این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست
خیر شما رسیده به ما مرحمت زیاد
امیدوارم اونجا که تو عمق تاریکی نشستی، نور بتابه بهت .
Читать полностью…
حال که از سادهترین چیزها متأثر میشوی،
بسی رنج خواهی برد دوست من؛
این جهان با آدمهای بسیار حساس سر سازگاری ندارد.
زندهباد جسارت انتخاب کردن خودت اونم وقتی تموم عمر یادت داده بودن که خودت رو همیشه بذاری ته صف.
Читать полностью…
این چند وقت زندگی یجوریه که انگار عصر جمعه از خواب بیدار شدم دیدم هیچکس خونه نیس همه رفتن به منم نگفتن.
Читать полностью…
خدا از هر چیزی که قراره باهاش روبهرو بشی بزرگتره .🌱
Читать полностью…
بخواب و همه چیز را فراموش کن.
خواب و فراموشی نعمت بزرگی هستند.
بهش گفتم غمگین ترین آهنگی که توی عمرت شنیدی رو یادته ؟!تو برام از اون غمگین تری !
طوری که هروقت چشماتو می بینم
حس میکنم ،خدا وقتایِ دلتنگیش
چونشو میذاره لب ِ پنجره ی نگاهت و آه میکشه...!
و ناگهان نوبت تو میشود و خداوند با دستانی پُر از نور، تمام نبودنها را جبران میکند. بمان در ایمان حتی وقتی چیزی نمیبینی.
Читать полностью…
زنده باد عکسهایی که اپلود نکردیم
خاطراتی که تعریف نکردیم
و لحظههایی که هیچکس نمیدونه اتفاق افتادن.
ای خدای روشنایی، دل مرا از ترس خالی کن، چشمم را از غبار گذشته پاک کن و قدمهایم را به سوی راهی ببر که در آن خودِ واقعیام را پیدا کنم. آنچه برای من خیر است نزدیک کن و آنچه مرا از آرامش دور میکند از من دور ساز.🌱
Читать полностью…
برای هرکدوم از ما چیزی هست که سهم ماست و یه جایی منتظرمونه.
درهای بسته،جا موندن از پرواز، ترافیک،از دست دادن کار،جداییها و برنامههایی که به هم میریزن...
گاهی همهی اینها اتفاق میافتن تا ما رو به جایی برسونن که باید باشیم.
نمیگم همیشه ولی آخرش خیلی چیزا به صلاحمون تموم میشه
الان باید از پسِ زندگی بر بیام، بعداً یادم بنداز برات تعریف کنم چقدر همهچیز پیچیده و دور از دسترس بود.
چطور یه سری چیزهارو به ناچار تحمل کردم و فهمیدم که بعضی مسیرها، نه انتخاب من بودن و نه چیزی که دلم میخواست، اما مجبور شدم ادامه بدم و ازشون رد بشم.
پذیرش نقطه پایان نیست، نقطه شروع تغییره، وقتی دیگه با اون چیزی که هست نمیجنگی انرژیت آزاد میشه برای ساختن اون چیزی که میتونه باشه.
Читать полностью…
«و تظُنُّ أنها النِّهاية ثم يُصلِحُ الله كلَّ شيء.»
و گمان میکنی که پایان است؛ سپس خداوند همهچیز را درست میکند🌱.
نگاهم کرد و گفت: می دانی رنج تو از چیست؟
تو به آنچه نباید، بسیار می اندیشی.
برکت همیشه پول نیست،
آدمای خوبی که تو زندگیمون وجود دارن هم برکت محسوب میشن!
از محبت های کوچیک خوشم میاد،
نوازش کردن پوست دست،
گرفتن بازو تو شلوغی،
نگاه های اطمینان بخش،
مرتب کردن لباس های تو تن،
بازی با انگشتا،
ارتباط های چشمی،
دلایل کوچیک برای زنده موندن
یاد این جمله از “برادران کارامازوفِ” داستایفسکی افتادم:
“کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود!
زیرا در میان ویرانی و رنج،
وظیفهی انسان
این است که قلبش را به زشتی نسپارد.”
از چه میرنجی؟
انسان، ذاتش را زیست میکند، نقشش را بازی و اصالتش را بیآنکه تلاشی کند، اثبات.
زندگی کوتاه تر از اونیه که بخوای مرموز باشی،
با تموم وجودت شیفته چیزها و آدمهایی که دوستشون داری باش.
تو بگو زن ،
من میگم جسور در اوج سختیها،
صبور در اوج رنجها،
نترس در هجوم تنهایی
و قوی در میان همه قضاوت ها.
فکر نکن اگه نشه چی ، فکر کن " وقتی بشه " چه غوغایی میشه.
Читать полностью…
اینکه میگم بهش فکر کن اتفاق میفته رو مولانا قشنگ تر میگه:
اندیشهات جایی رَوَد، وآنگه تو را آن جا کِشَد
تمام میشود و آفتاب میتابد
غمی نبوده به عالم که ماندنی باشد.
خداوند از مسیر غیب هاش تورو به خواسته هات میرسونه عزیزدلم؛ یکم دیگه صبور باش..
Читать полностью…