englishnutsbolts | Unsorted

Telegram-канал englishnutsbolts - انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

10322

زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بسته‌های درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi

Subscribe to a channel

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

Misty Mountains (the Hobbit cover)

Malukah

Far over the Misty Mountains cold
To dungeons deep and caverns old
We must away, ere break of day,
To find our long forgotten gold.

The pines were roaring on the height,
The winds were moaning in the night.
The fire was red, it flaming spread;
The trees like torches blazed with light.

▫Songwriter: Peter Hollens

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در آیین کاتولیک، کلمه‌ی pontiff (به‌معنی کشیشِ اعظم) را به‌لحاظ فنی خطاب به هر اسقفی (bishop) می‌توان به‌کار برد. ولی تقریباً همه‌ی کلیساهای کاتولیک ترجیح می‌دهند این کلمه را فقط برای پاپ (Pope) به‌کار ببرند و به‌شکل Pontiff استفاده کنند.
بنابراین، این دو کلمه تقریباً مترادف محسوب می‌شوند، هرچند Pontiff رسمی‌تر است و بیشتر در اسناد مذهبی و مکاتبات رسمی به‌کار می‌رود. با این همه، در زبان مطبوعات نیز گاه برای پرهیز از تکرار کلمه‌ی Pope از Pontiff هم استفاده می‌کنند.
حرف آغازین P را در هر دو کلمه وقتی خطاب به پاپ مشخص و معینی است یا قبل از نام پاپ بیاید بزرگ می‌نویسیم. ولی وقتی به‌طور کلی صحبت می‌کنیم یا از پاپ‌های مختلف بدون ذکر نام یاد می‌کنیم از p کوچک استفاده می‌کنیم.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

فعلِ ordain حداقل دو ردیف معناییِ اصلی دارد:

🔳 به رتبه‌ی (کشیشی) منصوب کردن، به سِمَتِ (کشیشی) گماشتن، کشیش کردن، لباسِ کشیشی به تنِ کسی کردن

◻️The church voted to allow women to be ordained as priests.
کلیسا با کشیش شدنِ زنان موافقت کرد.

▪️البته اگر بخواهیم خیلی دقیق ترجمه کنیم بهتر است بگوییم:
کلیسا با منصوب کردن زنان به مقام کشیشی موافقت کرد.

◻️He was ordained (as) a priest in Ely Cathedral in 1987.
در سال ۱۹۸۷، کشیشِ کلیسای جامعِ اِلی شد./ در سال ۱۹۸۷، او را به‌عنوانِ کشیش کلیسای جامعِ اِلی منصوب کردند.

◾️البته این فعل منحصر به کلیسا و مسیحیت نیست. برای این‌که بگوییم فلان‌کس به مقام حاخام (rabbi) در یهودیت منصوب شده است نیز می‌توانیم از ordain استفاده کنیم.

🔳 (درباره‌ی خداوند و سرنوشت و ...) مقدّر کردن، مقدّر شدن

◻️God has ordained us mortal.
خداوند مقدّر کرده است که فانی/ میرا باشیم.

◻️We have all been ordained to die.
همه‌ی ما مقدّر (شده) است که بمیریم./ مرگ در تقدیر همه‌ی ماست.

◻️It is futile to try to avoid what destiny has ordained.
گریز از آن‌چه سرنوشت مقدّر کرده بی‌فایده است.

◼️هرگاه صحبت درباره‌ی پادشاه، سلطان، مرجع والا، قانون و از این دست است معمولاً «مقرّر داشتن» را به‌کار می‌بریم.

◻️The law ordains that …

قانون مقرّر می‌دارد که ...

◻️Fate has ordained that ...
سرنوشت چنین مقرّر کرده است که ...

◻️The King ordained that deer should not be hunted without a royal license.
پادشاه مقرّر کرد که بدون مجوز سلطنتی نباید گوزن شکار کرد.

◻️The city council has ordained that all the local libraries will close on Mondays.
شورای شهر مقرّر کرده است که تمامی کتابخانه‌های محلی دوشنبه‌ها تعطیل باشند.

▪️در این ردیف معنایی، فعل ordain در موقعیت‌های رسمی به‌کار می‌رود و در مجموع ناظر به خداوند و سرنوشت و مرجع بزرگِ تصمیم‌گیر است. به‌همین دلیل، وزنِ این فعل برای شورای شهر سنگین است و انگار گوینده عامدانه خواسته است به‌طنز و کنایه سخن بگوید، انگار شورای شهر خداوند یا مرجع عالی‌قدری است که چنین تصمیمی گرفته است. البته این کاملاً به بافت بستگی دارد که چنین برداشتی کنیم.
در زبان حقوقی و اداری آمریکایی، ordain گاهی واقعاً در مصوبات و مقررات محلی هم به کار می‌رود و لزوماً طنزآمیز نیست. مثلاً در متون حقوقی رسمی ممکن است ببینیم:
◻️Be it ordained by the City Council ...


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

مایکل کالینز (۲۰۲۱-۱۹۳۰) یکی از سه فضانوردی بود که طی ماموریتِ سرنشین‌دارِ (manned mission) آپلوی ۱۱ از سوی ناسا به سفر ماه رفت.
کالینز البته بر خلاف نیل آرمسترانگ و باز آلدرین با سفینه‌ی ماه‌نشینِ ایگِل (Lunar Module Eagle) روی سطح ماه فرود نیامد بلکه در سفینه‌ی مدارگردِ فرماندهی کلمبیا (Command Module Columbia) ماند و از مدارِ ماه ماموریت را مدیریت می‌کرد و بعد از اتمام ماموریت، دو فضانورد دیگر به او پیوستند و هر سه به زمین برگشتند.
کتاب بالا روایت دستِ اول کالینز است از آغاز تا پایان ماموریت آپلوی ۱۱ و نخستین فرود انسان‌ها بر سطح ماه.
زبان کتاب راحت و روان است و خصوصاً برای کسانی که به فضا و فضانوردی علاقه داشته باشند جذاب و پرکشش و پراطلاع است.
این کتاب نسبتاً کم‌حجم نخستین‌بار در سال ۱۹۷۶ منتشر شد و بعد در قالبی روزآمدشده در سال ۱۹۹۴ دوباره به‌چاپ رسید.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◾️سبک نویسنده و سبک مترجم

◻️ دکتر علی خزاعی‌فر

🔳 این مقاله‌ی بلند و سودمند در سه قسمت و طی سه شماره‌ی پی‌درپیِ فصلنامه‌ی مترجم به چاپ رسیده است.
من برای سهولتِ بیشتر در استفاده، هر سه مقاله را به‌هم وصل کرده‌ام.
بی‌شک مشتاقانِ فن ترجمه نکته‌های فراوانی از آن خواهند آموخت.
در بخش دوم، دکتر خزاعی‌فر، محض نمونه، حدود یک صفحه از ترجمه‌ی کتابِ
«هنرِ شفاف‌اندیشیدن»، با برگردانِ عادل فردوسی‌پور، را طبق معیارهای مندرج در مقاله نقد می‌کند که بسیار آموزنده است.

خواندن این مقاله را از دست ندهید.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️ شش گفتار پیرامون ترجمه‌ی متون ادبی

◻️ دکتر بهزاد قادری
◽️انتشارات دانشگاه شهید باهنر کرمان، سال ۱۳۸۲

◾️این کتاب نایاب است و امیدی نیز به چاپ مجدد آن نیست. به همین دلیل، فایل پی‌دی‌اف آن را برای استفاده‌ی علاقه‌مندان در اینجا قرار می‌دهم.

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️Negotiation A Very Short Introduction (2022)

◻️Carrie Menkel-Meadow


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

ترکیب اصطلاحیِ
only to do something
در فارسی معادلِ شسته‌رفته‌ای ندارد که در هر موقعیتی بتوان از آن استفاده کرد.

اما در مجموع، این ترکیب به چه معنی است؟
عملی که بعد از این ترکیب می‌آید، بلافاصله پس از عمل قبلی رخ می‌دهد.

مثلاً به این جمله دقت کنید:
◻️I found my pen, only to lose it again.
همین که خودکارم را پیدا کردم، دوباره گمش کردم./ به‌محض این‌که خودکارم را پیدا کردم، دوباره گمش کردم.

▪️در اینجا، گم کردن خودکار بعد از پیدا کردن آن به‌وقوع پیوسته است.


🔲 عملی که بعد از این ترکیب می‌آید معمولاً دو ویژگی دارد: ۱- تا حدی غیر منتظره است. ۲- ممکن است مطلوب نباشد.
این دو ویژگی را معمولاً نمی‌توان وارد ترجمه‌ی فارسی کرد و این همان ظرافتی است که از دست می‌رود.

🔲 با این وصف، از چه معادل‌ یا معادل‌هایی برای ترجمه‌ی این ترکیب استفاده کنیم؟
می‌توان در جاهای نسبتاً زیادی از معادل‌های «به‌محضِ اینکه»، «همین که»،
«درست زمانی که» و از این دست استفاده کرد.
ولی این معادل‌ها هم همه جا جواب نمی‌دهد و لازم است متناسب با فضای جمله، همان‌گونه که در ادامه خواهید دید، به روش‌ها و شِگردهای مختلفی این ترکیب را به فارسی برگرداند.
نکته‌ی مهم در این معادل‌گذاری‌ها البته این است که تقدم و تاخّر دو عمل (قبل و بعد از این ترکیب) مشخص شود.

◻️I arrived, only to find that the others had already left.
همین‌ که‌رسیدم متوجه شدم بقیه قبلاً از آنجا رفته‌اند.


◻️He spent months negotiating for a pay increase, only to resign from his job soon after he'd received it.
ماه‌ها برای افرایش حقوقش چک‌و‌چانه می‌زد ولی کمی بعد از اینکه حقوقش را بالا بردند استعفا داد.


◻️Ryle tried the Embassy, only to be told that Hugh was in a meeting.
رایل به سفارت که سر زد/ با سفارت که تماس گرفت به او گفتند هیو در جلسه است.

◻️He raced through the living room, only to find the front door closed.
طول اتاق نشیمن را به‌سرعت طی کرد ولی (جا خورد وقتی) متوجه شد درِ ورودی بسته است.

➖➖➖➖➖
چند ترجمه‌ی موفق:

◻️Of course, everybody recognizes that scientists sometimes get it wrong - for example, scientific advisers to the British government in the 1990s declared that 'mad cow disease' posed no threat to humans, only to be proved tragically mistaken.

البته، همه می‌پذیرند که دانشمندان هم گاهی خطا می‌کنند. برای مثال، دانشمندانی که در دهه‌ی ۱۹۹۰ طرفِ مشاوره‌‌ی حکومت بریتانیا بودند اعلام کردند 'بیماری جنون گاوی' برای انسان‌ها هیچ خطری ندارد، ولی بعد معلوم شد که در این مورد خطایی مصیبت‌بار رخ داده است.
(فلسفه‌ی علم/ نوشته‌ی سمیر اُکاشا/ ترجمه‌ی هومن پناهنده/ ص ۱۶۴/ انتشارات فرهنگ معاصر/ چاپ سوم، ۱۳۸۹)

▪️در اینجا، این ترکیب با «ولی بعد» معادل‌گذاری شده است.


◻️Today, new interest in him is being taken, but it seems unlikely to last - Vico will surely be ignored once more, only to be distinterred again by thinkers made indignant by his lack of recognition.

امروز علاقه‌ای تازه به ویکو نشان داده می‌شود، اما به نظر نمی‌رسد پایدار بماند؛ او بی‌شک باز نادیده گرفته خواهد شد تا بار دیگر متفکران خشمناک از این بی‌اعتنایی گَرد و غبار فراموشی را از وی بزدایند.
(قدرت اندیشه/ نوشته‌ی آیزایا برلین/ ترجمه‌ی عزت‌الله فولادوند/ ص ۹۱/ نشر ماهی/ ۱۳۹۳)

▪️در اینجا، این ترکیب با «خواهد» معادل‌گذاری شده است که تاخّر زمانی عمل بعدی را نشان می‌دهد.

◻️Dummett then goes on, intriguingly, to compare Frege and Husserl to the Rhine and the Danube, 'which arise quite close to each other and for a time pursue roughly parallel payhs, only to diverge in utterly different direction and flow into different seas.

'
پس از آن، دامت پیش‌تر می‌رود و به شیوه‌ای جالبِ توجه فرگه و هوسِرل را با رودهای راین و دانوب مقایسه می‌کند 'که از کوه‌های بسیار نزدیک به هم سرچشمه می‌گیرند و تا مسافتی موازیِ هم پیش می‌روند، و در نهایت از هم جدا می‌شوند و دو مسیر متفاوت را در پیش می‌گیرند و به دو دریای متفاوت می‌ریزند.'
(فلسفه‌ی قاره‌ای/ نوشته‌ی سایمون کریچلی/ ترجمه‌ی خشایار دیهیمی/ ص ۳۵/ نشر ماهی/ ۱۳۸۷)

▪️در اینجا، این ترکیب با «در نهایت» معادل‌گذاری شده است.

▪️در این ترجمه‌ لازم است قید roughly به‌معنای «تقریباً» یا «کم‌و‌بیش» و utterly به‌معنیِ «کاملاً» به ترجمه اضافه شوند.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️Political Philosophy An Introduction (2016)

◻️Jason Brannan


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️Why Not Capitalism (2014)

◻️Jason Brennan


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

برخی از مطالب برگزیده‌ی کانال که تاکنون نوشته‌ام و در دسترس علاقه‌مندان زبان انگلیسی قرار داده‌ام:

۱- درباره‌ی حالتِ صفتیِ very و انتقالِ درستِ آن در ترجمه

۲- درباره‌ی معنای دقیقِ by definition و انتقالِ درستِ آن در ترجمه

۳- درباره‌ی مفهومِ دقیقِ preceded by و انتقالِ درستِ آن در ترجمه

۴- درباره‌ی مفهومِ دقیقِ almost و انتقال درست آن در ترجمه

۵- درباره‌ی ترجمه‌ی درستِ no matter how

۶- درباره‌ی مفهومِ دقیق صفتِ demanding و انتقالِ درست آن در ترجمه

۷- درباره‌ی مفهوم دقیقِ فعل to fail و انتقالِ درستِ آن در ترجمه

۸- درباره‌ی مفهومِ دقیقِ اسمِ failure و انتقالِ درستِ آن در ترجمه

۹- درباره‌ی تفاوت دقیقِ misinformation و disinformation

۱۰- درباره‌ی مفهوم دقیقِ فعل to tend و انتقالِ درستِ آن در ترجمه

۱۱- درباره‌ی مفهوم زمانیِ حرف اضافه‌ی into و انتقالِ درستِ آن در ترجمه

۱۲- درباره‌ی یکی از معانی خاصِ فعل to labor و انتقالِ درستِ آن در ترجمه

۱۳- همه‌چیز درباره‌ی ترکیبِ اصطلاحیِ as of

۱۴- درباره‌ی معنیِ قید effectively و انتقال درست آن در ترجمه

۱۵- بیان اعداد کسری به انگلیسی

۱۶- بیان اعداد اعشاری به انگلیسی

۱۷- مروری کامل بر نسبت‌های فامیلی در انگلیسی

۱۸- روشِ خودآموز یادگیریِ ترجمه (از انگلیسی به فارسی)

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

دوستانی که خواهان تهیه‌ی یکجای

◻️ دوره‌ی درک مطلب انگلیسی مبتدی‌تا‌متوسطه (۳ بسته)
یا
◻️ دوره‌ی درک مطلب انگلیسی متوسطه‌تا‌پیشرفته (۱۰ بسته)

هستند، در خصوصی پیام بدهند تا هر کدام از این دوره‌ها را با تخفیفی بسیار ویژه دریافت کنند.

@abdorrezashahbazi

◾️لطفاً قبل از ارسال پیام، با چارچوب این دوره‌ها آشنا شوید و نمونه‌های تدریس را گوش دهید.


🔺این تخفیف بسیار ویژه برای دریافت یکجای هر کدام از دوره‌ها تا پایان دوشنبه (۴ خرداد) برقرار است.

ارادت
عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در مجموع دو دوره‌ی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کرده‌ام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):


🔳 دوره‌ی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)

▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.

➖➖➖➖➖➖

🔳 دوره‌ی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)

▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.



🟦 هر دو دوره ضبط‌شده است (شامل فایل‌های پی‌دی‌اف و فایل‌های صوتی تدریس).


🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بسته‌های دوره‌ی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کرده‌اند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.

🟫 این بسته‌ها برای کسانی مناسب‌ است که می‌خواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.


🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◽️کتاب انگلیسیِ متوسطه‌ی دوم، پایه‌ی یازدهم، صفحه‌ی ۸۵

در این مکالمه (از درس سوم)، گردشگری با دیدنِ گبه‌‌ای قشقایی، ذوق‌زده می‌گوید:
▫️ Wow! How touching this Gabbeh is.

منظور نویسنده‌ی مکالمه در وصف گَبه‌ هرچه هم بوده، حضور touching در اینجا نادرست است و جمله را دچار غرابت معنایی می‌کند.

این صفت در وصفِ چیزی می‌آید که حسی از اندوه و تاثر و رافت و همدردی را در ما برانگیزاند. معادل‌هایش در فارسی هم رقت‌انگیز و ترحم‌انگیز و تاثر‌آور و تکان‌دهنده و ... است.

▫️اگر هم معادل «تاثیرگذار» را در بافتی به‌کار ببریم، منظور تاثیرِ ناشی از اندوه و ترحم و همدردی است، نه حاکی از زیبایی و شکوه.

اگر نویسنده می‌خواسته بگوید گردشگر از زیبایی و شکوه این گبه به حیرت افتاده و بهت‌زده شده، می‌توانست مثلاً بنویسد:

-Wow! How beautiful/ lovely this Gabbeh is!
یا
- Wow! I’m really impressed by this Gabbeh.
یا
-Wow! This Gabbeh is truly amazing/ so charming.

یا با حسی عمیق‌تر:

- Wow! There’s something so special about this Gabbeh.
یا
- Wow! This Gabbeh feels so full of tradition and beauty.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

ترکیب اصطلاحیِ
be beyond sb's ken
به‌معنیِ خارج از درک و فهم کسی بودن، بیرون از حد فهم کسی بودن یا
خارج از حوزۀ معلومات کسی بودن است.

◻️mysteries beyond our ken
رمزورازهایی ورای درک و فهمِ ما

◻️The subject matter was so technical as to be beyond the ken of the layman.
موضوع از فرط فنی‌بودن خارج از درک و فهم آدم‌های غیرمتخصص بود.

◼️نمونه از یک کتاب:

◻️It has often been said that the origins of religion, cognition and culture are beyond the ken of modern man. (Origins of Religion, Cognition and Culture/ Edited by Armin W. Geertz/ Routledge/ 2014)
بارها گفته‌اند که سرچشمه‌های دین، شناخت و فرهنگ خارج از حیطه‌ی درک و فهم انسان مدرن است.

🔳 فرهنگ خوبِ انگلیسی‌به‌فارسی هزاره (تصویر بالا)، این ترکیب اصطلاحی را «محاوره»‌ای دانسته که اشتباه است. این ترکیب، اتفاقاً، قدیمی (old-fashioned) است و عمدتاً در ادبیات کلاسیک و نثرهای قدیمی به‌کار می‌رود. اگر هم در گفتار یا نثر امروزین به‌کار رود، گوینده یا نویسنده عامدانه خواسته است (برای طنز یا ...) رنگ‌و‌رویی کهنه‌نما به کلام بدهد.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

😁😁👏👏

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

بیانیه‌ای که هیچ‌وقت خوانده نشد!

در اواخر ۲۰ ژوییه‌ی سال ۱۹۶۹، ماه‌نشینِ آپلوی ۱۱ (Apollo Lunar Module Eagle) بر سطح ماه نشست و حدود شش ساعت بعد (در ۲۱ ژوییه) نیل آرمسترانگ نخستین انسانی شد که گام بر قمر زمین نهاد و ۲۰ دقیقه بعد نیز باز آلدرین به او پیوست. مایکل کالینز نیز در مدار‌گردِ فرماندهی کلمبیا (Command Module Columbia) منتظر برگشتشان بود.
بعد از گشت‌و‌گذاری ۲۱ساعته در سطح ماه و نصب پرچم و کاوش و گردآوریِ حدود ۲۱ کیلوگرم خاک و سنگ، سرانجام آرمسترانگ و آلدرین به ماه‌گرد برگشتند و سه فضانورد راه برگشت به زمین‌ را در پیش گرفتند.

اما اگر آرمسترانگ و آلدرین موفق نمی‌شدند به سفینه‌ی مدارگرد برگردند چه؟ در واقع، این قسمت دشوارترین و احتمالاً پرمخاطره‌ترین بخش ماموریت بود.
به همین دلیل، ویلیام (بیل) سافیر، سخنرانی‌نویسِ ریچارد نیکسون، متنی را نوشت تا در صورت تلف شدن آرمسترانگ و آلدرین بر سطح ماه، رئیس‌جمهور نیکسون آن را بخواند و شکست ماموریت را اعلام کند.
پی‌دی‌افِ بالا همین متن است (اینجا هم آن‌ را بخوانید).

◽️در تصویر بالا، آرمسترانگ (چپ) و آلدرین مشغول نصب پرچم‌اند.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

وقتی بخواهیم بگوییم فلان وسیله‌ی مکانیکی یا الکترونیکی یا ... به‌دلیل اشکال «بازی در می‌آره» یا «ادا در می‌آره» یا «اذیت می‌کنه» از فعلِ گروهیِ to act up استفاده می‌کنیم.

◽️موتور (ماشین، هواپیما، ...) داشت بازی در می‌آورد.
The engine was acting up.

◽️کامپیوتر باز داره ادا در می‌آره.
The computer is acting up again.

◽️ماشینم داره بازی در می‌آره.
My car is acting up.

☚ همان‌گونه که در جملات بالا می‌بینید، اگر این اشکال در همان مقطع زمانیِ صحبت کردن در حال رخ دادن باشد، معمولاً از زمان استمراری استفاده می‌کنیم. البته act up محدود به زمان استمراری نیست و با زمان‌های دیگر نیز به‌طور کاملاً طبیعی به‌کار می‌رود.

◽️پرینترم بعضی وقت‌ها بازی در می‌آره.
My printer sometimes acts up.

◽️ماشینم در راهِ خانه بازی درآورد.
My car acted up on the way home.

ولی زمانی که بخواهیم بگوییم آن اشکال و بازی در آوردنِ آن وسیله در حالتی کلی اتفاق می‌افتد و به نوعی عادت تبدیل شده است، زمان حال ساده را به‌کار می‌بریم.

◽️ماشینم همیشه در هوای سرد بازی در می‌آره.
My car always acts up in cold weather.

☜ وقتی بخواهیم بگوییم این «بازی در آوردن» در فلان نقطه در گذشته شروع شده است و تا الان ادامه پیدا کرده است، می‌توانیم از زمان حال کامل استمراری استفاده کنیم.

◽️کامپیوتر من طی یک ماه گذشته بدجور اذیت کرده/ بازی در آورده.
My PC has been acting up badly for the past month.

◼️این مفهوم را همچنین می‌توانیم درباره‌ی بخشی از بدن که دچار اشکال شده است و اذیت می‌کند هم به‌کار ببریم.

◽️شانه‌‌ام/ کِتفم داشت اذیتم می‌کرد.
My shoulder was acting up.

◽️زانوم دوباره درد و ناراحتیِ همیشگی‌اش را شروع کرده است.
My knee is acting up again.

☚ در مورد اعضای بدن، act up اغلب زمانی به‌کار می‌رود که یک مشکل یا ناراحتیِ قدیمی دوباره خودش را نشان داده باشد.

◼️این مفهوم را همچنین می‌توانیم درباره‌ی انسان‌ها ـ عمدتاً کودکان و بچه‌ها ـ هم به‌کار ببریم.

◽️دختربچه داشت اذیت می‌کرد/ بازی در می‌آورد، بنابراین مادرش او را از رستوران بیرون برد.
The little girl was acting up, so her mother took her out of the restaurant.

◽️بچه‌ها همه‌شان هر از گاهی گستاخی می‌کنن و بازی در می‌آرن/ اذیت می‌کنن.
All children talk back and act up from time to time.

▪️فعلِ گروهیِ to talk back به معنیِ گستاخانه جواب دادن به فردی است که از جایگاه و اتوریته‌ی بالاتری برخوردار است؛ مثلاً دانش‌آموز نسبت به معلم یا فرزند نسبت به والدین. این عبارت تقریباً همیشه بار معنایی منفی دارد.

◽️به معلمت گستاخانه جواب نده.
Don't talk back to your teacher.


➖➖➖➖➖
دیالوگ تکه‌فیلم‌ها به‌ترتیب پخش:

◽️Gil, your brain tumor's acting up again.

◽️Is that thing acting up again?

◽️You're the only one acting up. Now get upstairs.

◽️Her knee acting up?

◽️Ulcer acting up?
▪️کلمه‌ی ulcer به‌معنی زخم است. در فرسته‌ای دیگر، معنی دقیق این کلمه را به‌کمک مثال‌های مختلف توضیح داده‌ام. اینجا را ببینید.



- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

عبارت‌ها، جمله‌ها یا جمله‌واره‌های کوتاهی را که شرکت‌ها زیر نام یا نشان تجاری خود می‌آورند و در آن‌ها می‌کوشند هویت، ارزش‌ها یا فلسفه‌ی کلی برند خود را بیان کنند، در انگلیسی tagline (یا tag line) می‌گویند که در فارسی معمولاً «شعار» ترجمه می‌شود.
در تصویر بالا نمونه‌هایی از این tagline‌ها را می‌توانید ببینید.

◻️ واژه‌ی slogan نیز معمولاً «شعار» ترجمه می‌شود، اما میان این دو اصطلاح تفاوتی وجود دارد. tagline معمولاً به هویت کلی یک برند اشاره دارد و از همین رو، غالباً برای مدت‌های طولانی ثابت می‌ماند. در مقابل، slogan بیش‌تر در کمپین‌های تبلیغاتی، معرفی محصولات یا دوره‌های زمانی خاص به کار می‌رود و بنابراین، ممکن است تغییر کند. یعنی، شرکتی ممکن است در طول سال‌ها tagline واحدی داشته باشد، ولی slogan‌های متعددی را در تبلیغات مختلف به کار ببرد.
ولی باید توجه داشت که این تمایز همیشه رعایت نمی‌شود و در بسیاری جاها، شرکت‌ها و کشورها، tagline و slogan را به‌جای یکدیگر نیز به کار می‌برند. بنابراین، آنچه گفته شد بیش‌تر بیانگر تفاوت معمولِ این دو اصطلاح است، نه یک مرزبندی کاملاً قطعی.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

وقتی بخواهیم بگوییم «تا آنجا که من می‌فهمم» یا «این جور که من می‌فهمم» و از این دست، می‌توانیم از عبارت:

(According) to my understanding,

استفاده کنیم.

☚ توجه داشته باشید که در این ساختار استفاده از according تقریباً دلبخواهی است و تفاوت معناییِ خاصی ایجاد نمی‌کند.

◽️این جور که من می‌فهمم، این سوال درباره‌ی استفاده از/ کاربردِ ماضی نقلی در انگلیسی است.
To my understanding, this question is about the use of the present perfect in English.

🔳 اگر بخواهیم دقیقاً مشخص کنیم که منظور، فهم ما از چه چیزی است، می‌توانیم بعد از عبارت، حرف اضافه‌ی of را بیاوریم و بعد از آن موضوع را نام ببریم.

◽️فهم من از قانون این است که .../ من قانون را این جور می‌فهمم که ...
According to my understanding of the law,...

☜ دقت کنید که در این حالت، تقریباً همیشه، حضور according لازم است.


◽️تا جایی که من از این نامه می‌فهمم، مطلب کاملاً متفاوتی را می‌گوید.
According to my understanding of the letter, it means something quite different.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️تغییر مقوله‌ی دستوری

◻️حسن هاشمی میناباد
◻️فصل‌نامه‌ی مترجم، شماره‌ی ۹۱، بهمن ۱۴۰۴

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️Democracy A Guided Tour (2023)

◻️Jason Brennan


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در صورتی که به اطلاعات بیشتری درباره‌ی دوره‌های تالیفی درک مطلب انگلیسی (از مبتدی تا پیشرفته) نیاز دارید یا پیرامون مسیر تقویتِ درک مطلبِ انگلیسی‌ِ خود (به‌طور کلی) پرسش‌هایی دارید، می‌توانید در خصوصی بپرسید:
@abdorrezashahbazi

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

فعل عمومی حَمل کردن carry است و تقریباً همه جا می‌توان از آن استفاده کرد.

ولی وقتی می‌خواهیم نشان دهیم که باری سنگین را با زحمت و سختی و تقلا از جایی به جایی با خود می‌کشیم و به اصطلاح آن را خِرکِش می‌کنیم می‌توانیم از فعل /schlep /ʃlep استفاده کنیم (که از زبان‌ ییدیش وارد انگلیسی شده است).

این فعل در بافت‌های غیر رسمی و خودمانی به‌کار می‌رود و در انگلیسیِ آمریکایی بسیار رایج‌تر است، هرچند در انگلیسیِ بریتانیایی نیز شناخته شده است.


◽️I schlepped his bag all the way to the airport and he didn't even thank me.
کیفش را این همه راه تا فرودگاه خِرکِش کردم ولی حتی یک تشکر هم از من نکرد.


◽️She schlepped her groceries home.
خریدهای سوپرش را تا خانه کشان‌کشان برد.


◽️Do I really have to schlep all that junk down to the cellar?
راستی راستی باید این خرت و پرت‌ها را تا زیرزمین خِرکِش کنم؟
☚ به کاربرد حرف اضافه‌ی down در جمله‌ی بالا دقت کنید.

🔸ممکن است بنا بر نیاز از حروف اضافه‌ی out و along و around و into و through و ... نیز برای تاکید بر جهتِ schlep در جمله استفاده کنیم.

◽️We schlepped our suitcases into the airport.
چمدان‌هایمان را تا داخل فرودگاه خِرکِش کردیم.


🔲 وقتی مفعولِ فعلِ schlep خودِ فرد باشد، معنی جمله این است که او با زحمت و خستگی زیاد این طرف و آن طرف رفته، یا برای انجام کاری به خودش زحمت داده است.

◽️I've been schlepping all over town looking for just the right present.
تمام شهر را این طرف و آن طرف گشته‌ام تا هدیه‌ی مناسب را پیدا کنم.


🔲 زمانی که از فعل گروهی schlep around استفاده می‌کنیم معمولاً می‌خواهیم نشان دهیم که فرد بی‌هدف این طرف و آن طرف گشته، وقتش را بی‌برنامه گذرانده یا همین‌جور ول چرخیده است.

◽️I spent the afternoon schlepping around the house.
همه‌ی بعد از ظهر را در خانه به علافی گذراندم./ همه‌ی بعد از ظهر را همین‌جور توی خانه ول می‌گشتم.


⬛️ فعل /lug /lʌɡ نیز در بافت‌های غیر رسمی و خودمانی به‌معنی خِرکِش کردن به‌کار می‌رود. فرقش این است که در هر دو گونه‌ی انگلیسیِ بریتانیایی و آمریکایی کاربرد فراوان دارد و معمولاً بیشتر روی سنگینیِ بار تاکید می‌کند.

◽️I'm exhausted after lugging these suitcases all the way across the city.
دیگر نا ندارم بس که این چمدان‌ها را این همه راه از این طرف شهر به آن طرفش خِرکِش کردم.

➖➖➖➖➖
دیالوگ تکه‌فیلم‌ها به‌ترتیب پخش:

▪️Dad, I was always being schlepped back and forth to England on a plane.

▪️I spent all day schlepping from store to store with you.

▪️I schlepped the baby over, I brought imported beer, why don't you like me?

▪️I am not gonna be one of those women schlepping her kids around in a minivan.


- عبدالرضا شهبازی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

یادداشت‌ها و ترجمه‌های مرا در حوزه‌ی زبان و زبان‌شناسی و مغز و زمینه‌های مرتبط در کانال "زبان و مغز" بخوانید.👇👇👇
@LingBrain

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در انگلیسی چنین جمله‌ی پرسشی کاملاً رایج است:
◽️Who are you speaking to?

اما اگر چندین دهه به عقب برگردیم، معلمان انگلیسی در کشورهای انگلیسی‌زبان و کسانی که انگلیسی را به خارجی‌ها می‌آموختند، دانش‌آموزان و زبان‌‌آموزان را نهی می‌کردند که مبادا جمله‌ای بگویند یا بنویسند که به حرف اضافه ختم شود.
به‌جای آن، توصیه می‌کردند جمله‌ی بالا را - مثلاً - این‌گونه تولید کنند:
◽️To whom are you speaking?

امروزه ولی، این نهی وجود ندارد و ساخت و تولید جمله‌ی اول کاملاً درست و طبیعی است (گیریم بیشتر در موقعیت‌های غیر رسمی) و جمله‌ی دوم نیز عمدتاً در نوشتار کاملاً رسمی یا در موقعیت‌های کاملاً رسمی به حیات خود همچنان ادامه می‌دهد (و البته که ظاهری کهنه‌نما هم دارد).

اما داستان زبان‌شناختی (و دقیق‌تر بگوییم، نحویِ) این دو ساخت چیست؟

🔳 در انگلیسی هروقت حرف اضافه یا یک گروه نحوی به‌همراه کلمه‌ی whدار (مثل who و what و which و ...)، حین ساخت پرسش یا بند موصولی، حرکت داده شود می‌گوییم پدیده‌ی  «حرکتِ کل سازه» (pied-piping) رخ داده است.
به بیان دیگر، این پدیده زمانی اتفاق می‌افتد که کلمه‌ی whدار به آغاز جمله‌ی پرسشی یا بند موصولی بیاید و حرف اضافه یا گروهِ همراهش را هم با خودش بِکشَد و بیاورد اول جمله یا بند.

◽️About what are you thinking?

در اینجا، what آمده است در اول جمله تا جمله را پرسشی کند ولی حرف اضافه‌ی about را هم با خودش کشیده است و آورده است اول جمله. بنابراین، حرکت کل سازه‌ی about what اتفاق افتاده است.
می‌توانیم فرض کنیم نخست چنین جمله‌ای داشته‌ایم:
I was thinking about my old friend John.
حالا کل سازه‌‌ی زیرخط‌دار را می‌خواهیم مورد پرسش قرار دهیم. پس عبارتِ my old friend John می‌شود what که باید بیاید اول جمله تا جمله پرسشی شود. ولی حرف اضافه‌ی about را هم طی حرکت با خود می‌آورد در آغاز جمله، یعنی کل سازه در واقع جا‌به‌جا می‌شود.

در بندهای موصولی هم این اتفاق رخ می‌دهد.
◽️The man to whom she was speaking is her professor.

فرض می‌کنیم جمله‌ی اصلی این بوده:
She was speaking to the man.
برای اینکه بند موصولی بسازیم، the man را که مفعول حرف اضافه‌ی to است با whom جایگزین می‌کنیم، که قرار است بیاید اولِ بند موصولی.
اما طی حرکت، حرف اضافه‌ی to را هم که در ارتباط تنگاتنگ با خودش است می‌کِشد و می‌آورد اولِ بند. در واقع، و به بیان فنیِ نحوی، این to است که چون بر whom حاکمیت دارد این کار را انجام می‌دهد؛ یعنی whom بدون حاکمش نمی‌تواند جا‌به‌جا شود.
حالا، بند موصولیِ
to whom she was speaking
را که قرار است the man را توصیف کند در بند اصلی وارد می‌کنیم:
The man to whom she was speaking is her professor.


🔳 اما داستان این جمله چیست؟:
Who are you speaking to?

در اینجا با پدیده‌ای نحوی مواجهیم که آن را «پیش‌اضافه‌ی اِبقایی» می‌گوییم.
این پدیده را که به انگلیسی preposition stranding می‌نامند توضیحش ساده‌تر است و زمانی رخ می‌دهد که حرف اضافه حین حرکتِ کلمه‌ی whدار یا ضمیر موصولی به اول جمله یا بند، جابه‌جا نمی‌شود و در انتهای جمله یا بند رها می‌شود و تنها می‌ماند.

چند مثال از جمله‌های پرسشی:
◽️What is this book about?

◽️What are you looking at?

◽️What are you interested in?

اگر بخواهیم سه جمله‌ی بالا را که طبق ساختِ پیش‌اضافه‌ی ابقایی ساخته شده‌اند به‌صورتِ حرکت کل سازه بازنویسی کنیم، خواهیم داشت:

◾️About what is this book?

◾️At what are you looking?

◾️In what are you interested?


چند مثال از بند موصولی:

◻️The topic which they argued about was controversial.

◻️The chair that he is sitting on is broken.

◻️The book that I was looking for is out of print.

اگر بخواهیم سه جمله‌ی بالا را که طبق ساختِ پیش‌اضافه‌ی ابقایی ساخته شده‌اند به‌صورتِ حرکت کل سازه بازنویسی کنیم، خواهیم داشت:

◾️The topic about which they argued was controversial.

◾️The chair on which he is sitting is broken.

◾️The book for which I was looking is out of print.


- عبدالرضا شهبازی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

🔳متممِ ۲۲ قانونِ اساسی آمریکا
the 22nd Amendment to the US Constitution

طبق متمم ۲۲‌ (که در سال ۱۹۴۷ به تصویب کنگره رسید و در سال ۱۹۵۱ رسماً به قانون اساسی الحاق و لازم‌الاجرا شد) هیچ فردی نمی‌تواند - در طول عمر خود - بیش از دو دوره (term) رئیس‌جمهور آمریکا شود، چه پیوسته (consecutive)، چه گسسته (non-consecutive).

زبان این متمم (مثل باقی قانون اساسی) کاملاً رسمی و حقوقی و تا حدی کهنه‌نماست.
کمی با زبانِ این متمم کلنجار برویم.

جمله‌ی اول:

No person shall be elected to the office of the President more than twice.

خب، فهم این جمله راحت است و می‌گوید هیچ فردی نمی‌تواند بیش از دو بار (more than twice) رئیس‌جمهور شود.

جمله‌ی بلند دوم ولی تا حدی پیچیده و تودرتو است:

and no person who has held the office of President, or acted as President, for more than two years of a term to which some other person was elected President shall be elected to the office of the President more than once.

بعد از حالت کلی اول، حالا وارد دو حالت خاص می‌شود.
اینجا لازم است قبل از تشریح این جمله، دو مطلب را بدانیم:

▫️طبق متمم ۲۵ قانون اساسی آمریکا، هرگاه رئیس‌جمهور بمیرد یا استعفا دهد یا برکنار شود، معاون اول او، بدون برگزاری انتخابات، به‌صورت خودکار جایگزین او می‌شود و دوره را تمام می‌کند. مثلاً زمانی که ریچارد نیکسون به‌دلیل رسوایی واترگیت در اوت ۱۹۷۴ مجبور به استعفا شد، معاون اول او، جرالد فورد، رئیس‌جمهور شد و دوره را تمام کرد ولی در انتخابات سال ۱۹۷۶ از جیمی کارتر شکست خورد.

◽️تعبیر acting president یا رئیس‌جمهور موقت زمانی استفاده می‌شود که رئیس‌جمهور مستقر به‌دلیل دوره‌ی درمان یا بیهوشی حین عمل جراحی یا موارد دیگر موقتاً توانایی انجام وظایف را ندارد و کتباً و طبق متمم ۲۵ معاون را رئیس‌جمهور موقت می‌کند تا وظایف محوله‌ی ریاست‌جمهوری را در بازه‌ی زمانی مشخص یا نامشخصی بر عهده بگیرد. حالت دیگر برای رئیس‌جمهورِ موقت شدنِ معاون اول هم این است که معاون اول و اکثریت کابینه کتباً به کنگره اعلام ‌کنند که رئیس‌جمهور توانایی انجام وظایفش را ندارد (در این سناریو البته حالات مختلفی مطرح می‌شود که جای ذکرشان اینجا نیست).

حالا با این اطلاعات برمی‌گردیم سراغ آن جمله‌ی دشوار.

no person who has held the office of President,

اینجا منظور معاون اولی است که به‌دلیل فوت، استعفا یا برکناری رئیس‌جمهور، خودش (بیش از دو سال) رئیس‌جمهور شده

or acted as President

اینجا هم منظور رئیس‌جمهور موقت است که بالاتر گفتم چگونه به‌وجود می‌آید.

خب، اگر فردی که طبق این دو حالت، تمامی اختیارات رئیس‌جمهور را بیش از دو سال (for more than two years of a term) بر عهده داشته باشد، برایش در حکم یک دوره‌ی کامل خواهد بود و نتیجتاً فقط یک دوره‌ی دیگر می‌تواند رئیس‌جمهور شود.

منظور از این قطعه چیست؟
term to which some other person was elected President

می‌خواهد بگوید آن دو سال و اندیِ باقیمانده (که معاون اول تصرف می‌کند) در واقع، مربوط به دوره‌ی فرد دیگری است (رئیس‌جمهور اصلی) که از طریق انتخابات به‌دست آورده است.

بند آخر چه می‌گوید؟

shall be elected to the office of the President more than once

می‌گوید حالا آن معاون اول که طبق دو حالت بالا بیش از دو سال واجد اختیارات رئیس‌جمهور دیگری شده است، فقط می‌تواند یک دوره‌ی دیگر رئیس‌جمهور شود (البته آن no اولِ آن جمله‌ی بلند را هم در نظر بگیرید).

به بیان دیگر، اگر معاون اول کمتر از دو سال متصدی اختیارات رئیس‌جمهور شود (طبق هر کدام از دو حالت بالا)، آن مدت برایش یک دوره حساب نمی‌شود و بنابراین، می‌تواند دو دوره‌ی کامل رئیس‌جمهور آمریکا شود.

◾️البته این فقط بخشی از متمم ۲۲ است که بیشتر اینجا و آنجا نقل می‌شود. این متمم در ادامه وارد جزییات می‌شود.

🔳 پیشینه‌ی تاریخی
از زمان جورج واشینگتن تا قبل از متمم ۲۲، رسم بود که کسی بیش از دو دوره رئیس‌جمهور نشود گرچه به‌شکل قانونی منعی وجود نداشت.
به‌همین دلیل، طی این بازه‌ی طولانی ۱۵۴ ساله (از اتمام دور دوم ریاست‌جمهوری واشینگتن در سال ۱۷۹۷ تا الحاق رسمی متمم ۲۲ به قانون اساسی در سال ۱۹۵۱) هیچ رئیس‌جمهوری بیش از دو دوره بر مسند ریاست‌جمهوری ننشست.
تنها استثنا البته فرانکلین روزولت است که چهار دوره رئیس‌جمهور آمریکا شد (از ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵) که به‌دلیل شرایط جنگ جهانی دوم بود.
روزولت البته کمتر از سه ماه پس از شروع دور چهارمش درگذشت.
طرح و تصویب متمم ۲۲ عمدتاً در واکنش به چهار دوره‌ی ریاست‌جمهوری روزولت انجام شد تا سنتِ حداکثر دو‌‌دوره‌ای‌بودنِ ریاست‌جمهوری قانونی شود و دیگر کسی نتواند بیش از دو دوره بر مسند ریاست‌جمهوری آمریکا تکیه بزند.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…
Subscribe to a channel