911
ما گریستیم و واژه ساختیم📝 او به ریشِ شعرِ ما میخندد❗️ #مهلا_زمانی _______________________________________ سامانه سازماندهی وزارت ارشاد کد شامد: ۱_۱۷۰۷۴۸_۶۱_۴_۱ من اینجام🌱 @mahla804
از تو گله دارم
چگونه پلک بر هم میگذاری
تا در سردابهای خیال دنبال من بگردی❓
حال آنکه صدایم
در سیم تلفن لانه کرده است📞
#ریتا_عوده
فرانسوی
ایتالیایی
حتی شده هندی...
سیاه سفید عاشقم باش❣
#مـهدیه_لطیفی
شب است
و مورچهها دارند اندوه زمین را جابهجا میکنند🌙▪️
#گروس_عبدالملکیان
به کتابهایت حسودی ام میشود
به مسواکت
به پرندگانی که از دستهای تو دانه میخورند❣
به فقیری که سر چهارراه دستش را به سوی تو دراز می کند🌱
به دختر گلفروش
به سرمای زمستان
به گرمای جیب بارانی ات
و...❄️
به هر چیزی که بجز من دستهای تو را لمس میکنند
جانِ من
فقط یکبار
دستهایت را به من بده
قول میدهم که نگیرمشان🥲
همین که چند دقیقه ای زیر سَرم باشند
برای یک عمر زندگی کافیست✨
#آرش_برزگر
تو
می توانی تلخی های چای
قهوه و شراب را بنوشی☕️
می دانی برای چه❓
چرا که دختری چون من
قند روی میز زندگی توست😌
#کژال_احمد
بگذار برایت چای بریزم☕️
امروز به شکل غریبی خوبی
صدایت نقشی زیباست بر جامهای مغربی🫠
و گلوبندت چون کودکی بازی میکند زیر آیینهها…
و جرعهای آب از لب گلدان مینوشد
بگذار برایت چای بیاورم☕️
راستی گفتم که دوستت دارم❓
#نزار_قبانی
که کیف دستیات را
باز میکنی🌱
بوی بوسه و
صدای عطر
به انتهای خیابان میرسد🥹
#صالح_بیچار
دوستت دارم با افتخار
و سری بالا گرفته ❣
همچون گنبدهای دمشق
و چون منارههای مصر✨
#نزار_قبانی
یه قطره بارون نشست رو لبم خوردمش، الان تو دِلمه☔️❤️
Читать полностью…
هربار غمگین بودم
مواجه شدن با بارون و بوی زمین بارون خورده
حالم و خوب کرده:)🌧🌨
پرسید کجایت درد میکند
بگو
ببوسمش تا زود خوب شود❣
و من
عاجز از اینکه
چگونه می شود
محل دقیق خاطرات را
به یک نفر نشان داد 🫠
#میلاد_تهرانی
لبخند بزن
سوژهی شیرین شدنِ چایم باش☕️❣
#مهلا_زمانی
لب و دندان و
وحنجره و
صدایِ تو
دستگاه تکلّم نیستند
دستگاهِ شعرسازیاند❣🫠
#بینام
بلقیس
ای عطرِ حافظهام❣
ای همسر و محبوب و قصیدهام🥹
بخواب به امانِ خدا ای زیبا
چرا که شعر بعد از تو ناممکن
و زنانگی بعد از تو ناممکن است🌱
شعر #نزار_قبانی
بر سنگ قبر معشوقش بلقیس🥀
دوست نبودند
غده ى بدخيمى بودند
كه با سكوت
آزارمان دادند🥲
#محمود_درويش
با من
شبیه خواهرِ خود حرف میزنی
من خسته ام از این همه داداشِ ناتنی🥀🌱
#سمیه_قبادی
یک رویا دارم، شاید کمی بیشتر…
دست چپم را دور شانهات بیاندازم و دست راستم را دور شانه دنیا❣
و آن وقت به ماه بگویم
«از ما عکس بگیر!»🌙
#قشنگبود
گمان میکردم "به خدا میروم"هایت
مانند "به خدا میکشمت" های مادرم،
یکتهدید فرمالیتهی عاشقانهاند🥲❣
#صهیب_علی
اگر قطرهی باران به خندهات برخورد کند
شعر میشود❣
این را
یکی من میدانم
یکی هم آسمان🌫
#عصمت_اوزل