16103
اولین وبسایت تخصصی دنیای نغمهی یخ و آتش: westeros.ir آدرس فیس بوک ما: facebook.com/Game.Of.Thrones.Persian.FanPage آدرس پیج اینستاگرام ما: instagram.com/westeros.ir آدرس توئیتر ما: twitter.com/Westerosir ادمین : @sis311
رایان کندال: از متقاعد کردن اچبیاو تا نقش مهم تساریون در فصل سوم خاندان اژدها
رایان کندال، سازنده و تهیهکننده اصلی خاندان اژدها، در گفتوگویی تازه توضیح داد که چگونه توانست مدیران اچبیاو را برای ساخت این سریال متقاعد کند.
او گفت در ابتدا قصد داشت مجموعه دانک و اگ را به یک سریال تبدیل کند، اما جرج آر. آر. مارتین ترجیح داد این داستانها تا زمان تکمیل مجموعه کتابها ساخته نشوند. به همین دلیل، کندال پیشنهاد ساخت مجموعه بر اساس کتاب آتش و خون و روایت رقص اژدهایان را مطرح کرد؛ پیشنهادی که در نهایت به تولید خاندان اژدها منجر شد.
کندال در بخش دیگری از صحبتهایش به آینده فصل سوم نیز اشاره کرد و از نقش مهم اژدهای دیرون تارگرین و تساریون، گفت. او این اژدها را با وجود جثه کوچکترش نسبت به دیگر اژدهایان، یک سلاح ویرانگر توصیف کرد و تاکید داشت که تساریون در ادامه داستان نقش بسیار مهمی ایفا خواهد کرد.
به گفته کندال، ورود دیرون و تساریون توازن قدرت در رقص اژدهایان را تغییر میدهد و باید منتظر حضور پررنگتر این اژدهای آبی در قسمتهای آینده فصل سوم باشیم.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
#Westerosir
بتانی آنتونیا: بیلا خودش را بابت مرگ جیسریس سرزنش میکند!
مرگ جیسریس ولاریون در قسمت نخست فصل سوم خاندان اژدها ضربه سنگینی به بیلا تارگرین وارد کرد. بتانی آنتونیا، بازیگر نقش بیلا، در گفتوگویی تازه درباره وضعیت روحی این شخصیت پس از این اتفاق صحبت کرده است.
آنتونیا میگوید بیلا از همان ابتدا نگران تصمیمهای جیسریس بود و مرگ او دقیقا همان اتفاقی بود که همیشه از وقوعش میترسید. به گفته او، بیلا احساس میکند اگر میتوانست جیسریس را از رفتن به نبرد منصرف کند، شاید سرنوشت او طور دیگری رقم میخورد؛ به همین دلیل خودش را بابت مرگ او سرزنش میکند.
او همچنین گفت بیلا مصمم بود پیکر جیسریس را پیدا کرده و به دراگوناستون بازگرداند و در عین حال از روبهرو شدن با رینیرا هراس داشت، زیرا خود را در برابر مرگ جیسریس مسئول میدانست. آنتونیا تاکید کرد که این اتفاق، بیلا را برای همیشه تغییر داده است.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
چرا نبرد گالت با کتاب فرق داشت؟ رایان کندال پاسخ میدهد!
رایان کندال، سازنده و تهیهکننده اصلی خاندان اژدها، درباره تغییرات مهم نبرد گالت نسبت به کتاب آتش و خون توضیح داد و تاکید کرد که این تغییرات به دلایل عملی و محدودیتهای تولید انجام شدهاند، نه برای فاصله گرفتن از داستان اصلی.
یکی از مهمترین تفاوتهای این نبرد، حذف حضور شاهزاده اگان سوم و ویسریس دوم است. کندال گفت به دلیل فشرده شدن خط زمانی سریال، این دو شخصیت هنوز کودکانی بسیار کمسن هستند و حضور آنها در نبردی دریایی با صحنههای گسترده، جلوههای ویژه سنگین و اژدهایان، از نظر تولید و ایمنی امکانپذیر نبود. او همچنین به محدودیتهای قانونی کار با بازیگران خردسال، دشواری فیلمبرداری چنین صحنههایی و چالشهای استفاده از جلوههای ویژه در کنار کودکان اشاره کرد.
به گفته کندال، تیم سازنده باید میان وفاداری به کتاب و ساخت نسخهای که از نظر اجرایی قابل تولید باشد، تعادل برقرار میکرد. او تاکید کرد که با وجود تغییر برخی جزئیات، پیامدهای اصلی نبرد گالت و تاثیر آن بر ادامه داستان حفظ شده و این تغییرات، مسیر کلی روایت را تغییر نمیدهند.
کندال در پایان نبرد گالت را یکی از بزرگترین و پیچیدهترین نبردهایی دانست که تاکنون ساخته شده است و گفت سازندگان تمام تلاش خود را کردهاند تا در عین اعمال این تغییرات، تصویری شایسته از این رویداد مهم به نمایش بگذارند.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
آیا ایموند تارگرین و آلیس ریورز در کتاب آتش و خون رابطهای عاشقانه دارند؟
فصل سوم «خاندان اژدها» سرانجام ایموند تارگرین و آلیس ریورز را رودرروی یکدیگر قرار داد؛ اما رابطهی آنها در کتاب فراتر از یک دلدادگی موقت در میانهی جنگ است.
در قسمت دوم از فصل سوم زمانی که ایموند در هرنهال حضور دارد و زخمی شده است، آلیس ریورز وارد میشود و نخستین ملاقات این دو رقم میخورد؛ دیداری که گیل رنکین، بازیگر نقش آلیس، از آن با عنوان یک آشنایی عاشقانه و بیمارگونه! یاد کرده است.
اما در قسمت سوم، خبری از این دو شخصیت نیست. دیمون در قسمت دوم درخواست آلیس برای واگذاری هرنهال را رد کرده بود و اکنون آلیس در همان قلعهای که خواهانش بود، از شاهزاده نایبالسلطنهای زخمی که بزرگترین اژدها را نیز دارد نگهداری میکند. هنوز مشخص نیست در پشت دیوارهای هرنهال چه میگذرد؛ اما در کتاب، میان ایموند تارگرین و آلیس ریورز واقعن رابطهای عاشقانه شکل میگیرد.
هشدار: ادامهی مطلب حاوی اسپویلهای مهمی از کتاب آتش و خون است.
در کتاب، این رابطه همان بخشی از داستان هرنهال است که طرفداران سالها منتظر دیدنش روی صفحهی تلویزیون بودهاند. بخش مربوط به دیمون و آلیس نیز در فصل دوم سریال، شامل رویاها و معجونها و ....، بهطور کامل ساخته و پرداختهی خود سریال است؛ زیرا در کتاب، آلیس و دیمون حتا یک صحنهی مشترک هم ندارند و آلیس کاملن به داستان ایموند تعلق دارد.
زمانی که ایموند هرنهال را پس میگیرد، دستور میدهد باقیماندهی اعضای خاندان استرانگ اعدام شوند و تنها یک نفر را میبخشد و آن شخص آلیس ریورز است. او آلیس را به عنوان همراه خود برمیگزیند و ظاهرن دلبستگی عمیقی نسبت به او پیدا میکند.
ایموند از او با عبارت «آلیسِ من» یاد میکند. هنگامی که لیدی سابیتا فری در غیاب ایموند، زمانی که او مشغول سوزاندن سرزمینهای ریورلندز است، هرنهال را تصرف میکند، ایموند بازمیگردد و با از میان برداشتن هر کسی که سد راهش میشود، قلعه را بازپس میگیرد؛ هدف اصلی او نیز، نجات آلیس است.
آخرین کاری که ایموند پیش از پرواز بر فراز دریاچهی گادز آی برای نبرد سرنوشتساز با عمویش دیمون انجام میدهد، (نبردی منجر به مرگ او خواهد شد، همانگونه که ظاهرن آلیس آنرا در رویاهایش پیشبینی کرده بود) این است که آلیس را میبوسد.
سپس به شاهزاده دیمون میگوید که این آلیس بوده که محل حضور او را پیشبینی کرده و با غرور این موضوع را بیان میکند. پس از آن بر ویگار سوار میشود و به سوی مرگ خود پرواز میکند.
در مقابل، دربارهی آلیس نوشته شده است که از برجهای هرنهال نظارهگر نبرد ویگار و کاراکسس بر فراز دریاچه بود. بر اساس آتش و خون، آلیس در آن زمان فرزند ایموند را باردار بود.
معمایی که مارتین هرگز پاسخش را نداد
پس از پایان رقص اژدهایان، آلیس بار دیگر در هرنهال ظاهر میشود. او این بار با گروهی از یاغیان بر قلعه حکومت میکند و ادعا دارد که بیوهی شاهزاده ایموند تارگرین و مادر پسر قانونی اوست.
اگر این ادعا حقیقت داشته باشد، آن کودک حق و ادعایی واقعی نسبت به تخت آهنین خواهد داشت؛ زیرا ظاهرن آلیس و ایموند پیش از مرگ او بهطور مخفیانه با یکدیگر ازدواج کرده بودند.
با این حال، مارتین هرگز روشن نمیکند که آیا آلیس حقیقت را میگوید یا نه.
کتاب آتش و خون به شکل یک اثر تاریخی نوشته شده که توسط چند راوی با دیدگاهها و انگیزههای متفاوت (از جمله دلقک دربار، یک سپتون و استاد اعظم) گردآوری شده است. اما هیچیک از آنها نمیتوانند بهطور قطعی دربارهی آلیس یا صحت ادعاهایش اظهار نظر کنند.
این یکی از پرسشهای بیپاسخی است که کتاب عمدن باز میگذارد و سریال نیز تاکنون به آن نپرداخته است.
#مقاله
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
پس از سقوط تامبلتون، زنان سراسر شهر، از پیرزنان گرفته تا دختران هشتساله، مورد تعرض قرار گرفتند و حتی سپتاها و خواهران خاموش نیز در امان نماندند. سربازان مست هر مردی را که مییافتند، از پیرمردان گرفته تا پسران خردسال، میکشتند. خانهها و مغازهها به دست گروههای سبز غارت شد و ثروتمندان شهر برای آشکار کردن محل داراییهای پنهانشان شکنجه شدند. حتی نوزادان نیز بر سر نیزه زده شدند.
برای خواندن تمام وقایع نخستین نبرد تامبلتون، به ویکیوستروس سر بزنید.
#ویکی
#رقص_اژدهایان
#HOTD
#Wiki
@Westerosir
🆚 سریال خاندان اژدها در مقایسه با کتاب آتش و خون
🟢 قسمت چهارم
⚠️⚠️ هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۳ فصل ۳
✍️ امیدوارم که سه قسمت قبل رو خونده باشید — در این قسمت به شوالیهشدنِ دراگونسیدها، حرفهای سپتونِ اعظم دربارهی جادوی پلید، و درنهایت سانفایر میپردازیم.
📺 اول، دراگونسیدها. در فصل ۲ «کاشتِ بذرها» یا «کِشتِ سرخ» رو دیدیم که چه بهایِ خونینی داشت. توی این قسمت رینیرا هر سه دراگون سید رو رسماً شوالیه میکنه و بهشون لقب میده. اولف، هیو و آدام زانو میزنن و تا «دمِ مرگ» به رینیرا سوگند وفاداری میخورن. ولی هیچکدوم راضی نیستن: هیو خونه و زن و بچش رو میخواد، اُلف قلعه میخواد و میخواد که به عنوان یه لرد نامگذاری بشه، و آدام دنبالِ نامِ ولاریونه که اون هم — همونطور که قسمتِ قبل گفتیم — بهش نمیرسه.
📚 اما توی کتاب لقبها همون لحظهی سوارشدن (در کِشتِ سرخ) به دراگون سیدها میچسبه: تا هیو سوارِ ورمیتور میشه، میشه «هیو هَمر» یا «هیوِ سرسخت» (چون آهنگره)؛ تا اُلف سوارِ سیلوروینگ میشه، میشه «اُلفِ سفید» (بهخاطرِ موهاش) یا «اُلفِ مست» (بهخاطرِ بدمستیهاش)؛ و اون پسرِ پونزدهساله که سوارِ سیاسموک میشه، از همون اول «آدامِ هال»ه.
📚 ولی شوالیهشدن؟ اون جلوتر میآد — نه از دستِ ملکه توی یه مراسم، بلکه توی میدونِ جنگ. توی کتاب، هیو و اُلف بعد از اینکه توی نبردِ گالِت واقعاً میجنگن و زنده میمونن، خودشون رو شوالیه میدونن. کتاب یه صحنهی جالب داره؛ این دو تا توی یه میخونهی دودگرفته میشینن به عرقخوری و پزدادن، و هیو میگه: «حالا دیگه واقعاً شوالیهایم.» و اُلف میخنده و میگه:
شوالیه که چیزی نیست. ما باید لُرد بشیم.
سانفایرِ طلایی انگار دوباره به پرواز درآمده بود… ولی به کجا، هیچ انسانِ زندهای نمیتوانست بگوید.
کارگردان خاندان اژدها: صحنه دیرون جعلی عمدا مخاطب را فریب داد!
کلر کیلنر، کارگردان قسمت سوم فصل سوم خاندان اژدها، فاش کرد که صحنه معرفی دیرون جعلی از همان ابتدا با هدف گمراه کردن مخاطبان طراحی شده بود تا بیننده درست مانند رینیرا و الیسنت، برای لحظاتی تصور کند این پسر همان دیرون تارگرین است.
او توضیح داد که برای خلق این حس، از نماهای نزدیک، نگاههای رفتوبرگشتی اما دارسی و واکنشهای اولیویا کوک استفاده شد تا مخاطب فرصت کند همراه با شخصیتها حقیقت را کشف کند. به گفته کیلنر، هدف این نبود که فقط یک غافلگیری ساده رقم بخورد، بلکه میخواستند بیننده دقیقا همان شوک و سردرگمی شخصیتها را تجربه کند.
کیلنر همچنین گفت لحظهای که رینیرا متوجه میشود این پسر دیرون نیست، از طریق تغییر حالت چهره و نگاه اما دارسی روایت میشود و به همین دلیل نیازی به دیالوگهای اضافی وجود نداشت. او در پایان از بازی اما دارسی و اولیویا کوک تمجید کرد و گفت اجرای آنها باعث شد این سکانس حتی تاثیرگذارتر از چیزی باشد که در فیلمنامه نوشته شده بود.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
متأسفانه به نظر میرسه ممکنه سریال #خاندان_اژدها تصمیم داشته باشه «نخستین نبرد تامبلتون» رو تو یه خبر خلاصه کنه. در حالی که در کتاب، استاد اعظم گیلداین، این نبرد رو همتراز نبرد «دشت آتش» در زمان فتح اگان میدونه؛ تنها نبردی که بالریون، ویگار و مراکسیس هر سه در اون حضور داشتند.
اما شما همراهان وستروس میتونین برای دونستن همهی اون اتفاقاتی که در تامبلتون رخ داد، به ویکیوستروس سر بزنید.
پینوشت: البته هنوز حذف این نبرد از سریال به طور رسمی اعلام نشده.
#ویکی
#رقص_اژدهایان
#HOTD
#Wiki
@Westerosir
🆚 سریال خاندان اژدها در مقایسه با کتاب آتش و خون
🟢 قسمت سوم: مشروعیتِ ولاریونها
⚠️⚠️ هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۳ فصل ۳
✍️ امیدوارم که دو قسمت قبل رو خونده باشید. حالا بریم سراغ یکی از بهترین صحنههای این اپیزود که تفاوتش با کتاب، مو بر تن آدمی نمیزاره👀 ماجرای مشروعیتِ آدام و آلین.
📺 توی این قسمت، لرد کورلیس ولاریون بالاخره اعتراف میکنه که آدم و آلین پسرانش هستن، و از ملکه میخواد اونها رو رسماً ولاریون اعلام کنه. اول رینیرا دستدست میکنه، اما وقتی کورلیس بارِ دوم درخواستش رو تکرار میکنه، ملکه اعتراف میکنه که فعلاً نمیتونه این کار رو بکنه. و همین وسطِ رد کیپ به یه دعوا ختم میشه. رینیرا با لحنی تقریباً عذرخواهانه میگه نمیتونه جلوی چشمِ بقیه طرفدارِ حرامزادهها به نظر برسه — در حالی که زمزمهها از پقتی که از وقتی جیس و لوک و جافری به دنیا اومدن، مثل سایه دنبالشن.
📺 کورلیس تلافی میکنه؛ بلندبلند و پشتِهم بچههای رینیرا رو حرامزاده صدا میزنه، فقط برای اینکه زخمیاش کنه — و خوب میدونه کجا رو باید بزنه، چون زخمِ مرگِ جیس هنوز تازهاست. «جیسریس مثلِ یه حرامزاده زندگی کرد و مثلِ یه حرامزاده مُرد!»
🤔 ولی چرا رینیرا نمیتونه «بله» بگه؟ اینجاست که سریال بر خلاف میل باطنیش یه چیزِ کاملاً کتابی رو درست نشون میده. رینیرا و لینور ولاریون یه ازدواجِ صوری داشتن؛ لینور به مردها علاقه داشت و بچههای رینیرا — جیس، لوک و جافری — هر سه موهای قهوهای داشتن، نه نقرهایِ تارگرینی. کلِ قلمرو پچپچ میکرد که پدرِ واقعیِ این بچهها هاروین استرانگه، نه لینور. سبزها بهشون میگفتن «استرانگها» — و این یعنی متهمکردنِ خودِ رینیرا به خیانت. پس مشروعکردنِ هر حرامزادهای، ماجرای پسرهای خودِ ملکه رو دوباره سر زبونا میندازه. ردِ درخواستِ کورلیس، تصمیمِ سنگدلانهای نیست؛ همون تلهایه که رینیرا از روزِ اول توش گیر کرده.
⚖️ یه کم هم جاج کنیم! این وسط، هر دو طرف یهجورهایی ریاکارن. کورلیس تمامِ عمر آدام و آلین رو انکار کرد، ولی حاضر شد لوکِ موقهوهای رو بهعنوان وارثِ دریفتمارک قبول کنه — چون اونموقع بهنفعش بود. و اون جملهی «اونها حرامزادهن»؟ همون حرفیه که یه بار برادرش ویموند ولاریون سرِ زبون آورد — و دیمن بهخاطرش گردنش رو زد و جنازهاش رو داد به اژدها (توی کتاب البته!). حالا خودِ کورلیس داره همون حرف رو میزنه.
📚 خب، حالا بریم سراغ کتاب. آدام و آلین، پسرهای یه دخترِ کشتیسازِ اهلِ هال به اسمِ ماریلدا («موش») هستن. آدام برخلافِ سریال، توی کتاب برادرِ بزرگتره با یه سال اختلاف سنی. هر دو موی نقرهای و چشمِ بنفش دارن — دراگونسیدهای واقعی. مادرشون سالها حاضر نبود اسمِ پدرشون رو بگه.
📚 و حالا خودِ ماجرا. توی کتاب، کورلیس هیچوقت علناً نمیگه اینها پسرهای منن. بهجاش اونها رو نوههای خودش جا میزنه — یعنی بچههای پسرِ مردهاش لینور. (ماشروم نظرِ دیگهای داره: پدرِ واقعیِ اینها خودِ کورلیسه، ولی تا وقتی همسرش رینیس زنده بود، مخفیشون کرد.) زمانی که آدام سوار سیاسموک میشه و بعد کورلیس درخواستِ مشروعیت آدام و آلین رو ملکه میده میده. کتاب مستقیم میگه:
وقتی شاهزاده جیسریس هم صدایش را به این درخواست افزود، ملکه پذیرفت. آدام از هال، دراگونسید و حرامزاده، شد آدم ولاریون، وارثِ دریفتمارک.
سریال شوالیهای از هفت پادشاهی در اولین فصل پخش خود در ۹ رشته از جمله بهترین سریال درام، نامزد دریافت جوایز امی ۲۰۲۶ شد.
#شوالیهای_از_هفت_پادشاهی
#اخبار
#AKOTSK
@Westerosir
فصل چهارم خاندان اژدها وارد مرحله تولید میشود
طبق گزارشهای منتشرشده، فیلمنامههای فصل چهارم و پایانی خاندان اژدها تکمیل شده و نسخههای اولیه آن در اختیار شبکه اچبیاو قرار گرفته است. همچنین انتظار میرود فیلمبرداری این فصل از اوایل سال ۲۰۲۷ در چندین کشور آغاز شود.
با توجه به زمانبر بودن مراحل تولید و جلوههای ویژه، احتمال زیادی وجود دارد که فصل چهارم در سال ۲۰۲۸ پخش شود و پرونده سریال خاندان اژدها را برای همیشه ببندد.
رایان کندال، مدیر اجرایی سریال، پیشتر گفته بود تیم نویسندگان مدتها منتظر رسیدن به روایت فصل پایانی بوده و برای به تصویر کشیدن پایان این داستان هیجان زیادی دارد.
#اخبار
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
🆚 سریال خاندان اژدها در مقایسه با کتاب آتش و خون
🟢 قسمت دوم: دو رینیرای متفاوت!
⚠️⚠️ هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۳ فصل ۳
✍️ در قسمت اول رفتیم سراغ دیرون قلابی. حالا بریم سراغ خودِ ملکه و اولین روزهای کاریش در پایتخت. و اینجا یه چیز جالب هست: کتاب و سریال دارن دو داستانِ کاملاً متفاوت از "یک آدم" تعریف میکنن. سریال یه رینیرا به ما نشون میده، کتاب یه رینیرای دیگه...
📺 کل این قسمت داره برای رینیرا همدلی میسازه. یه زنِ خسته و بیخواب و داغدار که با خزانهی خالی و بدونِ شورا و بدونِ پول، افتاده وسط هزار مشکلِ ریز و درشتِ حکومت. موش توی قصر، شمع تموم شده، هیچکی نمیدونه کی توی کدوم اتاق بخوابه. چون سپتونِ اعظم حاضر نیست تاجش رو بذاره سرش، پس رینیرا میره جلوی چشم مردم غذا پخش میکنه و میگه همین تاجگذاریِ منه. ملکهای که به فکر مردمه، غذای احتکارشده رو از پولدارها میگیره و بین گرسنهها پخش میکنه. «بازگشتِ نورچشمی قلمرو» — دنریسوار، در روزهایی که «میسا» بود.
📺 خلاصه، سریال داره میگه: این زن، با همهی فشارها، داره تلاش میکنه آدمِ خوبی باشه.
📚 اما اصلا کتاب داره یه چیز دیگه میگه و داستان کاملاً برعکسه. گیلداینِ مورخ (که کتاب به نقل از اونه)، دقیقا دربارهی همین دوره، نظرات دارکی داره:
دختری که زمانی بهعنوان نورچشمی قلمرو برایش هلهله میکردند، حالا به زنی حریص و کینهتوز تبدیل شده بود؛ ملکهای به بیرحمیِ هر پادشاهی که پیش از او آمده بود.
یکی از حاضرجوابها رینیرا رو "میگور با پستان" نامید، و تا صد سال بعد "پستانهای میگور" فحشِ رایجِ اهالی کینگزلندینگ بود.
سوگند برای پیمانشکن چه ارزشی داره؟ وقتی تختِ من رو دزدیدن، سوگندهاشون آزارشون نداد.
استیو توسنت دلیل اتهام جنجالی کورلیس به پسران رینیرا را توضیح داد!
استیو توسنت، بازیگر نقش کورلیس ولاریون، درباره یکی از جنجالیترین لحظات قسمت سوم فصل سوم خاندان اژدها گفت کورلیس در آن صحنه دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت و از روی خشم، حقیقتی را که سالها پنهان مانده بود، بر زبان آورد.
او توضیح داد کورلیس بهخوبی میدانست متهم کردن پسران رینیرا به نامشروع بودن چه پیامدهایی دارد؛ چرا که برادرش نیز پیشتر با مطرح کردن همین موضوع با عواقب سنگینی روبهرو شده بود. با این حال، کورلیس در آن لحظه دیگر حاضر نبود سکوت کند و تصمیم گرفت چیزی را که سالها پنهان مانده بود، آشکار کند.
به گفته توسنت، این صحنه نقطه عطفی در رابطه کورلیس و رینیراست و نشان میدهد وفاداری کورلیس نیز سرانجام به مرز فروپاشی رسیده است.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
اما دارسی: رینیرا تصور نمیکرد حکومت کردن تا این اندازه سخت باشد!
اما دارسی، بازیگر نقش رینیرا تارگرین، میگوید رینیرا همیشه فکر میکرد سختترین بخش مسیرش رسیدن به تخت آهنین است، اما پس از تصرف کینگزلندینگ با واقعیتی تلخ روبهرو میشود؛ پادشاهیای با خزانهای خالی، شهری آشفته و میراثی سنگین از گذشته.
به گفته دارسی، رینیرا در آغاز سلطنتش تلاش میکند با آرامش و تدبیر حکومت کند، اما خیلی زود درمییابد که اداره یک قلمرو بحرانزده، بسیار دشوارتر از چیزی است که انتظارش را داشت.
او همچنین درباره ضیافت رینیرا برای مردم توضیح داد که این اقدام صرفا یک جشن پس از پیروزی نبود، بلکه تلاشی هوشمندانه برای جلب اعتماد و حمایت مردم در روزهای آغازین حکومتش بود.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
عنوان قسمت سوم از فصل سوم سریال «خاندان اژدها» با نام Rhaenyra Triumphant «رینیرای پیروز» اعلام شد. این عنوان برگرفته از یکی از فصلهای کتاب آتش و خون است.
همچنین این قسمت به کارگردانی Clare Kilner ساخته شده و تاکنون در سایت IMDb امتیاز 8.4 برای آن ثبت شده است.
#اخبار
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
ملکه رینیرا: تو ما رو مثل یه مشت دزد و غارتگر نشون میدی. مثل دزدان دریایی که بلای جونمون هستن.
شاهزاده دیمون: مثل خدایان جلوهمون میدم، رینیرا.
#نقل_قول
#سریال
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
شاهزاده دیمون تارگرین: حتمن به عدالت خواهید رسید.
ملکه رینیرا تارگرین: من هرگز به عدالت واقعی نمیرسم.
#نقل_قول
#سریال
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
🆚 سریال خاندان اژدها در مقایسه با کتاب آتش و خون
🟢 قسمت پنجم و پایانی
⚠️⚠️ هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۳ فصل ۳
✍️ رسیدیم به قسمتِ آخرِ این رشته-پست. در چهار قسمتِ قبل، دیدیم که بیشتر جاها کتاب تاریکتر و بیرحمتر از سریال بود. در قسمت آخر میخوام چندتا تفاوتِ (کوچیکترِ) نهایی رو زیر ذرهبین ببرم.
📺 مثلث رینیرا- دیمن- میساریا: توی سریال، میساریا حالا ارباب نجواهای رینیراست. سریال یک قدم از این جلوتر میره؛ میساریا بهاندازهی دیمن به رینیرا نزدیکه، هم بهعنوانِ مشاور، هم بهعنوانِ معشوقه. و مشخصا دیمن با این نفوذ میساریا مشکل داره و کلا روی مخِ همان.
📚 توی کتاب این مثلث یه جور دیگه است. میساریا «کِرمِ سفید» میآد به دربار و عملاً میشه ارباب نجواها، ولی هیچوقت رسماً توی شورا نمیشینه. و نکته اینجاست که دیمن هر شب به دیدنِ! میساریا میره، با رضایتِ خودِ رینیرا! کتاب این جمله رو از زبونِ رینیرا نقل میکنه:
بذار دیمن گرسنگیهاش رو هرجا خواست فرو بنشونه، ما هم همین کار رو میکنیم.
حقیقت اختلاف مارتین و رایان کندال از زبان یکی از بازیگران خاندان اژدها
ابوبکر سلیم، بازیگر نقش الین آو هال، در گفتوگویی تازه تاکید کرد که اختلاف جرج آر. آر. مارتین و رایان کندال، سازنده و نویسنده اصلی خاندان اژدها، هیچ تاثیری بر روند تولید فصل سوم نداشته است.
او گفت فضای پشت صحنه فصل سوم کاملا حرفهای و مثبت بوده و تمام عوامل فقط روی ساخت بهترین نسخه ممکن از سریال تمرکز داشتند. سلیم همچنین از رایان کندال به خاطر حمایت از بازیگران و تعهدش به داستان تمجید کرد.
اختلاف مارتین و کندال پس از آن شدت گرفت که مارتین از برخی تغییرات سریال نسبت به کتاب آتش و خون انتقاد کرد و هشدار داد حذف یا تغییر بعضی شخصیتها و اتفاقات میتواند بر ادامه داستان تاثیر منفی بگذارد. در مقابل، کندال تاکید کرد که این تغییرات به دلیل محدودیتهای تبدیل کتاب به سریال ضروری بودهاند.
با این حال، ابوبکر سلیم میگوید این اختلافات هرگز وارد پشت صحنه نشد و هیچ اثری بر کیفیت یا روند تولید فصل سوم خاندان اژدها نگذاشت.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
استیو توسنت: کورلیس هنوز با نبود رینیس کنار نیامده است!
استیو توسنت، بازیگر نقش کورلیس ولاریون، در گفتوگویی تازه درباره وضعیت روحی این شخصیت در فصل سوم خاندان اژدها گفت که کورلیس هنوز نتوانسته با مرگ رینیس کنار بیاید و این فقدان همچنان روی زندگی او سنگینی میکند.
او توضیح داد که کورلیس پس از از دست دادن همسرش احساس میکند بخشی از وجودش را از دست داده است. به گفته توسنت، رابطه کورلیس و رینیس فقط یک ازدواج سیاسی نبود، بلکه بر پایه عشق، اعتماد و احترام متقابل شکل گرفته بود؛ به همین دلیل، نبود رینیس همچنان بر تصمیمها و رفتارهای کورلیس در فصل سوم تاثیر میگذارد.
توسنت همچنین از همکاری با ایو بست، بازیگر نقش رینیس، تمجید کرد و گفت از نظر او، کورلیس هرگز بهطور کامل از غم از دست دادن رینیس عبور نخواهد کرد و یاد او همیشه همراه این شخصیت خواهد ماند.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
آیا شوالیه هفت پادشاهی فراتر از سه فصل ادامه خواهد داشت؟
کیسی بلویز، مدیر بخش محتوای اچبیاو، اعلام کرد که هنوز تصمیمی برای پایان یافتن سریال شوالیه هفت پادشاهی با فصل سوم گرفته نشده است.
او گفت ادامه این مجموعه به برنامههای ایرا پارکر و همچنین داستانهای جدید جرج آر. آر. مارتین بستگی دارد و در حال حاضر تمرکز سازندگان روی تولید فصل دوم است.
بلویز همچنین تاکید کرد که شوالیه هفت پادشاهی با فضای صمیمیتر و متفاوت خود نسبت به بازی تاجوتخت و خاندان اژدها، تجربهای تازه از دنیای وستروس ارائه میدهد. بنابراین، احتمال ادامه این سریال پس از فصل سوم همچنان وجود دارد.
#مصاحبه
#شوالیه_هفت_پادشاهی
#AKOTSK
@Westerosir
رینیرا تارگرین: «من وقتی در اوج نیاز بودم، یه اژدها برام ظاهر شد.»
سپتون اعظم: «خدایان من کاری به اژدهایان ندارن، اونها جادویی کفرآمیز هستن که در تاریکی، غرور و هوس، قدرت و گریز از مجازات ساخته شدند. اونها نابود میکنند ولی چیزی نمیسازن. هیچ خیری ازشون به دست نمیآد.»
رینیرا: «موضع خودتون رو کاملا شفاف اعلام کردید.»
سپتون: «با تمام احترام، بهتون توصیه میکنم با مذهب دشمنی نکنید. چون مذهب، مردم شما رو هدایت میکنه، بهشون آرامش میده و متحدشون میکنه. دست کم گرفتنش به ضرر خودتونه.»
#نقل_قول
#سریال
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
پس از رشد هفته گذشته؛ بینندگان پخش زنده خاندان اژدها دوباره افت کردند!
آمار پخش زنده قسمت سوم فصل سوم سریال خاندان اژدها در شبکه اچبیاو نشان میدهد که پس از افزایش بینندگان در قسمت دوم، قسمت سوم با کاهش مخاطبان روبهرو شده است.
قسمت اول فصل سوم در پخش زنده شبکه اچبیاو در ایالات متحده ۸۶۰ هزار بیننده داشت. این رقم در قسمت دوم به ۹۷۰ هزار نفر رسید و رشد حدود ۱۳ درصدی را ثبت کرد، اما قسمت سوم با ۸۹۰ هزار بیننده پخش زنده، نسبت به قسمت دوم حدود ۸ درصد کاهش داشت. با این حال، آمار قسمت سوم همچنان اندکی بالاتر از قسمت اول فصل است.
البته این آمار تنها به بینندگان پخش زنده شبکه اچبیاو در ایالات متحده مربوط میشود و بینندگان پخش اینترنتی، تماشای با تاخیر و مخاطبان سایر کشورهای جهان را شامل نمیشود.
کاهش یا افزایش آمار بینندگان پخش زنده، لزوما نشاندهنده محبوبیت یا عدم محبوبیت یک سریال نیست؛ زیرا بخش بزرگی از مخاطبان امروزه آثار را از طریق سرویسهای پخش اینترنتی یا با تاخیر تماشا میکنند.
#آمار
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
شباهت روایی خاندان اژدها با آثار ویلیام شکسپیر
اپیزود سوم فصل 3 (رینیرای پیروز) شباهتهای غیرقابل انکاری به نمایشهای ویلیام شکسپیر داشت. آثاری که متعلق به بیش از 4 قرن پیش است. مارتین بارها در مصاحبههایش به علاقۀ زیادش به آثار شکسپیر اشاره کرده و این موضوع بر کسی پوشیده نیست. بنابراین وجود این شباهتها اصلاً اتفاقی نیست. بلکه درست برعکس کاملاً عمدی است. علاقۀ مارتین به شکسپیر به کنار، وجود این شباهتها شاید نشاندهندۀ این باشد که موضوع جنگِ قدرت در افسانهها دربند زمان نیست و هر داستانی با هر بافت و درونمایه همان مسیر مشابه را طی خواهد کرد و این موضوع با یک دورۀ تاریخی خاص ارتباط ندارد.
شرایط روحی رینیرا در این اپیزود انعکاسی بود از یکی از داستانهای تمثیلی شکسپیر
بعد از واقعۀ غمانگیز مرگ جیسریس در فصل سوم، شک و تردید به جان رینیرا افتاد که آیا اصلاً این جنگ و اتفاقاتی که در پی داشت ارزشش را داشت یا نه. ولی رینیرا سرانجام تخت آهنین را تصاحب کرد. در داستانهای معمولی همین اتفاقات، بهسادگی میتواند پایانِ کلیِ اثر باشد. چون هدف اصلی رینیرا همین بود و خب به هدفش رسید ولی خاندان اژدها هم درست مثل بازی تاج و تخت اصلاً میانۀ خوبی با پایانهای خوش ندارد.
درعوض شاهد این بودیم که رینیرا از لحاظ روحی به تمام معنا فروریخت. ولی تلاش کرد خودش را با شرایط وفق دهد و ملکۀ هفتاقلیم شود. بازیِ درخشان اما دارسی در این اپیزود به خوبی حسِ فشار روانی و درماندگیِ رینیرا را به بیننده القا میکرد. اپیزود را که تماشا میکردم مدام این نقلقول جاودانه از نمایشِ هنری چهارم، بخش دوم توی سرم تکرار میشد:
«سرِ تاجدار هرگز آسوده بر بالین نمیآساید».
«سنگین است سرِ آنکه تاج بر سر دارد»
کریستون پادشاهساز، برادر را بر ضد خواهر شوراند و افراد گارد شاهی را در برابر هم قرار داد و جنگ وحشتناکی که آنرا رقص اژدهایان مینامند را شعله افکند.
افکار سر اریس اوکهارت
کتاب چهارم، ضیافتی برای کلاغها.
#نقل_قول
#کتاب
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
آدام هال به دنبال قدرت است، اما نه به هر قیمتی
کلینتون لیبرتی، بازیگر نقش آدام هال، در گفتوگویی تازه درباره مسیر این شخصیت در فصل سوم خاندان اژدها گفت آدام برخلاف بسیاری از شخصیتهای خاندان اژدها، به دنبال قدرت به هر قیمتی نیست و تلاش میکند انسانیت و اصول اخلاقیاش را حفظ کند.
به گفته لیبرتی، آدام که از طبقهای پایین آمده، ناگهان به قدرتی بزرگ دست پیدا میکند، اما اجازه نمیدهد این قدرت هویتش را تغییر دهد. او همیشه تلاش میکند تصمیمهایش را بر اساس درست و غلط بگیرد، نه صرفا منفعت شخصی.
لیبرتی در پایان تاکید کرد که بزرگترین چالش آدام در میانه جنگ، حفظ شرافت و وفاداری به ارزشهایش است؛ موضوعی که او را از بسیاری از شخصیتهای داستان متمایز میکند.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
تفاوت در نحوه مشروعیت آدام و آلین در کتاب و سریال
همانطور که در سریال دیدیم، رینیرا تارگرین از مشروعیت دادن به آدام و آلین طفره میرود و به دست خود، لرد کورلیس میگوید که نمیتواند، آنها را مشروع اعلام کند، که با واکنش تند کورلیس ولاریون همراه میشود.
اما در کتاب این موضوع طور دیگری پیش میرود. مدت کوتاهی از اثبات بذر اژدها بودن آدام از هال با سواری بر سیاسموک نگذشته بود، که لرد کورلیس تا جایی پیش رفت که از ملکه رینیرا درخواست کند که انگ نامشروعیت را از روی آدام و برادرش آلین بردارد. هنگامی که شاهزاده جیسریس از خواستهاش حمایت کرد، ملکه نیز پذیرفت. آدام از هال، بذر اژدها و پسری نامشروع، تبدیل به آدام ولاریون و وارث دریفتمارک شد.
کتاب آتش و خون
#خاندان_اژدها
#فکت
#تاریخ
#کتاب
#سریال
#houseofthedragon
#HOTD
#fact
@westerosir
اولیویا کوک از پایان رابطه الیسنت و رینیرا میگوید!
اولیویا کوک، بازیگر نقش الیسنت هایتاور، در گفتوگویی تازه گفت که رابطه الیسنت و رینیرا دیگر قابل ترمیم نیست و اتفاقات گذشته آنها را از نقطه بازگشت عبور داده است.
او معتقد است جنگ، خیانتها و تصمیمهایی که هر دو شخصیت گرفتهاند، باعث شده دیگر نتوانند مانند گذشته به یکدیگر اعتماد کنند.
با این حال، کوک تاکید کرد که همین رابطه پیچیده و احساسی همچنان یکی از مهمترین محورهای داستان خاندان اژدها خواهد بود و این پیوند، حتی با وجود دشمنی میان آنها، همچنان بر روند داستان تاثیر میگذارد.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
🆚 سریال خاندان اژدها در مقایسه با کتاب آتش و خون
🟢 قسمت اول: دیرون قلابی!
⚠️⚠️ هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۳ فصل ۳
✍️ قسمت سوم فصل سوم سریال هم پخش شد. قسمتی که به نوعی روز اول کاری ملکهی سیاه رو در پایتخت به ما نشون میده. دوربینِ روی دست و دینامیکی که در این قسمت، سوار بر سریاله از نکات چشمگیر این قسمت هست و به لحاظ روایی و فیلمبرداری تفاوت عمدهای با کل سریال و حتی با سریال بازی تاج و تخت داره. از این که بگذریم، ما قسمت به قسمت شاهد شکافهای عمیقتری در روایت سریال و کتاب هستیم. برای من خبر خوبیه! بریم سراغ پست چند-قسمتی بررسی تفاوتها.
📺 قسمت سوم با نام رینیرای پیروز، با یک صحنهی سرد شروع میشه: لرد اُرموند هایتاور و ارتش ۱۵هزار نفرهاش از ریچ، روبهروی دیمن تارگرین و اژدهاش کاراکسیس و دو دراگونسید — اُلف روی سیلوروینگ و هیو روی ورمیتور— ایستادهاند. با تهدید سوختن در آتش اژدها، اُرموند شمشیرش رو جلوی پای دیمن میزاره و برای نجات جون خودش و ارتشش، جلوی چشم همهی سربازاش به رینیرا سوگند وفاداری میخوره. جلوتر میبینیم که این سوگند دروغه و اُرموند یک پیمانشکن محسوب میشه! یک شوالیهی پیمان شکن!
📺 حالا دیمن یک چیز دیگه هم میخواد: برادرزادهاش، شاهزاده دیرون تارگرین — کوچکترین فرزند ویسریس و الیسنت که در این زمان پادوی اُرموند است — باید بهعنوان گروگان تحویل داده بشه. اُرموند با اکراه قبول میکنه، اما خیلی نرم، پسر اشتباهی رو تحویل دیمون میده؛ یک پسر غریبه با موهای بلوند شده.
😕 حالا که توی سریالیم، این سوراخ داستانی رو آنالیز کنیم. چطور دیمن شک نکرد وقتی تساریون، اژدهای دیرون، هیچ واکنشی به گروگان گرفته شدن سوارش نشون نداد؟ خودِ سریال هم انگار این رو میدونه و یک لحظهی بامزه رو میسازه — تساریون به دیرونِ قلابی نگاه میکنه، سرش رو کج میکنه، و انگار که گیج شده دوباره نگاه میکنه. اژدها میدونه این پسر دیرون نیست. عجیبتر اینکه دیمون تساریون را با خودش نمیبره و اژدها رو کنار ارتش هایتاور رها میکنه — کاری که هیچ منطقی نداره، چون اژدها تهدید اصلیه. اصلا دیرون واسه این مهمه که اژدها داره! ناگفته نماند که البته اگر دیمون از دیرون(قلابی)میخواست سوار تساریون بشه و به کینگز لندینگ بیاد، همونجا لو میرفت!
پس این نقشه اصلاً به چه درد ارموند میخوره؟ فقط یه چیز: زمان. توی همون یکی دو روزی که طول میکشه گند قضیه دربیاد، اُرموند و ارتشش تاملبتون رو اشغال میکنن و مردمش رو گروگان میگیرن!
📚 اما در کتاب «آتش و خون» ماجرا فرق داره. دیرون فرزند چهارم خانواده است . کتاب دقیقا میگه که دیرون چه زمانی متولد شد:
دربار هنوز در حال جشن گرفتن تولد پسر اول رینیرا، جیسیریس بود که آلیسنت درد زایمان کشید و دیرون را به دنیا آورد. و برخلاف جیس - که موها و چشمان قهوهای داشت - رنگ پوست دیرون "گواهی بر خون اژدهای او بود".
امیدهای او به طرز غمانگیزی ناامیدکننده بود.
سر تورن مندرلی کیست؟
خاندان مندرلی بالاخره یک مهره مهم وارد بازی تاجوتخت کرده و این شخصیت قرار است اوضاع را برای جناح سیاه تغییر دهد.
یکی از بهیادماندنیترین صحنههای این قسمت، مهمانیای است که رینیرا برای گروهی از اشراف در رد کیپ ترتیب میدهد. اما مهمانان خبر ندارند که غذای آنها موش پخته شده است؛ یعنی همان غذایی که مردم فقیر و حتا عادی در دوران جنگ مجبور بودند بخورند، در حالی که اشراف مواد غذایی اضافی را برای خود انبار کرده بودند.
رینیرا سپس اعلام میکند که انبارهای غذای ثروتمندان به نفع تاجوتخت مصادره خواهد شد تا میان مردم توزیع شود. وقتی ملکه رینیرا مهمانان شوکه و خشمگین را ترک میکند، با مردی روبهرو میشود که برخلاف بقیه، از این حرکت سرگرم شده و لذت برده است؛ یعنی «سر تورن مندرلی»
او حتا رینیرا را بابت این تصمیم تحسین میکند، با اینکه خودش هم قرار است بخشی از ذخایر غذاییاش را مثل بقیه از دست بدهد.
هرچند تورن در قسمت سوم حضور کوتاهی دارد، اما بهزودی به یکی از مهرههای مهم جناح سیاه تبدیل خواهد شد.
وضعیت سر تورن مندرلی در کتاب به چه صورت است؟
در کتاب، معرفی تورن و برادر بزرگترش، سر مدریک مندرلی، کاملن متفاوت است.
این دو، شوالیه و پسران ارشد خاندان مندرلی هستند و پس از توافقی که جیسریس با پدرشان، «لرد دزموند مندرلی»، میکند، راهی جنوب میشوند.
جیسریس هنگام سفر به شمال برای دیدار با کرگان استارک، ازدواجی میان برادر کوچکترش جافری و کوچکترین دختر لرد دزموند ترتیب میدهد و در مقابل، خاندان مندرلی متعهد میشود برای جناح سیاه بجنگند.
پس از آنکه رینیرا پایتخت را تصرف میکند، تورن و مدریک به جنوب بادبان میکشند و به عنوان مشاوران ملکه فعالیت میکنند.
تورن مردی درشتاندام، باهوش و آشنا به امور اقتصادی و مالی حکومت است و به انصاف در تصمیمگیری شهرت دارد.
با اینحال، یکی از مهمترین توصیههای آنها پس از «نبرد اول تامبلتون»، به ضرر جناح سیاه تمام میشود. بنابراین، هرچند آنها به رینیرا کمک میکنند، اما برخی توصیههایشان ناخواسته به ضرر او تمام میشود.
تورن از معدود شخصیتهای مهمی است که از پایان رقص اژدهایان جان سالم به در میبرد. او بعدها به لرد وایت هاربر تبدیل میشود و مدتی نیز در دوران جانشین رینیرا و اگان دوم یعنی اگان سوم، مقام دست پادشاه را برعهده میگیرد.
نقش تورن مندرلی در سریال
هنوز مشخص نیست سریال تا چه اندازه داستان کتاب را دنبال خواهد کرد.
معرفی و ورود تورن در سریال از همان ابتدا متفاوت است. برخلاف کتاب که او بهدنبال پیمان جیس برای کمک به ملکه راهی جنوب میشود، در سریال از قبل به دلیلی نامشخص در بارانداز پادشاه حضور دارد.
چه کسی نقش سر تورن مندرلی را بازی میکند؟
نقش سر تورن مندرلی را دن فاگلر بازی میکند.
علاقهمندان به آثار فانتزی و علمی تخیلی احتمالن او را از مجموعه Fantastic Beasts یا TWD میشناسند. فاگلر همچنین در آثار کمدی متعددی مانند Jay and Silent Bob Reboot، The Goldbergs و Balls of Fury نیز حضور داشته است.
با توجه به سابقهی متنوع او، انتخابش برای خاندان اژدها جالب به نظر میرسد. حتا در نخستین حضور تورن، حس شوخطبعی و طعنههای او یادآور نقش تیریون لنیستر در «بازی تاج و تخت» است و ممکن است این شوخطبعی کمی از فضای تلخ جنگ داخلی در سریال را کم کند.
نکتهی جالب دیگر این است که تا زمان نگارش این مطلب، دن فاگلر تنها بازیگر آمریکایی «خاندان اژدها» محسوب میشود؛ درست همانطور که پیتر دینکلیج در بیشتر سالهای پخش «بازی تاج و تخت» تنها بازیگر آمریکایی آن مجموعه بود.
#خاندان_اژدها
#مقاله
#تاریخ
#HOTD
@Westerosir