dastanqurani | Unsorted

Telegram-канал dastanqurani - داستان های قرآنی

3215

کانال اخلاقی فرهنگی داستان های قرآنی داستان های قرآنی و عرفانی پیام های قرآنی و مذهبی و عرفانی اجتماعی و فرهنگی کپی و انتشار مطالب کانال آزاد است. کاملا مستقل.... 🔷🔶🔷🔶🔷🔶 🕊برای پروانه شدن باید پیله ابریشمیی رو که دور خودمون بستیم رو رهاکنیم.

Subscribe to a channel

داستان های قرآنی

#مهمان

 رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّه و َاليَومِ الآخِرِ فَليُكرِم ضَيفَهُ؛

🌹هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد،بايد ميهمانش را گرامى دارد.🌹

📚كافى(ط-الاسلامیه) ج6، ص285، ح1

┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈

رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلضَّيفُ يَنزِلُ بِرِزقِهِ وَ يَرتَحِلُ بِذُنوبِ أَهلِ البَيتِ؛

🌹ميهمان، روزى خود را مى آورد و گناهان اهل خانه را مى برد🌹.

📚جامع الاخبار(شعیری) ص 136 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 72، ص461، ح14

┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈

رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

كُلُّ بَيْتٍ لَا يَدْخُلُ فِيهِ الضَّيْفُ لَا يَدْخُلُهُ الْمَلَائِكَة

🌹هر خانه اى كه ميهمان بر آن وارد نشود، فرشتگان واردش نمى شوند.🌹

📚جامع الأخبار(شعیری) ص 136

┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈

رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

لا يَتَكَلَّفَنَّ أَحَدٌ لِضَيفِهِ مالا يَقدِرُ؛

🌹هيچ كس نبايد بيش از توانش خود را براى ميهمان به زحمت اندازد.🌹

📚نهج الفصاحه ص 679 ، ح 2520

┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈

 رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلضَّيفُ يُلطَفُ لَيلَتَينِ، فَإذا كانَت لَيلَةَ الثالِثَةُ فَهُوَ مِن أَهلِ البَيتِ يَكُلُ ما أَدرَكَ؛

🌹ميهمان تا دو شب پذيرايى مى شود، از شب سوم جزو اهل خانه به شمار مى آيد و هر چه رسيد بخورد.🌹

📚كافى(ط-الاسلامیه) ج6، ص283، ح1

┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈

امام على عليه السلام :

 ثَلَاثٌ لَا يُسْتَحْيَا مِنْهُنَّ خِدْمَةُ الرَّجُلِ ضَيْفَهُ وَ قِيَامُهُ عَنْ مَجْلِسِهِ لِأَبِيهِ وَ مُعَلِّمِهِ وَ طَلَبُ الْحَقِّ وَ إِنْ قَل‏

🌹از سه كار حيا نبايد كرد: خدمت به ميهمان، از جا برخاستن در برابر پدر و آموزگار خويش و طلب حق گرچه اندك باشد.🌹

📚تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 69 ، ح 978

┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
🆔 @DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

#دعای_روز_دهم_ماه_مبارک_رمضان

Читать полностью…

داستان های قرآنی

🌸🍃بار الها
🌸🍃پروردگارا
🌸🍃رحمانا
🌸🍃ای محبـــــوب من! 🌸🍃

براے بنده تر شدن خیلی"تلاش"ڪردم
براے بـــــد نگفتن... ✖
بد نشنیـــــدن...✖
بد ندیـــــدن...✖

گاهے لبخند "رضایتتـــــ"را با
تمام وجود حـس ڪردم...

و گاهے ، باز زمین خـــ↯ــوردم...😔

من امــا... ،
نمڪ گیر"محبتتـــــ"شده ام 😢
لذت ترڪ گناه
و آرامش داشتنتـــــ
را چشیده ام ...

صد بار اگر زمین خوردم ،
باز دستهایم را بگیر...
"رهایم نڪن"...❣

تلاش مرا براے"بهتر شدن"بپذیر
من...
دوست داشتن هایتـــــ را میفهمم...!
🌸🍃❤️ای یگانه معبود من❤️🌸🍃

Читать полностью…

داستان های قرآنی

تلاوت ترتیل #جزء_نهم
قران کریم با صدای استاد #پرهیزگار


@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

دعای کمیل
@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

تلاوت ترتیل #جزء_هشتم
قران کریم
با صدای استاد #پرهیزگار
@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

تلاوت ترتیل
#جزء_هفتم قران کریم
با صدای استاد #پرهیزگار
@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

میدونستی پروانه ها خودشون نمیتونن بالهاشون رو ببینن؟!
و اصلا خبر ندارن که چقدر قشنگن؟!
تو هم یه پروانه ای
یه انسان فوق العاده
فقط خودت نمیبینیش!

تو با خدا باش ، خدا هم با توئه ، فقط کافیه از دستوراتش در قرآن کریم تبعیت کنی، و تسلیم دستوراتش باشی، اونوقته که معجزاتش و حضورش رو می بینی و حمایت گری چون الرحمان برات بسه
مطمئن باش..
❤️@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

🛡خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

ضرب المثل معروفِ "خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو"، مخالف مفاهیم قرآنی هست.

چون طبق قرآن، اکثریت مردم در کُفر، نادانی، بی عقلی، شِرک، فِسق و... هستند،

🔴أكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُون ( اکثرشان ایمان نمی آورند)
🔴أكْثَرُهُمُ الْفاسِقُون ( اکثرشان فاسقند )
🔴أكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُون ( اکثرشان تعقل نمیکنند)
🔴أكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُون ( اکثرشان علم ندارند)
🔴أكْثَرَهُمْ_يَجْهَلُون ( اکثرشان جاهلند)
🔴أكْثَرُهُمُ الْكافِرُون ( اکثرشان کافرند)
🔴أكْثَرُهُمْ كاذِبُون ( اکثرشان دروغ گویند)
🔴أكْثَرُهُمْ مُشْرِكينَ ( اکثرشان مشرک هستند)
🔴أكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُون ( اکثرشان گوش شنوا ندارند)

🆔 @DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

♻️دعای روز ششم ماه مبارک رمضان

📡كانال ⚜ داستان های قرآنی⚜
🆔 @DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

💎استخوان گوش
❤️امام علی(ع)
👂از ویژگی های انسان در شگفتی مانید که با پاره ای پی می نگرد و با گوشت سخن می گوید و با استخوان می شنود و از شکافی نفس می کشد!
📚حکمت هشتم نهج البلاغه
🆔 @DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

#جزء_چهارم قرآن کریم
با صدای استاد پرهیزگار

Читать полностью…

داستان های قرآنی

♻️دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان

📡كانال ⚜ داستان های قرآنی ⚜
🆔 @DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

قرائت ترتیل #جزء_سوم قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار
@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

تلاوت ترتیل #جزء_دهم
قرآن کریم
با صدای استاد #پرهیزگار

@DASTANQURANI

Читать полностью…

داستان های قرآنی

♻️دعای روز دهم ماه مبارک رمضان

✧✾════✾✰✾════✾✧
📡كانال ⚜ داستان های قرآنی⚜
@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

💝🍃💝🍃🍃💝



🔰⚜تلنگر⚜🔰


🕊🍃صیاد برای گرفتن ماهی، قلاّب به‏کار می‏برد. بر سر قلاّب، طعمه‌ای که ماهی دوست دارد می‏گذارد. ماهی قلاب را همراه طعمه می‏بلعد🐠🍃.

🌸🍃قلاّب که بلعیده شد، تکانی به نخ قلاب وارد میشود؛ اگر ماهی کم ‌وزن باشد، صیاد با یک ضرب آن را بالا می‏کشد و اگر سنگین باشد، صیاد به‏طور متناوب آن را می‏کشد و رها می‏کند تا خسته و بی‏جان ‏شود. وقتی مطمئن شد که ماهی دیگر توانی ندارد آن را بیرون می‏کشد✨🍃.

🌸🍃شیطان گاهی قلاّبش به انسانی گیر می‏کند. طعمه سر قلاّب، آرزوی دراز،رابطه با نامحرم, ریاست طلبی، علاقه به زن و فرزند و در یک کلمه علاقه به دنیا است💥💫.

🕊✨بعد از این‏که انسان را به دنیا علاقه‏مند کرد، قلاب را شل و سفت می‏کند. ولی مواظب است بند قلاب پاره نشود🍃❤️.

🌸✨چندین بار او را می‏آورد و می‏برد تا بالاخره او را از «ذکراللّه‏» خارج کند✨

💝🌟💝🌟💝🌟
@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

#دعای_روز_نهم_ماه_مبارک_رمضان

Читать полностью…

داستان های قرآنی

خواندن #سوره_جمعه در شب و روز جمعه فراموش نشود

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان

يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ﴿۱﴾

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است‏ خدايى را كه پادشاه پاك ارجمند فرزانه است تسبيح مى‏ گويند (۱)

هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿۲﴾

اوست آن كس كه در ميان بى‏ سوادان فرستاده‏ اى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد و [آنان] قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند (۲)

وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۳﴾

و [نيز بر جماعتهايى] ديگر از ايشان كه هنوز به آنها نپيوسته‏ اند و اوست ارجمند سنجيده‏ كار (۳)

ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿۴﴾

اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد عطا مى ‏كند و خدا داراى فضل بسيار است (۴)

مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵﴾

مثل كسانى كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گرديدند] آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل خرى است كه كتابهايى را برپشت مى ‏كشد [وه] چه زشت است وصف آن قومى كه آيات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمى ‏نمايد (۵)

قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۶﴾

بگو اى كسانى كه يهودى شده‏ ايد اگر پنداريد كه شما دوستان خداييد نه مردم ديگر پس اگر راست مى‏ گوييد درخواست مرگ كنيد (۶)

وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿۷﴾

و[لى] هرگز آن را به سبب آنچه از پيش به دست ‏خويش كرده‏ اند آرزو نخواهند كرد و خدا به [حال] ستمگران داناست (۷)

قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۸﴾

بگو آن مرگى كه از آن مى‏ گريزيد قطعا به سر وقت‏ شما مى ‏آيد آنگاه به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده خواهيد شد و به آنچه [در روى زمين] میکرديد آگاهتان خواهد كرد (۸)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۹﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چون براى نماز جمعه ندا درداده شد به سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را واگذاريد اگر بدانيد اين براى شما بهتر است (۹)

فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۱۰﴾

و چون نماز گزارده شد در [روى] زمين پراكنده گرديد و فضل خدا را جويا شويد و خدا را بسيار ياد كنيد باشد كه شما رستگار گرديد (۱۰)

وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿۱۱﴾

و چون داد و ستد يا سرگرميى ببينند به سوى آن روى‏آور مى ‏شوند و تو را در حالى كه ايستاده‏ اى ترك مى كنند بگو آنچه نزد خداست از سرگرمى و از داد و ستد بهتر است و خدا بهترين روزى دهندگان است (۱۱)


■⇨@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

📚داستان کوتاه زیبا📚
#محتسب_دربازار_است
@DastanQurani

روزی هارون الرشید بهلول را خواست و او را به سمت نماینده ی تام الاختیار خود به بازار بغداد فرستاد و به او گفت:
اگر دیدی کسی به دیگری ظلم و تعدی میکند و یا کاسبی در امر خرید و فروش اجحاف میکند همان جا عدالت را اجرا کن و خطا کار را به کیفر برسان.
بهلول ناچار قبول کرد و یک دست لباس مخصوص مُحتسبان پوشید و به بازار رفت. اول پیرمرد هیزم فروشی دید که هیزمهایش را برای فروش جلویش گذاشته که ناگهان جوانی سر رسید و یک تکه از هیزمها را قاپید و بسرعت دور شد. بهلول خواست داد بزند که بگیریدش که جوان با سر به زمین افتاد و تراشه ای از چوب به بدنش فرو رفت و خون بیرون جهید, بهلول با خود گفت: حقت بود.
راه افتاد که برود بقالی دید که ماست وزن میکند و با نوک انگشت کفه ترازو را فشار میدهد تا ماست کمتری بفروشد.
بهلول خواست بگوید چه میکنی؟ که ناگهان الاغی سررسید و سر به تغار ماست بقال کرد و بقال خواست الاغ را دور کند تنه الاغ تغار ماست را برگرداند و ماست بریخت و تغار شکست.
بهلول جلوتر رفت و دکان پارچه فروشی را نگاه کرد که مرد بزاز مشغول زرع کردن پارچه بود و حین زرع کردن با انگشت نیم گز را فشار میدهد و با این کار مقداری از پارچه را به نفع خود نگه میدارد.
جلو رفت تا مچ بزاز را بگیرد و مجازاتش کند ولی با کمال تعجب دید موشی پرید داخل دخل بزاز و یک سکه به دهان گرفت بدون اینکه پارچه فروش متوجه شود به ته دکان رفت.
بهلول دیگر جلوتر نرفت و از همان دم برگشت و پیش هارون رفت و گفت:
محتسب در بازار است و احتیاجی به من و دیگری نیست....

🌧🌧🌧🌧🌧🌧🌧🌧🌧🌧
☔️☔️☔️ @DastanQurani
😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊

Читать полностью…

داستان های قرآنی

♻️دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان

📡كانال ⚜ داستان های قرآنی ⚜
@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

♻️دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان

📡كانال ⚜ داستان های قرآنی ⚜
@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

#‍ الهی

مرا موهبت آن بخش
که ذهنم در کشاکش این غوغای روزمره

بر تو متمرکز باشد
و هر روز دقایقی با تو ارتباط برقرار کنم.

الهی

چنان متبرکم کن
که ندای تو را بشنوم و سیمای تورا

که پر از لطف و زیبایی ست به چشم دل مشاهده کنم.

🆔 @DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

تلاوت ترتیل
#جزء_ششم قران کریم
با صدای استاد پرهیزگار
@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

#جزء_پنجم
قرآن کریم
با صدای استاد پرهیزگار
@DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

🆔 @DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

🔺تصویری نفس گیر از سه جهان در یک قاب!

🔹دنیای زیر آب، سطح سیاره‌ ی زمین و کهکشان راه شیری ..!

✅ الحمدولله رب العالمین
✅ ستایش مخصوص خداست پروردگار جهانیان

🆔 @DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

📚داستان کوتاه📚
@DastanQurani
⚡️عشق⚡️

فرمانروايي که مي کوشيد تا مرزهاي جنوبي کشورش را گسترش دهد، با مقاومتهاي سرداري محلي مواجه شد و مزاحمتهاي سردار به حدي رسيد که خشم فرمانروا را برانگيخت و بنابراين او تعداد زيادي سرباز را مامور دستگيري سردار کرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نيروهاي فرمانروا درآمدند و براي محاکمه و مجازات با پايتخت فرستاده شدند.
فرمانروا با ديدن قيافه سردار جنگاور تحت تاثير قرار گرفت و از او پرسيد: اي سردار، اگر من از گناهت بگذرم و آزادت کنم، چه مي کني؟
سردار پاسخ داد: اي فرمانروا، اگر از من بگذري به وطنم باز خواهم گشت و تا آخر عمر فرمانبردار تو خواهم بود.
فرمانروا پرسيد: و اگر از جان همسرت در گذرم، آنگاه چه خواهي کرد؟
سردار گفت: آنوقت جانم را فدايت خواهم کرد!
فرمانروا از پاسخي که شنيد آنچنان تکان خورد که نه تنها سردار و همسرش را بخشيد بلکه او را به عنوان استاندار سرزمين جنوبي انتخاب کرد.
سردار هنگام بازگشت از همسرش پرسيد: آيا ديدي سرسراي کاخ فرمانروا چقدر زيبا بود؟ دقت کردي صندلي فرمانروا از طلاي ناب ساخته شده بود؟
همسر سردار گفت: راستش را بخواهي، من به هيچ چيزي توجه نکردم. سردار با تعجب پرسيد: پس حواست کجا بود؟
همسرش در حالي که به چشمان سردار نگاه مي کرد به او گفت: تمام حواسم به تو بود. به چهره مردي نگاه مي کردم که گفت حاضر است به خاطر من جانش را فدا کند!
✨اگر فکر می‌کنید با عضویت در این کانال وقت خود را هدر نداده‌اید، لطفاً آن را به دوستان‌تان هم معرفی کنید.🙏

🆔 @DastanQurani

Читать полностью…

داستان های قرآنی

#دعای_روز_سوم_ماه_مبارک_رمضان

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِيهَ
وَ بَاعِدْنِي فِيهِ مِنَ السَّفَاهَةِ وَ التَّمْوِيهِ
وَ اجْعَلْ لِي نَصِيبا مِنْ كُلِّ خَيْرٍ تُنْزِلُ فِيهِ
بِجُودِكَ يَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِينَ

خدايا در اين ماه به من تيزهوشى و بيدارى عنايت فرما،
و از بى خردى و اشتباه دورم ساز،
و از هر خيرى كه در اين ماه نازل مى كنى، برايم بهره اى قرار ده،
به حق بخششت ای بخشنده ترین بخشندگان

🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸

✅ کانال فرهنگی داستان های قرآنی
🆔 @DastanQurani

Читать полностью…
Subscribe to a channel