10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
یکی از پرتکرارترین پرسشهای دوستان طی چند سال گذشته این بوده که آیا بستههای «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی» به تسلط بیشتر آنها در انگلیسی تخصصیِ رشتهی آنها هم کمک میکند یا خیر.
جمعبندی پاسخهای من به این دوستان:
زیربنای هر انگلیسی تخصصی (فیزیک، شیمی، مدیریت، مهندسی برق، حقوق، فلسفه و ...)، انگلیسی عمومی است.
محال است بدون دانش و تسلطی درخور در انگلیسی عمومی بتوان در فهمِ انگلیسی تخصصی موفق ظاهر شد.
اصولاً انگلیسی عمومی مثل اقیانوسی است که انگلیسیهای تخصصی مانند جزایر پراکنده در آن هستند. بدون اقیانوس، جزایر هم بیمعنا میشوند.
هدف اصلی این بستهها تقویت اساسی و زیرپوستی انگلیسی عمومی (در سطح متوسطه تا پیشرفته) است. اگر این بستهها خوب و دقیق و با حوصله کار شوند و در کنار آنها و بهموازات آنها فراوان انگلیسی بخوانید و مدام با انگلیسی کلنجار بروید، در انگلیسی عمومی به جایی میرسید که خیلی راحت بتوانید شروع به پیشرفت در انگلیسی تخصصی رشتهی خود کنید.
دربارهی انگلیسی تخصصی چند نکتهی زیر را بهخاطر داشته باشید:
▫️هر رشتهی تخصصی معمولاً چند صد اصطلاح و ترکیب مخصوصبهخود دارد که با یادگیری آنها، بهلحاظ واژگانی، مشکل چندانی در فهم متون رشتهی خود نخواهید داشت.
▫️رشتههای علوم طبیعی و فنیمهندسی و زمینههای وابسته، بنابهطبیعت خود، زبانی بسیار دقیق و شفاف و روشن دارند و از درازگویی و تعقیدات کلامی و سبکهای خاص و متمایز در آنها خبری نیست.
در رشتههای علوم انسانی ولی معمولاً چنین نیست (که بیشتر بر میگردد به طبیعتِ بیشتر انتزاعی و کمتر ملموسِ مفاهیمِ در این حوزهها) و بههمین دلیل، فرد لازم است هم زبان عمومیاش را خیلی بیشتر تقویت کند و هم با جملات گاه دراز و پیچیدهی این قبیل رشتهها کلنجار برود.
افزون بر این، سبک نوشتاری در علوم طبیعی و فنیمهندسی چندان بارز و مشخص نیست (و همهی نویسندگان و پژوهشگران این عرصه تقریباً شبیهبههم مینویسند)، ولی در رشتههای علوم انسانی و خصوصاً در تالیفات چهرههای بنیانگذار یا بسیار سرشناس این حوزهها سبکهای متمایز بهوفور دیده میشود که فرد لازم است زمان زیادی صرف کند تا بهتدریج با سبک نوشتاری آن صاحبنظر خاص انس بگیرد و آن را بفهمد.
▫️بدیهی است که فهم انگلیسی هر رشتهی تخصصی کاملاً منوط است به سطح دانش فنی ما از آن رشتهی خاص. بنابراین، بخشی از دشواری در فهم زبان تخصصی زبانی نیست بلکه دانشی است.
🔳 ملخص کلام اینکه زبان هر عرصهی تخصصی را که میخواهید بفهمید هیچ چارهای ندارید جز اینکه نخست زبان عمومی خود را بهشکلی اساسی تقویت کنید (هر کس جز این به شما گفته است جدی نگیرید).
بعد از اینکه در فهم زبان عمومی بهحد قابل قبولی رسیدید لازم است بر اصطلاحات و ترکیبات رشتهی تخصصی خود یا همان ترمینولوژی آن مسلط شوید و همزمان، با ساختارهای دستوریِ رایج در بیان مفاهیم رشتهی خود آشنا شوید. اینجا، دانشآموختههای رشتههای علوم طبیعی و فنیمهندسی کمتر و دانشآموختههای رشتههای علوم انسانی بیشتر کار دارند.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
◾️یک مطلبِ مرتبط
@Englishnutsbolts
◽️کتاب انگلیسیِ متوسطهی دوم، پایهی یازدهم، صفحهی ۸۵
در این مکالمه (از درس سوم)، گردشگری با دیدنِ گبهای قشقایی، ذوقزده میگوید:
▫️ Wow! How touching this Gabbeh is.
منظور نویسندهی مکالمه در وصف گَبه هرچه هم بوده، حضور touching در اینجا نادرست است و جمله را دچار غرابت معنایی میکند.
این صفت در وصفِ چیزی میآید که حسی از اندوه و تاثر و رافت و همدردی را در ما برانگیزاند. معادلهایش در فارسی هم رقتانگیز و ترحمانگیز و تاثرآور و تکاندهنده و ... است.
▫️اگر هم معادل «تاثیرگذار» را در بافتی بهکار ببریم، منظور تاثیرِ ناشی از اندوه و ترحم و همدردی است، نه حاکی از زیبایی و شکوه.
اگر نویسنده میخواسته بگوید گردشگر از زیبایی و شکوه این گبه به حیرت افتاده و بهتزده شده، میتوانست مثلاً بنویسد:
-Wow! How beautiful/ lovely this Gabbeh is!
یا
- Wow! I’m really impressed by this Gabbeh.
یا
-Wow! This Gabbeh is truly amazing/ so charming.
یا با حسی عمیقتر:
- Wow! There’s something so special about this Gabbeh.
یا
- Wow! This Gabbeh feels so full of tradition and beauty.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
برخی ویژگیها و مشخصاتِ بستهی نهم از دورهی ضبطشدهی "افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی":
✅ این بسته در سطح کاملاً پیشرفته است؛ شامل هشت متنِ نسبتاً بلند (و تحلیل معناییِ آنها) از کتابهایی که عکس جلدشان را در بالا میبینید.
✅ مدتزمانِ تدریس در این بسته مجموعاً نزدیک به ۱۴ ساعت است.
✅ عناوین کتابهایِ منبعِ متنها، به فارسی:
▫️جنگ هوایی
▫️انقلاب علمی
▫️تاریخ اندیشهی سیاسی
▫️انقلاب روسیه
▫️انرژی تجدیدپذیر
▫️آزادی بیان
▫️اسطورههای جهانی
▫️فلسفه
✅ هیچیک از این کتابها تاکنون به فارسی ترجمه نشدهاند.
✅ دربارهی هرکدام از موضوعات مطرحشده در متون این بسته، توضیحات تاریخی و علمیِ کافی حین تدریس داده میشود تا مطلب بهخوبی درک شود.
✅ مخاطبِ کتابهای این مجموعه، فرد کنجکاو و کتابخوانی است که رشتهی تخصصیاش موضوعِ کتاب نیست. در واقع، این کتابها مدخلیاند برای ورود به آن موضوع و از این رو، تا جای ممکن از زبان فنی در آنها اجتناب شده است.
✅ این سنگینترین بسته در دورهی "افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
◼️A common modern interpretation of Machiavelli popular with scholars of a positivist persuasion... .🔺ترجمهی چاپشده: یک تفسیر مشترک از ماکیاولی که میان پژوهشگران رایج است که عقیدهی مثبتی نسبت به وی دارند ... .
وقتی بخواهیم بگوییم «تعریف از خود نباشه» یا «از خودم تعریف نمیکنم» و از این دست، میتوانیم بگوییم:
I don't mean to brag.
یا
I don't want to brag.
یا
I don't like to brag.
➖➖➖
◽️I don't mean to brag, but I am the best.
تعریف از خود نباشه ولی من بهترینم.
◽️I don't want to brag, but a lot of the ideas were mine.
نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی خیلی از ایدهها مال من بود.
◽️I don't like to brag, but I'm kind of national hero here.
دوست ندارم از خودم تعریف کنم ولی من اینجا یکجورایی قهرمان ملیام.
◾️اگر قرار باشد بعد از این ترکیبها جمله ادامه پیدا کند، پیش از شروع قسمت بعد معمولاً از حرف ربطِ but استفاده میکنیم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در تیترهای خبری، که متراکمگویی و ایجاز در کلام بسیار اهمیت دارد، میتوان علامت آینده (will) را با to نشان داد (به هر حال در دو حرف صرفهجویی میشود).
با این توضیح، to meet در این تیتر خبری (روزنامهی گاردین، ۱۷ آوریل ۲۰۲۵) همان معنی will meet را دارد، یعنی ملاقات خواهند کرد یا قرار است ملاقات کنند.
ترجمهی تیتر اصلی (primary headline):
مقامهای آمریکایی قرار است دربارهی جنگ اوکراین با رهبران اروپا در پاریس بحث و تبادل نظر کنند.
ترجمهی تیتر فرعی (secondary headline):
فرستادههای ترامپ قرار است با مَکرون و همچنین با سیاستمداران بریتانیایی و آلمانی دربارهی نگرانیها/ نگرانیهایشان نسبت به روسیه بحث و تبادل نظر کنند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutabolts
کترین پار (۱۵۴۸-۱۵۱۲) ششمین و آخرین همسر پادشاه انگلستان هنری هشتم (از دودمان تودور) بود که برخلاف همگِنانش دستی در نوشتن و ادبیات هم داشت و در بحبوحهی جدال آیین نوپدیدِ پروتستان با کاتولیکِ ریشهدار، در سال ۱۵۴۳، به همسری شاههنری درآمد.
کترین پار نخستین ملکهی انگلیسی است که با نام واقعی خود کتابی به انگلیسی نوشته است. او که به زبانهای فرانسه، ایتالیایی، اسپانیایی و لاتین تسلط داشت، از حامیان هنر و موسیقی بود و مهمتر اینکه بهیمن تلاشها و نظارتهای شخصیاش، الیزابتِ ده ساله، دختر شاههنری از ملکهی معدوم اَن بولین، آموزشهای اصولیِ ادبی و هنری دید. الیزابت که بعداً ملکهی انگلستان شد، بهیمن آن تربیت و آموزش اصولی، به نوبهی خود فصلی شکوفا در تاریخ انگلستان گشود که بزرگانی چون ویلیام شکسپیر در آن پدید آمدند.
در تاریخ مردانه غالباً کترین پار را از جمله مروجان پروتستان نام نمیبرند (حال آنکه بود) و او را صرفاً پایانبخش سلسلهی همسرانِ بداقبال شاههنری میدانند.
◽️نویسندهی کتاب بالا، الیزابت نورتون، از متخصصان دودمان تودور و زندگی و زمانهی ملکههای انگلیس است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
انگلیسی را مثل هر زبان دیگری میتوان بهشکل خودآموز (یعنی بدون راهنمایی مدرّس زبان و روش مشخص) آموخت ولی به رنج دوران و آزمون و خطاهای بسیار و هدررفتِ وقت و انرژی و فسیلشدن ساختها و تلفظهای اشتباه.
در یک کلام، شیوهی خودآموز مثل راه رفتن با پای برهنه در زمین پرسنگلاخ و مملو از چالهچوله در جنگلی تودرتو در شب تار است.
روش خودآموز برای کسی مناسب است که واقعاً هیچ دسترسی به استاد یا بستههای مطمئنِ خودیارِ آموزشی ندارد. چنین موقعیت پُررنجی هم البته امروزه بهیُمنِ فضاهای مجازی و دسترسیهای سریع اطلاعاتی بسیار بهندرت ممکن است نصیب کسی شود.
من خودم به روش خودآموز انگلیسی را شروع کردم (در سی و اندی سال قبل) دقیقاً چون هیچ دسترسی به استاد خوب نداشتم و بستههای آموزشی مطمئن هنوز نبود یا من دسترسی نداشتم. ولی اگر بستههای خودیاری، نظیر بستههایی که خودم تالیف کردهام، آن زمان در دسترسم بود، آنقدر رنج نمیبردم در یادگیری و آن قدر اتلاف وقت نمیداشتم.
این بستهها، که محصولِ بیش از ۳۰ سال آشنایی من با زبان انگلیسی و بیش از ۲۰ سال تدریس آن در سطوح مختلف است، حتی اگر - در یک جهان موازی - در دورهی کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی خودم در دسترسم قرار میگرفت پیشرفتم در درسهای کارشناسی چندین و چند برابر بیشتر میشد.
نتیجه آنکه، روش خودآموز (بدون استفاده از بستههای خودیارِ مطمئن) شدنی و ممکن است ولی به ضررها و مصایبش قطعاً نمیارزد آن هم در زمانهای که وقت واقعاً طلاست.
◽️اینجا لازم است مهارت حرف زدن یا اسپیکینگ را مستثنا کنم از بستههای خودیار چون برای یادگیری نظاممند این مهارت حتماً لازم است مرتب به معلم کاربلد دسترسی موثر داشته باشیم یا اینکه در محیط انگلیسیزبان قرار بگیریم و آگاهانه تلاش کنیم از آن موقعیت نهایت استفاده را ببریم.
قبلاً مختصر دربارهی این مهارت اینجا نوشتهام.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
🔳 مسیر تقویت بنیادی درک مطلب انگلیسی با بستههای تالیفی من مبتنی بر دو دوره است:
◻️مبتدی تا متوسطه، شامل ۳ بسته (اینجا را ببینید و نمونهی تدریس را بشنوید)
◻️متوسطه تا پیشرفته، شامل ۹ بسته (اینجا را ببینید و نمونهی تدریس را بشنوید)
✅ کلاً دو دورهی ضبطشده (مجموعاً ۱۲ بسته)
🔸 پرسشهای احتمالیتان را دربارهی بستهها در خصوصی بپرسید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
یکی از معانی کلمهی private سرباز صفر یا سرباز وظیفه است که صورت جمعش هم privates است.
ولی privates بهمعنی اسافل اعضا یا اندامهای تناسلی یا اعضای تناسلی هم هست. در واقع، privates شکل غیر رسمیِ private parts است.
با این حساب، privates هم میتواند بهمعنی سرباز وظیفهها باشد و هم اندامهای تناسلی (the sex organs).
بیجهت نیست در انتها نوشته که شایعات اینگونه شروع میشوند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️1000 English Collocations in 10 Minutes a Day (2013)
◻️Shayna Oliveira
@Englishnutsbolts
دو کلمهی this و that افزون بر اینکه ضمیر اشاره هستند، در محاوره در نقش قیدی هم ظاهر میشوند و نشاندهندهی اندازه و مقدار چیزی یا بیانگر شدتِ صفتی هستند.
معادل مشخصی برای حالت قیدی آنها که در هر جملهای بتوان استفاده کرد تقریباً وجود ندارد و بهتر است متناسب با فحوای کلام آنها را معادلگذاری کرد.
در مثالهای زیر بیشتر با این دو آشنا میشویم:
◻️The bear was this big.
خرسه این هوا بود./ خرسه به این گُندگی بود.
▪️دقت کنید هنگامی که اندازهی فیزیکی چیزی را میخواهیم نشان دهیم معمولاً با دست این را به مخاطب میفهمانیم.
◻️The table was about this high and this wide.
بلندیِ میز تقریباً اینقدر و پهناش هم اینقدر بود./ میز اینهوا بلند و اینهوا پهن بود.
◻️It was quite a large fish – about that long.
عجب ماهی گُندهای بود - تقریباً به این درازی.
◾️زمانی که برای فهماندن اندازهی شی مورد نظر به چیزی در نزدیک خود و مخاطب اشاره میکنیم از this و زمانی که به شی دوری یا غایبی اشاره میکنیم از that استفاده میکنیم.
این تمایز حتی زمانی که اندازهی فیزیکی مد نظر نیست و مثلاً شدت و فراوانی چیزی یا امری را میخواهیم نشان دهیم همچنان برقرار است. طبیعی است که این تمایز در معادل فارسی لزوماً نمود پیدا نمیکند.
◻️It's not that simple.
به این سادگی هم نیست./ اینقدرها هم ساده نیست.
◻️He missed hitting the car in front by that much.
فقط اینهوا مونده بود به ماشین جلویی بزنه.
◻️No one expected it to cost that much.
هیچکس فکرش رو نمیکرد اونهمه پولش بشه./ هیچکس فکر نمیکرد اینقدر گرون در بیاد.
◻️I hadn’t realized that things had got this bad.
اصلاً نفهمیده بودم که اوضاع اینقدر بیریخت شده باشه./ اصلاً متوجه نشده بودم که اوضاع اینهمه بههمریخته باشه.
◻️I’ve never had this much money before.
هیچوقت اینهمه پول نداشتهام.
◻️She's too young to walk that far.
با این سن خیلی کم راهِ به اون درازی رو نمیتونه پیاده بره./ هنوز خیلی کوچیکه. کجا میتونه اونهمه راه رو پیاده بره؟
◻️I'm not feeling that well at the moment.
فعلاً اونقدرا حالم خوب نیست.
◻️I don't think the medicine will help that much.
به نظر من که این دارو اونقدرا هم نمیتونه کمک کنه.
◻️We haven't got that much time.
اونقدرا وقت نداریم./ اینهمه وقت نداریم.
◻️She has never been this late for school before.
تا الان اصلاً اینقدر دیر نیومده بود مدرسه.
◻️I didn't expect you to get here this early.
فکر نمیکردم بتونی به این زودی برسی اینجا./ فکرش رو نمیکردم بتونی به این زودی خودت رو برسونی اینجا.
◻️I've never seen her this angry before, ever.
تا الان اصلاً پیش نیومده که اینهمه عصبانی ببینمش.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در مواردی، زمانی که فعل to be در کنار فاعلِ پوچواژه (اینجا را ببینید) بهکار میرود، هنگام ترجمه، بهصورت "بودن" و مشتقات آن به فارسی برگردانده نمیشود بلکه لازم است فعلی را که با نهاد واقعیِ جمله (real subject) باهمایی دارد بهکار ببریم.
◽️There was a heavy rain last week.
در ترجمهی این جمله نمیگوییم: هفتهی گذشته باران شدیدی "بود."
بلکه میگوییم: هفتهی گذشته باران شدیدی "بارید."
به بیان دیگر، چون "باریدن" با باران باهمایی دارد همان را بهکار میبریم تا مطابقِ هنجار فارسی رفتار کرده باشیم.
در این جمله، فاعل واقعی heavy rain است و there صرفاً فاعل غیر واقعی یا پوچواژهای است.
◽️In 2016, there was a coup d'etat in Turkey.
در ترجمهی این جمله هم نمیگوییم: سال ۲۰۱۶، کودتایی در ترکیه "بود."
بلکه میگوییم: در سال ۲۰۱۶، کودتایی در ترکیه "رخ داد" یا "بهوقوع پیوست."
چند مثال دیگر:
◽️There will be a football match in the new stadium next month.
ماه آینده، مسابقهی فوتبالی در ورزشگاه جدید "برگزار خواهد شد."
◽️There were sporadic clashes between Ukrainian and Russian forces last night.
شب گذشته، درگیریهای/ زدوخوردهای پراکندهای بین نیرهای اوکراینی و روسی "رخ داد"/ "به وقوع پیوست."
◽️There have been massive demonstrations across the country since the military coup d'etat.
از زمان وقوع کودتای نظامی تاکنون، تظاهرات عظیمی در سراسر کشور "صورت گرفته است"/ "برگزار شده است."
◽️It's three years since I last saw her.
سه سال از آخرین باری که او را دیدم "سپری شده است"/ "گذشته است."
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◽️کدام حرف اضافه را برای «پنجره» بهکار ببریم؟
🔳 هنگامی که ما داخل اتاق یا سالن هستیم و از پشتِ پنجرهی بسته، کسی یا چیزی را بیرون میبینیم از through استفاده میکنیم.
▫️Ever since I first saw him through the window, I knew I wanted a selfie with this legend.
از همان زمانی که برای اولین بار او را از پشت پنجره دیدم، میدانستم که میخواهم با این اسطوره یک سلفی بگیرم.
نکتهی ۱: میتوانیم موقعیتی را هم تصور کنیم که بیرون ایستادهایم و از فاصلهی خیلی نزدیک و از پشت شیشهی پنجرهی بسته، داخل را نگاه میکنیم. در این صورت هم میتوانیم از through استفاده کنیم.
در واقع، through زمانی استفاده میشود که از خلال شیشهی پنجره دیدن اتفاق بیفتد. زمانی هم که پای شیشه در میان باشد یعنی پنجره بسته است.
نکتهی ۲: در موقعیت داخل به بیرون، میتوانیم از look out of the window هم استفاده کنیم که در کاربرد محاوره معمولاً of حذف میشود.
▫️She looked out of the window to see if it was raining.
از پنجره بیرون را نگاه کرد ببیند باران میبارد یا نه.
نکتهی ۳: بسامد استفاده از out of the window یا out the window از through بسیار بیشتر است.
🔳 هنگامی که ما داخل اتاق یا سالن هستیم و از پشتِ پنجرهی باز، کسی یا چیزی را بیرون میبینیم، از from استفاده میکنیم.
▫️We could see him from the window. He was trying to bury the dead body.
از پشتِ پنجره میتوانستیم او را ببینیم. سعی میکرد جسد را دفن/ زیرِ خاک کند.
نکته: زمانی که from استفاده میشود انگار موقعیتِ بالا به پایینی به ذهن متبادر میشود، یعنی پنجره مُشرف به جایی است.
▪️ممکن است جایی که شیشهی پنجره بسیار تمیز است (جوری که انگار وجود ندارد) هم از from استفاده کنیم.
➖➖➖➖➖
🔳 هنگامی که ما بیرون باشیم و کسی یا چیزی را ببینیم که داخل و کنار پنجرهی باز یا بسته نشسته یا ایستاده است یا قرار دارد، از in استفاده میکنیم.
▫️When I saw him in the window, he made me think of a Dickens novel.
وقتی او را پشت پنجره(ی باز یا بسته) دیدم، (ناخودآگاه) مرا به یاد یکی از رمانهای چارلز دیکنز انداخت.
🔳 هنگامی که ما بیرون باشیم و کسی یا چیزی داخل و پشتِ پنجرهی بسته باشد، از behind استفاده میکنیم.
▫️She saw someone was watching her behind the window.
متوجه شد که کسی از پشت پنجره(ی بسته) او را تماشا میکند/ زیر نظر دارد.
➖➖➖➖➖
🔲 این نکات بیشتر برای نگارش یا بیان شفاهی به انگلیسی مناسب است هرچند دانستن آنها در ترجمه از انگلیسی به فارسی هم ضروری است.
انتقال این ظرافتها به ترجمهی فارسی همیشه ممکن نیست و شاید هم در برخی مواقع ضروری نباشد، جز اینکه تاکیدی در میان باشد و اینجاست که ناچاریم آنها را به هر ترفندی که شده برای خواننده روشن کنیم.
🔲 آنچه گفته شد نگاه و کاربرد غالب را نشان میدهد. طبیعی است در مواردی شاهد کاربردهایی باشیم که با آنچه گفته شد مطابقت نداشته باشد.
🔲 آنچه گفته شد مربوط به فعل دیدن (در معنای کلی آن) از طریق پنجره است. بدیهی است که تقابل افعال دیگر و پنجره لزوماً منطبق با این نکات نیست.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔷 این کتاب بیشک تحلیلیترین و استدلالیترین دستورِ توصیفی است که تاکنون برای زبان انگلیسی نوشته شده است.
فهم برخی مباحث این دستورِ مفصل (که سال ۲۰۰۲ بهچاپ رسید) نیازمندِ برخورداری از دانشی نسبی از معنیشناسی (semantics) و نحو (syntax) است.
با این توضیح، مخاطبان اصلی این کتاب، استادان زبان انگلیسی، دستورپژوهان و مدرّسان سطوح پیشرفتهی انگلیسی است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
نه با نوکزدن به این کانال تلگرام و آن صفحهی اینستاگرام میتوان انگلیسی را عمیق آموخت و نه با دسترویدست گذاشتن و صرفاً در سودای چنان هدفی روزگار گذراندن.
با پراکندهخوانی و نوکزنی عملاً پیشرفت خاصی نمیکنید و صرفاً وقتتان هدر میرود.
برای یادگیری عمیق انگلیسی، علاوه بر تلاش و صبوری و تمرکز و درگیریِ روزانه با انگلیسی، باید از راه درست و شیوهی مطمئن و برنامهی منسجم پیروی کرد.
بستههای تالیفی درک مطلب انگلیسی (از مبتدی تا پیشرفته) شما را در مسیر فهم عمیق انگلیسی قرار میدهد و بهپیش میبرد.
این بستهها را (که محصول بیش از ۳۰ آشنایی من با انگلیسی و بیش از ۲۰ سال تدریس این زبان است) از دست ندهید.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
@Englishnutsbolts
کتاب قدیمی «حروف اضافه و اضافات قیدی» در انگلیسی، حروف اضافه و اضافات قیدی (یعنی حروف اضافهای را که در نقش قید هم ظاهر میشوند) در سه سطح مقدماتی، متوسطه و پیشرفته طی مثالهای فراوانی تحلیل میکند. در واقع، در بخش مربوط به هرکدام از حروف اضافه این سه سطح ارائه میشود، نه اینکه کل کتاب به سه بخش مجزا تقسیم شده باشد.
در سطح مقدماتی معانی رایجتر و نزدیکبهذهنتر و در سطح پیشرفته معانی کمتر رایج و دورازذهنتر و جملههای نسبتاً پیچیدهتر بررسی میشوند. انواع ساختار جملهها نیز در ابتدای کتاب مشخص شده است.
ترجمهی جملهها عموماً خوب انجام شده است و از این نظر به زبانآموز در درک معنی کمک بسیاری میکنند، هرچند در مواردی میتوان ترجمهی روانتر و دقیقتری ارائه کرد.
من این کتاب را (که اکنون نایاب است) سی و اندی سال قبل خریدم و همچنان دارم.
این اثر کلاسیک در آن زمان، که اوایل یادگیری جدی انگلیسی بودم، بسیار مددکارم شد. امیدوارم برای شما نیز چنین نقشی ایفا کند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🟧 دورههای آموزش اصولیِ درک مطلبِ انگلیسی با تدریس عبدالرضا شهبازی (مدرّس و مترجم زبان انگلیسی):
➖➖➖➖
✅ دورهی ضبطشدهی «درک مطلب انگلیسی: از مبتدی تا متوسطه»
این دوره شامل سه بسته است و هر بسته شامل ۱۰ متن که درک مطلب انگلیسی را از سطح مقدماتی تا متوسطه آموزش میدهد.
تمامی متنها تحلیل معنایی میشوند و به جنبههای مختلف واژهها (اعم از فعلها و اسمها و ...) اشاره میشود و گرامر، خصوصاً زمانها، تا جایی که بهکار معنایابی کمک کند توضیح داده میشود.
⬅️ تدریس متن اول از بستهی اول این مجموعه را میتوانید از اینجا گوش دهید.
➖➖➖➖➖➖➖➖
➖➖➖➖➖➖➖➖
✅ دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی» که در سطح متوسطه تا پیشرفته (عمدتاً پیشرفته) جملات و متنهای مختلف را تحلیل معنایی میکند.
این دوره فعلاً شامل ۹ بسته است.
در بستهی هشتم (که ساختارش با هفت بستهی قبلی متفاوت است) متون پیشرفته انگلیسی (از جمله بریدههایی از کتابها) کار میشود.
بستهی نهم نیز تماماً برگرفته از هشت کتاب در موضوعات مختلف و تحلیل معنایی آن متون است.
عنوان «افزایش واژگان» را نباید با تبلیغات کاذب بازار اشتباه گرفت. منظور از افزایش واژگان در اینجا یادگیری واژهها در جملههای مختلف و در ترکیب با تحلیل معنایی است.
زبانآموز در این بستهها با انبوهی نکات ریز و درشت آشنا میشود و بهتدریج به فهمی زیرپوستی از انگلیسی دست مییابد.
⬅️ تدریسِ درس اول از بستهی اول از این مجموعه را از اینجا گوش دهید.
➖➖➖➖➖➖➖➖
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔷 این بستهها در حُکم محور کار هستند و برای تثبیت و افزایش دانش انگلیسی، زبانآموز لازم است در کنار آنها مدام متناسب با سطح خود مطالب فراوان انگلیسی بخواند و با آنها کلنجار رود.
🔶 برای کسب اطلاع از چگونگی دریافت این بستهها و احیاناً پرسشهای دیگر لطفاً در خصوصی به من پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
صفت مفعولیِ fallen در معنیِ حقیقیاش بهمعنی افتاده یا فروافتاده یا ساقطشده است.
◽️The road was blocked by a fallen tree.
در اینجا درختی افتاده یا ساقطشده موجب بستن جاده شده است.
البته ترجمهی روان به فارسی احتمالاً اینگونه باشد:
سقوط یک درخت موجب انسداد (در) جاده شد.
◽️fallen leaves
برگهای افتادهی درخت (درختان)
🔳 اما این صفت معنی مجازی هم دارد و در این معنی سربازانِ کشتهشده در جنگ مراد است.
◽️the fallen
سربازان کشتهشده در جنگ، سربازان شهیدشده در جنگ
◽️a statue in memory of the fallen
مجسمهای به یادبودِ شهدای جنگ
▪️اینجا the جمع را میرساند و کل ترکیب اسم جمع است.
مثلِ
▫️the blind
نابینایان
▫️the dead
اموات، درگذشتگان
▫️the rich
ثروتمندان، اغنیا
◾️این معنی مجازی در حالت مفرد هم بهکار میرود و به این معنی است که فرد جانش را در راه خدمت به دیگران از دست داده است یعنی a fallen hero است.
◽️a fallen astronaut
فضانورد کشتهشده
◽️a fallen firefighter
آتشنشان کشتهشده
◾️دقت کنید که fallen باری احساسی و عاطفی دارد که در "کشتهشده"ی فارسی نیست.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◽️روزنامهی واشینگتنپُست (۱۶ آوریل ۲۰۲۵)
عموماً حالت اسمی weather را در ذهن داریم که بهمعنی هوا و وضع هوا است. ولی این کلمه در حالت فعلی هم بهکار میرود، چه در معنی حقیقی و چه در معنی مجازی.
🔲 [حقیقی] هوازده شدن، تغییر شکل یا رنگ دادن
◻️Rock is weathered by ice and changes in temperature.
یخ و تغییرات دما سبب هوازدگی سنگ میشوند.
◼️این فعل اگر دربارهی صورت بهکار رود معمولاً پیر و چروک و زمخت شدن صورت را به دلیل آفتاب و ... نشان میدهد.
◻️Her face was weathered by the sun.
آفتاب صورتش را پیر و زمخت کرده بود.
🔳 [مجازی] به سلامت گذشتن از، پشت سر گذاشتن، جان به در بردن از
◻️Northern Ireland weathered the recession better than any other region in the UK.
ایرلند شمالی بهتر از هر ناحیهی دیگری از انگلیس رکود را پشت سر گذاشت.
◻️Small businesses were less able to weather the recession.
کسبوکارهای کوچک کمتر توانستند از رکود جان به در ببرند./ ... از رکود بیشتر آسیب دیدند.
◼️کلمهی recession با فعل weather همایندی دارد. در تیتر خبری بالا هم این همایندی را میبینیم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◻️to find sb guilty
کسی را مجرم دانستن، کسی را مجرم شناختن
◻️count
فقره، مورد، موردِ اتهامی
▫️He was found guilty on three counts of murder.
در سه فقره قتل مجرم شناخته شد.
▫️She was found not guilty on all counts.
در هیچیک از موارد اتهامی مجرم شناخته نشد.
▫️The jury found him guilty on the first count but cleared him of the second.
هیئت منصفه او را در خصوصِ اتهامِ نخست مجرم تشخیص داد ولی از اتهام دوم تبرئه کرد/ ... در اتهام دوم بیگناه دانست.
▪️به معنی فعل clear در این بافت دقت کنید.
▫️He was indicted by a grand jury on two counts of rape.
هیئت عالی منصفه او را به دو فقره تجاوز به عُنف متهم کرد.
▪️فعل /indict /ɪnˈdaɪt بهمعنیِ رسماً و با صدور کیفرخواست (indictment) کسی را متهم به ارتکاب جرمی کردن است. بنابراین، معادلهای اعلامِ جُرم کردن علیه یا کیفرخواست صادر کردن علیه را هم میتوان برای آن در نظر گرفت.
با توجه به توضیحات بالا، اکنون باید معلوم شده باشد عبارتِ
found guilty on all counts
در تیتر خبریِ بالا به چه معنی است:
در تمامی موارد اتهامی مجرم شناخته شد
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
صفتِ candid بهمعنی روراست، صافوساده، رکوراست، بیریا، صافوصادق، بیغلوغش و از این دست است.
درواقع، هستهی مرکزیِ معنایی این صفت، مخفینبودن و روشن و آشکار بودن است. از این نظر، این صفت با open مترادف است.
◽️She was quite candid about the difficulties the government is having.
دربارهی مشکلاتِ فعلیِ دولت کاملاً صادق بود.
◽️He was remarkably candid with me.
عجیب با من صافوصادق بود.
◽️The two presidents have had candid talks about the current crisis.
دو رئیسجمهور صحبتهای صادقانهای دربارهی بحران فعلی داشتند.
◽️To be candid with you, I think you're making a dreadful mistake.
صادقانه بگم، به گمانم داری اشتباه وحشتناکی میکنی/ مرتکب میشی.
◽️Let's get candid here. The proget is behind schedule and we need to address it immediately.
بیایید در این مورد با هم روراست باشیم که پروژه از برنامه عقب است و این چیزی است که باید فوراً به آن رسیدگی کنیم.
◼️در صنعت عکسبرداری نیز اصطلاحِ candid photography را داریم که بهمعنی عکس گرفتن از سوژههایی است بیآنکه سوژهها در جریان عکسبرداری باشند. هدف عکسبردار این است که خودِ طبیعیِ سوژهها و حالات و سکنات و قیافهی طبیعی آنها را در عکس ثبت کند.
بدیهی است که سوژهها نباید دوربین را ببینند مبادا حالات تصنعی و غیر طبیعی بهخود بگیرند.
غیر از عکس، candid filming هم داریم که همان شرایط را دارد منتهی برای فیلم گرفتن از سوژهها.
اینجا میرسیم به اصطلاح candid camera که در فارسی شده است دوربین مخفی.
درواقع، کسی که نخستینبار برای این ترکیب معادل فارسی وضع کرده، توجهش بهمخفی بودنِ دوربین بوده است (که مخفی یا hidden هم هست) ولی انگلیسیزبان با candid توجهش را به طبیعیبودنِ حرکات و حالات و واکنشهای سوژه نشان میدهد (چون سوژه در جریان فیلمبرداری نیست)، نه مخفیبودنِ دوربینی که این حالات را ثبت میکند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در نیروی دریایی منظور از commander ناخدا دوم است، یعنی کسی که بهلحاظ رتبه و مقام فقط یک درجه از captain یا ناخدا (یا ناخدا یکم) کمتر است.
با این همه، دو فرهنگ انگلیسیبهفارسیِ هزاره و پویا معادل commander را در نیروی دریایی، متاسفانه بهاشتباه، ناخدا سوم نوشتهاند (که لازم است به ناخدا دوم تصحیح شود).
در واقع، ناخدا سوم یا ناوسروان معادل lieutenant commander است.
در مقابل، فرهنگ انگلیسیبهفارسیِ هفتجلدی پیشرو آریانپور، فرهنگ تکجلدیِ انگلیسیبهانگلیسی و انگلیسیبهفارسی نشر نو (محمدرضا جعفری) و فرهنگ بزرگ انگلیسیبهفارسیِ دوجلدیِ سخن (بزرگمهر ریاحی) معادل commander را بهدرستی ناخدا دوم نوشتهاند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در دوران مدرسه، انگلیسیآموزی عملاً زیر سایهی سنگین امتحانات نهایی است و دانشآموز بهجای درک لذتبخش انگلیسی مدام باید حواسش به گذر موفق از امتحانات باشد و تا بیاید به خود بجنبد سروکلهی بدقوارهی کنکور پیدا میشود و مجبور است بهجای یادگیری اصولی و لذتبخش انگلیسی تن بدهد به کتابها و مدرسان کنکوری که با کلکمرغابی و شامورتیبازی یاد میدهند چگونه از پسِ پاسخگویی مکانیکیِ به تستها بر بیایند.
در دورهی دانشگاه هم سه درس زبان پیش و عمومی و اختصاصی وبال گردن دانشجوست و با خاطرات تیره و تلخی که از انگلیسیِ مدرسه و کنکور در ذهن دارد اینجا فقط میخواهد از شرّ امتحانات این سه درس رها شود و نه لذتی میبرد و نه طَرفِ قابلی برمیبندد.
فکر مهاجرت یا ادامهی تحصیل در خارج که از راه برسد سایهی سنگینِ آزمونهای تافل و آیلتس و جی.آر.ایی. و ... هم پیدا میشود که مثل بختک میافتد بر روح و روان فرد و راه نفس را میبندد و مجال نمیدهد کمی، فقط کمی، از یادگیری انگلیسی فارغ از هر آزمون لعنتی لذت ببرد.
سعی کنیم بهتدریج از زیر آوار انگلیسیِ آزمونی بیرون بیاییم و این زبانِ فوقالعاده مفید را برای لذت شخصی هم که شده بیاموزیم.
از درک فیلم و سریال لذت ببریم. از خواندن مجلات و روزنامهها و داستانکوتاهها و رمانهای انگلیسی به وجد بیاییم و از شکستن دیوار زبانی به خود ببالیم.
قرار نیست برای همیشه در قفسِ تاریکِ انگلیسیِ آزمونی اسیر و درمانده بمانیم.
آزمونها نهایتاً وسیلههای موقتیاند. هدف از انگلیسیآموزی ولی استفادههای واقعی و کاربردی از این زبان است. هدف را با وسیله اشتباه نگیریم.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
کربن، اساس حیاتی است که حدود چهار میلیارد سال روی زمین سابقهی حضور دارد. اگر کربن نبود، حیات هم نبود. اصولاً هیچ شکل دیگری از حیات را نمیشناسیم - تاکنون - که مبنای کربنی نداشته باشد.
اما داستان پرفرازوفرود این عنصر حیاتی - که فقط حدود دوصدمِ درصد از کل حجم کرهی زمین را به خود اختصاص داده - چیست؟
جنبههای مثبت و جنبههای منفی آن - مثل نقش تعیینکنندهای که در گرمایش جهانی دارد - کدامها هستند؟
نویسندهی دانشمندِ کتابِ بالا به زبانی روان و تقریباً همهفهم داستان کربن را از آغاز تا عصر حاضر بررسی و تحلیل میکند.
این کتاب تحسینشده که به نثری شیوا نگاشته شده خصوصاً برای کسانی که به تاریخ حیات علاقه دارند غنیمتی است.
در این اثر امیدبخش حیات و طبیعت را از دریچهای تازه میبینیم و بیش از آنکه تصویری منفی از کربن پیش چشم بیاوریم، کمک میکند این عنصر مغفول را بهدرستی بشناسیم و مبتنی بر این شناخت، هم به حیات سیارهمان کمک کنیم و هم به نقش خود در پهنهی آن بیشتر آگاه شویم.
خواندن این کتاب جدید را از دست ندهید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
این هم از مواردی است که نمیتوان به فارسی ترجمه کرد.
ترکیبِ paint thinner بهمعنیِ تینر است که رقیقسازِ رنگهایِ با پایهی روغنی است.
در فارسی برابرنهادِ "تینر" جا افتاده است و به همین صورت هم بهکار میرود.
از سوی مقابل، paint در حالت اسمی هم بهمعنی نقاشی است و هم بهمعنی رنگ.
همچنین، صفتِ thin هم بهمعنیِ لاغر است (در توصیف انسان یا حیوان) و هم بهمعنی رقیق است (در توصیف یک مایع، مثلاً رنگ)، هم بهمعنیِ نازک است (در مقابل ضخیم یا کلفت).
فعل thin را هم داریم که از جمله، بهمعنی رقیق کردن یک مایع (مثل رنگ) است.
از این فعل، اسم فاعل thinner ساخته شده که، همانگونه که بالاتر دیدیم، بهمعنی تینر است و عمدتاً در ترکیبِ paint thinner بهکار میرود (همچنین، thinner را میتوانیم "لاغرکننده" هم در نظر بگیریم).
علاوه بر معنیِ تینر، معنیِ تحتاللفظی و طنزی نیز در این کارتون مراد بوده است: لاغرکنندهی نقاشی.
یعنی لئوناردو داوینچی با استفاده از این محلول، مدل چاقِ نقاشی خود را لاغرتر کرده است.
بههمین دلیل است که نمیتوان نوشتهی این کارتون را به فارسی برگرداند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts