65
کتاب خواندن یک تفریح نیست، یک نیازه... 📚📚📚 کتاب میخوانم چراکه زندگی مرابس نیست #فرناندو_پسوآ اینجا آرشیو شخصی بنده است ،و علاقهمندان میتوانند از مطالب استفاده نمایند.
برخی از اولین نمونههای سند مکتوب از بینالنهرین باستان به دست آمدهاند. لوحی گِلی به خط میخی، مربوط به حدود ۲۰۵۳ پیش از میلاد، تحویل ماهانهٔ گوسفندان و بزها را ثبت کرده است. این لوح دریافت ۸۹۶ رأس حیوان را گزارش میکرد، اما جمع واقعی اعداد ثبتشده ۸۹۸ رأس را نشان میدهد؛
قدرت اسناد در خلق واقعیت در آشور باستان آشکار بود؛ جایی که قراردادهای وام را پس از بازپرداخت بدهی، با از بین بردن لوح، افزودن علامتی به آن یا شکستن مهرش، بهاصطلاح «میکشتند». قرارداد وام صرفاً واقعیت را نمایندگی نمیکرد، بلکه خودِ واقعیت بود: اگر بدهی پرداخت میشد اما سند از بین نمیرفت، بدهی همچنان باقی میماند؛ اما اگر سند نابود میشد، حتی بدون بازپرداخت وام، ممکن بود بدهی دیگر وجود نداشته باشد.
در اورِ شولگی، آشور باستان و حکومتهای بعدی، روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بر اسنادی متکی بودند که واقعیت را ایجاد میکردند، نه اینکه صرفاً آن را نمایندگی کنند. به همین دلیل، وکلا، سیاستمداران و بازرگانان هنگام نگارش قانون اساسی، معاهدات صلح و قراردادهای تجاری، هفتهها و حتی ماهها بر سر تکتک واژهها بحث میکنند؛ زیرا میدانند این اسناد میتوانند قدرت عظیمی اعمال کنند.
ص۵۲-۵۳ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
گاهی کشف حقیقت، باورهایی را زیر سؤال میبرد که انسجام جامعه بر آنها استوار است، ازاینرو، برخی جوامع ترجیح میدهند مردم از منشأ واقعی باورهایشان آگاه نشوند؛ زیرا گاهی جهل به حفظ قدرت و انسجام اجتماعی کمک میکند.
نظریهٔ تکامل داروین نمونهای از این تعارض است. این نظریه درک علمی ما از منشأ و زیستشناسی گونهها، از جمله انسان، را گسترش داد؛ اما همزمان باورهای بنیادین برخی جوامع را به چالش کشید. به همین دلیل، بعضی دولتها و نهادهای مذهبی آموزش تکامل را محدود یا ممنوع کردند تا از باورهای تثبیتشده و نظم اجتماعی محافظت کنند.
ص۴۵-۴۶ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
افلاطون در کتاب جمهور خود، مفهوم «دروغ نجیبانه» را مطرح میکند: داستانی ساختگی دربارهٔ منشأ نظم اجتماعی که وفاداری مردم را تضمین میکند و مانع از زیر سؤال بردن نظام سیاسی میشود. افلاطون نوشت که به شهروندان باید گفته شود همهٔ آنها از زمین متولد شدهاند؛ زمین مادر آنهاست و بنابراین، به سرزمین مادری خود وفاداریِ فرزندی بدهکارند. همچنین باید به آنها گفته شود که خدایان هنگام تولدشان، فلزات مختلفی از جمله طلا، نقره، برنز و آهن را در وجودشان ترکیب کردهاند؛ باوری که سلسلهمراتب طبیعی میان حاکمان طلایی و خدمتکاران برنزی را توجیه میکند. هرچند آرمانشهر افلاطون هرگز محقق نشد، نظامهای سیاسی بسیاری در طول تاریخ از روایتهایی مشابه برای توجیه نظم اجتماعی استفاده کردهاند.
ص۴۳ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
پیش از پیدایش داستانسرایی، جهان دو سطح از واقعیت داشت: واقعیت عینی و واقعیت ذهنی.
واقعیت عینی شامل چیزهایی مانند سنگ، کوه و سیارک است که مستقل از آگاهی ما وجود دارند؛ حتی اگر هیچکس از وجود سیارکی در مسیر برخورد با زمین خبر نداشته باشد، آن سیارک همچنان وجود دارد. در مقابل، واقعیت ذهنی به تجربههای درونی ما، مانند درد، لذت و عشق مربوط است؛ تجربههایی که بدون احساس و آگاهی فرد معنا ندارند......اما انسان با داستانسرایی، سطح سومی از واقعیت را پدید آورد: واقعیت بینذهنی؛ جهانی از چیزهایی مانند قوانین، خدایان، ملتها، شرکتها و پول که نه صرفاً در جهان بیرونی وجود دارند و نه فقط در ذهن یک فرد، بلکه به باور مشترک تعداد زیادی از انسانها وابستهاند. با انتقال و پذیرش داستانهای مشترک، واقعیتهای اجتماعی شکل میگیرند.
کشورها نمونهٔ روشنی از واقعیت بینذهنیاند. وجود یک کشور را نمیتوان مانند وجود یک حیوان با آزمایش DNA اثبات کرد. اگر تعداد کافی از مردم بپذیرند که کشوری وجود دارد، آن کشور بهعنوان یک واقعیت بینذهنی وجود پیدا میکند و میتواند با کشورهای دیگر توافقنامههای الزامآور امضا کند و روابط رسمی برقرار سازد. بااینحال، همهٔ مردم و دولتها لزوماً بر سر وجود یک کشور توافق ندارند؛ اختلاف بر سر بهرسمیتشناختن اسرائیل و فلسطین نمونهای از همین مسئله است.
ص۳۶-۳۷ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
اطلاعات میتواند با ایجاد باورهای مشترک و پیوندهای اجتماعی، نقشی محوری در تاریخ بشر ایفا کند، حتی اگر محتوای آن با واقعیتهای علمی و تاریخی سازگار نباشد. مانند نقش محوری کتاب مقدس، متنی که با وجود اشتباهات جدی در توصیف امور انسانی و فرآیندهای طبیعی، به یکی از تأثیرگذارترین متون تاریخ تبدیل شده است.
کتاب پیدایش ادعا میکند که تمام گروههای انسانی، از جمله مردم سان در صحرای کالاهاری و بومیان استرالیا، از خانوادهای واحد در خاورمیانه و حدود چهار هزار سال پیش منشأ گرفتهاند و پس از طوفان نوح و تخریب برج بابل در سراسر جهان پراکنده شدهاند. اما شواهد ژنتیکی و باستانشناختی نشان میدهند که اجداد مردم سان صدها هزار سال در آفریقا زندگی کردهاند و اجداد بومیان استرالیا بیش از پنجاه هزار سال پیش در آنجا مستقر شده بودند.
همچنین، کتاب مقدس همهگیریها را مجازات الهی برای گناهان انسان میداند و دعا و مناسک مذهبی را راه پیشگیری یا توقف آنها معرفی میکند؛ درحالیکه علم، عوامل بیماریزا را علت همهگیریها میداند و بر نقش بهداشت، داروها و واکسنها در مقابله با آنها تأکید میکند. حتی رهبران مذهبی، مانند پاپ در دوران همهگیری کووید ۱۹، بر ضرورت پرهیز از تجمع و رعایت فاصلهگذاری تأکید کردند.
ص۲۹ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
چه زمانی یک کبوتر فقط یک کبوتر است و چه زمانی اطلاعات محسوب میشود؟
نقش دوگانگی اطلاعات در تاریخ جاسوسی نظامی:
یهودیان طرفدار بریتانیا در فلسطین، شبکهای جاسوسی به نام NILI را برای آگاهساختن بریتانیاییها از تحرکات نیروهای عثمانی راهاندازی کردند. یکی از شیوههایی که اعضای این شبکه برای ارتباط با عوامل بریتانیایی خود ابداع کردند، استفاده از کرکرههای پنجره بود.
سارا آرونسون، یکی از فرماندهان NILI، در خانهای مشرف به دریای مدیترانه زندگی میکرد. او با باز و بسته کردن کرکرهای خاص و بر اساس رمزی از پیش تعیینشده، به کشتیهای بریتانیایی علامت میداد.
عثمانیها سرانجام، تا حدی بر اثر اتفاقی عجیب، به شبکهٔ جاسوسی NILI پی بردند. اعضای این شبکه، علاوه بر استفاده از کرکرههای پنجره، پیامهای رمزگذاریشده را به کمک کبوترهای نامهبر منتقل میکردند.
در ۱۲ شهریور ۱۲۹۶، یکی از این کبوترها از مسیر خود منحرف شد و بداقبالانه در خانهٔ یک افسر عثمانی فرود آمد. افسر، پیام رمزگذاریشده را پیدا کرد، اما نتوانست آن را رمزگشایی کند. بااینحال، خودِ کبوتر اطلاعات مهمی در اختیار او گذاشته بود. وجود آن به عثمانیها نشان داد که یک حلقهٔ جاسوسی زیرِ بینی آنها فعالیت میکند. عوامل NILI از دستگیری کبوتر مطلع شدند و بلافاصله تمام پرندگان باقیماندهٔ خود را کشتند و دفن کردند؛ اما قتلعام کبوترها، NILI را نجات نداد. در عرض یک ماه، شبکهٔ جاسوسی کشف شد، چندین نفر از اعضای آن اعدام شدند و سارا آرونسون، برای جلوگیری از افشای اسرار NILI تحت شکنجه، خودکشی کرد.
سه هفته پس از خودکشی او، اطلاعاتی که شبکهٔ NILI فراهم کرده بود، به بریتانیاییها کمک کرد تا سرانجام خط دفاعی عثمانیها را در نبرد بئرشبع (۹ آبان ۱۲۹۶) و نبرد سوم غزه (۱۰ و ۱۱ آبان ۱۲۹۶) بشکنند. اسرائیلیها این موفقیت را تا حدی مدیون شبکهٔ NILI و سارا آرونسون میدانند و او را بهخاطر فداکاریاش تحسین میکنند؛ اما واقعیت دیگری نیز وجود دارد: فلسطینیها ارزیابی کاملاً متفاوتی از این موضوع دارند. آنان بهجای تحسین آرونسون، او را ــ عاملی در خدمت امپریالیسم میدانند. از آنجا که خودکشی در قوانین دینی یهود ممنوع است، یهودیان ارتدوکس برای پذیرفتن خودکشی آرونسون بهعنوان عملی قهرمانانه با مشکل مواجهاند. در واقع، او از خاکسپاری در بخش مقدس یک قبرستان یهودی محروم شد.
همیشه برخی جنبههای واقعیت در هر بازنمایی نادیده گرفته میشوند یا تحریف میگردند. بنابراین، حقیقت، بازنمایی یکبهیکِ واقعیت نیست؛ هیچ گزارشی از واقعیت صددرصد دقیق نیست؛ اما بااینحال، برخی گزارشها از برخی دیگر درستتر و واقعیتر هستند.
ص۲۲-۲۵ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
اطلاعات بیشتر، جهان را بهتر میکند یا بدتر؟
دربارهٔ تأثیر هوش مصنوعی بر آیندهٔ بشر دو دیدگاه اصلی وجود دارد. خوشبینانی مانند مارک اندریسن، سرمایهگذار آمریکایی، در مقالهٔ «چرا هوش مصنوعی جهان را نجات خواهد داد» (۲۰۲۳)، معتقدند هوش مصنوعی میتواند مشکلات بشر را حل کند و توسعهٔ آن وظیفهای اخلاقی است. ری کرزویل نیز بر این باور است که هوش مصنوعی میتواند به مقابله با بیماری، فقر و تخریب محیط زیست کمک کند؛ هرچند خطرات آن را میپذیرد و بر امکان کاهش این خطرات تأکید دارد.
در مقابل، شماری از متخصصان هوش مصنوعی، از جمله یوشوا بنجیو و جفری هینتون، دربارهٔ پیامدهای فاجعهبار توسعهٔ کنترلنشدهٔ این فناوری هشدار دادهاند. در یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۲ از ۲۷۷۸ پژوهشگر هوش مصنوعی، بیش از یکسوم پاسخدهندگان دستکم ۱۰ درصد احتمال برای وقوع پیامدهایی به وخامت انقراض انسان، در نتیجهٔ پیشرفت هوش مصنوعی، قائل بودند. همچنین، در سال ۲۰۲۳، نزدیک به ۳۰ دولت در بیانیهٔ بلچلی اذعان کردند که قابلیتهای پیشرفتهٔ هوش مصنوعی ممکن است آسیبهایی جدی یا حتی فاجعهبار ایجاد کنند.
بااینحال، خطر اصلی لزوماً ظهور رباتهای سرکش و کشتار انسانها نیست، بلکه در دو سناریوی مهمتر نهفته است:
۱. تشدید درگیریهای انسانی: هوش مصنوعی میتواند رقابت میان قدرتهای جهانی را تشدید کند و به تولید سلاحهای مخربتر بینجامد. در چنین شرایطی، یک تنش کوچک ممکن است به بحرانی بزرگ تبدیل شود. این شکاف میان قدرتهای رقیب با مفهومی چون «پردهٔ سیلیکونی» توصیف میشود؛ جداییای که برخلاف پردهٔ آهنین دوران جنگ سرد، بر تراشهها و کدهای رایانهای استوار است.
۲. تسلط هوش مصنوعی بر انسانها: خطر دیگر این است که انسانها بهتدریج کنترل زندگی خود را به شبکههایی از الگوریتمهای پیچیده و غیرقابلدرک واگذار کنند. این شبکهها ممکن است سیاست، فرهنگ و رفتار انسانها را شکل دهند و حتی به ابزارهایی برای ایجاد نظامهای تمامیتخواه تبدیل شوند. در چنین وضعیتی، مسئله صرفاً سلطهٔ یک کشور یا دیکتاتور بر دیگران نیست، بلکه احتمال شکلگیری قدرتی غیرانسانی است که مهار آن از توان بشر خارج شود.
تفاوت اساسی هوش مصنوعی با فناوریهای پیشین در این است که صرفاً ابزار انجام کارها نیست، بلکه میتواند اطلاعات را پردازش کند، تصمیم بگیرد و ایدههای جدید بسازد. چاقو و بمب بهخودیخود تصمیم نمیگیرند، اما هوش مصنوعی میتواند در تصمیمگیریهایی مانند اعطای وام، استخدام یا حتی تعیین سرنوشت قضایی افراد نقش داشته باشد، آثار هنری تولید کند و در کشفیات علمی مشارکت داشته باشد، حتی احتمال دارد که در آینده، این فناوری بتواند در ایجاد اشکال جدید حیات یا آیندهٔ تمام اشکال حیات نیز نقش ایفا کند.
پرسش اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی قدرتمندتر خواهد شد، بلکه این است که آیا انسانها خواهند توانست کنترل این قدرت را حفظ کنند و از آن برای ساختن جهانی بهتر بهره ببرند؟
- پیشگفتار
خلاصهص۱۰-۱۳ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ زباناصلی❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
آه، که زندگی کردن در دنیای شما چه دشوار است! بسی فقر، بسی حرمان! دستی که به قصد کمک به سوی مستمندان دراز شود، بلافاصله از کتف جدا میکنند. کسی که درماندهای را یاری دهد، خود درمانده میشود.
کیست که بتواند برای دیرزمانی از پلشتیها بپرهیزد، وقتی نخوردن گوشت آدمی را به دامان مرگ میکشاند؟
از چه منبعی میبایست آنچه را که مورد نیازم بود، تأمین میکردم؟ تنها از خودم؛ اما آنگاه خود از پای درآمدم. سنگینی بار نیات خیر مرا به قعر خاک فرو میبرد، در حالی که اگر ظلم روا میداشتم، قدرت از آنِ من بود و از بهترین نوع گوشت تغذیه میکردم. باید دنیای شما نقصی داشته باشد.
ص۲۱۳ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
پایانِکتاب
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
در منطقهٔ سونگ، محلی وجود دارد که آن را «جنگل مقدس» مینامند. در آنجا درختهای کاتالپا، سرو و توت فراوان میروید. عدهای برای ساختن لانهٔ سگهایشان، درختهایی را که یکی دو وجب قطر دارند، قطع میکنند. برخی که ثروتمندتر و باشخصیتترند، درختهای قطورتر را میبرند تا از چوب آنها برای خویش تابوت بسازند و پارهای نیز درختهایی را که هفتهشت وجب قطر دارند، میاندازند و چوب آنها را در ساختمان ویلاهای مدرنشان به مصرف میرسانند. به این ترتیب، هیچکدام از این درختها عمر طبیعی نمیکنند و در نیمهراه زندگی، با اَره و تبر از پا درمیآیند...چنین است ثمرهٔ مفید بودن.
خدای اولی: پس هرچه بیمصرفتر باشی، بهتر است.
وانگ: لااقل خوشبختی تو بیشتر تأمین میشود. آنکس که از همه بدنهادتر است، خوشبختتر است.
ص۱۳۸ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
سگِ گرسنه، رامتر است...؛
ص۹۶ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
بدون لگدمال کردن گروهی، نمیتوان درماندهای را یاری کرد...؛
ص۹۲ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
چرا پیش پای کسی که میخواهد عضو مفیدی برای جامعهاش بشود، سنگ میاندازند؟
ص۸۹ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
همیشه میشنیدم که میگویند عاشق در آسمانها پرواز میکند، اما خوشتر آن است که انسان روی زمین، روی همین آسفالت، راه برود. بدانید که انبوه خانهها در صبحگاه، در ساعاتی که آسمان شفاف و طلاییرنگ هنوز از گردوغبار تیره نشده است، به تلهایی شبیهاند که بر آنها آتش افروخته باشند. بدانید که اگر عاشق نباشید، خیلی چیزها را از دست میدهید.
ص۷۹ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
یک روز، وقتی بچه بودم، با یک پشته هیزم به زمین خوردم. پیرمردی مرا از زمین بلند کرد. حتی پشیزی هم به من داد. بارها به این واقعه فکر کردهام؛ بهخصوص که افراد بیبضاعت با رغبت بیشتری بذلوبخشش میکنند. شاید مردم مایلاند آنچه را که در توان دارند، عرضه کنند. و چه راهی بهتر از مهر ورزیدن؟ کینهتوزی، در حقیقت، نشانهای از بیکفایتی است.
ص۶۸ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
هیچ کشوری تنها با اسطوره و آرمان اداره نمیشود. داستانهای ملی قدرت بسیج انسانها را دارند؛ اما ادارهٔ جوامع به اطلاعات دقیق نیاز دارد. ساخت ارتش، تأمین بودجه و ادارهٔ مدارس و بیمارستانها بدون ثبت مالیاتها، هزینهها و منابع ممکن نیست.
چرا انسانها داستانها را بهتر از فهرستهای خشک به خاطر میسپارند؟ زیرا ذهن ما اطلاعات روایی را معمولاً آسانتر پردازش و ذخیره میکند؛ درحالیکه حفظ انبوه دادههای مالی و اداری دشوار است. ازاینرو، جوامع پیچیده به فناوریای نیاز پیدا کردند که محدودیت حافظهٔ انسان را جبران کند: سند مکتوب؛ ابزاری برای ثبت، نگهداری و پردازش اطلاعات در مقیاسی فراتر از توان ذهن انسان.
ص۵۰-۵۱ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
اگر شما بمبی بسازید و حقایق فیزیک را نادیده بگیرید، بمب منفجر نخواهد شد؛ اما اگر ایدئولوژی بسازید و حقایق را نادیده بگیرید، ایدئولوژی شما همچنان میتواند انفجاری باشد!
قدرت تنها از شناخت حقیقت سرچشمه نمیگیرد؛ توانایی ایجاد نظم و همکاری میان میلیونها انسان نیز منبع قدرت است. ساخت بمب اتم به دانش فیزیک نیاز دارد، اما برای تحقق آن، همکاری هزاران معدنچی، کشاورز، مهندس و دانشمند ضروری است. و در نهایت خرد یعنی استفاده از قدرت و دانش در کنار یکدیگر...؛
«آنچه انسانها را متحد میکند، اغلب داستانهای مشترک درباره خدا، پول و ملت است.»
داستانها دو مزیت مهم نسبت به حقیقت دارند: نخست، میتوان آنها را بهاندازه دلخواه ساده کرد، درحالیکه حقیقت پیچیده است؛ دوم، حقیقت گاهی دردناک و ناراحتکننده است، اما داستان را میتوان متناسب با خواستههای مردم تغییر داد. به همین دلیل، سیاستمداری که اسطورهای ملی میسازد و حقایق ناخوشایند را نادیده میگیرد، ممکن است آسانتر به قدرت برسد.
«آیا چیزی که مقدس میدانیم، لزوما درست است؟! آیا هر نظمی که انسانها را متحد میکند، عادلانه است؟!»
برای نمونه: قانون اساسی ایالات متحده، برخلاف ده فرمان، منشأ انسانی خود را پنهان نمیکرد؛ نویسندگانش آن را ساخته انسانهای خطاپذیر میدانستند و با وجود تأیید بردهداری در شکل اولیه، سازوکاری برای اصلاح پیشبینی کردند که کمتر از یک قرن بعد، با تصویب متمم سیزدهم، به لغو بردهداری انجامید. در مقابل ده فرمان با ادعای منشأ الهی بردهداری را تأیید کرده و تنها طمع ورزیدن به بردههای دیگران را منع میکند؛ بااینحال، هیچ سازوکاری برای اصلاح این فرمانها وجود ندارد.
ص۴۱-۴۴ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
چرا زمینداران و بازرگانان فرانسه، آلمان و ایتالیا در قرن دوازدهم برای تصرف سرزمینها و مسیرهای تجاری لوانت متحد شدند؟ چرا ایالات متحده و بریتانیا در سال ۲۰۱۰ بهدنبال میادین نفتی عراق بودند، نه میادین گازی نروژ؟ آیا واقعاً میتوان انتخابهای انسانها را فقط با سود و زیان مادی توضیح داد، بیآنکه به باورهای مذهبی و ایدئولوژیک آنها توجه کنیم؟
واقعیت این است که انسانها تنها بر سر منابع و منافع با یکدیگر متحد نمیشوند؛ آنها ابتدا از طریق داستانها تعیین میکنند که «ما» چه کسانی هستیم و «دیگران» چه کسانیاند. شامپانزهها نیز مانند انسانها به غذا، امنیت، رابطهٔ جنسی و قدرت اجتماعی نیاز دارند؛ اما نمیتوانند میلیونها فرد ناآشنا را با داستانی مشترک به یک ملت، قبیله یا دین تبدیل کنند. آنچه انسان را قادر میسازد در مقیاسی عظیم همکاری کند، فقط نیازهای مشترک او نیست، بلکه معنایی است که از طریق داستانها به این نیازها و به هویت جمعی خود میبخشد.
تعلق داشتن به یک قبیلهٔ بزرگ، در دنیای پرخطر انسانهای باستان، چیزی فراتر از احساس تعلق بود؛ نوعی بیمهنامه برای بقا. اگر خشکسالی سرزمینی را فرا میگرفت و گروهی با خطر گرسنگی روبهرو میشد، اعضای آن میتوانستند به همقبیلهایهای خود پناه ببرند و در سرزمینی ناآشنا از کمک و تجربهٔ آنها بهرهمند شوند. این شبکهها فقط جان انسانها را نجات نمیدادند، بلکه دانش را نیز گسترش میدادند: اگر گروهی روش بهتری برای ساخت نوک نیزه، درمان زخم با گیاهان دارویی یا دوخت لباس کشف میکرد، دیگران هم میتوانستند از آن بهره ببرند. به این ترتیب، حتی اگر یک انسان خردمند بهتنهایی از یک نئاندرتال باهوشتر نبود، پانصد انسان خردمندِ بههمپیوسته میتوانستند بسیار قدرتمندتر و کارآمدتر از پنجاه نئاندرتال باشند.
بااینحال، همین قدرتی که میتواند غریبهها را به متحدانی وفادار تبدیل کند، ممکن است آنها را به دشمن یکدیگر نیز بدل سازد. داستانها گاهی جوامع را از بحران نجات میدهند و گاهی انسانها را به سوی جنگ و نابودی سوق میدهند؛ تا آنجا که تاریخ نهفقط از کشمکش بر سر قدرت و منابع، بلکه از اشتباهات تراژیکی شکل میگیرد که ریشه در باور به داستانهای مسحورکننده اما زیانبار دارند.
ص۳۹-۴۱ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
چطور میلیاردها انسان میتوانند با یکدیگر همکاری کنند، درحالیکه ما حتی فرصت و توانایی شناخت عمیق چند صد نفر را هم نداریم؟ پاسخ در باورها و خاطرات مشترک نهفته است؛ چیزهایی که باعث میشوند انسانها، حتی اگر هرگز یکدیگر را ندیده باشند، احساس کنند به یک گروه تعلق دارند.
برای مثال، هر سال در عید پسح، یهودیان داستان خروج بنیاسرائیل از مصر را بازگو میکنند. در این آیین، از آنها خواسته میشود خود را چنان تصور کنند که گویی شخصاً از بردگی در مصر رهایی یافتهاند، دریا را شکافتهشده دیدهاند و در کوه سینا حضور داشتهاند. درحالیکه این افراد هزاران سال پس از روایت این رویدادها زندگی میکنند، سنت مذهبی از آنها میخواهد این گذشته را بخشی از تجربهٔ شخصی خود بدانند.
تکرار یک روایت مشترک میتواند گذشتهای را که شخص هرگز تجربه نکرده، به بخشی از هویت و خاطرات او تبدیل کند. در نتیجه، وقتی دو یهودی در دو نقطهٔ متفاوت جهان با یکدیگر روبهرو میشوند، ممکن است احساس کنند به خانوادهای تعلق دارند که تاریخ مشترکی دارد؛ خانوادهای که اعضایش، با وجود فاصلهٔ زمانی و مکانی، خود را شریک رنجها و رویدادهای یکسانی میدانند. به این ترتیب، انسانها میتوانند نهفقط با کسانی که میشناسند، بلکه با میلیونها غریبه نیز همکاری کنند؛ زیرا آنچه آنها را به هم پیوند میدهد، لزوماً شناخت یکدیگر نیست، بلکه باور به داستانی مشترک است.
ص۳۴-۳۵ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
اطلاعات همیشه بازتابدهندهٔ حقیقت نیستند؛ گاهی حتی دروغها، خیالات و افسانهها نیز اطلاعات محسوب میشوند. برای مثال، در سال ۱۳۸۳ گفته میشود که رژیم نظامی میانمار، بر اساس توصیهٔ طالعبینان، پایتخت را از یانگون به نایپیداو منتقل کرد. این مثال نشان میدهد که اطلاعات لزوماً با حقیقت پیوند ذاتی ندارند.
نقش اطلاعات در تاریخ صرفاً بازنمایی واقعیتهای موجود نیست، بلکه میتواند خلق واقعیتهای جدید از طریق پیوند دادن عناصر مختلف باشد. نمونهای از این نقش را میتوان در متاورس، چشمانداز مارک زاکربرگ، مشاهده کرد. متاورس بهجای بازنمایی جهان واقعی، امکان ساخت جوامع مجازی با قوانین و ویژگیهای تازه را فراهم میکند؛ جوامعی که ممکن است در آینده بخش بزرگی از زندگی اجتماعی و حرفهای انسانها را در خود جای دهند.
نقش اطلاعات به تاریخ بشر محدود نیست و در زیستشناسی نیز دیده میشود، مثلا نمیتوان DNA را بر اساس صداقت یا میزان بازنمایی حقیقت ارزیابی کرد؛ بلکه معیار ارزیابی آن، تأثیری است که بر عملکرد و بقای موجود زنده میگذارد. خطاهای DNA به معنای بازنمایی نادرست واقعیت نیستند، بلکه به جهشهایی اشاره دارند که ممکن است کارکرد زیستی و شایستگی بقای موجود زنده را کاهش دهند. برای مثال، DNA در تولید آدرنالین نقش دارد و آدرنالین با افزایش ضربان قلب و هدایت خون بیشتر به عضلات، بدن گورخر را برای فرار از شیر آماده میکند.
ص۲۶-۲۸ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
تعریف مفاهیمِ بنیادی همیشه دشوار است؛ زیرا این مفاهیم، پایه و اساس همهچیزهای دیگرند و به نظر میرسد خودشان فاقد هرگونه مبنای مشخصی باشند.
برای مثال:
فیزیکدانان در تعریف ماده و انرژی با مشکل مواجهاند.
زیستشناسان در تعریف حیات با دشواری روبهرو هستند.
فیلسوفان نیز در تعریف واقعیت به سختی میافتند.
در این میان، بسیاری از فیلسوفان و زیستشناسان و حتی برخی از فیزیکدانان، «اطلاعات» را بنیادیترین سازندهٔ واقعیت میدانند؛ «عنصری که حتی از ماده و انرژی نیز بنیادیتر است.»
البته، تعریف چیزی بهعنوان اطلاعات، موضوعی مربوط به دیدگاه است. یک ستارهشناس یا طالعبین ممکن است صورت فلکی ترازو را بهعنوان اطلاعات ببیند، اما این ستارگان دور، بسیار فراتر از یک تابلوی اعلانات برای ناظران انسانی هستند. ممکن است یک تمدن بیگانه در آنجا وجود داشته باشد که کاملاً از اطلاعاتی که ما از خانهشان استنباط میکنیم و داستانهایی که دربارهاش میگوییم، بیخبر باشد. بهطور مشابه، یک تکه کاغذ با لکههای جوهر میتواند اطلاعاتی حیاتی برای یک واحد ارتش یا شام برای یک خانواده موریانه باشد. هر شیئی میتواند اطلاعات باشد یا نباشد. این امر تعریف اینکه اطلاعات چیست را دشوار میکند.
ص۲۰-۲۲ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
قدرت به معنای خرد نیست و پس از ۱۰۰٬۰۰۰ سال اکتشاف، اختراع و فتح، بشریت خود را به یک بحران وجودی کشانده است. در آستانهٔ فروپاشی اکولوژیکی قرار داریم که ناشی از سوءاستفاده از قدرت خودمان است. همچنین، مشغول ایجاد فناوریهای جدیدی مانند هوش مصنوعی هستیم که پتانسیل خارج شدن از کنترل ما و به بردگی کشاندن یا نابودی ما را دارند. با این حال، بهجای اینکه گونهٔ ما برای مقابله با این چالشهای وجودی متحد شود، تنشهای بینالمللی در حال افزایش است، همکاری جهانی دشوارتر میشود، کشورها سلاحهای روز قیامت را انبار میکنند و یک جنگ جهانی جدید غیرممکن به نظر نمیرسد.
اگر ما انسانهای خردمند اینقدر عاقلیم، پس چرا اینقدر خودویرانگریم؟
- پیشگفتار
ص۴ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
دیرزمانی به شب نمانده است...
ص۱۷۴ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
تنها با یک نقطهضعف، حساب آدم پاک میشود. چطور میتوان از چنگ تمام نقطهضعفها گریخت، علیالخصوص از چنگ کشندهترین آنها، یعنی عشق؟ نه، از دست این یکی نمیشود فرار کرد؛ خیلی برای آدم گران تمام میشود.
تصدیق کن که آدم نمیتواند تمام عمر گوشبهزنگ باشد. آخر، این چه دنیایی است؟
ص۱۰۴ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
عجله همچون توفانی است که بنا را از بن فرو می ریزد...
ص۹۵ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
در سرزمین ما، کاردان به شانس نیاز دارد.
تنها زمانی میتواند اظهار وجود کند که پشتیبان قدرتمندی داشته باشد. نیکان را توان آن نیست که خود یاور خویش باشند و خدایان درماندهاند.
چرا خدایان صاحب تانک و توپ، ناوشکن و بمبافکن و مین نیستند تا مردم بدنهاد را از پای درآورند و نگهبان نیکان باشند؟
در سرزمین ما، نیکان را توان آن نیست که برای دیرزمانی نیک بمانند. وقتی کاسهها پر نباشد، سفرهنشینان به سروکلهٔ هم میزنند. آخ، فرامین خدایان جوابگوی احتیاجات ما نیست.
چرا خدایان بر سر بازارها نمیآیند و این نعمتهای پربرکت را با لبی خندان بین مردم تقسیم نمیکنند؟ چرا به کسانی که با نان و شراب تن فربه کردهاند، اجازه میدهند تا دوستانه با هم کنار بیایند؟
ص۹۲ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
بر برادرتان ستم رفته و شما پلکها را بر هم مینهید......ستمدیده نعره میکشد و شما لب از لب نمیگشایید. ستمگر آزادانه میگردد و قربانی میجوید و شما میپندارید که از ستم او در امانید، زیرا نافرمانی نکردهاید.
این چه شهری است؟ شما چگونه انسانهایی هستید؟
در شهری که به کسی بیعدالتی میشود، باید مردم سر به شورش بردارند. شهری که در آن از شورش نشانی نیست، چه بهتر که پیش از رسیدن غروب آفتاب، در میان شعلههای آتش نابود شود.
ص۸۶ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
اکنون، ای علفهای هرزه،
به پشت آرمیده و آسودهخاطر،
خود را از پستان متورم ابرها سیراب میکنید،
بیآنکه بهای آن را جویا شوید.
ص۷۰ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭
𖥧 ִֶָ ࣪˖ 𖥧 ࣪ ִֶָ
میگویند سخن کسی که از روی ناامیدی حرف میزند، لطفی ندارد...؛
ص۶۸ 𖠚
📖 #زن_خوب_ایالت_سچوان
🖊 #برتولت_برشت
❝ #مترجممهدیزمانیان❞
⚑ #نشر_افکار
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖𖹭