰ نفرهای دارد./ هشتاد نفر در مرکز پاسخگویی به کار مشغولاند.
◾توجه داشته باشید که در این ترکیب strong بهصورت قوی یا پرقدرت و از این دست ترجمه نمیشود. ترجمهی آن تقریباً همان نفره یا نفری است.
▫a million-strong wave of refugees
موج یکمیلیوننفریِ پناهجویان
▫massive unemployment and a poverty rate of 40 percent among Egypt's 85 million-strong population
بیکاری گسترده و نرخ ۴۰ درصدیِ فقر در میان جمعیتِ ۸۵ میلیوننفریِ مصر
▫Women constitute about 80 percent of the 50 million-strong workforce in these zones.
هشتاد درصدِ نیروی کارِ ۵۰ میلیوننفرهی این نواحی زن هستند./ زنان ۸۰ درصدِ نیروی کارِ ۵۰ میلیوننفرهی این نواحی را تشکیل میدهند.
▫a million-strong army of volunteers
جمعیت یک میلیوننفرهای از داوطلبان/ ارتش یک میلیوننفرهای از داوطلبان
▫Among the most fervent supporters of Obama in the US have been the nearly three million-strong Indian-American community.
بخشی از پرشورترین حامیانِ اوباما در آمریکا جامعهی نزدیک به سهمیلیوننفریِ هندیتبارانِ آمریکا بوده است.
▫Sweden is only a few months away from hitting a 10 million-strong population.
سوئد صرفاً چند ماه دیگر تا رسیدن به جمعیتی ۱۰ میلیوننفری فاصله دارد./ جمعیت سوئد صرفاً چند ماه دیگر به ۱۰ میلیون نفر خواهد رسید.
▫Nearly half of the 100 million-strong workforce in the state-owned sector has been made redundant in the last few years.
تقریباً نیمی از نیروی کار ۱۰۰ میلیوننفریِ بخش دولتی ظرف چند سال اخیر تعدیل شدهاند.
🔳 گاهی اسمِ مورد شمارش در ابتدای جمله و پیش از فعل to be میآید. در این حالت، strong معمولاً در پایان جمله قرار میگیرد.
◽️The crowd was 10,000 strong.
جمعیت متشکل از دههزار نفر بود.
◽️Back then, the group's membership was a million strong.
در آن زمان، شمارِ اعضای گروه به یک میلیون نفر میرسید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Sapiens A Graphic History
◻️Volume 3, The Masters of History (2024)
◻️Youval Noah Harari, Daniel Vandermeulen, Daniel Casanave
@Englishnutsbolts
اگر از پارسال این موقع تا الان، با پراکندهخوانی انگلیسی و بدون پیروی از یک برنامهی آموزشی منسجم به پیشرفت خاصی در درک مطلبِ انگلیسی نرسیدهای (که حتماً چنین بوده)، شک نکن که با همین فرمان تا یک سال بعد هم اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
فراموش نکن که نه همیشه زمان کافی برای یادگیری هست و نه همواره شور و علاقه برای آموختن در ما وجود دارد.
فرصت را از دست نده و در مسیر درست یادگیری انگلیسی گام بگذار.💐
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
➖➖➖➖➖
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
ترکیب pleads guilty در این تیتر خبری به چه معنی است؟
قبلاً کامل توضیح دادهام. اینجا را ببینید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
کلمهی sitting در حالتِ صفتی دو ردیفِ معناییِ اصلی دارد، حقیقی و مجازی:
🔳 معنیِ حقیقیِ آن همان «نشسته» (و در برخی موارد، «نشیمن») است.
◽️a sitting area in the lobby
جایی/ فضایی برای نشستن در تالار ورودی/ لابی
◽️a sitting position
وضعیتِ نشسته
◽️the sitting room
اتاق نشیمن
◼️ در برخی ترکیبات، sitting انگار معنایی بیش از معنیِ حقیقیِ صِرف دارد.
◽️a sitting hen
مرغ کُرچ/ مرغِ نشسته روی تخمهایش
▪️مرغ کُرچ را broody هم میگویند. در واقع معادل رایجترش همین است.
◽️a sitting tenant
مستاجرِ ساکن/ فعلی
▫️کلمهی sitting را در این ترکیب میتوان واجد معنایی مجازی دانست و طبیعتاً جزو بخش بعدی طبقهبندی کرد.
▪️Our sitting tenant is a dentist.
مستاجر فعلی ما دندانپزشک است.
🔳 این صفت در معنایی مجازی (خصوصاً دربارهی یک پُست یا سِمَت)، «فعلی» یا «کنونی» فهمیده میشود.
◽️the sitting pontiff
پاپِ کنونی
◾️در آیین کاتولیک، کلمهی pontiff (بهمعنی کشیشِ اعظم) را بهلحاظ فنی خطاب به هر اسقفی (bishop) میتوان بهکار برد. ولی تقریباً همهی کلیساهای کاتولیک ترجیح میدهند این کلمه را فقط برای پاپ (pope) بهکار ببرند.
بنابراین، این دو کلمه مترادف محسوب میشوند.
◽️a sitting member of parliament
نمایندهی فعلیِ مجلس
▪️در انگلیسیِ بریتانیایی، صِرفِ ترکیبِ a sitting member بهمعنی «نمایندهی فعلیِ مجلس» است.
◽️the sitting president
رئیسجمهورِ فعلی
◽️the sitting chairman of the committee
رئیس کنونیِ این کمیته
◽️It was the greatest clash in our history between a sitting president and an ex-president.
در تاریخ ما، این بزرگترین نزاع بود بین رئیسجمهورِ وقت و یک رئیسجمهور سابق.
▪️همانطور که در مثال بالا دیدید، در ترجمه از معادلهای «کنونی» و «فعلی» استفاده نکردم. دلیلش این است که این دو معادل زمان حال را متبادر میکنند و در جملهای که زمانش گذشته است موجبِ غرابت معنایی میشوند.
برای رفع این مشکل، میتوانیم از معادل «وقت» استفاده کنیم.
▪️برخی مواقع (خصوصاً هنگام صحبت از مقامهای سیاسی)، ممکن است هیچکدام از معادلهای گفتهشده به کار نیایند و به قول معروف، در ترجمه ننشینند. در اینگونه موارد، میتوانیم از معادلهای «مستقر» یا «بر سرِ کار» یا «در قدرت» استفاده کنیم.
◾️ یک معنای مجازی دیگر برای sitting در ترکیب زیر ظاهر میشود.
◽️ a sitting duck
هدفِ آسان، هدفِ بیدفاع و آسان، لقمهی چرب و نرم، آسیبپذیر
ترکیب sitting target نیز به همین معنی است.
➖➖➖➖
سه مثال از مطبوعات:
◽️Justice Department guidelines mean that no sitting president will be indicted. (Washington Post, Jan. 23, 2023)
◽️His old boss, Mr Johnson, made history by becoming the first sitting prime minister to have broken the law while in office by flouting lockdown rules. (BBC, Jan. 21, 2023)
◽️But the liturgi for his funeral will largely resemble that of a sitting pope, with some changes to the prayers, according to a Vatican spokesman, Matteo Bruni. (New York Times, Jan. 4, 2023)
🔲 کلمهی job به معنی شغل و کار است ولی اگر کلاً با حرف بزرگ شروع شود - Job (با تلفظِ جُوب /dʒoʊb/) - به معنی ایّوب پیامبر است.
☚ اصطلاح صبر ایوب داشتن را هم با ترکیبِ
have the patience of Job
نشان میدهیم.
◽️My sister has five unruly children, but she has the patience of Job with every single one of them.
خواهرم پنج بچهی سرکش و تُخس دارد، ولی در رفتار با تکتکشان صبر ایوب دارد.
🔲 کلمهی flood به معنی سیل است ولی اگر حرف تعریف the قبل از آن بیاید و با حرف بزرگ شروع شود - the Flood - به معنی طوفان یا سیل بزرگ زمان نوح (Noah) است.
☜ کشتی نوح را هم با the Ark یا بهصورتِ Noah's Ark نشان میدهیم.
🔳 اصطلاحِ
to be/come out of the Ark/ark
که عمدتاً در انگلیسی بریتانیایی بهکار میرود بهمعنی مالِ عهد بوق بودن یا مال دورانِ شاهوِزوزک بودن یا عهد دقیانوسی بودن یا عتیقه بودن است.
▫Some of the school's computer equipment is out of the Ark.
برخی از تجهیزات کامپیوتری مدرسه مال عهد بوق است/ ... عهدِ بوقی است.
◽️Her clothes were straight out of the ark.
لباسهایش کاملاً عتیقه بود./ لباسهایش عتیقهی عتیقه بود./ لباسهایش کامل عهدِ دقیانوسی بود.
▪️قید straight اینجا نقش تاکیدی دارد.
🔳 اصطلاحِ مشابه (و عمدتاً بریتانیاییِ)
go out with the ark
نیز بهمعنی عتیقه شدن، عتیقه بودن، مال دوران دقیانوس بودن، عهد بوقی شدن و از این دست است.
◽️You're still using a flip phone? I thought those went out with the ark.
هنوز موبایل تاشو داری؟ فکر میکردم اینها دیگه عتیقه شدن.
◽️This kind of entertainment went out with the ark.
این نوع تفریح مال عهدِ بوق است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔲 کلمهی job به معنی شغل و کار است ولی اگر کلاً با حرف بزرگ شروع شود - Job (با تلفظِ جُوب /dʒoʊb/) - به معنی ایّوب پیامبر است.
☚ اصطلاح صبر ایوب داشتن را هم با ترکیبِ
have the patience of Job
نشان میدهیم.
◽️My sister has five unruly children, but she has the patience of Job with every single one of them.
خواهرم پنج بچهی سرکش و تُخس دارد، ولی در رفتار با تکتکشان صبر ایوب دارد.
🔲 کلمهی flood به معنی سیل است ولی اگر حرف تعریف the قبل از آن بیاید و با حرف بزرگ شروع شود - the Flood - به معنی طوفان یا سیل بزرگ زمان نوح (Noah) است.
☜ کشتی نوح را هم با the Ark یا بهصورتِ Noah's Ark نشان میدهیم.
🔳 اصطلاحِ
to be/come out of the Ark/ark
که عمدتاً در انگلیسی بریتانیایی بهکار میرود بهمعنی مالِ عهد بوق بودن یا مال دورانِ شاهوِزوزک بودن یا عهد دقیانوسی بودن یا عتیقه بودن است.
▫Some of the school's computer equipment is out of the Ark.
برخی از تجهیزات کامپیوتری مدرسه مال عهد بوق است/ ... عهدِ بوقی است.
◽️Her clothes were straight out of the ark.
لباسهایش کاملاً عتیقه بود./ لباسهایش عتیقهی عتیقه بود./ لباسهایش کامل عهدِ دقیانوسی بود.
▪️قید straight اینجا نقش تاکیدی دارد.
🔳 اصطلاحِ مشابه (و عمدتاً بریتانیاییِ)
go out with the ark
نیز بهمعنی عتیقه شدن، عتیقه بودن، مال دوران دقیانوس بودن، عهد بوقی شدن و از این دست است.
◽️You're still using a flip phone? I thought those went out with the ark.
هنوز موبایل تاشو داری؟ فکر میکردم اینها دیگه عتیقه شدن.
◽️This kind of entertainment went out with the ark.
این نوع تفریح مال عهدِ بوق است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
موقت
دوستان عزیز
تبلیغ بالا و نظایر آن را من در کانال نمیگذارم. خود تلگرام میگذارد، بدون اجازهی مالک کانال.
اصلا من نمیتوان آن را ببینم. این را هم یکی از اعضا برایم فرستاد.
محض اطلاعِ آن دسته از دوستانی که فکر میکنند من دارم این کانالها را تبلیغ میکنم عرض کردم.
باقی بقایتان
- عبدالرضا شهبازی
در زمستان ۱۳۷۵، مصطفی ملکیان، فلسفهپژوه و مترجم معاصر، نقدی نوشت بر بخشهایی از ترجمهی کتاب «تفکر دینی در قرن بیستم» نوشتهی جان مککویری با برگردان محمد محمدرضایی و عباس شیخشعاعی، که کمی پیشتر منتشر شده بود.
این نقد ریزبینانه - با عنوان ترجمهای اَسَفانگیز از کتابی شَعفانگیز - که در مجلهی «نقد و نظر» به چاپ رسید نشان میداد ترجمه چقدر سست و مغلوط است.
مترجمان اما در شمارهی بعدی مجله، بهار و تابستان ۱۳۷۶، پاسخی نوشتند در نقد مقالهی انتقادی ملکیان و ملخص کلام آنها این بود که تقریباً هیچیک از انتقاداتِ منتقد وارد نیست.
در شمارهی بعدی مجله، پاییز ۱۳۷۶، ملکیان نقدی کوبنده نوشت بر پاسخ مترجمان و آن را «پاسخنما» خواند.
◽️من برای سهولتِ بیشتر در استفاده، هر سه مقاله را بههم وصل کردهام.
◽️خواندن این نقدها بیشتر مناسبِ کسانی است که به ترجمهی متون فلسفی و کلامی علاقه دارند، هرچند دقتها و نکتهسنجیهای ملکیان برای علاقهمندان به ترجمهی تقریباً هر متنی آموزنده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
یادداشتها و ترجمههای مرا در حوزهی زبان و زبانشناسی و مغز و زمینههای مرتبط در کانال "زبان و مغز" بخوانید.👇👇👇
@LingBrain
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
در این لید خبری، nearly را چطور معنی کنیم؟
بگوییم تقریباً derail کرده یا تا حدی derail کرده یا چه؟
قید nearly در اینجا همان کارکرد almost را دارد. قبلاً مفصل دربارهی almost نوشتهام. اینجا را ببینید.
▪️دربارهی derail هم اینجا نوشتهام.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
یک صفحهی نمونه از سهگانهی بالا اثرِ یووال نوح هراری
@Englishnutsbolts
◼️Sapiens A Graphic History
◻️Volume 2, The Pillars of Civilization (2021)
◻️Yuval Noah Harari, Daniel Vandermeulen, Daniel Casanave
@Englishnutsbolts