taraneyee_baran | Unsorted

Telegram-канал taraneyee_baran - ترانه باراڹ☔

911

ما گریستیم و واژه ساختیم📝 او به ریشِ شعرِ ما میخندد❗️ #مهلا_زمانی _______________________________________ سامانه سازماندهی وزارت ارشاد کد شامد: ۱_۱۷۰۷۴۸_۶۱_۴_۱ من اینجام🌱 @mahla804

Subscribe to a channel

ترانه باراڹ☔

مثل گلدان
که دلتنگ نور است✨

مثل صحرا
که دلتنگ باران💧

آآآآآآآآی دلتنگی من❣

#سیدعلی_میرافضلی

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

من برای تمام
انار هایی که دانه کرده ام🌱

برای به آغوش کشیدن تو
میانِ عطرِ نارنگی ِ دست چینِ
حیاطِ خانه‌مان🍊

برای داشتنت میانِ فالِ حافظ📘

برای بودنت
بوسیدنت
دقیقه ها از آذر قرض گرفته‌ام✨

#گمنام

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

رفتنت
حفره‌ ای در من
ایجاد خواهد کرد
که تابستان و زمستان
از آن سوز می‌آید❄️

با اینهمه،
آغوشت را بردار و برو
هرجای دنیا را که خواستی گرم کن❣

پرندگانی هستند که ترجیح می‌ دهند
پای عشقی که ریشه دارد
از سرما یخ بزنند ✨

#بینام

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

برای نخستین بار
زنی مرا از تختم پایین می‌اندازد✨

و مرا مجبور می‌کند در زیرسیگاری بخوابم🥀

#نزار_قبانی

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

نیمه شب
پیراهنت را خواب می‌دیدم

صبح، بوی ماه می‌آمد🌙

#سیدعلی_میرافضلی

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

برای تمام خستگی‌های ناتمام🥀🌱

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

من موهای منیژ را بیشتر از هر چیزی توی این دنیا دوست دارم❣

یعنی اول موهای منیژ را دوست دارم، بعد مادرم را، بعد... نه
اول مادرم را دوست دارم، بعد موهای منیژ را، بعد خود منیژ را، بعد ستاره‌ها را⭐️

بعضی وقت‌ها چندتا گل یاس از توی باغچه می‌چیند و می‌گذارد لای موهاش🌸

یک بار گفتمش: "منیژ کاش من یاس بودم. خوش به حال یاس‌ها"🍃

#مصطفی_مستور

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

‏نزار قبانی بعد از فوت همسرش بلقیس،
یه‌جا در خطابش میگه:

«يا عطرًا بذاكرتي»

ای عطر حافظه‌ام❣🥹

#قشنگ‌باشین

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

بی‌بی‌های ما، پایِ دارِ قالی، حرف‌هایی می‌زدند🌱

می‌گفتند : تار و پودی که زن آبستن و زائو ابزار زده باشد، شل و وا رفته است 🌱

فرشی که پیرزن بافته باشد، گرم است و به درد خواب زمستان می‌خورد⛄️

فرش دختر مجرد، تیز رنگ است و تند و چشم را می‌زند💫

اما همان‌ها می‌گفتند که امان از قالی نو عروس و دختر عاشق ... نقشش هزار راه می‌بَرَد آدم را❣

نقشش غلط است، مرغش سر می‌کند توی گل و گلش می‌رود زیر بال و پر مرغ 🥹
اما عوض‌اش تا بخواهی جان دارد

#زیبا_صنم

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

صبح ها عاشق ترم
سرخوش تر
پر شور تر
و بسیار بسیار دیوانه تر ☀️

عشق را در نگاه بیقرار گنجشک
روی درخت خشک خرمالو می بینم 🍅

در نم نمک باران لطیف صبح گاهی💧

در کوله پشتی بزرگ
گل پسر کوچک همسایه

در نگاه حریص گربه سیاهِ
دختر مش باقر

صبح ها
من زیادی سر خوشم
زیادی عاشقم
و زیادی مهربان🌱

#خورشید_بخشایی

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

چیزی که از آن حرف نمی‌زنی،
می‌شود اشک‌های ناگهانیِ وسط خیابان☁️💧

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

عشق وجود دارد❣

فقط بعضی‌ها مث آيدا می‌مانند
شاملو می‌سازند

بعضی‌ها هم مث ثريا می‌روند
شهريار را می‌كُشند👉

#سجاد_ابطحی

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

قلبم از کار ایستاد
اما ❓
تو جایت خالی ست

گفته ام روی کفن،یک قلب خیاطی کنند✂️

#ناشناس

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

همین‌جا
دست بردم به شعر❣

و زمان را
مثل نخی نازک
بیرون کشیدم از آن✨

#بینام

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

محبوب من❣

آقای نخستین،آموزگار کلاس اول مان به من الفبا آموخت تا در آینده دکتر،مهندس،وزیر و وکیل شوم🍃

اما من پنهان از همه ، الفبا را آموختم تا بتوانم با شما سخن بگویم

برای شما ترانه ها بنویسم.بنویسم:

«فصل عطش یاد شما،شکر شیره ی بستنی ست،دست به دل ما نزنید،ظرف بلور شکستنی ست.»🫠

بنویسم:«شما که عسل دارید،قند دارید،نگاه شبرنگ دارید،سینه زنان زخمی و عاشق دلتنگ دارید.»✨

بنویسم:«روزها با هزار تا تاکسی,می رسم سه راه عباسی،شاید میان مردم بیای منو بشناسی...»🌸🪞

#محمد_صالح_علاء

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

اشک تو باران رشت و گیسوانت آبشار

#میترا_حسینی🌊

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

پنجاه سال در میان شیشه‌های عطرت
و باغ موهایت
و چین‌های پهلویت گشتم🥹

اما هنوز در تشخیص حروف الفبای تو وامانده‌ام

و هنوز نمی‌دانم چگونه موهای بافته‌ات را باز کنم و سنجاق‌ها را از آنها جدا کنم❣

آنگاه که ساعت صفر عاشقی فرامی‌رسد و اشک‌های زمستان جاری می‌شود✨

#نزار_قبانی

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

دستانت؛میراثِ دوهزار ساله‌ی شعر است❣🌱

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

🥹❣آذر ماه و تولد دخترم آنیسا

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

آرزو داشتم که شبی همراه تو در فلورانس شام بخورم🥹

همانجا که مجسمه‌های میکل آنژ
نان و شراب را با گردشگران شهر تقسیم می‌کنند❣🌱

#نزار_قبانی

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

بهترین قسمتش این بود که
پرده‌ها را پایین کشیدم✨

زنگ در را با پارچه‌ای مندرس پوشاندم

تلفن را داخل یخچال گذاشتم☎️

و سه‌چهار روز تمام را در تختخواب گذراندم

و بهتر از همه این بود که
هرگز دل کسی برایم تنگ نشد🪄

#چارلز_بوکوفسکی

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

در شب های فشرده
یاد شما فصل ها را جابجا میکند🌙🌹

#محمد_صالح_علاء

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

تموم کیچه‌های شهر اسمِ تونه داد میزِنن🫀🍃

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

🥹✨با تمام احساساتتون گوش بدین

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

نادر، دیپلم که گرفت شد جوان اول محل؛ توی بی‌عاری❗️

صبح به صبح که همسن‌وسالهایش میرفتند که بروند سر کار، کلاس کنکور یا پادگان، نادر می‌آمد می‌نشست لبِ جوی آب خشک کوچه، به جدول حل‌کردن📃

شلخته نبود؛ موها را آب‌جارو می‌کرد و لباس بیرون می‌پوشید، انگار که روی جدول سیمانی محل کارش باشد و باید هر هشت صبح کارت بزند.
یک دسته مجله جدول داشت، گیر که می‌کرد از رهگذرها می‌پرسید: "آخرین شاه ساسانی کی بوده؟ ویتامین جدولی؟ کتاب زرتشتی‌ها چی بوده❓"

غریبه‌ها جواب می‌دادند و هم‌محلی‌ها پند که: "برو سر یه کار درست‌‌‌ودرمون" یا "نمیخوای درس بخونی بری دانشگاه؟" یا "پَ اینم شد کار❓"

نادر کاری به این کارها نداشت، کارمندِ منضبط سازمانِ جدول‌حل‌کنی بود که جمعه‌ها هم سرکار حاضر میشد.

یک روز، پیاز سیب‌زمینی‌فروشِ محل، چرخ طوافی‌اش را پارک میکند جلوی نادر و می‌گوید: "چشمت به این باشه، برم مسجد دست به آب"
نادر گیرِ یک سوال سخت بوده... سر تکان میدهد‌.
مرد همین‌طور که می‌رود داد می‌زند "هر کی اومد قیمتا رو نوشتم روی مقوا."
نادر باز سر تکان می‌دهد✨

کمی بعد یک رهگذر می‌آید و یک نایلون سیب‌زمینی و پیاز برمی‌دارد.
مرد هنوز برنگشته. نادر بلند می‌شود سیب‌زمینی‌ و پیاز‌ها را وزن می‌کند، پولش را حاشیه‌ی سفید مجله ضرب و جمع میکند و قیمت را می‌گوید.
مشتری حساب می‌کند، می‌رود و نادر خوشش می‌آید.
این جنس‌دادن و پول‌گرفتن به دهانش مزه می‌کند🔸

مرد که برمی‌گردد نادر میپرسد: "از این چرخ‌ها کجا میفروشن❓"

چند وقت بعد، نادر از سازمان جدول، استعفا می‌دهد و می‌شود میوه‌فروش محل. مردم‌دار و مشتری‌مدار:
"بفرمائید؛ مهمون من باشین؛ قابل شما رو نداره..."
بعد وانت می‌خرد و بعد هم مغازه اجاره می‌کند و یکجانشین می‌شود.

توی مغازه‌اش مجله‌های جدول را ورق‌ورق می‌کرد و لاش سبزی‌خوردن می‌پیچید می‌داد دست مردم🥬

و چند وقت بعد معلم گرفت و همان‌جا، توی مغازه تار زدن یاد گرفت.
لابلای لیموها و پرتقال‌ها 🍊و نارنگی‌ها می‌نشست، موهای قهوه‌ای‌اش میریخت روی پیشانی‌اش و تار می‌زد.

سوپر میوه‌ی نادر، تنها مغازه‌ای بود که می‌شد همزمان هویج سوا کرد و موسیقی زنده شنید.

شنیدم نادر یکی از ۷۰۹ نفر بوده. یکی از آنها که ویروسِ بی‌تدبیری نفسش را قفل کرده و خیره به سقف رفته، برای همیشه.
کرکره مغازه پایین بود، پارچه سیاه، آویزان، شکم داده بود و جگر می‌سوخت برای جوان ۲۷ ساله‌‌ای که کلی کارِ نکرده و راه‌نرفته داشت و نشد، نگذاشتند▪️

#سودابه‌_فرضی_پور

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

او نگفت "دوستت دارم"
اما نامه اش را این گونه تمام کرد:

بال تو را می‌بوسم پرندهء قلبم❣✨

#فرانتس_کافکا

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

بیا با هم حرف‌های نارنجی بزنیم!
مثلا رازهایت را بگو✨

انگار که یک نارنگی را پوست کنده باشند و عطرش هوا را زیبا کرده باشد🍊

یا مثلا درد دل کن، بغض‌ات را بشکن؛ انگار که یک انار ترک خورده باشد🥹

اصلا نکند از من دلگیر شده باشی❓
بهانه‌ای اگر هست، نگو! نگهش دار تا آخرین روزهای پاییز🍁

تا هنگام رسیدن خرمالوها🍅

شاید تا آن روز، با هم، به غم امروزمان خندیدیم

غم‌های من و تو معتبر نیستند. مثل برگ‌های خزان فرو می‌ریزند. آنچه اصیل است، شادی‌های ماست که سبز است🌱

گیرم که این روزها، دانه‌اش مانده باشد در دل خاک. من و تو، جوانه می‌زنیم🫠

فصل سوم، موسمِ کم شدن‌هاست. از درختان، برگ؛ از آسمان، باران؛ از شبانه روز، آفتاب و از آسمان، پرندگان کوچنده🕊

تو اما به من اضافه شو

«پاییز» با همین غافلگیری‌هاست که زیباست.
سرزده، سر برس
دل به دلت خواهم داد🌷

#سارا_کنعانی

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

چه اندوهی را تحمل می‌کنی که
چشم‌هایت این‌چنین غمگین است❓

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

‌ محبوبِ من
جز تو تمامِ جهان، از حوصله یِ من خارج است❣🥹

#محمد_صالح‌علا

Читать полностью…

ترانه باراڹ☔

تو را در همه چیز،
در گلبرگهای خشکیده ی لای کتاب🥀

در تکه کاغذی مچاله توی کیف
در عکسی دور از تابستانی سیاه و سفید✨

تو را در اعداد یک شماره اشغال
در عقربه های یک ساعت کهنه🕰

در صندلی های خالی یک پارک

تو را میبینم در همه چیزهای قدیمی🫠

#بوی_باران

Читать полностью…
Subscribe to a channel