whyquran | Неотсортированное

Telegram-канал whyquran - کانال قرآن

313

تفاوت دین قرانی با دین سنتی

Подписаться на канал

کانال قرآن

مرحوم حسن زاده آملی متاثر از آرای ابن عربی هست
تعبیر و تاویل ابن عربی از آیات قرآنی کامل منحصر بفرد هست یعنی هیچ سنخیتی با تفاسیر هم سنخ (عرفانی) نداره
حکمت ابن عربی ذوقی هست و محل استدلال نیست
اساسا عرفان این مساله رو در بطن خودش داره و در غالب مسایل اعتقادی حتی در تفسیر و تاویل قرآنی هم همینطوره
معمولا این مباحثات فاقد خروجی مطلوب هست چون طرفین گفتگو از دو منظر مختلف به قضیه نگاه میکنن
حتی همون قاعده لطف الهی که بهش اشاره کردین
من باب مثال:
ابن عربی ، منشاعلم خدا رو اقتضای درخواست اعیان ثابته میدونه
با همین نکته روشن هست اون لوح محفوظی هم که در عرفان (و عرفان ابن عربی) مطرح میشه معنی و مفهومش کاملا با اون چیزی که در قرآن هست فرق میکنه

Читать полностью…

کانال قرآن

پرواز خوب ☀️🌈روززن مبارک🌷

تاکنون پروازکرده اید؟ مهماندار می گوید: برایتان پروازی خوش و بیاد ماندنی آرزو می کنم.
من تجارب بسیار زیاد و خاطرات بیشماری
از پرواز دارم! از سفر با هواپیمای یک نفره تا
هواپیمای شش نفره، سفر با هواپیمای جتٍ
فالکن، هواپیمای باربری، مسافری، نظامی،
هواپیمای ملخی، ای تی ار، هواپیمای یاک،
انواع هواپیمای شرکت بوئینگ، انواع هواپیماهای ایرباس، هواپیماهای بی ای، هواپیمای برزیلی ام برایر، هواپیمای هلندی فوکر، توپولف های روسی، بومباردیرکانادا، انواع هلی کوپتر و سفرهای پرشمار به اقصی نقاط جهان داشته و دارم.
تقریبا در همه کابین های پرواز، در کنار خلبان ها، نشسته ام و اطلاعات زیادی از آنها گرفته ام و آرامش زیادی در پرواز دارم.
تجاربم را هم می نویسم و منتشر می کنم، شاید بدرد کسی بخورد.

جالب است بدانید بسیاری ازنوشته هایم را در هواپیما، و درکنار پنجره آن،
می نویسم. مثل همین مطلب که شما در حال مطالعه آن هستید.
شما در هر ارتفاعی که از سطح زمین قرار داشته باشی، آرامش و لذت خاصی راتجربه می کنید.
درهواپیمای فوق سبک دونفره، با ارتفاع کم و مسافت زیاد، یا هنگامی که سوار هلی کوپتر هستید، سرعت و سمت باد یا تکانها، و دیدن مناظر ازبالا، بسیار متفاوت است. ارتفاع هواپیمای جت، فوکر یا بومباردیر یا وقتی سوار بر ایرباس سیصد باشی، از فراز دماوند رفیع، می گذری و به نظرت تپه ای بیش نیست! اما آرامش بیشتر و لذت فروانتر و اضطراب کمتری داری. هواپیمای پرواز، هر چه پهن پیکرتر، و ارتفاع هر چه بیشتر باشد، آرامش شما هم بیشتر است.
در ارتفاع، گاهی مثل گنجشکی، گاهی چون کبوتر و گاهی نیز همچون شاهینی بر بلندای آسمان هستی....

اینها را گفتم تا از معراج مومن بگویم:
نماز پرواز مومن است.

هرچه شناخت بیشتر و ارتفاع بهتری داشته
باشی، بهره و لذت بهتری خواهی برد. نماز
باید به شما ارتفاع بدهد. از بدبینی، ازتنگ نظری، از دشمنی با خلق خدا، از دروغ، از غیبت و ربا و ریا.
ان الصلوه تنهی عن الفحشا والمنکر و لذکرالله اکبر.
به چه کسی باید نزدیک شوی؟
به خدا، به نیکی، به بخشش، به خوش بینی، به محبت، به صفات نیک، به کمک کردن به مردم.
اگر از پرواز لذت نمی بری، ازعدم شناخت است!
بیشترین لذت از پرواز را خلبان ها می برند،
چون ازهواپیما بیشترین شناخت را دارند. بعد
کمک خلبان. و به همین میزان، کادر پرواز.
لطفا دقت کنید. نماز چقدر به پرواز شباهت
دارند. یک رکعتی، دو، سه، یا چهار رکعتی، و گاه نماز وِتر و شَفع.
این شماییدکه زمان ومکان و نحوه خواندن آیات و ادعیه را برمی گزینی. همچون مسافری که تصمیم میگیرد کجای هواپیما سوارشود.

اگر از نماز لذت کافی نمی بریم، ناشی از
عدم شناخت ما از مفاهیم وعدم آمادگی ماست.
وقتی در ترافیک مانده ای با عجله واسترس
به فرودگاه می رسی، مضطربی و از پرواز
کمتر لذت خواهی برد. وقتی پرواز به تاخیر می خورد، ده ها فکر به سراغت میاید و ذهنت را دچار نگرانی می کند. نماز هم وقتی دیرمی خوانی، وقتی باعجله می خوانی، وقتی از معانی کلماتی که بکارمی بری، شناخت نداری، درعمق جانت نمی نشیند.
مگر نشنیده اید که درجوانی حضرت علی تیری به پایش اصابت کرد وقتی طبیب، می خواست تیر را بیرون بکشد، حضرت اذیت، می شد از پیامبر پرسیدند چه کنیم؟ فرمود:
وقتی علی نمازمی خواند، دراوج توجه ولذت است،
تیر را آن هنگام خارج کنید!
چرا درنماز اینقدر حواس ما پرت است؟
همه فکرمان‌ مشغوله! علی چه کار می کرد
که از پرواز لذت می برد؟
اولاً نماز را مهمانی خدا بدانیم، او دعوت کرده سر وقت برویم، لباس تمیز، بپوشیم کلمات را زیبا و با آرامش بیان کنیم، ازفرصت حضوربهره ببریم. جملات مستحبی هم بگوییم. با اسامی زیبا صدایش بزنیم.
خواسته هایمان را با او درمیان بگذاریم.
به معانی نماز دقت کنیم. گفتگو را دوطرفه کنیم. مگرنه اینکه گفته:
نبی عبادی انی ان الغفور رحیم:
به بندگانم خبردهید که من بسیارمهربان هستم پس ازاین فرصت بهره ببرید. عاشقانه درسجده بگویید:
الحمدلله الذی تحبب الی و هو غنی عنی. سپاس می گویم خدایی راکه عاشق من است در حالیکه او به من نیازی ندارد.
وقتی مهمان داریم سفره آرایی می کنیم
چند نوع غذا و چاشنی های متفاوت انواع
سوپ و سالاد و سبزی ونوشابه ها
تهیه می کنیم. نماز را بیارائید.
اسمهای زیبای خداوند را درسجده بگویید: یارحمان
یافتاح
یارزاق
یا کفیل
یاطبیب
یاشافی
یاصبور
یارئوف
و دهها نام دیگر:
یادائم الطف
یادائم الرحمه
یاستار العیوب
به نمازتان، شکوه بدهید. پروازتان را دلنشین کنید. موزیکتان را، ربناهای فراوان قرانی قراردهید تا نماز معراج و عامل اوج گیری شما
به سمت خداوند شود.

مرا نیز از دعای خیرتان بهره مند سازید

بهیارسلیمانی
دیماه هزار و چهارصد هـ. ش

Читать полностью…

کانال قرآن

سلام به اعضای محترم

از بین دوستانی که به قران های قدیمی دسترسی دارند، اگر کسی این قران را دارد، لطفاً با شماره 09131060578
به بنده اطلاع دهد:

کتابفروشی علمیه اسلامیه تهران
تیرماه 1328
قران اعتماد السلطنه

Читать полностью…

کانال قرآن

آیا از نظر قران، لازم است که مسلمان، در مورد وقایع تاریخی، قضاوت خاصی داشته باشد؟


می دانید که بسیاری از اختلافات در بین دینداران به اختلافات تاریخی در بین آنها مربوط می شود. مسائلی که در قران، ذکری از آن نشده است.
مثلاً شیعیان می گویند خلفایی که بعد از رحلت پیامبر اکرم، جامعه را اداره می کردند، دشمن امام علی بودند. اما اهل سنت باورشان این است که همه آنها با یکدیگر دوست و مهربان بودند و اگر هم اختلافی بوده، اختلاف نظرهایی از روی دوستی و دلسوزی بوده نه از روی دشمنی

اینها اختلافات تاریخی است و در قران کریم، از آنها ذکری نشده. یعنی مهم نیست که شخص این نظرات را قبول کند، یا نکند. ربطی به دین اسلام ندارد.

نکته جالبی که در قران کریم وجود دارد این است که می فرماید: از شما مردم در مورد کارهای گذشتگان، سؤالی نمی شود. یعنی مهم نیست که قضاوت تاریخی شما چیست. اصلاً در این موضوع بازخواست نمی شوید! سوره بقره، آیات ۱۳۴ و ۱۴۱ این موضوع را بیان فرمود است:

تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ
آنها اُمتي بودند كه گذشتند و رفتند. دستاورد آنان براي خودشان و دستاورد شما براي خودتان است. شما از آنچه آنها انجام می‌دادند، بازخواست نمي‌شويد [بلكه پاسخگوي اعمال خودتان هستيد].
____
در آیات سوره طه نیز این موضوع مهم، در قالب ماجرای زندگی حضرت موسی، به شکلی زیبا، مورد تاکید قرار می گیرد، مطالعه بفرمائید:

قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا موسىٰ (۴۹)
فرعون گفت: «ای موسی، خدای شما دو نفر، کیست؟» *
قالَ رَبُّنَا الَّذى اَعْطىٰ كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُ
موسی گفت: «خدای ما کسی است که هر چیزی را آفرید
ثُمَّ هَدىٰ (۵۰)
سپس هدایت کرد » *
قالَ فَما بالُ الْقُرونِ الْاولىٰ (۵۱)
فرعون گفت: «پس حالِ نسل های گذشته چگونه است؟» *
قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبّى فى كِتابٍ
موسی گفت: «علم آن نزد خدایم در کتابی ثبت شده است،
لا يَضِلُّ رَبّى وَ لايَنْسىٰ (۵۲)
خدای من، نه گمراهی دارد و نه فراموشی *
ــــــــــــــــ

فرعون می خواهد کاری کند که موسی را در دامِ اختلافات تاریخی اندازد!
ولی موسی، همینجا درس دین می دهد، او می فرماید: علم به تاریخ گذشتگان، یعنی خوب و بد کارشان، نزد خداست، لازم نیست ما در این موضوع قضاوت کنیم. داوری در چنین مسائلی در صلاحیت ما نیست. خداوند در قیامت در کارشان داوری می کند، زیرا او نه چیزی را فراموش می کند و نه چیزی او را به اشتباه می اندازد.

این موضوع بسیار مهم است. امیدوارم دوستان عزیز با تدبّر، آیات فوق را مطالعه کنند.

@whyquran

Читать полностью…

کانال قرآن

4_5992200816461613372.pdf

Читать полностью…

کانال قرآن

پنج مؤلفه در دینداری معاصر

در این گفتار به امکان دینداری در جهان معاصر و به برخی از مؤلفه های آن پرداخته می شود.
اغلب مؤمنان از جمله مسلمانان، هم دین خود را کامل و جامع و احیانا خاتم ادیان می دانند، و هم دین ورزی را در نظر و عمل برای همیشه و در هر شرایطی نه تنها ممکن بلکه مفید و حتی الزامی می شمارند. اما می دانیم که ماجرا به این سادگی نیست. از جمله پرسش این است که آیا تمام اجزای دین اسلام از جمله شریعت و احکام اجتماعی را می توان در هر زمانی و مکانی عملی کرد؟ در قرن اخیر شماری از مسلمانان عمدتا بنیادگرا بر این اندیشه تأکید و اصرار دارند که اسلام بدون احراز قدرت سیاسی یعنی حکومت اسلامی عملی نمی شود. در این صورت، با فرض روشن بودن اندیشه حکومت مذهبی و یا با فرض استنادات شرعی برای تحقق آن، می توان پرسید که آیا در این زمان چنان ایده ای قابلیت اجرا و عمل دارد؟ پیامد چنین نوع حکومتی چه خواهد بود؟
با این حال به گمانم در صورتی می توان در این روزگار و در روزگاران بعدی عامل به دین بود که اولا حوزه ها را تفکیک کنیم و مثلا پیام های اصلی و فراتاریخی اسلام و یا هر دینی دیگر را از پوسته زمانی – مکانی و تاریخی آن جدا کنیم و ثانیا ایده نافرجام و حتی می توان گفت بدفرجم حکومت تئوکراتیک و مذهبی را در هر شکل آن رها کنیم.
با توجه به این ملاحظات می توان دینداری فراتاریخی دینی چون اسلام را در پنج مؤلفه محقق کرد و در صورت التزام به آنها و استفاده صادقانه از آنها، از دین ورزی بهره های معنوی برد. این پنچ مؤلفه را با استفاده از اصطلاحات زبان پارسی و در واقع نوعی بازی زبانی می توان چنین برشمرد:
1- کرنش (تسلیم آگاهانه و مؤمنانه در برابر امر اولوهی)
2- نیایش (دعا – خواندن – با خداوند مکالمه و مفاهمه داشتن)
3- پرستش (عبادت – شکلی از دعا و مکالمه – این نیایش و پرستش آدمی را از برهوت تنهایی کیهانی نجات می دهد)
4- ستایش (ستایش زیبایی – جمال و جلال خدا و طبیعت و هستی)
5- خواهش (طلب – در مکالمه و مفاهمه با خداوند – در قالب دعا و یا عبادت)
در هر حال ایمان همواره باید خلاق و نوشونده باشد تا موجب سلوک معنوی و اخلاقی مفید و مؤثر باشد.
پنجشنبه 23 دی 400

Читать полностью…

کانال قرآن

پرتوی از قرآن 7.4

با سلام

استفاده از این اپلیکیشن قرآنی را به شما پیشنهاد میکنم

~~~~~~~~~~ پرتوی از قرآن ~~~~~~~~~~~~

لینک دانلود برای آندروید
https://goo.gl/qYnKKj

لینک دانلود برای آیفون و آیپد
https://goo.gl/ur7cga

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شامل

متن کل قرآن با قلم زیبا
ترجمه و تفسیر فارسی و انگلیسی
جستجوی فارسی، انگلیسی، عربی، ریشه
امکان دانلود فایلهای صوتی جهت پخش آفلاین
برگزیدن آیات، واژه های کلیدی، راهنمای هر بخش
و بسیاری قابلیت های مفید و کاربردی دیگر
مترجم و مفسر عبدالعلی بازرگان

Читать полностью…

کانال قرآن

🟢 «تفاوت گفتگو و جَدل»

[پارسال، در دو شماره «آداب گفتگو از نگاهی دیگر» تقدیم شد و اینک، ضمن تبیین «تفاوت گفتگو و جدل» pdf هر سه شماره ذیلاً تقدیم میگردد]

✅ گفتگو، زبان مفاهمه است و هیچ تمدّنی بدون گفتگو شکل نگرفته و بدون آن نیز دوام نیافته است.

اکنون در بسیاری از گروههای مجازی و محافل علمی و سیاسی، جدل فرمانروایی می‌کند و کثیری به تصوّر اینکه در حال گفتگو با یکدیگرند، در ورطهٔ مجادلات بی‌ثمر و بی‌پایان افتاده‌اند، همچنانکه در گفتگوهای دو یا چند نفره.

🟣 مرز میان گفتگو و جدل، بسیار باریک و مبهم است لذا چند نکته ساده اش یادآوری میشود؛

1⃣ «هدف گفتگو» این است که من بدانم در ضمیر شما چه می‌گذرد و شما بدانید که درد من چیست «اما جدل» تشنهٔ پیروزی است و شهوت استیلا بر طرف مقابل دارد.

2⃣ پایان جدل، دشمنی است و پایان گفتگو، دوستی است.
ذهن و زبان جدلیون، در تسخیر سوء‌ظن به دیگران و خودشیفتگی است.
اما گفتگو، راهی برای کاستن از افتراق‌ها و سوءتفاهم‌هاست.
گفتگو ما را به یکدیگر نزدیک‌‌تر می‌کند و جدل، دورتر و دشمن‌تر.
گفتگو، اگر گرهی نگشاید، گره را کورتر نمی‌کند.

3⃣ در گفتگو، میان اندیشه و صاحب اندیشه فرق می‌گذاریم. یعنی مخالفت ما با اندیشه‌ای، به دشمنی ما با صاحب آن اندیشه نمی‌انجامد.

4⃣ در گفتگو می‌کوشیم که حرف دیگری را بفهمیم ولی در جدل می‌کوشیم که حرف خود را در گوش او فرو کنیم.

5⃣ اهل جدل، درد حقیقت ندارند. پس به هیچ خطا یا جفایی اعتراف نمی‌کنند.
اما در گفتگوی سالم، طرفین می‌پذیرند که در فلان مسئله خطا کرده‌، دچار غفلت یا مبالغه و تندروی شده اند.

6⃣ جدل، استثمار گفتگو است.
یعنی گفتگو در جدل، بهانه‌ای بیش نیست. بدین رو اهل جدل، گاهی این بهانه را وامی‌نهند و از ابزار دیگری استفاده می‌کنند که هیچ سنخیتی با گفتگو ندارد، مانند زورگویی و تهدید و نصیحت و افشاگری و تجاوز به حریم خصوصی افراد.

7⃣ جدل‌گرایان، معمولا زبانی درشتگو و پر از نیش ‌و کنایه دارند، گرچه هر درشت‌گویی جدل‌گرا نیست و هر جدل‌گرایی درشتگو نیست.

8⃣ جدل گذشته‌گرا است، اما گفتگو آینده‌ساز است.
در جدل، شما از راهی دفاع می‌کنید که آن را طی کرده‌اید
اما در گفتگو راهی را می‌جویید که آینده‌ را بسازد. از همین رو گفتگو پیش‌رونده است، اما جدل، هر بار به نقطهٔ آغاز بر می‌گردد.

9⃣ در گفتگو می‌کوشیم که چیزی بیاموزیم، اما در جدل، تلاش ما بیشتر برای شیرفهم کردن طرف مقابل است.

🔟 در گفتگو تابع منطق ایم و فارغ از اینکه گوینده کیست بر این نکته متمرکزیم که چه میگوید؟ و بدون هیچ مقاومتی حرف حق را می پذیریم ولی در جدال، از ابتدا با گارد وارد میشویم و به چیزی جز غلبه و کسب نتیجهٔ از پیش تعیین شده نمی اندیشیم.

1⃣1⃣ سماجت و افراط در کشدار کردن مباحث، از نشانه‌های اهل جدل است.
اهل گفتگو به همان آسانی که وارد گفتگو میشوند، آن را رها می‌کنند و میدانند که کجا و کی باید کنار بکشند، اما جدلیون تا بالا بردن پرچم پیروزی و اعتراف خصم به شکست، سماجت میکنند.
و این است که قرآن نیز بر گفتگوی برهان محور، مؤدبانه و جذّاب تأکید دارد.
و از مجادلات غیر اَحسن و خصمانه بشدت پرهیزمان میدهد.
اصفهان اکبر دانش سرارودی دیماه ۱۴۰۰
/channel/NegahyDigar

Читать полностью…

کانال قرآن

انتشارات سوفیا در تهرانــــــه؟

Читать полностью…

کانال قرآن

سلام وقت بخیر
اکمل (صیغه تفضیل) موید بر اضافه شدن هست(کامل تر شدن)
قید الیوم(امروز) مشخصه زمان معین هست.
با این وصف طبق محتوای آیه، تا قبل اون روز مشخص نزول آیه (الیوم)، دین وجه اکمل نداشته.
بطور مشخص چی اون در اون روز مشخص به پیامبر نازل شد که دین کامل (کامل تر) شد؟
طبق تعریف شما در مقاله از دین یگانه(اسلام) این آیه نمیتونه منحصرا برای دین محمد ص (اسلام) باشه و سوال فوق به قوت خودش باقی هست.
اگر امکانش هست لطفا محتوای مقاله رو با آیه الیوم اکملتُ لکم دینکم هم تبیین کنین

Читать полностью…

کانال قرآن

ادیان از ریشه باهم اختلاف ندارند. همه ادیان در جستجوی خیر هستند. در جستجوی خدا هستند. در‌ جستجوی پاکیزگی هستند. پس اختلاف برای چیست؟ چرا باید اختلاف‌ داشته باشند؟ اختلاف‌ها فقط به قصدِ نابودسازی دین است.‌ من به شما می‌گویم که یک دینِ خاص در خطر نیست.‌ دینِ اسلام در خطر نیست. دینِ مسیح‌ در خطر نیست. دینِ موسی در خطر نیست. بلکه «دین» در خطر است. ارزش های دینی در خطر است. اخلاقِ دینی در خطر است. ادیان را باهم دشمن جلوه‌ داده اند. مسیحیان از مسلمانان می‌ترسند و مسلمانان از مسیحیان در هراس اند و یهودیان از دو نگران اند. در حالیکه گروه‌های دیگر علیهِ همه‌ی این ادیان فعالیت می‌کنند. آن‌ها با فلان دینِ مشخص دشمنی ندارند، بلکه با تمامیتِ دین مشکل دارند. اما بسیاری از پیروانِ ادیانِ ابراهیمی به طورِ احمقانه به جانِ همدیگر افتاده اند. من به شما می‌گویم از این حقه ها هوشیار باشید. هرگز علیه یک‌دیگر ایستاد نشوید.‌ از هر راهی که خداوند و خیر و پاکیزگی را جستجو کنید نیک است. پسندیده‌ است. هر راهی که قلبِ تان را لمس می‌کند از همان مسیر بروید. هر راهی که شما را به مهربان بودن و سادگی و صمیمیت دعوت کند نیک است. بروید.

Читать полностью…

کانال قرآن

✔️در مسیر پیامبری چه می خوانیم؟
بخش ۴

9.خانم وسمقی معتقد است پیامبران بر حسب نیازی که احساس میکردند در جوامع خود ظاهر شدند.یعنی تکلیف بر حسب مقتضیات زمان.دینی که اینان تثبیت کردند مناسب برای همان دوره و همان عصر بود.در حالیکه با عبور آن تعالیم و شریعت از مرزهای جغرافیایی این سرزمین ها و همچنین گذشت زمان،صرف نظر از اینکه قرائتهای کاملا متفاوتی از آنها شده آن تعالیم و شرایع با همان ریشه سنتی ابدا به درد دنیای امروز نمیخورد بلکه باید نگاهی جدید به این مقوله داشت.حتی تفسیر آن نیز باعث میشود دیگر همانی نباشد که مقصود گوینده بوده زیرا آن نبی و رسول بر اساس شرایط حاکم بر عصر خود چنان گفته و عمل کرده.وی حتی اخلاق دینی را هم به چالش میکشد و می گوید اخلاق ریشه در فرمان الهی ندارد بلکه ریشه در مناسبتهای اجتماعی افراد دارد.عمل خوب از آن جهت که خوب است مقبولیت دارد نه از آن جهت که خدا آنرا مقرر کرده و اساسا خدا دخالتی نه در تشریع و نه در اخلاق و نه هیچکدام از افعال بشری دارد.چنانکه خانم وسمقی با پرداختن به مقولاتی در فرقه های اسلامی و عرفانی و حتی سایر ادیان به تشریح موضوع میپردازد.
10.خانم وسمقی با اشاره به ظهور انبیا و شکل گیری ادیان در نقطه خاصی از جغرافیای زمین پرسشی را مطرح میکند که :اگر قاعده لطف را که مومنین در ارسال انبیا و هدایت انسان توسط خداوند مطرح میکنند را بپذیریم چرا نشانی از یعثت نبی در بخش قابل توجهی از کره زمین در طول تاریخ نداریم؟
ایشان با اشاره به اینکه تاریخ یگانه پرستی به شش هزار سال میرسد و این برداشتی از متون دینی در مورد خلقت آدم و حوا است تحقیقات باستان شناسی را که قدمت سکونت انسان در زمین را به حتی چند میلیون سال قبل میرساند دلیلی بر رد آن ادعا مطرح میکند این تقویم دینی را در خلقت انسان میکند.
طبعا سئوال وی قوت پیدا میکند که چرا خداوند تا قبل آن تصمیمی برای مبعوت کردن انبیا نداشته یا اگر بوده چرا هیچ شاهد یا شواهدی دال بر اثبات این مورد در زمین کشف نشده است؟
.
👈ادامه در بخش ۵

Читать полностью…

کانال قرآن

✔️در مسیر پیامبری چه می خوانیم؟
بخش ۲

4.بر این اساس خداوند برای تحویل دادن این برنامه نیاز به ایجاد یک ارتباط دارد.این ارتباط را با انتخاب یکی از انسانها شکل میبخشد.لازمه این ارتباط و تحویل دادن برنامه گفتگو با آن شخص برگزیده است.در اینجا وحی شکل میگیرد.وحی ارتباط ویژه خدا با آن انسان برگزیده (پیامبر) است.کیفیت این پیام برای سایرین قابل فهم نیست و فقط همان پیامبر این را می فهمد.همه اینها در ادامه فرضیات انسان است که خدا چنین وظیفه ای دارد پس باید کاری بکند.
5.خانم وسمقی به این مطلب اشاره میکند که تصور خدای واحد و یگانه در یک دوره تاریخی مشخصی از حیات انسان شروع شده است و آنرا به دوره کشاورزی و زراعت و گله داری نسبت میدهد.ایشان حتی ظهور پیامبران متعدد در بین النهرین و خاورمیانه را مستند به این دلیل میکند.خانم وسمقی با اشاره به سیر تاریخی خداپرستی در میان انسانها میخواهد این ادعای خود را ثابت کند.او جان پرستی،توتم پرستی،بت پرستی،رب النوع پرستی،رب الارباب پرستی را مقدمه رسیدن انسان خردمند به یکتاپرستی عنوان میکند(طبق برداشتی از از متن کتاب داشتم).اگر نیت ایشان این موضوع باشد به استدلال ایشان اشکال جدی وارد هست زیرا موضوع پرستش خدا در میان انسانها در یک خط مستقیم شکل نگرفته است.(دیدگاه دانشمندانی چون تایلور و فریز)
6.ایشان به موضوع خلوت گزینی و عزلت نشینی پیامبران اشاره دارد و آنرا با خلوت گزینی عرفا(در اینجا عرفان و عارف منحصرا از منظر اسلام نیست) و اهل باطن مقایسه میکند.او دغدغه مدعیان نبوت را با دغدغه عرفان و اهل باطن متفاوت در نظر میگیرد.مدعیان نبوت در جستجوی راهی برای پیاده کردن آرزوها و نیات خویش برای ایجاد تغییر یا تحول در احتماع بودند.اجتماعی که از نظر آنان در مسیر درستی حرکت نمیکرد.اما به مقوله وحی بعنوان یک ویژگی مشترک در هر دو گروه اشاره میکند.

👈ادامه در بخش ۳

Читать полностью…

کانال قرآن

👆👆👆
سئوال ششم و هفتم نیز در ذیل یک جا پاسخ داده می شود.
6- چه کسی تعیین می کند که مثلا از بین ابراهیم، عباس، قاسم، حمزه، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، سلیمان، عبداللَّه، اسحاق، عبیداللَّه، زید، حسن، فضل و حسین. فاطمه كبرى، فاطمه صغرى، رقیه، حكیمه، ام ابیها، رقیه صغرى، ام جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علّیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام سلمه، میمونه و ام كلثوم که برادران و خواهرات امام رضا هستند فقط امام رضا معصوم باشد . در مورد سایر ائمه نیز همچنین
7- ایا برای شناخت معصوم در بین خیل انبوه خواهران و برادران نباید همه انها مورد بررسی قرار گیرند و چه کسی وظیفه غربالگری اینها را بر عهده داشته و از بین انها معصوم را شناخته و معرفی نموده است .
در اخر اینکه از اینگونه سوالات بسیار است . اما کدام ایه قران فرموده که این عصمت و داستان امامت شیعه در امام 12 وعملا در امام 11 باید متوقف گردد . یعنی قطاره معصومیت اینها به چه دلیل در امام 12 متوقف می شود؟

ج :
پاسخ من در این بند بیشتر تکرار موارد پیشگفت است و عرض می کنم با عنایت به اینکه جز خدا کسی احاطه ی مطلق به درون و بیرون انسان ها را ندارد و هچ انسانی قادر نیست تا تمام لحظات زندگی یک شخص یا اشخاصی را در طول تمام عمر و در طی شبانه روز و در حالت خواب و بیداری ثانیه به ثانیه رصد نماید، لذا هیچکس نمی تواند ادعا کند که چه شخص و یا اشخاصی معصومند و چه شخص و اشخاصی معصوم نیستند این ادعا ها و نشانه گذاری ها برساخته ی شرایطی تاریخی و زاده ی حدس و گمان و غلو دینی و گاهی هم دکانداری برخی دکانداران بوده که از قبل آن نان و نامی کسب می کرده اند که گذشت زمان و تکرار زیاد این قضیه، سبب گردید تا عده ای نیز در توالی زمان تا به امروز صادقانه باور کنند که خداوند دوازده نفر خاص را به عنوان افرادی معصوم مامور تبیین دین بعد از پیغمبر اسلام نمود و دین را و تفسیر دین را فقط باید از زبان آنان شنید ولی امروز ما می بینیم که موضوع غیر از اینکه از لحاظ نظری دارای اشکالات فوق الاشاره است، عملا در عرصه ی عمل نیز اتفاق نیفتاد زیرا اگر قرار بود که این یازده دوازده نفر مسئول تبیین دین از جاتب خداوند باشند به قطع و یقین نفر به نفر امامان شیعه قلم به دست می گرفتند و قبل از بیان سنت پیغمبر، آیه به آیه قرآن را برای مردم تفسیر و تبیبن می کردند ولی آنچه تاریخ به ما انتقال داد هیچ یک از امامان مورد نظر دست به هیچ کتابتی نزدند و چنانچه گفته و نظری از آنها وجود دارد دیگران نقل کردند که بسیاری از آنها نیز نه قابل اعتمادند و نه با همدیگر و نه با آیات صریح قرآن سازگاری دارند و این خود دلیل قاطعی است که آن بزرگواران از جانب خدا مامور تبیین دین نبودند ولی با همه اینها امروز اگر کسی از من در خصوص شخصی مانند علی ابن ابی طالب سئوال کند که او در این خصوص چگونه بوده است بنده براساس آنچه توسط دیگران از آن مرد بزرگ از تقوای و عدالت و زهد و شجاعت و نهراسی در راه خدا، به من رسیده می گویم براساس این شواهد حقیقتا علی انسانی معصوم و دور از هر گناه و آلودگی و هر نوع ستم بود شاخصه هایی که هر کس آن ها را دارا باشد واقعا از گناه و آلودگی به دور می دارد، و می تواند به عصمت از گناه و آلودگی برسد خواه آنان از اولاد پیغمبر باشند یا هر کس دیگر و اساسا آزمایش الهی از انسان که در قرآن مکرر بیان شده برای این است تا همه ی انسان ها به این درجه برسند.

امیدوارم در تمام چیز هایی که نوشتم خطا و اشتباه نکرده باشم و چنانچه کسی، بدیلی مطمئن تر و متقن تر برای آنچه که من عرض کردم ارائه دهد مطمئنا بنده نظر طرف مقابلم را می پذیرم و از اشتباه و خطای خویش بر می گردم.

Читать полностью…

کانال قرآن

سلام و درود بر شما جناب سلیمی بزرگوار .
بر اساس این ایه که اهل البیت رسول را پاک میداند چند سوال دارم که پاسخ به انها راه گشاست .
1- اصولا اینکه خداوند می خواهد این جماعت را از هر رجسی پاک نماید یک خواست تشریعی است یا تکوینی . یعنی ایا پاک بودن انها منوط به رعایت نکاتی است که خداوند انها ر بر شمرده و یا مشیت خداوند بر ان قرار گرفته که چه بخواهند و چه نخواهند از هر رجسی پاک گردند .
2- ایا در واژه اهل البیت این الف و لام در ابتدای بیت به این معنی است که منظور خداوند پاک بودن اهل همین خانه است یا اینکه خانه امام رضا در مشهد و یا ان امام دیگر در کاظمین و نجف را هم شامل می شود
3- ایا منظور خداوند از اهل البیت در همان مقطع از زمان است (یعنی اهل ان بیت تا زمانی که در قید حیات هستند ) یا اینکه این درخواست مربوط به ایندگان هم می شود .
4- ایا منظور از اهل البیت فرزندان اهل این خانه هم هست . نوه ها و نتیجه ها و نبیره ها و .... هم هست یا خیر
5- اگر فرزندان انها هم معصوم هستند چرا فقط 12 نفر از انها معصوم هستند و این خیل فرزندان و فرزند زادگان انها معصوم نمی شوند .
6- چه کسی تعیین می کند که مثلا از بین ابراهیم، عباس، قاسم، حمزه، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، سلیمان، عبداللَّه، اسحاق، عبیداللَّه، زید، حسن، فضل و حسین. فاطمه كبرى، فاطمه صغرى، رقیه، حكیمه، ام ابیها، رقیه صغرى، ام جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علّیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام سلمه، میمونه و ام كلثوم که برادران و خواهرات امام رضا هستند فقط امام رضا معصوم باشد . در مورد سایر ائمه نیز همچنین
7- ایا برای شناخت معصوم در بین خیل انبوه خواهران و برادران نباید همه انها مورد بررسی قرار گیرند و چه کسی وظیفه غربالگری اینها را بر عهده داشته و از بین انها معصوم را شناخته و معرفی نموده است .
در اخر اینکه از اینگونه سوالات بسیار است . اما کدام ایه قران فرموده که این عصمت و داستان امامت شیعه در امام 12 وعملا در امام 11 باید متوقف گردد . یعنی قطاره معصومیت اینها به چه دلیل در امام 12 متوقف می شود

Читать полностью…

کانال قرآن

گزارش یک گفتگوی واتساپی:

1/23, 07:49] روشنفکر:*انسان به جایی می رسد که گذشته و آینده را می بیند*

انسان به جایی می رسد که بشود مصداق وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ/ یس ۱۲
همه چیز را در کتابی آشکارکننده برشمرده ایم
( یعنی انسان به جایی می رسد که هر چه در لوح محفوظ درباره گذشته و آینده است می بیند )
همانگونه که از رسول اکرم اسلام درباره همین آیه روایت هست که پرسیدند این امام مبین کیست ؟ پیامبر اسلام ص اشاره کرد به امیرالمومنین علیه السلام . ای انسان تو نطفه بودی ، هیچ نبودی و دستی از جهان بالاتر تو را پرورده است . چطور حالا که بال و پر درآوردی از پرواز کردن وحشت داری . چطور تعجب نمی کنی که از آنچه بودی به چیزی که هستی ارتقا یافتی . از اینکه نطفه بودی و این که هستی شدی تعجب نکردی ، از اینکه به مقام ( وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ ) برسی هم تعجب نکن .

از بیانات استاد حسن زاده آملي در درس مصباح الانس ابن حمزه فناری

سهیلی پور:
نتیجه گیری که در شروع پیام فوق از طرف جناب حسن زاده آملی، بیان شده، با بعضی دیگر از آیات قران، سازگاری ندارد. به نظرم غلوآمیز است.

در سوره اعراف می خوانیم که پیامبر اکرم مامور می شوند به مردم بگویند من نمی دانم در آینده با من و شما، چه خواهند کرد.

چرا این موضوع در قرآن کریم، مورد تاکید قرار گرفته است؟
[1/23, 11:40] : در آیه ۹ احقاف نیز مشابه آن بیان شده است:
قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ
[اي پيامبر] بگو: من [=رسول] نوظهوري از [سلسلة] رسولان نيستم [پيامبري سابقه تاريخي دارد] و من نه مي‌‌دانم [فرداي قيامت] بر خودم چه خواهد رفت و نه بر شما [سرنوشت همه دست خداست]، من تنها از آنچه به سويم وحي مي‌شود پيروي مي‌کنم و جز هشداردهنده آشکاري نيستم.

[1/23, 11:42] روشنفکر: سلام و ادب
فکر میکنم به استقلال و شخصی نمی دانند ، ولیکن براساس انباء الغیب و مطالب دیگری که نمی‌دانیم به سطحی از شناخت و درک از آینده نایل می آیند.
انسان های عادی نیز در خواب یا خطوات ذهنی از آینده یا گذشته های دورتر رویاها یا مشاهداتی دارند و در افراد مختلف کم و زیاد دارد و کیفیت آن نیز متفاوت است ولیکن حقیقت دارد و وجود دارد
متشکرم

سهیلی پور:
[1/23, 11:46] : بله
خبرهای غیبی به پیامبر اکرم می رسیده. ولی این اخبار محدود به اموری است که برای ایشان نافع بوده
نه همه اخبار گذاشته و آینده


[1/23, 11:50] روشنفکر: نافع به معنای رهبریت مسلمانان پس میتوان گفت هر خبری که بر هدایت و رهبری و رشد و سقوط مسلمانان به عمومیت و به اختصاصیت افراد لازم باشد میتواند بر پیامبر مشخص گردد

سهیلی پور:
[1/23, 11:57] : با بررسی و تدبر در آیه، حوزه مربوط به اخبار غیبی، مشخص می گردد. ولی اگر شامل همه اخبار گذشته و آینده در زمین ما بشود نیز، در مقابل کل اخبار گذشته و آینده جهان، ناچیز است.
مقام رهبری، نیاز به محدودی از اخبار غیبی دارند. قرار نیست رهبران الهی با علم غیب، مردم را هدایت کنند.

معدودی از اخبار غیب لازم بوده و خداوند متعال آنها را به لطف خویش، برای پیامبر اکرم، خبر داده است. ولی اصل هدایت پیامبران و دیگر صالحان، همان بشارت و انذار است که در قران کریم، بارها بیان شده است.

ما نرسل المرسلین، الا مبشرین و منذرین 🌻🙏

Читать полностью…

کانال قرآن

چند سوال از برادران و خواهران امامیه :

آیا امامیه همانطور که از پزشک طلب درمان و دارو می کنند به همان شیوه از اهل بیت نیز طلب کمک می کنند ؟

پزشک برای درمان از اسباب مادی ( مثل دارو، مشاوره و ...) استفاده می کند، اما آیا اهل بیت علیهم السلام قادر به استفاده از امکانات مادی این عالم جهت کمک به شیعیان هستند؟ به عنوان مثال کسی سخن آنان را شنیده است؟


اگه دکتر شهید بشه باز هم شما سر قبرش میرید که براتون نسخه بنویسه ؟ همانطور که بعد از شهادت علی علیه السلام بر سر قبر او حاضر می شوید؟
دکتر صدای میلیارد ها موجود را همزمان میشنود ؟
دکتر میتونه میلیون ها نفر را همزمان درمان کنه ؟
اصولا چرا مطب میروید؟میشه تو خانه دکتر را دعا کنید ؟
کسی تا بحال تو خونه اش سجده کرده و گفته " یا طبیب اشفنی " ؟
آنطور که شما سجده می کنید و علی و فاطمه علیهما السلام را دعا می کنید؟
این روایت مورد نظر امامیه:

 روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که هرگاه حاجت مهمّى داشته باشى به گونه اى که از نظر روحى در فشار شدید باشى، دو رکعت نماز بخوان و پس از نماز، سه بار تکبیر و سپس تسبیح حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) را بگو،👈 آنگاه به سجده برو👉 و صد مرتبه بگو:

«یا مَوْلاتى فاطِمَهُ اَغیثینى»

سپس سمت راست صورت را بر زمین بگذار و همین جمله را صد بار بگو، 👈بار دیگر به سجده برو و همین جمله را صد و ده مرتبه بگو، (مجموعاً ۳۱۰ بار مى شود)

آیا امامیه آنطور که از پزشک طلب درمان و کمک می کند از اهل بیت علیهم السلام طلب یاری میکند یا آنطور که از الله جل جلاله طلب کمک می کنند ؟
چرا قدرت سخن گفتن اهل بیت علیهم السلام مثل قدرت شنیدن یا دیدن آنها نه تنها زیادتر نشده بلکه کامل از بین رفته به طوریکه هیچ گونه صدایی از قبر آنها شنیده نمی شود؟

( تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ )

الشعراء (97) Ash-Shu'araa

« به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکار بودیم.


( إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ )

الشعراء (98) Ash-Shu'araa

چون شما را با پروردگار جهانیان برابر می دانستیم.

Читать полностью…

کانال قرآن

🔴 موسس حوزه علمیه قم مخالف دخالت حوزه در سیاست بود/ محقق داماد: بعد از این چهل سال ما درستی تحلیل ایشان را می بینیم!

آیت الله مصطفی محقق داماد، رییس اسبق سازمان بازرسی کل کشور و نوه دختری موسس حوزه علمیه قم گفت: بعد از حضور مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری، موسس حوزه علمیه در قم نامه ای از میرزای شیرازی کوچک در بیت ما وجود دارد که به ایشان نوشته من پیر شده و حوزه رئیس ندارد. به نجف بیایید. شما اینجا مقلد دارید. طلاب هم به شما علاقمند هستند. آشیخ نامه را نشان خانواده داده است. به ایشان نوشته بودند من اوضاع ایران را در تباهی می بینم و راه حلی برای آن نمی بینم مگر اینکه حوزه ای در اینجا تاسیس شود و این حوزه موفق باشد که جلوی این تباهی را بگیرد. من لازم می بینم که شما به ایران بیاید. ایشان جواب می دهند که شما به تکلیف شرعی خود عمل کنید.

او با طرح این پرسش که «این تباهی چیست؟» ادامه داد: این استنباط خودم است. به نظر من ظاهرا ۱۳ سال از اعدام شیخ فضل الله گذشته و تمام اوضاع علیه روحانیت بوده است. هم طرفداران مشروطه و هم مخالفان مشروطه علیه روحانیون بودند. شیخ فضل الله یکی از شاگردان ممتاز شیخ انصاری بوده است. کار به جایی می رسد که یک فقیه اعدام می شود. در اینجادر هر صورت آخوند بدنام شد. حاج شیخ به این نتیجه می رسد که اگر حوزه ای تاسیس شود که سواد و عقل و اخلاق در آن باشد و کاملا از سیاست جدا باشد، روحانیت دوباره در قلب مردم وارد می شود.

استاد حوزه علمیه تصریح کرد: ایشان معتقد بود که اگر طلاب وارد سیاست شوند دوباره همان بدنامی ایجاد می شود. ایشان زمانی حوزه را تاسیس می کند که به گفته امام اگر ماشین خراب می شد به طلبه می گفتند پایین بیا که به خاطر تو است. مرحوم آل طاهای واعظ مطلبی را نقل کردند که شیخ عبدالکریم به دیدن آشیخ محمد ارباب یکی از علماء می رود. آقای ارباب می گوید ریش ما در جنگ مشروطه و استبداد آلوده شده و ما در بین مردم آبرویی نداریم که حوزه داشته باشیم. گاهی چند طلبه می آیند و درس می خوانند و می روند. اما شما در سیاست دخالت نکردی و شما فقط می توانی اینجا تشکیل حوزه بدهی.

او تصریح کرد: بعد از این چهل سال ما درستی تحلیل ایشان را می بینیم. حرفها و نصیحتهای ایشان به طلبه ها هم موید این است./ شفقنا

@dolatebahar

Читать полностью…

کانال قرآن

کتابی در مورد بینش دکتر علی شریعتی 👆

Читать полностью…

کانال قرآن

توضیح: متن زیر را یکی از همراهان فرستاده است. هرچند مضامین آن در تعارض با مطالب «پنج مؤلفه در دینداری معاصر» نیست ولی مکمل است و روشنگر. با تشکر از این دوست نوشته کوتاه و مفدیشان را عینا در اینجا بارگذاری می کنم.

با سلام و عرض ادب و ارادت
احتراماً به استحضار می رساند آیات زیر بنظر بنده جزو آیات ماندگار و مضمون دعوت انبیا می باشد و بر اساس مولفه های مستخرجه از آیات مذکور ، هر فردی در هر عصر و نسلی می تواند با عمل به آنها ، آینده بدون حزن و خوف خود را تضمین نمایند :
آیه 110 سوره کهف : قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا
• اصل نبوت : انا بشر مثلکم یوحی الی
• اصل توحید : انما الهکم اله واحد
• اصل معاد : فمن کان یرجوا لقاء ربه
• مسئولیت اجتماعی : فلیعمل عملا صالحاً
آیه 62 بقره : إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ
• ایمان به خدا و آخرت (توحید و معاد) : من آمن بالله والیوم الاخر
• مسئولیت اجتماعی : و عمل صالحاً
آیه 277 سوره بقره : إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ
• ایمان ( به خدا و آخرت ) : ان الذین امنوا
• مسئولیت اجتماعی : و عملو الصالحات
• مسئولیت فردی : و اقامو الصلوه و آتوالزکوه
با توجه به خلاصه آیات مورد استناد مضمون ماندگار میراث انبیا و رسولان عبارت است از :
• نگاه معنوی و عرفانی به هستی ( در پرتو خدا و آخرت )
• تزکیه اخلاقی و رفتاری ( از طریق صلات و زکات )
• مسئولیت اجتماعی مبنی بر آزادی و عدالت ( از طریق عمل صالح متناسب با نیاز زمان و مکان)
نظر به اینکه عناصر پنجگانه رهنمود حضرتعالی ( کرنش ، نیایش ، پرستش ، ستایش ، خواهش) در دل صلات مستتر است ، لذا فکر می کنم عناصر سه گانه در برداشت بنده از پیام انبیا ( نگاه معنوی به هستی ، تزکیه نفسانی و اخلاقی زیستن ، مسئولیت اجتماعی ( آزادی و عدالت ) ، از لحاظ جامعیت و نیز انطباق با قرآن کاربرد بیشتری داشته باشد. مطمئنم در ارشادات و گفتارهای بعدی تان شاهد آموزه ها ورهنمودهای بیشتر و جامع تر خواهیم بود.

Читать полностью…

کانال قرآن

Danesh: ✍


«گیر سه پیچ روی فرعیّات و برداشتهای غلط از دین!»

[بی ریش یا بی ریشه، کدامیک مهمتر است؟]
آقای مهدوی امام جمعه موقت اصفهان بار دیگر روی «ریش مردان» حساسیّت نشان داد و گفت «احتیاط واجب است، ترکش هم حرام است و انتظار سکوت از ما نداشته باشید»

لذا چنانکه نسبت به موضعگیری قبلی ایشان در «تراشیدن ریش» توئیت کردم و نوشتم:
«ابوالحسن مهدوی امام جمعه موقت اصفهان گفته: ‹کسی که محاسن ظاهری ندارد چه انتظاری است که محاسن ذاتی داشته باشد؟› در پاسخش می‌گویم واقعاً نمی دانید در این سال ها با ریش، چقدر تیغ زدند و اکثر دزدی ها و چپاول ها به دست افراد ریشو، یقه سفید و چفیه بسته ها بود نه کسانی که با تیغ، ریش میزدند؟ لطفاً به این پروژه نفاق پروری خاتمه دهید!»

الآن هم در پاسخ ایشان ضمن تاکید بر متن همان توئیت می گویم:
الف: اینکه خودتان نیز می‌گوئید «احتیاط واجب» نتراشیدن ریش است
یعنی اینکه هیچ مبنای مُحکمی برای رسیدن به حکم وجوب نداشته اید و حتماً مستحضرید که شارع فقط خداست و حلال و حرام الهی تنها به دست اوست [۱۱۶نحل+۵۹یونس]
لذا بدون تکیه بر بیّنات قطعیّه، و علم و یقین به حلال یا حرام بودن موضوع، نمیشود صرفاً با اتکاء بر «ظنونی» که در دهها آیه قرآن صراحتاً از تکیه بر آن نهی شده ایم و صراحتاً می‌گوید «ظن و گمان» در وصول به حق و حقیقت هیچ سود و اطمینان خاطری ایجاد نمیکند حکم کرد (۲۸النجم+ ۳۶یونس و...)

ب: اینکه بلافاصله بعد از اذعان به «احتیاط واجب» بودنِ فتوای آقایان می گوئید «ترکش هم حرام است» بفرمائید این حرام را از کجا آوردید؟
مگر در «قواعد اصول» نخوانده اید که اگر حکم و قانونی قابل تفسیر باشد باید به نفع طرف ضعیف تفسیر شود؟
لذا اولاً هر «حرام یا واجبی» که قرار است بی توجّهی به آن تنبیه و عقاب داشته باشد باید مستند به «نص صریح و صحیح» باشد و بصورت شفّاف و بدون هیچگونه ابهام و امّا و اگری تکلیفِ مکلّف را روشن کند
در حالیکه در موضوع تراشیدن ریش، مطلقاً چنین چیزی نداریم!
نه بیان حرمت تراشیدن ریش در کلام الله و نه در سُنت قطعیّه!
هیچیک از روایات وارده از جمله دو روایت ضعیف المَتن وضعیف السّند آمده در کتاب جعفریات یا اشعثیّات نیز حتی افاضه ظن هم نمی‌کند چه رسد به علمیّت و قطعیّت در حکم!

ثانیاً در جایی که صراحتِ در امر یا نهی نداریم و موضوع، به سکوت رها شده و قابل تفسیر است، این چه اصراری است که می خواهید بر خلاف قاعده عقلی و اصولی پیش‌گفته «بجای تفسیر به نفع ضعیف که مردمند» به طریقی مسئله را بپیچانید که اکثریت بندگان خدا را در زمره فاسقین و فُجّار جا داده و از جرگه مؤمنین خارج کنید؟!

ثالثاً در شرایطی که عملکرد چهار دهه حاکمیت مطلقه و بلامنازع فقهاء، تحت عنوان حکومت دینی! آبرویی برای ریش، تسبیح، جای مهر در پیشانی، عبا و عمامه، یقه های سفید! وظاهر باصطلاح دینی و انقلابی باقی نگذاشته و با همین ظاهر سازی‌های ریایی و دروغین و بی محتوا، آبروی دین و دینداران را بُرده‌ است! این چه اصراری است که اینگونه موارد فرعی و نابجا را «تیتر و بُلد» نموده و با افتخار بگوئید «انتظار سکوت و کوتاه آمدن از ما را نداشته باشید»؟

فکر نمی کنید اگر بجای این مزخرفات و سرک کشیدن در زندگی خصوصی مردم، که چی بپوشند، چی بخورند، کجا بروند، سر و ریش شان چگونه باشد و... به وظایفی بپردازید که بعنوان متولیان امور دینی و اجتماعی بر عهده گرفته‌اید خیلی بهتر باشد و آنوقت، تربیت جامعه نیز با تأثیرپذیری از سلوک متعهدانه مسئولین و بزرگان کشور خود به خود به سمتی میرود که اصلا نیازی به این بازیها نباشد و افتضاح و لجاجتی که در سایه این سختگیری های بیجا و احمقانه رخ داده نیز رنگ ببازد؟
زیرا اگرچه داشتن ریش و محاسن مردانه ارجح است ولی تراشیدن ریش و نداشتن آن قطعاً حرام نیست و امری مباح محسوب میشود.

لذا به اَمثال ائمه جمعه پرحاشیه ای چون آقایان؛ علم الهدی مشهد، حسینی همدانی کرج، سعیدی قم، صدیقی و خاتمی تهران و مهدوی اصفهان میگویم به زدن سُرنا از سر گشادش خاتمه دهید و با اصلاح برداشتها و قرائت های غلط از دین و مقتضیات آن، بجایِ گیر دادن و تعصب بیجا روی ریش مردان، حجاب اجباری زنان، دوچرخه سواری بانوان، استادیوم رفتن یا نرفتن آنها و پا گذاشتن جای پای طالبان و داعش، سعی کنید ابتدا فهم تان از مسائل دینی را درست کنید و به جای این همه رَگ گردن کُلفت کردن برای تحققِ فهم و برداشت نادرست خود، یا «سکوت کنید» یا روی ظلم و بی‌عدالتی و چیزهایی حساسیت‌ بورزید که در حال نابود کردن اساس کشور، مردم و شریعت شان است.
اصفهان اکبر دانش سرارودی ۲۷ آبان ۱۴۰۰
/channel/NegahyDigar

Читать полностью…

کانال قرآن

کلیپ ۲۷۸ هالو
داستان تف به مقدسات

دوستان
این کلیپ هم در یوتیوب قفل شد هم در اینستاگرام، گفتند نقد اعتقادات ممنوع،
این شد که در تلگرام و واتساپ پست کردم.
در پخش حداکثری آن بکوشید
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo

Читать полностью…

کانال قرآن

با نگاهی به تاریخ اسلام بعد وفات پیامبرص، موردی که بسیار خودنمایی میکند ظهور فرقه های اسلامی است.
اعم از فرقه های "کلامی" یا "فقهی" و حتی فرقه هایی با انگیزه "سیاسی".
این فرقه گرایی در بسیاری موارد منجر به نزاع و خونریزی به سبب حکم ارتداد و تکفیر مخالفان گردیده و در بهترین شکلش،خانه نشینی و طرد کردن علما یا مخفی شدن و مهاجرت کردن تعدادی از اینان را موجب شده است.
بد نیست به نمونه های برجسته از موضوعات محل اختلاف و نزاع بیاندازیم:
1.کم و زیاد شدن ایمان
2.استقلال اقرار به ایمان با عمل به ارکان
3.کلام الهی بودن یا نبودن قرآن
4.مخلوق یا غیرمخلوق بودن قرآن
5.قدیم یا حادث بودن قرآن
6.تنزیه و تشبیه الهی(صفات و اسماء)
7.معیار خروج از ایمان و اسلام به نسبت گناه کبیره
8.وعد و وعید الهی(تبشیر و تنذیر پاداش و عذاب الهی)
9.حلال و حرام بودن متعه
10.کیفیت اختصاص خمس به اموال
11.کیفیت تقسیم ارث میان فامیل مرد و زن
12.حلال یا حرام بودن انتفاع از غنایم غیرمنقول جنگ برای غیرامام(نائب امام و حاکم عادل)
و البته بنا باشد موضوعات دیگری هم ردیف شود ظرفیت موجود است...
چه بسا هرکدام از این مباحث، در جایگاه تخصصی اش مناسب و به جا باشد اما نکته مغفول در این میان، استنباط "پیام قرآن" برای ارایه یک دستورالعمل "زندگی بهتر و موفق تر" برای همه مردم بود( و چه بسا هنوز هم هست).
از طرفی دیگر،آنان که احساس تکلیف میکردند تا پیام قرآن را در این شکل به مردم منتقل کنند یا به جانب اخلاق فقهی و باید و نباید مترتب بر آن گرایش افراطی پیدا کردند یا به جانب عرفان و تصوف که دستاویزی شد برای زهدگرایی افراطی همراه با چاشنی شریعت گریزی(که صد البته منظور بانیان این مکتب نبوده ان شالله).
هر دو شکل قضیه در انتقال آن پیام اساسی و ساده(تبیان لکل شی) 'خروجی اش عبارات و اصطلاحات ثقیل و جملات دستوری مزیّن به کنایات و استعارات و تشبیهات که خارج از فهم عموم بود یا حتی مشتاقان خاص را نیز بی انگیزه کرد.
از درون قرآن دهها اعجاز بیرون کشیده شد و صدها تفسیر ظاهری و باطنی ارایه گردید و "ملک و ملکوت" در نوردیده شد اما باز محصول پیام قرآن،روی سفره فطرت "الناس"(بعد رسول الله) در دسترس قرار نگرفت که بتواند یک وحدت نظری و عملی(تا حد ممکن) برای امور مشترک جامعه اسلامی،در اقصی نقاط جهان اسلام فراهم کند.
حتی همان "پیامبر و قبله و کتاب"مشترک هم نتوانست همبستگی جهان اسلام را در پی داشته باشد.چرا؟از بس آن جدالهای حقیقتا فاقد ارزش محتوایی به جای ارزش های اصیل محتوایی نشست و پررنگ شد.
اینکه چرا و بر اساس چه نیاز و ضرورتی، حول محور فلان موضوعات(که یک بخشش ذکر شد) آن همه توان صرف گردید،بی آنکه ماحصل آن برای مردمان جهان اسلام موثر و مفید فایده باشد(کما اینکه هنوز شاهدش هستیم با حدّت و شدّت بیشتر دنبال میشود).
نکته جالب اینکه در دو دهه گذشته که ترجمه آثار خارجی در حوزه "معنویت و انگیزشی" در ایران رونق گرفته است، به وضوح میبینیم آنچه که "عصاره و جان کلام" این آثار را تشکیل میدهد، قابل انطباق با همان تعالیم قرآنی-اسلامی(سنّت رسول ص) است(حتی اگر اشتراکات مفاهیم دینی و اخلاقی را در نظر بگیریم).کاری که چندان توجه جدی از سوی فعالان حوزه معنویت با چنین سبک و سیاقی صورت نگرفته و یا آنقدر برجسته نیست که بتواند مخاطب ایرانی را تحت تاثیر قرار دهد ولی خواننده ایرانی را به آن سمت و سو میکشاند...چرا؟ و دست آخر:
چگونه میتوان این رسالت مهم را به انجام رسانید؟

Читать полностью…

کانال قرآن

سه جلدش چاپ شده
تفسیر بسیار روان
با نیازسنجی دقیق و به روز از دنیای معاصر در بازخوانی پیام قرآن
یکی از ویژگی های این تفسیر،تیم تخصصی نویسندگانش هست

Читать полностью…

کانال قرآن

قبلاً در پیامهای متعددی در مورد نادرست بودن نظریه اکمال دین در بین پیامبران، مطالبی نوشته بودم.
در مقاله ۶ صفحه ای فوق، بطور مشروحتری به همین موضوع پرداخته ام.

Читать полностью…

کانال قرآن

✔️در مسیر پیامبری چه می خوانیم؟
بخش ۵ (پایانی)


11.خانم وسمقی همچنین پرسش دیگری را مطرح میکند و اینکه چرا هیچ زنی بعنوان نبی یا پیامبر از طرف خدا مبعوث نشده است؟ایشان باز هم مستندات متون دینی و اقوال پیامبران و الهی دانان و دانشمندان دینی را عنوان میکند که آنان هیچگاه نسبت به زنان نگاه عادلانه و منصفانه نداشتند و به همین خاطر قوانین مربوطه نیز صرفا مردسالار و تامین کنده خواسته های مردان بوده است.
خانم وسمقی می گوید بعید نیست زنانی بودند که داعیه نبوت داشتند(از تاریخ جامعه یهود شاهد مثال می آورد) اما تفکر غالب و حاکم بر جامعه دینی مانع از قبول یا پذیرش آنان بعنوان رسولان الهی شده است زیرا مردان این شایستگی را فقط در خود میدیدند که خدا با آنان در ارتباط باشد زیرا در همان متون دینی (از زرتشتیگری،یهودیت،مسیحیت و اسلامیگری) بخضی از فعل و انفعالات فیزیولوژیک زمان عامل نقص و ناپاکی ایشان عنوان میشده است.
12.خانم وسمقی در پیان کتاب خود ضمن بر شمردن چند مورد بعنوان جمع بندی تاکید میکند که "عقل" قوه تشخیص و تمییز برای رسیدگی به هر ادعایی است و اگر انسان بخاطر یک تفکر و برداشت عقلانی مرتکب خطایی بشود چندان قابل سرزنش نیست(اشاره به این دارد که عقل مبرّرا از خطا نیست) اما اگر کسی با اعتقاد به اینکه خداوند به او وحی میکند یا صرفا بخاطر اینکه فلان چیز یک قانون الهی است به آن عمل کرده و مرتکب خطا شود سخت قابل سرزنش و بازخواست است.ایشان در این خصوص مواردی را از متون تورات و انجیل و قرآن بعنوان مثال ذکر میکند که با علم و کشفیات علمی در تعارض است ضمن اینکه با اشاره به برخی احکام بی عدالتی و نابرابری و حتی غیر اخلاقی بودن بعضی از قوانین شرعی را هم در همان متون معرفی میکند و معتقد است مومنین به این متون و انبیاء معمولا سخن منتقدان و مخالفان خود را نادیده میگیرند(چون آنان را گمراه و دشمن میدانند) یا در مواردی سعی میکنند با تفسیرهای شخصی و ناهمگون به رفو کردن این اشتباهات بپردازند که خودش باعث یک سئوال مهم تر میشود که چرا باید خداوندی که احساس تکلیف برای هدایت و راهنمایی انسان میکرده اینقدر گنگ و نامفهوم و نارسا با پیامبر خودش سخن بگوید و به گوش مردم برسد که اینقدر محل اختلاف باشد یا حتی نامعقول؟
بدیهی است موضوعات و مطالب داخل کتاب بسیار مفصل تر است که در این مختصر به آنها پرداخته نشد و امیدوارم علاقمندان با دسترسی به کتاب و مطالب آن هم به افق جدیدی از آگاهی برسد هم اینکه نقد خودشان را بر مطالب کتاب( به دعوت نویسنده کتاب) هم داشته باشند

Читать полностью…

کانال قرآن

✔️در مسیر پیامبری چه می خوانیم؟
بخش ۳

7.وحی یا القای پیام الهی که در متون دینی و سخنان انبیا و مفسرین الهیات تعبیر به کلام مرموز الهی میشود فقط برای پیامبر قابل فهم است.وحی حالات مختلفی دارد از جمله اصوات،الهام،مشاهده،رویا،بارقه ها و کشف و ترجمان این بارقه ها که تماما توسط خانم وسمقی در کتاب بدانها پرداخته است.این موارد با آنچه اهل باطن و عرفان در خلوت گزینی خود بدانها اشاره کرده اند شباهتهای فراوانی دارد.اما طبق مطلب قبلی دغدغه مدعیان نبوت با اهل عرفان و باطن یکسان نیست لذا اینگونه موارد بنام وحی نیز برای آنان مفاهیمی متفاوت میباشد.برای هر دو این موضوع یک امر کاملا شخصی و انفرادی است که دیگران در آن راه ندارند اما در میان پیامبران با توجه به نیت ایشان در ایجاد یک انقلاب اجتماعی(محدود به خانواده و قبیله یا جهانی) تعبیرش متفاوت است.خانم وسمقی با مستندات دینی اینطور عنوان میکند که پیامبران این انکشافها را به شکل معقول و قابل فهم برای مردم بیان میکنند.
8.آنچه نظر خانم وسمقی را به خود جلب کرده است تفاوت بین شرایع ادیان است.مثلا آنچه در تورات است و آنچه در مسیحت یا اسلام بنظر میرسد.ایشان میپرسد اگر واقعا خداوند اراده کرده بود که آنچه را که برای هدایت و راهیابی انسان لازم است برای ایشان بفرستد مستلزم وحدت در قوانین و شرایع باید باشد در حالیکه اینگونه نیست.متن تورات و انجیل و قرآن و حتی اقوال شرعی علمای اینان چه در درون چه در مقایسه با هم متفاوت و گاها متضاد است.خانم وسمقی نتیجه میگیرد که این اختلاف بخاطر همان اصل رابطه پایین به بالاست.یعنی رابطه انسان با خدا در موضوع نبوت.انسانها از زمین و از زوایای مختلف به خدا نگریسته و با آن ارتباط ایمانی برقرار کرده اند و او را مطابق خواست و اراده خود میخواهند و آنچه را طلب میکنند در کلام به خدا نسبت میدهند.ماحصل سخن اینست که اینها کلام الهی نیست بلکه همان ترجمان انکشاف هایی است که علاقمندان به اصلاح اجتماعی بنام نبوت به خدا منسب کرده اند.ایشان با نگاهی به تورات و انجیل و حتی قران در صدد اثبات این قضیه است که هیچکدام از این متون در زمان انبیای خودشان جمع آوری نشده.تورات و انجیل سالها بعد از نبوت موسی و عیسی ع بعد از تحقیق و مجاهدت علمای دینی شکل رسمی به خود گرفت.حتی قرآننیز در زمان عثمان رسمیت متنی یافت و قبل از آن در قرائت و کتاب محل اختلاف بوده و آنچه هم جمع آوری شده انسجام متنی و همچنین رعایت مکی و مدنی بودن نشده ضمن اینکه فرضیات دیگری را مطرح میکند که مجال آن در این بخش نیست.

👈 ادامه در بخش ۴

Читать полностью…

کانال قرآن

✔️در مسیر پیامبری چه می خوانیم؟
بخش ۱

آقای سهیلی پور از کتاب جدید خانم وسمقی یاد کردند.این کتاب با نام "مسیر پیامبری" در شهریور 1400 در دسترس عموم قرار گرفته که من فقط نسخه پی دی اف آن را دیده و خوانده ام.
در کتاب مسیر پیامبری خانم وسمقی با طرح یک فرضیه جدید رابطه خدا با انسان در اصل "نبوت"را بصورت معکوس یعنی رابطه انسان با خدا به تصویر کشیده و سعی میکند با شواهد تاریخی دلایلی معقول(به استناد حرف خودشان) برای اثبات فرضیه اش ارائه دهد و البته چنان که بر می آید این فرضیه را یکی از فرضیه های محتمل در این خصوص میداند.
کتاب در لابه لای بررسی و اثبات موضوع به ارایه مستندات تاریخی با شواهد تحقیقاتی پژوهشگران حوزه دین همچون میرچا الیاده میپردازد که قابل تامل است.ایشان مسیر پیامبری را به حوزه ادیان توحیدی سامی و متون مقدس آنها نیز میکشاند و گریزی هم به زرتشت و بودا و آیین های اولیه و بومی و برخی مکاتب فلسفی هند و همچنین فرقه های اسلامی نیز میکشاند تا توصیف جامع تری از آنچه میخواهد بگوید داشته باشد.
در این مجال چند موضوع اصلی که محور این کتاب را تشکیل میدهد مطرح میکنم و الباقی را به مخاطب واگذار می نمایم تا در صورت تمایل به متن اصلی کتاب مراجعه نماید.
1.خانم وسمقی با استناد به شواهد موجود در متون دینی و سخنان پیامبران وتفاسیر الهی دانان ، به اینان نسبت انسان انگاری از خدا میدهد.یعنی خداوند در این متون و سخنان و تفاسیر مانند یک انسان تصور شده است که حاکم و پادشاه بر زمین و آسمانهاست.خدایی که می بیند،می شنود،خشمگین میشود،میگیرد.خانم وسمقی معتقد است حتی اگر اینها را طبق تفاسیر برخی علما مجازی بدانیم باز همان نگاه انسان انگارانه از خدا سر جای خودش باقی است ضمن اینکه در همین میان افراد و مکاتبی بوده اند که دقیقا به شبیه انسان بودن خداوند یقین شرعی و ایمانی داشتند باستناد همون متون دینی.
2.ایشان با اشاره به متون تورات و قرآن سخن بالا را تایید شده قلمداد میکند زیرا در تورات گفته شده خداوند انسان را بصورت خودش خلق کرده است و در قران نیز خداوند صحبت از خلیفه روی زمین میکند.سپس با برقراری ارتباط بین خدا و خلیفه نسبت شباهت ظاهری و حتی باطنی را بین آن دو مطرح میکند.خانم وسمقی با پیوند دادن این دو فرضیه نتیجه میگیرد که انسان در جستجوی خدایی با ویژگیهای مثل خودش بوده و در این کشف به خدایی همچون خودش ایمان پیدا کرده است.
متذکر این نکته باشم که خانم وسمقی وجود خدا را انکار نمیکتد بلکه سعی دارد که خدا را از منظر متون دینی و پیامبران و الهی دانان تفسیر کند.
3.پس از اینکه انسان به چنین خدایی ایمان پیدا کرد با خودش فرض و فکر میکند که چنین خدایی که او و جهان را خلق کرده باید( به این باید دقت شود) برای او برنامه ای داشته باشد.برنامه ای که تکلیف او را در این جهان مشخص کند.برنامهای برای او داشته باشد. همچنین این انسان که شاهد مردن همنوعان خود بود بخاطر میل به بقا بدنبال این بوده که همان خدا در آن برنامه برای دنیای پس از مرگ او نیز برنامه دیگری داشته باشد.لذا این انسان بوده که ذهن خودش خداوند را موظف فرض کرده تا او را هدایت کند و برای او برنامه ای بفرستد.چیزی که به نام دین میشناسیم.خانم وسمقی به جهان آخرت نیز ایمان دارد.

👈ادامه در بخش ۲

Читать полностью…

کانال قرآن

سلام بر آقا احمد برادر خوب.

سوالاتی که حضرتعالی از بنده پرسیدید جواب آنها را خودتان بهتر از من می دانید اما به رسم ادب و احترام و اطاعت از دستور شما، نکاتی در حد بضاعت خدمت شما عرض می کنم.

س:
فرمودید: "بر اساس این ایه که اهل البیت رسول را پاک میداند چند سوال دارم که پاسخ به انها راه گشاست .
1- اصولا اینکه خداوند می خواهد این جماعت را از هر رجسی پاک نماید یک خواست تشریعی است یا تکوینی . یعنی ایا پاک بودن انها منوط به رعایت نکاتی است که خداوند انها را بر شمرده و یا مشیت خداوند بر ان قرار گرفته که چه بخواهند و چه نخواهند از هر رجسی پاک گردند."

ج:
همانطور که خودتان فرمودید این یک دستور تشریعی است نه تکوینی و اتفاقاً دوستانی که می خواهند بگویند منظور از لیذهب عنکم رجس اهل البیت، امامان معصوم هستند، این دستور تشریعی دستور از کاستی و حرکت به سوی کمال است و از آلودگی به سمت پاکی است یعنی در مخاطبان کاستی ها و آلودگی هایی وجود دارد که با دوری از آنها می توانند نفس خود را پاک کنند و از آن کاستی ها به سوی کمال بروند نه اینکه نشان کمال و معصومیت مخاطبان آیه باشد.

متاسفانه همانطور که گفته‌اند حب شئ اعمی، کلیه ی کسانی که شیفته و عاشق پیش فرض های مذهبی و مسلکی خویش می گردند، دیگر سخن هیچ مخالفی که مسلک و مذهب آنها را به چالش بکشد بر نمی تابند چون باورشان آمده همه ی افراد و اشخاص مخالف آنها همه گمراه و منحرفند و تمام حق نزد آنان و مذهب و مسلک آنان است و بس.

س:
2- ایا در واژه اهل البیت این الف و لام در ابتدای بیت به این معنی است که منظور خداوند پاک بودن اهل همین خانه است یا اینکه خانه امام رضا در مشهد و یا ان امام دیگر در کاظمین و نجف را هم شامل می شود

ج :
اگر امروز کسی از بنده بپرسد که راستی مخاطب اصلی و اولیه ی خود قرآن کیست بنده عرض می کنم بالای نود درصد قرآن، اول همان افرادی بودند که در عصر رسول خدا وجود داشتند، و ما ها حتی مردم آن روزگار که بسیاری از آنها که دور از پیامبر و پیام او بودند جز قوم مابلغ بوده و هستیم و آن هم نه ابلاغ لفظی، بلکه ابلاغ عملی و در قالب نظر و رفتار درست و الا قرآنی که توسط طالبان و امثالهم عرضه می گردد، بیشتر حجتی است برای فرار و انکار آن،
تا جذب و ایمان به آن.

بنابراین همانطور که اشاره فرمودید که بیت همراه الف لام و به عنوان معرفه آمده، طبیعی است که منطوز از اهل البیت، خانواده ی حاضر پیامبر را منظور است که با توجه به آیات قبل و بعد آن، خاصه زنان پیغمبر خدا مورد خطاب است و آن هم با توجه به موارد پیشگفت دستور یک دستور، مطلق تشریعی است نه تکوینی.

س:
3- "ایا منظور خداوند از اهل البیت در همان مقطع از زمان است (یعنی اهل ان بیت تا زمانی که در قید حیات هستند ) یا اینکه این درخواست مربوط به ایندگان هم می شود . "

ج:
ابتدا خانواده ی پیامبر و زنان پیامبر مد نظر است ولی به لحاظ تشریعی بودن حکم، این دستور می تواند الگوی خوبی برای همه ی زنان مومنه در همه ی اعصار باشد تا از چشم و همچشمی در زینت و مال و جلوه گری و تبرج که جزو فرهنگ مردم نادان بخصوص مردم عصر جاهلیت قبل از اسلام بوده اجتناب ورزند و همینطور زنان مومنه از لطیف و با ناز حرف زدن با مردان که سبب آلودگی در بعضی مخاطبین می گردد اجتناب نمایند و علاوه بر این زنان مومنه پا به پای مردان اهل قرآن و مطالعه و حکمت و سلوک دینی شوند.



سئوال چهارم با توجه به پاسخ های داده شده منتفی است.

س:
5- اگر فرزندان انها هم معصوم هستند چرا فقط 12 نفر از انها معصوم هستند و این خیل فرزندان و فرزند زادگان انها معصوم نمی شوند .

ج:
لازمه ی تشخیص انسان های معصوم و آگاهی به عصمت آنها، دانستن غیب و اشراف مطلق به درون و برون آن هاست و از آنجا به صراحت آیات قرآن، پیامبر اسلام علم غیب نداشتند و خداوند هم در خصوص امامان مورد نظر شیعه در قرآن چیزی بیان نکردند، ادعای معصومیت برای آن عزیزان پایه قرآنی و آسمانی ندارد با این تفاوت که افراد مومن شامل مرد و زن قادرند تا با سلوک های دینی، مانند زهد ورزی، نماز و روزه های مستحبی، نماز شب، خواندن قرآن همنشینی با صالحان و اجتناب از محرمات، و و پرورش روح عدالت در خویش، به درحاتی برسند که از گناه و آلودگی و ظلم، خودرا معصوم بدارند تا حدی که فکر گناه و آلودگی هم دیگر حتی در ذهنشان و شب در هنگان خواب نیز به سراغشان نیاید و این در توانایی انسان است و چنانچه کسی آن را منکر گردد انکار وی صرفا ناشی از عدم تلاش وی برای رسیدن به این درجه بوده و الا ترک معاصی و زهد و عدالت ورزی و دوری از ستم، مافوق توان هیج انسانی نیست.
👇👇👇

Читать полностью…

کانال قرآن

با سلام حضور دوستان گرامی

اخیراً خانم صدیقه وسمقی، کتابی منتشر کردند و نظریه ای را در موضوع نبوت مطرح نمودند.

خلاصه نظریه این است که خداوند، پیامبران را انتخاب نکرده، بلکه این پیامبران هستند که با رسیدن به درجات بالایی از شعور معنوی، خداوند را می یابند و او را به مردم معرفی می کنند.
به نظر بنده، ایشان در مجموع، از حقیقت دور گردیده اند. البته نکات خوبی هم در نظریه ایشان هست که به نظرم درست است.

متن قران، نشانه های مهمی دارد که نشانگر از این است که گوینده این کلام، خدای خالق است نه رسول امین.
برای دوستانی که با قران مانوس هستند، این موضوع آشکار است و نیازی به ارائه نمونه آیات نیست.
قران بارها به پیامبر اخطار می دهد که تو فقط وظیفه ابلاغ حقایقی را به عهده داری که به تو گفته شده، مبادا به آنچه مخالفان تو می گویند، تمایل نشان دهی، که در اینصورت، مجازات خواهی شد.
اگر نظریه خانم وسمقی را بپذیریم، باید قبول کنیم که انبیای الهی، به غلط این سخنان را به خداوند نسبت می دادند.و این یعنی پیامبران با مردم صادق نبودند.

البته من توفیق نداشتم با خانم وسمقی، گفتگویی داشته باشم. امیدوارم ملاقاتی داشته باشیم و گزارش کاملتری حضور دوستان اهل تحقیق ارائه کنم.

اما آنچه را از نظریه ایشان، ارزشمند می دانم، این است که باید تعریف وسیعتری از رسولان الهی داشته باشیم.
به گمانم، حق با ایشان است و رسولان الهی، محدود به کسانی نیست که به آنها وحی شده است.
رسولانی هستند که رسالت الهی را به عهده دارند، بدون اینکه به آنان وحی شود.
آنها رسالت خویش را از راه مطالعه کتب آسمانی و تفکر در جهان هستی، درک نموده و بخوبی آن را به انجام می رسانند

🦯محمد سهیلی پور

@whyquran

Читать полностью…
Подписаться на канал