2945
دانشنامهای مجازی برای مطالعهٔ تاریخ و فرهنگ بلوچستان؛ با مدیریت جمعی از ادمینهای آگاه به منابع تاریخی. ما با بهرهگیری از تحقیقات آکادمیک، منابع و کتب تاریخی میکوشیم مطالب مستند و بیطرفانهای در اختیار شما قرار بدهیم🌻
💠 فهرست سکههای کوزَنَه
🌻 @balochs_history
💠 فهرست سکههای میرَهتَخمَه
🌻 @balochs_history
💠 فهرست سکههای میرَههْوَرَه
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۸
🔖 هْوَرَهمیرَه، پسر یولَهمیرَه، چهارمین شاه پارَتَه
🔹 هْوَرَهمیرَه سومین و آخرین پسر یولهمیره بود که به پادشاهی رسید. دورهٔ پادشاهی او پس از اَرجونَه آغاز میشود، زیرا برای اولین سکههایش از قالب سکههای دورهٔ پایانی اَرجونَه استفاده کرده است. هْوَرَهمیرَه تنها یکی از پسران یولهمیره بود که پسران او نیز به نوبه خود، بر تخت پادشاهی نشستند.
🔹 تا جایی که میدانیم، او فقط دراخما و یک نوع خاص دیدراخما صادر کرد. البته دور از انتظار نیست که بعدها نیمدراخماهایی از این پادشاه کشف شود.
🔹 هْوَرَهمیرَه در سه مرحله سکه صادر کرد. در مرحله اول، او از قالب سکههای دوره پایانی برادرش اَرجونَه برای صدور سکهها استفاده کرد. در مرحله دوم، او دیدراخمای ویژهای صادر کرد و همچنین دراخماهایی با استفاده از یک قالب جدید. در پشت این سکهها، سواستیکای راستگرد قرار داشت. در مرحله نهایی، دراخماهایی با یک قالب جدید دیگر صادر شدند و سواستیکا در آنها چپگرد بود.
🔹 هْوَرَهمیرَه حدوداً در سالهای ۱۶۵ تا ۱۷۵ میلادی حکومت کرد. نام او به معنای "شکوه میترا" یا "میترا با شکوه" است. ریشه کلمه "هْوَرَا" به مفهوم ایرانی "خوارنو" مرتبط است، که به گفته روزنفیلد به عنوان "یک نعمت فراطبیعی که ممکن است به شکل آتش باشد، بخشی از نور آسمانی همهافروز که برای تمام الههها مشترک است و یک شاه بزرگ را روشن میکند" توصیف شده است. در پانتئون کوشان، تجسم این خوارنو، "فارّو" بود. [در فارسی دری: فَرّ.]
• hvaramirasa Yolamiraputrasa Pāratarājasa
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۷
🔖 اَرجونَه، پسر یولَهمیرَه، سومین شاه پارَتَه
🔹 اَرجونَه، دومین پسر یولهمیره بود. میتوانیم او را پس از بگهمیره قرار دهیم، زیرا او نیز از قالب سکههای برادر بزرگترش استفاده کرده بود، اما سپس به استفاده از قالبهای جدید پرداخت که آخرین آنها به احتمال زیاد توسط برادر (احتمالاً کوچکتر) او، هْوَرَهمیرَه، که جانشین او شد، استفاده شده است.
🔹 اَرجونَه در دو یا سه مرحله سکه صادر کرد. در مرحله اول، او دراخما و نیمدراخماهایی را با استفاده از قالبهای پدرش صادر کرد که در پشت سکه، سواستیکای راستگرد قرار گرفته بود. در مرحله دوم، او قالبهای جدیدی برای هر دو نوع دراخما و نیمدراخما صادر کرد که در پشت آن سواستیکای چپگرد قرار گرفته بود. در این مرحله، احتمالاً او دیدراخما نیز صادر کرده است، با استفاده از قالب دیدراخمای پدرش؛ اما هنوز سکهای از این نوع مشاهده نکردهایم. در یک مرحلهٔ احتمالیِ سوم، آرجونا دراخماهایی را صادر کرد که از قالب معرفی شده در مرحله دوم استفاده میکرد اما در آن از سواستیکای راستگَرد، استفاده کرد. این نوع ممکن است در ابتدای مرحلهٔ دوم صادر شده باشد، که در این صورت میتوان گفت مرحله سومی وجود نداشته است.
🔹 اَرجونَه حدود سالهای ۱۵۰ تا ۱۶۵ میلادی حکومت کرد. نکته قابل توجه درباره او این است که نامش هندی است و برگرفته از نام شاهزادهٔ معروف پاندوا از مهاباراتا است. این احتمال وجود دارد که مادرش هندی بوده باشد، که اگر درست باشد، میشود تصور کرد شاهان پارَتَه چند همسر داشتهاند.
• arjunasa Yolamiraputrasa Pāratarājasa
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۶
🔖 بَگَهمیرَه پسر یولَهمیرَه دومین شاه پارَتَه
🔹 بَگَهمیرَه (bagamira)، پسر یولَهمیرَه (به احتمال زیاد پسر ارشد) بود. او باید تنها مدت بسیار کوتاهی حکومت کرده باشد، زیرا سکههای او بسیار کمیاب هستند. به طور کلی دو سکه از او شناخته شده که یکی از آنها دراخما است و هر دو از یک قالب استفاده میکنند. قالب رویین سکهای که بَگَهمیرَه استفاده کرده بود، آخرین قالب روی سکهای بود که پدرش یولهمیره استفاده کرده بود.
🔹 بَگَهمیرَه حدود سال ۱۵۰ میلادی حکومت کرد. نام او به معنی "خدای میترا" است. توجه داشته باشید که این نام از عناصری تشکیل شده است که از نامهای پدربزرگش (باگروا، به معنی "خدای توانگر") و پدرش (یولَهمیرَه) گرفته شده است، شیوه نامگذاریای که در نامهای پادشاهان پارته به طور مکرر دیده میشود.
🔹 سکه دراخمای اون از جنس نقره، ۳.۶۶ گرم و ۱۵ میلیمتر است. در روی سکه تصویر سر و نیمتنه پادشاه به سمت راست، نمایش داده شده است. در پشت سکه، سواستیکا به سمت راست، نوشته براهمی در اطراف: بَگَهمیرَه، پسر یولَهمیرَه، شاه پارَتَه.
• Bagamirasa Yolamiraputrasa Pāratarājasa
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۵
🔖 یولَهمیرَه پسر بَگَهرِوَه نخستین شاه پارَتَه
🔹 همانطور که قبلاً ذکر شد، یولَهمیرَه تنها پادشاه پارَتَه است که از منابعی غیر از سکهها نیز شناسایی شده است. تکههای سفالی که در منطقه لورالای واقع در شمال شرقی بلوچستان امروزی پیدا شدهاند، به یک «شاهی یولَهمیرَه» اشاره دارند که از احداث و توسعهٔ یک بِهار (عبادتگاه) بودایی حمایت کرده است [بنگرید].
🔹 سکههای یولَهمیرَه به نظر میرسد در سه مرحله متمایز ضرب شدهاند. در مرحله اول، پادشاه با ریش نمایش داده شده است، در حالی که در مراحل دوم و سوم ریش ندارد. هر یک از مراحل دارای مهرها و سبکهای خاص خود است [بنگرید].
🔹 تمام سکهها از نقره ساخته شدهاند. در مجموع پنج نوع سکه صادر شده است: دیدراخما، دراخما، همیدراخما، یکچهارم دراخما (تریهمیوبول) و اوبول. دیدراخما تنها در مرحله دوم صادر شده و ممکن است به عنوان سکههای تاجگذاری بوده باشند. چندین پادشاه بعدی نیز به صدور دیدراخما معروف هستند و همه آنها از همان مهر رویین سکه یولَهمیرَه استفاده میکنند. یکچهارم دراخماها، در تعیین ترتیب مورد نظر نوشتههای دایرهای روی سایر سکهها مهم بودند، زیرا روی این سکهها نوشتههای خطی با نام پادشاه آغاز میشد. اوبولها به طور قطعی به یولَهمیرَه نسبت داده نمیشوند، اما احتمالاً متعلق به او هستند.
🔹 مدت پادشاهی یولَهمیرَه در حدود سالهای ۱۲۵-۱۵۰ میلادی است. نام او به معنای "جنگجوی میترا" است. سکههای یولَهمیرَه از جنس نقره بودند. روی سکهها نیمتنه پادشاه، در مرحله اول با ریش و در مراحل دوم و سوم بدون ریش نمایش داده شده است. در پشت برخی سکهها نماد سواستیکا به سمت چپ و در برخی دیگر نماد سواستیکا به سمت راست وجود دارد. متنهای پشت سکهها همگی به خط براهمی هستند و به ترتیب «یولَهمیرَه، پسرِ بَگَهرِوَه، راجهٔ پارَته» نوشته شده است. در برخی سکهها نیز بهجای عنوان "راجه" که هندی است، از عنوان "شاهی" که ایرانی است استفاده شده، همان عنوانی که در سفالنبشتهها نیز به کار رفته است: «یولَهمیرَه، شاهی پارَتَه».
• «yolāmirasa bagarevaputrasa pāratarājasa»
• «yolāmirasa šāhisa»
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
💠 تکههای باقیمانده از سفالنبشتههای یولَهمیرَه
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۳
🔖 سکهها
🔹 مجموعاً توسط یازده پادشاه سکه صادر شده که شش نفر از آنها سکههایی با نوشتههای براهمی و پنج نفر دیگر سکههایی با نوشتههای کهروشتی صادر کردهاند. بیشتر سکهها تصویر نیمتنهٔ پادشاه را در روی سکه (در اواخر این سری، تمامقد) و یک سواستیکا یا صلیب شکسته (گاهی به سمت راست و گاهی به سمت چپ) را در پشت سکه نشان میدهند که حول سواستیکا آن یک نوشته مدور وجود دارد. استفاده از سوستیکا به عنوان نماد پشت سکهها ممکن است شواهد بیشتری از وابستگی این دودمان به ایزد مهر (میترا) باشد، زیرا نماد سواستیکا در ایران باستان به عنوان نمادی از گردونهٔ خورشید و گردونهٔ مهر شناخته میشد.
🔹 نوشتههای روی سکهها، چه به خط براهمی و چه به خط کهروشتی، به ترتیب نخست نام پادشاه و سپس نام پدرش را و در آخر عنوان "پادشاه پارَتَه" میآوردند. نوشتهها تقریباً همیشه به صورت حالت ملکی (genitive) هستند و زبان تقریباً همیشه پراکریت است.
🔹 یکی از ویژگیهای جالب نوشتههای سکهها این است که اغلب بهطور ناقص نوشته شدهاند. تقریباً همه نوشتهها الگوی مشابهی دارند: آنها با نام پادشاه شروع میشوند، سپس نام خانوادگی (نام پدر) را دنبال میکنند و در نهایت با عنوان "پادشاه پارَتَه" پایان مییابند. بنابراین، به عنوان مثال، نوشته کامل روی سکههای یُولَهمیرَه، پسر بَگَهرِوَه، به این صورت است:
«Yolamirasa Bagarevaputrasa Pāratarājasa».
🔹 با این حال، اگر سازندهٔ قالب به اندازه کافی جا نداشت که نوشتهٔ مدور را حک کند، او به سادگی نوشته را در هر نقطهای که جا تمام شد، خاتمه میداد. سکههایی با انواع مختلفی از ناقص ماندن شناخته شدهاند، از حذف آخرین "sa" تا حذف قسمتهایی از "tarājasa" در انتها.
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۱
🔖 مقدمه
🔹 "پارَتَهراجَهها" (pārata-rājas) دودمانی بودند که در قرنهای دوم و سوم میلادی، بر بخشهایی از بلوچستان امروزی (و شاید برخی مناطق همجوار) حکمرانی میکردند. آنها به مدت حدود ۱۷۵ سال، از حدود ۱۲۵م. تا ۳۰۰م. سکه ضرب کردند.
🔹 این دودمان در چندین منبع یونانی ذکر شده و همچنین در بسیاری از فهرستهای دودمانها در متون مختلف هندی ظاهر میشود، جایی که گاهی به آنها "پارَتَه" (pārata) و گاهی "پارَدَه" (pārada) گفته میشود. این دوگانگی در تلفظ نامِ دودمان، بر روی سکههای آنها نیز دیده میشود. در بیشتر سکهها، دودمان به نام "پارَتَه" شناخته میشود اما در برخی سکههای بسیار متأخرتر، این سلسله به نام "پارَدَه" ذکر شده است.
🔹 تنها یک پادشاه از پارَتَهراجَهها است که از منابعی غیر از سکهها شناخته شده است. نام او یولَهمیرَه (yolamira) است و از نوشتههای روی برخی خردهسفالها که در منطقه لورالائی بلوچستان پیدا شدهاند، شناسایی شده است. لورالائی همان جایی است که بیشتر سکههای راجههای پارَتَه در آن یافت شدهاند.
🔹 یولَهمیرَه نخستین پادشاهی است که از او سکه داریم. ده پادشاه دیگر نیز سکه ضرب کردهاند و وقتی پدران ذکر شده در سکهها را به حساب آوریم، میتوانیم مجموعاً پانزده شخص -از این دودمان- را شناسایی کنیم. از این میان، سیزده نفر نامهای ایرانی دارند و دو نفر نامهای هندی دارند. چندین نام شامل ریشه کلمه میرَه هستند که به وضوح نمونهای از میترا [مهر]، ایزد دیرینهٔ ایرانی -یا زرتشتیِ- نور [؟] است. بنابراین، چنین به نظر میرسد که خاندان سلطنتی، پیرو آیین زرتشتی [مزداپرستی] بودهاند.
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
💠 خور زیبای بندر تَنگ
🌻 @balochs_history
💠 بلوچستان در دورهٔ قاجاریه
━━━━━━≼💎≽━━━━━━
📃 صفحه ۲۲
🔖 کنترل بلوچستان توسط انگلیسیها در دوره مظفرالدین شاه
🔹 همانطور که بیان شد، آن سالها دوره اوج رقابت روسیه و انگلیس در بلوچستان بود و انگلیسیها سعی میکردند با استفاده از راههای مختلف، جلوی پیشروی روسها را سد نمایند و یکی از این راهها برای رسیدن به هدف، توسعه نفوذشان در بلوچستان بود و این هدف نیز با تشکیل «مجالس حل دعاوی» در بلوچستان ایران تأمین میشد. بنابراین، در برگزاری مکرر این مجالس اصرار داشتند و با ایجاد ناآرامی و تحریک سرداران بلوچ دو طرف مرز و ایجاد اختلاف بین آنها، موجبات برگزاری این مجالس را فراهم میکردند.
🔹 ظفرالسلطنه پس از برپایی دومین مجلس رسیدگی به اختلافات در سال ۱۳۲۱ق، نامهای به مظفرالدین شاه نوشت و به او گزارش داد که قنسول انگلیس در کرمان از او خواسته است که «بعضی از خوانین و اهالی بلوچستان را که آنها سرکش و شریر میخوانند، دستگیر نماید و از طرف دیگر حاکم بلوچستان طور دیگر اظهار میکند و مینویسد خوانین و کسانی که با تبعه دولت انگلیس و نوروزخان خارانی وصلت و بستگی پیدا کردهاند و انگلیسیها از آنها حمایت میکنند، به همین پشتگرمی بنای شرارت و طغیان کردهاند» (همان) و در ادامه این گزارش، ظفرالسلطنه ضمن اشاره به تخریب قلعههای بلوچستان به دستور انگلیسیها نوشته بود: «گویا این تخریب و انتظام نتیجه نبخشیده مگر اشاعت قدرت فوقالعاده انگلیسیها در انظار اهالی بلوچستان» (همان: ۴- ۶- ۱۵- ۱۳۲۰ق).
🔹 حاکم کرمان و بلوچستان تشکیل این مجالس را نه تنها به نفع دولت ایران نمیدانست، بلکه هزینههای سنگینی برای برگزاری این جلسات را باری بر دوش حکومت کرمان و بلوچستان خوانده بود و از شاه درخواست کرده بود که به جای تن دادن به درخواست انگلیسیها دستور دهد که: «یک اردوی مختصر منظم متحرک نظامی و علمی به بلوچستان فرستاده شود» (همان).
🔹 در سال ۱۳۲۲ق، اعتلاءالدوله «کارگزار وزارت خارجه در عربستان و شطالعرب» (خوزستان) از جانب وزارت خارجه ایران مأمور شد تا به عنوان نماینده وزارت خارجه ایران در جلسات حل دعاوی شرکت نماید. اعتلاءالدوله چون وارد بلوچستان شد، گزارشهای مهمی در باره اوضاع سیاسی و اجتماعی بلوچستان و همچنین سیاست انگلستان برای وزارت خارجه ارسال کرد که این گزارشها موجب آگاهی دولتمردان ایران به اوضاع بلوچستان شد. از طرف دیگر گزارشهای سودمند روزنامه حبلالمتین در مورد اوضاع سیاسی و اجتماعی بلوچستان و سیاستهای دولت انگلیس در این منطقه نیز موجب توجه کارگزاران دولتی به این بخش از کشور شده بود.
پایان مطالب «بلوچستان در دورهٔ قاجاریه»
#تاریخ #معاصر
🌻 @balochs_history
💠 بلوچستان در دورهٔ قاجاریه
━━━━━━≼💎≽━━━━━━
📃 صفحه ۲۰
🔖 کنترل بلوچستان توسط انگلیسیها در دوره مظفرالدین شاه
🔹 در دوره مظفرالدین شاه، برخلاف سلطنت ناصرالدین شاه، حاکمان کرمان و بلوچستان پس از مدت کوتاهی جای خود را به حاکمی دیگر میدادند. حسامالملک که بعد از امیرنظام گروسی اداره کرمان و بلوچستان به او سپرده شده بود، علیرغم همه تلاشها و اقداماتی که برای اثبات وی در حکومت کرمان از سوی هوادارانش به عمل آمد، معزول شد و در ربیعالاول۱۳۱۹ق. کرمان را به قصد همدان ترک نمود و سید محمودخان طباطبایی (علاءالملک) از خاندان دیبای آذربایجان که مدت زیادی از عمر خود را در خدمت وزارت امور خارجه در مأموریتهای دیپلماتیک گذرانده بود، به حکومت کرمان و بلوچستان منصوب شد (سالار بهزادی، ۱۳۷۲: ۲۶۱).
🔹 سیاست انگلیس در دوره حکومت علاءالملک به منظور کنترل اوضاع بلوچستان قالب و شکل جدیدی به خود گرفت. آشفتگیهای پس از قتل ناصرالدین شاه در بلوچستان به انگلیسیها ثابت کرد که جهت حفظ منافع کشورشان در این بخش از ایران، کنترل آن منطقه را خود به دست گیرند. انگلیسیها برای رسیدن به این هدف در سال ۱۳۱۹ق./۱۹۰۱م. از دولت ایران تقاضا کردند که اجازه تأسیس نمایندگی (کنسولگری) در بمپور به آنها داده شود. دولت ایران با این درخواست مخالفت کرد، اما اجازه داد چنین مرکزی را در بم دایر کنند (اسپونر، ۱۳۸۲: ۱۰۴).
🔹 انگلیسیها پس از اینکه نتوانستند موافقت دولت ایران را برای ایجاد کنسولگری در بلوچستان به دست آورند، راههایی به منظور نفوذ بیشتر در این ناحیه را دنبال کردند و از این زمان است که آشفتگیهای مرزی در بلوچستان را بهانه کردند و از دولت ایران خواستند برای حل این اختلافات، مجلسهایی را در نواحی مرزی بلوچستان برگزار نمایند.
#تاریخ #معاصر
🌻 @balochs_history
گالگنج؛ مجموعهای برای گردآوری کلمات و اصطلاحات گویشها و لهجههای زبان بلوچی
گالگنج زیرمجموعهٔ کانال «تاریخ و فرهنگ بلوچستان» میباشد.
💠 بلوچستان در دورهٔ قاجاریه
━━━━━━≼💎≽━━━━━━
📃 صفحه ۱۶
🔖 تداوم رقابتهای روسیه و انگلستان و بازتاب آن در بلوچستان
🔹 با پیشروی روسها در آسیای مرکزی و تصرف واحههای آخال و مرو، به مرور سیاست انگلیسیها در برابر روسیه تغییر کرد. لرد لیوتن، نایبالسلطنه هند در سال ۱۸۷۶م. از "سیاست پیشروی" طرفداری کرد و در نتیجه این سیاست، پیمان جدیدی با خان کلات به امضاء رسید و کویته توسط انگلیسیها تصرف شد تا جلوی پیشروی روسها گرفته شود (کاظمزاده، ۱۳۵۴: ۳۸).
🔹 در افغانستان نیز پس از مرگ شیرعلی و رسیدن حکومت به یعقوبخان، صلح بین انگلیسیها و دولت افغان با امضای معاهده گندمک در جمادیالآخر ۱۲۹۷ق/۲۶مه۱۸۷۹م. به امضاء رسید و طبق این عهدنامه، انگلیسیها با استقرار نیرو، وضعیت خود را در برابر روسها مستحکم کردند و کنترل گردنههای خیبر و میشنی و بخشهای حساس سیبی و پیشن را به دست گرفتند و در مناطق حساس مرز افغانستان مأمورانی گماشتند تا مراقب روسیه باشند (همان، ۹۶).
🔹 همزمان با فعالیت انگلیسیها در افغانستان، عاملان روسیه در میان ترکمانان و بلوچها و دیگر طوایف سنی خراسان و سیستان به تبلیغات ضد شیعه پرداختند. بدین امید که اگر جنگ داخلی در ایران در گرفت، آنان را هوادار روسیه گردانند و این فعالیتها در حالی بود که الکساندر میخائیلوویچ، فرمانده کل قوای روسیه در قفقاز، پیشبینی کرده بود که بعد از مرگ ناصرالدین شاه در ایران، جنگ داخلی خواهد افتاد (همان، ۱۶۸).
🔹 در این سالها و در پی ارسال گزارشهای هیأتها و متخصصان انگلیسی از مناطق شرقی ایران در مورد فعالیت روسها در این نواحی، مأموران انگلیسی دور جدیدی از خطرات در مرزهای هندوستان را به دولتمردان خود گوشزد کردند.
#تاریخ #معاصر
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۱۰
🔖 میرَهتَخمَه، پسر هْوَرَهمیرَه، ششمین شاه پارَتَه
🔹 میرَهتَخمَه دومین پسر هْوَرَهمیرَه بود که به پادشاهی رسید. ما میدانیم که او پس از برادرش (احتمالا برادر بزرگترش) میرَههْوَرَه به سلطنت رسید، زیرا او در نخستین سکههای خود، از قالب آخرین دراخمای برادرش استفاده کرد. او هرگز از قالب سکههای پدرش استفاده نکرد، که نشان میدهد او کمی دیرتر به پادشاهی رسیده است. قالبی که او برای اولین سکههایش استفاده کرد، دارای ترک بزرگی بود که از بالا تا پایین آن کشیده شده بود. این ترک باید در دوران سلطنت هوارامیر ایجاد شده باشد، زیرا سکههایی از او با استفاده از قالب ترکدار شناخته شدهاند.
🔹 میرَهتَخمَه سکههایی را در سه مرحله صادر کرد. سکههای شناخته شده شامل دراخماها و نیمدراخماها هستند. از آنجا که او چندین مرحله از سکهها را صادر کرده است، احتمالاً او در مرحله دوم خود دیدراخماها را نیز صادر کرده است. در این مرحله، میرَهتَخمَه دو قالب جدید دراخم معرفی کرد و اگرچه بیشتر سکههای او دارای نوشتههای معمول پراکریتی هستند، حداقل یک صدور دارای نوشتهای به زبان سانسکریت بود. این تنها سکه شناخته شده پاراتاراجا است که دارای نوشتهای به زبان سانسکریت است. نیمدراخماهای نادر نیز در این مرحله صادر شدند؛ آنها از یک قالب رویی که بهطور اولیه توسط اَرجونَه معرفی شده بود، استفاده کردند.
🔹 نام میرَهتَخمَه یک ریشه جدید به نام "تَخمَه" را معرفی میکند که بعداً در سلسلههای دودمانی دوباره مشاهده میشود؛ این نام به معنای "میترای قهرمان" است. میرَهتَخمَه احتمالاً در حدود ۱۹۰-۲۰۰ میلادی حکومت کرده است. روی سکهها نیمتنه تاجدار پادشاه گاهی به سمت چپ و گاهی به سمت راست، ضرب شده است.
• mirataxmasa hvaramiraputras Pāratarājasa
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۹
🔖 میرَههْوَرَه، پسر هْوَرَهمیرَه، شاه پارَتَه
🔹 میرَههْوَرَه جانشین و پسرِ هْوَرَهمیرَه (و احتمالاً پسر ارشد) بود. میرَههْوَرَه در نخستین سکههای خود، از قالب سکههای دراخما که متعلق به پدرش بود، استفاده کرد و سپس قالب جدیدی را معرفی کرد که بعداً توسط برادرش میرَهتَخمَه (احتمالاً برادر کوچکتر) استفاده شد. میرَهتَخمَه هرگز از هیچ یک از قالبهای دراخمای پدرش استفاده نکرد.
🔹 میرَههْوَرَه نیز مانند پدرش سکهها را در سه مرحله صادر کرد. در مرحله اول، او دراخما، نیمدراخما و ربعدراخما صادر کرد. برای دراخماها، او از قالب دراخمای مرحله سچم پدرش استفاده کرد، در حالی که برای نیمدراخماها و ربعدراخماها، به ترتیب از قالبهای یولَهمیرَه و اَرجونَه (پدربزرگ و عمویش) استفاده کرد. جهت یادآوری، از هْوَرَهمیرَه (پدرِ میرَههْوَرَه) هیچ نیمدراخما یا ربعدراخمایی به دست نیامده است، این میتواند همان دلیلی باشد که میرَههْوَرَه برای قالب سکههایش، از قالبهای قدیمیتر استفاده کرد. البته با این تفاوت که قالب ربعدراخماهای میرَههْوَرَه، همان قالبی بود که اَرجونَه برای ضرب نیمدراخماها استفاده کرده بود. سکههای مرحله اوب با شکل خاص حروف و همچنین سواستیکای راستگرد در پشت آنها ضرب شدهاند.
🔹 در مرحله دوم، میرَههْوَرَه دیدراخما صادر کرد و از همان قالبی که یولَهمیرَه و هْوَرَهمیرَه پیش از او استفاده کرده بودند، بهره برد و همچنین دراخماهایی بر اساس همان قالب دراخمای مرحله یک خودش صادر کرد. اما سکههای مرحله دوم با سواستیکاهای چپگرد ضرب شدهاند.
🔹 سرانجام، در مرحله سوم، دراخماها و نیمدراخماهایی با سواستیکاهای راستگرد صادر شدند؛ دراخماها از یک قالب جدید و نیمدراخماها از همان قالب یولَهمیرَه که در مرحله اول استفاده شده بود، بهره بردند. این سکهها دوباره با شکل متمایز حروف ضرب شدند.
🔹 میرَههْوَرَه حدوداً در سالهای ۱۷۵ تا ۱۹۰ میلادی حکومت کرد. نام او از همان دو عنصر نام پدرش هْوَرَهمیرَه تشکیل شده است و بنابراین همان معنی «شکوه میترا» را داراست.
• hvaramirasa mirahvaraputrasa pārararāajsa
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
کانال تلگرام Husraw ī Gēlānīg؛ احیاگر زبان پارسیگ و هام دبیری. بزرگترین کانال متمرکز بر احیای خط و زبان پهلوی.
مطالب کانال:
متون پارسیگاین کانال حکم saved messages برای صاحب کانال دارد. با این تفاوت که عمومیست تا دیگر علاقهمندان خط و زبان و فرهنگ و تاریخ و تمدن ایر نیز بتوانند استفاده کنند.
فرهنگ ایری و مزدیسنی (ایرانشهر باستان)
نهضت ترجمه پارسیگ مدرن (زبان پهلوی احیا شده توسط Husraw و Farrnām)
اشعار به زبان پهلوی
پاسداری زبانهای بومی ایر (گیلکی، بلوچی، کوردی...)
یادداشتها و آثار هنری خسروِ گیلانی
منابع، کتب و مطالب دیگر...
💠 فهرست سکههای هْوَرَهمیرَه
🌻 @balochs_history
💠 فهرست سکههای اَرجونَه
🌻 @balochs_history
💠 سکه دراخمای بَگَهمیرَه
🌻 @balochs_history
💠 فهرست سکههای یولَهمیرَه
🌻 @balochs_history
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۴
🔖 سکهها
🔹 ایجاد یک توالی زمانی از سکهها به کمک نسبتهای خانوادگی تسهیل میشود، اما این موضوع با ویژگی غیرمعمول سکههای هفت پادشاه نخست، آسانتر میشود: هر جانشین قالب رویین سکهای را به کار میبرد که پیش از او، توسط شاه پیشین استفاده شده بود. ملاحظات مربوط به تکامل سبکشناختی سکهها نیز در ترتیببندی سایر پادشاهان کمک میکند.
🔹 برای کسانی که میخواهند خوانش اصلاحشدهٔ تاندون (pankaj tandon) از نوشتههای این سکهها را با کاتالوگی که سنیور (Rober C. Senior) در مجموعه چهار جلدی خود درباره سکههای هندو-سکایی (indo-scythian coins and history) منتشر کرده است مقایسه کنند:
+--------------------+-------------+
| s* خوانش سنیور | p* خوانش تاندون|
+--------------------+-------------+
| Ajuna | Arjuna |
| Bhimajhuna | Bhimarjuna |
| Maramira | Hvaramira |
| Miramara | Mirahvara |
| Spajhana | Kozana |
| Spajhama/Spajhayam | Koziya |
| Vhunamtavhaspa | Datarvharna |
+--------------------+-------------+
💠 پارَتَهراجَهها (حدود ۱۲۵-۳۰۰م.)
━━━━━━━━≼💎≽━━━━━━━━
📃 صفحه ۲
🔖 سکهها
🔹 اولین دانشمندی که به مطالعه سکههای آنها پرداخت، E.J. Rapson (۱۹۰۵م) بود. سپس B.N. Mukherjee (۱۹۷۲م) اولین اطلاعات تاریخی درباره این قبیله را ارائه داد و R.C. Senior انواع جدیدی را در مجموعهای از مقالات در نشریه ONS منتشر کرد که بعدها در کاتالوگ سکههای هندو-سکایی او در سال ۲۰۰۱م تجمیع شد. در نهایت، سکهها توسط Pankaj Tandon (۲۰۰۶، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ م) و Harry Falk (۲۰۰۷م)، به طور صحیح شناسایی و سازماندهی شدند.
🔹 مجموعه سکههای پارتهراجهها از دو سری کاملاً متمایز تشکیل میشوند:
🔸 سری نخست شامل سکههایی است که بهطور انحصاری از نقره ضرب شدهاند و تمام نوشتهها به خط براهمی هستند.
🔸 سری دوم شامل سکههایی است که عمدتاً از مس ضرب شدهاند (با چند سکه نقره) و تقریباً تمام نوشتهها در خط کهروشتی هستند. فقط یک سکه شناسایی شده در این سری وجود دارد که نوشته آن به خط براهمی است.
🔹 دانشمندان در ابتدا با توجه به تاریخ جایگزینی خط براهمی با خط کهروشتی در شمال هند، فرض کردند در سکههای پارتهراجهها نیز ابتدا سری کهروشتی آمده و سپس سری براهمی دنبالهٔ آن است. با این حال، اکنون بهوضوح مشخص است که این اصل، در مورد سکههای پارتهراجهها صدق نمیکند. اکنون به لطف شواهدی که در سکهها موجود است، دیگر میدانیم که سری سکههای براهمی قبل از سری سکههای کهروشتی وجود داشته است.
#تاریخ #باستان
🌻 @balochs_history
💠 دیوانخانه خاندان نوشیروانی خاران
#تاریخ
#معماری
🌻 @balochs_history
💠 بلوچستان در دورهٔ قاجاریه
━━━━━━≼💎≽━━━━━━
📃 صفحه ۲۳
🔖 منابع و مأخذ
📑 اسناد:
۱- آرشیو مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه/ اسناد مکمل، سالهای ۱۲۸۸ و ۱۲۸۷ و ۱۲۷۰ قمری.
۲- آرشیو سازمان اسناد ملی ایران. میکروفیلم ۲۹۶.
۱- اسپونر، برایان، ۱۳۸۲، «بلوچ و بلوچستان»، دانشنامه جهان اسلام، جلد چهارم، تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
۲- اصفهانی، کریم، ۱۳۴۷، «مجموعه اسناد و مدارک فرخخان امینالدوله»، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
۳- الگار، حامد، ۱۳۷۰، «شورش آقاخان و چند مقالهٔ دیگر»، ترجمه: ابوالقاسم سری، تهران: توس.
۴- بینا، علیاکبر، ۱۳۴۸، «تاریخ سیاسی و دیپلماسی ایران»، جلد دوم، تهران: دانشگاه تهران.
۵- ترنزيو، پیوکارلو، ۱۳۴۳، «رقابتهای روس و انگلیس در ایران و افغانستان»؛ ترجمه: عباس آذرین، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
۶- جعفری، علیاکبر، ۱۳۴۲، «بلوچ و بلوچى»، مجله سخن، دوره چهارم، شماره ۸-۹.
۷- حسینی، محمدحسن (معروف به آقاخان محلاتی)، ۱۳۲۵، «عبرتافزا»، به اهتمام: حسین کوهی کرمانی، تهران: نی.
۸- رایت، دنیس، ۱۳۶۴، «انگلیسیها در میان ایرانیان»، ترجمه: کریم امامی، تهران: نشر نو با همکاری انتشارات زمینه.
۹- سالار بهزادی، عبدالرضا، ۱۳۷۲، «بلوچستان در سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۷ قمری»، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی.
۱۰- سایکس، سر پرسی، ۱۳۳۶، «سفرنامه سایکس یا ده هزار مایل در ایران»، چاپ دوم، ترجمه: حسین سعادت نوری، تهران: ابن سینا.
۱۱- __، ۱۳۳۵، «تاریخ ایران»، چاپ دوم، ۲ جلد، ترجمه: سید محمدتقی فخر داعی گیلانی، تهران: مؤسسه مطبوعاتی علیاکبر علمی.
۱۲- صفایی، ابراهیم، ۱۳۵۲، «یکصد سند تاریخی»، تهران: انتشارات انجمن تاریخ.
۱۳- کاظمزاده، فیروز، ۱۳۵۴، «روس و انگلیس در ایران»، ترجمه: منوچهر امیری، تهران: انتشارات کتابهای جیبی.
۱۴- کتابچههای بلوچستان، ۱۳۷۷، «رساله جغرافیا و تاریخ بلوچستان»، جلد ۲۸، مؤلف گمنام، به چاپ رسیده در نشریه فرهنگ ایران زمین.
۱۵- مجتهدزاده، پیروز، ۱۳۷۸، «امیران مرزدار و مرزهای خاوری ایران»، ترجمه: حمیدرضا ملکمحمدی نوری، تهران: شیرازه.
۱۶- __، ۱۳۷۷، «نگاهی تاریخی به مرزهای شرقی ایران»، روزنامه ایران، شماره ۱۱۱۷-۱۱۱۹.
۱۷- محمود، محمود، ۱۳۵۸، «تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن ۱۹»، تهران: انتشارات اقبال.
۱۸- هدایت، رضا قلیخان، ۱۳۳۹، «تاریخ روضهالصفاى ناصری»، جلد نهم، تهران: کتابفروشیهای مرکزی، پیروز و خیام.
۱۹- هنت، سی، اچ، بیتا، «جنگ ایران و انگلیس در سال ۱۳۲۳»، ترجمه: حسین سعادت نوری، با حواشی: عباس اقبال، تهران: شرکت سهامی چاپ.
۲۰- واتسون، رابرت گرانت، ۱۳۴۸، «تاریخ ایران در دوره قاجاریه»، ترجمه: وحید مازندرانى، تهران: امیرکبیر.
💠 بلوچستان در دورهٔ قاجاریه
━━━━━━≼💎≽━━━━━━
📃 صفحه ۲۱
🔖 کنترل بلوچستان توسط انگلیسیها در دوره مظفرالدین شاه
🔹 در شوال سال ۱۳۲۰ق. عزیزالله میرزا ظفرالسلطنه به حکومت کرمان و بلوچستان فرستاده شد و در ابتدای حکومت او بر کرمان و بلوچستان، طایفهٔ رند، سرباز و فیروزآباد (راسک) را در بلوچستان غارت کردند (آرشیو مرکز اسناد وزارت امور خارجه: ۶- ۵- ۲۶- ۱۳۲۰ق.).
🔹 چنانکه گذشت، قلمروی این طایفه در کمیسیون اول تحدید مرزها به خان کلات واگذار شده بود، اما آنها رابطه خود را با دولت ایران را حفظ کردند و همیشه در شمار نیروهای نظامی ایالت کرمان و بلوچستان محسوب میشدند. این طایفه در سال ۱۳۲۰ق. همزمان با حکومت ظفرالسلطنه، به دلیل اختلافاتی که با مردم راسک و فیروزآباد پیش آمده بود، به خاک ایران حمله کردند. انگلیسیها از این حادثه به خوبی بهرهبرداری کردند، زیرا آنها با تعیین حاکم جدید به دنبال بهانهای میگشتند تا بتوانند کمیسیون دیگری برای حل دعاوی تشکیل دهند.
🔹 به هنگام مأموریت ظفرالسلطنه به کرمان و بلوچستان، وزارت امور خارجه دستورالعملی برای او نوشته بود و این دستورالعمل به نظر مظفرالدین شاه رسید و شاه نیز بعد از ملاحظه آن، در حاشیه چنین نوشته است: «ظفرالسلطنه این کتابچه دستورالعمل شماست در امورات سرحدی، خوب باید ملاحظه بنمایید، خود شما خوب میدانید که امروز وضع پلتیک سرحدی بلوچستان و سیستان چه اندازه اهمیت دارد و البته به طوری که جناب اشرف اتابک اعظم به شما سپردهاند و از وزارت خارجه به شما دستورالعمل دادهاند، رفتار کنید و خیلی دقیق در این امورات باشید.» (از آرشیو مرکز اسناد وزارت امور خارجه، ۸-۱۶-۱۶- ۱۳۲۱ق.) در این کتابچه به ظفرالسلطنه توصیه شده بود که به دعاوی رسیدگی نشود از زمان علاءالملک فیصله دهد و با ماموران انگلیسی در این باره گفتگو نماید و همچنین درباره میرجاوه و تعیین حدود مرزی آن به او سفارش شده بود.
#تاریخ #معاصر
🌻 @balochs_history
💠 بلوچستان در دورهٔ قاجاریه
━━━━━━≼💎≽━━━━━━
📃 صفحه ۱۹
🔖 تداوم رقابتهای روسیه و انگلستان و بازتاب آن در بلوچستان
🔹 در چنین شرایطی بود که انگلیسیها کوشیدند تا راههای عمده در جنوبشرقی ایران را به دست بگیرند و در سال ۱۳۱۳ق تصمیم گرفتند که راه کویته را به سیستان وصل کنند و در همین سال، کلنل یات (ییت) مأمور میشود که به سیستان برود و درباره این ولایت گزارش جامعی تهیه نماید و با ترفندهای گوناگونی دولت ایران را به تعیین حدود از جالق تا کوه ملک سیاه، یا احداث آخرین بخش از سپر دفاعی هند مجبور کنند. با توافق ایران جهت تشکیل کمیسیون مرزی، قرارداد تعیین حدود ایران و کلات از کوهک تا کوه ملک سیاه در ۹رجب۱۳۱۳ق/۲۶دسامبر۱۸۹۵م به امضای امینالسلطان صدر اعظم ایران و سفیر انگلیس در تهران رسید و طبق این قرارداد مقرر شد که کمیسیونر دولت انگلیس به نمایندگی دولت تحتالحمایه کلات و نماینده ایران در دهم فوریه۱۸۹۶م در کوهک حاضر شوند و کار تعیین حدود را شروع کنند.
🔹 در پی اقدامات این کمیسیون، حاکمیت ایران بر مناطقی چون کوهک، کناربست، اسفندک و غرب رود ماشکید که از مدتها قبل در تصرف ایران بودند تأیید شد، اما بخش عمدهای از ناحیه ماشکید و از آن مهمتر ناحیه میرجاوه و شهر آن و نقاط استراتژیک این منطقه از ایران جدا شد (مجتهدزاده، ۱۳۷۸: ۳۵۹).
🔹 سفیر انگلیس پس از خاتمه کار کمیسیون، به لرد سالیسبوری وزیر خارجه انگلیس چنین گزارش داد: «بدین وسیله نسخهای از قرارداد با یادداشت و نقشه پیوست آن را ارسال میدارم. چنانچه جنابعالی در خواهید یافت که بر اساس این قرارداد، کلات زمینهای بیشتری از آنچه هند خواستار پذیرش آن بود، بدست آورد، فکر کردم که برای معامله کردن آینده و گرفتن امتیاز، چیزی در دست داشته باشیم. کمیسیونرهای ما اکنون در موقعیت خوبی هستند، زیرا در صورتی که بخواهند امتیاز قابل توجهی را به ایران بدهند، در حالی که همچنان محدوده مورد نظر حکومت هند برای کلات را تماماً حفظ کنند. البته در حال حاضر دولت ایران از معاملهای که کرده بسیار راضی است» (همان).
#تاریخ #معاصر
🌻 @balochs_history
💠 بلوچستان در دورهٔ قاجاریه
━━━━━━≼💎≽━━━━━━
📃 صفحه ۱۸
🔖 تداوم رقابتهای روسیه و انگلستان و بازتاب آن در بلوچستان
🔹 انگلیسیها برای مقابله با نقشههای روسیه، قرضه پانصد هزار لیرهای را به ایران بهانه کرده و گمرکات جنوب ایران را در اختیار گرفتند و در خلیج فارس مشغول عملیات شده و تسلط خود را بر آبهای خلیج فارس گسترش دادند. همچنین با امام مسقط عهدنامهای بستند و او را ملزم کردند که بدون اطلاع دولت انگلیس یا دولت دیگری وارد مذاکره نشود و به اشاره انگلیسیها در سال ۱۳۰۸ق/۱۸۹۰م برای عبور از ایران به افغانستان گذرنامه عبور از مرز ایجاد شد (محمود، ۱۳۵۸: ۱۸۴). افزون بر این اقدامات، انگلیسیها توجه زیادی به جنوب شرقی ایران (بلوچستان) داشتند، زیرا نواحی کوه ملک سیاه تا جالق تنها شکافی بود که در سیر حفاظتی هندوستان وجود داشت.
🔹 علاوه بر رقابت سیاسی در این زمان، منافع اقتصادی دو کشور نیز موجب اختلاف میان آنها میشد. سایکس مأمور خبره و فعال انگلیس در مورد نگرانی انگلیسیها نوشته است: «با اقداماتی که از طرف همسایه شمالی نسبت به احداث طرق و شوارع به عمل آمده، مقدار متشابهی از مصنوعات روسیه در در بازارهای ایران به فروش میرسد و کشور شاهنشاهی یکی از چند کشور محدود است که کالاهای ساخت روسیه در آنجا با امتعۀ اروپای غربی رقابت مینماید. دولت انگلیس فعلاً روش مسالمتجویانه در پیش گرفته و فکر افزونطلبی و توسعه سرحدات هندوستان نمیباشد و تنها منظور زمامداران لندن در این است که وضع خطه زرخیز را که با تحمل زحمات فراوان نصیب انگلستان گردیده، ثابت و پایدار و نفوذناپذیر بماند» (سایکس، ۱۳۳۶: ۳۴۹).
🔹 از سوی دیگر در همین زمان، روزنامه روسی نووته ورمیا (عصر جدید) با توجه به نفوذ انگلیسیها در نواحی جنوب شرقی ایران نوشت: «منافع انگلیس همیشه در ایران با منافع روسیه در نقطه مقابل هم واقع شده» (آرشیو سازمان اسناد ملی ایران، میکروفیلم ۲۹۶، پرونده ۳۶، ۶-۴). این روزنامه ضمن اشاره به اقدامات انگلیسیها برای کشیدن خطوط آهن نوشت: «انگلیسیها ضمن بالا بردن نفوذ نظامی خود و کشیدن خط آهن در مشرق ایران نفوذ به هم میرسانند و مخصوصاً به این مرام وقتی نایل خواهند شد که راهآهن علیحده از وسط بلوچستان بکشند» (همان).
#تاریخ #معاصر
🌻 @balochs_history
💠 بلوچستان در دورهٔ قاجاریه
━━━━━━≼💎≽━━━━━━
📃 صفحه ۱۶
🔖 تعیین حدود مرزی در بلوچستان
🔹 تلاشهای میرزا معصومخان برای قرار دادن کیچ و مند در قلمروی ایران به جایی نرسید و میرزا سعیدخان به او نوشت که: «نظر شاه بر این است که به سرزمینهایی که به سرزمینهایی که در تصرف دولت ایران است، بسنده شود.»
میرزا معصومخان بعد از آگاهی از نظر شاه به وزیر خارجه ایران نوشته است که: در نقشه مأمور انگلیس همه اماکن که در این مدت مورد گفتگو بوده است، بعضی متعلق به خان کلات و بعضی در کنترل اعراب عمان است و در بیشترین این نواحی دولت ایران هیچ علامت مالکیتی ندارد «اگر بنا به فرمایش جهان مطاع مبارک و امر قدر فداه همایونی باید امروز به املاک متصرفه حالیه بلوچستان قناعت کرد و از بندر چابهار و گوادر که در حقیقت در بلوچستان است و از مند و بلیده و کیچ که در واقع بهترین نواحی مملکت است، صرف نظر نمود؛ جای کمال تأسف و افسوس است.» (آرشیو مرکز اسناد وزارت امور خارجه، ۱۵/۱۲/۱۲۸۸هـ.ق.)
🔹 با همه تلاشهای میرزا معصومخان و سرداران بلوچ در حفظ حقوق سرزمینی ایران، دولت ایران در جمادیالآخر ۱۲۸۸ق/اوت۱۸۷۱م پذیرفت که نقشه یکجانبهٔ گلداسمید مبنای صدور رأی نهایی قرار گیرد و این در حالی بود که یک هفته پیش از آن در نامهای به وزیرمختار بریتانیا از نحوه و شیوه اقدام گلداسمید در بررسی نواحی مرزی ایران ابراز تأسف شده بود (مجتهدزاده، ۱۳۷۸: ۳۵۳). با وجود این، دولت ایران نه تنها نقشه گلداسمید را به عنوان اساس گفتگو پذیرفت، بلکه تنها به یک جلسه گفتوگو میان وزیر خارجه ایران و وزیرمختار بریتانیا که گلداسمید او را همراهی میکرد و بدون حضور میرزا معصومخان که گفته شد بیمار است، پسندیده نمود (همان). میرزا معصومخان پس از این حوادث، از دایره سیاست محو میشود و دیگر در منابع، صحبتی از او به میان نمیآید (مجتهدزاده، ۱۳۷۷: ۱۴).
#تاریخ
🌻 @balochs_history