zaneh_emroozi | Unsorted

Telegram-канал zaneh_emroozi - زن امروزی

36617

من خدارا شاعری دیدم باغزلی نیمه کاره قافیه هایی گنگ و فضایی کرخت! برای نجات غزلش دنیایی خلق کرد قافیه در ردیف! او زن را خلق کرد..🕊 اینستاگرام: https://www.instagram.com/zaneh_emroozi/ کانال تبلیغات زن امروزی: @zaneh_emroozi_tab ادمین: @b_1300

Subscribe to a channel

زن امروزی

جنگ پایان خواهد یافت
و باقى می‌ماند
آن مادر پیرى که چشم به راه فرزند شهیدش است
و آن دختر جوانى که منتظر معشوق خویش است
و فرزندانى که به انتظار پدر قهرمان‌شان نشسته‌اند
نمی‌دانم چه کسى وطن را فروخت
اما دیدم چه کسى
بهاى آن را پرداخت.

محمود درویش



╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

صبح‌ها مَردَم
با همت و قولهای مردانه از خواب بیدار می‌شوم
کفش آهنی به پا می‌کنم
و به جنگ می‌روم

میانه‌ی روز زن می‌شوم
محض دلخوشی خانه‌ام
پیراهن چیندار می‌پوشم
مربا درست می‌کنم
و به آینه‌ها لبخند می‌زنم

عصرها
دخترکی بازیگوشم پر از ناز و نیاز و آرزو

و شب‌ها
پیرزنی خسته با قصه‌های ناامید
و هیچ‌کدامشان من نیستم

من‌ آن امید کوچکم
در لحظه‌هایی که
به
آزادی فکر می‌کنم...

👤#الهه_افشار
💟 کانال هوای حوا @Havaye_Havva

Читать полностью…

زن امروزی

و قسم به لحظاتی که تمام توان تحملت
به پایان رسیده،
اما تو دوباره دوام می‌آوری.


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

و ما دوباره شاد خواهیم شد در سرزمینی که گریستیم


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

تو که نمی دانی
یک روز که آسمان این شهر دوباره آبی شود
دوباره مردمان را خواهی دید
که آفتاب ریخته اند در سبدهاشان
دوباره زندگی می نشیند روی پرچین احساس
نسیم دوباره می رود لابلای موهای شهر
سبز می شود خیال
برگی دیگر سرگردان جوی نخواهد شد
زندگی دیگر
خواب شیرینی نخواهد بود
بیدار خواهند شد
همه ی خوابهای زیر بالش خیال.
شاید پیرزنی که شال می بافت
چادرش را ببند بر کمر
و بیاید زیر فواره های میدان شهر
چرخی بزند و خنده هایش بریزد در رگ های شهر.

تو که نمی دانی
ولی پدرم می گفت
که این آسمان تا ابد خاکستری نمی ماند
آسمان این شهر آبی می شود .
تو باور کن
یقینا آبی می شود.

ای لیا



╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

🧘‍♀🧘‍♀🧘‍♀🧘‍♀🧘‍♀

چگونه کاریزماتیک باشیم؟ و همه را جذب خود کنیم
@Karizmatik
🔗

Читать полностью…

زن امروزی

روزه ی اصلی نخوردن حق مردمه

╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

😓 دلت می‌خواد طلا بخری ولی گرونی مرددت کرده؟ نگرانی نداره عزیزم 😊

💎 یه انتخاب هوشمندانه، طلاهای مینیمال، سبک نمادار هست با شرایطی که باید ببینی 👀

💝 عضو کانال گالری طلای ملین شو و بعد با خیال راحت تصمیم بگیر☺️👇
@melingoldgallery

Читать полностью…

زن امروزی

‏به قول فریدون فرخزاد:
منطقی تر بود که هر کس تاوان نفهمی خودش را می‌داد.


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

اما مگر جوانی
فقط لرزشِ دست در وعده‌ی عشق بود؟

مگر شوق
فقط در بازیِ باد
و رقصِ گیسوانی گم می‌شد؟

تو می‌گویی دیگر فرو می‌ریزی،
تلخ تلخ،
در غربتی عمیق
در سرزمین اجدادی خویش—

و من می‌گویم
گاهی مردنِ آن جوانِ ساده‌دل
آغازِ تولدِ انسانی‌ست
که چشم‌هایش
کمتر می‌درخشند
اما عمیق‌تر می‌بینند.

شاید دیگر به وعده‌ای دل نبندی،
اما به حقیقت تکیه خواهی زد.
شاید دیگر به شوق نلرزی،
اما آرام‌تر خواهی ایستاد.

غربت
گاهی نشانه‌ی بیداری‌ست؛
نشانه‌ی این‌که
روح،
دیگر در قالب‌های کهنه جا نمی‌شود.

اگر فرو می‌ریزی،
بگذار فرو ریختنت
شکلِ تازه‌ای از ایستادن باشد.

فرشته خالدیان



╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

🌏🌏🌏🌏🌏

❖ فیلترشکن پرسرعت (رایگان)
@ProxyMTProte
🔗

Читать полностью…

زن امروزی

رقصِ سوگ فقط تخلیه‌ی هیجان نیست.
وقتی فقدان و خشونت امکان بیان رسمی پیدا نمی‌کند، بدن وارد صحنه می‌شود. حرکت، خروج از انجماد است؛ تبدیل درماندگی به کنش. سوگ اجراشده در میدان عمومی، بازپس‌گیری عاملیت است: بدنی که می‌رقصد می‌گوید:

«من حذف نشده‌ام» حتی اگر آنچه از دستم رفته، دیگر بازنگردد.

╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

و دیگر جوان نمی شوم.

نه به وعده ی عشق،
و نه وعده ی چشمان تو،

و دیگر به شوق نمی آیم.
نه در بازی باد،
و نه در رقص گیسوان تو،

چه نامرادی تلخی.

و دریغا،
چه تلخ تلخ فرو می ریزم،
با سنگینی این غربت عمیق،
در سرزمین اجدادی خویش.


محمدرضا عبدالملکیان


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

امروز ظهر ناهار عدس پلو داشتيم ،
نه اينکه بد مزه باشد ، من دوست ندارم ...
ناهار نخوردم ، يک تکه خربزه با دست گاز زدم و رفتم سر درسم ، بقيه هم ناهارشان را خوردند رفتند پي کارشان
خيلي اتفاق خاصي نيفتاد
نه بقيه تب کردند که من ناهار نخورده ام نه من از گشنگي مُردم
حالا من اگر عدس پلو را به زور مي خوردم برنج و عدس و آب و روغن را که حرام مي کردم هيچ ، هر قاشقي هم که پايين مي دادم عذاب مي کشيدم

اگر از تنهايي رنج مي بَريد خواهشا به عدس پلو قانع نشويد ، برويد بگرديد غذاي مورد علاقه تان را پيدا کنيد ، مثلا زرشک پلو با مرغ ...
اين که از سر تنهايي وارد يک رابطه با کسي شويد که خيلي دوستش نداريد ، هم خودتان را عذاب مي دهيد و هم طرف مقابلتان را حرام مي کنيد
هميشه به خاطر نياز هايتان دست به هر کاري نزنيد ، هيچ وقت عدس پلو را بخاطر گشنگی نخوريد.


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

گاهی فقط کافی است لحظه‌ای به زندگی مادران نگاه کنیم؛ زنانی که با کم‌خوابی‌های طولانی، فشار روحی، مسئولیت‌های بی‌وقفه و فرسودگی پنهان دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما باز هم می‌ایستند، مراقبت می‌کنند و ادامه می‌دهند. اگر مادری گفت خسته است، شک نکن که از مرزهای توان گذشته.

╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

فکت:

‏زیادی خوب بودن آدم با بی‌لیاقت شدن دیگران رابطه مستقیم داره..

╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

بارها خندیدیم.
ما بارها به رنج هایمان خندیدیم.
ولی رنج ، مثل
زیبایی ِ یک زن ، فراموش نشدنی بود…

╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

از مردی پرسیدند: غمگین‌ترین شبت کی بود؟

مکث کرد، گفت: روز تولد بچه م. حقوقم را نداده بودند، جیبم خالی بود. تمام روز توی شهر راه رفتم؛ ویترین‌ها پر بود از اسباب‌بازی، بادکنک... و من فقط تماشا می‌کردم.

نزدیک خانه که شدم، شمع‌ها را روشن کرده بودند. خانه بوی ساده‌ترین کیک دنیا را می‌داد و من... بوی هیچ نداشتم.

در را که باز کردم، دوید بغلم. با ذوق گفت: بابا، کادوم چی؟
نگاه کرد به دست‌هایم؛ خالی بود. هیچی نگفت، فقط آرام رفت نشست کنار شمع‌ها. شمع را فوت کرد، آرزو کرد.

من نفهمیدم چه آرزویی... اما ته دلم می‌دانستم آرزویش چیز گرانی نبود؛ فقط بابایی بود که دستِ خالی نباشد.

و از آن شب به بعد، هر وقت کسی از من می‌پرسد غمگین‌ترین شب زندگی‌ات کی بود، می‌گویم: شبی که باید قهرمان می‌بودم، اما فقط یک مردِ دست‌خالی بودم...


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

ما تاریخ را کامل‌تر از دیگران آموخته‌ایم!
می‌دانیم که تاریخ
برای فضیلت، ارزشی قائل نیست
و جنایت‌ها مکافات نمی‌شوند؛
اما هر خطایی
عواقبِ خود را دارد آنگونه که
دامنِ هفت نسل را می‌گیرد!
هر فکرِ غلطی که دنبال می‌کنیم،
جنایتی‌ست که در حق نسل‌های آینده
مرتکب می‌شویم.
در نتیجه، افکارِ غلط را
باید تقبیح کنیم آنگونه
که جنایت را مجازات می‌کنند!


آرتور کستلر


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

شاید ما، زنانِ خاورمیانه،
همیشه یک انتسابِ واقعی کم داشتیم؛
نامی که صبح را به ما پیوند بزند،
دستی که پیش از بیداری‌مان
عطر چای را در هوا رها کند،
و بوی نانِ تازه
کوچه را پُر کند از وعده‌ی بودن.
شاید جهان
پیش از آن‌که چشم بگشاییم
برایمان نرگسی رویانده باشد—
شبیه فریادی دل‌انگیز
که آهسته در گوشِ خاک می‌گوید:
برخیز…
سهم تو از روشنایی
همین حالا
در حالِ شکفتن است.

فرشته خالدیان



╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

رنـج، داستان آن‌هایی نیست که رفته‌اند،
بلکه ماجرای آن‌هایی‌ست که مانده‌اند.
و آخر داستان‌ها را همیشه کسانی می‌نویسند که مانده‌اند.


جمال ثریا




╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

هنوز سرِپا نشده‌ام. هنوز نمی‌توانم سخت و محکم بچسبم به زندگی و آن شیره‌ی خیالی حیات را بمکم! توی آن جنگ ۱۲ روزه اینطور نبودم. جنگ بود آقا جان! جنگ! من اما باحوصله‌تر تلخی لیمو عمانی‌های خورش قیمه را می‌گرفتم و صبح و شب اسموتی درست می‌کردم با ته‌مانده میوه‌ها و تولید محتوا می‌کردم با زیرصدای پدافندهای اصفهان! در قطعی اینترنت به امید فردایی بهتر. روی پا بودم و سرزندگی داشتم و امید داشتم و شوق! حتی در برو و بیای پرطمطراق B2ها!
حالا اما چیزی در من از دست رفته که نمی‌دانم چیست. شبیه گم شدن تکه‌ی اصلی یک پازل. فرو ریختن آنی آوار. سونامی آن تروماها که غبارهاش را زیر فرشِ چندهزار شانه‌ی تراپی پنهان کرده بودم. از دست دادن مطلق امید.
ناامیدی، قیر سیاه لزجی شده که میچسباندم به زمین و بیشتر به زمان! ساعت‌ها روز میشود و روزها هفته و حالا دیگر هفته‌ها ماه، غرقِ در مُردگی!
امروز سر جمله‌ی «من باز هم ادامه میدم» مکث کردم! چه کلیشه‌‌ی بی‌معنایی شده این ادامه! قبل‌ترها اگر از روی جریان رونده‌ی زندگی بود، حالا اما از سر اجبار است این ادامه دادن مبهم پیش رو. قدرت گریستن را هم از دست داده‌ام. معنا رفته از کلمه‌ها.
نمی‌توانم یک منتظر نشسته به خیال فردای بهتر باشم! پا هم که میگیرم و قد راست که می‌کنم، سرم میخورد به طاق شرایط حساس کنونی و ترس و ابهام و پوچی. مستاصل منم! کار جهان یکسره شده به بدکامی ما. وقتش نرسیده که تَرکم دهند از مکیدن ‌سینه‌ی خشک مادرِ زندگی؟


نرگس راد




╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

وطن یک جغرافیای ساکن نیست
وطن یک تصویر ساکت نیست
وطن گاهی کوله بارش را جمع می‌کند و راه می‌افتد
وطن گاهی آواز می‌خواند
گاهی فریاد می‌زند
گاهی بغض می‌کند
گاهی اشک می‌ریزد
اما هر جا که باشد
پرچمش را بلند می‌کند و جار می‌زند:
من
ایرانم…



امید مرجمکی



╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

زنان اگر مجبور شوند،
روی دیوارهای زندان
آسمان آبی را نقاشی خواهند کرد.
اگر پارچه های زخم بندی سوزانده شود،
پارچه های بیشتری خواهند بافت.
اگر خرمن‌ها نابود شوند،
بذرهای بیشتری خواهند پاشید.
آنجا که دری نیست،
زنان در خواهند ساخت
و آن را باز خواهند کرد
و از آن عبور خواهند کرد
و به راه‌های جدید و زندگی های جدید
گام خواهند نهاد.


📕زنانی که با گرگ‌هامی‌دوند
کلاریسا پینکولا استس



╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

ای لحظات خوش
که هنوز از راه نرسیده‌اید
آیا نمی‌شود
راه کوتاه‌تری در پیش بگیرید؟🌟
قبل از این‌که
دل‌هایمان فرتوت شوند.

نزار قبانی



╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

ما مردمان شجاعی هستیم که تا امروز از پس سخت‌ترین اتفاق‌ها برآمده‌ایم، اما درون‌مان هزاران نفر به گریه نشسته‌اند...


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

«دخترم،
گاهی جامعه طوری رفتار می‌کنه که انگار ارزش یک زن به نگاه مردها سنجیده میشه. اما این یک دروغ قدیمیه. ارزش تو ربطی به تحسین یا تأیید هیچ مردی نداره.

تو قبل از هر نگاهی، قبل از هر رابطه‌ای، یک انسان کاملی. با عقل، احساس، قدرت و وقار خودت.
اگر کسی قراره دوستت داشته باشه، باید به خاطر خودِ واقعی‌ات باشه، نه به خاطر جلب توجهش.

و یادت باشه…
محبت و همدلی بین زن‌ها می‌تونه عمیق‌ترین و امن‌ترین پناه باشه. من به عنوان یک زن، کنار تو می‌ایستم؛ نه برای قضاوت، نه برای کنترل، بلکه برای حمایت.
من مادرتم، و عشقم به تو بی‌قید و شرط و ابدیه.
برای تو، اگر لازم باشه، هزار بار از نو می‌میرم و دوباره می‌ایستم. ♥️»

برای دخترام

فرشته خالدیان



╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

‏«هیچ زنی آن‌طور که واقعاً هست دیده نمی‌شود.
زن‌ها همیشه پشت چیزی پنهان‌اند:
پشت تن‌شان، نگاه‌شان، یا حتی صدای‌شان.»


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

«کلمه‌ها کوتاه‌تر از آن‌اند که قامتِ این اندوه را اندازه بگیرند.»


╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…

زن امروزی

هفده‌‌سال پیش جلوی پنجره‌ای نشسته بودم و داشتم فیلمی را می‌دیدم که درباره‌ی او بود، اما خود او دیگر نبود.
پنجره‌ای که بارها برای تولد و یک بار برای عروسی و یک بار برای به دنیا آمدن نوزادی تزیین شده بود و او هم در همه‌شان بود؛ این بار من جلویش نشسته بودم و به صفحه‌ی مانیتوری نگاه می‌کردم که او داشت می‌خندید اما خودش دیگر بین‌مان نبود.
یک‌سره اشک‌هایم سرازیر می‌شد. بدون وقفه.
او داشت به مأموریت کاری‌اش می‌رفت یا از مأموریتش بازمی‌گشت را یادم نیست، اما در هواپیما بود و از صندلی نزدیک به پنجره‌ی هواپیما داشت رو به دوربینی که دست دوست‌ش بود لبخند می‌زد و من گوش‌هایم را تیزتر می‌کردم تا صدای خنده‌اش را بشنوم که مبادا صدایش از یادم برود.
لبخند که زد و بلندتر که خندید، هق‌هق اشک‌هایم بیشتر شد.
مادرجون گفت: «مامان دورت بگردُم، بسه دیگه.» و بعد رو به مامان گفت: «شمسی یا خاموش کن یا بیا دخترتو ببر، کور شد از گریه. خوب نیست بچه ای‌طور گریه کنه مامان.»
از این‌جا به بعدش را یادم نیست که چه شد، فقط یادم هست مادرجون تنها کسی بود که آن‌جا و در آن موقعیت که برای خود او به‌مراتب سخت‌تر از من می‌گذشت، حواسش به مراقبت از دخترک یازده‌ساله هم باشد.

بعدترها وقتی با هم در خانه تنها می‌شدیم، سرم را که روی زانویش می‌گذاشتم، موهایم را نوازش می‌کرد و وقتی می‌خواست ابراز کند که کاش هیچ‌وقت روزگارش بدون حضور من نباشد، برایم می‌خواند:

«دورِ شما بگردم، من بی‌شما نَگَردم» و من قند توی دلم آب می‌شد و سرم را بیشتر به پاهایش می‌فشردم و زانویش را می‌بوسیدم.


حالا مادرجون‌جونم، می‌شود مراقب دختر ۲۹ساله‌ات باشی؟ چون او نمی‌داند برای کدامین جان و چند بار باید برای مردم‌ سرزمین‌ش بخواند: «دورِ شما بگردم، من بی‌شما نَگَردم»…
و آن‌ها هم تنهایش نگذارند…!

پاینده ایران

زهرا توسلی



╭━═━⊰✹♡✹⊱━═━╮
   @zaneh_emroozi
╰━═━⊰❀♡❀⊱━═━╯

Читать полностью…
Subscribe to a channel