-
«هر آنچه درون توست زیباست؛ حتّی تلاشهای ناموفقت برای پنهان کردن غمهایت...»🤍🕊 📮: @Ecstasim_bot
احساس میکنم یه جایِ زندگیم راه رو غلط رفتم
ولی اینقدر جلو رفتم که دیگه انرژی برایِ برگشت ندارم
خواهش میکنم این یادت بمونه مارتین !
اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی هیچوقت برایِ برگشت دیر نیست
حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی
نگو راهِ برگشت طولانی و تاريکه
نترس از این که هیچی به دست نیاری ...!
- استیو تولتز
داشتن تو قشنگترین حسیِ که تونستم تجربه کنم،
بودنت کنار من اینجوریه که
تو وجودم کلی گل جوونه زده.
وقتی باتوام انگار که دیگه
تاریکی شب ناراحتم نمیکنه، عصبی نیستم،
ناامید نیستم، از هیچی نمیترسم،
غروب جمعه دلگیر نیست،
کسی نمیتونه زمینم بزنه، بی حوصله نیستم،
آسمون آبیتره، نور خورشید قشنگتره،
بوی نم بارون لذت بخشه،
با تو همه چی قشنگترین ورژن خودشو داره.
ای ناممکن، ممکن شو
ای رؤیای مکرر،ای بارقه اتاقهای تودرتو
اسطورهی ستارهی سبز
ستارهی هزارپر
بیدارشو! برون آی!
شانههایم عطش بوسههای تورادارند
غافلگیرم کن
جوانم کن!
رضا براهنی
Embrace the imperfections. Seize the challenges. Overcome the obstacles. Every step, every stride, makes you stronger. Don't wait for perfection, start now and become unstoppable.
نواقص را در آغوش بگیرید.
چالش ها را به دست بگیرید.
بر موانع غلبه کنید.
هر قدم، شما را قوی تر می کند.
منتظر کمال نباشید،
همین حالا شروع کنید و غیرقابل توقف شوید.
من همیشه اون کسی بودم که به بقیه امید میداد و نمیزاشت کسی خودشو ببازه و از جنگیدن با زندگی دست بکشه، نمیزاشتم کسی بخوره زمین و لباساش خاکی بشه؛ اما وقتیم میخورد زمین بلندش میکردم میفرستادمش جلو تا ادامه بده و قوی باشه، میفهمی که چی میگم؟
ولی از یه جایی به بعد دیدم خودم خوردم زمین و لباسام خاکی شده، وقتی به هزار زحمت بلند شدم دیدم هیچکس نبود حتی دستمو بگیره و ازم بپرسه حالت چطوره؟
وقتی بلند شدم دیدم پاهام زخم شده، بازم کسی نبود زخمامو درمان کنه ، هرچی چشم چشم کردم کسیو کنارم ندیدم؛ تصمیم گرفتم خودم زخمامو ببندم و به خودم امید زندگی بدم تصمیم گرفتم تنها باشم اینجوری دیگه روحم نابود نمیشه چون من دیگه فهمیدم فقط تنها بودنه که کمکم میکنه، وقتایی که از ادما انتظار دارم کنارم نیستنو لحظاتی که کنارمن فقط برای منفعت خودشونه!
گفتی که تو را برای آن از خودم جدا میکنم که بیاندازه دوستت دارم.
البته حالت طبیعی قضیه آن است که آدم در کنار یار محبوبش بماند و از او حمایت کند؛ اما تو درست خلاف این را عمل کردی.
دلیلش این بود که خوار شمردن عشق شورانگیز میان مرد و زن، در تو سر زده بود. فکر می کردی که من تو را به جهان حسی میبندم، و لاجرم آرام و قرار نداشتی تا خود را وقف رستگاری روحت کنی.
نوشتهای خداوند بالاتر از همه چیز خواهان زندگی پارسایانه بنده است.
چه سخت است باور به چنین خدایی...
نه، من به خدایی که از آدم قربانی میخواهد باور ندارم.
من به خدایی که زندگی زنی را به باد میدهد تا روح مردی را رستگار کند ایمان ندارم...
" زندگی کوتاه است /نامه ای به قدیس آگوستین - یوستین گردر "
هنگامی که آدمی پی به محال میبرد درصدد نگارش آیین خوشبختی برمیآید. خواهند گفت: «عجب! از همین کورهراهها میخواهید به سرزمین سعادت برسید؟» در پاسخ میگویم: ولی یک دنیا بیشتر وجود ندارد، بهروزی و محال دو فرزند همین خاکدانند. این دو را نمیتوان از هم جدا ساخت. اگر بگوییم سعادت الزاماً مولود کشف محال است، اشتباه کردهایم. چرا که گاهی احساس بیهودگی زاییده خوشبختی است. ادیپ میگوید: «من معتقدم که همهچیز خوب است.» چه سخن مقدسی! این سخن در جهان رموک و وحشی و محدودآمیزادگان طنین میافکند.
دلهره اصلی – آلبر کامو
جاوید مگسهای بیجان آخر فصل را توی هوا میگرفت و میبرد بیرون ولشان میکرد.
گفتم:«چرا نمیکشیشان و اینهمه به خودت زحمت میدهی؟!»
جاودید گفت :«خوشیمان را به رنج دیگران نمیخریم.»
عباس معروفی
بوسیدیش گذاشتیش کنار؟
+ نه!
پس چرا دیگه حرفی راجبش نمیزنی؟
+ اینکه حرفی نمیزنم لزوما دلیل نمیشه گذاشته باشمش کنار
فقط دیدم رفت و هیچ وقت نیومد
و همیشه من رفتم دنبالش
خب اینبار گذاشتم بره
دنبالشم نرفتم
حرفی ام راجبش نمیزنم
اصلا چه حرفی راجب کسی که نمیخوادت میشه زد؟
هیچی…
نمیدونم حالا شاید بقول تو هم گذاشتمش کنار.
وقتایی که حالت بد بود: برو ماه رو ببین، دوش آب سرد بگیر، موزیک گوش بده، فیلم ببین، قدم بزن، بنویس، نقاشی بکش، با آدما حرف بزن، بیرون برو، برای خودت هدیه بخر، کلاس جدید برو، کتاب بخون، قهوه بخور، گل و گیاه بخر، بخواب، خوراکی بخر . اما نذار توی خودت فرو بری، نذار ناراحتیت بشه افسردگی و تو رو ببلعه، یادت باشه کسی برای نجات تو نمیاد و خودت باید خودتو نجات بدی.
Читать полностью…
من دلم میخواد بنویسم ازون ارامش چشات که دریای طوفانی دلمو اروم میکنه؛ دوست دارم غرق شم تو آوای پراز ناز صدات وقتی که اروم اسممو صدا میکنی و نخودی میخندی واسم، من دوست دارم قربون اون پشتِچشم نازک کردنات که میریم کافه برا دخترا میری من دوست دارم بگردم دور هر کدوم از تار های موهات، دلم میخواد اون زندگی ایدهعالی که توی ذهنم ساختم با تو تصورش کنم برای تو درستش کنم اخه میدونی من جون میدم برای اینکه صبحا وقتی چشامو باز میکنم اولین چیزی که میبینم تو باشی؛ لبخندت باشه بغلت باشه و هرچیزی که مربوط به توعه.
دوست دارم وقتایی که برمیگردم خونه بوی تو رو بشنومم بغلتو احساس کنم و سرمو بزارم روی نرمی پاهات.
کاش بمونی کنارم و با گرمی وجودت کمکم کنی که این زندگیو بسازم، بهشتِ من.
- ترشح
آنها دروغ میگویند،
و میدانند که دروغگو هستند
و میدانند که میدانیم دروغگویند
و با این وجود،با صدای بلند دروغ میگویند!
"نجیب محفوظ"
بله درسته عاشق تنهاییم.
بقول تو : وقتی یکی برام تموم بشه هم تموم شده.
و بقول بقیه : آدمارو هم راحت کنار میذارم.
باشه،عصبیم.
و بازم باشه توجهی به احساسات بقیه ندارم.
اوکی همه ی این حرفاتو میپذیرم.
ولی یه چیزی.
تا حالا ازم پرسیدی چرا؟
روشن است که خستهام
زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند
از چه خستهام، نمیدانم
دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید
زیرا خستگی همان است که هست
سوزش زخم همان است که هست
و آن را با سببش کاری نیست
آری خستهام
و به نرمی لبخند میزنم
بر خستگی که فقط همین است
در تن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن
👤 #فرناندو_پسوا
براش که مهم باشی؛ مهم نیست پشت ترافیکه یا زیر بارون اهمیتی نداره چقدر کار روی سرش ریخته مهم نیست چند تا مشغلهی مهم تر داره، همرو کنار میزنه و با یه لبخند گل و گشاد
گوشیشو در میاره و بهت تکست میده اگه غیر اینه به جمله اول شک کن.🩵
در پایان این تاریکی چیزی گذرا و کوچیکه که هرگز دستش به روشنایی و زیبایی اعلی نمیرسه؛ روشنایی رو پیدا کن تا تاریکی وجودت رو نگیره...
🎥 The Lord of The Rings: The Rings of Power
سن ۱۸ تا ۲۵ سالگیه آسون نیست!
اشتباه میکنید،سقوط میکنید،
شکست میخورید،متوجه مسائل میشید،
دوستای واقعی رو میشناسید و
خیلی از دوستاتونو رو از دست میدید،
با واقعیت رو به رو میشید،
قلبتون بارها میشکنه،
خودتون رو از دست میدید
و قویتر میشید و این بهترین
سالهای زندگی شما هم هست؛
درست مثل الماسی که تراش داده میشه
ولی یادت باشه
الماس هیچوقت نمیشکنه
حتی اگر از یک آدمِ نابکار بپرسید که
آیا ترجیح می دهد با رذلی مثلِ خودش
سروکار داشته باشد
یا با آدمی بزرگوار و خوش قلب،
بدونِ تردید پاسخ خواهد داد:
با آدمی بزرگوار و خوش قلب!
پیروزیِ فضیلت، در همین است.
ابله – فیودور داستایوسکی
اكنون بعد از اين همه سال، در قفس باز شده بود و بايد پرواز میكردم. مانند تيرى كه از چله رها میشود بايد به آسمان میرفتم. اما كدام آسمان؟
“چارلز بوكوفسكى”
تنهایی و نبودن تو رابطه، اونقدرا هم که به نظر میاد، غیرقابلتحمل نیست و به آدم تنها واقعاً زیاد سخت نمیگذره؛
از بودن با آدمای سطحی و موقت خیلی بهتره.
یکی از غم انگیزترین جنبههای یک رابطه آن است که چقدر سریع به یکدیگر عادت می کنیم، با کسی آشنا می شویم و از این آشنایی بسیار خرسندیم. بعد همان کسی که فقط تماشای مچ دست یا شانه اش می توانست ما را به هیجان بیاورد، حالا می تواند در کنار ما لمیده باشد و ما کمترین احساسی از جذابیت حس نکنیم.
📕 جستارهایی در باب عشق
👤 #آلن_دوباتن
فقط اونجا که تو رمان گتسبی بزرگ میگفت:
«من خیلی از چیزهایی که دلم نمیخواست حس کنم رو احساس کردم.
احساس کردم که آدم سرخوردهای هستم که لیاقت هیچ چیزی رو نداره.»
نهایت استیصاله...
هنگامی که بیش از آنچه باید ، میبینی
به ازای چشمانت
روحت رنج میکِشد ؛
تو وقتی میبینی که من افسردهام
نباید بگذری،
سکوت کنی،
یا فقط همدردی کنی؛
بنا کنندهی شادیهای من باش!
مگر چقدر وقت داریم؟
یک قطره ایم که میچکیم در تنِ کویر و تمام میشویم.
-نادر ابراهیمی
برشی از کتابهای معروف !🌱
@sabzbemannn
وای این تیکه کتابا جون میده واسه پروف !
تیکه کتاب یه خطی واسه بیو :)
@sabzbemannn
پاتوق هرچی کتاب خونِ.
من همیشه تورو انتخاب میکنم، حتی وقتی نخوای که کنارت باشم، تو اصلی ترین دلیله لبخند منی، حتی وقتی نمیخوام خوشحال باشم. فکر کردن به تو منو زنده نگه میداره، حرف زدن باهات منو ذوق زده میکنه، و دوست دارم بدون هیچ حرفی باهات حرف بزنم و تو بهم گوش بدی، بدون اینکه چیزی بگم. تاییدم کنی اما چیزیم نگی، همین که پیشم باشی برام کافیه.
تو تنها کسی هستی که صدای سکوتمو میشنوه، و تنها کسی هستی که هنوز ترس از دست دادنشو دارم، و میخوام که بمونه تو زندگیم، با اینکه میدونم تو هم مثله همه میری و پشتتم نگاه نمیکنی. و من نمیخوام خودمو گول بزنم، فقط میخوام بودنتو حس کنم. همین زمانی که پیشمی رو خوشحال باشم و حالم خوب باشه، چون ممکنه فردا دیگه تو زندگیم نباشی و از پیشم بری.
من مثل حس گمشدگی وحشت آورم
اما خدای من...
آیا چگونه میشود از من ترسید...؟!
من،من که هیچگاه جز بادبادکی
سبک و ولگرد بر پشت بامهای مه آلوده ی آسمان چیزی نبوده ام
-فروغ فرخزاد
سخت ترین کار دنیا،
این است که منطقی رفتار کنی درحالی که
احساسات داره خفهات میکنه.
• داستایوفسکی
نمیتونم بهت بگم چقدر دلم برات تنگ شده، اما چیکار میتونم بکنم؟
تو رفتی و من از این دور دورا به تماشای تو نشستم
این تنها کاریه که من میتونم انجام بدم، نگاه کردن تو و چیزی نگفتن
یعنی مجبورم چیزی نگم
وگرنه که به من بود
تا اخرین روز عمرم
به اندازه تموم این وقتایی که از دور نگات کردم
بهت میگفتم:”دوست دارم.”
روشن است که خستهام
زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند
از چه خستهام، نمیدانم
دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید
زیرا خستگی همان است که هست
سوزش زخم همان است که هست
و آن را با سببش کاری نیست
آری خستهام
و به نرمی لبخند میزنم
بر خستگی که فقط همین است
در تن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن
👤 #فرناندو_پسوا